از آن جا که خالق اسطوره ذهن آفریننده انسان و خالق ادبیات، عالم ذهنی شاعر و نویسنده است، میتوان اسطوره و ادبیات را دارای خاستگاه مشترکی دانست . شعر معاصر فارسی به عنوان یکی از جلوههای ادبی علاوه بر این خاستگاه مشترک، نمود دیگری از پیوند با اسطوره را در خود جای داد که در این مقاله به بررسی آنها پرداخته شده است.
در جستجوی اصطلاحات و تعبیرات و تبیین و تحلیل ساخت «زبان حقوقی» ایران، نمی توان و نباید تنها به بررسی متون قوانین پرداخت، بلکه مجموعه مقررات دیگر، یعنی مصوبات هیات دولت، آیین نامه های مصوب وزارتخانه ها و دیگر دستگاه های اجرایی، بخشنامه ها و هم چنین احکام صادر از محاکم و نیز اسناد محاضر و، سرانجام، نوشته های حقوق دانان را هم باید مد نظر داشت. تدوین و تصویب قوانین به شیوه کنونی ، یعنی به صورت نظام یافته و تابع تشریفات معین بیش و کم تعریف شده، دارای تقریبا صد سال سابقه (از زمان استقرار مشروطیت در ایران) است. تدوین و تصویب قانون به شکل جدید موجب به وجود آمدن متون دیگر متکی به قانون، یعنی تصویب نامه ها و مقررات دیگر گردید. بدین ترتیب، بررسی زبان حقوقی، حتی در این دوره صد ساله، بدون تحقیق در این مجموعه پر حجم از مدارک و اسناد کامل نخواهد بود و این پژوهش نیز دراز دامن و دشوار است و تاکنون نیز شیوه اندیشیده ای برای این مطالعه و تحقیق عرضه نگردیده و طرحی برای این گونه بررسی ها درانداخته نشده است.
اگر مبدا حرکت را در خصوص این بررسی ابتدای مشروطیت بگیریم دوره اول مجلس شورای ملی نخستین و مهم ترین عزیمتگاه آن و قوانینی که حاصل کار آن و قوانینی که حاصل کار آن مجلس بوده است نخستین و مهم ترین متونی هستند که باید بررسی شوند. با توجه به دستاوردهای این بخش است که می توان و باید به تحلیل قوانینی پرداخت که بعد از آن به تصویب رسیده یا با اتکای به آنها مقررات دیگر از سوی مراجع مختلف تدوین و تصویب شده اند...
نگارنده در این نوشتار به بررسی بخشی از ساختمان جمله یعنی وابسته های پیشین گروه اسمی پرداخته و آنها را به انواعی تقسیم کرده است. وی پس از ارائه پیشینه ای مختصر از مطالعات انجام شده در این باره ، به توصیف و طبقه بندی برخی از وابسته های پیشین گروه اسمی موسوم به "کمی نما" که پیش از هسته گروه اسمی قرار می گیرند ، پرداخته است. این پژوهش بر مبنای داده های گرد آوری شده از نوشته های نشریات و جملات گفتاری انجام شده است تا بتوان از هر دو گونه گفتار و نوشتار را فراهم آورد.
در برخى گونه هاى گفتمان دینى (شیعى) فارسى، دیرش اضافى واکه اى معانى کاربردشناختى چندى را مى رساند. چنین دیرشى بر واکه دوم در نام محمد، واکه دؤم در لقب امام (هنگامى که براى مرحوم امام خمینى به کار مى رود) و در واکه نخست در لقب قائم- یکى از القاب تکریم براى حضرت مهدکما (عج)- اعمال مى گردد. در این موارد دیرش دو مقصود را برآورده مى کند: یکى آن که ادب و احترام واعظ را نسبت به شخصیت هاى دینى نام برده مى رساند و دیگر آن که شنوندگان (اعم از مخاطبان و ناظران) را به اداى پاسخ هاى کلامى و یا غیر کلامى مناسب گوناگونى وا مى دارد که از اعتقاد مشترک سخنران و شنوندگان بر مى خیزد. از سوى دیگر این پدیده را مى توان یک فعلى کلامى جمعى و تلفیقى همراه با معناى متداعى مدارکوتاه نیز قلمداد کرد، بدین صورت که دیرش دادن به واکه از سوى واعظ، (فعل کلامى) بیانى و نیز اگاهانیدنى بوده براى مخاطبان از شأن (فعل کلامى) امرى برخوردار مى باشد،
هرچند هدف همهء روش هاى مختلفى که امروزه براى آموزش زبان تدوین مى شوند کمک به زبان آموز در یادگیرى زبان خارجى است، اما هر روش فلسفهء ویژه اى دارد. در این مقاله اصول و مبانى روش هاى اموزش زبان تحلیل و ارزیابى مى شود. نگارنده سعى کرده تا، هم زمان با تحلیل شالوده هاى علمی روش سمعى- بصری ساخت یکپارچه، شیوه هاى آموزش و میزان استفادهء آنها از دستور زبان را ارائه دهد. آموزش دستور را نباید از دیگر جنبه هاى یادگیرى ارتباطى در زبان خارجى جدا کنیم. به این ترتیب، تمامى مسائل آوایى و آهنگ کلام زبان خارجى واژگان مفید، دستور، گفتار کلامى و غیرکلامى (ایما و اشاره)، رفتارهاى فردی اجتماعى شده، که در موقعیت واقعى در خدمت گفتار به کار مى روند، همه به صورت یکپارچه و ساخت هاى همه جانبه با استفاده از امکانات سمعى- بصرى به زبان آموز یاد داده مى شود و از زبان آموز خواسته مى شود که بلافاصله در موقعیتى ابتدا تصنعى، سپس واقعى، که معلم با استفاده از منابع موجود فراهم مى آورد، انها را به کار ببندد.
لرمانتف با وجود عمر کوتاهش توانست آثار ارزنده ای از خود برجای بگذارد. در این مقاله، آثار نویسنده با توجه به شرایط حاد خانوادگی و رخدادهای روسیه، به دو دوره تقسیم شده است. موضوع بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی لرمانتف در ارتباط با اختلافات خانوادگی اوست. مشکلات خانوادگی نویسنده منجر به بحران روحی و احساس شدید تنهایی در وی شد. در این مقاله همچنین سعی شده تا شرایط و وضعیت روحی نویسنده در سیمای قهرمانان اشعار و نمایش نامه های نویسنده نشان داده شود. لرمانتف در آثار دوره دوم خود، بیشتر به مسائل سیاسی- اجتماعی و فلسفی می پردازد. این مقاله به عواملی که سبب بروز عنصر تنهایی که از موضوعات اساسی آثار نویسنده است، اشاره می کند. با بررسی اشعار و نمایش نامه های لرمانتف، می توان به انگیزه های احساس تنهایی و غم و اندوهی پی برد که زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده بود. در آثار نویسنده، اختلافات خانوادگی (درگیری مادربزرگ با پدر)، مرگ زودهنگام مادری که در اشک سوخت، زندگی پدری که از نظر جامعه اشرافی محکوم و از دیدن بچه خود محروم بود، بی عدالتی های اجتماعی و نارضایتی های حاصل از حکومت پلیسی نیکلای اول به چشم می خورد.
ژ رار دو نروال، از نویسندکان بزرگ نیمهء اول قرن نوزدهم فرانسه، با انتشار مسافرت به شرق (1851) بدعتى در انواع ادبى این قرن به وجود آورد. در عصر وى سفر در ادبیات چهرهء تازه اى به خود گرفته و اثار چندى نیز در این زمینه منتشر شده بود. امانروال، که تحت تاثیر نویسندگان آلمانى و انگلیسى بود و آثار متعددى در ارتباط با سیر و سیاحت نویسندگان مطالعه کرده بود، در صدد برآمد تا سفرنامه نویسى محض را از حالت یک نواخت آن خارج کند و بانى نوع ادبى جدیدى شودکه مى توانست جایگاه ویژه اى در ادبیات بیابد. او هفت سال از عمر خود را به نگارش اثر بزرگش، مسافرت به شرق، اختصاص داد و توانست به هدفش نایل شود. در این مقاله ما چگونگى تکوین اثر بزرگ او را از منظر ادبیات بررسى مى کنیم.
مقدمه
نگاه محققانه به تاریخ و فرهنگ مردم ایران درباره کوچ نشینی، فکر را به عمق تاریخ ایران – زمانی که قوم آریایی به فلات ایران کوچید – سوق می دهد. اقوام ایرانی، در اصل، کوچ نشین بوده اند و هنوز هم، در این سرزمین عشایر کوچ نشین، هر سال، برای چرادادن دام جابه جا می شوند و، در دو سوی مسیر کوچ، دو نقطه برای ییلاق و قشلاق خود برمی گزینند.
جامعه یکجانشین ایرانی نتوانسته است آداب و رسوم و فرهنگ آبا و اجدادی خود را تمام و کمال حفظ کند و، به تاثیر زندگی شهری، خواه ناخواه تحول فرهنگی یافته است. اما کمتر دست خوش این تحول گشته و الگوی سنتی زندگی و، در نتیجه، میراث فرهنگی نیاکان خود را حفظ کرده است.
بعضی از جوامع روستایی ایران، با تمام سابقه یکجانشینی، به دلیل گله داری، هنوز دارای خصوصیات زندگی کوچ نشینی هستند، هر چند کوچ از روستا تا چشمه بهاره میاه کوه و دره اطراف روستا باشد. گله داران، حتی اگر یکجانشین باشند در مواقع لازم، خانه و کاشانه را رها می کنند و همراه گله به دامان طبیعت پناه می برند تا دام خود را در مراتع سرسبز بچرانند و تا فصل سرما در آن نواحی به سر می برند. بدین سان، وابستگی صرف به گله، عامل جابه جایی است.
اهلی کردن حیوانات به جوامع گوناگون نسبت داده شده است؛ از جمله اهلی کردن میش را به عراق، گاو را به یونان و ترکیه، الاغ را به مصر، اسب را به آسیای مرکزی، شتر یک کوهان را به عربستان و بز را به ایران نسبت داده اند. نقوش دیواره غارها و ظروف سفالی در نقاطی از ایران نشان می دهد که متجاوز از ده هزار سال پیش، ساکنان این سرزمین بز را اهلی کرده بوده اند...