درخت حوزه‌های تخصصی

منطقه آمریکای شمالی و حوزه دریای کارائیب

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۱۴ مورد از کل ۶۱۴ مورد.
۶۰۱.

بررسی فرایند خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان از منظر نظریه سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۷
نظریه سیستمی، که یکی از رویکردهای برجسته در علوم انسانی، به ویژه در حوزه های علوم سیاسی است این امکان را می دهد تا رویدادهای گوناگون را به شیوه ای خاص مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این نظریه با تأکید بر ارتباط و تعامل اجزای مختلف یک سیستم، کمک می کند تا پدیده ها را به صورت جامع تر و در قالب یک مجموعه مرتبط درک کرد. در این پژوهش سعی شده است خروج آمریکا از افغانستان در چارچوب این نظریه بررسی شود. شکست آمریکا در جنگ افغانستان (2021-2001) و نرسیدن به اهداف خود، یکی از نقاط آغاز تشکیک ها در هژمون برتر بودن آمریکا می باشد. دیدگاه های متعارضی در خصوص افول هژمونی آمریکا مطرح شده است و خروج از افغانستان بدون هیچ دستاوردی به این خوف و رجا در بین نخبگان آمریکایی دامن زده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «چگونه می توان بر اساس نظریه سیستمی، خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان را تشریح و تبیین کرد؟» مبتنی بر رویکرد تبیینی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی برای پاسخ به این سؤال می توان گفت بحران در نظام اقتصادی، سیاسی و نظامی این کشور بر برتری آن در فضای بین الملل تأثیرگذار بوده و بر هژمون برتر بودن نیز اثر سوء داشته است. شکست در سیاست های اعلامی واشینگتن در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در کنار فشارهای محیطی ناشی از کنشگری فعال بازیگران قدرتمند که حکایت از تغییر واقعیت های نظام بین الملل دارد، باعث شد آمریکا برای جلوگیری از افول کامل به بازاندیشی نسبت به سیاست های چیرگی بنیاد خود در منطقه غرب آسیا برسد. برای نشان دادن این مهم و عملیاتی کردن متغیرها نیز از روش مدل سازی نظری بهره برداری شده است.
۶۰۲.

تأثیر جمهوری اسلامی ایران به عنوان شبکه بازیگر بر تضعیف نظم شبکه ای آمریکا در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۰
سیاست جهانی قرن بیست ویکم، سیاست میان قدرت شبکه ای هژمون و نیروهای مخالف است که شکل رقابت استاندارد به خود می گیرد و  مقاله حاضر درصدد است با روش کیفی شبکه، تاثیر ایران بر تضعیف نظم شبکه آمریکا را بررسی کند. سؤال اصلی این پژوهش این است که ایران به عنوان شبکه کنشگر چگونه موجب تضعیف نظم شبکه ای آمریکا در منطقه غرب آسیا  شده است؟ بنابر فرضیه، ایران در حالت کارگزاری متوسط با استراتژی برنامه نویسی شبکه مقاومت، منجر به ایجاد چالشی برای اعتبار هنجاری برنامه های نظم شبکه آمریکا در غرب آسیا شده است. نتایج نشان می دهد ایران در برخورد استانداردی با شبکه نظم آمریکا در نقش تجدیدنظرطلب ارتباط دهنده، مستقل و ضد هژمون با کارگزاری بالا در  نوسان است. در این راستا ایران با تشکیل شبکه پیوست همگنی و کمتر همگن در غرب آسیا با دنبال کردن استراتژی های مسدودکننده، کانال جایگزین و همبستگی اقلیت که با عدم ایفای نقش مکمل سه قیاس برنامه نویسی شبکه آمریکا همراه است نوعی استاندارد در غرب آسیا ایجاد کرده است که مانع از برنامه نویسی و نصب استاندارد نئولیبرال آمریکا می شود و قدرت شبکه آمریکای ترامپ به دلیل سازگاری بسیار پایین و تغییر بیش از حد در کدنویسی برنامه سیستم عامل نظم شبکه جهانی، در غالب کردن استاندارد شبکه خود بر شبکه ایران در غرب آسیا با  اختلال اساسی روبه رو شده است و به دلیل عدم سازگاری، ناهمگنی ایدئولوژیکی و تعارض استاندارد با هزینه بسیار بالا میان دو شبکه ایران و آمریکا، هرگونه استانداردسازی و کدنویسی برنامه نظم فراگیر با حالت تک مرکزی آمریکا در شبکه  نظم غرب آسیا توسط ایران مسدود شده است.
۶۰۳.

تحلیل سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان ایران در دوره پهلوی دوم با تمرکز بر اسناد لانه جاسوسی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۸
ورود دیدگاه های استعماری به ایران معاصر به منظور ایجاد تغییر در صورت و سیرت زندگی فردی و جمعی ایرانیان، یکی از مهمترین مسائل معاصر جامعه ایرانی است که توسط بازیگران متعددی از جمله ایالات متحده آمریکا دنبال شده است. اما از میان مخاطبین و موضوعات مختلف، مسأله زنان و تأثیرگذاری بر این قشر جامعه ساز بسیار اهمیت داشته است. لذا این مقاله در پی واکاوی ابعاد پنهان و آشکار مداخلات فرهنگی ایالات متحده در ایران عصر پهلوی دوم در حوزه زنان است که با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و با تکیه بر چارچوب نظری سیاست گذاری عمومی، اسناد طبقه بندی شده سفارت سابق آمریکا در تهران را مورد بررسی قرار داده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که: ایالات متحده چگونه از طریق سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان تلاش داشته تا نقش و هویت زن ایرانی را بازتعریف کند و این تلاش ها چه بازتابی در اسناد لانه جاسوسی داشته است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیاست گذاری فرهنگی آمریکا در حوزه زنان ایرانی، عمدتاً در بستر زنان نخبه، نهادهای فرهنگی و آموزشی، رسانه و الگوهای رفتاری طراحی شده بود و تلاش داشت از طریق مهندسی اجتماعی به بازتعریف نقش زن ایرانی مطابق با الگوهای غربی بپردازد. این مداخلات گرچه در کوتاه مدت بر سبک زندگی و الگوهای فرهنگی برخی زنان تأثیر گذاشت، اما با واکنش و مقاومت های اجتماعی و مذهبی همراه شد و در نهایت به یکی از عوامل بی اعتمادی گسترده نسبت به آمریکا در سال های منتهی به انقلاب اسلامی تبدیل گردید. این مطالعه بر اهمیت فهم ابعاد فرهنگی، سیاست گذاری خارجی و نقش جامعه مدنی در واکنش به آن تأکید دارد.
۶۰۴.

تحلیل سیاست آمریکا در قبال گروه های تکفیری در غرب آسیا با تأکید بر سوریه (2024-2013): رویکردی مبتنی بر قدرت هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
ظهور و گسترش گروه های تکفیری و تروریستی به ویژه در سوریه مانند داعش و جبهه النصره که بعدها به هیئت تحریرالشام تغییر نام داد، چالش های پیچیده ای در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی رویکرد ایالات متحده به این گروه ها، از منظر نظریه «قدرت هوشمند» به بررسی سیاست های متناقض واشینگتن در قبال این گروه ها می پردازد. روش شناسی پژوهش، تاریخی- تحلیلی با رویکرد انتقادی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای، تحولات سیاست خارجی ایالات متحده از سال 2013 تا 2024 را بررسی کرده است. مطالعه سابقه تاریخی نشان داد که آمریکا در دهه 1980 با حمایت از برخی اعراب و افغان ها، زمینه ساز شکل گیری گروه های افراطی همچون القاعده شد که بعدها به تهدیدی علیه منافع این کشور تبدیل شدند. در همین راستا، یافته ها تأیید کردند که آمریکا با بهره گیری از ابزارهای قدرت سخت (عملیات نظامی، فراهم ساختن تسلیحات و تحریم های اقتصادی) و نرم (دیپلماسی عمومی، تعامل دیپلماتیک و کمک های بشردوستانه) دائماً به دنبال مدیریت و بهره گیری از این گروه ها بوده است. تحول در رویکرد واشینگتن نسبت به هیئت تحریرالشام و خروج این گروه از فهرست گروه های تروریستی در سال 2024، نمونه ای از انعطاف پذیری سیاست آمریکا در راستای تأمین منافع منطقه ای خود است. نتیجه پژوهش نشان می دهد سیاست قدرت هوشمند آمریکا در قبال گروه های تکفیری با تأکید بر سوریه، علی رغم تناقضات آشکار، در خدمت اهداف استراتژیک این کشور در غرب آسیا است.
۶۰۵.

بررسی تأثیر سیاست های نفتی و تحریمی آمریکا بر تولید نفت ایران: رهیافت ARDL(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
منطقه خلیج فارس به دلیل برخورداری از منابع غنی انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی و راهبردی، همواره کانون تمرکز قدرت های جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. در این میان، تولید و صادرات نفت آمریکا و همچنین تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران، از مهم ترین عوامل مؤثر بر بازار جهانی نفت و وضعیت تولید نفت ایران به شمار می آیند. لذا هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تأثیر سیاست های نفتی و تحریمی آمریکا بر تولید نفت ایران است که بدین منظور، از روش اقتصادسنجی مدل خود رگرسیون با وقفه های توزیعی (ARDL) و داده های سالانه طی دوره ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۳ استفاده شده است. نتایج مدل ARDL نشان می دهد که تحریم های آمریکا در کوتاه مدت تأثیر منفی معناداری بر تولید نفت ایران داشته اند، اما در میان مدت و بلندمدت، این اثرات به واسطه سیاست های تطبیقی، کاهش یافته یا حتی خنثی شده اند. همچنین افزایش تولید و صادرات نفت آمریکا به طور ساختاری موجب محدودسازی تولید نفت ایران از مسیر کاهش سهم بازار می شود. در مقابل، صادرات نفت ایران نقش کلیدی و مثبت در افزایش تولید داخلی داشته و وابستگی شدیدی میان این دو متغیر وجود دارد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران در تدوین راهبردهای مقاوم سازی صنعت نفت و حفظ جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی کمک کند.
۶۰۶.

بررسی مقایسه ای راهبرد سیاسی- امنیتی دولت اول ترامپ و بایدن در مناقشه اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۶
حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 تحولات ژئوپلیتیکی عمیقی را در روابط بین الملل ایجاد کرد. این رویداد، بحث دیرینه درباره نقش جهانی آمریکا را مجدداً مطرح ساخت و سؤالاتی را درباره استراتژی ایالات متحده در قبال روسیه، در پرتو مناقشه اوکراین (2023-2014) را برانگیخت. لذا در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده می شود که راهبردهای سیاسی-امنیتی دولت های اول ترامپ و بایدن در قبال مناقشه اوکراین چگونه بوده و دارای چه شباهت ها و تمایزاتی است و چه تشابهات و تمایزاتی در استراتژی های ترامپ و بایدن قابل مشاهده است؟ مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مقایسه استراتژی های دولت اول ترامپ و بایدن چنین فرض شد که سیاست های بایدن در ادامه رویکردهای ترامپ با اتخاذ رویکرد سخت گیرانه تر و مقابله با هژمونی روسیه بر مناطق پیرامونی خود و در چارچوب «امنیت و بقا» بوده است. یافته های این پژوهش که مبتنی بر نظریه رئالیسم تهاجمی است، نشان داد که این دو رئیس جمهور از زمینه های نظری متفاوتی استفاده کردند. ترامپ و آرمان های پوپولیستی او تلاش کردند تا از روابط معمول نخبگان ایالات متحده با مسکو دور شوند، چراکه او تلاش کرد تا روابط آمریکا و روسیه را از تقابل دور کند. در واقع، رویکرد ترامپ مبتنی بر همکاری در جهت حفظ صلح و امن کردن جهان و رفاه اقتصادی بود و از این نظر رویکرد موازنه گری نرم را اتخاذ نمود. با این حال، بین الملل گرایی لیبرال بایدن او را ملزم به استراتژی های سخت گیرانه علیه روسیه کرد. از این نظر، بایدن علیه پوتین اقداماتی انجام داد تا از او بخواهد صلحی را که لیبرال دموکرات ها از جنگ جهانی دوم برای ایجاد آن تلاش کرده اند، بازگرداند. درنتیجه، استراتژی بایدن به سمت اقدامات تحریمی شدیدتر، اخراج روسیه از گروه 7، و افزایش حمایت های نظامی و اقتصادی از اوکراین تغییر جهت داد.
۶۰۷.

بررسی و تحلیل چالش های کلان فرهنگی ایالات متحده آمریکا و رهیافت های تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۴
آمریکای کنونی نه صرفاً یک کشور بلکه در حقیقت صورت تمدنی جهان غرب در عصر حاضر می باشد و جمهوری اسلامی ایران که داعیه دار ایجاد تمدن نوینی در جهان است برای گذار از تمدن رایج فعلی یعنی تمدن غرب می بایست در گام نخست آن را به درستی بشناسد و شناخت باطن یک تمدن از طریق آگاهی به فرهنگ آن امکان پذیر است. از این رو، هدف از این پژوهش، شناخت وضعیت و چالش های کلان فرهنگی آمریکا، به عنوان موتور محرک سایر عرصه های تمدنی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی) می باشد. لذا در راستای این هدف، کتاب های 15 نفر از صاحب نظران این حوزه که دارای بالاترین نمره در وب سایت های goodreads و Librarything می باشد مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده ذیل مفهوم فراگیری تحت عنوان وضعیت کلان فرهنگی ایالات متحده و مبتنی بر 111 کد استخراج شده، 24 مضمون پایه و 3 مضمون اصلی و سازمان دهنده یعنی: وضعیت چالش های فرهنگی– تمدنی جامعه آمریکا، ایده فکری این کشور در حوزه فرهنگ و آینده فرهنگ آن شناسایی شد. باتوجه به شاخص های کلان بدست آمده از جامعه و فرهنگ آمریکا، به نظر می رسد این کشور دچار بحران های بزرگی است که در صورت برطرف نشدن این چالش ها، معضلات جامعه آمریکا تشدید خواهد شد. عاملی که تاکنون مانع شده تا این بحران ها فرهنگ آمریکا را به سوی فروپاشی سوق دهد، علاقه به تغییری است که در ذات فرهنگ ایالات متحده شکل گرفته است.
۶۰۸.

راهبردهای موازنه نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با طرح ایالات متحده آمریکا جهت عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
تحولات اخیر غرب آسیا نشان دهنده دگرگونی در الگوهای ائتلاف سازی منطقه ای و چرخش کشورهای عربی به سوی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی  است؛ روندی که با ابتکار «صلح ابراهیم» آغاز شد و ابعاد ژئوپلیتیکی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این روند، با پیوستن کشورهایی چون امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش، به مثابه راهبردی مشترک در مقابله با نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تعریف می شود و بیانگر تلاش ایالات متحده برای بازطراحی نظم امنیتی غرب آسیا در قالب یک محور نوین عربی-عبری و در چارچوب موازنه فراساحلی از سوی آمریکا است. در چنین بستری، پرسش اصلی این مقاله آن است که جمهوری اسلامی ایران از چه راهبردهایی برای اعمال «موازنه نرم» در برابر این ائتلاف احتمالی نوظهور بهره می گیرد و این مولفه ها چگونه می توانند در تضعیف روند عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب نقش آفرین باشند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده است نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری راهبردهای مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی، دیپلماسی چندلایه، حمایت از گروه های مقاومت و تاکتیک «دیپلماسی گیرانداختن»، تلاش می کند از طریق موازنه نرم، روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه سازد.
۶۰۹.

الگوی نفوذ ایالات متحده آمریکا در ایران دوره پهلوی دوم مبتنی بر اسناد لانه جاسوسی (سفارت سابق ایالات متحده در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۳۹
پس از جنگ جهانی دوم منطقه غرب آسیا از اهمیت خاصی برای ایالات متحده آمریکا برخوردار بوده و در این میان، ایران نقش محوری در این منطقه راهبردی داشته است. از این رو ایالات متحده جهت نفوذ در ایران بالاخص در دوره پهلوی دوم اقدامات مختلفی انجام داده است تا به صورت حداکثری به اهداف اصلی خود در ایران و منطقه غرب آسیا دست پیدا کند که با توجه به ضرورت بررسی تاریخی این مسئله و نیز تحولات عرصه بین الملل شناخت الگوی این نفوذ دارای اهمیت بالایی است. لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مبتنی بر اسناد بدست آمده از سفارت سابق آمریکا در ایران (لانه جاسوسی)، الگوی نفوذ آمریکا در ایرانِ دوره پهلوی دوم چگونه بوده است؟ جهت پاسخ به این سؤال از روش تحلیل محتوای کیفی استقرائی استفاده شده است، مبتنی بر این روش، کلیه اسناد بدست آمده از سفارت سابق آمریکا در ایران مورد بررسی و تحلیل و در نهایت کدگذاری تخصصی و مقوله بندی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش الگوی نفوذ آمریکا در ایران این دوره را می توان ذیل سه بخش اصلی اهداف (براندازی دولت، تغییر رفتار دولت و تغییر موزانه قدرت)، آماج یا مخاطبین (کارگزاران، ساختار رسمی، گروه های سیاسی و عموم مردم) و همچنین ابعاد نفوذ (نرم افزاری و سخت افزاری) تقسیم بندی نمود که اسناد بدست آمده ذیل هرکدام از این بخش ها نمایانگر تلاش جدی آمریکا برای نفوذ در ایران در دوره مذکور بوده است.
۶۱۰.

جنگ تجاری آمریکا با چین و پیامدهای آن بر نظم تجاری بین المللی 2025-2017(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۶
جنگ تجاری میان ایالات متحده و چین در فاصله سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، به یکی از چالش برانگیزترین تحولات در نظم تجاری بین المللی بدل شده است؛ تحولی که با اتخاذ سیاست های حمایت گرایانه از سوی آمریکا شدت یافته و ابعاد اقتصادی، فناورانه و نهادی گسترده ای پیدا کرده است. مقاله حاضر می کوشد با تمرکز بر این ابعاد، به این پرسش پاسخ دهد که اقدامات ایالات متحده در توسل به جنگ تجاری با چین در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، چگونه بر نظم تجاری چندجانبه بین المللی تأثیر گذاشته است؟ فرضیه تحقیق که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با روش مطالعه اسنادی انجام شده، این است که ایالات متحده در سال های 2017 تا 2025، به عنوان هژمون در حال ستیز با نظم خویش، از طریق پیگیری رویکرد رقابتی با چین در عرصه تجارت جهانی، سبب تقویت رویه های حمایت گرایانه در قبال رویه های همکاری جویانه در نظم تجارت جهانی شده و بنیادهای نظم لیبرال چندجانبه را تضعیف کرده است. در همین راستا، یافته مقاله نشان می دهد که رقابت تجاری و فناورانه آمریکا با چین نه یک پروژه مقطعی، بلکه روندی ساختاری و پایدار است که حتی با تغییر دولت ها نیز استمرار یافته و موجب قطبی شدن بازار جهانی، تضعیف نهادهای چندجانبه، و بازآرایی زنجیره های تأمین خواهد شد. این تحولات برای سایر کشورها از جمله ایران، هم فرصت زا و هم تهدیدآمیز است؛ فرصت هایی که بهره برداری از آن ها مستلزم سیاست گذاری فعال، تنوع تجاری، و ارتقاء توانمندی فناورانه است.
۶۱۱.

تحلیل روند تاریخی سیاست گذاری ایالات متحده آمریکا در قبال زنجیره ارزش جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
زنجیره های ارزش جهانی به پایه و اساس سازمان های صنعتی در جهان معاصر تبدیل شده و حتی برخی آن ها را به منزله «ستون فقرات اقتصاد جهانی» می دانند. این نوع تقسیم کار بین المللی در امتداد زنجیره های ارزش جهانی، بسیاری از شرکت های چندملیتی آمریکایی را به مراکز طراحی محصول و نوآوری بدون کارخانه تبدیل کرده است. به لحاظ تاریخی آمریکا پس از حدود یک قرن سیاست های حمایت گرایانه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، امضای توافق نامه های تجاری متقابل برای کاهش موانع تعرفه ای و غیرتعرفه ای برای تجارت را جزء اولویت اصلی خود قرار داده بود؛ اما حالا در دهه اخیر به ویژه با ظهور ترامپ موج سیاست های حمایت گرایی در آمریکا مجدداً شدت گرفته است. سؤال اصلی پژوهش این است که روند تغییرات سیاست های ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از مؤثرترین کشورها در حوزه زنجیره های ارزش جهانی چگونه بوده است؟ فرضیه پژوهش آن است که آمریکا طی سال های اخیر به تجدیدنظر و بازنگری پیرامون زنجیره های ارزش خود مبادرت ورزیده است و اقدام به بازطراحی و نهایتاً اجبار شرکت ها و حلقه های واسطه به بازگشت به داخل خاک آمریکا نموده است. در ادامه این پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی و تحلیل روندی به دنبال بررسی و تحلیل سیاست های آمریکا طی دهه های گذشته در طراحی و پیشبرد زنجیره ارزش جهانی است. همچنین در بررسی روند سیاست گذاری آمریکا در این حوزه از چارچوب مفهومی نقش دولت در زنجیره ارزش جهانی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهبرد آمریکا در قبال زنجیره ارزش جهانی همواره یکسان نبوده و در بازه های زمانی متفاوت، متناسب با اقتضائات تحولات داخلی و بین المللی تغییر سیاست هایی را تجربه کرده است. گذار این کشور از سیاست های تسهیل کننده تجارت آزاد به سیاست های تنظیم گری و حمایت گری و ایفای نقش خریدار محصولات این زنجیره ها دلالت های مهمی برای اقتصاد جهانی و در نتیجه رفتار سایر بازیگران مهم داشته و از همین روی بر تجارت جهانی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران نیز مؤثر است.
۶۱۲.

الگوی رفتاری ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چند قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۳
پس از پایان جنگ سرد مرحله گذار از نظام دو قطبی به تک قطبی به وجود آمد. نظامی که در آن آمریکا به قدرت بلامنازع نظامی و اقتصادی در جهان تبدیل شد. در این میان، سه کشور ایران، روسیه و چین خواهان بازتوزیع قدرت در صفحه شطرنج نظام بین الملل بوده و حاضر به پیروی از اصول رهبری آمریکا در مناسبات منطقه ای و جهانی نیستند. این سه بازیگر استراتژیک اوراسیایی، تنها نظاره گر مانور و نمایش قدرت آمریکا در همه زمینه ها نخواهند بود و با صف آرایی آن ها در مقابل آمریکا و تقویت محور ضد نظام سلطه، هژمونی واشینگتن در سطح جهانی در معرض تهدید و فروریزی قرار گرفته است. این مسأله می تواند جهان را از حالت تک قطبی خارج و به سمت چندقطبی سوق دهد و در نتیجه به سقوط و فروپاشی جایگاه هژمونی آمریکا در جهان کمک نماید. لذا سؤال اصلی پژوهش این است که سه کشور ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چندقطبی چه سیاست هایی را اتخاذ کرده اند؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سه کشور ایران، روسیه و چین، قدرت های در حال ظهور جهان هستند که با به قدرت رسیدن آن ها در صحنه جهانی، معادله و نظم جدیدی در جهان شکل گرفته که تفکر آمریکایی را با چالش بزرگ مواجه نموده است. تضعیف نظم جهانی آمریکامحور، ضمن بر هم زدن جدول محاسبات بازیگر هژمون، زمینه گذار از نظم تک قطبی به نظم چندقطبی در عرصه بین الملل را فراهم خواهد نمود که این امر به باز توزیع قدرت در سبد نظم جهانی و در نهایت، تقویت اهرم های دیپلماتیک تهران، مسکو و پکن و ارتقای جایگاه منطقه ای و بین المللی آن ها منجر خواهد شد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات نیز مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی بوده است.
۶۱۳.

نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران (2025-2009)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
در دهه های اخیر، سیاست خارجی ایالات متحده به طور فزاینده ای تحت تأثیر بازیگران غیردولتی و نیروهای سیاسی نوظهور قرار گرفته است. این مقاله به بررسی نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران می پردازد. این جنبش، به عنوان تجلی بنیادگرایی سیاسی راست گرا در آمریکا، از طریق شبکه ای از سیاستمداران، نهادهای رسانه ای، اتاق های فکر و حامیان مالی توانست گفتمان حزب جمهوری خواه را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از پیامدهای اصلی این تأثیرگذاری، تشدید بی اعتمادی به دیپلماسی چندجانبه و توافق نامه های هسته ای بود که در مخالفت شدید تی پارتی با برجام و حمایت فعال آن از راهبرد فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران نمود یافت. این مطالعه، با بهره گیری از نظریه رئالیسم نئوکلاسیک و گفتمان امنیتی، نشان می دهد که تی پارتی نه تنها به تشدید خصومت آمریکا با ایران کمک کرد، بلکه با تأثیرگذاری بر انتخاب سیاستمداران و نهادهای تصمیم گیر، در جهت دهی به فرآیندهای سیاست گذاری خارجی نقش محوری ایفا نمود. این تحقیق از روش کیفی فرآیند ردیابی بهره می برد. یافته ها حاکی از آن است که بنیادگرایی سیاسی داخلی می تواند به تقویت سیاست خارجی تهاجمی، کاهش ظرفیت دیپلماسی و تغییر اولویت های ژئوپلیتیکی منجر شود. این مطالعه موردی بر ضرورت شناخت بازیگران داخلی نوظهور و فهم گفتمان های شکل دهنده به افکار عمومی و ساختار حزبی برای تحلیل جامع رفتار خارجی دولت ها تأکید می کند. هدف این مقاله، ارائه فهمی عمیق تر از پیوندهای پیچیده بین سیاست داخلی و خارجی در نظام سیاسی ایالات متحده است؛ پیوندهایی که در مورد ایران، هم بر تاکتیک ها و هم بر چارچوب های مفهومی نگرش آمریکا تأثیرگذار بوده اند.
۶۱۴.

تحلیل ژئوپلیتیکی مناسبات ایران و ایالات متحده آمریکا: تعامل تاریخ، بازیگران، استراتژی ها و منابع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۰
مناسبات ژئوپلیتیکی میان ایران و ایالات متحده آمریکا طی بیش از یک قرن، تحت تأثیر تعاملات پیچیده ای از تاریخچه روابط دوجانبه، نقش آفرینی بازیگران داخلی و خارجی، استراتژی های اتخاذ شده و بهره برداری از منابع جغرافیای قدرت شکل گرفته اند. در همین راستا، پرسش محوری تحقیق حاضر آن است که: مناسبات ژئوپلیتیکی ایران و ایالات متحده آمریکا در بستر رقابت های منطقه ای و بین المللی چگونه شکل گرفته، چه عواملی در تحولات آن مؤثر بوده اند، و این مناسبات بر اساس چه الگوهایی قابل تحلیل هستند؟ تحقیق حاضر با رویکردی تحلیلی و تاریخی، به بررسی پیوسته این چهار بعد پرداخته و نشان می دهد که مناسبات ایران و آمریکا به طور مستمر در مسیر نوسان میان همگرایی و تقابل قرار داشته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که منابعی چون موقعیت جغرافیایی استراتژیک، نفت، ظرفیت های فناورانه، و توانمندی های دیپلماتیک، نقشی اساسی در تعیین الگوهای رفتاری دو کشور ایفا کرده اند. تحولات داخلی ایران، ظهور بازیگران منطقه ای چون رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، و تغییرات در ساختار نظم بین المللی نیز به شدت در جهت گیری استراتژیک این مناسبات مؤثر بوده اند. بر مبنای این تحلیل، چهار راهبرد کلیدی شامل دیپلماسی هدفمند منطقه ای، همکاری های محدود با شرکای استراتژیک، تقویت توان داخلی فناورانه، و توسعه دیپلماسی نرم، به عنوان چارچوب هایی برای مدیریت آینده مناسبات ایران و ایالات متحده پیشنهاد شده اند. نتایج نشان می دهد که تنها از طریق شناخت دقیق منابع قدرت و تنظیم انعطاف پذیر استراتژی ها می توان مسیر مناسبات را از الگوی تقابل به سمت همکاری مدیریت کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان