فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۰۱ تا ۴٬۷۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۶
63 - 84
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش حسابداری مدیریت رویه های حسابداری مدیریت و فرایندهای سازمانی می باشد. این محیط پژوهش دارای ساخت اجتماعی است که عناصر وابسته به متن مانند فرهنگ، تاریخ، ارزش ها، هنجارها، سیاست، اقتصاد، روابط انسانی بر آن تاثیر می گذارد. پژوهش در این محیط نیاز به مفروضات هستی شناسی و معرفت شناسی خاص خود را دارد که قابلیت درک و شناخت این نوع واقعیت را داشته باشد. این مفروضات در شکل پارادایم ها معرفی می شود. پارادایم اثبات گرایی کمی با ویژگی های عینیت، اندازه گیری و استقلال از افکار و عقاید کنشگران با این محیط سازگاری زیادی ندارد. در مقابل، پارادایم پژوهش کیفی با ویژگی تعریف پدیده در متن تاریخی، اجتماعی آن، نظریه های چندگانه، ایجاد معنی و درک عمیق از روابط انسانی، فرایندهای سازمانی و رویه های حسابداری مدیریت بیشترین سازگاری را با این حوزه پژوهشی دارد و دانش منحصر به فرد خود را برای توسعه دانش حسابداری مدیریت ارائه می دهد. استفاده از روش های ترکیبی نیز با چالش های جدی همراه است و با این محیط ساخت اجتماعی منطبق نمی باشد.
بررسی رابطه بین پاداش نقدی و عملکرد بانک با تاکید بر نقش مدیریت سود
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر مدیریت سود بر ارتباط بین پاداش نقدی و عملکرد بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این تحقیق بازه 6 ساله بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1390-1395 مورد بررسی قرار گرفت تا به بیان این مساله که آیا مدیریت سود بر ارتباط بین پاداش نقدی و عملکرد بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیری دارد یا خیر، پرداخته شود. در راستای رسیدن به این هدف، در حضور متغیر کنترلی اندازه بانک و اهرم مالی با روش تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، به کمک نرم افزار Eviews، مورد سنجش قرار گرفت. از میان بانکهایی که در بازه زمانی فوق در بورس حضور داشته اند با روش نمونه گیری هدفمند و سیستماتیک 10 بانک به عنوان نمونه استخراج گردید. نتایج آزمون فرضیه اول بیانگر رابطه مثبت و معنادار بین پاداش نقدی و نرخ بازده دارایی (عملکرد بانک) است. در بررسی نتایج آزمون فرضیه دوم یعنی تاثیر مدیریت سود بر ارتباط بین پاداش نقدی و عملکرد بانک نیز رابطه معناداری یافت نشد.
تحلیل رابطه شاخص های بازار مالی و ادوار تجاری در ایران با استفاده از مدل تصحیح خطا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
110 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی در این مقاله شناسایی عوامل مؤثر بر ادوار تجاری در ایران از میان شاخص های بازار مالی به عنوان نمونه تسهیلات و سپرده بانک ها (از بازار پول) و شاخص قیمت سهام (از بازار سرمایه) است. روش: ابتدا با استفاده از فیلتر هودریک پرسکات، ادوار تجاری استخراج شدند. در ادامه، مدل مارکوف سوئیچینگ وقفه بهینه برای آن برآورد شده و پس از آن، حقایق آشکارشده ادوار تجاری، شامل شاخص های هم حرکتی، تغییرپذیری نسبی و پایداری آنها طی چرخه ها میان متغیرهایی از بازار مالی مقایسه شدند. برای تشخیص هم گرایی، از آزمون هم جمعی جوهانسون استفاده کردیم. در نهایت، تخمین مدل به روش تصحیح خطای برداری (VECM) انجام گرفت. یافته ها: نتایج برآورد مدل مارکوف سوئیچینگ نشان داد که متوسط چرخه های رونق و رکود به ترتیب 92/53928 و 51/13787- است. دوره های رونق بیش از سه دوره و دوره های رکود بیش از ده دوره طول کشید. بنابراین، هرچند شدت دوره های رونق بیشتر بود، اما طول این دوره ها کمتر به دست آمد. شاخص های ارزیابی شده از حقایق ادوار تجاری نشان داد تنها متغیری که می تواند علت ادوار تجاری باشد، سپرده های غیردیداری بانک هاست. آزمون جوهانسون نیز هم گرایی متغیرها در بلندمدت را تأیید می کند. نتیجه گیری: مدل تصحیح خطای مرتبط با رابطه تعادلی، نشانگر آن است که ضریب تصحیح خطا برابر 81/0- برآورد شده، بدین معنا که در هر دوره 81 درصد از عدم تعادل های موجود در یک دوره، در رابطه ذکرشده در دوره بعد تعدیل می شود. بنابراین تعادل با سرعت به سمت تعادل بلندمدت حرکت می کند.
مومنتوم سبکی و منشأ بروز آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
320 - 342
حوزههای تخصصی:
هدف: فعالان بازار سرمایه، همواره برای شناسایی خلاف قاعده های بازار و طراحی راهبردهای معاملاتی سودآور مبتنی بر آن کوشیده اند. از جمله معروف ترین خلاف قاعده های بازار، می توان به مومنتوم اشاره کرد. خلاف قاعده ای که جگادیش و تیتمن (1993) در بدو شناسایی آن را در سطح سهام انفرادی بررسی کردند و اخیراً در سطح پرتفوی های سبکی بررسی می شود. هدف پژوهش حاضر، آزمون سودآوری استراتژی مومنتوم سبکی مبتنی بر سبک های اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و منشأ ایجاد آن از طریق تجزیه سود استراتژی مذکور در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: به منظور آزمون سودآوری مومنتوم سبکی، از روش تحلیل پرتفوی برای استراتژی های دوره تشکیل و نگهداری 3، 6 و 12ماهه استفاده شده است. در پژوهش حاضر، سودآوری مومنتوم سبکی به سه عامل ریسک، تداوم بازده و تغییرات مشترک توجیه ناپذیر با عوامل کلان اقتصادی نسبت داده می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که سودآوری مومنتوم سبکی، تقریباً برای دوره های کوتاه مدت و میان مدت مثبت و معنادار است؛ اما برای دوره های بلندمدت، علی رغم مثبت بودن سودآوری، از نظر آماری معنادار نبوده یا به استراتژی معکوس تبدیل شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، برای استراتژی های 3 و 6 ماهه، عمده سود مومنتوم سبکی از طریق تئوری تداوم بازده توضیح داده می شود و برای استراتژی 12 ماهه، ریسک، مؤلفه اصلی سودآوری مومنتوم سبکی محسوب می شود. نتیجه گیری: برای استراتژی های 3 و 6 ماهه، «ریسک» و «تداوم بازده» مؤلفه های اصلی ایجاد مومنتوم سبکی است؛ اما برای استراتژی 12 ماهه، «ریسک» تنها عامل ایجاد مومنتوم سبکی معرفی می شود.
بررسی رفتار توده ای در بورس اوراق بهادار تهران با مدل چیانگ و ژنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
388 - 407
حوزههای تخصصی:
هدف: در سطح کلان، مالی رفتاری دغدغه های بسیاری در تقابل با نظریه های مالی کلاسیک و کارایی بازار ایجاد کرده است. زمانی که سرمایه گذاران به جای رفتار و تصمیم گیری منطقی بر مبنای تحلیل های خود، از سایر سرمایه گذاران پیروی می کنند و نظر دیگران، تصمیم سرمایه گذاری آنها را تغییر می دهد، رفتار توده ای پدید می آید. گاهی رفتار توده ای برای سرمایه گذارانی که دانش و تجربه کمتری دارند تا حدی عقلایی است؛ اما وجود رفتار توده ای گسترده در بازار، ممکن است به نوسان های بازده و بی ثباتی بازار سرمایه منجر شود که به نوعی، منبع ریسک شناخته می شود. هدف این مطالعه، بررسی وجود رفتار توده ای بین سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 4 ساله، یعنی از 02/03/1394 تا 31/02/1398 است.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از مدل چیانگ و ژنگ، به بررسی رفتار توده ای گسترده در بازار می پردازد. این مدل اقتصادسنجی با تکیه بر بازده روزانه صنایع، بازده روزانه پرتفولیو انتخاب شده و انحراف مطلق مقطعی بازده است. همچنین یکی از برتری های مهم این مدل در مقایسه با مدل های قبلی، توانایی بررسی رفتار توده ای در دوره های صعودی و نزولی بازار به صورت مجزا است.
یافته ها: فرض وجود رفتار توده ای سرمایه گذاران در بازار تأیید شد و در کل این بازه زمانی 4 ساله با در نظر گرفتن دوره های ریزش و صعود بازار به صورت جداگانه، رفتار توده ای در هر دو وضعیت مشاهده شد؛ ولی شدت آن در دوره ای صعودی بیشتر بود.
نتیجه گیری: با توجه به ضرایب به دست آمده از معادلات رگرسیونی و نوع رفتار توده ای، به لحاظ بروز در زمان های صعود یا افول بازار، می توان نتیجه گرفت که به طور کلی، سرمایه گذاران در بورس تهران رفتار توده ای داشته اند؛ اما در دوره های ریزش بازار تا حدی منطقی تر عمل کرده اند و شدت رفتار توده ای خود را در سرمایه گذاری ها کاهش داده اند.
بررسی سطوح تاب آوری فردی، استرس حسابرس و روش های تقلیل دهنده کیفیت در حرفه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
154 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط سطوح تاب آوری فردی حسابرسان و روش های تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی با توجه به عوامل استرس زا در حرفه حسابرسی است.
روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، از نوع پژوهش های توصیفی پیمایشی است. برای سنجش تاب آوری، از پرسش نامه کونور و دیویدسون؛ برای بررسی روش های تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی، از پرسش نامه اوتلی و پیرز؛ برای سنجش فرسودگی از پرسش نامه ماسلاچ و برای اندازه گیری برانگیختگی استرس، از پرسش نامه اسمیت، اورلی و هایت استفاده شد. داده ها از 201 پرسش نامه ای گردآوری شدند که حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی و سازمان حسابرسی، در سال 1398 به آن پاسخ دادند. شایان ذکر است که برای تحلیل یافته ها، از روش معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج، ارتباط منفی میان تاب آوری با برانگیختگی استرس، فرسودگی و روش های تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی، به تأیید رسید. افزون بر این، بین تعارض نقش و پرحجم بودن بار کاری با برانگیختگی استرس، ارتباط مثبت مشاهده شد؛ اما میان ابهام نقش و برانگیختگی استرس، ارتباط معناداری به دست نیامد. همچنین، نتایج نشان داد که میان برانگیختگی استرس و فرسودگی شغلی ارتباط مثبت وجود دارد؛ اما شواهدی مبنی بر رابطه معنادار بین برانگیختگی استرس و روش های تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی به دست نیامد. از سوی دیگر، ارتباط مثبت میان فرسودگی شغلی و روش های تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی نیز تأیید شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که موضوع تاب آوری در حرفه حسابرسی بر رفتارهای شخصی و کارکرد حسابرسان اثرگذار است. این مؤلفه می تواند زمینه ای برای کاهش کیفیت کار حسابرسان و ایجاد فرسودگی و برانگیختگی استرس آنان شود.
تأثیر اجتناب از پرداخت مالیات بر معیارهای حسابداری ارزش شرکت: جریان نقد آزاد برای واحد تجاری و جریان نقد آزاد ناشی از کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۱۷ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۸
97 - 119
حوزههای تخصصی:
اجتناب از پرداخت مالیات از مهمترین تصمیمات مدیران است که به واسطه جلوگیری از انتقال منابع شرکت به دولت ممکن است آثار مساعد یا نامساعدی بر ارزش شرکت داشته باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر اجتناب از پرداخت مالیات بر ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با حجم نمونه 180 شرکت برای سال های 1397-1388 می باشد. فرض یه ه ای پژوهش ب ا به ره گیری از م دل ه ای رگرسیونی چند متغیره آزمون و برای بررسی ارزش شرکت از دو معیار حسابداری جریان نقد آزاد برای واحد تجاری و جریان نقد آزاد ناشی از کسب و کار استفاده گردیده است. همچنین جهت اندازه گیری اجتناب مالیاتی نیز نرخ مؤثر مالیاتی جریان نقد عملیاتی بکار گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اجتناب از پرداخت مالیات بر معیارهای حسابداری ارزش شرکت تأثیر مثبت و معنی داری دارد، به این معنی که با افزایش اجتناب مالیاتی ارزش شرکت افزایش می یابد. شدّت این افزایش در ارزش برآوردی شرکت از طریق جریان نقد آزاد ناشی از کسب و کار نسبت به ارزش برآوردی شرکت از طریق جریان نقد آزاد برای واحد تجاری بیشتر است که می تواند ناشی از خنثی شدن اثر تأمین مالی در آن باشد. بدین ترتیب نتایج پژوهش حاکی از تأیید تئوری ارزش آفرینی در رابطه بین فعالیت های اجتناب مالیاتی و ارزش شرکت است.
ویژگی های کمیته حسابرسی و هزینه سرمایه سهام عادی: آزمون تجربی نظریه وابستگی منابع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال بیستم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷۹
151-177
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه وابستگی منابع، ارکان اجرایی شرکت، میتوانند از عوامل خارجی تأثیرپذیر باشند. همچنین طبق این نظریه، کمیته حسابرسی به عنوان یک منبع مشاوره برای هیئت مدیره با هدف ارائه منابع ارزشمند خدمت میکند. در نتیجه، نظام راهبری مؤثر و کارآمد میتواند از طریق طراحی و استقرار سازوکارهای نظارتی قوی، نقش با اهمیتی در کاهش ریسک سهامداران و بهبود کیفیت اطلاعات مالی ایفا نماید. کاهش ریسک سهامداران نیز منجر به کاهش نرخ بازده مورد نیاز آنها یا همان هزینه سرمایه سهام عادی شرکت میگردد. بر این اساس، هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر ویژگیهای کمیته حسابرسی (اندازه، استقلال، تخصص مالی و تنوع جنسیتی) به عنوان یکی از ارکان نظارتی شرکتها بر هزینه سرمایه آنها است. به منظور دستیابی به این هدف، دادههای 152 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1391 تا 1396 با استفاده از تحلیل رگرسیون با رویکرد دادههای ترکیبی مورد آزمون قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین اندازه کمیته حسابرسی و تنوع جنسیتی اعضای کمیته حسابرسی با هزینه سرمایه سهام عادی شرکتها وجود دارد، ولی ارتباط معناداری بین استقلال و تخصص اعضای کمیته حسابرسی و هزینه سرمایه سهام عادی شرکتها یافت نشد.
نقش ارزش های فرهنگی در عوامل موثر بر انتخاب شغل در حرفه حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۷
55 - 80
حوزههای تخصصی:
انتخاب شغل با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و حرفهای شدن دانشها تبدیل به یک علم پیچیده شده است و تحت تاثیر عوامل ذاتی و بیرونی است. تاثیر این عوامل در سبکهای شناختی مختلف متفاوت بوده و یکی از عوامل موثر بر سبک شناختی افراد، نگرش فرهنگی است. در پژوهش حاضر، عوامل موثر بر انتخاب شغل در حرفه حسابداری با درنظرگرفتن ابعاد نگرش فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کمی است و در دسته مطالعات توصیفی قرار میگیرد. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه نگرشهای فرهنگی هافستد (1980) استفاده شده است. نمونه مورد بررسی متشکل از 143 نفر از دانشجویان حسابداری کارشناسی و کارشناسی ارشد در سال تحصیلی 97-98 بوده و دادهها با استفاده از تحلیل تمایز مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که تاثیر و نفوذ والدین، اساتید و همسالان به انتخاب شغل در حرفه حسابداری توسط دانشجویان با ویژگیهای فرهنگی فاصله زیاد قدرت و جمعگرایی مرتبط است. همچنین عامل باور و مادیات، بر انتخاب شغل حسابداری توسط دانشجویان در جوامع با ویژگیهای فرهنگی جمعگرایی و اجتناب شدید از عدم اطمینان، تاثیری ندارد.
شیوه های بهبود قراردادهای آتی در بورس کالای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۰
171 - 198
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات اقتصادی سالهای گذشته، تولید کنندگان و مصرف کنندگان به نوسانات قیمتها توجه بیشتری داشته و به دنبال رفع نااطمینانی نسبت به آینده و جلوگیری از ایجاد ضرر و زیان ناشی از این گونه ریسکها هستند. به عبارت دیگر، فروشنده و خریدار برای دوری از نااطمینانی و به دنبال کسب اطمینان نسبت به فروش و خرید محصول خود در آینده با قیمت مشخص می باشند. علاوه بر فروشندگان و خریداران، سفته بازان بازیگر دیگر می باشند که با استفاده از فرصتهای آربیتراژ موجب از بین رفتن آنها و افزایش کارایی بازار می گردند. همچنین دولت به منظور تبیین سیاستها و نظارت و تصمیم گیری به موقع جهت رفع نگرانی ها، نیاز به علایم و اخطارهایی از سوی فعالین و تحلیل گران اقتصادی دارد که بر اساس آنها برنامه ریزی مناسب را صورت دهد. بورس کالا با ایجاد بازار شفاف جهت تسهیل معاملات و کشف نرخ قیمت می تواند به دو هدف فوق برای فعالان بازار و دولت کمک نماید. قراردادهای آتی یکی از مشتقات مالی مهم در بورس کالای ایران به منظور مدیریت ریسکهای نوسان می باشند، ولی با وجود گذشت نزدیک به یک دهه از راه اندازی آن، بجز در معاملات سکه طلا و زعفران، مورد استقبال قرار نگرفته است. این پژوهش به چرایی این شکست از طریق پرسشنامه می پردازد، که مشخص می گردد "عدم تعیین آزاد قیمت دارایی پایه" و "پایین بودن آگاهی سرمایه گذاران" از مهمترین عوامل مهم جهت بهبود قراردادهای آتی می باشند که باید به آنها توجه ویژه داشت.
توانایی مدیریت و گزارشگری مالی متقلبانه با توجه به نقش تعدیلگری شرکتهای وابسته به دولت و طبقه حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۱
162 - 189
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی رابطه توانایی مدیریت و گزارشگری مالی متقلبانه با توجه به نقش تعدیلگری وابستگی به دولت و طبقه حسابرس، با استفاده از داده های 105 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در طی دوره زمانی 1387 تا 1396 پرداخته است. در این پژوهش متغیر گزارشگری مالی متقلبانه، متغیر وابسته می باشد که با استفاده از مدل مدیریت سود محاسبه شده است و همینطور متغیر توانایی مدیریت به عنوان متغیر مستقل، متغیرهای وابستگی به دولت و طبقه حسابرس به عنوان متغیرهای تعدیلگری و متغیرهای نوسانات قیمت سهام، اندازه شرکت، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، سن شرکت و اهرم مالی شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی استفاده شده است. علاوه بر این ضمن بکارگیری روش تحلیل داده های پنل، جهت آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، بیانگر این است توانایی مدیریت به تنهایی دارای اثر مثبت و معناداری بر گزارشگری مالی متقلبانه می باشند. همچنین نتایج تحقیق بیانگر این است که متغیرهای وابستگی به دولت و طبقه حسابرس دارای نقش تعدیلگری بر رابطه بین توانایی مدیریت و گزارشگری مالی متقلبانه نمی باشند.
اثر تعدیل کنندگی عدم تقارن اطلاعاتی و بازار رقابت ناقص بر شدّت تأثیرگذاری قابلیت مقایسه و ثبات رویه بر هزینه سرمایه سهام عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قابلیت مقایسه یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری است که استفاده کنندگان صورت های مالی را در ارزیابی و مقایسه یک شرکت در مقابل شرکت های مشابه (رقبا)، هنگام مواجه با فرصت های سزمایه گذاری متفاوت، یاری می رساند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعدیل کنندگی عدم تقارن اطلاعاتی و بازار رقابت ناقص بر شدّت تأثیرگذاری قابلیت مقایسه و ثبات رویه بر هزینه سرمایه سهام عادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری شامل 111 شرکت در بازه زمانی 1389 تا 1396 است. ثبات رویه با استفاده از فنّ متن کاوی و الگوی فضای برداری اندازه گیری شده است. به منظور آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون چندمتغیره و داده های ترکیبی (با کنترل اثرات سال و صنعت) و نرم افزار استتا نسخه 14 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد قابلیت مقایسه و ثبات رویه حسابداری بر هزینه سرمایه سهام عادی، تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین عدم تقارن اطلاعاتی و بازار رقابت ناقص، شدّت تأثیر منفی قابلیت مقایسه و ثبات رویه بر هزینه سرمایه سهام عادی شرکت ها را افزایش می دهد. این یافته ها نشان می دهد سرمایه گذاران و استفاده کنندگان اطلاعات مالی در بازار سرمایه ایران باید به اهمیت قابلیت مقایسه به عنوان یک معیار بین شرکتی از کیفیت اطلاعات حسابداری توجه ویژه ای نشان دهند؛ زیرا سرمایه گذاران با توجه به قابلیت مقایسه اطلاعات و چگونگی تأثیر آن بر هزینه سرمایه سهام عادی می توانند بازده مورد انتظار خود را به طور دقیق تری، پیش بینی و پرتفوی مطلوب سرمایه گذاری را انتخاب کنند.
ویژگی های رئیس کمیته حسابرسی و گزارشگری مالی به موقع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۲
131 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: به موقع بودن اطلاعات مالی در گزارشگری سالیانه به عنوان یک مزیت اطلاعاتی، همواره کانون توجه سرمایه گذاران بوده است. از سوی دیگر، خصوصیات مختلف رئیس کمیته حسابرسی می تواند اثربخشی افشای اطلاعات برون سازمانی را تحت الشعاع قرار داده، نقش موثری را در به موقع بودن گزارشگری مالی ایفا نماید. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تخصص مالی و تخصص تجربی رئیس کمیته حسابرسی بر به موقع بودن گزارشگری مالی است. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 6 ساله 1397-1392 است. همچنین به منظور آزمون فرضیه های تحقیق، مدل با استفاده از داده های ترکیبی و اثرات ثابت سال - صنعت نیزکنترل شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد بین تخصص مالی و تخصص تجربی رئیس کمیته حسابرسی با تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی، رابطه معناداری وجود ندارد. افزون بر این، نتایج تکمیلی حاصل از آزمون پایداری به خوبی از نتایج مدل اصلی پژوهش حمایت می کند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها بیانگر آن است که تخصص مالی و سابقه تصدی بیشتر روسای کمیته حسابرسی، کمک شایانی به بهبود روند به موقع بودن گزارشگری مالی نمی نماید.
بررسی تاثیر ویژگی های کمیته حسابرسی و ارائه گزارش کنترل های داخلی بر کیفیت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبری شرکتی نقش قابل توجهی در محیط عملیاتی حسابداری و حسابرسی دارد. کمیته حسابرسی و کنترل های داخلی از مکانیزم های اصلی راهبری شرکتی می باشند، و باعنایت به این که در سال های اخیر نقش کمیته حسابرسی در فرآیند آماده سازی گزارش های مالی افزایش یافته است، در این پژوهش اثر مکانیزم های اشاره شده شامل ویژگی های کمیته حسابرسی و ارائه گزارش کنترل های داخلی بر کیفیت سود سنجیده شده است. تعداد 159 شرکت که در بورس و اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1396 پذیرفته شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. از رگرسیون حداقل مربعات جهت آزمون فرضیه های پژوهش استفاده است و نتایج حاکی از تاثیر تعداد اعضای مستقل و متخصص کمیته حسابرسی و همچنین ارائه گزارش های کنترل های داخلی در بهبود کیفیت سود است، بدین صورت که با افزایش استقلال و تخصص اعضا، و همچنین ارائه گزارش های کنترل های داخلی کیفیت سود افزایش می یابد و بالعکس. لیکن تعداد اعضاء کمیته حسابرسی نقشی معنادار در بهبود کیفیت سود ندارد.
بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی و بیش اطمینانی مدیریت بر اجتناب مالیاتی شرکت ها در مراحل چرخه عمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۸
49 - 81
حوزههای تخصصی:
در راستای تجزیه و تحلیل نقش سازوکار حاکمیت شرکتی و ویژگی های رفتار مدیران در گزارشگری مالی شرکت ها، پژوهش حاضر به بررسی اثر اطمینان بیش از حد مدیریت و نظام راهبری بر اجتناب از پرداخت مالیات با توجه به نقش چرخه عمر می پردازد. برای دستیابی به اهداف پژوهش تعداد 104 شرکت با روش نمونه گیری حذفی به عنوان نمونه پژوهش برای دوره زمانی 1390-1394 انتخاب گردید. برای حاکمیت شرکتی از مکانیزم های مالکیت نهادی و استقلال هیئت مدیره استفاده شد. همچنین برای اندازه گیری بیش اطمینانی مدیریت از معیار مازاد سرمایه گذاری شراند و زچمن (2012) و در محاسبه اجتناب از پرداخت مالیات نیز از نرخ مؤثر مالیاتی استفاده شد. شرکت های مورد بررسی طبق الگوی پارک و چن (2006) به مراحل رشد، بلوغ و افول تقسیم شدند. نتایج پژوهش نشان داد بین مالکیت نهادی از مکانیزم های حاکمیت شرکتی و بیش اطمینانی مدیریت بر اجتناب مالیاتی تفاوت معناداری در مراحل رشد، بلوغ و افول وجود دارد که این ارتباط بین استقلال هیئت مدیره از مکانیزم های حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی با توجه به آزمون آماری پترونوستر یافت نشد.
افشای «سود خیابانی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افشای «سود خیابانی» یا «سود غیرمبتنی بر اصول حسابداری پذیرفته شده همگانی»، احتمالاً ریشه در دشواری هایی دارد که «اصول حسابداری پذیرفته شده همگانی» برای مدیران واحدهای تجاری در امر تهیه و افشای اطلاعات مالی ایجاد می کند. بررسی انگیزه های احتمالی مدیران از افشای چنین اطلاعاتی و در ادامه، مشاهده واکنش های تدوین کنندگان قوانین و مقررات مالی و استانداردهای حسابداری و حسابرسی به این پدیده، مباحث حوزه سیاست های حسابداری را بسط می دهد. علاوه بر این، مرور پژوهش های تجربی که به مطالعه تأثیر افشای سود غیرمبتنی بر اصول حسابداری بر قضاوت های سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی پرداخته اند، اثرات رفتاری این بخش نوین و متفاوت افشائیات اختیاری مدیران را خلاصه وار آشکار می سازد. این پژوهش، نشان می دهد که انگیزه مدیران از افشای سود و به طور کلی معیارهای عملکرد مالی غیرمبتنی بر اصول حسابداری، می تواند از گمراه کنندگی تا آگاهی بخشی، در نوسان باشد. همچنین، با بررسی دیدگاه و واکنش نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری و حسابرسی می توان دریافت که پذیرش افشای چنین معیارهایی به عنوان نشانه ای برای نیاز به پُر کردن خلاء های احتمالی موجود در استانداردهای حسابداری و حسابرسی، ریشه در منافع شخصی اعضای این نهادها دارد.
بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت بازاریابی و عملکرد فروشگاه های زنجیره ای شهروند
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت بازاریابی و عملکرد فروشگاه های زنجیره ای شهروند پرداخته است. داده های متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های فناوری اطلاعات رضایی (1395)، پرسشنامه مدیریت بازاریابی پورنبی (1394) و پرسشنامه عملکرد احمدی (1392) گردآوری شد. در راستای دستیابی به اهداف تحقیق دو فرضیه آزمون شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی از نرم افزار spss نسخه 26 انجام پذیرفت. بر اساس تحلیل آماری نتایج در سطح خطای پنج درصد نشان داد: فرضیه اول تحقیق: فناوری اطلاعات بر مدیریت بازاریابی (امنیت شغلی، آموزش-های متنوع و گسترده، ارائه پاداش های سخاوتمندانه، تسهیم اطلاعات، توانمندسازی کارکنان، کاهش فاصله طبقاتی در میان کارکنان) تاثیر مثبت و معنی دار دارد. فرضیه دوم تحقیق: فناوری اطلاعات بر عملکرد کارکنان (قابلیت اعتماد، نگرش، کیفیت کار، ابتکار عمل، قضاوت، همکاری، کمیت کار، امنیت، یادگیری و توسعه شخصی، شخص و مولفه رهبری) فروشگاه های زنجیره ای شهروند تاثیر ندارد.
افزایش ریسک های سیاسی و نقش حسابرسان داخلی
حوزههای تخصصی:
نگاهی به IFRS13 اندازه گیری ارزش منصفانه و الزامات افشای آن
حوزههای تخصصی:
معرفی و آزمون عامل چرخه عمر به منزله عامل مؤثر در توسعه الگوهای چندعاملی قیمت گذاری با استفاده از رویکرد رگرسیون های پوششی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهشهای پیشین بر تأثیر چرخه عمر شرکت بهمنزله یک ویژگی بر بازده شرکتها تأکید شده است. هدف این پژوهش، معرفی و آزمون عامل چرخه عمر شرکت بهمنزله عامل سیستماتیک جدید در توسعه الگوهای چندعاملی قیمتگذاری با استفاده از رویکرد رگرسیونهای پوششی است. روش: با استفاده از دادههای 345 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران بین سالهای 1383 تا 1397، ابتدا نشان داده میشود بین بازده شرکتهای موجود در مراحل مختلف چرخه عمر تفاوت معنیداری وجود دارد و الگوهای قیمتگذاری رایج توان تبیین این الگوی بازده را ندارند؛ سپس با توجه به دو رویکرد مبتنی بر ریسک و قیمتگذاری نادرست برای تبیین تفاوت بازده شرکتها، شواهد تجربی ارائه میشود که نشان میدهد تأثیر چرخه عمر بر بازده شرکتها بهطور عمده با تفسیر مبتنی بر قیمتگذاری نادرست شرکتهای مرحله بلوغ سازگار است. بر این اساس، پنج ساختار برای تشکیل عامل چرخه عمر بر مبنای تفاوت بازده شرکتهای مرحله بلوغ و شرکتهای سایر مراحل شامل مراحل معرفی، رشد، رکود و افول ارائه و سپس قابلیت تبیین بازده عامل چرخه عمر پیشنهادی بهوسیله الگوهای قیمتگذاری موجود بررسی میشود. نتایج: نتایج حاصل از رگرسیونهای پوششی نشان میدهد هیچکدام از الگوهای سهعاملی فاما [1] و فرنچ [2] (1993)، چهارعاملی کارهارت [3] (1997)، پنجعاملی فاما و فرنچ (2015) و ششعاملی فاما و فرنچ (2018)، قدرت توضیحدهندگی بازده عامل چرخه عمر در همه ساختارهای پیشنهادی را ندارند؛ بنابراین، عامل چرخه عمر شرکت، عامل جدیدی است که موجب بهبود عملکرد الگوهای عاملی ذکرشده در توضیح تفاوت بازده شرکتها میشود.