فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۱۰۱ تا ۹٬۱۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله، فراگیری خوشه ای ویژگی های نحوی گزینه فاعل اجباری را در زبان انگلیسی، به عنوان زبان دوم فارسی زبانان، بررسی می کند. پژوهش ها نشانگر آنند که در فراگیری زبان اول، همبستگی های مشخصی بین پدیده های زبانی در ظاهر ناوابسته وجود دارد که در چارچوب نظریه «همه شمول و نیمه شمول» به عنوان تأثیر خوشه ای یک پدیده نحوی بر پدیده های دیگر تعبیر می شود. برای نمونه، شواهد و قراینی وجود دارند که در زبان آلمانی، فراگیری مطابقت فاعل-فعل با کاهش کاربرد (نادرست) فاعل تهی همراه است. در همین راستا، بحث ها و دلایلی مطرح شده اند که چنین ساز و کاری، برای پردازش نحو زبان دوم نیز فعال است. بنابراین، مقاله حاضر گزارشی است از مراحل اجرا و نتایج یک آزمون قضاوت دستوری که هم آیی و همنشینی ویژگی های مرتبط با گزینه فاعل اجباری در زبان دوم را بررسی می کند. افزون بر این، هر سطح بسندگی، شامل دو زیرگروه از نظر سن شروع به یادگیری زبان دوم است که از آنها به عنوان فراگیران زود هنگام و دیر هنگام یاد می شود. نتایج این بررسی نشانگر آنند که این سه ویژگی نحوی مربوط به گزینه فاعل اجباری، بطور تقریباً کاملی در فراگیران پیشرفته زبان دوم هم آیی و همنشینی دارند که این خود بیانگر اهمییت و نقش سطح بسندگی در نحوه پردازش درونداد زبان دوم از سوی افراد دوزبانه است. این نکته نیز باید افزوده شود که در زیر گروه های سنی هر گروه، تفاوت عمده ای از لحاظ هم آیی و همنشینی ویژگی های نحوی مشاهده نشده است.
آزمون زبان در آغاز هزاره سوم: به لحاظ تئوری و عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حالت بهای ذینفع و مخاطب در زبان روسی و طرز بیان آن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تشریح وجه تمایز حالت به ای ذینفع ????????? ???????eco?a?????) و مخاطب (????????? ????????) در زبان روسی و طرز بیان آن ها در زبان فارسی می پردازد. هر دو حالت به طور معمول از چهار عضو تشکیل شده اند. عضو اصلی و مهم جمله، واژه ای است که در حالت به ای خواه ذینفع یا مخاطب صرف شده باشد، این هنگامی است که در هر دو ساختار از فعل استفاده کنیم. فعل جمله در اینجا دارای هدایت دستوری دوگانه (??????? ??????????) خواهد بود. در زبان فارسی، می توان نهاد را از ساختار حذف کرد. در این صورت شناسه فعل، نقش نهاد را ایفا می کند. در زبان روسی، در صورتی که فعل جمله در زمان حال یا آینده به کار رفته باشد، می توان نهاد را از ساختار حذف کرد. در این صورت شناسه فعل نقش نهاد را ایفا می کند. در زبان روسی، حذف نهاد از جملاتی که فعل آن ها در زمان گذشته بیان شده اند، مجاز نیست. وجه تمایز حالت به ای ذینفع از ساختار مشابه در زبان فارسی، در آن است که در زبان روسی یکی از اعضای شرکت کننده در جمله ضمیر شخصی است، در صورتی که در زبان فارسی، به جای ضمیر شخصی، ضمیر ملکی به کار رفته است. در زبان روسی در جملات دارای حالت به ای مخاطب، حرف اضافه به کار نمی رود، حال آنکه در ساختارهای مشابه زبان فارسی، حرف اضافه به کار می رود.
ساختار فعل در گویش گـزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"گویش مردم گزبرخوار از شهرهای استان اصفهان، از گویش های مرکزی ایران به شمار می رود که تا حد زیادی اصالت قدیمی خود را حفظ کرده است و می تواند منبع بسیار خوبی برای شناخت فرهنگی، زبانی، واژگانی و دستوری قدیم در نقاط مرکزی ایران قلمداد شود.
در این گویش، ساختار افعال، ویژگی های خاصی دارد و با توجه به این که در مواردی به گفته ادیب طوسی، صرف افعال به شیوه زبان پهلوی است (طوسی، 395: 1342)، می تواند برای زبان شناسان و گویش پژوهان، قابل توجه و تعمق باشد.
در این مقاله به مبحث فعل گویش پرداخته شده است ومواردی همچون انواع فعل از نظر ساختار، صورت های لازم و متعدی، وندها و شناسه های افعال، صرف اشکال لازم و متعدی فعل در زمان گذشته، انواع فعل ماضی و نیز مختصری از افعال مضارع، امر و نهی مورد بحث قرار گرفته است.
"
ایجاد پیوستگی در نوشتار با نگاهی به داستان خوشامدگویی به شورای نظارت اثر پتر هاندکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پتر هاندکه (Peter Handke) نویسنده، شاعر و منتقد اتریشی که در بدو ورود به دنیای نویسندگی، به علت انتقاد علنی از ناتوانی دیگر نویسندگان هم زبان در زمینه توصیف، از شهرت زیادی برخوردار شد، به خاطر قدرت کلام، از نظریه پردازان ادبی به شمار رفته و تعدادی از آثار او، به علت پرداختن به زبان و کلام، به نمایشنامه های گفتاری (Sprechstücke) شناخته شده اند. نخستین علت این است که هر آنچه در آن ها رخ می دهد، چیزی جز بازی با واژه و کلام نیست. ایجاد پیوستگی در نوشتار، از قواعد عام و خاصی پیروی می کند که یافتن این قواعد در آثار نویسندگانی نظیر هاندکه، به این علت که در آنها زبان و کلام محور اثر قرار می گیرند و نه واقعه یا حادثه، به راحتی امکان پذیر نیست. از جمله ابزار ایجاد پیوستگی در نوشتار، بازپس نگری، محوسازی و استفاده مناسب از آنها در ایجاد روال منطقی جریان داستان است که از اهمیت خاصی برخوردار است.
بررسی ریشه شناختی نام چشمه سو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مکانهای باستانی دشت توس در خراسان چشمه سویا چشمه سبز است که نام آن بارها در متون پهلوی و تاریخی نظیر بندهش، گزیده های زادسپرم، شاهنامه و ... به عنوان چشمه ای مقدس و یا دریاچه ای مشهور و یا مکانی که یزدگرد اول ساسانی در آنجا به صورتی شگفت و غریب کشته شده آمده است. از طرفی وجود یکی از آتشکده های مهم دوره ساسانی در کنار این چشمه بر اهمیت آن افزوده است. به نظر می رسد این چشمه تقدس خود را در دوره اسلامی همچنان حفظ کرده به طوری که در منابع این دوره به آن اشاره شده است. این مقاله سعی بر آن دارد که با ...
مجازها در زبان و ادبیات آلمانی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجاز به معنای به کارگیری کلمه و کلام در معنای غیرحقیقی، از جمله مقولاتی است که در زبان و ادبیات همه ملل دیده می شود؛ اما تمامی شیوه های به کارگیری واژه و سخن که در یک زبان و ادبیات به عنوان مجاز تلقی می گردند، در زبان و ادبیات دیگر الزاماً به عنوان مجاز شناخته نمی شوند و در مواردی میان مجاز های شناخته شده نیز شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. در زبان و ادبیات آلمانی ?? گونه مجاز تمیز داده می شود: استعاره، مجاز مرسل [کیفی]، مجاز مرسل علی، مجاز مرسل کمی، دگرگویی، دگرگویی خاص و عام، وارونه گویی، بزرگ نمایی، کوچک نمایی، تأکید [روی معنای نهفته] ؛ درحالیکه در زبان و ادبیات فارسی از 2 تا ? مجاز: تشبیه، استعاره، مجاز مرسل، کنایه سخن گفته می شود. در این مقاله به بررسی مجازها در زبان و ادبیات آلمانی و فارسی پرداخته می شود که در حقیقت به شکلی نیز بررسی مجاز ها در زبان و ادبیات مغرب زمین و مشرق زمین خواهد بود.
نقد و معرفی کتاب: نحو مرکزی: رویکردی کمینه گرا، دیوید اَجر، انتشارات دانشگاه آکسفورد، آکسفورد،2003،
حوزههای تخصصی:
کج فهمیهای بنونیست از آرای سوسور درباب «سرشت نشانه زبانی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله دوگانه است. در بخش نخست، سعی بر آن است که «سرشت نشانه زبانی» بر اساس نظریات فردینان سوسور تشریح گردد. سوسور در درسنامه زبانشناسی عمومی خود مسیر جدیدی را برای زبانشناسی ترسیم می نماید که تا به امروز مطرح و باقی است. سوسور ادعا می کند که زبان باید به عنوان یک نظام نشانه ای مطالعه شود. به بیان دیگر، براساس این نظریه روند معنیسازی نسبتِ کلمه را با جهان بیرون نفی می کند. معنی بر اساس منطق رابطه و تفاوت بین نشانه ها در درون نظام زبانی پدید میآید. بنابراین، سرشت نشانه زبانی اختیاری، تفاوتی و رابطهای است. در بخش دوم این مقاله، پس از ارایه و بررسی خوانش امیل بنونیست از سوسور، نشان داده می شود که برخی از جنبه های خوانش بنونیست دچار اشکال است.
دستوری بودن در برنامه کمینهگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحو، در رویکرد زایشی چامسکی، همواره به عنوان هسته زبان در نظر گرفته شده و دستوری بودن نیز به نوبه خود، هسته نحو تلقی گردیده است. تا پیش از ظهور برنامه کمینهگرا و بهطور خاص، در چارچوب نظریه «حاکمیت و وابستگی» که سرآغاز رویکرد «اصول و پارامترها» محسوب می گردد، شرایط تعیین کننده و حاکم بر دستوری بودن ساختهای زبانی، خواه اشتقاقی و خواه بازنمودی، شروط خوش ساختی بودند که بر سطوح گوناگون و سازوکارهای نحوی زبان، از درون اعمال می گردیدند، بدون آنکه تحت تاثیر نظامی بیرون از حوزه نحو قرار داشته باشند. در نظریه «حاکمیت و وابستگی» توصیف ساختاری یک عبارت زبانی، چهار سطح بازنمایی را در بر میگرفت که حضور این سطوح یا توسط اصول و پارامترها، که به عنوان شروط خوش ساختی عمل میکردند، تعیین میشد، و یا توسط صافیهای ناظر بر سطوح گوناگون. با ظهور برنامه کمینهگرا و ارائه تفسیری نوین از دستوری بودن در قالب شرایط خوانش پذیری، دستوری بودن جمله ها، تحت تاثیر عوامل بیرونی کنشی تعیین می شوند. به دیگر بیان، عملکرد نظامهای کنشی خارج از حوزه زبان اما درون ذهن، تعیینکننده دستوری بودن عبارتهای زبانی می گردند. این مقاله کوششی است برای نشان دادن اینکه چگونه بازتعریف دستوری بودن در قالب شروط خوانش پذیری، کمینهگرایی را که برنامه ای صورت گراست به نظریهای نقشگرا مبدل ساخته است.
ساختمان اسم
نقش تجسم فرهنگ در تدریس زبانهای خارجی راسخ بر مسایل فرافرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تجسمات زبان آموزان در مورد فرهنگ و زبان بیگانه (مقصد)، همواره از دهه هفتاد قرن بیستم میلادی مورد توجه نظریه پردازان علم آموزش زبان های خارجی بوده است، چرا که یک زبان آموز از تجسمات خود که منشأخودی (مبدأ) دارد در مورد آموختن زبان و فرهنگ مقصد استفاده می کند. این تصورات به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول تصوراتی که تعامل و همخوانی با فرهنگ و زبان مقصد دارد که به آموزش کمک می کند و دسته دوم تصوراتی که ریشه در تفکرات اشتباه و یا عدم درک مناسب از زبان و فرهنگ مقصد دارد که در کوتاه مدت به مشکل تبدیل می شود ولی در دراز مدت به پیشرفت آموزش کمک می کند. این تصورات می توانند در بحث های کلاسی به «تفاهم و یا سوء تفاهم فرا فرهنگی» بینجامند، در اینجا نقش مدرس زبان و اشراف او به مباحث دستوری، ترجمه و فرهنگی بسیار تعیین کننده است. مقاله حاضر سعی دارد با توجه به برخی از تئوری های مطرح در مسایل فرافرهنگی آموزش زبان به تجزیه و تحلیل دو نمونه در مورد تعامل و همخوانی و دو نمونه در مورد عدم همخوانی و تفاهم فرهنگی اشاره کند. در انتها راه کارهایی که یک مدرس زبان با کمک آنها بتواند از این تصورات در جهت آموزش بهتر استفاده کند، ارایه می شود.
بررسی محتوایی شعر کودک در دهه هفتاد ( گروههای سنی الف ، ب و ج )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی مقاله، بررسی محتوایی شعر کودک در دهه هفتاد است. بدین منظور ابتدا مجموعه اشعار منتشر شده در این دهه را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار دادیم. مجموعه مضامین موجود در شعر این دوره، در شش محور اصلی خلاصه شد: مضامین طبیعت گرایانه، مضامین سرگرم کننده و لذت بخش، مضامین سیاسی -اجتماعی، مضامین دینی، مضامین آموزشی ـ علمی و مضامین تربیتی ـ اخلاقی. سپس در صدد برآمدیم که فراوانی هر مضمون را در شعر این دهه مشخص کنیم و در عین حال فراوانی هر موضوع را در اشعار گروههای سنی «الف»، «ب» و ج مشخص کردیم. سپس به سراغ هر دسته از مضامین رفتیم و سعی کردیم با یافتن معیارهای علمی، نقاط ضعف و قوت اشعار را مشخص کنیم. این مقاله به ما نشان می دهد که شعر دهه هفتاد از جهت محتوایی چه وضعیتی دارد.
جان بخشی در ترجمه: ترجمه جان بخشی به حیوانات در کتاب مزرعه حیوانات اورول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور ارایه موثرترین راهبرد ترجمه جان بخشی به طور کلی و جان بخشی به حیوانات به طور اخص انجام پذیرفته است. برای نیل به این هدف، به این دلیل که مطالعه جان بخشی به تمام حیوانات امری ناممکن است فهرستی از حیوانات نام برده شده در مزرعه حیوانات جورج اورول تهیه گردید. سپس محققان مشخصه های جان بخشی این حیوانات را در انگلیسی و فارسی با هم مقایسه کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که انگلیسی و فارسی در جان بخشی به حیوانات متفاوت عمل می کنند که این خود راهبردهای ترجمه خاصی را می طلبد که در این مقاله ارایه شده اند.
اصول و مفاهیم بنیادی زبان شناسی شناختی
حوزههای تخصصی:
تاثیر جمله نویسی در دانش آموزان سطح متوسطه EFL(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی یک نمایشنامة معاصر ایرانی با رویکرد اصول سبکشناختی نمایشنامهنویسی غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این گفتار به بررسی اصول سبک شناختی ادبیات نمایشی معاصر می پردازد و تفاوت های آن را با متون کلاسیک بررسی می کند. یکی از این اصول وحدت های سه گانه ارسطو و قواعد دست و پاگیر نمایشی است که به فراموشی سپرده شده است. گویی تمام معیارهای تئاتر کلاسیک، همچون کنش، شخصیت و گفت و شنود، به نوعی شالوده شکنی مبتلا گشته اند و زمان نیز تداوم خطی و مستقیم خود را از دست داده است. متن نمایشی معاصر، ساختاری از هم گسیخته دارد، از مسایل روزمره سخن می گوید و درد جامعه امروز را بیان می کند. در این مقاله نویسنده این تفاوت های ساختاری و محتوایی را با نگرشی مقایسه ای از منظر جامعه شناسی در نمایشنامه ایرانی نگین، اثر حمید امجد بررسی می کند. بحث نویسنده اینست که در این نمایشنامه، واقعیت های اجتماعی تنش زا بر ساختار دورانی نگین تاثیر گذاشته است و این امر امکان هر گونه رهایی شخصیت ها را نفی می کند. در ادامه بحث، برای روشن شدن نوآوری های این اثر، نمونه هایی از تئاتر فرانسه ارائه شده است.
نمادهای متنی نوع متن و درک مطلب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه درک مطلب در زبان خارجی شناخت کمی از میزان درک خواننده زبان خارجی در متونی که در آنها نمادهای منطقی به صورت آشکار و ضمنی به کار رفته اند و نیز در متونی که شیوه گفتمان آنها متفاوت است وجود دارد. این رساله به بررسی درک مطلب دانشجویان ایرانی دوره کارشناسی از متون داستانی، تفسیری و مباحثه ای که در آنها روابط بین گزاره ها به صورت ضمنی و آشکارا نشان داده شده است می پردازد.160 شرکت کننده با توانش های زبانی مختلف به سؤالات این نوع متون پاسخ دادند. نتایج بدست آمده تفاوت های چشمگیری بین سطح توانش زبانی، شکل گفتمان متن (تفسیری، داستانی، مباحثه ای) و نوع متن (با نماد و بدون نماد) را نشان داد. پاسخ های شرکت کنندگان در متون مختلف نیز تأثیر نوع و ساختار متن بر درک خوانندگان در اشکال ضمنی و آشکار نمادها در متن را نشان می دهد. در نهایت این نتایج تأثیر کمکی این نمادها را در درک مطلب نیز تأیید می کند. نتایج این تحقیق بر درک ما از ماهیت بلاغی و شناختی متون مختلف و نقش مثبت نمادهای منطقی در درک این نوع متون کمک می کند. بنابراین، مدرسان زبان، آزمون سازان و تدوین کنندگان متون درسی باید بیشتر به رابطه میان نمادهای متنی و انواع متون در طراحی و تدوین متون و روش های مناسب تدریس جهت بالابردن سطح درک مطلب خوانندگان زبان انگلیسی توجه نمایند.