این مقاله به توصیف ساختمان بند ساده براساس دستور نقش گرای نظام مند هلیدی می پردازد. در این دستور "بند" به عنوان واحد اصلی تحلیل در نظر گرفته می شود. هلیدی معتقد است تمام زبان ها بر اساس چهار فرانقش عمده عمل می کنند که عبارتند از : فرانقش بینافردی ، فرانقش متنی ، فرانقش منطقی، فرانقش تجربی که نحوه ادراک و مفهوم سازی وقایع جهان بیرون و جهان درون ذهن را نشان می دهد و تجارب ما را از جهان به صورت مجموعه فرایندهایی در دستور زبان نشان می دهد. عنصر فرایند که مهم ترین سازه جمله است ملاک تقسیم بندی معنایی جمله به شمار می رود و بر پایه آن، جملات به فرایندهای مادی ، ذهنی و رابطه ای تقسیم می شوند. این نوشته تنها بر پایه فرانقش تجربی به تحلیل سازه های جمله می پردازد.
در این نوشتار سعی بر آن بوده است تا برخی از ویژگی های این فرهنگ در سطح کلان ساختار و خرد ساختار بررسی و نقد شود. هر چند استقصا در این باب نیازمند مداقه و صرف وقت بیشتر است، امیدوارم بررسی با همین دامنه نسبتا تنگ در شناساندن این فرهنگ به مخاطب فارسی زبان راه گشا باشد ...