فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۸۱ تا ۵٬۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با رویکرد نام شناسی اجتماعی، به بررسی تأثیر تحوّلات اجتماعی – فرهنگی، بر انتخاب نام های خاص در میان گویشوران کردزبان شهر بانه طی صد سال اخیر، از سال 1300 تاکنون، می پردازد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و داده ها، از پیکره اداره ثبت احوال گرفته شده است. تجزیه و تحلیل داده ها براساس عنصر اجتماعی هویت (ملّی، مذهبی، قومی و فراملّی) صورت پذیرفته است. یافته های پژوهش بیانگر این است که در این دوره صدساله، رواج نام های مذهبی روندی کاهشی و درعوض، گستردگی نام های ملّی و قومی، روندی صعودی داشته اند؛ البتّه در چند سال اخیر نام های قومی مردانه کمابیش رو به کاهش بوده است؛ همچنین نام های عربی مفهومی نیز روند کاهشی چشمگیری داشته اند و از سوی دیگر، به ویژه از اوایل دهه 1390، نام های فراملّی بیش ازپیش به چشم می خورند. این تحوّلات در نام گزینی، نشان می دهد در جامعه مورد مطالعه، گرایش به سنّت زدایی و درنتیجه فردگرایی افزایش یافته است و افزون بر این، تغییر ذائقه در نحوه نام گذاری و انتخاب نام برای فرزندان نشان دهنده تغییرات ساختارهای فرهنگی - اجتماعی است.
گزاره های ملکی در زبان شهمیرزادی: یک بررسی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۷
171 - 199
حوزههای تخصصی:
مفهوم مالکیت یکی از مفاهیم جهانی و قابلِ بررسی در گونه های زبانی مختلف است. این مفهوم، به دو صورت اسمی و گزاره ای بیان می شود. در مقاله پیش رو، ساخت گزاره ملکی در زبان شهمیرزادی بر پایه رویکرد نقشی- رده شناختی بررسی شده است. به این منظور، ابتدا پرسش نامه ای تهیه شد تا از طریق مصاحبه با گویشوران این زبان، داده های مورد نظر گردآوری شود. همچنین از چارچوب نظری استیسن (Stassen, 2009) بهره گرفته شد که چهار رده زبانی برای ساخت مالکیت گزاره ای ارائه کرده است. این چهار رده، مشتمل بر رده مالکیت مکانی، مالکیت بایی، مالکیت مبتدایی و مالکیت با فعل «داشتن» هستند. تمامی این رده های چهارگانه در زبان شهمیرزادی بررسی شدند. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها نشان می دهد که در گونه شهمیرزادی سه رده از بین چهار رده مورد نظرِ چارچوب نظری، برای رمزگذاری گزاره های ملکی به کار گرفته می شوند. رده مبتدایی در این گونه زبانی کاربردی ندارد و گویشوران تمایل دارند از رده مالکیت با فعل «داشتن» به جای مالکیت مکانی و بایی استفاده کنند. بر این مبنا، رده مالکیت با فعل «داشتن» فراوانی کاربرد بالاتری نسبت به سایر رده ها دارد.
The Effect of Extensive Reading on Iranian EFL Learners’ Lexical Bundle Performance: a comparative study of adaptive and authentic texts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Formulaic language and sequence as the core characteristic of real-life language and native-like fluency, has been a subject of inquiry in recent decades. The aim of the present study is to investigate the effects of two extensive reading text types, i.e., adaptive and authentic, on Iranian EFL learners’ development of lexical bundles. To this aim, 20 intermediate EFL learners were chosen to participate in a time-series experiment, in which one class received adaptive texts as their extensive reading project, while the other experienced authentic texts of graded readers. The learners were required to read texts and write summaries, out of which the frequency and percentage of lexical bundles were extracted. The results of frequency and t-tests revealed that learners who benefited from adaptive texts were more successful in lexical bundles progress. While the other group also indicated to have improved in terms of multi-word chunks, the shift was not statistically significant. It is recommended that teachers allocate more class time to explicit and implicit instruction of lexical bundles.
Pronominal Description of Poguli
حوزههای تخصصی:
Poguli is spoken in the Pogal-Paristan area of district Ramban in the state of Jammu and Kashmir (India). Poguli shows interesting and significant variations from Kashmiri in phonology, morphology, and vocabulary, but linguistic research on these aspects of the dialect of Kashmiri has been inadequate and fragmentary. Limited work has been done on Poguli and is mostly based on oral form. The present paper attempts to study Poguli on morphological description basis. The study shall include description of pronouns of Poguli in question. It aims to give a complete account of different features of pronouns in Poguli.
مسئله شناسی امر تاریخی در گذار به کتاب تاریخ چیست؟ اثر میشل مه یر
حوزههای تخصصی:
خاصه در اعصارِ شت ابان است که مسئ له وارگیِ تاریخ نق اب از رخ بر می گیرد. نمودهای بیرونیِ ای ن شت اب هرچه باشند، پی امد ثابت آن مسخِ پی اپیِ پاسخ ها به پرسش است که خلطِ پرسش و پاسخ را در پی می آورد و در نه ایت به استق رار خلط عام می انجام د. بر اساس این مشاهدات، میشل م ه ی ر رویکردی عق لانی و فلسفی ب ه تاریخ را پیشن هاد می کند که عقلانیت آن مبتن ی ب ر توان تشخیص پرسش از پاسخ است و منش فلسفی آن در گ روِ تق لا برای سام ان دادن و معن ا بخشیدن به پرسش ها. در کتاب تاریخ چیست؟ این رویکرد مسئ له شناخت ی در ب راب ر دو ادراکِ مرسوم از روایت تاریخی موضع می گیرد: یکی ادراک اثبات گ را که ب ر مادیت رویدادهای گذشته تمرکز می کن د و مسئ له وارگی آن ها را کوچک می شم ارد؛ دوم ادراک ف رجام شناختی که معنای تاریخ را در غایت آن می جوید.
معرفی کتاب عجب! این فرانسویان!
حوزههای تخصصی:
شناخت تصویری که از فرهنگ خود نزد دیگران ایجاد شده است به مردم یک کشور امکان می دهد با دیدگاهی انتقادی به خود نگاه کنند. کتاب عجب! این فرانسویان! نوشته ماری ترپس زبان شناس فرانسوی است که در خصوص تصویر موجود از فرانسویان نزد مردم ملل مختلف نگاشته شده است. کتاب همزمان به نگاه منفی مردم دنیا در خصوص رفتار و فرهنگ فرانسوی و جنبه های مثبت آن در دید آنها می پردازد. نویسنده به واژگانی از زبان فرانسوی اشاره می کند که در بسیاری زبان های اروپایی وارد شده اند و جنبه های فرهنگ فرانسه را در غالب کلیشه هایی نشان می دهد. نقطه ضعف اصلی این اثر عدم اشاره به نگاه مردم مناطق «جنوب» و «شرق» دنیا در خصوص فرانسه است که بیشتر به مستعمرات سابق فرانسه برمی گردد و نویسنده به اروپا و آمریکای شمالی در اثر خود بسنده کرده است.
ساخت های مصدر نادر «ماْیستَاْ» [mæ:jstæ:] در گویش خانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستای تاریخی خانیکِ گناباد گویشی کهن و دست نخورده دارد. در این گویش افعال و کلمه هایی وجود دارد که در دیگر گویش ها یا اثری از آن ها نیست یا به ندرت دیده می شود؛ از جمله آن ها فعل های ساخته شده از مصدر «ماْیستَاْ» است که ساخت ها و زمان های مختلف آن در نقش فعل کمکی و مستقل با زمینه ذهنی قبلی در خانیک با بسامد فراوانی رواج دارد. از این مصدر در گویش خانیکی چندین نوع ساخت مضارع و ماضی وجود دارد که بیشتر با ستاک های فعلی و ساخت های فارسی معیار، تفاوت دارد. این جستار به بررسی ساخت های فعلی رایجِ این مصدر در گویش خانیکی پرداخته است که با هدف حفظ و رواج این فعل ها و ارائه روش هایی برای ساخت فعل های نو و نیز کمک به افزایش نزدیک به پانصد ساخت فعلی در زبان فارسی ارائه می شود. مواد مقاله به روش سنتی و بر اساس گفت وگو با گویشوران کهن سال و بیشتر بی سواد خانیک، پی ریزی و سپس تحلیل شده است. در گویش خانیکی تعداد زمان های رایج از مصدر «ماْیستَاْ» [ mæ:jstæ: ] از فارسی معیار بیشتر است، به خصوص که ساخت های این مصدر در فارسی معیار به کار نمی رود. علاوه بر زمان های دستوری رایج در فارسی معیار، ساخت های دیگری از ماضی، مضارع و آیندۀ این مصدر معرفی شده است که به احیا و ساخت افعال فراوانی در زبان فارسی کمک خواهد کرد. همچنین، به بیان اختلاف ریشه یا بُن فعلی این مصدر در ماضی و مضارع پرداخته شده است.
بررسی اجتماعی - شناختی تابو و حسن تعبیر در ساختارهای عبارات، اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تابو و حسن تعبیر با دیدگاهی اجتماعی شناختی بررسی شده اند. مطالعه در ساختارهای اصطلاحات فارسی و انگلیسی صورت پذیرفته و 15 جفت (30 مورد) از آن ها با هم مقایسه شده اند. مباحث اجتماعی مانند انواع متغیرهای اجتماعی، تابو و حسن تعبیر، موضوعات شناختی شامل کاربرد طرح واره ها، و استعاره ها در این بررسی لحاظ شده اند. هدف اصلی روشن کردن شباهت ها و تفاوت های موجود در دو زبان است و به روش تحلیلی و توصیفی داده ها تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان داده است که اصطلاحات حاوی تابو به انواع اصطلاحات دیگری تبدیل می شوند که دارای «به گویی» باشند تا برای پذیرش در اجتماع خوشایند شوند. متغیرهای سبک، جنسیت، سن، شغل، طبقۀ اجتماعی و قدرت، و طرح واره های قدرتی، رویداد، شیء و مالکیت بیشترین کاربرد را در ساختار اصطلاحات داشته اند. گاهی افراد از یک زاویۀ دید به موضوع نگاه می کنند، گاهی این زاویه شامل چند موضوع می شود و بر مبنای موضوعی که در ذهن دارند اصطلاحی انتخاب می شود که طرح واره های مناسب را داشته باشد . اصطلاحات در دو زبان زیرساخت معنایی و موضوع مشابهی را دارند؛ اما در روساخت، بازنمود عینی و ساختار هر مورد متفاوت می شود.
بررسی مقایسه ای هویت و عاملیت نومعلمان انگلیسی زبان و فارسی زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم در کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی به بررسی مقایسه ای هویت و عاملیت نومعلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم، از دریچة نظریة قراردهی، پرداخته است. هر ده معلم انگلیسی زبان و فارسی زبان شرکت کننده در این پژوهش دارای مدرک کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی بودند و در یک موسسة خصوصی آموزش زبان انگلیسی در شهر مونترال کانادا به تدریس مشغول بودند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، گزارش های نوشتاری معلمان و مشاهدات پژوهشگر جمع آوری شد. بررسی داده ها براساس نظریة داده بنیاد، نشان داد عاملیت که در کدگذاری انتخابی به عنوان دستة مرکزی انتخاب شد، به روش های متفاوتی در این دو گروه نمود می یابد. نومعلمان انگلیسی زبان، عاملیت قدرتمند و کارآمد و نومعلمان فارسی زبان، عاملیت ضعیف و ناکارآمد از خود نشان می دهند. عاملیت، به عنوان دستة مرکزی، همراه با زیرمجموعه هایی که به طور همزمان مؤثر و متأثر از عاملیت اند، هویت منحصربه فرد نومعلمان در هر گروه را نشان می دهد. یافته های این پژوهش برای ارتقای کیفی آموزش های پیش از تدریس نومعلمان، آموزش های حین تدریس و پیشرفت و بهتر کردن برنامة درسی قابل استفاده است.
بازنگری قطعه ac (M2 II)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دست نویس M2 II از مجموعه متون تورفانی، برابر با قطعه ac در تقسیم بندی موضوعی مری بویس، به دو نیرو اشاره شده است: نیروی روشنی و نیروی تاریکی. آندرئاس و هنینگ در ترجمه و تفسیر این قطعه، نیروی روشنی را به دو بخش فعاله، که نجات خواهد یافت، و منفعله که تا ابد در ظلمت گرفتار خواهد ماند، تقسیم کرده اند. با آنکه محققان بعدی در ترجمه این قطعه متأثر از ایشان بوده اند، در خصوص نیروی روشنی فعال و منفعل یا سکوت کرده و یا به گونه ای مبهم بدان اشاره کرده اند. ترجمه های پیشنهادی محققان در موارد متعددی به دلیل عدم رعایت نحو کلام، و نیز اعمال تغییراتی در تقسیم بندی موضوعی پاراگراف های کاتب، مبهم است. در این مقاله نشان خواهیم داد که: مبحثی تحت عنوان نیروی روشنی فعاله و منفعله در کیش مانی وجود ندارد؛ محققان در تصحیح انتقادی متن توجهی به تقسیم بندی موضوعی کاتب نداشته اند؛ ساختار نحوی کلام ساده و روان است و علت ابهام نحوی و معنایی متن را باید در نوع برداشت محققان جست.
نگاهی رده شناختی به ترتیب اجزای جمله در زبان ارمنی شرقی(گویش تهرانی)
منبع:
پازند سال ۱۴پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۴ و ۵۵
57 - 72
حوزههای تخصصی:
علم رده شناسی، مطالعه تنوعات نظام مند بین زبان ها است. مبحث ترتیب واژه نیز در تعیین شباهت ها و تفاوت های میان زبان ها یکی از حوزه های مورد توجه در زمینه رده شناسی زبان است. در پژوهش حاضر هدف، بررسی وضعیت رده شناختی گونه محاوره ای زبان ارمنی شرقی به لحاظ ترتیب اجزای جمله است. بر اساس مولفه های 24 گانه ترتیب اجزای واژه درایر (1992)، داده های به دست آمده از طریق مصاحبه با گویشور خانم ارمنی(گویش تهرانی) ساکن تهران تحلیل شده است. بررسی داده ها در این پژوهش حاکی از این است که زبان ارمنی شرقی ترتیب غالب فاعل-مفعول-فعل است. چرا که این زبان در 12 مورد الگوی غالب فاعل-مفعول-فعل یا زبان های فعل پایانی را از خود نشان می داد و در 6 مورد الگوی فاعل-فعل-مفعول یا زبان های فعل میانی در این زبان قابل مشاهده است. در برخی مولفه ها نیز هر دو الگو به دست آمد. در مجموع با توجه به نتایج داده های این پژوهش، زبان ارمنی شرقی گرایش بیشتر به الگوی زبانی فاعل-مفعول-فعل یا فعل پایانی دارد.
بررسی تطبیقی دو فرهنگ لغت یک زبانه دهخدا و مریام وبستر از منظر ارائه اطلاعات مدخلی
منبع:
پازند سال ۱۴پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۴ و ۵۵
73 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف بررسی تطبیقی دو فرهنگ لغت یک زبانه دهخدا و مریام وبست ر، از نظر ارائه اطلاعات مدخلی انجام شده است. در این پژوهش، گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و انجام پژوه ش به روش توصیفی- تحلیلی است. نخست 50 واژه به صورت اتفاقی، حتی المق دور از کلیه حروف الفبای ی، از دو فرهنگ لغت مورد بررسی، انتخاب و تحلیل شده است. سهم هر یک از فرهنگ ها 25 واژه بود. پژوهش حاضر که بیشتر در حوزه اطلاعات مدخلی و اصول فرهنگ نگاری این دو فرهنگ لغت را بررسی کرده است، در پی پاسخ به این پرسش ها است که از نظر ارائه اطلاعات مدخلی، آیا تفاوتی در دو فرهنگ لغت مریام وبستر و دهخدا وجود دارد؟ و این دو فرهنگ لغت، واژه های هم آوا- هم نویسه و چندمعنا را چگونه ارائه کرده اند؟ با توجه به نمونه های تحلیل شده در حوزه ارائه اطلاعات دقیق، منظم و کاربردی مدخل ها و نیز اصول استاندارد شناخته شده فرهنگ نگاری، تفاوت هایی به طور واضح مشخص است. نتایج نشان می دهد که این دو لغت نامه، در ارائه هم آوا- هم نویسگی و نیز چند معنایی با یکدیگر تفاوت های بارز و گسترده ای دارند. زیرا برخلاف لغتنامه دهخدا که در ارائه اطلاعات مهم مدخلی، استاندارد مشخصی در تفکیک اینگونه مدخل ها به کار نبرده است، فرهنگ لغت وبستر با استاندارد روشن و البته مختص خود، اینچنین مدخل ها را از یکدیگر تمیز داده است.
کوتاه شدگی واکه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله ی حاضر به بررسی فرایند کوتاه شدگی واکه ای در زبان فارسی پرداخته ایم. در مراحل پژوهش، نخست با بررسی کامل فرهنگ یک جلدی معین و بیش از یک صد هزار بیت شعر از دیوان شاعران بزرگ پارسی سرا، واژه هایی را که دست خوش فرایند کوتاه شدگی واکه ای قرار گرفته بودند، به عنوان داده های تحقیق، گردآوری نمودیم. سپس، با تحلیل داده ها، قواعد واجی ناظر بر کوتاه شدن هر یک از سه واکه ی کشیده ی \A, i, u\ به واکه های کوتاه متناظر آن ها؛ یعنی [a, e, o] در ساختمان واژه های زبان فارسی را ارائه و حوزه ی عملکرد و بسامد رخداد هریک را مشخص کردیم. در ادامه، ضمن شناسایی همخوان هایی که بافت آوایی لازم برای کوتاه شدن هریک از واکه های کشیده را فراهم می نمودند، دریافتیم که کوتاه شدن واکه به نوع همخوان پس از واکه بستگی ندارد، بلکه آنچه بیش از هر چیز تعیین کننده است، وزن هجا و تعداد موراهای موجود در میانه ی آن است. به طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که در زبان فارسی هجای متوسط دو مورایی هجای بهینه است و این زبان تمایل دارد که با به کارگیری انواع فرایندهای آوایی که یکی از مهم ترین آن ها کوتاه شدگی واکه ای است به ساخت هجای متوسط دو مورایی در هر هجا نزدیک شود.
طراحی، روایابی و اعتبارسنجی شاخص سنجش هوش روایی در نوشتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله طراحی و اعتبارسنجی شاخص سنجشی است که بتوان با آن هوش روایی در نوشتار را ارزیابی کرد. پیش نویس ابتدایی این شاخص که براساس تعریف رندال (1999) از هوش روایی تهیه شده، شامل 13 گزینه است که هرکدام از آن ها بخشی از تعریف رندال را در بر می گیرد. در راستای روایابی این شاخص سنجش، از 200 زبان آموز ایرانی که در سطح FCE به یادگیری زبان انگلیسی مشغول بودند خواسته شد تا پویانمایی کوتاهی را ببینند و آن را در قالب نوشتار برای دوست خود تعریف کنند، درحالی که اجازه یادداشت برداری و استفاده از هیچ گونه منبع زبانی را نداشتند. سپس تمام نوشته ها، براساس شاخص سنجش طراحی شده در طیف لیکرت نمره گذاری شدند و تحلیل آماری EFA بر روی نمرات صورت گرفت. نتیجه این پژوهش به شاخص سنجشی دَه گزینه ای ختم شد که دارای اعتبار 88/0 می باشد و سه فاکتور کلی را در بر می گیرد. این سه فاکتور عبارت اند از: انسجام داستان، شناسایی و معرفی عناصر داستان، فصاحت و بلاغت.
Investment in L2 learning among Iranian English language learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۷, Issue ۳, fall ۲۰۱۸
131 - 168
حوزههای تخصصی:
Drawing on Norton Peirce's (1995) theory of investment and Darvin and Norton's (2015) expanded the model of investment, the present study aims to research investment in second language (L2) learning among Iranian English language learners. The participants included 852 male and female English language learners belonging to different age groups and English language proficiency levels. A 42-item questionnaire, developed and validated by the present authors (forthcoming), was administered online and by hand. The results showed that Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners moderately invested to learn English language and that there were significant differences in the extent of investment between male and female participants and different language proficiency levels (low- and high-proficiency learners). Moreover, the results of the study demonstrated that there was no significant difference in the extent of investment between different age groups (teenage and adult ones). The study concludes with suggestions for future research on investment in L2 learning and a discussion of how such research can impact language education policy in EFL contexts.
کارآیی نظام های معنایی و تعاملی لاندوفسکی در تحلیل گفتمان های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اریک لاندوفسکی، نشانه شناس پساگرماسی، الگوی نظام های معنایی و تعاملی خود، یعنی برنامه مداری، مجاب سازی، تصادف و تطبیق را به ترتیب براساس اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف می کند. طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های اجتماعی وجود دارد که در آن ها با پراتیک های تعاملی سوژه ها مواجه می شویم. اگر قبول کنیم که فعالیت آموزشی براساس تعامل بین سه عامل متفاوت، یعنی سوژه آموزش دهنده، سوژه آموزش گیرنده و ابژه و متدی تعریف می شود که براساس آن آموزش داده می شود، می توانیم تنوع و تفاوت پراتیک های آموزشی را با این الگو موردخوانش قرار دهیم. در مقاله حاضر، ضمن معرفی موشکافانه این الگو و ویژگی های هریک از این نظام های معنایی و تعاملی و همچنین مطرح کردن الگوی دیگر، یعنی الگوی فضیلتی- رذیلتی لاندوفسکی، تعامل های ممکن میان ساحت کنشگر آموزش دهنده و کنشگر آموزش گیرنده را در یک محیط خُرد اجتماعی، یعنی کلاس درس، موردخوانش قرار می دهیم. همچنین، چگونگی تجزیه و تحلیل شیوه های آموزشی و فلسفه بنیادینی را که هریک از این شیوه ها بر آن استوار هستند، در حوزه آموزش اهداف روش های گوناگون آموزشی و با الگوهای مطرح شده نشان می دهیم.
معادل های فارسی گزاره های بیان احساس در ساختارهای نحوی روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی معادل های فارسی گزاره های بیان احساس درساختارهای نحوی روسی می پردازد. در زبان روسیِ معاصر، مدل های نحوی بیان کننده احساس با توجه به ویژگی های واژگانی و دستوری از یک تا هفت ساختار متغیر است. زبان فارسی نیز مانند زبان روسی برای بیان وضعیت عاطفی، ابزارهای زبانی مختلفی دارد؛ اما خلاف زبان روسی در زبان فارسی ابزارهای بیان کننده احساس به طور دقیق دسته بندی نشده اند. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که گزاره های بیان احساس در ساختارهای مختلف نحوی روسی با کمک چه روش هایی به زبان فارسی بیان می شوند و آیا می توان الگوی ثابتی برای ترجمه آن ها از زبان روسی به زبان فارسی ارائه کرد؟ در این پژوهش به منظور دستیابی به معادل های فارسی گزاره های بیان احساس در زبان روسی حدود5400 مثال جمع آوری شده از آثار ادبی که به طور مستقیم از زبان روسی به زبان فارسی ترجمه شده اند و همچنین ترجمه های موجود در فرهنگ های لغت روسی به فارسی، مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل نمونه های جمع آوری شده نشان می دهد در زبان فارسی برای بیان گزاره های بیان احساس روسی حداقل 11 ابزار زبانی مورد استفاده قرار می گیرد که می توان آن ها را در سه گروه زیر قرار داد: 1) مدل اسمی، 2) مدل فعلی 3) مدل استعاری. همچنین بررسی داده ها نشان می دهد ترجمه گزاره های بیان احساس در ساختارهای مختلف نحوی روسی به زبان فارسی از الگوی ثابتی پیروی نمی کند.
تأثیر بازخورد اصلاحی فرازبانی و بازنویسی بر یادگیری افعال باقاعده و بی قاعده زمان گذشتۀ سادۀ انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بازخورد فرازبانی و بازنویسی بر صحت نوشتاری زمان گذشته باقاعده وبی قاعده انگلیسی دانش آموزان ایرانی پرداخت. در این پژوهش شبه تجربی، 56 دانش آموز آذری زبان شرکت کردند. این تحقیق 7 جلسه طول کشید. در جلسۀ اول از تمامی دانش آموزان آزمون تعیین سطح (KET) گرفته شد. سپس هر کلاس به صورت تصادفی به گروه های بازخورد اصلاحی فرازبانی (13 نفر)، بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی (17 نفر)، بازنویسی (14 نفر) و گروه گواه (12 نفر) تقسیم شدند. درجلسۀ دوم، برای ارزیابی عملکرد زمان گذشته دانش آموزان، یک پیش آزمون برگزار شد. از جلسۀ سوم تا ششم از دانش آموزان خواسته شد تا هر جلسه در مدت زمان 20 دقیقه در مورد موضوع تعیین شده، انشای 150 کلمه ای بنویسند. جلسۀ بعد نوشته های دانش آموزان با بازخوردهای مختلف به آن ها بازگردانده شد. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی خط کشیده شد و توضیح گرامری در بالای آن یادداشت گردید. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نیز خط کشیده شد؛ ولی از آن ها خواسته شد نوشته های خود را بازنویسی کنند. از گروه بازنویسی خواسته شد خودشان خطاهای ساختاری خود را پیدا و نوشتۀ خود را بارنویسی کنند و گروه گواه هیچ نوع بازخوردی دریافت نکردند و بازنویسی انجام ندادند. در جلسۀ هفتم تمامی دانش آموزان پس آزمون و پرسش نامه نظرسنجی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نسبت به گروه های دیگر پیشرفت معنی داری در مهارت نوشتاری داشت . بر اساس یافته های پژوهش حاضر به معلمان آموزش زبان توصیه می شود بازخورد اصلاحی مناسب با زبان آموزان مختلف را در کلاس های خود به کار گیرند.
The Effect of Bilingualism/ Monolinguals on L2 Working Memory Capacity and Verbal Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۰, No. ۱, ۲۰۱۸
205 - 231
حوزههای تخصصی:
Issues related to bilingualism and the effects which might have on language learners’ cognitive and meta-cognitive variables have attracted the attention of a couple of researchers in the field of Second Language Acquisition (SLA).Since a couple of decades ago, there has been a plethora of studies on cognitive and metacognitive differences between bilinguals and monolinguals. However, the impact of bilingualism on EFL learners’ WMC and verbal intelligence has not be explored yet. The present study aimed at comparing the WMC and verbal intelligence of bilingual and monolingual language learners. In so doing, 30 Baluch EFL learners and 30 Persian speaker EFL learners were selected through convenience sampling. The data of the study were collected through running WMC measure and verbal intelligence test. The data of the study were analyzed through running descriptive and inferential statistics tests (independent samples-t-tests). Results showed that bilingual language learners outperformed the monolingual language learners in both WMC measures and verbal intelligence test. Therefore, it could be concluded that bilingualism affects EFL learners’ WMC and verbal intelligence. The findings have theoretical implications for applied linguists and psycholinguists and practical implications for teachers and syllabus designers.