فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۸۵۹ مورد.
مولوی و شیخ صنعان در مکتب عشق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حکومت و اوصاف حاکمان در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیت عرفانی مولانا جلال الدین (672-604 ه .ق) آن چنان در ذهن و خاطر ارادتمندان و علاقه مندانش جای گرفته که عرصه را برای بررسی وجوه دیگر آن وجود جامع تنگ کرده است. واقعیت این است که مثنوی از جهات مختلف دینی، علمی، فلسفی، و حتی سیاسی و اجتماعی قابل بررسی است. حکومت به عنوان یک مقوله دینی- سیاسی از جمله موضوعاتی است که در مثنوی مورد توجه قرار گرفته و مولانا در جای جای این کتاب شریف، دیدگاه های خود را درباره انواعِ حکومت، مشروعیت حکومت و ویژگیهای حاکمان اظهار داشته و به تفصیل درباره حکومتهای غیرمشروع یا حکومتهای فرعونی و حکومتهای مشروع یا حکومتهای سلیمانی سخن گفته است. نویسنده این مقاله سعی دارد با جمع آوری دیدگاه های مولانا و تدوین آنها زمینه را برای دسترسی به نظر مولانا درباره حکومت فراهم آورد و مبانی فکری و ویژگیهای حکومت مطلوب او را برشمرد.
بررسی و تحلیل قصه «ناکجاآباد شقاوت» در مثنوی با توجه به بحرانهای انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از حکایات دویست و شصت گانه مثنوی، قصه کوتاه و فاقد عنوان و ماخذ است که در دفتر سوم و ذیل استان قوم سبا آمده و هیچ یک از شارحان و مفسران- جز در حد اشاره بدان نپرداخته اند. نگاه و تبیین این مفسران نیز در حد تاویل سمبلها و تفسیر واژگانی گزاره ها بوده که البته خود مولانا در ادامه داستان بدان پرداخته است. به نظر نگارنده، هیچ یک از محققان و مفسران، حکایت را بدون توجه به تاویل خود مولانا و به صورت ساختاری و به عنوان یک داستان مستقل بررسی و تحلیل نکرده اند که در این جستار سعی می شود با لحاظ این نکته، خوانش دیگری از داستان ارایه شود. نگارنده بر این باور است که تمام اجزای داستان باید به صورت یک کل در یک بافت و زنجیره معنایی در پیوند با داستانهای قبل تفسیر و تبیین شود. بر این اساس ضمن تحلیل ساختاری داستان و بررسی عناصر آن، قرائت دیگری با توجه به مسائل و مشکلات انسان معاصر از آن ارایه شده که در هیچ یک از منابع متقدم بدان توجه نشده است. قصه تمثیلی یاد شده از نظر نوع پردازش و کیفیت تصویرگری، ساخته و پرداخته ذهن و تخیل مولوی است که با توجه به جریان سیال ذهنی شاعر و با بهره گیری از اسطوره های دینی - چون داستان یوسف و رویای عزیز مصر، داستان ابراهیم و چهار مرغ - و با کمک تصاویر رویاگون و سوررئال پدید آمده است. این داستان به نسبت کوتاه، حاوی نکات و پیامهای عمیق جهانی برای انسان رها و تنها در عصر جدید است که مولانا ضمن توصیف برجسته ترین آفات و بیماریهای بالقوه بشری به تبیین، تحلیل و سرانجام، ارایه راهکارهای رهایی انسان از این آفات اهتمام ورزیده است.
تحلیل دنیامداری در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنویاز ارزشمندترین آثار عرفانی اخلاقی ادب فارسی است که در پی تعلیم زندگی حقیقی و نمودن راه سعادت به بشر است. این کتاب بر رسیدن به منبع خلقت و کمال غایی انسان تأکید می کند؛ البته در رابطه ای دوسویه به تلاش برای زندگی مطلوب این جهانی نیز توجه دارد. مسئلة این پژوهش آن است که دنیا و جلوه های آن به چه میزان و از چه دیدگاهی در این اثر نمود یافته است؛ هم چنین چگونگی و چرایی گرایش مولانا به دنیا در این جستار بررسی می شود. از همین روی پس از شرح مفهوم دنیاگرایی، همه ابیات شش دفتر مثنویمولانا در چند حوزة مهم از نمودهای دنیاگرایی بررسی شده است؛ خردورزی، مدارا، دوری از تعصب با تکیه بر نکات اخلاقی و بدون اندیشیدن به پاداش اخروی و دوری از تقلید کورکورانه، ازجمله حوزه های مهم نمودهای دنیاگرایی است. در این زمینه داستان هایی این اندیشه را برجسته تر کرده اند که در این پژوهش واکاوی شدند. هدف این بررسی تبیین نگرش مولانا به دنیا و جلوه های آن است. در این گفتار چنین دریافت می شود که مولانا دنیا را ارج می نهد؛ زیرا آن را راه رسیدن به عالم بالا و کمال می داند. او همة حوزه های دنیاگرایی را در چهارصد بیت به طور مستقیم و در داستان هایی به طور غیرمستقیم شرح داده است.
باد و باده (تحلیل ساختاری غزلی از مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی در غزلی که بررسی ساختاری آن موضوع این مقاله است، برخی از دیدگاه های عرفانی خود را نه به صورت بیان صریح، بلکه از طریق ساختار غزل بیان می کند. این غزل دارای فرمی اندام وار است و در آن، نشانه یا دالی که بر "باد" دلالت می کند؛ اما در شعر حضور ظاهری ندارد، بلکه تبدیل به نماد شده است. غزل مورد بحث به دلیل ساختار ویژه ای که دارد می تواند بخشی از تشخص سبکی مولوی را در شعر نشان دهد.
تقریری نو از شیطان در مثنوی
حوزههای تخصصی:
بررسی ترقیمه در چند نسخه از مثنوی مولانای روم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترقیمه (کلفون colophon)که این روزهانسخه شناسان ایرانی به جای آن اصطلاحات ""انجامه""، ""پایانه"" و "" دستینه"" را قرار می دهند یکی از مهمترین اجزای ترکیبی نسخه خطی است. اگر نسخه خطی را به یک تنِ انسانی تشبیه کنیم ترقیمه در حکم پای آن تن (نسخه) می باشد. ترقیمه قباله و سندی است که ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی یک نسخه خطی را به ما می شناساند. ترقیمه مثل گذرنامه است که یک نسخه خطی به اعتبار آن می تواند به هر جا برود و در هر وقت سفر کند و به هر کتابخانه جهان راه یابد. به کمک ترقیمه ما می توانیم نسخه را از گمنامی دربیاوریم. و از نام و نشان کاتب، زمان و مکان نگارش نسخه، و نام سفارش دهنده آن باخبر شویم. هزارها هزار نسخه خطی فارسی بی تاریخ و بدون ترقیمه در کتابخانه ها نگهداری می شوند اما قابل مطرح شدن نیستند، پس ما می توانیم بگوییم که برای نشان دادن اهمیت و ارزش نسخه وعلم نسخه شناسی ترقیمه بسیار لازم است.
کوه و معانی نمادین آن در بیان عواطف عارفانه و عاشقانه ی مولانا در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی پرآوازه ترین شاعری است که لطیف ترین و با شکوه ترین معانی زندگی را در قالب مثنوی به جهانیان عرضه کرده است. مثنوی را به عنوان گنجینه ای از تصاویر بی پایان و مولوی را با قدرت تصویرگری بی مانند، می شناسیم. مولوی از ساده ترین جلوه های زندگی و مظاهر بی مانند عالم طبیعت از جمله کوه، نفیس ترین و ناشنیده ترین درس ها را به ما می آموزد و به دنیای کهنه و غم زدهی درون ما، جامهای از طراوت و تازگی می بخشد.
با توجه به اهمیتی که کوه در تصویرگری های شاعرانه و بیان عواطف و احساسات مولانا دارد که این خود حاکی از بازتاب افکـار متعالی و روح بزرگ اوست، در این مقالـه کوشیده ایم تا نقش کـوه و
معانی نمادین آن را در بیان عواطف عاشقانه و عارفانه مولانا تحلیل کنیم و از این رهگذر با خلاقیت شاعرانه و شیوهی بیان عواطف و احساسات او در بیان مضامین والای عرفانی آشنا شویم.
این تحقیق به روش توصیفی و شیوهی تحلیل محتوا انجام شده است. نتایج تحقیق، نشان دهندهی تعلّق خاطر و توجّه روح بزرگ مولانا به مظاهر بخشندگی، عظمت و بزرگی و پایداری است. کوه علاوه بر هیبت و صلابتی که دارد، الهام بخش یک درس اخلاقی نیز هست و آن درس هم صدایی در عین رازداری و پناه دهندگی است که مولانا به آن توجّه خاصّی داشته است.
کلید مثنوی (بخش چهارم)
حوزههای تخصصی:
موسى (ع) و فرعون در مثنوى معنوى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی با بهره گیری کامل از قران و تفاسیر آن ‘ سعی در ترسیم سیمای الهی و بشری از موسی (‘ع) دارد. موسی (ع) در مثنوی گاه چون مریدی است که از ولادت تا وفات با عنایت الهی رشد ونمو یافته‘ درمسیر شریعت ربانی گام نهاده‘ طریقت معنوی را آزموده و به منزل حقیقت خلیفة الهی واصل گردیده است. وگاه چون شیخ کاملی برای قوم بنی اسرائیل به مدد الهی معجزات نه گانه خویش را آشکار ساخته ‘ و وادیهای خطرناک رهایی از فرعون ستمگر را که مثل شیطان ونفس است پشت سر گذاشته و به مقامات الهی نایل آمده است. با اینهمه موسی (ع) در برابر خضر (ع) چون سالکی زانوی تأدب به زمین زده و در آزمون سخت صبر مردود گشته برمی گردد. موسی (ع) در نظر مولوی گاه مظهر عقل الهی است و گاه مظهر عقل بشری
نقش استطراد در حکایات مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی مولانا به گونه ای دنباله سنت معارف گویی است که در خاندان وی معمول بوده است. ارتجالی بودن کلام، دخالت اقتضائات آنی و فی المجلس در سیر طبیعی مطالب، الزامات بلاغت منبری و در نتیجه گسستگی سخن از نشانه های ناگزیر این گونه آثار است. حضور مستقیم و بالفعل مخاطبان در زمان آفریده شدن مثنوی، فضایی مدرسی ایجاد می کند و بالطبع نقش گویا و خاموش آنان را در جای جای این منظومه تعلیمی، که محصول تعامل گوینده و شنونده است، می توان دید. از سوی دیگر، علائق و سلائق مولانا نسبت به برخی مطالب و مضامین دلخواه، سبب می شود تا در شکل گیری نهایی حکایات، کلام او را در اختیار خود بگیرند نه او کلام را. تذکارهای مکرر مولانا در توجه خواننده به معنای انفسی، نه آفاقی، حکایات و پیمانه معنی شمردن قصه به مخاطب او می آموزد که در ظاهر حکایات نماند و مثنوی را به منزله کتاب قصه نخواند. در این مقاله به این موضوعات پرداخته می شود: استطراد در مثنوی به شکلها و انگیزه های گوناگون پیدا می شود. واکنشهای مخاطبان حاضر در مجالس اعم از سخنان یا حالات، تداعیهایی که بی اختیار در ذهن مولانا شکل می گیرند، بیخود شدن گوینده در هنگام طرح مطالبی که روح حساس او شدیدا به آنها وابسته است، همچون عشق، توحید، فنا، یاد شمس تبریزی و... در زمره انگیزه های این گریزهاست.
شورانگیزی در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
بی شک تراوش های اندیشه به عواملی بستگی دارد که بتواند ذهن و زبان و سبک بیان سخنور راتحت تأثیر قرار دهد و ممیز هنجار سخن او با سخن گویندگان دیگر شود. در مثنوی مولوی نیز انگیزه های گوناگونی مایه شورانگیزی تعابیر عارفانه می شود که خود در حوزه سبک شناسی اثار مولانا قابل تأمل بسیار است . از این گونه عوامل می توان به سیمای پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع)‘حسام الدین چلیی‘شمس تبریزی و ... اشاره کرد و جلوه های نور‘عشق‘خورشید‘آتش و ... را در تبیین تعابیر بلند مولانا در زمینه های گوناگن دید . این مقاله به اختصار گونه هایی از این موارد را در مثنوی نشان میدهد.
گونه های تک گویی در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا وظیفه انتقال بخشهای مهمی از روایتهای داستانی خویش را به عهده گفتگوها نهاده است برخی از این گفتگوها مخاطب خاصی ندارد؛ به بیانی دیگر، یکی از قهرمانان داستان یا خود راوی در لحظه های عاطفی و هیجانی شدید به گفتگو با خود می پردازد و از این راه، هم به پیشبرد ماجراهای داستانی کمک می کند و هم پرده از محتوای ضمیر خودآگاه یا ناخودآگاه خویش بر می دارد تا خواننده نسبت به آنها اطلاع یابد و بدین طریق، تک گوییهای مثنوی شکل می گیرد. تک گویی بر اساس هدف نویسنده، ساختار و شکل زبانی خویش به سه نوع، (1 درونی (2 نمایشی و (3 حدیث نفس یا خودگویی تقسیم می شود.
گونه های تک گویی در تبدیل زاویه دید بیرونی به درونی نقش بسیار مهمی دارد و غالبا با شیوه اصلی روایت مولانا تناسب کامل دارد که داستانها را با کانون روایت کاملا باز و از زاویه دید دانای کل آغاز می کند؛ اما بتدریج زاویه دید و کانون روایت خود را بسته و محدود می سازد.
این مقاله که به شیوه سندکاوی تهیه شده و نتایج خود را به شکل تحلیلی - توصیفی ارایه داده به منظور بررسی گونه های مختلف تک گویی در مثنوی به نگارش در آمده است.