فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۸۱ تا ۳٬۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
89 - 122
حوزههای تخصصی:
در کتاب های درسی تاریخِ زبان فارسی آنچه اهمّیّت دارد، انتقال دانش به دانشجویان است و باوجودآنکه توجّه به نیازهای مرتبط با یادگیری مخاطبان و ویژگی های شخصیتی آنان در تهیّه و تدوین این کتاب ها اهمّیّت زیادی دارد، در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود. ازجمله این نیاز ها که باید به آنها توجّه داشت، هیجانات و حواس دانشجویان و تأثیر زیادی است که این مؤلفه های روان شناختی در یادگیری آنان دارد. الگوی «هَیَجامَد» برگرفته از دو واژه «هیجان» و «بسامد» است که به هیجانات حاصل از استفاده از حواس در فرایند یادگیری توجّه دارد و سه مرحله هیچ آگاهی (تهی)، برون آگاهی (شنیداری، دیداری و لمسی حرکتی) و درون آگاهی (درونی و جامع) را شامل می شود. در پژوهش حاضر به منظور کیفیّت بخشی محتوای کتاب های تاریخِ زبان فارسی، 5 کتاب تاریخ زبان فارسیِ مطرح در سطح دانشگاهی شامل کتاب های تاریخ زبان فارسی (خانلری)، تاریخ زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ مختصر زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ زبان فارسی (باقری) و تاریخ زبان های ایرانی (رضایی باغ بیدی) با استفاده از سیاهه محقّق ساخته بر اساس الگوی هَیَجامَد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و به منظور مقایسه سطوح مختلف هَیَجامَد در این کتاب ها، داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون «خی دو» تحلیل شدند. نتایج حاصل، حکایت از آن دارد که تفاوت معناداری میان بهره گیری از الگوی هَیَجامَد در کتاب های تاریخ زبان فارسی وجود دارد و از این منظر می توان کتاب های تاریخ زبان فارسی را آسیب شناسی کرده و به نتایج قابل توجّهی در بازنگری این کتاب ها دست یافت. به نظر می رسد بهره گیری از این الگو در تهیّه و تدوین منابع آموزشی تاریخ زبان فارسی، یادگیری آسان و سریع تری را برای مخاطبان رقم بزند و با درگیری هیجانات و حواس آنان در حین یادگیری مطالب بهتر در حافظه بلندمدّت دانشجویان ثبت شود.
تأثیر سلسله مراتب رده شناختی شخص و شمار در تحول تاریخی ضمیرهای انعکاسی فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به بررسی تحول تاریخی ضمایر انعکاسیِ مبتنی بر «خود»، در زبان فارسیِ نو می پردازد. همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» در همه قرن های این دوره مشاهده نشده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر بر آن است که از منظر رده شناختی و با بهره گیری از سلسله مرتبه های جهانی نمایه سازی شخص و شمار، به بررسی ترتیب ظهور و چگونگی تحول این ضمایر بپردازد. به این منظور، پیکره ای منتخب از سه متن روایی از هر یک از یازده قرن این دوره تهیه شد و جمله های دربردارنده ضمایر انعکاسی شخصی استخراج گردید. فراوانی رخدادِ شخص ها و شمارهای مختلف این ضمایر و همچنین فراوانی نقش های گوناگون آن ها در هر قرن در جداولی نمایش داده شده است. بر مبنای پیکره مورد بررسی، نخستین نشانه همراهی ضمیر شخصی با «خود» در قرن هشتم هجری اتفاق افتاده است. همچنین بررسی پیکره نشان می دهد که همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» چه از منظر ترتیب ظهور و چه فراوانی رخداد دارای اولویت سوم شخص بر اول شخص و اول بر دوم شخص است و در نتیجه جان داری نقشی در این تحول ندارد. همچنین در مشخصه شمار اولویت با شمار مفرد است. افزون بر این، نخستین همراهی ضمایر پی بستی با «خود» در نقش ملکی و پس از آن در سایر تأکیدی ها و سپس انعکاسی بوده است.
دگردیسی نشانه معناشناختی «شایعه» در نظام های گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
143 - 166
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر، ساز و کار نشانه معناشناختیِ پدیده «شایعه» را در بسترِ یک گفتمانِ عامیانه بررسی می کند. بر پایه یافته های پژوهش، شایعه، گفته ای است که بر اثر نقصانِ معنایی در پایگاه حسی-ادراکی سوژه گفته پرداز به صورت اتفاقی تولید می شود. سه عنصر سوژگانی در شایعه دخیل اند: سوژه کنش پذیر، سوژه اثرپذیر و سوژه اثرگذار. سوژه کنش پذیر، شایعه را تولید می کند، سوژه اثرپذیر زمینه را برای گسترش آن فراهم می کند و سوژه اثرگذار آن را با برنامه ریزی آگاهانه مدیریت می کند و از بین می برد. سوژه های کنش پذیر و اثرپذیر به حوزه عمومی و سوژه اثرگذار به حوزه خاص و حرفه ای تعلق دارند. سوژه اثرپذیر با رویکرد گزینشی و بسته، در برخورد با شایعه واکنشی هیجانی نشان می دهد اما سوژه حرفه ای با رویکرد عقلانی و باز، از طریق مفاهمه شایعه را مدیریت می کند. توانِ شناختی و فشاره عاطفی کنشگران و کنش های آنان با نظام های ارزشی رابطه علی-معلولی دارد. شناختِ محدود و تنش عاطفی شدید، نظام ارزشی بسته؛ و شناخت گسترده و تنش عاطفی پائین، نظام ارزشی باز را ترسیم می کند. نظام گفتمانی تصادفی در آغاز و نظام گفتمانی برنامه مند در پایان فرایند دگردیسی شایعه قرار دارد. عوام (مردم عادی)، به سبب نداشتنِ شناخت و آینده نگری، از الگوی منطق دیجیتال بهره می گیرند. این رویکرد، مانع دگرگونیِ نظام تصادفی به سمت نظام منطقی می شود و ویژگی مخاطره آمیز آن را تثبیت و تقویت می کند اما نخبگان و افراد کارشناس، از منطق آنالوگ پیروی می کنند و فرایند تحول نشانه ها را به تدریج به سمت کنترل، برنامه مندی و منطق هدایت می کنند.
ساختار بلاغی مقدمه در مقالات مروری انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۱
167 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسیِ ساختار بلاغیِ بخشِ مقدمه مقاله های مروریِ نظری انگلیسی چاپ شده در مجله های معتبر بین المللیِ رشته های زبان شناسی و زبان شناسی کاربردی است. به این منظور، روش تحلیلی دو مرحله ایِ مبتنی بر گام و زیرگام، با رویکرد تحلیلی کلامیِ پیکره محورِ از بالا به پائین به کار گرفته شد. مجموعه ای متشکل از 100 مقدمه مقاله مروریِ نظری انگلیسی زبانِ چاپ شده در مجله های معتبرِ بین المللی انگلیسی زبان، مبنایِ انجام این پژوهش قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که نخست، از جنبه ویژگی های بلاغی، مقدمه مقاله های مروریِ نظریِ انگلیسی با مقدمه مقاله های پژوهشی اندکی تفاوت دارند. دوم آنکه، این تفاوت به بهره گیری از سه گام زیر به همراه زیرگام هایشان مربوط می شود. این گام ها و زیرگام ها مشتمل اند بر (1) معرفی حوزه: الف) بیان اهمیت/محوریت موضوع ، ب) ارائه خلاصه یافته های پژوهش های موجود و استنباط از آن ها ؛ (2) معرفی شکاف مطالعاتی/پرسش پژوهش : الف) اشاره به شکاف موجود ، ب) طرح پرسش ؛ (3) معرفی پژوهش حاضر : الف) بیان اهداف پژوهش حاضر ، ب) ارائه فرضیه ، پ) بیان تعریف ها/ توضیح ها ، ت) ارائه یافته ها و پیامدها ، ث) بیان ساختار کلی مقاله . دامنه و فراوانی بالای این گام ها و شباهت آن ها با گام های مقدمه مقاله های پژوهشی، نمایانگر اهمیت و جامعیت آن ها، بدون در نظر گرفتن ویژگی های فردی است. از یافته های پژوهش حاضر می توان برای ارائه یک مدل بلاغی پیکره محور و تهیه مطالب درسی مرتبط با نگارش علمی و آموزش نگارش مقالات مرروی نظری بهره گرفت.
آمیختگی مفهومی در عناوین خبر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عناوین خبری سیاسی روزنامه ابتکار براساس نظریه آمیختگی مفهومی است. این نظریه در چارچوب معنی شناسی شناختی به وسیله فوکونیه و ترنر (2002) مطرح شده است. سازوکار آن بر پایه پیدایش مفهوم و ساختار نوظهوری قرار گرفته است که نظریه های فضای ذهنی و استعاره مفهومی از پس تبیین آن برنیامده اند. این نظریه از چهار درون داد تشکیل شده است که هر کدام از آن ها در شکل گیری معنای نوظهور نقش دارند؛ همچنین در این نظریه انواع شبکه آمیختگی (ساده، آیینه ای، تک حوزه ای و دو حوزه ای) با توجّه به قالب درون دادها معرّفی شده است. نوشتار حاضر پس از معرّفی این نظریه، عناوین سیاسی در روزنامه ابتکار را بررسی کرده است تا کارآمدی نظریه در توصیف و تبیین داده های پژوهش مشخّص شود. به این منظور در نوشتار پیش رو (1000) عنوان خبری بررسی شده است. نتیجه حاصل از پژوهش نشان می دهد که حدود (20%) از عنوان ها دارای آمیختگی هستند. ازلحاظ بسامد وقوع انواع آمیختگی، نوع تک حوزه ای بیشترین بسامد وقوع را دارد به این دلیل که این نوع آمیختگی چهار عنصر سادگی، شفافیت، ارتباط و جذّابیت را دارد؛ بنابراین، نویسنده با کاربرد این نوع آمیختگی افزون بر انتقال اطّلاعات سعی در جذّاب کردن عنوان ها، متقاعدکردن مخاطب و تشویق آن ها به دنبال کردن خبر را دارد؛ همچنین آمیختگی نوع آیینه ای در داده های پژوهش به کار نرفته است، زیرا ساختار این نوع آمیختگی به گونه ای است که در آن دو حادثه در یک قالب معنایی مشترک ولی در دو زمان متفاوت شکل می گیرد. براساس این ساختار، ممکن است احتمال به خاطرآوردن و تطبیق دو حادثه برای خواننده آسان نباشد.
نمود عادتواره مترجم در سبک ترجمه: موردپژوهی سبک ترجمه صالح حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات مترجم، مطالعه سبک ترجمه ای مترجمان، به ویژه از دیدگاه جامعه شناسی، حوزه ای توسعه نیافته است؛ بنابراین، پژوهش حاضر، نظریّه «عمل بوردیو» را به عنوان چارچوب نظری جامعه شناسی جهت مطالعه نمود های عادتواره مترجم به کار گرفته است. بدین منظور در ابتدا، پیکره ای موازی از دو کتاب Moby- Dick; or The Whale وTo the Lighthouse و دو ترجمه از هر یک از این دو کتاب با شیوه نمونه گیری تصادفی ایجاد شد. یکی از ترجمه های هر دو کتاب توسط صالح حسینی انجام شده است. نمونه ها با بررسی دقیق خروجی های نرم افزار «انت کانک»، در سطوح ساختواژه ، انتخاب واژگان و عبارات مطالعه شدند و نسبت «نوع-واژه» به «نماد-واژه» محاسبه شد. افزون بر این، به منظور تأیید یا رد یافته ها، مصاحبه ای نیمه ساختارمند با صالح حسینی انجام شد. نتایج نشان داد که ابعاد مختلف سبک ترجمه ای صالح حسینی از جمله گرایش به استفاده از واژگان عربی و ادبی کهن، گرایش به استفاده از ساختواژه های متنوّع و آرایه هایی چون تتابع اضافات، می تواند گواهی بر عادتواره ترجمه ای وی باشد که از طریق میدان هایی که صالح حسینی در آنها به سر برده و موضعی که در آن میادین داشته است، قابل تبیین هستند. میدان ها، تجربیات زندگی و ارتباطات صالح حسینی با کنشگران متعدّد، سبک وی را در ترجمه شکل داده اند و می توان آن سبک خاص را سبک کهن گرای صالح حسینی نامید.
تلاقی نمادها و مفاهیم دریدایی در رمان هرگز رهایم مکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
107-126
حوزههای تخصصی:
هرگز رهایم مکن ( 2005) رمانی از نویسنده انگلیسی‑ژاپنی، کازو ایشی گورو، است. رمان های ایشی گورو از نظر ساختار، طرح و مضامین با یکدیگر متفاوت اند. هرگز رهایم مکن یکی از رمان های معروف علمی تخیلی اوست که محور اصلی آن، نقد هنجارهای اجتماعی جامعه است. این رمان که از نگاه یکی از شخصیت ها به نام «کتی» روایت می شود، به زندگی دانش آموزان مدرسه شبانه روزی «هیلشم»می پردازد. کتی دختری ستم دیده است که سال های زیادی را زیر چتر قوانین ناعادلانه مدرسه سپری کرده است. پژوهش حاضر در پی بررسی این رمان از دیدگاه ساختارشکنی است. مسأله قابل توجّه در این مقاله، اشاره به مفاهیم ساختارشکنانه بر اساس نظریّه دریدا، فیلسوف فرانسوی و بنیان گذار استراتژی ساختارشکنی، است. اگرچه رمان های ایشی گورو از جنبه های بی شماری موردمطالعه قرارگرفته اند، اما موارد بسیار کمی وجود دارد که در آنها به بررسی مفاهیم و مضامین پساساختارگرای موجود در آثار ایشی گورو پرداخته شده است. ازاین رو، در تحقیق حاضر سعی شده سه مفهوم ساختارشکنی یعنی «رابطه دلبخواهی بین دال و مدلول»، «تقابل های دوگانه» و «مرکز زدایی» در رمان هرگز رهایم مکن بررسی شود. مقاله پیش رو با به کار گیری نظریّه ساختارشکنی دریدا به این موضوع می پردازد که چگونه با استفاده از مفاهیم یادشده، این رمان نمادهای پیچیده ای را به مخاطب معرّفی می کند که خودِ آنهاارائه دهنده لایه های مختلف معنایی و گاه ضدونقیضی هستند. درنهایت، این مطالعه نشان داد که معانی متفاوت و متضاد این نمادها از طریق رابطه دلبخواهی بین دال (نشانگر) و مدلول، تقابل های دوگانه و مرکز زدایی ساخته می شوند.
جایگاه قید در ساخت های چندپرسش واژه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت های چندپرسش واژه ای زبان فارسی به دو نوع اصلی متوالی و گسسته تقسیم می شوند. گروه متوالی شامل دو نوع ساده و هم پایه است. در گروه گسسته، پرسش واژه های هم پایه جدا از هم هستند. هدف از جستار پیش رو، بررسی رفتار نحوی ساخت های چندپرسش واژه ای در رابطه با جایگاه قیدهای گوینده محور است. بدین منظور، ابتدا عملکرد ساخت های چندپرسش واژه ای را از نظر باهم آیی بررسی کرده، سپس به جایگاه قیدهای گوینده محور در این نوع ساخت ها می پردازیم تا بدانیم جایگاه قید با آرایش پرسش واژه ها چه ارتباطی دارد. چارچوب نظری پژوهش گراشانین-یوکسِک (2017)، لیپتاک (۲۰۱۱) و نیز چیتکو و گراشانین-یوکسِک (۲۰۱۳) و از نوع توصیفی - تحلیلی است. بررسی داده ها در رابطه با ترتیب پرسش واژه ها نشان می دهد که باهم آیی پرسش واژه ها به جز ساخت های پرسشی چندگانه با ترتیب افزوده ای - افزوده ای در بقیه موارد دستوری است. بررسی جایگاه قیدهای گوینده محور نیز نشان می دهد «ازهمه مهم تر»، تنها قیدی است که بیشترین کاربرد را در این نوع ساخت ها دارد. در مقابل، حضور قیدهایی همچون «قطعاً، صادقانه، شاید، بارها، خوشبختانه و حقیقتاً»، در ساخت های چندپرسش واژه ای موجب نادستوری شدن ساخت پرسشی می شود. در ساخت پرسشی افزوده ای - افزوده ای از نوع هم پایه متوالی، جایگاه «احتمالاً»، پیش از پرسش واژه دوم است. در افزوده ای - موضوعی از نوع هم پایه متوالی، جایگاه قید «به راستی»، پیش از پرسش واژه اوّل است. در افزوده ای - موضوعی از نوع چندگانه، جایگاه «واقعاً»پیش از پرسش واژه اوّل است؛ همچنین، در موضوعی- موضوعی از نوع هم پایه متوالی، جایگاه «احتمالاً»، پیش از پرسش واژه دوم است.
Teacher Gestures: An Action Research on Iranian EFL Learners’ Long-term Retention of Idiomatic Expressions(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۳, No. ۲, ۲۰۲۱
125 - 146
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at evaluating the effect of using three types of teacher gestures including representational (iconic, metaphoric) and emblematic gestures on the long-term retention of some L2 (here, English) concrete, and figurative idiomatic structures among a group of volunteering female junior high-school learners in Sabzevar, Iran. Via a multi-stage, mixed-method research design, over a period of eight weeks mainly focusing on an action research design, twelve learners of the eighth and ninth grades of high schools were presented with forty-eight English idiomatic phrases. Post-tests on the immediate and delayed recall and recognition tests served as the primary tools for collecting the essential data along with frequent teacher notes on their performance. The report from Wilcoxon Signed-Ranks Test indicated that the median delayed post-test ranks were not statistically significantly different from the median immediate post-test ranks Z=12, p≥.754, which proved a positive effect of using gestures on long-term retention of idiomatic phrases. In the second phase, teachers’ and students’ views were also scrutinized which showed positive feedback over the process. Implications for L2 classes were then presented in the light of recent multi-modal strategies for teaching target language forms having idiomatic expressions for the English as a Foreign Language (EFL) context.
بررسی تأثیر عمق نویسه ای کتاب های فارسی بر مهارت روان خوانی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواندن از مهم ترین مهارت های زبانی است که دانش آموزان آموختن آن را در دوره ابتدایی و با استفاده از کتاب های فارسی آغاز می کنند. کسب مهارت خواندن مستلزم کسب توانایی در روان خوانی و درک مطلب است. نظام های نویسه ای در مهارت خواندن هر زبانی نقش مؤثری دارد. محققان، خواندن نظام های نویسه ای عمیق را دشوارتر از نظام های کم عمق می دانند. فارسی زبانی با نظام نویسه ای عمیق محسوب می شود، زیرا تناظر بین نوشتار و گفتار آن کم است. با توجه به عمیق بودن نظام نویسه ای زبان فارسی، هدف پژوهش پاسخ به این سؤالات بوده است که عمق نویسه ای زبان در کتاب های فارسی دوره ابتدایی به چه میزان است و چه تأثیری بر مهارت روان خوانی دانش آموزان این دوره دارد ؟ برای پاسخ به سؤالات تحقیق ابتدا عمق نویسه ای در کتاب های فارسی شش پایه ابتدایی بررسی شد. سپس آزمون روان خوانی از دانش آموزان پایه های اول تا ششم ابتدایی گرفته شد. آزمون روان خوانی براساس سه معیار صحت، سرعت و آهنگ خواندن، از متون منتخب کتاب های فارسی در دوره ابتدایی اخذ شد. نمونه آماری تحقیق 402 نفر از دانش آموزان ابتدایی اول تا ششم ابتدایی در شهر سمنان در سال تحصیلی 1397 1398 بودند. نتایج بررسی ها فاصله 1.42 واجی بین صورت نوشتاری و گفتاری کتاب های فارسی را نشان داد. همچنین مشخص شد که عمق نویسه ای کتاب های فارسی تأثیر معناداری بر مهارت روان خوانی دانش آموزان دوره ابتدایی ندارد.
گونه شناسی گفتارهای قالبی در چرند و پرند دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتار قالبی شده بخشی از یک زبان است که می تواند حامل معانی و مصادیق متعددی باشد. گفتارهای قالبی شده معمولاً به صورت ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدها و بیشتر در زبان محاوره به کار می روند و نقش مؤثری در ارتباط های اجتماعی و گسترش زبان از لحاظ ساختاری و مفهومی دارند و بخشی از هویت، فرهنگ و تاریخ هر جامعه هستند که شناخت آن ها موجب شناخت بهتر فرهنگ، زیرساخت ها و تحولات زبانی هر جامعه زبانی می شود و تحلیل آن ها در یک متن نیز موجب شناخت بهتر زوایای پنهان و سبک آن متن می شود. در مقالات دهخدا، گونه های مختلفی از گفتارهای قالبی وجود دارد که در بطن هر یک از آن ها، مفاهیم عمیق اجتماعی، فرهنگی و زبانی نهفته است که شناخت آن ها به شناخت سبک و زبان مقالات دهخدا و جامعه روزگار او کمک می کند. هدف از پژوهش حاضر که با روش کیفی (تحلیلی توصیفی) انجام می شود، تحلیل و بازشناسی گونه های قالبی شده در چرندوپرند دهخدا در سه دسته ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدهاست. این پژوهش به منظور بررسی کاربرد این ساخت ها در چرندوپرند و تأثیر آن ها بر زبان و سبک این مقالات انجام می شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که دهخدا با استفاده از این ساخت های قالبی، اوضاع و شرایط جامعه خود را ترسیم کرده و مطالبش را با سرعت و در عین حال به صورت فشرده و عمیق به مخاطب منتقل کرده است. استفاده از این ساخت ها موجب شده تا نثر چرندوپرند به زبان محاوره ای نزدیک شود. همچنین بررسی ها نشان می دهد که اصطلاحات و زبان زدها (220 مورد)، کنایه (81 مورد) و ضرب المثل (51 مورد)، به ترتیب پرکاربردترین گونه های ساخت های قالبی در مقالات دهخدا هستند.
عقل نحو و نحو عقل جستاری در بیان جایگاه عقل در دستور زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع نزاع بر سر دخالت عقل در دستور زبان عربی و یا کنارگذاشتن آن،همچون دیگر ساحت های معرفتی بشر فراز و فرودهای بسیاری داشته است. در «عقل نحو» به دنبال نگاه پدیدارشناسانه به «نحو» هستیم و میخواهیم بدانیم این ابزار چگونه خود را در معرض نگاه دیگران قرار میدهد و چه انتظاری از آنان دارد. اما در «نحو عقل» میخواهیم بدانیم عقل زبانی در حوزه دستور زبان عربی از ما چه میخواهد.غربیان در رویکرد معاصر خود به دستور زبان از سه منظر «زایشی گشتاری» و «نقشگرایی» و «شناختی» به تحلیل ساختارهای جمله پرداخته اند. با همین سه رویکرد سعی کرده ایم از جایگاه قوه خرد در دستور زبان عربی بگوییم. در این نوشتار از این گفته ایم که آیا قوه تحلیلگر عقل باید از جایی دیگر به کمک گرفته شود یا آن که سرشت زبان عربی با این نیرو همزاد است. ویژگیهای «اصل و فرع» و «محتمل و قطعی» و «اعراب» و «قالب» و مساله «عامل و معمول» و «معنا» همگی بی حضور عقل خاموش و گنگ اند! تکنیک های ساخت جمله در پیوندی تنگاتنگ با عناصر تشکیل دهنده یک ارتباط کلامی قرار دارند. رمزگشایی از نحوه ارتباط میان ساختار جمله و عوامل فرازبانی، کار قوه ای تحلیل گر است. و بدین ترتیب با حضور طبیعی عقل، ابزار صرف و نحو از حالت توصیفی صرف خارج می شود و حالت استدلالی به خود می گیرد!
بررسی اکولوژیک منبع کنترل رفتار دانشجویان ایرانی از منظر نظریه سیستم های پیچیده و پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منبع کنترل رفتار نوعی خصیصه روان شناختی است که به درک افراد از میزان کنترل خویش بر اتفاقات پیرامونشان دلالت دارد و نقش حیاتی در موفقیت یا شکست فرد در جنبه های مختلف زندگی ایفا می کند. اگرچه منبع کنترل رفتار خصیصه ای پایدار نیست، اما تقریباً تمامی مطالعات نسبت به آن، دیدگاهی خطی و علت و معلولی داشته اند. بنابراین، در این مطالعه موردی سعی بر آن شده است که براساس نظریه سیستم های پیچیده و پویا، منبع کنترل رفتار دانشجویان ایرانی با استفاده از مدل مجموعه پویا بررسی شود. جامعه آماری تحقیق از 5 دانشجوی یک کلاس زبان عمومی دانشگاه بجنورد تشکیل شده و داده های تحقیق طی 7 جلسه از طریق مصاحبه های نیمه ساختاری، تکلیف سنج، گزارش کلاسی شرکت کنندگان و مشاهدات حضوری محقق جمع آوری شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار MaxQDA تجزیه و تحلیل شده است که درنتیجه آن، تعدادی از عوامل درون/ بین فردی، محیطی و اجتماعی به منزله عوامل اثرگذار بر بیرونی یا درونی بودن منبع کنترل رفتار دانشجویان شناخته شد. با توجه به اینکه بسیاری از روان شناسان و محققان معتقدند که منبع کنترل رفتار درونی درمجموع خصیصه روانی سالم تری است، لذا این مطالعه سعی بر آن دارد تا توصیه هایی برای استادان برای کمک به دانشجویان در راستای درونی شدن منبع کنترل رفتار آن ها ارائه دهد.
Traduire l’hétérolinguisme : Parce que je t’aime et La fille de Brooklyn de Guillaume Musso en persan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’hétérolinguisme amène la traduction à son majeur dilemme de refléter l’hétérogénéité ou de l’abandonner afin de présenter un texte homogène. Cet article propose d’examiner la question de la traduction de l’hétérolinguisme à travers un regard contextuel porté sur la dimension hétérolingue de Parce que je t’aime et La fille de Brooklyn de Guillaume Musso et la traduction en persan de ces deux œuvres. Dans cette optique, après un bref aperçu théorique sur les motivations de l’hétérolinguisme, ses représentations ainsi que sa traduction, nous procéderons, dans un premier temps, à une analyse textuelle visant à observer la place , la fonction et les modalités de l’apparition de l’hétérolinguisme dans Parce que je t’aime et La fille de Brooklyn ; et puis, nous nous pencherons sur la problématique de la traduction de l’hétérolinguisme pour savoir comment et à quel degré l’hétérolinguisme présent au sein de ces deux œuvres est assumé dans les traductions en persan.
Translation of Psychology Book Titles: A Skopos theory perspective(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
135 - 153
حوزههای تخصصی:
The focus of current research is the translation of psychology book titles. There are numerous studies in the field of titles translation, but they are restricted in Persian context. The aim of this study is thus to investigate the translation strategies used by Persian translators when transferring English psychology book titles into Persian. To achieve this objective, 245 titles of translated psychology books published from 2007 to 2013 in the field of personal success were first gathered from Isfahan Municipality Library, some local bookstores and online sources. Then, the types of original titles and their translations were examined based on Genette (1989) categorization. The findings thereof revealed that most of the titles had the form, title plus subtitle in both languages in terms of structure. The forms of the titles were also analyzed, and it was discovered that nominal titles were the most frequent ones in the source text and translators preferred not to change the original structure. Next, the corpus was analyzed based on Vinay and Darbelnet’ (1995) model and the findings showed that the modulation was the most frequently-used translation strategy. It was also revealed that the translators were inclined to change the semantics and point of view of the source language. The second most frequently-used strategy was literal translation, showing the popularity of direct translation strategies. Finally, the functions of titles were analyzed based on Nord’s (1995) model. Since functions are highly subjective and cannot be tabulated, they were discussed one by one in the discussion section of the study. The findings of this study can boost the theories of title translation and provide the functional issues of translation studies with new insights.
Interpersonal Behavior: More vs. Less Favorable Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Classrooms can be regarded as dynamic systems in which behaviors of teachers and students affect each other mutually and in a spiral manner. In this study it was intended to investigate differences in interpersonal behaviors of a more vs. a less favorable teacher at micro- and macro-levels. To analyze classroom interaction dynamically and in real-time, State Space Grid technique was applied. On the macro-level, teacher profiles were determined based on vector method. 211 students of six classes rated the behavior of their own teacher and an imaginary ideal one. One teacher who was closest to and one farthest from that ideal were identified and their classes were video-taped. Two raters coded behaviors with a joystick and then content and structure of interaction were analyzed. Differences on the micro-level were especially noticeable in the strength of attractors, not in their position. Structurally, the behavior of the more favorable teacher had higher variability and less predictability. On the macro-level, the more favorable teacher had Authoritative, and the less favorable one had Directive profiles. The results of this study can be used in promoting interactive ground of the class and in teacher education programs.
مدیریت زبان ژاپنی توسط فارسی زبانان مقیم در ژاپن در صحنه های برخورد مودبانه با ژاپنی زبانان -مطالعه موردی با استناد به ارزیابی شخص سوم -(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به چگونگی رفتار زبانی و غیر زبانی جامعه ایرانیان مقیم ژاپن هنگام گفتگو با ژاپنی زبان ها در صحنه های گفتگوی مودیانه تمرکز کرده ایم و تاثیرات زبان اول بر استفاده از زبان ژاپنی در جامعه ایرانیان مقیم ژاپن را به عنوان مطالعه موردی مورد بررسی قرار داده ایم. در واقع، تمرکز اصلی بر روی چگونگی کنترل و مدیریت زبانی فارسی زبان ها، هنگام استفاده از زبان ژاپنی است. به منظور روشن کردن موارد یاد شده، پنج صحنه گفتگوی مودبانه بین گویشوران فارسی زبان و ژاپنی زبان را که در آن احتمال استفاده از بیان های یاد شده، زیاد است، مورد توجه قرارداده ایم و برای تشخیص و تحلیل استفاده از بیان های مودبانه و یا چگونگی مدیریت زبان ژاپنی توسط فارسی زبان ها از ارزیابی شخص سوم بهره برده ایم. بایسته یادآوری است که تا به حال در این زمینه هیچ پژوهش میدانی انجام نشده است. نتایج پژوهش نشان داد که گویشوران فارسی زبان برای ابراز ادب، همواره در صحنه های مشخص تحت تاثیر عناصر فرهنگی-اجتماعی زبان مادری خود، از بیان های مودبانه مشابه در مقابل مخاطب های ژاپنی زبان استفاده می کنند. با بررسی نتایج پژوهش حاضر می توان به یک چارچوب رفتاری مشخص و تکراری میان دو گویشور مورد مطالعه در هنگام استفاده از زبان ژاپنی رسید و با علم به این مطلب، می توان به حل مشکلات احتمالی گویشوران فارسی زبان در یادگیری زبان ژاپنی در آینده کمک کرد.
شناسایی عناصر سازنده متن در داستان «قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۵
129 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عناصر جهان های متن در داستان « قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی »، اثر هدایت، بوده که اثری هدفمند در راستای توصیف وضعیت اسفناک جامعه موجود است. این جستار با اتخاذ چارچوب انگاره جهان های متن ورث (1999) در تلاش است که عناصر سازنده جهان های متن را در داستان مذکور شناسایی و آن ها را بر اساس لایه های سه گانه معنایی جهان گفتمان، جهان متن و جهان های زیرشمول در این انگاره واکاوی نماید. بررسی ها نشان داد که نویسنده از عنصر «زمان» برای ایجاد تعلیق در داستان استفاده کرده و مدام داستان را در زمان های متفاوت به جریان می اندازد تا مخاطب خود را در تعلیق نگه دارد. این در حالی است که شخصیت ها، مکان ها و اشیاء کاملاً مشخص هستند و تعلیقی در آن ها دیده نمی شود. نتایج نشان داد که گزاره های نقش گستر به کاررفته در جهان متنِ این داستان عموماً توصیفی اند، زیرا نویسنده باید برای القای تصویر، توصیف کند و خواننده نیز برای برقراری ارتباط با داستان باید تصویرسازی کند. همچنین، از نظر جهان های زیر شمول نیز در این داستان، اشاره مکانی چندان پررنگ نیست و در عوض نویسنده بیشتر بر زمان تأکید دارد. یافته ها نشان داد که با بهره گیری از انگاره جهان های متن می توان به ابعاد و لایه های پنهان داستان دست یافت.
تبیین رویکرد نظری سبک شناختی ملک الشعرای بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدمت مطالعات سبک شناسی و سبک پژوهی از کتاب تاریخ تطور نثر فارسیِ ملک الشعرای بهار فراتر نمی رود. رویکرد نظری سبک شناختی وی نیز تا به حال به درستی کشف و استخراج نشده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر کشف و شناخت متغیرها و مؤلفه های نظریه سبک شناختی ملک الشعرای بهار و مقوله سازی و فرضیه سازی آن با روش و تکنیک تحلیل محتوای کیفی عمقی است. بدین منظور، آثار ملک الشعرای بهار در زمینه سبک شناسی براساس نمونه گیری هدفمند و معیارِ اشباع نظری بررسی شد. از محتوای این آثار با حذف و اضافه و اصلاح و تلخیص، تعداد 409 کد اولیه به دست آمد. درنهایت، طی سه مرحله کدگذاری، مدلی از کدها استخراج شده است که بیانگر دو بلوک «بافت و محیط زمینه ای» و «سبک شناسی» است و همچنین، فرضیه اصلیِ چگونگی تأثیر «بافت و محیط زمینه ای» را بر «سبک» نشان می دهد. مطابق با نظر بهار، «بافت و محیط زمینه ای» تأثیر بسزایی بر «سبک» و «سبک شناسی» در ایران گذاشته است که این ارتباط و تأثیر و تأثر، در پژوهش های سبک شناختی به دقت تبیین نشده است. از این رو، متغیرها و مفاهیم رویکرد نظری سبک شناختی ملک الشعرای بهار و همچنین، روابط این متغیرها با یکدیگر کشف می شود و سرانجام به مدل سازی می انجامد و این فرض را تقویت می کند که او در این حیطه صاحب نظر بوده است.
داده های بنیادین استراتژیک زبانشناسی، کلید اکمال متقابل تکنولوژی و هوش مصنوعی در حیطه ترجمه ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
541 - 555
حوزههای تخصصی:
این پرسش که آیا می توان ماشینی اختراع کرد که قادر به انجام رفتارهایی حتی هوشمندانه تر از انسان باشد، حتی پیش از پیدایش رایانه های قدرتمند و داده های هوش مصنوعی نیز مطرح بود. پیشتر برخی از اندیشمندان زبان شناس و فیلسوفان زبان بر این باور بودند که این کار شدنی نیست. ایده بهره برداری از هوش مصنوعی، وتسهیل در بهره وری در حیطه های مختلف علوم ایده ای درست و ضروری بود، اما ابزار تحقق آن مکانیک نبود. مکانیک بستر مناسبی برای ایجاد اکمال متقابل زبان شناسی، منطق، آمار و ریاضی بر حول مکانیک، نبود و چابکی لازم را برای امکان بهره برداری از دستاوردهای خود در تحقق ترجمه ماشینی را فراهم نمی کرد. با ظهور پدیده ای به نام دیجیتال، نه تنها رویه های منطق صوری به سمت منطق نوین و ریاضیات به ریاضیات جدیدتمایل پیدا کرد، بلکه گرایشات نوینی در پژوهش های زبانشناختی متناسب با حضور در بستر دیجیتال شکل گرفت و به سرعت پیشرفت کرد. در این مقاله سعی شده است پس از ارائه مختصری از تاریخچه موضوع و چارچوب نظری آن؛ به چگونگی دستاوردهای بدست آمده پرداخته شود و چشم انداز آتی آن با توجه به متد های انتخاب شده، ترسیم گردد. نویسنده مقاله ضمن ارائه تجربیات شخصی خود در این عرصه، بر ایجاد بانک منابع بنیادی متنوع در حیطه زبانشناسی نوین تاکید دارد. به زعم وی، موفقیت های و دستاوردهای آینده، منوظ به تقویت داده های نوین و مورد نیاز زیرساختی در حیطه زبانشناسی، بعنوان یک علم بین رشته ای با تکنولوژی به منظور کسب دستاوردهای کاربردی، اجتناب ناپذیر است.