فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۰۱ تا ۴٬۸۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۱
129 - 151
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت حاکمیت شرکتی و نقش آن در افزایش پاسخگویی و شفافیت مالی، در این پژوهش رابطه میان حاکمیت شرکتی و شفافیت اطلاعات و تاثیر آنها بر عملکرد سیستم بانکی بررسی شده است. هدف این پژوهش یافتن پاسخی برای این پرسش است که چه رابطه ای میان حاکمیت شرکتی با افشاء اطلاعات و عملکرد بانک ها وجود دارد و آیا شاخص های ارائه شده برای حاکمیت شرکتی توانایی سنجش دقیق این متغیر برای نظام بانکی کشور را دارند؟ بدین منظور از مدل داده های تابلویی پویا و اطلاعات مربوط به 16 بانک از شبکه بانکی کشور در دوره زمانی 1398-1386 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که رابطه معناداری میان شاخص های معرفی شده برای حاکمیت شرکتی و افشاء اطلاعات در نمونه مورد بررسی وجود ندارد، بنابراین می توان گفت حاکمیت شرکتی نتوانسته بر کیفیت افشاء اطلاعات در بانک ها تاثیرگذار باشد. همچنین هیچ یک از شاخص های معرفی شده برای حاکمیت شرکتی رابطه معناداری با عملکرد بانک ها نداشته است، اما شاخص شفافیت اطلاعات در هر دو مدل مورد استفاده رابطه مثبت و معناداری با عملکرد بانک ها داشته است. با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت از آنحایی که حاکمیت شرکتی نتوانسته در عمل به بهبود افشاء اطلاعات بیانجامد بنابراین تاثیر معناداری بر عملکرد بانک ها نداشته باشد. علاوه براین، متغیر حاصلضرب اندازه بانک و دامی بانک بزرگ که بمنظور لحاظ کردن عدم تقارن اطلاعات به کارگرفته شده است تاثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بانک ها داشته است.
تأثیر خوانایی گزارشگری مالی بر معیارهای ریسک پروژه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
202 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف: گزارشگری مالی پیچیده با خوانایی کمتر، موجب افزایش تلاش حسابرسان در راستای مدیریت ریسک پروژه حسابرسی خواهد شد. بر این اساس و با توجه به اهمیت گزارشگری مالی و خوانایی و فهم پذیر بودن آن برای ذی نفعان و نیز، نقش حسابرسان در اعتباربخشی به صورت های مالی، هدف این پژوهش بررسی تأثیر خوانایی گزارشگری مالی بر معیارهای ریسک پروژه حسابرسی است.
روش: بر اساس مبانی نظری و تجربی پژوهش، تأخیر گزارش حسابرسی، حق الزحمه حسابرسی، اظهارنظر ابهام در تداوم فعالیت و تغییر حسابرس، به عنوان معیارهای ریسک پروژه حسابرسی انتخاب شدند. داده های 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1391 تا 1397 جمع آوری شد و فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی و به کارگیری رگرسیون چندگانه و لجستیک آزمون شدند.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، شرکت هایی که خوانایی گزارشگری مالی آنها کمتر است، تأخیر گزارش حسابرسی طولانی تر، حق الزحمه حسابرسی بیشتر و به احتمال بیشتری اظهارنظر ابهام در تداوم فعالیت دریافت کرده و در مقایسه با سایر شرکت ها تغییر حسابرس بیشتری دارند. این نتایج نشان می دهند که در شرکت های با خوانایی گزارشگری مالی کمتر، حسابرسان با ریسک حسابرسی بیشتری مواجه می شوند و باید تلاش بیشتری کنند.
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که خوانایی گزارشگری مالی، در رابطه با ریسک حسابرسی اطلاعات اثربخشی ارائه می کند و بر تصمیم های حسابرسان تأثیر می گذارد. این یافته ها برای بسط زبان شناختی، بهبود خوانایی و افشای کافی در گزارشگری مالی برای قانون گذاران و تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی در راستای تدوین دستورالعمل هایی برای افزایش خوانایی مناسب است و حاکی از اهمیت ویژگی های کیفی اطلاعات بر اثربخشی تجزیه و تحلیل و تصمیم های سرمایه گذاران است.
مدل های ایستا و پویا و ارزیابی کارایی بازار سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
476 - 495
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله، ارزیابی کارایی ضعیف بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل های ایستا (ضرایب ثابت) و پویا (ضرایب متغیر) است. بسیاری از پژوهشگران به بررسی فرضیه کارایی بازار در بازارهای نوظهور توجه دارند، زیرا به دلایل متعدد، در خصوص کارایی در اکثر این بازارها تردید وجود دارد، ولی به نظر می رسد، کاستی های روش پژوهش و ضعف مدل های آماری به این امر کمک کرده است. روش: در این پژوهش با استفاده از الگوی ARMA-GARCH ضرایب ثابت و ضرایب متغیر و به کارگیری اطلاعات قیمت 58 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385 تا دی 1397، کارایی سطح ضعیف بازار سرمایه ارزیابی شده است. یافته ها: معنا داری ضرایب اتورگرسیو مدل های ایستا حاکی از تأیید کارایی 15 شرکت و رد کارایی 43 شرکت بوده است. به منظور بررسی دقیق تر موارد ناکارایی، مدل های پویا برای 43 مورد ناکارای یادشده برازش شد که نتایج نشان دهنده تأیید کارایی و هم گرایی به صفر 12 مورد و نیز رد کارایی اطلاعاتی 31 شرکت (که 9 مورد هم گرایی به صفر داشته اند) هستند. بر این اساس، نمی توان هر دو فرضیه کارایی و حرکت به سمت کارایی را تأیید کرد. نتیجه گیری: تفاوت در نتایج مدل های ایستا و پویا، نشان دهنده تأثیر نوع روش بر نتایج آزمون های کارایی بازار هستند. نمودارهای مسیر زمانی 21 شرکت نیز نشان دهنده بهبود درجه کارایی و تحولات مثبت از سال 1385 هستند. همچنین، نتایج آزمون های تکمیلی نشان دادند که هرچه رتبه نقدشوندگی بالاتر باشد، به احتمال زیاد کارایی مطابق مدل های پویا تأیید می شود.
افزایش سرمایه از محل مازاد تجدید ارزیابی سرمایه گذاری ها: چالش های ارائه در صورتهای مالی تلفیقی
حوزههای تخصصی:
شناسایی و رتبه بندی معیارهای تصمیم گیری، ریسک گریزی و سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش معیارهای مؤثر بر تصمیم گیری، ریسک گریزی و سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران در معاملات سهام با درنظر گرفتن عوامل تعیین شده در پژوهش های پیشین موردبررسی قرار گرفت. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از حیث ماهیت روش، توصیفی و پیمایشی می باشد. برای جمع آوری داده ها از یک پرسش نامه محقق ساخته در سه بخش استفاده گردید. برای این منظور با نمونه ای متشکل از 115 نفر از سرمایه گذاران در سال 1399 و بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی و منطق فازی به شناسایی و رتبه بندی شش معیار تصمیم گیری، هفت معیار سوگیری رفتاری و چهار معیار ریسک گریزی سرمایه گذاران پرداخته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که وضع بازار سهام به عنوان یکی از معیارهای تصمیم گیری از عوامل معروفی چون نسبت قیمت به سود و سود هر سهم بااهمیت تر بوده است. همچنین سوگیری های فرااعتمادی و اثر تمایلی نسبت به سایر سوگیری های رفتاری از بیشترین اهمیت و سوی گیری دنباله روی از جمع، از کمترین اهمیت برخوردار بوده است؛ به طوری که ریسک گریز بودن افراد باتجربه نیز کاملاً مشهود است.
آینده پژوهی در تحقیقات و آموزش حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۵
133 - 146
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر،تحقیقات و آموزش حسابداری تحت فشارهای مختلفی جهت تغییر در شیوه های تحقیق فعلی خود قرار گرفته است و نهاد های مختلفی در دنیا از جمله کمیسیون تغییرات در آموزش حسابداری (AECC) 1 و سایر نهادهای حرفه ای ،با صدور بیانیه هایی پیشگامان ایجاد تغییر در تحقیقات و آموزش حسابداری بوده اند این بیانیه ها بر شیوه های تحقیق و آموزش خلاقانه و اهمیت آن در توسعه تحقیقات حسابداری تاکید دارند. از اهداف این پژوهش کشف معیارهای مناسب جهت پیش بینی و آینده نگری در حسابداری و بهبود تدوین و بکارگیری استانداردهای حسابداری می باشد.در واقع هدف بطور خاص بررسی آینده تحقیقات حسابداری و کشف مسایلی است که به بهبود سبک یادگیری حسابداری مربوط می شود.از دیگر اهداف این مقاله اینست که پیش بینی می گردد تحقیقات و پژوهشهای آینده حسابداری در سطح بین المللی در راستای اندازه گیری اثرات اجتماعی گزارشات مالی و حسابداری و ایفای وظیفه مباشرت اجتماعی و تاکید بر اندازه گیری و گزارشگری اثرات معاملات بر جامعه پیرامون خود ، نزدیک کردن تحقیقات و پژوهشهای حسابداری به روشهای عملی حسابداری در حوزه ی عمل ،تلاش در جهت تدوین استانداردهای بین المللی حسابداری به منظور پاسخگویی به نیاز حرفه در سطح عمل و در سازمانها و نهادهای چندمنظوره و تدوین روشهای حسابداری جدید به منظور پاسخگویی ورفع نیازهای جدیداستفاده کنندگان و تصمیم گیرندگان در فضای اقتصادی و کسب و کار جدید می باشد. در ادامه مقاله با بررسی سیرتاریخی تحول و تطور حسابداری وتشریح موانع موجودبین تحقیقات حسابداری و نیازهای حرفه در سطح عمل می پردازد .
نقش حسابداران در شفافیت اقتصادی و مالی در جامعه
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین مسائلی که در فضای اقتصاد دنیا به عنوان یک پیش فرض وجود دارد، شفافیت اطلاعات مالی و اقتصادی است که برای کلیه استفاده کنندگان از اهمیت وافری برخوردار است. با وجود اهمیت این مفهوم، تاکنون تعریف جامعی از آن ارائه نشده است. لذا، امروزه رعایت دیدگاهاقتصادی و مالی در حسابداری، بحثی مهم و کلیدی به شمار می رود چون حرفه حسابداری با مقوله اقتصادی و مالی بیگانه نیست.عوامل بسیاری در شفافیت اطلاعات مالی نقش دارند که مهمترین و اثرگذارترین آنها مؤلفه های مالی می باشند. شفافیت مالی پایه و اساس تصمیم گیری های اقتصادی سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل است. زیرا یکی از الزامات رقابت سالم، دسترسی همه مشارکت کنندگان بازار به اطلاعات شفاف است. از این جهت می توان شفافیت اطلاعات را پدیده ای اجتماعی دانست که بر روابط اجتماعی متقابل افراد در بازار به شدت اثر گذار است. طبیعتاً در بازاری که اطلاعات مالی و اقتصادی از سطح شفافیت لازم برخوردار نباشند، نه تنها تصمیم گیری صحیح و مناسب برای سرمایه گذاران بالفعل دشوار شده و زمینه خروج آنها را از بازار مهیا می نماید، بلکه مانع ورود سرمایه گذاران بالقوه به بازارهای مالی می شود. به سخن دیگر، هر چه شفافیت اطلاعات ارائه شده کمتر باشد، صرف ریسک ناشی از شرایط ابهام و بازده مورد نیاز سرمایه گذاران افزایش می یابد.
ارزیابی عملکرد راهبرد مومنتوم مدیریت شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
23 - 50
حوزههای تخصصی:
راهبرد مومنتوم، علی رغم عملکرد فوق العاده خود اما بدلیل کشیدگی مازاد و چولگی منفی، نیمه تاریکی نیز در زمان سقوط بازار اوراق بهادار (بحران های مالی) به همراه دارد که قادر خواهد بود بازده مازاد چندین سال حاصل از راهبرد مومنتوم را به یکباره از بین ببرد. هدف این پژوهش توضیح سقوط ریسک مومنتم می باشد که برای این منظور از الگوی نوسان بالای ریسک راهبرد مومنتم در طول زمان و از طریق تخمین واریانس تحقق یافته بازده روزانه استفاده گردید. اجرای اتورگرسیون مرتبه اول (AR1) مشخص نمود ریسک مومنتوم، علی رغم نوسانات شدید در طول زمان، به میزان قابل توجهی از قابلیت پیش بینی برخوردار بوده و با مقیاس گذاری بر مبنای انحراف معیار هدف می توان ریسک مومنتوم را مدیریت نمود. نتایج پژوهش نشان داد می توان با مدیریت ریسک مومنتم و از طریق مقیاس گذاری آن، شاهد کاهش انحراف معیار از 45 درصد به 31درصد، چولگی منفی از 2.5- درصد به نزدیک صفر، مازاد کشیدگی از 7 درصد به 1.5 درصد، و نسبت شارپ 0.36 قبل از مقیاس گذاری به 0.53 پس از مقیاس گذاری بود. در نتیجه، براساس نتایج پژوهش، مدیریت ریسک مومنتوم به میزان قابل توجهی قادر به حذف ریسک سقوط مومنتوم می گردد.
بررسی تأثیر موجودی نقدی بهینه و انحراف از موجودی هدف بر میزان ارزش شرکت.شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۹ (جلد ۱)
126 - 147
حوزههای تخصصی:
در یک بازار سرمایه ای کامل، سطح و تغییرات پویا در نگهداشت وجه نقد، تصمیمی بی ربط و نادرست است. بسیاری از نظریه ها مانند تئوری توازن، سلسله مراتب مالی، نظریه نمایندگی، نظریه حاکمیت شرکتی و نظریه زمان بندی بازار انجام شده است یک شرکت باید میزان بهینه نگهداشت وجه نقدی را به منظور پیاده سازی کارآمد و افزایش ارزش شرکت پیش بینی کند. نگهداشت وجه نقد مازاد، می تواند تأثیر منفی بر عملکرد شرکت از طریق مشکلات نمایندگی داشته باشد.در این پژوهش به بررسی تاثیر موجودی نقدی بهینه و انحراف از موجودی هدف بر میزان ارزش شرکت پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1393 تا 1397 بوده که حجم نمونه با توجه به روش غربالگری و پس از حذف مشاهدات پرت برابر با 119 شرکت می باشد.در این تحقیق که از دادههای پانل(تابلویی) با اثرات ثابت استفاده شده است نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های شرکت ها با استفاده از رگرسیون چند متغیره در سطح اطمینان 90% نشان می دهد که رابطه معنادارو مثبت بین موجودی نقدی بهینه و انحراف از موجودی هدف برارزش شرکت وجود دارد .همچنین سایر نتایج پژوهش نشان می دهد که مالکیت مدیریتی ، مالکیت نهادی، استقلال هیئت مدیره رابطه معنادارو مثبت بین موجودی نقدی بهینه و ارزش شرکت وجود دارد
تبیین بازده سهام از طریق ارزش افزوده اقتصادی و اجزای آن با تعدیل گری کیفیت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۸
5 - 20
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه سرمایه گذارى، کیفیت سود پایین مطلوب نیست زیرا منجر به تخصیص نادرست سرمایه ها خواهد شد. استفاده کنندگان جهت سنجش رشد اقتصادی به ستانده هاى سیستم حسابدارى از جمله سود گزارش شده توجه خواهند کرد. هنگامی که موضوع ارزش مطرح می گردد، باید معیار ارزیابی عملکرد و کیفیت ایجاد شده ارزیابی شوند. پژوهش حاضر در صدد مطالعه تفاوت بین محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی بصورت تجمیعی و اجزای آن، بر اساس مدل بیدل و همکاران (1997) و وسیت و ورتینگتون (2000)، است. از طرف دیگر با کمک مدل جونز تعدیل شده کیفیت اقلام تعهدی اختیاری سنجش گردید. از داده های ترکیبی (172) شرکت-سال، (1388 الی 1396) استفاده شد. فرضیه ها از طریق محاسبه رگرسیون و آزمونt ، F بررسی شدند. براساس یافته ها محتوای اطلاعاتی اجزای ارزش افزوده اقتصادی از ارزش افزوده اقتصادی بصورت تجمیعی بیشتر است. نتایج آزمون والد در سطح معناداری نشان دهنده تفاوت بین محتوای اطلاعاتی اجزای ارزش افزوده اقتصادی است. افزودن کیفیت سود به مدل، منجر به تغییر محتوای اطلاعاتی مدل ها می شود. کیفیت سود به رابطه فی مابین ارزش افزوده اقتصادی و بازده سهام تاثیر تعاملی دارد و این تأثیر تعاملی در سطح اجزای ارزش افزوده اقتصادی نیز مشاهد شد.
تأثیر مدیریت ریسک بر رابطه ویژگی های کمیته حسابرسی و بازده حقوق صاحبان سهام
حوزههای تخصصی:
عملکرد شرکت ها تحت تأثیر معیارهای مالی و حسابداری و سازوکارهای کنترلی و نظارتی مانند مدیریت ریسک و اعتبار گزارش های مالی قرار می گیرد. هدف این پژوهش تأثیر مدیریت ریسک بر رابطه ویژگی های کمیته حسابرسی و بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می باشد. پژوهش انجام شده ازنظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته و برای تجزیه وتحلیل فرضیه ها از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از داده های 146 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392-1398 استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد بین اندازه کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه معناداری وجود ندارد؛ اما میان استقلال و تخصص حسابداری کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مدیریت ریسک بر رابطه بین استقلال کمیته حسابرسی و تخصص حسابداری کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام، تأثیر مثبت و معنادار دارد.
نقش میانجی کیفیت گزاشگری مالی در رابطه بین قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۷ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
132 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی ارتباط قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد و نقش میانجی کیفیت گزاشگری مالی، بر رابطه قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: با استفاده از داده های 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی 1390 تا 1395، آزمون فرضیه ها با استفاده از مدل های رگرسیون چندگانه و آزمون سوبل صورت گرفته است. یافته ها: افزایش قابلیت مقایسه صورت های مالی به طور چشمگیری نگهداشت وجه نقد شرکت ها را کاهش می دهد. از سوی دیگر، کیفیت گزاشگری مالی (با دو شاخص اقلام تعهدی اختیاری و کیفیت افشا) میانجی رابطه بین قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد نیست. نتایج به سنجه های جایگزین قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد حساس نیستند و این نتایج با مقیاس های جایگزین نیز تأیید می شوند. افزون بر این، نتایج آزمون های اضافه نشان داد که اعتبار تجاری در رابطه بین قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجه نقد، نقش میانجی ایفا نمی کند. نتیجه گیری: سرمایه گذاران و اعتباردهندگان در تصمیم گیری های اقتصادی خود بر صورت های مالی شرکت ها اتکا می کنند، بنابراین شایسته است نهادهای استانداردگذار و ناظر و همچنین ارکان راهبری شرکت ها، اهمیت ویژه ای برای قابلیت مقایسه اطلاعات مالی قائل شوند. به دلیل مشکلات نمایندگی و همچنین عدم تقارن اطلاعاتی اندک، به علت تمرکز مالکیت بسیار در اکثر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و همچنین سهولت دسترسی به تأمین مالی از طریق بانک ها برای شرکت ها، کیفیت گزارشگری مالی بالا تأثیری بر عدم تقارن اطلاعاتی و سیستم تأمین مالی شرکت ها نداشته و در رابطه بین قابلیت مقایسه و نگهداشت وجه نقد، نقش میانجی ندارد.
تدوین الگوی انتخاب حسابرس مستقل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
258 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف: حسابرسان مستقل، در اعتباردهی به صورت های مالی و انتشار اطلاعات حسابداری شرکت ها، نقش بسزایی دارند. انتخاب حسابرس مستقل، مهم ترین تصمیم سهام داران برای اعتباربخشی به صورت های مالی است. در این پژوهش به تدوین الگوی انتخاب حسابرس مستقل در ایران پرداخته می شود. در این راه، تلاش شده است تا از دیدگاه عوامل مؤثر بر این موضوع که در وهله نخست حرفه حسابرسی، سپس مؤسسه های حسابرسی و در نهایت صاحب کاران را شامل می شود، الگوی کامل و همه جانبه ای از انتخاب حسابرس مستقل ارائه شود. روش: روش پژوهش از ﻟﺤﺎظ ﻫﺪف در گروه پژوهش های اکﺘﺸﺎﻓی، از ﺟﻨﺒﻪ ﺟﻤﻊ آوری داده ﻫﺎ در دسته پژوهش های کیفی و از ﺣیﺚ نتیجه در زمره پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. ﺑﺮ اﺳﺎس روش ﺷﻨﺎﺳی کیﻔی و با استفاده از نظریه برخاسته از داده ها، ﭘﺲ از ﺟﻤﻊ آوری اطلاعات از ﻃﺮیﻖ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ، داده ها به سه صورت ﺑﺎز، محوری و گزینشی کﺪﮔﺬاری ﺷﺪﻧﺪ و در ﻧﻬﺎیﺖ الگوی ﭘﮋوﻫﺶ ﻃﺮاﺣی شد. یافته ها: بر اساس رهیافت نظام مند در نظریه برخاسته از داده ها، الگوی انتخاب حسابرس مستقل همراه با مؤلفه های توضیح دهنده آن، یعنی شرایط علّی، شرایط بستر، راهبردها، عوامل مداخله گر و پیامدها، تبیین شد. نتیجه گیری: در تدوین الگوی انتخاب حسابرس، انگیزه های صاحب کار برای انتخاب حسابرس، جزء شرایط علّی شناسایی شده است که این انتخاب در بستری از وضعیت کلان اقتصادی و وضعیت عمومی بازار سرمایه صورت می گیرد. راهبردهای انتخاب حسابرس نیز، اَشکال و روش های مختلف انتخاب است که به دو دسته قانونی و واقعی انتخاب دسته بندی می شود. از عوامل مداخله گر مهم و مؤثر بر این راهبردها، می توان به ویژگی های تأثیر گذار مؤسسه حسابرسی، الزامات نشئت گرفته از قوانین، ارتباطات و شناخت بین صاحب کار و حسابرس و حق الزحمه حسابرسی اشاره کرد. در این الگو، راهبردهای بسیار مهم برای انتخاب حسابرس نیز عبارت اند از انتخاب حسابرس بر اساس ارتباطات، شناخت متقابل، جست وجوی ساده، منافع مالی و برگزاری مناقصه که می تواند پیامدهایی در سطح شرکت، بازار سرمایه و در سطح کلان اقتصاد به همراه داشته باشد.
تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری با تأکید بر نقش سرمایه گذاران متخصص و عدم تقارن اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۷ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
473 - 494
حوزههای تخصصی:
هدف: بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری مالی، قابلیت مقایسه صورت های مالی، یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات است که سودمندی در تصمیم اطلاعات حسابداری مربوط را افزایش می دهد. قابلیت مقایسه از طریق دو ویژگی سرمایه گذاران، یعنی تخصص آنها و عدم تقارن اطلاعاتی، بر میزان سودمندی اطلاعات حسابداری تأثیرگذار است. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری، با تأکید بر نقش سرمایه گذاران متخصص و عدم تقارن اطلاعاتی است.
روش: جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و هشتاد شرکت در دوره زمانی 1388 تا 1396 به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. همچنین برای آزمون فرضیه های پژوهش، از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش حاکی از آن است که قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن، تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین بر اساس یافته های پژوهش، زمانی که سرمایه گذاران متخصص زیاد هستند، تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری افزایش می یابد. علاوه بر این نیز، زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی پایین است، تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری افزایش می یابد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، زمانی که سرمایه گذاران متخصص زیاد هستند و اطلاعات خصوصی کمتر است، قابلیت مقایسه صورت های مالی، توانایی استفاده کنندگان از اطلاعات را به منظور شناسایی شباهت ها و تفاوت ها بین پدیده های اقتصادی، بهبود می بخشد. در نتیجه، سرمایه گذاران، بهترین گزینه سرمایه گذاری را انتخاب می کنند که سبب می شود، منابع به صورت بهینه تخصیص پیدا کنند.
ارائه مدل نیمه پارامتریک قیمت گذاری ریسک غیرسیستماتیک با تبیین ریسک آربیتراژ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
343 - 365
حوزههای تخصصی:
هدف: در علم مالی، رابطه میان ریسک غیرسیستماتیک و بازده مورد انتظار به معمایی تبدیل شده است. در حالی که بر اساس تئوری مدرن پرتفوی، رابطه میان ریسک و بازده مورد انتظار مثبت است، نتایج بسیاری از پژوهش ها، بر رابطه منفی میان متغیرهای یادشده دلالت دارد. علاوه بر این، بسیاری از مطالعات انجام شده به بررسی عوامل اثرگذار بر این رابطه پرداخته اند. در این پژوهش نیز تلاش شده است که رابطه میان ریسک غیرسیستماتیک و بازده مورد انتظار، از طریق تبیین ریسک آربیتراژ به عنوان عامل اثرگذار بر رابطه یاد شده، در بازه زمانی فروردین 1386 تا اسفند 1396 به بحث و بررسی گذاشته شود. روش: در این پژوهش برای برآورد ریسک غیرسیستماتیک، مدل پنج عاملی فاما و فرنچ به کار گرفته شده است. همچنین، با استفاده از روش های تحلیل پرتفوی و رگرسیون مقطعی فاما مکبث، به سؤال پژوهش پاسخ داده و فرضیه ها آزمون می شوند. یافته ها: با استفاده از مدل پنج عاملی فاما و فرنچ که بر اساس رگرسیون کرنل چندجمله ای موضعی پیاده سازی شده، ریسک غیرسیستماتیک برآورد شده است. همچنین، برای برآورد شاخص ریسک آربیتراژ نیز، از یک محدودیت معاملاتی موجود در بورس ایران و سایر متغیرهای متداول اندازه گیری ریسک آربیتراژ استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد علاوه بر اینکه ریسک غیرسیستماتیک دارای قیمت است، رابطه میان ریسک غیرسیستماتیک و بازده مورد انتظار نیز منفی است. همچنین، ریسک آربیتراژ، متغیر اثرگذار بر شدت و معنا داری رابطه میان ریسک غیرسیستماتیک و بازده مورد انتظار معرفی می شود.
بررسی ارتباط بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعاتی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۸
149-173
حوزههای تخصصی:
مدیرعامل های با توانایی بالا ممکن است به دنبال ایجاد شفافیت بیشتر برای انتقال توانایی خود به بازار باشند، در حالی که مدیرعامل های با توانایی کمتر ممکن است برداشت های بازار در مورد استعداد و توانایی خود را با محدود کردن اطلاعات در دسترس متراکم کنند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. فرضیه های پژوهش بر مبنای یک نمونه آماری متشکل از 106 شرکت طی دوره 9 ساله از سال 1388 لغایت 1396 و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعات شرکت (شامل: رتبه شاخص عدم شفافیت اطلاعات شرکت، معاملات تجاری و اختلاف قیمت خرید و فروش سهام) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعات شرکت (شامل: خطای پیش بینی تحلیل گران بازار سهام و اقلام تعهدی اختیاری) رابطه معناداری وجود ندارد.
رابطه الگوهای مدیریت سود با ادراک سرمایه گذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز پدیده ادراک سرمایه گذاران از دورنمای اقتصادی شرکت ها در کانون توجه قرار گرفته است. این درحالیست که نقش سود خالص در تصمیمات سرمایه گذاران، همواره مدیران را به مدیریت سود ترغیب کرده است؛ به همین سبب، موضوع چگونگی اثرپذیری انگیزه های مدیریت سود از ادراک سرمایه گذاران و طریقه اثرگذاری الگوهای مدیریت بر ادراک سرمایه گذاران جلب توجه می کند. در این پژوهش، رابطه الگوهای مدیریت سود با ادراک سرمایه گذاران بررسی شد. ادراک سرمایه گذاران ازطریق تحلیل عاملی متغیرهای عملکردی بازار سرمایه و الگوهای مدیریت سود ازطریق اقلام تعهدی و فعالیت های واقعی سنجیده شد. جامعه آماری پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه آماری نیز با اعمال برخی محدودیت ها در بازه زمانی 1385 تا 1396 انتخاب شد. فرضیه های پژوهش با روش حداقل مربعات تعمیم یافته تخمینی آزمون شدند. نتایج پژوهش نشان دادند کاربست الگوی مدیریت ازطریق سود تعهدی با ادراک سرمایه گذاران از افق بازار سرمایه، رابطه معکوس دارد. به این ترتیب، به نظر می آید زمانی که ادراک سرمایه گذاران از بازار، منفی است، آنها در تصمیمات خود بیشتر به اقلام تعهدی توجه می کنند و همین امر مدیر را ترغیب می کند در شرایط ادراک منفی، مدیریت سود ازطریق اقلام تعهدی را به کار بندد. این درحالیست که مدیریت سود ازطریق فعالیت های واقعی با ادراک سرمایه گذاران رابطه مستقیم دارد؛ بنابراین، در شرایط ادراک مثبت، توجه سرمایه گذاران به مدیریت سود ازطریق فعالیت های واقعی بیشتر است.
Surplus Free Cash Flow and Earnings Management: The Moderating Role of Auditor Size(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This Study seeks to scrutinize whether surplus free cash flow is correlated with earnings management, if auditor size moderates this relationship. To do so, modified Jones discretionary accrual model (1995) and audit firm size are used as audit quality indicator to measure earnings management. The research hypotheses are built upon a sample of 103 companies listed on the Tehran Stock Exchange during the years 2013 to 2017 and then tested using multiple regression model based on panel data techniques. The results reveal that earnings management is significantly associated with surplus free cash flow. Furthermore, the findings confirm that auditor size exerts no significant impact on the relationship between surplus free cash flow and corporate earnings management.
توانایی مدیریتی و ارزش نهایی وجوه نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۱۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶
123 - 148
حوزههای تخصصی:
با توجه با اهمیت روز افزون نقش مدیران در عملکرد واحد های اقتصادی هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش تعدیلگر توانایی مدیران بر تاثیر ارزش نهایی وجه نقد بر بازده غیر عادی سهام می باشد. در این زمینه، اطلاعات مربوط به 176 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران مربوط به بازه زمانی 1395-1391 بررسی شده است. توانایی مدیران، بر اساس الگوی دمرجیان و همکاران (2012) اندازه گیری شده است. همچنین، به منظور محاسبه بازده غیر عادی اوراق سهام از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای( CAPM ) بهره گرفته شده است. به منظور عملیاتی کردن ارزش نهایی وجه نقد نیز از تغییرات وجه نقد طبق استاندارد حسابداری شماره 2 استفاده شده است. روش آماری استفاده شده نیز رگرسیون چندگانه می باشد. نتایج آماری پژوهش بیانگر آن است که توانایی مدیریت بر ارزش نهایی وجه نقد تاثیر معناداری ندارد؛ شاید دولتی بودن ساختار مالکیت . بالطبع فرآیند انتخاب و ارزیابی عملکرد مدیران را بتوان توجیهی بر این نتایج دانست.
بررسی تاثیر فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی و تیپ های شخصیتی حسابرسان بر عینیت حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۶
5 - 20
حوزههای تخصصی:
قانونگذاران، قوانین و استانداردهایی چون آئین رفتار حرفهای را برای گسترش رفتار اخلاقی میان حسابرسان وضع نموده اند. با این حال، رفتارهای غیراخلاقی در میان حسابرسان همچنان در حال وقوع است. فرض تأثیر فرهنگ سازمانی بر رفتار حسابرس، انجام مطالعات بیشتری درباره اثر بالقوه فرهنگ اخلاقی بر رفتار ناکارآمد حسابرس را توجیه مینماید. از سوی دیگر، رفتار حسابرسان منعکسکننده ویژگیهای شخصیتی آنها است و ویژگیهای شخصیتی تأثیر با اهمیتی بر انگیزه رفتاری آنها دارد. بنابراین، در این پژوهش تاثیر فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی و تیپ های شخصیتی حسابرسان بر عینیت حسابرس مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، مدیران شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی هستند. دادههای پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج حاکی از آن است که فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی بر عینیت حسابرس تاثیر مثبت و معنیداری دارد. همچنین تیپ شخصیتی باوجدان بودن (وظیفه شناسی) نیز بر عینیت حسابرس تاثیر مثبت و معنی داری دارد. علاوه بر این، یافتهها نشان می دهد که فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی بر رابطه بین تیپهای شخصیتی حسابرسان و عینیت حسابرس تاثیر دارد. بنابراین، بهبود فرهنگ اخلاقی موسسات حسابرسی گامی مهم در جهت اعتلای حرفه حسابرسی است و می تواند موجب افزایش عینیت حسابرس گردد و در نتیجه باید مورد توجه و اهتمام مدیران و شرکای موسسات حسابرسی قرار گیرد.