ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۶۱.

ارائه مدل اندازه گیری پیچیدگی زنجیره تأمین و نقش آن در رقابت پذیری با استفاده از رویکرد پویایی سیستم در صنعت خودروسازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل اندازه گیری پیچیدگی زنجیره تأمین و نقش آن در رقابت پذیری با استفاده از رویکرد پویایی سیستم در صنعت خودروسازی می باشد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و درزمره ی تحقیق های توصیفی می باشد. روش مورد استفاده دراین تحقیق، پیمایشی ازنوع همبستگی با استفاده از اطلاعات تاریخی به صورت پس رویدادی است. تحقیق در دوبخش کیفی و کمی نگارش شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق در بخش کیفی خبرگان حوزه دانشگاه و صنعت اخودروسازی در استان خوزستان می باشد که به روش هدفمند 15 نفر انتخاب شدند در بخش کمی از آمارهای رسمی و سری های زمانی متغیرهای مورد نظر در شرکت ایران خودرو استفاده شده است. روش تجزیه تحلیل در این پژوهش در بخش کیفی روش دلفی و در بخش کمی از نوع رویکرد پویایی سیستم است. با این عوامل، مدیریت کارآمد زنجیره تامین به یک عامل کلیدی برای موفقیت و حفظ مزیت رقابتی در این صنعت تبدیل شده است. در بخش کمی بعد از تحلیل نمودارهای علی معلولی و حالت جریان، در این پژوهش دو سناریو تعیین شد.1-(سناریوی اول افزایش شتابنده متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز، نرخ تورم و قیمت طلا و مسکن می باشد. 2-سناریوی دوم ناکارامدی بازار می باشد که عواملی انحصار، بی اعتمادی مردم به دلیل کیفیت پایین محصولات و جایگزین کردن ماشین های وارداتی می باشد. تاثیر دو سناریو بر روی عوامل احصاء شده پژوهش، با مدل شبیه سازی شده مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که هر دو سناریو تا حدودی شبیه به یکدیگر تاثیرات یکسانی را در روندسازی بلند مدت بر روی متغیرهای پژوهش دارند ولی سناریوی اول که عوامل اقتصادی می باشد غالبا با نوسانات بیشتری همراه است.
۶۲.

اولویت بندی و تخصیص قرارداد مناسب ریسک های تولید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی ریسک های قراردادهای تولید دفاعی و تخصیص قرارداد مناسب برای مدیریت هر ریسک انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش هر یک از ریسک های شناسایی شده به یک نوع قرارداد خاص تخصیص داده شده تا بهترین روش مدیریت آن ریسک در تولید مشخص گردد. در این مقاله، در ابتدا، معیارها با استفاده از روش آنتروپی شانون برای افزایش عینیت و دقت فرآیند وزن دهی، وزن دهی می شوند و پس از آن از روش تصمیم گیری چندمعیاره معروف به تکنیک ترجیح ترتیبی بر اساس شباهت به راه حل ایده آل استفاده می شود. یافته ها : یافته های حاصل از رتبه بندی عملکرد قراردادها و روش های تامین مالی تولید دفاعی نشان می دهد که به ترتیب، قرارداد مشارکت در تولید، قرارداد تامین مالی، قرارداد ساخت، بهره برداری، انتقال، قرارداد پیمان و برون سپاری بهترین گزینه ها برای مدیریت ریسک های شناسایی شده هستند. اصالت/ارزش افزوده علمی: با وجود دستاوردها، محدودیت هایی مانند کمبود متخصصان قراردادهای دفاعی، تمرکز بر قراردادهای تولید دفاعی و حساسیت روش تاپسیس به وزن دهی و نرمال سازی داده ها وجود داشته است. علی رغم این محدودیت ها، نتایج پژوهش می تواند برای تصمیم گیرندگان و مدیران پروژه های تولید برای اتخاذ راهبرد مناسب با قرارداد مناسب به منظور مدیریت ریسک های تولید مفید باشد.
۶۳.

طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار به روش ترکیبی تاپسیس و کوداس: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
امروزه تغییرات سریع فناوری، چرخه عمر کوتاه محصولات، فشار برای تغییر و رقابت مستمر جهانی، انتخاب صحیح کسب و کار و سبد محصولات را به امری استراتژیک تبدیل کرده است. شرکت ها باید سبد محصولات موجود خود را مطابق با تغییرات نیازمندی های مشتریان بهبود دهند تا زمان تولید، هزینه و ریسک های محصول در مقایسه با طراحی یک محصول جدید، کاهش یابد. با توجه به آنکه درصد بالایی از هزینه ها به خرید، تأمین و ارتباط با تأمین کنندگان اختصاص دارد، اگر شرکتی قادر به ارزیابی درست و مناسب تأمین کنندگان پایدار نباشد، در بلند مدت با مشکلات بسیاری مواجه می شود. هدف از این مقاله، طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار شرکت پارس توان پرسام است که سازنده قطعات خودرویی است. ابتدا تأمین کنندگان پایدار ارزیابی می شوند و در نهایت با انتخاب تأمین کنندگان پایدار، سبد بهینه محصول برای پشتیبانی از تصمیمات مدیریتی و بهبود عملکرد تولید در صنایع خودروسازی پیشنهاد می شود. عوامل مربوط به موضوع با طراحی پرسش نامه (12 شاخص پایداری و 5 شاخص سبد) و مصاحبه خبرگی با 10 نفر از متخصصان در مجموعه شرکت پارس توان پرسام گردآوری و صحه گذاری شد؛ سپس انتخاب تأمین کنندگان پایدار شرکت با استفاده از تکنیک تاپسیس و طراحی سبد، با استفاده از تکنیک کوداس انجام شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد شرکت مس کرمان، سبدی است که در شرایط بحرانی و حیاتی با تأمین کنندگان شرکت به صورت پایدار و مداوم، تولیدات شرکت را به کیفیت و سود و به حد مطلوب می رساند . برای شرکت، تأمین کننده مس باهنر کرمان، پایدارترین تأمین کننده در اولویت اول و شرکت قطعات آمیتیس با اولویت ششم، ناپایدارترین شناخته شد. در شاخص های قیمت، کیفیت، لجستیک معکوس، ضایعات و مسائل زیست محیطی، شرکت مس باهنر کرمان بهتر شناخته شد؛ اما از لحاظ فناوری، شرکت آمیتیس و تراش لیا بالاترند، ولی ریسک بیشتری هم دارند. رعایت مسائل زیست محیطی در شرکت نگین آلومینیوم، کمترین شناخته شد. همچنین بنا به شرایط بحرانی شرکت و بدون در نظر گرفتن سود و دیگر مزایا، تنها برای بقای سازمان سبد محصولات براساس نتایج حاصل از تکنیک کوداس، انواع بوش و بدنه پمپ در اولویت است. با توجه به نتایج به دست آمده در صنعت مطالعه شده، به منظور ارزیابی تأمین کنندگان پایدار در پروژه های صنعتی و مدیریت بهینه سبد محصول، توجه بیشتر به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به صورت هم زمان و یکپارچه بسیار حائز اهمیت است.
۶۴.

Green Efficiency of an Energy Supply Chain: A Multi-Stage Network DEA Application to Iranian Petrochemicals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۰
Objective : This study aims to evaluate the greenness and efficiency of the Iranian petrochemical supply chain, a sector that plays a vital role in both economic performance and environmental sustainability. Despite its importance, limited studies have comprehensively analyzed this industry’s efficiency using multi-dimensional and uncertainty-sensitive approaches. Methods : To address this issue, an integrated Network Data Envelopment Analysis (NDEA) framework combined with the Fuzzy Delphi Method was developed to assess the performance of ten leading petrochemical companies in Iran. Seventeen evaluation criteria were identified and validated, and the companies were analyzed under optimistic and pessimistic scenarios to capture a balanced and realistic view of their efficiency.  Results : The findings revealed that only a few companies were efficient under both scenarios, while others exhibited inefficiencies due to high environmental costs, excessive employment, and poor-quality management systems. Sensitivity analysis showed that reducing undesirable outputs and optimizing dual-role variables significantly improves performance. Efficient companies should also focus on sustaining competitiveness by optimizing their pessimistic efficiency scores. Conclusion : The results suggest that the proposed NDEA–Delphi approach provides a comprehensive and realistic tool for assessing the green efficiency of industrial supply chains. This framework can support decision-makers in identifying improvement areas, reducing resource waste, and developing environmentally responsible operational strategies in the petrochemical sector
۶۵.

ارائه چارچوب یکپارچه مدیریت دارایی های فیزیکی چاههای نفت و گاز با تمرکز بر مدیریت چرخه عمر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
چاههای نفت و گاز، مهمترین دارایی فیزیکی بخش صنعت نفت هستند.با توجه به استراتژیک بودن سازه چاهها ، تجهیزات بافناوری ویژه و گرانقیمت ، هزینه حفاری، ، پیچیدگی و تنوع تأسیسات، مستمر بودن فرآیند تولید و اهمیت چرخه عمر دراین صنعت پیچیده ،مدیریت دارایی های فیزیکی آنها حائز اهمیت است.این مقاله به شناسایی، ابعاد،گام ها،مؤلفه هاو زیر مؤلفه های مهم در مدیریت بهینه و تبیین روابط بین آنها در جهت ارائه چارچوب یکپارچه مدیریت دارایی های فیزیکی چاههای نفت و گاز با تمرکز بر مدیریت چرخه عمر می پردازد.ابتدا با مرورنظام مند ادبیات و مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از خبرگان ، اقدام به جمع آوری شاخص های مهم، ابعاد و مؤلفه ها گردید و در قالب پرسشنامه دلفی، فهرستی از روش ها و اقدامات ویژه ارائه و خروجی این مرحله به شناسایی 6 بعد، 14مؤلفه ،57 زیر مؤلفه انجامید. در بخش کیفی با استفاده از ISM ارتباط و سطح بندی بین ابعاد و مؤلفه ها انجام و بصورت کمی در ایموس اعتبارسنجی گردید و چارچوب یکپارچه مدیریت دارایی های فیزیکی چاههای نفت و گاز ارائه شد. نتایج نشان می دهد که ابعاد شش گانه ،تغییر فرهنگی و بافت سازمانی،مدیریت اطلاعات تجهیزات چاهها،جلوگیری از زوال زود هنگام،بهینه سازی برنامه ها و منابع،مدیریت چرخه عمر و مدیریت عملکرد و بهبود مستمر، در انسجام ،یکپارچگی و مدیریت بهینه برنامه ها و فعالیت ها در مدیریت دارایی های فیزیکی شرکت های تولیدی تجهیز محورتأثیر بسزایی خواهد داشت .
۶۶.

مدل سازی موانع مؤثر بر استقرار صنعت سلامت مبتنی بر انقلاب چهارم صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه و اهداف: ظهور انقلاب صنعتی چهارم، که با عنوان صنعت 4.0 نیز شناخته می شود، موجب تحولات عمیق در صنایع مختلف از جمله بخش سلامت شده است. این تحول بر پایه فناوری های نوینی مانند اینترنت اشیا، کلان داده، هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی و سیستم های فیزیکی-سایبری استوار بوده و به افزایش بهره وری، بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربه بیماران کمک می کند. در این میان، مفهوم سلامت 4.0 به عنوان یک رویکرد نوین در صنعت سلامت شکل گرفته که بر دیجیتالی سازی فرآیندها، بهینه سازی سیستم های مراقبت بهداشتی و بهره گیری از فناوری های پیشرفته تأکید دارد. با وجود مزایای بالقوه این رویکرد، پیاده سازی آن در نظام های سلامت با چالش هایی مانند نگرانی های امنیت و حریم خصوصی داده ها، نبود استانداردهای یکپارچه، پیچیدگی های مدیریتی و مقاومت در برابر تغییر مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل موانع استقرار سلامت 4.0 در چارچوب انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از رویکردهای دیمتل و مدل سازی ساختاری تفسیری است. روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد مرور سیستماتیک و تحلیل روابط بین موانع انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی معتبر مرتبط با سلامت 4.0 و پیاده سازی فناوری های انقلاب صنعتی چهارم در حوزه سلامت بود که از پایگاه های علمی بین المللی و داخلی گردآوری شد. نمونه گیری به روش هدفمند انجام و داده ها پس از استخراج، با نظر 12 نفر از خبرگان حوزه سلامت دیجیتال و فناوری ارزیابی و تأیید شدند. برای تحلیل روابط میان موانع، از روش دیمتل جهت سنجش شدت و جهت تأثیرگذاری عوامل و از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای سطح بندی آن ها استفاده گردید. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که نبود مشوق ها و حمایت های دولتی، عدم شفافیت در منافع اقتصادی، هزینه های بالای سرمایه گذاری، مقررات ناکافی و فقدان چارچوب قانونی از موانع اصلی و بنیادین استقرار سلامت 4.0 هستند. همچنین، موانع امنیت و حریم خصوصی داده ها، نبود استانداردهای مشترک و مشکلات تعامل پذیری داده ها به عنوان عوامل با بیشترین میزان تأثیرگذاری در پذیرش این فناوری شناسایی شدند. از سوی دیگر، مقاومت سازمانی در برابر تغییر و پیچیدگی های مدیریتی، به عنوان موانع وابسته و تأثیرپذیر از سایر عوامل طبقه بندی گردیدند. نتایج سطح بندی نشان داد که عوامل ریشه ای، نقش کلیدی در ایجاد سایر موانع دارند و تمرکز بر رفع آن ها می تواند مسیر استقرار موفق سلامت 4.0 را هموار سازد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که برای تسهیل پذیرش و پیاده سازی سلامت 4.0، سیاست گذاران و مدیران حوزه سلامت باید ابتدا بر رفع موانع ریشه ای و تأثیرگذار تمرکز کنند. درک روابط میان موانع و سطح بندی آن ها می تواند در اولویت بندی سیاست ها و برنامه ریزی راهبردی نقش مؤثری ایفا کند. یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران، مدیران حوزه سلامت، و پژوهشگران کمک کند تا با درک بهتر موانع کلیدی استقرار سلامت 4.0، راهکارهای مؤثرتری برای تسهیل پذیرش این فناوری ها تدوین کنند. همچنین، شناسایی سطح تأثیرگذاری هر یک از موانع می تواند در اولویت بندی سیاست ها و استراتژی های توسعه صنعت سلامت در عصر دیجیتال نقش مهمی ایفا کند. در نهایت، یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه یکپارچه سازی فناوری های انقلاب صنعتی چهارم در نظام های سلامت و طراحی مدل های بهینه برای پیاده سازی این فناوری ها باشد. اقدام به موقع سیاست گذاران برای رفع موانع شناسایی شده به مدیران و سیاست گذاران حوزه سلامت این امکان را می دهد که استراتژی هایی را توسعه دهند تا فناوری های سلامت مبتنی بر انقلاب صنعتی چهارم با موفقیت در کشورهای مختلف پیاده سازی شوند و از پتانسیل واقعی این انقلاب در نظام سلامت بهره برداری گردد.
۶۷.

ارزیابی و سنجش میزان تحقق استقرار صنعت 4.0 در راستای افزایش طول عمر محصول مبتنی بر روش OPLO-POCOD(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
تحوّل دیجیتال و صنعت ۴.۰ به عنوان محرکی کلیدی برای افزایش رقابت پذیری و بهبود کیفیت محصولات در صنایع مختلف، به ویژه در حوزه قطعه سازی خودرو، اهمیت یافته است. این پژوهش با تمرکز بر استان گیلان، میزان استقرار فناوری های صنعت ۴.۰ را در راستای افزایش طول عمر محصولات مورد بررسی قرار داده است. ابتدا با تحلیل محتوای کیفی ۳۵ مقاله بین سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، ۱۶ معیار فرعی در چهار گروه اصلی شناسایی شد. سپس، با به کارگیری روش نوین OPLO- POCOD (ارزیابی فرصت های از دست رفته بر پایه فاصله در فضای مختصات قطبی) و نظرسنجی از ۱۴ خبره در ۱۰ شرکت قطعه سازی، عملکرد این شرکت ها تحلیل گردید. نتایج نشان داد معیارهایی مانند سیستم مکانیزه انبارداری، اتوماسیون مدیریت موجودی و ردیابی مبتنی بر بلاکچین به ترتیب با کمترین مقدار فرصت از دست رفته (0231/0، 0242/0 و 0253/0) بیشترین تأثیر را در افزایش عمر محصولات داشته اند. از سوی دیگر، یکپارچگی فیزیکی-اطلاعاتی زنجیره تأمین با استفاده از رایانش ابری هنوز در مرحله آغازین اجرا قرار دارد. این پژوهش برای نخستین بار با ترکیب تحلیل های کیفی و روش نوین OPLO-POCOD، امکان رتبه بندی دقیق شرکت ها و شناسایی شکاف های اجرایی را فراهم کرده است. یافته ها اهمیت تمرکز بر فناوری های هوشمند را در دستیابی به تولید پایدارتر و رقابت پذیرتر برجسته می سازد و به مدیران و سیاست گذاران در جهت اولویت بندی راهبردهای صنعت ۴.۰ یاری می رساند. درمجموع، اگرچه صنایع قطعه سازی خودرو در گیلان در حوزه هایی مانند انبارداری مکانیزه پیشرفت داشته اند، اما برای تکمیل فرآیند تحوّل دیجیتال و بهره برداری کامل از مزایای صنعت ۴.۰، نیازمند تسریع در پیاده سازی فناوری های نوینی مانند رایانش ابری هستند.
۶۸.

بازشناسی پیشران ها و رهاوردهای نوآوری سازمانی: مرور نظام مند ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
هدف: امروزه نوآوری کلید اصلیِ مزیت رقابتی و موفقیت بلندمدت کسب وکارها در بازارهای رقابتی شناخته می شود؛ زیرا سازمان هایی که از ظرفیت بالای نوآوری برخوردارند، سریع تر و بهتر می توانند پاسخ گوی چالش های محیطی خود باشند. اهمیت این موضوع در شرایط رقابتی کنونی، موجب شده است تا مطالعات متعددی در خصوص پیش نیازها و رهاورد حاصل از نوآوری انجام شود. به منظور کسب شناخت جامع تر در این زمینه، پژوهش حاضر به مرور و طبقه بندی رهاورد و یافته های حاصل از این مطالعات پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش مرور نظام مند ادبیات انجام شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش، مقاله های منتشر شده درباره موضوع این پژوهش در پایگاه های علمی معتبر داخلی، در بازه زمانی منتخب بوده است. این مقاله ها بر اساس معیارهای ورود به فرایند مرور نظام مند انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته ها: بازشناسی و طبقه بندی عوامل مؤثر بر ترویج و ارتقای نوآوری در سازمان نشان داد که پیشران های اساسی نوآوری عبارت اند از: پیشران های محیطی (فشارهای محیطی و حمایت های محیطی)، پیشران های سازمانی (قابلیت های سازمانی، هوشمندی، مدیریت منابع، سرمایه های ناملموس، جهت گیری های سازمانی و رفع موانع)، پیشران های انسانی (قابلیت یادگیری، خلاقیت، ارتباطات اثربخش، انگیزش و اعتماد)، پیشران های فرهنگی و رهبری (ویژگی های فرهنگی و سبک های رهبری تسهیلگر)، پیشران های مدیریت منابع انسانی (قابلیت های منابع انسانی، توانمندسازی، تناسب شغلی و سازمانی، اقدامات مدیریت منابع انسانی)، پیشران های زیرساختی (ساختارهای منعطف و فناوری های تسهیلگر تعاملات). همچنین رهاورد حاصل از نوآوری نیز در قالب دودسته رهاوردهای فردی (خلاقیت، توانمندسازی و عملکرد شغلی) و رهاوردهای سازمانی (شهرت سازمانی، بهره وری، قابلیت کارآفرینی، کیفیت محصولات، سرمایه مشتری، ارزش افزایی، مدیریت دانش و یادگیری، عملکرد سازمانی) طبقه بندی شده اند. نتیجه گیری: برای بقا در بازارهای کنونی، سازمان ها باید به طور مستمر به دنبال نوآوری باشند. برای اجرای موفق نوآوری نیز باید به مسائلی حیاتی، همچون پیش نیازها و رهاورد حاصل از نوآوری توجه داشته باشند. رهاورد حاصل از این پژوهش، می تواند شناخت کمابیش جامعی از پیش نیازها و الزامات گوناگون موردنیاز سازمان هایی که می خواهند نوآوری را به عنوان یک راهبرد اساسی در پیش گیرند فراهم سازد. مهیا کردن این الزامات می تواند بستری تسهیلگر برای ترویج و تسریع نوآوری فراهم سازد. این کار به هم سویی و هم گرایی میان ارکان مختلف ساختاری، انسانی، فرهنگی و فناورانه سازمان نیاز دارد و در این میان، مدیریت منابع انسانی نقشی کلیدی دارد. برخورداری سازمان از منابع انسانی توانمند و باانگیزه ای که در آن، روابطی مبتنی بر اعتماد و هم افزایی حاکم است، از سویی وظیفه مدیریت منابع انسانی است که با انجام کارکردهای گوناگون خود، به رشد و پرورش چنین منابعی مساعدت کند و از دیگر سوی، نیازمند وجود رهبرانی است که از نوآوری و افراد خلاق حمایت می کنند و می کوشند نوآوری را به جهت گیری کلی سازمان و فرهنگ عمومی تبدیل کنند. همچنین مدیریت عالی سازمان باید به تناسب ساختاری و فناورانه با راهبرد نوآوری توجه داشته باشند. وجود ساختارهای منعطف و پویا و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی که روابط و تعاملات میان افراد را تسهیل کند، چرخه فزاینده ای از نوآوری های سازمانی را ایجاد می کند.
۶۹.

ارائه چارچوب تدوین و اولویت بندی استراتژی های کیفیت مبتنی بر تکنیک های QFD-SECA-MABAC با رویکرد هزینه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: جهانی سازی، سازمان های تولیدی امروزی را با چالش هایی از جمله بازارهای رقابتی و متنوع، محیط تجاری ریسک پذیر و نامشخص و نیازهای متغیر مشتریان مواجه کرده است در چنین شرایطی کسب مزیت رقابتی صرفاً یک انتخاب محسوب نمی شود؛ بلکه برای بقای سازمان امری حیاتی بوده و موفقیت سازمان در بازارهای ملی و بین المللی را تضمین می کند. مطالعات پیشین نشان می دهند که امروزه بهبود کیفیت مؤثر به یک روش ارزشمند برای تضمین مزیت رقابتی و بهبود عملکرد سازمانی تبدیل شده است. علاوه بر این، بین کیفیت و سطح بهره وری سازمان رابطه معناداری وجود دارد. اتخاذ یک فرآیند تدوین استراتژی کیفیت یکپارچه راهی برای توسعه توانایی استراتژیک سازمان می باشد که منجر به ایجاد نتایج مثبت و مزیت های رقابتی پایدار می گردد. با این حال، استراتژی کیفیت مورد غفلت واقع شده و علی رغم اهمیت و ضرورت آن، خلأ وجود چارچوبی جهت تدوین استراتژی های کیفیت به چشم می خورد. روش ها: تحقیق حاضر از منظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. ما قصد داریم با بهره گیری ماتریس خانه کیفیت رویکرد QFD، یک چارچوب برای تدوین و اولویت بندی استراتژی های کسب وکار، استراتژی های کیفیت و نظام های کیفیتی ارائه می دهیم. بدین منظور در مراحل مختلف پژوهش برای وزن دهی و رتبه بندی استراتژی ها از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره SECA و MABAC استفاده می نماییم. به دلیل ماهیت این تحقیق که ارائه یک چارچوب جهت تدوین استراتژی کیفیت و رتبه بندی آن ها می باشد، جامعه آماری مدیران ارشد سازمان موردنظر می باشند؛ زیرا صرفاً به نظرات و اطلاعات این مدیران نیاز داریم. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده می نماییم، لازم به ذکر است که در این نوع روش نمونه گیری حجم نمونه مطرح نمی باشد. به منظور انجام مطالعه موردی، داده های اصلی تحقیق با روش میدانی و مصاحبه با مدیران ارشد سازمان و توزیع پرسش نامه میان آن ها جمع آوری شده است. پژوهش حاضر به لحاظ افق زمانی مقطعی محسوب می شود و در این تحقیق به منظور گردآوری اطلاعات، از روش کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. مورد مطالعه یکی از بزرگترین شرکت های تولیدکننده روغن خوراکی خانوار و صنعت با 700 نفر پرسنل است. یافته ها و نتیجه گیری: پس از توزیع پرسش نامه مایلز و اسنو میان مدیران، ۳ استراتژی پیشگامی، تحلیلگری و تدافعی دارای امتیاز بالای ۱۵ (از مجموع ۲۵ امتیاز) شدند و به عنوان ۳ استراتژی منتخب سازمان به عنوان What یا الزامات کسب وکار در سمت چپ ماتریس خانه استراتژی قرار گرفتند. پس از جلسه طوفان فکری، ۵ استراتژی کاهش درصد ضایعات، ارتقاء سلامت محصول، کاهش نرخ محصولات معیوب، افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی و افزایش کیفیت مواد افزودنی به عنوان استراتژی های کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند. پس از بکارگیری تکنیک SECA، رتبه 3 استراتژی کسب و کار منتخب تعیین شد. بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری هر یک از 5 استراتژی کیفیت بر روی استراتژی های کسب و کار، به ترتیب اولویت بندی آن ها بصورت ارتقاء سلامت محصول، کاهش درصد ضایعات و افزایش کیفیت مواد افزودنی (به صورت مشترک)، کاهش نرخ محصولات معیوب و افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی شناسایی شد. مجدداً پس از جلسه طوفان فکری، 5 نظام کیفیت ۶سیگما، ایزو ۹۰۰۱، FMEA ، EFQM و 5S به عنوان نظام های های کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند و با استفاده از روش MABAC، پس از اولویت بندی، ترتیب آن ها بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری در جهت اجرای استراتژی های کیفیت شرکت به ترتیب، ایزو 9001، شش سیگما، FMEA، EFQM و5S بدست آمد.
۷۰.

مدیریت ریسک زنجیره تأمین در صنعت فولاد: رویکرد تحلیل استواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۴
با توجه به پیچیدگی های جوامع کنونی و عوامل گوناگون دخیل در حیات صنایع، سازمان ها همواره در معرض ریسک ها و عدم قطعیت هایی اند که بقایشان را تهدید می کنند. یکی از اصلی ترین ریسک های موجود برای صنایع، ریسک های زنجیره تأمین هر صنعت است. به منظور کاهش یا حذف کلی ریسک در طول زنجیره تأمین، نیاز به شناسایی و اولویت بندی ریسک احساس می شود تا سناریوهایی در جهت مدیریت بهتر این ریسک ها، ارائه شود. در همین راستا، هدف پژوهش، انتخاب بهترین سناریو در شرایط مواجه با ریسک است. مورد مطالعه این پژوهش، شرکت مجتمع فولاد اردکان است و درباره دو کارخانه گندله سازی و آهن اسفنجی نیز بحث و بررسی شد. پس از شناسایی ریسک های زنجیره تأمین مربوط به این شرکت، با استفاده از روش PESTEL، نظر خبرگان صنعت، بررسی پیشینه پژوهش و بازدیدهای میدانی، اساسی ترین سناریوهای رخداد ریسک ها انتخاب و با استفاده از روش بهترین – بدترین بر اساس احتمال رخداد رتبه بندی شدند. در مرحله بعد، 14 سناریو به عنوان محتمل ترین سناریوهای رخدادپذیر انتخاب شدند و سپس این سناریوها با روش تحلیل استواری و در 4 دسته کلی بر اساس راهبردهای حل دسته بندی شدند که شامل راهبردهای تمرکز، تنوع، تدافعی و یکپارچگی بودند و درصد موفقیت هر راهبرد در شرایط ریسک ارائه شد. در نهایت، نتایج سناریوها به طور کامل و بر اساس شباهت در رویکرد حل بر اساس راهبرهای کلی بیان شد تا بهترین نتایج برای مطالعه موردی پژوهش به ارمغان آید.
۷۱.

تحلیل نقش مدیریت ریسک زنجیره تأمین برای رسیدن صنعت خودروسازی ایران به کلاس جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
امروزه یکی از استراتژی های برتر، تولید در کلاس جهانی است که بیشتر شرکت های بزرگ یا به آن دست یافته اند و یا در حال سپری کردن مراحل آن اند؛ اما جهانی شدن همراه با ریسک هایی است که اگر در نظر گرفته نشود، نه تنها نتیجه مطلوب حاصل نمی شود، هزینه های زیادی از جنبه های مختلف برای سیستم ها به دنبال خواهد داشت؛ از این رو، در تحقیق حاضر سعی شد که با طراحی مدلی برای مدیریت هم زمان اهداف و ریسک در زنجیره تأمین صنعت خودروسازی (یکی از سیستم های اقتصادی پیشتاز)، نقش و اهمیت مدیریت ریسک برای تولید در کلاس جهانی تبیین شود . در ابتدا با بررسی پیشینه تحقیق، مدل های مختلف در زمینه های تولید در کلاس جهانی، ریسک و مدیریت ریسک شناسایی و موارد نزدیک تر به صنایع خودروسازی برای طراحی اولیه مدل پژوهش انتخاب شود؛ سپس به کمک روش های قطعی و غیرقطعی مثل معادلات ساختاری (در نرم افزار (AMOS و روش ترکیبی دیمتل خاکستری- مجموعه های دستیابی و پیش نیاز، مدل پیشنهادی اعتبارسنجی و تحلیل شود. توجه به نتایج به دست آمده و تأیید مدل اولیه از سوی خبرگان و متخصصان صنعت خودروسازی کشور ایران، به نظر می رسد که پیگیری هم زمان تولید در کلاس جهانی و ریسک های مربوط به آن، با روش ها و اعداد خاکستری، نه تنها لازم و ضروری بوده است، رعایت نکردن آن نیز، عواقب و هزینه های گزافی به سیستم ها تحمیل می کند .
۷۲.

نیازمندی های سازمان دورکار در انقلاب صنعتی پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نیازمندی های اجرای دورکاری در سازمان های عصر انقلاب پنجم است. اجرای صحیح دورکاری به عوامل زیادی بستگی دارد، توجه و بررسی این عوامل اجرای این فرآیند را بهبود می بخشد. بدین منظور از رویکرد سیستم نرم (SSM)، که تحت پارادایم تحقیق در عملیات نرم و مطالعات کیفی قرار دارد و روشی خبره محور است، بهره گرفته است. لذا از نظرات ۹ نفر از خبرگان با تجربه، در قالب مصاحبه های نیمه ساختار یافته در این زمینه استفاده نموده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، تعارض نقش، کاهش تعادل کار و زندگی، و استرس ناشی از انزوای اجتماعی به عنوان مشکلات عمده شناسایی شدند. همچنین، محدودیت های زیرساختی و فناورانه، از جمله کمبود دسترسی به اینترنت پرسرعت و ضعف امنیت سایبری، فقدان ابزارهای هوشمندسازی محیط کار و خانه، و هزینه های هوشمندسازی، تأثیر منفی بر اثربخشی سیستم دورکاری داشتند. در سطح سازمانی نیز، نبود سیاست های شفاف، ساختارهای پشتیبانی ناکافی، و کمبود ابزارهای مناسب برای ارزیابی عملکرد کارکنان از چالش های قابل توجه بودند. در انتها بر اساس تحلیل نتایج و شناسایی چالش های موجود در سیستم های دورکاری، مجموعه ای از تغییرات پیشنهادی برای بهبود این سیستم ها ارائه شده است. به عنوان نمونه در سطح فردی، یکی از مهم ترین اولویت ها ارائه آموزش های جامع دیجیتالی برای کارکنان است. علاوه بر این، ایجاد برنامه های مشاوره ای و حمایتی به منظور کاهش استرس و انزوای کارکنان از اهمیت بالایی برخوردار است. در سطح سازمانی، تمرکز بر تدوین سیاست های شفاف برای دورکاری و در سطح فناورانه، تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات از اولویت های اصلی هستند.
۷۳.

رابطه محیط تأمین، ادغام زنجیره تأمین و عملکرد با درنظرگرفتن رفتارهای فرصت طلبانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه محیط تأمین، ادغام زنجیره تأمین و عملکرد با درنظرگرفتن رفتارهای فرصت طلبانه انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی می باشد و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی – همبستگی است. در این پژوهش داده های مورد نیاز بوسیله پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مهندسین و مدیران فعال در شرکتهای تولیدی واقع در شهرک صنعتی شماره یک اراک بودند که با توجه به جامعه آماری 230 نفره، با استفاده از روش نمونه گیری کوکران، نمونه ای برابر با 140 نفر به دست آمد که این افراد به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که بین محیط تأمین، ادغام زنجیره تأمین و عملکرد رابطه معناداری وجود دارد ولی نقش میانجی رفتارهای فرصت طلبانه رابطه معنی داری ندارد و فرضیه رد می شود.
۷۴.

انتخاب مدیران پروژه شایسته در سازمان های پروژه محور با استفاده از یک سیستم توصیه گر مبتنی بر ترکیب یک شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
عملکرد یک پروژه تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که تغییرات آنها می تواند باعث تأخیر در اجرا، افزایش هزینه و کاهش کیفیت شود. شایستگی مدیر پروژه در بکارگیری مهارت های نرم و مهارت های سخت، نقش اساسی در تکمیل موفقیت آمیز یک پروژه در شرایط پرنوسان، پیچیده، مبهم و غیرقطعی (VUCA ) امروزی ایفا می کند. از این رو، طراحی و توسعه یک سیستم توصیه گر داده محور که قادر باشد جایگزین قضاوت های فردی در فرآیند انتخاب مدیران پروژه شایسته گردد و با دقت بالا مدیران پروژه شایسته را پیشنهاد و معرفی نماید، امری ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. سیستم توصیه گر پیشنهاد شده در این مقاله مبتنی بر شبکه های عصبی پیش خور چند لایه با الگوریتم یادگیری پس انتشار از نوع لونبرگ- مارکوارت می باشد که از الگوریتم ژنتیک جهت بهینه سازی ساختار و وزن های شبکه عصبی بهره می برد. نتایج نشان می دهد که سیستم توصیه گر مبتنی بر شبکه عصبی بهینه شده، با دقت بالا می تواند مدیران پروژه شایسته را شناسایی و معرفی نماید به طوری که با کاهش مقادیر MSE (از 0.351 به 0.094) و RMSE (از 0.593 به 0.307) نسبت به شبکه عصبی بهینه نشده، عملکرد بهتری ارائه می دهد. این کاهش در خطا بیانگر آن است که الگوریتم ژنتیک توانسته با تنظیم بهینه پارامترهای شبکه عصبی، عملکرد سیستم را ارتقا داده و منجر به شناسایی دقیق تر مدیران پروژه شایسته شود.
۷۵.

A Sustainable Healthcare Supply Chain Model Based on Big Data Analytics, Lean Operations, and Integration(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۸
Objective : In recent years, big data analytics (BDA) technologies have garnered increasing attention from researchers. However, limited empirical research has explored the benefits of BDA in supply chain integration and lean operations and its influence on sustainable performance in the healthcare sector. To address this gap, the research aims to design and present a conceptual model to investigate the relationships among supply chain integration, lean operations, sustainable supply chain performance, and BDA capabilities. Methods : This research adopts a survey-based approach, using an online questionnaire to collect data from 104 public and private hospitals in Iran. Data analysis was conducted using structural equation modeling (SEM) via the Partial Least Squares Method (PLS-SEM).  Results : The results revealed that BDA capabilities directly improve sustainable supply chain performance. Moreover, lean operations and supply chain integration mediate between BDA capabilities and sustainable performance. It was also found that BDA capabilities enhance both lean operations and supply chain integration, with supply chain integration directly impacting lean operations. These findings suggest that BDA capabilities can be leveraged as a key enabler to strengthen lean operations, improve supply chain integration, and achieve sustainable supply chain performance. Conclusion : While some literature has addressed various aspects of supply chain digitalization, no prior research has specifically examined the potential impacts of BDA on sustainable and lean supply chain performance within the healthcare sector. The results offer meaningful contributions for academic researchers interested in the topic, business professionals specializing in digital supply chain management and sustainable operations, healthcare organizations, and any stakeholders seeking to better understand the influence of BDA on sustainable operations and overall business performance.
۷۶.

رویکردی نوین در کنترل کیفیت فرآیندهای تولیدی چند متغیره مبتنی بر تحلیل مؤلفه های اصلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
در بسیاری از مسائل علمی و صنعتی، داده های چندمتغیره نقش اساسی در توصیف و تحلیل پدیده ها دارند. با توجه به همبستگی میان این متغیرها، روش های آماری سنتی، که بر تحلیل تک متغیره تکیه دارند یا فرض استقلال میان متغیرها را در نظر می گیرند، دقت و کارایی مطلوبی ندارند. در چنین شرایطی، استفاده از تکنیک های پیشرفته مبتنی بر محاسبات ماتریسی ضرایب همبستگی میان متغیرها، امری ضروری است. در صنعت فولاد، نظارت بر کیفیت فرآیندهای تولیدی، اهمیت بالایی دارد و یکی از چالش های اساسی در این حوزه، شناسایی سریع و دقیق نوسانات فرآیند با استفاده از روش های آماری پیشرفته است. در این پژوهش، یک مدل تصمیم گیری مبتنی بر تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) و نمودارهای کنترلی چندمتغیره T²، MCUSUM  و MEWMA ارائه شده است که امکان انتخاب بهینه ترین نمودار کنترلی را متناسب با ویژگی های آماری داده های تولیدی، فراهم می آورد. اجرای الگوی پیشنهادی در صنعت فولاد مبارکه، نشان داده است که این رویکرد باعث افزایش 20درصدی دقت و 35درصدی سرعت شناسایی تغییرات فرآیندی نسبت به روش های سنتی شده است. این بهبودها در نهایت به افزایش 15درصدی کیفیت محصولات نهایی منجر شده است. همچنین مقایسه عملکرد مدل با روش های سنتی، نشان می دهد که نمودارهای کنترلی چندمتغیره مانند T² هتلینگ، در 92درصد موارد تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره را به طور صحیح شناسایی کرده اند؛ در حالی که این عدد در روش های تک متغیره، حدود 68درصد بوده است.
۷۷.

مدل دو هدفه مکان یابی مراکز آژانس زمان بندی و مسیریابی با امکان برش در برداشت و تحویل هم زمان با هدف افزایش رضایت مسافران در صنعت تاکسی رانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف: استفاده از یک سیستم حمل ونقل مطمئن و امن برای بسیاری از اقشار جامعه اهمیت ویژه ای دارد. از این رو بسیاری از مشتریان ترجیح می دهند که از سیستم حمل ونقل مربوط به شرکت خود استفاده کنند. استفاده از یک مدل مسیریابی وسایل نقلیه با برداشت و تحویل هم زمان، در کاهش هزینه های حمل ونقل و ترافیک شهری تأثیر بسزایی دارد. در دنیای پُرشتاب امروزی، در صنعت تاکسی رانی، هرچه سرعت پاسخ گویی به مسافران بیشتر باشد، رضایت افزایش می یابد. تابع رضایت مسافر، بحث زمان بندی ماشین ها را نیز به مسئله اضافه می کند. در این پژوهش، یک مدل ریاضی دوهدفه برای مسئله مکان یابی مراکز آژانس زمان بندی و مسیریابی با برداشت و تحویل هم زمان و توأم با امکان برش در تقاضا ارائه شده است. هدف اول مدل، کاهش هزینه های عملیاتی حمل ونقل و هزینه تأسیس مراکز آژانس و هدف دوم نیز، افزایش سطح پاسخ گویی به مسافران است. یکی از نوآوری های مطالعه حاضر این است که در هدف دوم، تابع احتمال خرید را به منظور اندازه گیری رضایت مسافران، به مسائل مکان یابی مسیریابی با برش و برداشت و تحویل هم زمان اضافه کرده است.  روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، در زمره پژوهش های توسعه ای و از نظر نحوه گردآوری داده ها در زمره پژوهش های توصیفی و از نظر پیاده سازی روش بهینه سازی، در زمره روش های سخت پژوهش عملیاتی قرار می گیرد. مدل ریاضی پیشنهاد شده در این پژوهش، به کمک یک مثال موردی برای آژانس تاکسی تلفنی بانوان، در یکی از دانشگاه های رفسنجان، در ابعاد کوچک با استفاده از روش اپسیلون محدودیت توسعه یافته، در نرم افزار سیپلکس نسخه ۱۲.۱ حل شد. همچنین، در این پژوهش به منظور مطالعه عملکرد رویکرد حل مسئله، مثال هایی در ابعاد متوسط و بزرگ با استفاده از الگوریتم ابتکاری افق غلطان حل شد.یافته ها: مدل برای یک مسئله در ابعاد کوچک با ۶ گره مقصد و ۲ گره به عنوان هاب حل و نتایج به دست آمده از حل مدل گزارش داده شد. در مدل پیشنهادی سه پارامتر مهم برای تحلیل حساسیت وجود دارد. این پارامترها عبارت اند از: نقطه کاهش رضایت (SRP)، مدت زمان انتظار مسافر برای دریافت خدمت (WT) و حداکثر زمان در دسترس برای هر تاکسی (T). تغییرات مرز پارتو برای سه مقدار مختلف پارامتر WT، به طور واضح بیانگر این نکته است که هرچه مسافر برای دریافت خدمت تحمل انتظار بیشتری داشته باشد، به طبع آژانس هم قدرت پاسخ گویی بیشتری دارد. تحلیل حساسیت پارامتر نقطه کاهش رضایت (SRP) نشان می دهد که هر چه نقطه کاهش رضایت مسافر بیشتر باشد، نارضایتی وی کمتر است. طبق تحلیل حساسیت پارامتر کل زمان در دسترس، با افزایش مقدار پارامتر T، میزان پاسخ گویی شبکه نیز افزایش و هزینه های حمل ونقل کاهش می یابد. در این پژوهش برای مطالعه عمکرد مدل ریاضی برنامه ریزی عدد صحیح مختلط در ابعاد بزرگ، از الگوریتم ابتکاری افق غلطان استفاده شد. به منظور اجرای آزمایش های عددی، سه گروه مسائل نمونه در ابعاد مختلف به صورت تصادفی تولید شد. الگوریتم افق غلطان روی مسائل نمونه اجرا شد. نتایج نشان داد که الگوریتم افق غلطان قادر است که مسائل با ۱۲ گره را با خطای 001/0 درصد از جواب حل دقیق در زمان 3 دقیقه به دست آورد؛ درحالی که زمان حل مدل ریاضی عدد صحیح مختلط در این بُعد ۱۵ دقیقه است. الگوریتم افق غلطان برای مسائل با ۲۰ گره و ۳۰ گره نیز حل شد. متوسط زمان حل این مسائل با استفاده از الگوریتم افق غلطان در مقایسه با مدل ریاضی که زمان زیادی را به خود اختصاص می داد، ۵ دقیقه و ۱۹ دقیقه گزارش شد.نتیجه گیری: در فضای رقابتی امروز و با وجود انواع سرویس های تاکسی رانی مانند اسنپ و تپسی و…، استفاده از مدل پیشنهادی برداشت و تحویل هم زمان، به همراه امکان برش در تقاضا و ترکیب آن با تابع رضایت مسافر، این امکان را فراهم می آورد تا ضمن اینکه رضایت مسافر حاصل شود، هزینه ها به حداقل برسد. استفاده از جدول پارتو به دست آمده از روش اپسیلون محدودیت توسعه یافته، گزینه های زیادی را در اختیار تصمیم گیرندگان امر قرار می دهد. استفاده از الگوریتم افق غلطان، امکان حل مسئله را در ابعاد بزرگ فراهم می کند. مهم ترین مزیت مدل این است که می توان از این مدل برای محصولات فاسد شدنی و سایر شرکت های خدماتی نیز استفاده کرد. بنابراین ضمن اینکه انواع شرکت های تاکسی رانی می توانند از نتایج این مدل بهره ببرند، به پژوهشگران آتی پیشنهاد می شود که از مدل حاضر برای آن دسته از اقلام فاسد شدنی که برداشت و تحویل آن ها به طور هم زمان انجام می شود و فساد محصول در نقطه صفر زمانی (برای همه گره ها) آغاز می شود، استفاده کنند.
۷۸.

Designing an Optimization-Simulation Model for Credit Scoring and Loan Structuring Using a Memetic Algorithm: A Case Study of Corporate Banking Clients(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
Objective : This paper introduces a groundbreaking optimization-simulation model, a novel approach that promises to revolutionize credit scoring and loan optimization for banks. Methods : The proposed approach follows a three-stage framework: data preparation, credit scoring, and optimization simulation. In the data preparation stage, corporate client data, including bank loan information and financial statements, has been collected and processed to define and calculate relevant features. The credit scoring stage involved meticulous feature selection using the correlation method, followed by the rigorous training and testing of five classification methods: logistic regression (LR), K-nearest neighbors (KNN), artificial neural network (ANN), adaptive boosting (AdaBoost), and random forest (RF). Model performance has been evaluated using accuracy, F1-score, and area under the curve (AUC) to identify the most effective classifier. In the optimization-simulation stage, the Memetic Algorithm (MA) has been utilized to optimize loan characteristics, including loan size, interest rate, and repayment period, while minimizing the rate of loan defaults. Additionally, this stage incorporated the pre-trained credit scoring model to estimate the impact of loan characteristics on default probabilities.  Results : A case study was conducted using data from 1,000 corporate clients of Bank Tejarat. The optimization-simulation approach has successfully reduced the loan default rate from 33% to below 5%, a significant achievement that underscores its potential to mitigate banks' credit risk. This shows the effectiveness of the proposed method in reducing credit risk for banks. Additionally, the AdaBoost technique achieved the best performance among the credit assessment models. Conclusion : The optimization-simulation approach combines determining the optimal loan specifications with the credit assessment process. This approach considers the impact of loan characteristics on the likelihood of customer default and utilizes this information to reduce banks' credit risk
۷۹.

آسیب شناسی توسعه صنایع پیشران در استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
توسعه صنایع پیشران یکی از اهداف اصلی کشورها در زمینه صنعتی شدن است. به همین سبب، دستیابی به این اقدام مهم، خالی از آسیب و چالش نمی باشد. پژوهش حاضر، با هدف آسیب شناسی توسعه صنایع پیشران در استان اردبیل است. این پژوهش، از نوع کاربردی و روش تحقیق آن آمیخته یا ترکیبی است که از رویکرد متوالی اکتشافی بهره برده است. در مرحله اول، با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون محورهای موضوعی استخراج می شوند و با استفاده از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته، چالش ها و آسیب های موجود شناسایی و تبیین می گردند. سپس در مرحله دوم که از روش کمی پیمایش استفاده شده است، با استفاده از ابزار پرسشنامه به اولویت بندی هریک از چالش ها و آسیب ها پرداخته می شود. مشارکت کنندگان تحقیق حاضر در مرحله اول، جمعی از متخصصان، خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه صنعت، معدن، تجارت؛ مدیریت فناوری، مدیریت دولتی، مدیریت برنامه ریزی شهری و مدیریت تکنولوژی می باشند که در این حوزه هم سابقه اجرایی و هم سابقه پژوهشی دارند. این افراد با استفاده از نمونه گیری هدفمند شناسایی شدند که از 16 نفر مصاحبه به عمل آمد. خبرگان مرحله کمی پژوهش شامل متخصصان، کارشناسان، صنعتگران این حوزه در استان اردبیل می باشند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای شناسایی شدند. مطابق با یافته های تحقیق، با اتخاذ رویکرد استقرایی در فاز اول، 309 کد اولیه شناسایی شدند که باعطف به رویکرد آتراید-استرلینگ، 41 مضمون پایه، 16 مضمون سازمان دهنده و 7 مضمون فراگیر احصا شدند. سپس، در فاز دوم با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، آسیب های اصلی جهت اولویت بندی و تعیین میزان اهمیت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مطابق با نتایج تحقیق، می توان گفت که آسیب های اصلی در زمینه توسعه صنایع پیشران در استان اردبیل بیشتر در حوزه های تصمیم گیری و مدیریتی معطوف است و نیاز است در زمینه حل و فصل چنین مشکلاتی اقدامات لازم صورت پذیرد.
۸۰.

مدلسازی استوار مبتنی بر سناریو برای زنجیره تأمین سبز- تاب آور با در نظر گرفتن تأمین کننده پشتیبان و مکان یابی و تخصیص هاب (مطالعه موردی: صنعت خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: اجرای الزامات زیست محیطی به همراه کاهش هزینه های لجستیکی، انتخاب تأمین کنندگان پایدار و مدیریت مناسب اختلالات، از جمله مسائل حیاتی و چالش برانگیز در مدیریت بهینه زنجیره تأمین به شمار می روند. این موضوعات به ویژه در صنایع حساس و با ماهیت پیچیده مانند صنعت خودرو اهمیت دوچندانی پیدا می کنند، چرا که این صنایع برای حفظ تداوم حیات، رقابت در بازارهای جهانی و رشد پایدار، ملزم به برنامه ریزی های دقیق، منسجم و کاربردی در سراسر زنجیره تأمین خود هستند. هدف اصلی این مطالعه ارائه یک مدل بهینه سازی چندهدفه و استوار، مبتنی بر سناریو است که قادر باشد شبکه ای سبز، تاب آور و انعطاف پذیر را با ویژگی های چند محصولی، چند دوره ای، چند مواد اولیه و چند سطحی طراحی کند و در عین حال، عدم قطعیت های موجود در عرضه و تقاضا را به طور مؤثری مدیریت نماید. روش ها: مسائل مکان یابی و تخصیص هاب و سبز بودن تأمین کنندگان اصلی و پشتیبان در طراحی شبکه در نظر گرفته شدند. همچنین کاهش هزینه ها، برآوردن معیارهای محیط زیست و افزایش تاب آوری در اهداف و محدودیت های شبکه گنجانده شده است. برای مقابله با عدم قطعیت های عرضه و تقاضا، از رویکرد بهینه سازی استوار مبتنی بر سناریو استفاده شد. به منظور حل مسئله چندهدفه 10 مسئله کوچک و متوسط از طریق روش محدودیت اپسیلون تقویت شده و 10 مسأله بزرگ توسط الگوریتم های NSGAII و MOPSO حل گردید و نتایج حاصله از دیدگاه های مختلف ارزیابی و تحلیل شدند. پارامترهای الگوریتم های فراابتکاری بر اساس روش تاگوچی تعیین شدند. همچنین الگوریتم های فراابتکاری مورد استفاده بر اساس 5 معیار خطا، زمان، Diversity ، Spacing و MID با یکدیگر مقایسه شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که NSGAII الگوریتمی است که با توجه به معیارهای ارزیابی بهترین نتیجه را به دست می آورد. نتایج محاسباتی نشان می دهد که پیکربندی شبکه پیشنهادی می تواند به تقاضای مشتریان خود به شیوه ای سبز و تاب آور پاسخ دهد. یک مطالعه موردی در صنعت خودرو ارائه گردید تا مشخص شود چگونه مدل پیشنهادی می تواند نیازهای واقعی را پاسخ دهد. محل استقرار هاب ها، میزان تخصیص و مراکز توزیع مرتبط با آنها برای شرکت ایران خودرو در نظر گرفته شدند. در نهایت، تحلیل حساسیت بر اساس چندین پارامتر با اهمیت انجام شد و پیش بینی نتایج تشریح گردید. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی آلودگی انتشاریافته توسط اعضای زنجیره و هزینه های ثابت و متغیر مرتبط با اعضا که شامل هزینه قرارداد با تأمین کنندگان اصلی و پشتیبان، هزینه تأسیس هاب، هزینه تولید محصول و هزینه های انتقال بین اعضای زنجیره می باشد را به حداقل می رساند. همچنین به کارگیری تأمین کننده پشتیبان تا حد زیادی توانسته است تاب آوری زنجیره را در مقابله با اختلالات ارتقا دهد. شبکه طراحی شده تاب آوری شرکت ایران خودرو را در مقابل این اختلالات افزایش داده است و می تواند مدیران ارشد شرکت را به منظور ارتقای عملکرد زنجیره صنعت خودرو کمک نماید. بر اساس یافته های ما، اهمیت ظرفیت تأمین کنندگان و هاب ها بسیار برجسته است و اختلال در آنها سبب تغییر در راهبردهای شبکه می شود. مدل پیشنهادی ما می تواند شرکت ایران خودرو را در جهت دستیابی به برخی اهداف از قبیل عرضه به موقع محصولات منطبق با نیاز مشتری، استفاده بهینه از منابع، کاهش هزینه ها و افزایش تاب آوری کمک نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان