ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
۶۱.

تحلیل کارکردشناسانه ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۵
عنصر شعری ردیف دستاورد نوآوری ایرانیان است و در شعر فارسی پیشینگی بسیار دارد. این عنصر که از کارکردهای پُرتعداد و پُرگونه برخوردار است، در همه قالب ها و ادوار شعر فارسی کاربرد داشته است؛ اما در قالب غزل، بیش تر از بقیه قالب ها، و در شعر دوره سبک اصفهانی، فراوان تر از دیگر دوره ها، مورد استفاده شاعران بوده است. حکیم شفایی اصفهانی، از شاعران مطرح در دوره سبک اصفهانی است که متناسب با اقتضائات شعری دوره خود، غالب غزل هایش را، 1066 غزل (94.59 درصد) از مجموع 1127 غزل، به صورت ردیف مند سروده است. این پژوهش که روشی توصیفی- تحلیلی دارد و مبنای داده های آن اسناد و منابع کتابخانه ای است، با نظر به بسامد فراوان ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شکل گرفته است و بر آن است تا کارکردهای این عنصر را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شناسایی و تحلیل نماید. دستاورد پژوهش شمار فراوان کارکردهای ردیف و گونه گونی بسیار آن را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، نشان می دهد. شاخص ترین این کارکردها که در متن پژوهش تبیین و تحلیل شده است، 11 مورد است که از نظر نظم الفبایی، شامل: 1. ابزار برجسته سازی مفهوم، مضمون و یا تصویری خاص، 2. القاگر حس درونی شعر، 3. انسجام بخش اندیشه و تخیل شاعر، 4. بستر آفرینش صورت های مجازی و ترکیبات نوین، 5. بیانگر اندیشه شاعر، 6. پوشاننده عیوب قافیه، 7. تعیین کننده در کم و کیف نظیره پردازی های غزلی، 8. زمینه ساز یگانگی میان مخاطب و شاعر، 9. عرصه پاسداشت زبان فارسی، 10. فزاینده ساحت موسیقایی، و 11. مایه التذاذ بصری، می شود.
۶۲.

تحول و تطور «شیوه بیان» در ترانه های معینی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
بررسی و مطالعه سیر ترانه سرایی در دوره پهلوی دوم، به ویژه از زمان تأسیس رادیو در سال ۱۳۱۹ ه. ش به بعد، حاکی از تحول و تطور این نوع ادبی در ساحت های مختلف خود، به خصوص در حوزه شیوه بیان و مضمون است. رحیم معینی کرمانشاهی سهم بزرگی در این تحول و تطور دارد، به گونه ای که در بسیاری از نوآوری ها در این عرصه پیشتاز و مبدع است. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی نبوغ و نوآوری های معینی را در عرصه ترانه سرایی، به ویژه در زمینه شیوه بیان و تحول مضمون، ازیک سو و تناسبات کلامی و ملودیکی، از سوی دیگر بررسی و تحلیل کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که معینی در شیوه بیان، با گذر از روش های سنتی، با بهره گیری از فنون ادبی نظیر روایت، قصه، نماد و همچنین هنر نقاشی، تابلوسرایی را به عنوان روش و سبک نوین در ترانه سرایی معرفی کرد و با درک زمان و ذائقه مخاطب روز، مضامین نو که در ترانه سابقه نداشت، نظیر مضامین فلسفی، عرفانی و اخلاقی را با زبان روایت و قصه وارد ترانه سرایی کرد. در کنار این نبوغ، در حوزه تناسبات کلامی و ملودیکی هم ابداعاتی انجام داد. تلفیق درست واژگان با روح ملودی، هماهنگی وزن و ریتم ترانه با مضمون و محتوای کلام و تغییر آن به مقتضای تغییر مضمون و همگامی و تغییر ملودی، همسو با تغییر شخصیت های داستان و روایت و تغییر و دگرگونی در ساختارکلیشه ای ترانه های گذشته، نظیر بیان یک سرگذشت در دو ترانه مجزا با عنوان ترانه های تکمیلی، حاصل ابداعات و نوآوری های معینی به شمار می آید.
۶۳.

رتوریک سیاسی و مؤلفه های آن در متون ادبی با نگاهی به اشعار مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
واکاوی نظام مند ظرفیت های رتوریک سیاسی در متون ادبی، مستلزم تعریف دقیق مفاهیم و بهره گیری از چارچوب نظری منسجم و کارآمد است. پژوهش حاضر کوشیده است با اتکا به مبانی نظری کِنِت بِرک در حوزه رتوریک که امروزه در معنای گسترده ارتباطات دریافت می گردد، الگویی برای مطالعه رتوریک سیاسی متون ادبی به صورت ساختارمند ارائه نماید. برک، یکی از نظریه پردازان برجسته رتوریک نو در قرن بیستم، مؤلفه های بنیادین این حوزه را در قالب مفاهیمی چون جداسازی، ایجاد هویت مشترک، سلسله مراتب و فرم دراماتیک پنجگانه (شامل کنش، صحنه، فاعل، واسطه و هدف) تبیین می کند. به کارگیری این مؤلفه ها در بررسی زیرشاخه سیاسی رتوریک، درواقع انطباق یک چارچوب نظری عام و کلی بر یکی از حوزه های فرعی و موضوع محور آن به شمار می رود. این پژوهش به روش تحلیل کیفی، پس از شرح مبانی نظری برک در حوزه رتوریک، منتخبی از اشعار مهدی اخوان ثالث را به عنوان نمونه عملی دارای ظرفیت بررسی با آن رویکرد در حوزه رتوریک سیاسی واکاوی نموده است. نتایج تحلیل اشعار سترون، آنگاه پس از تندر، کتیبه و فریاد نشان می دهد که عنصر ایجاد هویت مشترک غالباً از طریق شگرد ادبی توصیف بازنمایی شده و در بخش عمده ای از اشعار مورد بررسی، نقش محوری ایفا نمود ه است. همچنین، برجسته سازی آگاهانه هر یک از عناصر پنجگانه فرم دراماتیک در نسبت با کنش اصلی شعر یا درام، بیانگر اتخاذ مبنای فلسفی و ایدئولوژیک خاصی است که با تحکیم و جهت دهی گفتمان های سیاسی مورد نظر شاعر در متن همسو است. در بستر دراماتیک این اشعار، شکل گیری منطق مکالمه ای میان شخصیت ها و به گوش رسیدن صدای طبقات مختلف، مفاهیم جداسازی و سلسله مراتب قدرت را در پیوندی معنادار با محتوای سیاسی اثر به مخاطب منتقل می سازد و کارآمدی رویکرد برک را در تحلیل رتوریک سیاسی متون ادبی تأیید می نماید.
۶۴.

تحلیل روایت شناسانه مواجهه غیبی در حکایت های تذکرةالاولیا از منظر جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
مقاله حاضر به تحلیل روایت شناسانه مواجهه های غیبی در حکایت های تذکره الاولیا از منظر نظریه جهان های ممکن می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری مک هیل و رایان، نشان داده می شود که روایت های عرفانی با خلق جهان های ممکن، مرزهای واقعیت و خیال را درمی نوردد. انواع مختلف جهان های ممکن در تذکره الاولیا ازجمله جهان های متکثر، حلقوی و ذهنی ناشی از رؤیاها، فرضیه ها، پیش بینی ها، فانتزی ها، آرزوها، اهداف و باورها هستند. این جهان ها چگونگی بازنمایی مواجهه های غیبی و تأثیر آن بر سلوک عرفانی را نشان می دهد. مواجهه های غیبی از طریق تکنیک هایی مانند تلفیق واقعیت و فراواقعیت، ساختارهای حلقوی تکرارشونده و ذهنیت گرایی، جهان های ممکن سیال را بازنمایی می کند. جهان های ممکن ذهنی در تذکره الاولیا نه صرفاً ابزارهایی روایی، بلکه بنیانی معرفتی برای درک تجربه عرفانی اند. در این روایت ها، مواجهه با امر غیبی از طریق زبان و تصویر به جهانی ممکن تبدیل می شود. جهانی که در آن، سلوک عرفانی با ساختارهای چرخشی، نمادین و چندسطحی روایت می شود. تکرار هدفمند الگوها در این ساختار نیز امکان های نامحدودی برای تکامل معنوی فراهم می آورد. این ساختار روایی، سیر و سلوک عرفانی را به شکلی چندلایه بازنمایی می کند. روایت ها از مسیر خطی فاصله می گیرند و به خواننده امکان می دهند تا از زوایای گوناگون با حقیقت روبه رو شود.
۶۵.

«تحلیل استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس با رویکرد فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۹
زبان وسیله ای برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات است که به منظور پی بردن به افکار و آرای ذهن انسان دارای اهمیت است. با تکامل زبان و ظهور زبان شناسی، شاخه ای از آن با نام زبان شناسی شناختی شکل گرفت و در یکی از حوزه های مطالعاتی آن یعنی معنی شناسی شناختی که به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می پردازد، استعاره مفهومی و طرح و اره های تصویری مطرح شد. در استعاره مفهومی که از دو حوزه مبدأ و مقصد و با تمرکز بر نگاشت ها پدیدار می گردد، نظام مفهومی ما و الگوهای استعاری سازی دارای اهمیت هستند. این الگوها که از حوزه های مختلفی چون تاریخ، اسطوره، حماسه، دین، عرفان و نظایر آن برخاسته اند و می توان تحت عنوان فرهنگ از آن ها یاد کرد، خاستگاه استعاره مفهومی به شمارمی آیند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس در غزلیات حافظ پرداخته است. عمده ترین نتیجه آن، دست یابی به کلان استعاره «ریا، نابودگر است» بوده، زیرا حافظ ریا را با پدیده هایی مفهوم سازی کرده که بی اعتباری، بی حاصلی و نابودی را درپی دارند. استعاره پردازی ریا اغلب با طرحواره قدرتی از نوع نیروی متقابل و ایجاد و رفع مانع انجام می گیرد که به لحاظ فرهنگی، سازگار با شرایط و آداب سلوک عرفانی است. نابودگرانگاری ریا و مبارزه بی-امان حافظ برای ریشه کن کردن آن، محصولِ تجربیات فرهنگی اوست. بعضی از این تجربیات، مثل ریا به مثابه انسان سرکش، ریا به مثابه بوی بد و ریا به مثابه شراب، روایتگر تجربیات درون فرهنگی حافظ در فارس و شیراز و در سطح وسیع تر، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ است.
۶۶.

بررسی توازن آوایی غزلیات ابن یمین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
موسیقی یکی از تاثیر گذارترین عوامل زیبایی و جذابیت شعر است. این عامل از راه توازن آوایی به صورت کمی(وزن) و کیفی( توازن واجی) خود را نشان می دهد. ابن یمین در 324 غزل که در دیوان اشعار خود سروده ، به خوبی از عهده آن برآمده است. در این غزل ها بیشتر از اوزانی استفاده کرده که حالت خیزابی دارند، اوزان «فاعلاتن، فعلاتن، فعلاتن ، فعلن» با 81 غزل « فاعلاتن، فاعلاتن ، فاعلاتن، فاعلات » با 47 غزل؛«مفعول، فاعلات، مفاعیل، فاعلن» با 41 غزل و« مفعول، مفاعیل، مفاعیل، فعولن» با 33 غزل؛ در میان غزلیات ابن یمین بسامد بیشتری در میان غزلیات دارند. غیر از جامعه آماری این پژوهش در بقیه غزلیات دیوان نیز همین ویژگی موسیقایی وجود دارد. در بخش توازن آوایی کیفی نیز انواع تکرار را در غزلیات او می بینیم، در این پژوهش انواع واکه های کوتاه و بلند، همخوان های آغازین، میانی و پایانی، تکرار کلمه را بررسی کرده ایم و مشخص گردیده که شاعر به خوبی و آگاهانه از این امکانات زبانی برای به اوج رساندن موسیقی شعر خود بهره برده است. در بخش واکه ها(مصوّت ها) «ا و -ِ» بیشترین بسامد را دارند و کمترین بسامد مربوط به واکه های«-ُ، -َ، او» می شود. در بخش همخوان ها (صامت ها) همخوان های«س، خ، ش» بسامد بیشتری دارند و همخوان های«پ،ع، غ، ن» کمتر تکرار شده اند. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی انجام گرفته است؛ جامعه آماری 50 غزل از دیوان اشعار ابن یمین می باشد. در آغاز، مباحث توازن آوایی را در غزلیات شناسایی کرده و بعد از آن با رسم نمودار و جدول به تحلیل و بررسی هر کدام پرداخته ایم.
۶۷.

تحلیل و ارزیابی مجموعه کاریکلماتورهای« قلبم را با قلبت میزان می کنم » پرویز شاپور براساس نظریه جامع طنز کلامی (GTVH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
طنزپردازی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در آثار ادبی ملل گوناگون و زبان فارسی است و از دیرهنگام بدان توجه شده است. در روزگار معاصر نیز بدان توجه ویژه شده است و با بهره گیری از نظریه های نو در زبان شناسی، جایگاه آن را فراتر برده اند. از جمله طنزپردازان نامی معاصر، پرویز شاپور است. این جُستار بر آن است تا شگردهای طنزآفرین در کاریکلماتورهای شاپور را در مجموعه قلبم را با قلبت میزان می کنم، براساس نظریه جامع طنزکلامی (General Theory of Verbal Humor) تحلیل کند. هدف آن است تا با یاری این نظریه که شامل شش متغیر تقابل انگاره (Script opposition)، مکانیزم منطقی (Logical Mechanism)، موقعیت (Situation)، هدف (Target)، شیوه روایت (Strategy Narrative) و زبان (Language) است، شگردهای به کار رفته در کاریکلماتورهای پرویز شاپور، به شیوه توصیفی - تطبیقی و تحلیلی بررسی گردد. در این نظریه از انتزاعی ترین زاویه که مؤلفه تقابل انگاره (Script opposition) است تا عینی ترین زاویه یعنی متغیر زبان (Language) به بررسی و واکاوی آثار طنز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد با اینکه هر شش مؤلفه در یک راستا در ایجاد طنز نقش دارند، اما تقابل انگاره (Script opposition) و مکانیزم منطقی (Logical Mechanis) از شگرد هایی هستند که تأثیرگذاری بیشتر با بس امد بالاتر، در پدید آوردن طنز کاریکلماتورها برعهده دارند و از ارک ان اصلی ایج اد طنز در آث ار ش اپور به شم ار می روند. همچنین شاپور در کاریکلماتورها، به گزینش و چینش واژگان در محور همنشینی توجه شایانی داشته و این همجواری واژه ها در طنّازی، عمق بخشی، تأثیر گذاری و انسجام کلام بسیار مؤثر بوده است.
۶۸.

شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.  
۶۹.

تحلیل گفتمان کتاب فارسی پایه اول دبستان از منظر آموزش مهارتهای زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۹
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب فارسی اول ابتدایی از منظر آموزش مهارت های زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون بود. روش این تحقیق تحلیل محتوا و جامعه مورد بررسی کتاب فارسی دوره اول ابتدایی چاپ 1402 می باشد. از آنجایی که حجم نمونه و جامعه در این تحقیق برابر بودند تمامی محتوای کتاب به عنوان نمونه انتخاب و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کتاب فارسی با روش آنتروپی شانون نشان داد، که به ترتیب مهارت های برقراری ارتباط موثر(فراوانی 116)، همدلی(فراوانی114)، خودآگاهی(فراوانی105)، حل مساله(فراوانی77)، تصمیم گیری(فراوانی71)، تفکرخلاق(فراوانی47)، ارتباط بین فردی(فراوانی44)، مقابله با هیجانات منفی(فراوانی 27) و تفکرانتقادی(فراوانی23) را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد مهارت های خودآگاهی، ارتباط بین فردی، مقابله با هیجانات منفی، حل مساله و تفکر خلاق دارای ضریب اهمیت 0.11 و مهارت های همدلی، تصمیم گیری، برقراری ارتباط موثر و تفکر انتقادی دارای ضریب اهمیت 0.1 می باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت علیرغم در نظر گرفتن تمامی مهارت ها در کتاب فارسی دوره اول ابتدایی، اما ضریب اهمیت آنها پایین بوده و جا دارد که به تمامی مهارت های زندگی نگاه ویژه ای شود.
۷۰.

سفر قهرمانانه زنان در روایت های تمثیل رؤیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
این مقاله تلاشی برای توصیف، بررسی و تحلیل چهره زنان در نوع ادبی تمثیل رؤیا از منظر اسطوره شناسی و با تمرکز بر سیر تحول آن از دوران باستان تا دوران معاصر است. با استفاده از روش تحلیل تطبیقی، بیش از پانزده روایت تمثیل های رؤیا از فرهنگ ها و دوره های زمانی مختلف (همچون: اسطوره ایشتر و گیل گمش؛ روایت های زردشتی چون معراج کرتیر و ارداویراف نامه؛ رساله الغفران، کمدی الهی و از متن های معاصری چون نمایشنامه کفن سیاه عشقی، «زن بدوی» سپهری، و فیلم هایی چون چه رؤیاهایی که می آیند و پویانمایی هرکول و...) بررسی و مقایسه شده است و با توجه به متن های پیکره پژوهش، دریافتیم: در روایت های تمثیل رؤیا، زنان اغلب در قالب چهره هایی چون راهنما قدیس، مادر، هدف سفر، شرور و، در مواردی نادر، زن سالک ظاهر می شوند. در این سیر تاریخی، چهره زنان دستخوش تحول شده است و در روایت های دوران معاصر زنان راهنما بار دیگر با چهره هایی خردمند و ستوده دیده می شوند. تحلیل تمثیل های رؤیا نشان دهنده تحول در نقش زنان در طول تاریخ و تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی بر آن است؛ چهره زن از خدای ماده، زنان راهنما و درمانگر دوران اساطیر به زنان معذب به عذاب دوزخ نزول می کنند و در روایت های عارفانه فارسی عموماً چهره زن راهنما، با چهره پیری روحانی جایگزین می شود. در تمثیل رؤیاهای معاصر اندک اندک ردپایی از بازگشت راهنمای زن به روایت ها دیده می شود. مسیر سفر قهرمانانه زنان با سفر قهرمانانه مردان نیز تفاوت دارد و الگوی «مارپیچ» موریان مورداک در توصیف سفر قهرمان زنان نسبت به الگوی جوزف کمبل در «سفر قهرمان» مناسب تر به نظر می رسد؛ الگویی که در آن بر اهمیت خودآگاهی و هم آوایی زنان با آگاهی درونی شان تأکید می کند.  
۷۱.

تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010  تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.  
۷۲.

نقدی بر کتاب غزل سعدی و غزل واره شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از قلمروهای اولیه پژوهش در ادبیات تطبیقی بررسی مضامین مشترک در آثار دو شاعر یا نویسنده است. کتاب غزل سعدی و غزل واره شکسپیر مضامینی مانند عشق و مدح را در آثار غنایی این دو شاعر با هم مقایسه می کند. در فصول مختلف کتاب کاستی های متعدد و گمراه کننده ای وجود دارد که به ترتیب فصول کتاب به آن ها پرداخته شده است. اساسی ترین و مهم ترین کاستی کتاب حاضر این است که مؤلف برای مقایسه غزل سعدی و غزل واره شکسپیر به گزیده ای از، نه تمام، غزل واره های شکسپیر بسنده کرده است. در واقع، مؤلف یک سوم غزل واره های شکسپیر را نادیده گرفته، از این رو تحقیق او ناقص و ناتمام است. کاستی مهم دیگر مقایسه مدح در غزل سعدی و غزل واره شکسپیر است که به گمانم قیاسی مع الفارق است. کارکرد مدح در شعر فارسی و به عنوان یک سنت در دربار پادشاهان ایرانی خصایص و ملزومات مخصوص به خود را دارد که از آن ها نشانی در شعر انگلیسی نیست. به علاوه، غزل فارسی و غزل واره انگلیسی هم در حوزه بیان و رتوریک و هم در قلمرو مضمون و کاربرد با هم تفاوت بنیادین دارند. سایر کاستی ها را، که از قضا تعداد آن ها کم هم نیست و در فصول مختلف پراکنده است و می تواند به جد گمراه کننده باشد، در چند گروه دسته بندی شده است: الف) اطلاعات غلط، ب) مدعیات بی سند، ج) اطلاعات ناقص و گمراه کننده، د) تکرارهای نالازم، و ﻫ) پانوشت های غلط انگلیسی و فرانسوی. نویسنده کوشیده است تا مستندات و شواهد خود را از میان معتبرترین و روزآمدترین منابع عرضه کند.
۷۳.

از ادبیاتِ دیجیتال شده به ادبیاتِ دیجیتال: مدخلی به بوطیقای ادبیات دیجیتال و تأملی در شیوه خوانش و آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۸۱
با ظهور فناوری دیجیتال و فضای مجازی در چند دهه اخیر، نظام های ارزشی، سبک زندگی، مناسبات اجتماعی، و بازنماییِ وضع بشر در آثار ادبی و هنری دستخوش تغییرهای اساسی شده اند. در حوزه ادبیات نیز، نه تنها فرایند تولید و خوانش آثار جنبه دیجیتال یافته، بلکه ادبیات سنتیِ چاپی نیز به تدریج جای خود را به ادبیات دیجیتال شده و دیجیتال/ الکترونیک می دهد. بااین حال، در جوامع فارسی زبان ادبیات دیجیتال هنوز استقرار نیافته و سرشت و سازوکار آن در بحث های مربوط به ادبیات فارسیِ معاصر جایی نداشته است. پژوهش حاضر می کوشد با تحلیل دقیق این مفهوم و بررسی یک نمونه، توجه پژوهشگران ادبیات معاصر را به این موضوع جلب کند. بحث اصلی جستار حاضر این است که ادبیات دیجیتال، به سبب ماهیت چندرسانه ای و چندوجهی، خصلت تعاملی و ابرمتنی، و شرایط خاص تولید و انتشار آن، از گفتمان سنتیِ ادبیات چاپی بسیار فراتر می رود؛ از همین رو، یکی از مناسب ترین رویکردها به خوانش آن «گفتمان کاویِ چندوجهی» است که می تواند وجوه گوناگون آن را توأمان و در پیوند با یکدیگر بررسی کند. در پایان جستار نیز، برمبنای نظریه ریچاردز و راجرز درباره آموزش زبان کلامی و با اشاره به مفهوم «بازی وارسازی»، چارچوبی کلی برای بازاندیشیِ آموزش ادبیات در عصر فناوری و ادبیات دیجیتال طرح شده است.
۷۴.

بررسی نحوی و بلاغی داستان «خانه روشنان» اثر هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۳
داستان خانه روشنان اثر هوشنگ گلشیری از نمونه های برجسته روایت مدرن فارسی است که با ساختار نحوی پیچیده و شگردهای بلاغی متنوع، تجربه ای نو در روایت پردازی ارائه می دهد. این پژوهش با رویکردی تلفیقی به تحلیل نحوی و بلاغی این داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه جملات بلند و تودرتو، حذف های سبکی، زمان پریشی افعال و تکرارهای نحوی در کنار عناصر بلاغی چون استعاره، نماد، آیرونی، و آشنایی زدایی در شکل گیری سبک خاص گلشیری نقش دارند. یافته ها بیانگر آن است که گلشیری با بهره گیری هم زمان از ظرفیت های نحو و بلاغت، متنی می آفریند که هم به لایه های ذهنی و روانی شخصیت ها راه می برد و هم مخاطب را به خوانشی چندلایه و تأویلی از متن وامی دارد. بدین سان، خانه روشنان نه فقط یک روایت داستانی، بلکه تمرینی در زبان و ادراک است که مرز میان واقعیت و خیال را به چالش می کشد.
۷۵.

راهبری نقد در دوران مدل های زبانی بزرگ (درباره نقد و داوری علمی در عصر هوش مصنوعی و پیشنهاد یک چارچوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۰
اهلیان قلم، غالباً به این انگاره باور دارند: «تألیف مستقل»؛ یعنی آدمی در فرایند خلق معنا شریکی برنمی تابد. البته برخی، تأثیر و تأثر متن ها را بر هم گوش زد کرده و شکافی در این انگاره درانداخته اند که هرچه هست بینامتنیت است. با این حال، هم چنان اتفاق نظری درمورد «انسانی بودن» این تألیف وجود دارد. درواقع انسان/انسان ها در تألیف خودبسندگی دارند. پس ابزارها چه؟ قلم، کاغذ، صفحه کلید، نمایشگر و... در میان این تألیفِ خودبسنده چه می کنند؟ اندام های بسط یافته بیرونی ما هستند؟ اگر چو چشم و گوش، با ما همکاری نکنند و چشم و گوش ما نباشند چه؟ موش واره را تکان می دهیم و جابه جا نمی شود، جوهر خودکار تمام می شود، قلم می شکند، ویرایشگر word بالا نمی آید، جست وجوگر گوگل درحال به روزرسانی ا ست و...، در چنین وضعیتی که ابزارها با ما همکاری نمی کنند، تألیف چگونه می تواند تحقق یابد؟ از نخستین خط های سنگ نبشته ها که دست و چوب و آهن و سنگ در آفرینش معنا شریک بودند، تا قلم که اندیشه را در مسیر خطی خود هدایت می کرد، و از ماشین چاپ که با دگرگون ساختن اقتصاد کلام، مفهوم حق تألیف را ایجاد کرد تا امروز که مدل های زبانی بزرگ هوش مصنوعی در تولید و ارزیابی نوشته ها مشارکت می کنند، ما شاهد «هم مؤلفی انسان و ابزار» و تحولی مداوم در نحوه توزیع عاملیت میان این دو بوده ایم. اگر چنین است، پس چگونه در طول سالیان دراز، کم تر متوجه آن شده ایم ؟ در یک سهل انگاری تاریخی به سر می برده ایم یا همواره با تسامح واژه تألیف را به کار بسته ایم؟ آیا بسیط بودن ابزارها باعث شده از عاملیت آن ها چشم پوشی کنیم ؟ و نیازمند ظهور ابزارهایی پیچیده بودیم که بتوانند به کنش ما واکنشی حساب شده دهند، و بدین طریق ما را متوجه خود کنند؟ هرچه هست، گستره و اثر ابزارهای دیجیتال به سطحی رسیده که دیگر نمی توان مرز مشخصی میان عاملیت انسانی و ابزارش (در این جا ماشین) ترسیم کرد. این وضعیت که نشان از گذار «انسان چاپی»1 (=انسان در دوران تسلط پارادایم چاپ) به «انسان پساچاپ» (انسان در دوران تسلط پارادایم دیجیتال) دارد، بحران ها و چالش های متعددی پیش روی ما قرار داده است.
۷۶.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۷۷.

کنایه های نویافته در دیوان شاپور تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیده کلام را که مقصود سخنور می باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینه کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا می توان تقسیم کرد. نخست کنایه هایی که در فرهنگ های لغت یا کنایه ثبت شده اند و گروه دیگر کنایه هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دسته دوم کنایه ها می باشد. این کنایه ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به کار رفته اند. گروه نخست کنایه هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ ها ثبت نشده است. دسته دیگرکنایه هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن ها در فرهنگ ها ضبط شده، اما شاعر از آن ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه ای هم از آن ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایره کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.
۷۸.

بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۳
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
۷۹.

بررسی کهن الگوی سفر قهرمان در فیلم «یک تکه نان» با رویکرد جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
نقد کهن الگویی نگرشی نوین به ساحت ادبیات و هنر است که به دنبال درک بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه تاریخی بشر و متعاقباً ذهن هنرمند به صورت امری فعال بوده و در روابطی میان دانش های روان شناسی، انسان شناسی و هنر، با محوریت نظریات یونگ شکل گرفته است. در ادامه این تئوری، جوزف کمبل (۱۹۰۴-۱۹۸۷م)، محقق اسطوره شناس آمریکایی، بر این باور بود که ناخودآگاه جمعی بشری، به خلق الگوی خاص و متحد در داستان های ملل منتج خواهد شد که این امر فراتر از اختلافات فرهنگی و تاریخی و ... است. او یکی از این الگوها را کهن الگوی سفر قهرمان نامید که قهرمان در مسیر تکامل خود، پس از عبور از سه مرحله دعوت، تشرف و بازگشت، سیر حرکت متعالی یا هبوطی خود را کامل خواهد کرد. از سوی دیگر، فیلم «یک تکه نان» روایت سلوک قهرمانی است که در سفر خود به مقصدی متعالی، پس از طی مراحلی به مقام کمال و فنا می رسد. لذا این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی این روایت را با رویکرد سفر قهرمان بازخوانی کرده و به این نتایج دست یافته است که قهرمان به خاطر ساختار عرفانی و محوریت مقوله فنا در این حوزه معرفتی، سفر فیزیکال خود را ناتمام رها کرده و در مرحله بازگشت متوقف می شود. از سویی، مؤلف این روایت، سفر عرفانی چهارگانه را ناکام نگذاشته و قهرمان را در وجه فیزیکال در مرحله تشرف به کمال رسانده و در بعد سیر الی العباد، نوعی دگردیسی و پیکرگردانی در قهرمان داستان از قیس به عزیز خانم شکل خواهد داد. درحقیقت عزیز خانم، نمود وجه معنوی قهرمان است که سفر قهرمان در مرحله بازگشت را کامل خواهد کرد.
۸۰.

تحلیل و بررسی عنصر سواد عاطفی در شخصیت «جلال آریان» در شماری از داستان های پلیسی اسماعیل فصیح براساس الگوی گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۰
سواد عاطفی یا هوش هیجانی از نیازهای ضروری زندگی بشر برای بهبود روابط اجتماعی و دوری از برخی آسیب های حیطه رفتار و کاهش زمینه جرم در جامعه است. سواد عاطفی، آگاهی از هیجانات و چگونگی اثرگذاری آن در مدیریت روابط فردی و اجتماعی است تا فرد به درستی بیندیشد، تشخیص دهد و به بهترین حالت، عواطف و احساسات را دریافت کند و انتقال دهد. هرچند این موضوع بیشتر مربوط به حوزه های روان شناسی و تربیتی است، اما می توان نقش آن را در ادبیات پلیسی نیز بررسی کرد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و بررسی مقایسه ای و تطبیقی و استمداد از منابع کتابخانه ای به بررسی عنصر سواد عاطفی در زندگی «جلال آریان» شخصیت اول رمان های اسماعیل فصیح پرداخته شده و این شخصیت در پنج داستان فصیح ازجمله: «شراب خام»، «فرار فروهر»، «شهباز و جغدان»، «گردابی چنین هایل» و «درد سیاوش» تحلیل و بررسی شده است. براساس نتایج، جلال آریان به دلیل داشتن پیوند قوی بین دو حلقه شناخت و عواطف هیجانی خود توانسته است از تمام عوامل پنج گانه سواد عاطفی  (الگوی گلمن) برای گره گشایی از معماهای جنایی فصیح بهره ببرد. دستاورد پژوهش آن است که فصیح از میان این عوامل، بیش از همه به یکدلی و مدیریت روابط، سپس مهارت های اجتماعی،خودآگاهی، کنترل عاطفی و کم تر از سایرین به خودانگیختگی توجه داشته است. او با هنر سواد عاطفی نه تنها پی رنگ داستان هایش را تقویت کرده، بلکه آن ها را جذاب تر و دلپسندتر نیز کرده است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان