ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۳٬۳۶۰ مورد.
۱۸۱.

نقش مفاهیم روانشناسی ادراکی (عقلانیت محدود و نامحدود) در رفتار مدیریت سود کارا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
مدیریت سود به عنوان دست کاری سود توسط مدیریت به منظور دست یابی به قسمتی از پیش داوری های مربوط به سود مورد انتظار تعریف شده است. در این راستا پژوهش حاضر به تبیین نقش مدل های بدیل با الهام از مفاهیم روانشناسی ادراکی در گستره یک طیف شامل عقلانیت محدود و نامحدود بر رفتار مدیریت سود از طریق پیش بینی روابط علَی میان سازه های حداکثر عقلائی بودن، حداقل عقلائی بودن، قضاوت های ابتکاری، پدیده اقناع و مدیریت سود کارا پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران عالی رتبه، میانه و مالی شرکت های فعال در بازار سرمایه بوده و جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شده است. پس از انجام آزمون های پایایی و روایی داده های نمونه، تحلیل های مربوط بر اساس رویکرد مدل یابی ساختاری [1] صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مدل انسان اقتصادی و مدل عقلانیت محدود بر مدیریت سود کارا تاثیر دارد. به بیانی دیگر  حداکثر عقلایی بودن مدیران و به وجود آمدن پدیده اقناع در رفتار مدیران، مدیریت سود کارا نیز افزایش می یابد.  
۱۸۲.

بررسی رابطه مالکیت نهادی دولتی و احساسات سرمایه گذاران با حق الزحمه حسابرسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۵
حق الزحمه حسابرسی بازتابی از کیفیت حسابرسی برای استفاده کنندگان برون سازمانی از صورت های مالی است. حسابرسی مستقل بخشی مهم از نظام گزارشگری مالی را تشکیل می دهد. گزارش حسابرس مستقل می تواند بیانگر ایفای تعهدهای مدیریت صاحب کار نسبت به سرمایه گذاران باشد و حق الزحمه حسابرسی را می توان هزینه ای در نظر گرفت که صاحب کار در ازای ایفای این تعهدها به حسابرس پرداخت می کند و بررسی علل و عوامل مؤثر بر آن حائز اهمیت است. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه مالکیت نهادی دولتی و احساسات سرمایه گذاران با حق الزحمه حسابرسی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 160 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1398 تا 1402 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها ترکیبی از علی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه ها نشان داد که احساسات سرمایه گذاران با حق الزحمه حسابرسی رابطه مثبت و معناداری دارد و مالکیت نهادی دولتی با حق الزحمه حسابرسی رابطه منفی و معناداری دارد.
۱۸۳.

تأثیر فرصت های ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد بر تعهد، رضایت شغلی و قصد جابه جایی حسابرسان داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر دو عامل تحت کنترل مستقیم سازمان (فرصت های ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد) بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و قصد جابه جایی حسابرسان داخلی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی راه کارهایی برای کاهش جابه جایی حسابرسان داخلی از طریق تقویت تعهد سازمانی و رضایت شغلی است. ظرفیت و کارایی واحد حسابرسی داخلی ممکن است تحت تأثیر جابه جایی مکرر، کاهش رضایت شغلی و کم بودن تعهد سازمانی در میان حسابرسان داخلی قرار گیرد؛ بنابراین پژوهش حاضر، به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر این متغیرها و ارائه راه کارهایی برای بهبود شرایط کاری حسابرسان داخلی است. روش: این پژوهش کمّی با طرح هم بستگی انجام شده است. جامعه آماری آن را حسابرسان داخلی تشکیل داده اند که در نهایت، ۱۶۱ پرسش نامه از طریق روش نمونه گیری در دسترس گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای مشتمل بر گویه هایی در زمینه های تعهد سازمانی، رضایت شغلی، قصد جابه جایی، فرصت های ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس ۳ و روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) صورت گرفت. این روش به دلیل توانایی در تحلیل هم زمان روابط پیچیده میان متغیرها و بررسی روابط علّی، برای پژوهش حاضر مناسب تشخیص داده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تعهد سازمانی بر رضایت شغلی تأثیر مثبت و معناداری دارد. به بیان دیگر، حسابرسان داخلی ای که تعهد سازمانی بیشتری دارند، رضایت شغلی بیشتری را نیز تجربه می کنند. همچنین، رضایت از فرصت های ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد، به طور مستقیم و مثبت بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی تأثیرگذار است؛ یعنی حسابرسانی که از فرصت های ارتقا و شفافیت در معیارهای ارزیابی عملکرد رضایت بیشتری دارند، از تعهد سازمانی و رضایت شغلی بیشتری نیز برخوردارند. با این حال، رابطه معکوس میان رضایت شغلی و قصد جابه جایی تأیید نشد. این یافته نشان می دهد که رضایت شغلی به تنهایی نمی تواند عامل کاهش دهنده قصد جابه جایی حسابرسان داخلی در نظر گرفته شود و عوامل دیگری نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت ایجاد فرصت های ارتقا، شفافیت در معیارهای ارزیابی عملکرد و تقویت تعهد سازمانی برای بهبود رضایت شغلی تأکید دارد. این یافته ها می تواند به مدیران سازمان ها، در طراحی سیاست های منابع انسانی مؤثر و کاهش جابه جایی حسابرسان داخلی کمک کند. به طور خاص، سازمان ها می توانند با ایجاد فرصت های شغلی مناسب، ارتقاهای عادلانه و شفافیت در ارزیابی عملکرد، تعهد و رضایت شغلی حسابرسان داخلی را افزایش دهند. این اقدامات نه تنها به بهبود عملکرد واحدهای حسابرسی داخلی کمک می کند، بلکه می تواند به کاهش هزینه های ناشی از جابه جایی کارکنان و حفظ نیروهای متخصص منجر شود. به سازمان ها توصیه می شود که به منظور تقویت تعهد سازمانی در بین کارکنان، به ویژه حسابرسان داخلی، برنامه هایی را مانند ایجاد محیط کاری حمایتی و ترویج فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل تدوین کنند. مدیران همچنین می توانند با طراحی مسیرهای شغلی روشن و بلندمدت برای کارکنان که رابطه بین عملکرد، شایستگی و بهبود شغلی را نشان می دهد، فراهم کردن فرصت های یادگیری و رشد حرفه ای و ایجاد سیاست های منصفانه برای بهبود شغلی، تعهد کارکنان به سازمان را تقویت کنند. در نهایت، پیشنهاد می شود که پژوهش های آتی، به بررسی سایر عوامل مؤثر بر قصد جابه جایی حسابرسان داخلی و نقش متغیرهای تعدیل کننده در این رابطه بپردازند.
۱۸۴.

شناسایی و ارزیابی محتوای اطلاعاتی صورت تغییرات در حقوق مالکانه بر مبنای معیار آنتروپی (عدم اطمینان) شانون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
هدف کلان تحقیق حسابداری بازار سرمایه این است که به نوعی به این سوال پاسخ دهد که آیا فرآیند حسابداری مالی و گزارشگری، اطلاعات غیراضافی را در اختیار فعالان بازار قرار می دهد. اطلاعات ارائه شده توسط گزارش های مالی، زمانی می تواند در تصمیم گیری ها مفید باشد که بنابر گفته بیانیه مفهومی حسابداری مالی شماره یک، قابل اتکا و مربوط باشد. اطلاعاتی مربوط تلقی می شود که بتواند به استفاده کنندگان آن در اتخاذ تصمیمات آتی اقتصادی کمک کند و به نوعی دارای محتوای اطلاعاتی باشد. هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی محتوای اطلاعاتی صورت تغییرات در حقوق مالکانه بر مبنای معیار آنتروپی (عدم اطمینان) شانون می باشد. در راستای هدف پژوهش، داده های 165 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1398 تا 1402 تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در بخش کیفی خبرگان به ترتیب بر اهمیت سود انباشته، افزایش سرمایه و اندوخته قانونی بیش از سایر موارد افشا شده در صورت تغییرات در حقوق مالکانه به اجماع رسیدند و همچنین بر اساس معیار آنتروپی شانون تک تک منغیرها نیز مطابق با ترتیب اولویت خبرگان می توانند دارای محتوای اطلاعاتی باشند. همچنین نسبت ترکیب نااطمینانی سه متغیر سود انباشته، افزایش سرمایه و اندوخته قانونی نسبت به ترکیب های دوتایی محتوای اطلاعاتی بیشتری را ایجاد می کنند که این خود می تواند مزیتی برای سرمایه گذارانی باشد که دارای قدرت تحلیلی کمتری می باشند
۱۸۵.

ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: شیوه های متعدد از گزارشگری مالی امروزه در حال شکل گرفتن می باشد که می تواند به اتکاء پذیری بالاتر ذینفعان حتی با وجودِ انتظارات متفاوت، منتج شود و سطحی از همگرایی را در ادراک از افشاء فراگیرِ اطلاعات در بازار ایجاد نماید. هدف این مطالعه، ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه بود. روش: این مطالعه که از نظر روش شناسی توسعه ای/کاربردی است و برمبنای هدف اکتشافی تلقی می شود، طی دو فاز کیفی و کمّی نسبت به جمع آوری داده ها اقدام نمود. به طوریکه در فاز کیفی مطالعه از طریق تحلیل نظریه داده بنیاد ابتدا، جنبه های نوظهور گزارشگری بشردوستانه را طی سه مرحله کدگذاری و ابزار مصاحبه شناسایی نمود و سپس با انجام تحلیل دلفی، نسبت به تعیین حد اجماع نظری اقدام کرد تا با ایجاد یک پرسشنامه محقق ساخت، مبنایی برای سنجش گزارشگری بشردوستانه ایجاد شود. سپس در فاز کمّی مطالعه از طریق حداقل مربعات جزئی ( ) نسبت به آزمون فرضیه پژوهش اقدام شد. ابزار مورد استفاده در فاز کمّی مطالعه پرسشنامه بود که علاوه بر پرسشنامه ساخته شده متغیر برونزا مطالعه، از پرسشنامه جیا و همکاران (2020) برای سنجشِ متغیر درونزا یعنی مشروعیت بهره برده شد. دوره پرسشگری مطالعه بازه زمانی 6 ماه را در بر می گیرد. یافته ها: نتایج حکایت از تأیید تأثیر مثبت گزارشگری بشردوستانه بر مشروعیت زائی بالاتر شرکت ها در بازار سرمایه دارد. نتیجه گیری: نتیجه کسب شده نشان می دهد، شرکت هایی که از پتانسیل بالاتری در افشاء کارکردهای منابع انسانی، نهادی و اجتماعی برخوردار هستند، معمولاً به واسطه ی مسئولیت پذیری بالاتر در رعایت حقوق ذینفعان، مشروعیت های حرفه ای را در یک بازار رقابتی کسب می نمایند که می تواند مزیت عملکردی نسبت به دیگر رقبای شرکت ها نیز تلقی گردد. دانش افزایی: این مطالعه باتمرکز بر افشاء اطلاعات بشردوستانه و بررسی تأثیر آن بر مشروعیت شرکتی به از جمله مطالعه های نوظهور تلقی می شود که می تواند به توسعه ادبیات نظری و کاربردی صیانت از حقوق ذینفعان در آینده کمک نماید.
۱۸۶.

قیمت گذاری ضمانت سپرده و تأثیر آن بر تأمین مالی پایدار و خلق نقدینگی در نظام بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر قیمت گذاری نرخ ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک با استفاده از تئوری قیمت گذاری اختیار معامله بر تأمین مالی پایدار و خلق نقدینگی در نظام بانکی ایران است. در این راستا از روش خود رگرسیون برداری تابلویی استفاده شده است. به منظور سنجش شاخص خلق نقدینگی از روش برگر و بومن (2009) استفاده شده است. همچنین برای محاسبه تأمین مالی پایدار از نسبت خالص تأمین مالی پایدار استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که قیمت گذاری ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک بر نسبت خالص تامین مالی پایدار تاثیر مثبت و بر خلق نقدینگی اثرات منفی معنی داری می گذارد. مطابق نتایج آزمون علیت گرنجر بین نرخ ضمانت سپرده و خلق نقدینگی و تامین مالی پایدار رابطه علیت وجود دارد. نتایج تحلیل توابع واکنش تکانه ای، حاکی از آن است که تأثیر تکانه نرخ ضمانت سپرده کالیبره شده به اندازه یک انحراف معیار، بر خلق نقدینگی و تامین مالی پایدار در سال های اولیه فزاینده بوده است اما بعد از آن اثر کاهشی داشته است؛ با این حال، شدت این اثر بر خلق نقدینگی بانک ها بیشتر است.
۱۸۷.

تاثیر خودکارآمدی مالی بر سلامت مالی سرمایه گذاران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۶
این مطالعه باهدف پر کردن شکاف ها در سرمایه گذاری، و بررسی اینکه چگونه خودکارآمدی مالی بر ابعاد سلامت مالی شامل امنیت مالی، استرس مالی و تاب آوری مالی سرمایه گذاران کمک می کند، اجراشده است. جامعه آماری ما تمامی سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران است. درمجموع 395 پاسخ قابل استفاده استخراج شد و داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادله های ساختاری تجزیه و تحلیل شد. همچنین برای برآورد مقادیر پارامترهای مدل پژوهش از روش برآورد حداکثر درست نمایی استفاده شده است. یافته های این مطالعه شواهدی را برای پشتیبانی از سه فرضیه تدوین شده ارائه داده است. نتایج فرضیه اول حاکی از آن است که خودکارآمدی مالی ارتباط مثبت و معناداری با امنیت مالی دارد. به طور خاص، افرادی که سطح خودکارآمدی مالی بالاتری دارند، در مقایسه با افرادی که سطح خودکارآمدی مالی پایین تری دارند، به احتمال بیشتری از امنیت مالی برخوردارند. نتایج فرضیه دوم نشان داد که خودکارآمدی مالی ارتباط منفی و معناداری با استرس مالی دارد. به طوری که افزایش در خودکارآمدی مالی ممکن است به کاهش اثرات نامطلوب استرس مالی سرمایه گذاران کمک کند. همچنین، نتایج فرضیه سوم بیان کرده است که خودکارآمدی مالی ارتباط مثبت و معناداری با تاب آوری مالی دارد. افرادی که دارای خودکارآمدی مالی بالاتری هستند، به طورکلی در مقابل مشکلات مالی از تاب آوری بیشتری برخوردار هستند. این افراد قادرند بهترین تصمیمات مالی را بگیرند. دراین ارتباط آموزش و شناخت سرمایه گذاران از مسائل روان شناختی، علاوه بر آشنا بودن سرمایه گذاران به مسائل مالی سنتی، همیشه ابزار مفیدی برای مقابله با مشکلات مالی و سرمایه گذاری افراد بوده است.
۱۸۸.

نقش دینداری مدیران و تنوع جنسیتی بر افشای گزارشگری مسئولیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۰
مدیران با باورهای دینی قوی ممکن است به دلیل ارزش های اخلاقی و مسئولیت پذیری مبتنی بر اعتقاداتشان، تمایل بیشتری به شفافیت و تعهد به گزارشگری مسئولیت اجتماعی نشان دهند، زیرا این ارزش ها اغلب با اصول عدالت، انصاف و خدمت به جامعه هم راستا هستند. از سوی دیگر، تنوع جنسیتی در تیم های مدیریتی می تواند دیدگاه های متنوع تری را به تصمیم گیری ها وارد کند و با ارتقای حساسیت به مسائل اجتماعی و زیست محیطی، کیفیت و جامعیت گزارش های مسئولیت اجتماعی را بهبود بخشد. ترکیبی از این دو عامل می تواند به تقویت فرهنگ سازمانی مسئولانه و افزایش اعتماد ذی نفعان به گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر شود. لذا بر پایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر نقش دینداری مدیران و تنوع جنسیتی بر افشای گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسایی، همبستگی و در زمره تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه پژوهش 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 9 ساله بین سال های 1394 تا 1402 می باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چند متغیره با داده های ترکیبی و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. نتایج یافته های پژوهش نشان می دهد که مذهب مدیران از طریق رعایت مسائل اخلاقی باعث افزایش افشای مسئولیت اجتماعی شرکت می شود. همچنین تنوع جنسیتی در اعضای هیئت مدیره باعث شفافیت بالای افشای اطلاعات از جمله مسئولیت اجتماعی می شود که تاثیر تنوع جنسیتی بر مسئولیت اجتماعی را تایید می کند.
۱۸۹.

تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران با نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیل گر سوادمالی، ثبات عاطفی و ترجیحات بخش بندی بازار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۴
در حالی که دیدگاه مالی سنتی، رفتار سرمایه گذاران را عقلانی می داند، مالی رفتاری معتقد است که تصمیم گیری های سرمایه گذاران نه تنها بر مبنای منطق نمی باشد، بلکه تحت تأثیر عوامل احساسی و سوگیری های رفتاری نیز شکل می گیرد . این سوگیری ها می توانند موجب انحراف در تصمیم گیری سرمایه گذاران شده و زمینه ساز بروز ناهنجاری هایی در بازارهای مالی گردند. در این پژوهش به تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران با نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیل گر سوادمالی، ثبات عاطفی و ترجیحات بخش بندی بازار پرداخته شده است. این پژوهش از نظر روش شناسی از نوع توصیفی–پیمایشی و از نظر هدف، در زمره تحقیقات کاربردی بوده و همچنین جامعه آماری پژوهش حاضر، سرمایه گذاران فعال بورس اوراق بهادار تهران می باشد. داده های پژوهش با استفاده از اطلاعات گردآوری شده از 384 نمونه آماری تحلیل گردید. به منظور جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار smart pls استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که سوگیری های رفتاری تأثیر مستقیم و معناداری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران دارند. علاوه بر این، ادراک ریسک در این رابطه نقش میانجی ایفا می کند و متغیرهای سواد مالی و ثبات عاطفی نیز اثر تعدیل گر معناداری دارند. با این حال، نقش تعدیل گر ترجیحات بخش بندی بازار در ارتباط میان تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران معنادار تشخیص داده نشد. یافته های این تحقیق می تواند به سیاست گذاران مالی، مشاوران سرمایه گذاری و نهادهای آموزشی کمک کند تا با شناخت بهتر عوامل مؤثر بر تصمیم گیری، کیفیت تصمیمات سرمایه گذاری را بهبود بخشند.
۱۹۰.

مدل سازی پویایی های ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران: چارچوب یکپارچه چندرژیمی مبتنی بر ARIMA، DCC GARCH، GMM و مارکوف سوئیچینگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: در این پژوهش، طراحی و ارائه یک چارچوب ترکیبی پیشرفته برای مدل سازی پویایی های ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران مد نظر قرار گرفته است. اقتصاد ایران به دلیل ماهیت ساختاری شکننده، نوسانات شدید سیاسی-اقتصادی و تغییرات ناگهانی در سیاست های پولی و ارزی، زمینه ای ایده آل برای بررسی تأثیر متقابل دارایی های مختلف و نحوه انتقال ریسک در رژیم های رفتاری گوناگون فراهم می کند. در چنین بستری، وابستگی ها و شدت انتقال شوک های مالی در دوره های کم نوسان، نیمه بی ثبات و بحرانی کاملاً متفاوت است. بنابراین، هدف اصلی مطالعه حاضر، تحلیل ساختار وابستگی و انتقال ریسک میان سه دارایی کلیدی(طلا، نرخ ارز آزاد (دلار آمریکا) و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران)در قالب یک چارچوب چندسطحی و چندمدلی است؛ به طوری که بتوان با دقت بیشتری رژیم های رفتاریِ پنهان را شناسایی و میزان ریسک سیستمیک را تحت شرایط مختلف بازار اندازه گیری کرد. روش : در گام نخست، سری های زمانی بازده روزانه سه دارایی یادشده با استفاده از مدل های ARIMA پالایش شدند تا مؤلفه های روندی و خودهمبستگی های خطی حذف شوند و سری های باقیمانده تنها متغیرهای تصادفی و غیرخطی را در خود جای دهند. سپس برای هر سری از مدل GARCH(1,1) جهت برآورد و پیش بینی نوسانات شرطی (Conditional Volatility) بهره گرفته شد. در مرحله سوم، به منظور استخراج ماتریس همبستگی های شرطی پویا میان دارایی ها، مدل DCC-GARCH به کار رفت. برای شناسایی تغییرات ساختاری رفتار بازار و جدا کردن دوره های کم نوسان از پرنوسان، دو روش مکمل استفاده شد: اول، مدل مارکوف سوئیچینگ با قابلیت تقسیم بندی زمان به رژیم های نوسان پایین و نوسان بالا بر مبنای احتمال های انتقال (Transition Probabilities)، و دوم، مدل ترکیب گاوسی (GMM) که با تحلیل خوشه ای داده ها، هر مشاهده را به صورت احتمالاتی به چند رژیم رفتاری منسوب می سازد. در نهایت، با محاسبه شاخص ارزش در معرض ریسک شرطی (COVAR) برای هر جفت دارایی در هر رژیم رفتاری، شدت ریسک سیستماتیک و میزان انتقال شوک ها به شکلی جامع بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده های روزانه دوره ۱۳۹۴–۱۴۰۳ نشان داد شدت و ساختار انتقال ریسک سیستمیک در بازارهای مالی ایران کاملاً به رژیم رفتاری بازار بستگی دارد. در رژیم های «آرام»، همبستگی های شرطی بین طلا و دلار و نیز میان طلا و شاخص بورس به زیر ۰٫۳ کاهش یافته و متوسط COVARها کمتر از ۰٫۱۵ است، اما با افزایش نوسانات به سطح «نیمه بی ثبات»، این مقادیر به حدود ۰٫۴ تا ۰٫۵ می رسند. در «بحران» ساختار چهاررژیمی، همبستگی طلا–دلار به بیش از ۰٫۸ و طلا–بورس به بیش از ۰٫۳ افزایش یافت و COVAR طلا⇄دلار تا ۰٫۷۸ و طلا⇄بورس تا ۰٫۳۰ بالا رفت که نشانگر پدیده «فرار به ارز» و «فرار به طلا» در اوج تنش هاست. همچنین، روابط دلار⇄بورس و دلار⇄طلا در رژیم های میانی نه تنها سیگنال های هشدار اولیه از افزایش ریسک می دادند، بلکه گاهی در برخی دوره های ظاهراً آرام، COVAR بالاتری نسبت به رژیم های نیمه بی ثبات ثبت می شد؛ پدیده ای که می تواند منعکس کننده انتظارات منفی پنهان یا سیاست گذاری ناپایدار باشد. به طور کلی، ترکیب DCC-GARCH، مارکوف سوئیچینگ و GMM امکان تفکیک دقیق تر رژیم ها و سنجش توانایی ریسک را فراهم ساخت و نشان داد که رفتار غیرخطی و چندلایه انتقال ریسک باید در تحلیل ریسک سیستمیک اقتصادهای ناپایدار مد نظر قرار گیرد. نتیجه گیری: این پژوهش تأکید می کند که در اقتصادهایی با نوسانات ساختاری و سیاسی-اقتصادی شدید، استفاده از چارچوب های رژیم محور و پویا برای تحلیل ریسک سیستمیک الزامی است. این چارچوب نه تنها قابلیت شناسایی زودهنگام دوره های پرخطر و میان بحرانی را دارد، بلکه می تواند به عنوان ابزاری کارا برای سیاست گذاران، نهادهای نظارتی و سرمایه گذاران حرفه ای در طراحی سیاست های کلان، تخصیص بهینه سرمایه و مدیریت ریسک سیستماتیک به کار رود.
۱۹۱.

سرریز پویای ریسک میان نرخ ارز، سهام، مسکن و سکه در ایران: شواهدی جدید از مقایسه دوران تحریم و غیرتحریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۱۱
نحوه ارتباط میان نرخ ارز، قیمت سهام، مسکن و سکه به عنوان موارد مدنظر سرمایه گذار جهت مدیریت پرتفو همیشه یک بحث پیچیده بوده است و ارتباط میان آن ها و تعیین علیت انتقال نوسانات میان آن ها (دریافت و انتقال نوسانات) ممکن است در هر کشور و در دوره های زمانی گوناگون متفاوت باشد. براین اساس در پژوهش حاضر سرریز ریسک میان بازارهای ارز، مسکن، سکه طلا و سهام در دوره زمانی 1400:12-1385:01 به صورت ماهانه با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری با پارامترهای متغیر در زمان دیابولد-ایلماز (DY-TVP-VAR) بررسی شده است. نتایج نشان می دهد دارایی های ارز و سکه طلا عوامل اصلی انتقال و دریافت نوسانات در شبکه مورد بررسی هستند. بازار مسکن فقط دریافت کننده ریسک و نوسانات ازدارایی های دیگر بوده است و بیش ترین نوسان از ارز و سهام به مسکن منتقل شده است. هم چنین بازار سهام نیز بیش ترین نوسان را از ارز و سپس سکه دریافت نموده است. براساس نتایج، مسکن می تواند پوشش ریسک را برای سبد سرمایه گذاری به همراه داشته باشد و به عبارتی پناه گاه امن می باشد اما با توجه به این که در طی زمان نحوه ارتباط سکه با سایر دارایی ها متفاوت بوده است، انتخاب آن بایستی بر اساس سایر دارایی های موجود در سبد و همچنین شرایط سیاسی و اقتصادی صورت پذیرد و پناه گاه امن تحت هر شرایطی نیست. براین اساس در دوران تحریم و شرایطی که بازدهی دارایی ها اختلاف معنی دار با میانگین دارد، استفاده از الگوی DY-TVP-VAR می تواند برای سرمایه گذاران نتایج بهتری را جهت مدیریت سبد سرمایه گذاری به همراه داشته باشد.
۱۹۲.

الگوی افزایش کیفیت تصمیم گیری با تاکید بر سیستم حسابداری دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
این تحقیق با هدف الگوی افزایش کیفیت تصمیم گیری با تاکید بر سیستم حسابداری دیجیتال انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز تحقیق جهت مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) جهت ارائه الگو از مصاحبه با 16 نفر از خبرگان یعنی مدیران عالی رتبه دارای تحصیلات ارشد و دکترای حسابداری و تجربه حسابداری دیجیتال حداقل 5 سال بود، گرداوری شد. گردآوری اطلاعات بخش مدلسازی معادلات ساختاری توسط پرسشنامه محقق ساخته از 384 نفر از کارکنان حسابداری و مالی شرکت های بورسی انجام شد. در این تحقیق با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) یک مدل برای سیستم حسابداری دیجیتال جهت افزایش کیفیت تصمیم گیری طراحی شد. سپس براساس مدل به دست آمده، روابط متغیرها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ( SEM ) مجددا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری ( ISM ) توسط مدل اکتشافی نشان داد که عوامل سیستم حسابداری دیجیتال شامل فناوری بلاکچین، پردازش ابری، هوش مصنوعی، داده های بزرگ، اتوماسیون فرآیندها، سیستم های اطلاعاتی هوشمند، تبادل الکترونیکی داده ها و تحلیل و محاسبات هوشمند به عنوان اثرگذارترین عوامل در مدل موجب افزایش کیفیت تصمیم گیری شامل افزایش تصمیمات بهینه و مطلوب، رصد و نظارت مطلوب، هوشمندی تصمیم گیری و تصمیم گیری اطمینان بخش می شود. همچنین مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد تمام متغیرهای مدل اکتشافی دارای روابط معناداری هستند.
۱۹۳.

ارائه الگوی مؤلفه های مدیریت رفتارهای انحرافی مبتنی بر فرهنگ سازمانی و سیستم گزارشگری مالی کارا و اثربخش در وزارت بهداشت و درمان: روش مدلسازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مؤلفه های مدیریت رفتارهای انحرافی مبتنی بر فرهنگ سازمانی در وزارت بهداشت و درمان است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی و پیمایشی است. با استفاده از روش تحلیل تم 35 مفهوم انتزاعی شناسایی و در نهایت به 6 مقوله تبدیل و الگوی مفهومی پژوهش طراحی شد. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران، کارشناسان و کارکنان ارشد وزارت بهداشت و درمان می باشد که با استفاده از فرمول کوکران 167 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و داده های مورد نیاز با ابزار پرسشنامه جمع آوری شد. الگوی مفهومی با جمع آوری داده های تجربی و روش مدل سازی معادلات ساختاری اعتبارسنجی و مدل نهایی پژوهش ارائه شد. بررسی مدل های اندازه گیری و تحلیل مقادیر بارهای عاملی نشان می دهد که مؤلفه های تقویت خلاقیت و نوآوری دارای بیشترین تأثیر و مؤلفه های ایجاد و ترویج فرهنگ اخلاقی سازمانی دارای کمترین تأثیر بر ارتقای فرهنگ سازمانی می باشند. همچنین بررسی مدل ساختاری پژوهش و تحلیل های مسیر نشان می دهد که متغیرهای تقویت خلاقیت و نوآوری، راهبری سازمانی اثربخش، شایسته سالاری، مدیریت تعارض های شغلی و خانوادگی و ارتقای معنویت سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر ارتقای فرهنگ سازمانی دارند. در حالی که از لحاظ آماری، متغیر ایجاد و ترویج فرهنگ اخلاقی سازمانی تأثیر معناداری بر ارتقای فرهنگ سازمانی ندارد. نتایج مربوط به ضریب تعیین مدل تدوین شده نشان می دهد که توانایی پیش بینی کلی مدل ارائه شده 76.8 درصد و حاکی از مناسب بودن برازش مدل ساختاری پژوهش می باشد.
۱۹۴.

عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
این مطالعه مروری به بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها می پردازد. رضایت شهروندان یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی کیفیت خدمات عمومی و عملکرد مدیریت شهری است که بر مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است. در این پژوهش، عوامل مختلفی همچون کیفیت خدمات شهری، فضای کالبدی و محیطی، شفافیت و پاسخ گویی مدیریت شهری، و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته اند. مرور ادبیات نشان می دهد که رضایت شهروندان به طور مستقیم با کیفیت خدمات ارائه شده، از جمله حمل ونقل، فضای سبز، مدیریت ترافیک، و فرآیندهای ارتباطی شهرداری ها مرتبط است. همچنین، شفافیت و پاسخ گویی مسئولان و فراهم آوردن فرصت های مشارکت فعال شهروندان، نقش مهمی در افزایش اعتماد و رضایتمندی دارند. این مطالعه چارچوبی مفهومی برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان فراهم کرده و اهمیت رویکردی جامع و چندبعدی را در مدیریت شهری نشان می دهد که می تواند به بهبود سیاست ها و عملکرد شهرداری ها منجر شود.
۱۹۵.

سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی در ایران: تحلیلی بر مبنای نقش ذی نفعان و فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
مالیات به عنوان محور اصلی تأمین منابع عمومی و ابزار سیاست گذاری اقتصادی، نقش مهمی در جهت دهی به رشد اقتصادی و توزیع درآمد دارد. در ایران، ساختار نهادی و سیاسی، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و نقش مؤثر گروه های ذی نفع باعث شده است که تغییرات در خط مشی های مالیاتی پیچیده و چندوجهی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی ایران، رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون (داده بنیاد) اتخاذ کرده و نقش ذی نفعان در فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی را مورد تحلیل قرار می دهد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان اقتصاد عمومی، مدیران و کارشناسان سازمان امور مالیاتی و نمایندگان بخش خصوصی و نهادهای مدنی گردآوری شد و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که (1) توزیع منافع میان گروه های ذی نفع و توازن قوا، تعیین کننده جهت و سرعت تغییرات مالیاتی است، (2) ناکارآمدی های نهادی، ضعف اطلاعات و مقاومت اجتماعی از موانع اصلی اصلاحات مالیاتی هستند، و (3) سیاست های مالیاتی کارا که مبتنی بر شفافیت، عدالت و مشارکت ذی نفعان طراحی شوند، می توانند منجر به افزایش درآمدهای پایدار و ارتقای رشد اقتصادی شوند. مقاله پیشنهاد می دهد که برای حصول به رشد اقتصادی متکی بر منابع داخلی، سیاست گذاران باید فرآیند خط مشی گذاری را بازطراحی کنند و نقش آموزه ها و ارزش های اجتماعی (از جمله آموزه های اسلامی در بستر ایران) را در قالب چارچوبی عملیاتی مورد توجه قرار دهند.
۱۹۶.

تأثیر به کارگیری هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمانی (مورد مطالعه سازمان امور مالیاتی شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۵
در عصر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری کلیدی برای ارتقای بهره وری، شفافیت و دقت در نظام های اداری و اقتصادی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمان امور مالیاتی کشور انجام شده است. در این مطالعه، مفهوم کارآمدی در دو بُعد کارآیی (Efficiency) و اثربخشی (Effectiveness) مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر هوش مصنوعی بر شاخص هایی مانند سرعت و دقت پردازش داده ها، کاهش خطا و فساد اداری، و افزایش رضایت و اعتماد عمومی مؤدیان تحلیل شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که سطح معناداری روابط کمتر از ۰۵/۰ بوده و ضرایب همگی مثبت هستند؛ بدین معنا که هوش مصنوعی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر بهبود عملکرد و کارآمدی سازمان امور مالیاتی دارد. به ویژه، بیشترین اثرگذاری مربوط به ارتقای رضایت مؤدیان و افزایش اعتماد عمومی، سپس افزایش سرعت و دقت در فرایندها و در نهایت کاهش خطا و فساد اداری می باشد. این یافته ها بر ضرورت توسعه زیرساخت های داده، آموزش نیروی انسانی متخصص و گسترش سامانه های هوش محور در نظام مالیاتی کشور تأکید دارد.
۱۹۷.

بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری: ارائه یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، در کنار گسترش الزامات پایداری و گزارشگری غیرمالی، آموزش حسابداری را با چالش ها و الزامات بنیادینی مواجه ساخته است. آموزش حسابداری سنتی که عمدتاً بر انتقال دانش فنی ایستا متمرکز بوده، دیگر پاسخ گوی نیازهای حرفه ای آینده نیست و ضرورت بازآفرینی آن بر مبنای رویکردی آینده نگر، هوشمند و پایدار بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک چارچوب یکپارچه برای بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری با تأکید بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی–کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی–تبیینی است و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه نظام مند ادبیات علمی بین المللی و اسناد نهادی حرفه حسابداری در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزش حسابداری، اساتید دانشگاه، حسابداران حرفه ای و متخصصان حوزه فناوری های مالی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد نظام مند براون و کلارک صورت گرفته و منجر به استخراج کدهای اولیه، مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازآفرینی آموزش حسابداری آینده نگر مستلزم هم افزایی میان هوش مصنوعی آموزشی، آموزش حسابداری پایداری، توسعه شایستگی های دیجیتال و استقرار یادگیری تطبیقی و مادام العمر است. نتایج همچنین بر نقش محوری قضاوت حرفه ای انسان–ماشین به عنوان سازوکاری تنظیم گر در حفظ بعد انسانی، اخلاق حرفه ای و کیفیت تصمیم گیری های حسابداری در محیط های آموزشی هوشمند تأکید دارد. افزون بر این، الزامات نهادی و حرفه ای به عنوان عامل جهت دهنده و مشروعیت بخش، نقش تعیین کننده ای در هم راستاسازی برنامه های آموزش حسابداری با تحولات فناورانه و الزامات پایداری ایفا می کنند. برآیند این یافته ها در قالب یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شده است که می تواند به عنوان نقشه راهی نظری و کاربردی برای دانشگاه ها، سیاست گذاران آموزشی و نهادهای حرفه ای در طراحی و اجرای آموزش حسابداری هوشمند، پایدار و آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۸.

تبیین تاثیر هشداردهی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش میانجی هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسان مستقل در ارزیابی دقیق و بی طرفانه عملکرد مالی و کنترلی سازمان ها وابسته است. هشداردهی حسابرسان که شامل شناسایی و افشای ضعف های کنترلی و خطرات بالقوه است، تأثیر چشمگیری بر کیفیت حسابرسی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشداردهی حسابرسان مستقل بر کیفیت حسابرسی و با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش هیجانی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی و کمّی است. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۱۳۰ حسابرس فعال در مؤسسات حسابرسی تهران (از جامعه ۲۰۰ نفری) جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین گردیده و داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته ها: هشداردهی حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد (ضریب مسیر:0.472). تاثیر هشداردهی حسابرسان بر هوش هیجانی نیز با ضریب مسیر 0.996 مثبت و معنادار است. هوش هیجانی به طور مستقیم کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد (ضریب مسیر برابر است با 0.525). نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین هشداردهی حسابرسان و کیفیت حسابرسی، نقش میانجی ایفا می کند. در ابعاد هشداردهی عامل «حرفه حسابرسی» با وزن ۰.۹۹۵ بیشترین اهمیت و عوامل مربوط به «ذی نفعان» با وزن ۰.۹۸۸ کمترین اهمیت را نشان دادند. در ابعاد کیفیت حسابرسی عامل «کیفیت حرفه ای» با وزن ۰.۹۹۴ به عنوان مهم ترین عوامل، «مدیریت و رهبری» و «ارزش مشتری» با وزن ۰.۹۹۰ کم اثرترین عوامل بودند. در مولفه های هوش هیجانی «خودتنظیمی» و «خودآگاهی» با وزن ۰.۹۹۵ بالاترین اهمیت، و «مهارت اجتماعی» با وزن ۰.۹۹۱ کمترین سطح اهمیت را نشان دادند. نتیجه گیری: توجه به ظرفیت هشداردهی حسابرسان، همراه با تقویت مهارت های هوش هیجانی آنان، نقش مهمی در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد. از این رو، آموزش و توسعه هوش هیجانی در حسابرسان و فراهم سازی بسترهای سازمانی برای بیان مؤثر هشدارها، می تواند راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد حسابرسی باشد.
۱۹۹.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگویی مفهومی برای تبیین درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده تدوین گردید. این مطالعه، از حیث شیوه گردآوری داده ها، در زمره پژوهش های توصیفی-پیمایشی و از نوع غیرآزمایشی با طراحی مقطعی جای می گیرد. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان شامل خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت مالی و حسابداری و همچنین مدیران ارشد و تحلیلگران شرکت های کارگزاری بورس اوراق بهادار بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و اشباع نظری با ۱۲ مصاحبه حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش نیز شامل مدیران و کارشناسان شرکت های کارگزاری بود و بر اساس محاسبه اندازه اثر و توان آزمون، حجم نمونه ۱۴۳ نفر تعیین و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون و نرم افزار Maxqda تحلیل شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه ساخت یافته استفاده گردید و داده ها با بهره گیری از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مؤلفه های «قوانین افشای اطلاعات»، «کارکردهای افشا» و «چالش های افشای حسابداری» به طور معناداری بر ابعاد «نهادی» و «اجتماعی–محیطی» تأثیر می گذارند. در لایه های بعدی مدل، ابعاد «شناختی» و «اطلاعاتی» به عنوان پیش نیازهای تأثیرگذار بر ابعاد «احساسی» و «رفتاری» عمل می کنند. در نهایت نیز این تغییرات شناختی، احساسی و رفتاری منجر به بروز کنش های مرتبط با «افشای مالی» و «افشای غیرمالی» در رفتار سرمایه گذاران نهادی می شود. این پژوهش بستری فراهم می کند برای بازنگری در راهبردهای افشای شرکتی، به گونه ای که سیاست گذاران، تنظیم گران و شرکت ها بتوانند کیفیت افشا را نه تنها در قالب شاخص های فنی، بلکه از منظر تأثیرگذاری واقعی بر ادراک و رفتار سرمایه گذاران کلان بازطراحی کنند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر ضمن ارتقای مرزهای نظری، کارکردهای مستقیم برای بهبود سیاست های اطلاع رسانی مالی در بازار سرمایه ایران خواهد داشت.
۲۰۰.

بررسی رابطه مکانیزمهای هوش هیجانی مدیران مالی و غیر مالی شهرداری ها در تامین مالی شهرداری ها (مطالعه موردی: شهرداری های استان بوشهر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
بسیاری از کارشناسان برجسته و مدیران ارشد و به رغم هوش بالا و توانمندی ها، عملکرد درخشانی ندارند و مهمتر اینکه برخی اوقات وجود آنها میتوانند ایجاد اختلال شود و محیط تفاهم به تنش تبدیل کند، انگیزه کارکنان کاهش می دهد، میزان استرس کاری افزایش یافته و در نهایت عملکرد روند نزولی پیدا میکند. این تحقیق با هدف بررسی رابطه سه عنصرهوش هیجانی شامل: (خودانگیزی، خودآگاهی و خودکنترلی) مدیران مالی و غیر مالی شهرداریهای استان بوشهر از نظر اهداف پژوهشی توصیف با روش کمی و نتیجه کاربردی است. روش تحقیق نمونه و جامعه آماری پژوهش همه مدیران مالی و غیر مالی شهرداری استان بوشهر در سال 1399 می باشد. نمونه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شد بدین صورت که بین 40 نفر از مدیران مالی و 40 نفر از مدیران غیر مالی شهرداری های استان بوشهر که تمایل به همکاری داشتند پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ و روش های تامین مالی بهروزی، توزیع شد. در این پژوهش جهت آزمون فرضیهها با استفاده از تکنیک معادلات ساختاری و جهت آزمون فرضیات از نرم افزار Smart pls استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بود که خود انگیزی، خود آگاهی و خود کنترلی مدیران مالی و غیر مالی تاثیر معناداری بر تامین مالی در شهرداری بوشهر دارد. کلمات کلیدی: هوش هیجانی، خودانگیزی ، خودآگاهی ، خودکنترلی، مدیران مالی و غیر مالی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان