ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲٬۹۳۵ مورد.
۲۱.

نقش هوش مصنوعی در ارتقای دانش مدیریت منابع انسانی مثبت گرا: یک مدل علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف این مطالعه، بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقاء شیوه های مدیریت منابع انسانی و تقویت مدیریت دانش در این حوزه ، به منظور بهبود نتایج مثبت سازمانی و بهزیستی کارکنان است. در مدیریت منابع انسانی، ادغام هوش مصنوعی می تواند فرآیندهای تصمیم گیری را بهبود بخشد، کارایی را افزایش دهد و انصاف را در مدیریت استعدادها ارتقا دهد. این مطالعه همچنین به چگونگی تعامل هوش مصنوعی با شیوه های مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا می پردازد، این مطالعه همچنین به اهمیت بهزیستی کارکنان در دستیابی به موفقیت های پایدار و نحوه بهبود آن از طریق مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا اشاره دارد. روش پژوهش: این مطالعه از رویکردی ترکیبی استفاده کرده است که شامل روش های تحقیق کیفی و کمی برای تحلیل جامع نقش هوش مصنوعی در منابع انسانی می باشد. مرحله اول پژوهش شامل یک مرور گسترده از ادبیات موجود در زمینه هوش مصنوعی در منابع انسانی، روانشناسی سازمانی و بهزیستی کارکنان با استفاده از رویکرد متن کاوی و ابزار تحت وب ویانت و نرم افزار رپیدماینر بوده است. مرور ادبیات به شناسایی عوامل کلیدی که بر اجرای موفقیت آمیز هوش مصنوعی در شیوه های منابع انسانی تأثیر می گذارند، مانند شفافیت، انصاف و شخصی سازی تجربیات کارکنان، کمک کرده است. مرحله دوم شامل استفاده از روش های دیمتل فازی (تحلیل و ارزیابی تصمیم گیری) و نگاشت شناخت فازی بود که از روش های پرکاربرد در پژوهش هایی است که به تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین عوامل می پردازند. یافته ها: این تحقیق در راستای تحلیل کاربرد هوش مصنوعی در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تاثیر آن بر بهزیستی کارکنان، از روش های ترکیبی نگاشت شناختی فازی و دیمتل فازی استفاده کرده است. در ابتدا، 188 مقاله نهایی به منظور استخراج شاخص های کلیدی مورد بررسی قرار گرفت. پس از تبدیل محتوای مقالات به فرمت متنی و حذف لغات غیرمرتبط، از ابزار ویانت برای استخراج پرتکرارترین کلمات استفاده شد. این کلمات به طور دستی پالایش و خوشه بندی شدند و در نهایت 22 شاخص کلیدی برای مدل مفهومی انتخاب گردید. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی روابط علّی بین شاخص ها تعیین و براساس درجه اثرگذاری و اثرپذیری، روابط میان عوامل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در پایان، نگاشت شناختی فازی به منظور رسم شبکه بصری از شاخص ها و روابط آن ها به کار گرفته شد که در آن مدل سازی استراتژیک منابع انسانی دارای بیشترین اثرگذاری و نیروی کار با پشتیبانی هوش مصنوعی بیشترین اثرپذیری و درجه مرکزیت را دارا بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی با پشتیبانی از چرخه های مدیریت دانش سازمانی، شامل خلق، اشتراک، ذخیره سازی و به کارگیری دانش، می تواند هم زمان موجب بهبود کارایی سازمانی و شکوفایی کارکنان شود. به ویژه، سیستم های هوش مصنوعی قادرند از طریق شناسایی و تقویت ویژگی های روان شناختی مثبت در کارکنان، همچون تاب آوری، خوش بینی، و امید، تجربه ی کاری را شخصی سازی کرده و بهره وری را بهبود بخشند. مدل علّی پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی از طریق افزایش ظرفیت خلق دانش و بهبود اشتراک دانش، به ویژه با استفاده از تحلیل های پیش بینی کننده منابع انسانی و الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند فرآیندهای منابع انسانی را کارآمدتر کرده و به بهبود تجربه کارکنان کمک کند.
۲۲.

نسل های مدیریت دانش با تمرکز بر نسل چهارم: بازنگری مدل SECI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: بشر از دیرباز به دنبال راه هایی برای حفظ، انتقال و بهره برداری از دانش بوده است. ظهور فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و متاورس، نحوه ی مدیریت، تبادل و خلق دانش را به طور بنیادین دگرگون کرده است. نسل چهارم مدیریت دانش، پاسخ مستقیمی به تحولات سریع و گسترده در دنیای دیجیتال است. با وجود این پیشرفت ها ادبیات علمی مدیریت دانش همچنان فاقد چارچوبی جامع برای تبیین نسل چهارم مدیریت دانش و ادغام آن با فناوری های نوظهور است. این پژوهش با تعریف مرز روشنی میان نسل های مدیریت دانش به ارائه مدلی نوین برای مدیریت دانش از طریق بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی در عصر هوش مصنوعی عمومی می پردازد. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات و بر اساس استانداردهای گزارش دهی PRISMA انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی Scopus، Web of Science، SID، Noormags و Civilica بود. از میان ۱۵۵۰ منبع شناسایی شده، پس از نمونه گیری هدفمند و غربالگری سه مرحله ای (حذف ۱۰۰ مقاله تکراری، ۱۰۰ مقاله غیرمرتبط در مرحله اولیه، و ۱۱۰۰ مقاله در مرحله ثانویه با استفاده از ابزارهای ارزیابی کیفیت CASP و AMSTAR)، ۶۴ مقاله انتخاب شد. داده ها با استفاده از فرم استاندارد استخراج و از طریق تحلیل مضمونی با نرم افزار NVivo و تحلیل کتاب سنجی با نرم افزار VOSviewer بررسی شدند. روایی پژوهش از طریق روش triangulation و پایایی آن با کدگذاری مستقل توسط دو پژوهشگر تأمین شد. یافته ها: نخست، هوش مصنوعی عمومی از طریق پردازش داده های غیرساختاریافته و کشف الگوهای پیچیده، خلق دانش سازمانی را تسهیل می کند؛ دوم، فناوری های نوظهور فرصت هایی نظیر ارتقای چابکی سازمانی و شخصی سازی یادگیری را فراهم می سازند، اما با چالش هایی از قبیل سوگیری های الگوریتمی، نگرانی های مرتبط با حریم خصوصی، و محدودیت های زیرساختی مواجه اند؛ سوم، بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی نشان داد که هوش مصنوعی عمومی با شبیه سازی تعاملات انسانی و تحلیل پیشرفته داده ها، مراحل اجتماعی سازی، بیرونی سازی، ترکیب، و درونی سازی را به طور قابل توجهی بهبود می بخشد. نتیجه گیری: نسل چهارم مدیریت دانش با ادغام هوش مصنوعی عمومی و فناوری های مکمل، پارادایمی هوشمند و پویا ایجاد کرده که کارایی فرآیندهای دانشی را ارتقا داده و مزیت رقابتی پایدار فراهم می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه در سطح ملی است که با تمرکز بر هوش مصنوعی عمومی و فناوری های نوظهور، ضمن مرزبندی دقیق نسل های مدیریت دانش، به بازتعریف مدل نوناکاو تاکوچی در بستر نسل چهارم پرداخته و چارچوبی نوآورانه برای مدیریت دانش در عصر دیجیتال ارائه می دهد؛ امری که در ادبیات پژوهشی پیشین مغفول مانده است.
۲۳.

A Sustainable eHealth Program to Enhance the Healthcare Sector(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۵
This study aims to assess the efficiency of the eHealth program by conducting a comparative study between public and private healthcare settings in Bangladesh and Malaysia. A detailed literature review gathered from leading databases, articles, and case studies was conducted to achieve the study’s objective. After evaluating the literature and utilizing reducing methods the factors were organized and categorized into the four SWOT groups. The study exhibits that the government of Bangladesh has taken multiple approaches to efficient usage of their resources and providing primary healthcare services at grassroots levels. However, compared to a developing country like Malaysia it is far lag and struggling with multiple challenges like inadequate ICT infrastructure interoperability issues, low adoption of services, privacy and trust issues inadequate data security lack of policies and regulations, and insufficient funding along with multiple threats like resistance to change, cultural influence, and native environmental issues. Nonetheless, these challenges can be addressed through the development of adequate infrastructure, technology, financial support, and human resource capabilities. This will help to achieve the goal of universal health coverage and digital healthcare. This paper identified and explored numerous eHealth concerns and institutionalized favorable policy recommendations to establish an effective and successful eHealth system and boost the healthcare sectors of Bangladesh and similar emerging economies.  Being the first to incorporate SWOT analysis and eHealthcare programs, the suggested approaches can have a significant positive impact on the implementation of an effective and sustainable eHealth system.
۲۴.

Optimizing HRM Practices and Decision-Making Quality through Big Data Quality Components(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
This research aims to examine the impact of Big Data Quality (BDQ) components, including completeness, accuracy, format, and currency, on Big Data-driven Human Resources (BDHRP) management practices and Decision-Making Quality (DMQ) from the viewpoint of HR managers. It also seeks to identify the most impactful components among completeness, accuracy, format, and currency in the context of BDHRP and DMQ. A survey of HR professionals in 108 French organizations deploying Big Data Analytics systems revealed positive relationships between BDQ, BDHRP, and DMQ. Statistical analyses conducted with the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLSEM) method showed a positive relationship between BDQ components and BDHRP, with currency and accuracy emerging as the most influential factors. Additionally, a strong positive relationship was found between BDQ components and DMQ, with currency and accuracy leading the way. The research also found a significant connection between BDHRP and DMQ, further underscoring the importance of effective HRM practices in enhancing decision-making quality. These findings contribute significantly to understanding the crucial role played by big data quality in BDHRP and decision-making, highlighting the potential for organizations to improve outcomes by focusing on currency and accuracy-related concerns. In practical terms, this research offers insights that can guide data quality practices, resource allocation, and strategic decision-making within organizations.
۲۵.

بررسی تاثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف پذیری استراتژیک: نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های دانش بنیان استان ایلام انجام شده است. همچنین، نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش در این رابطه مورد آزمون قرار گرفته است تا مکانیسم های واسطه ای تأثیرگذار شناسایی شوند. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شرکت های دانش بنیان فعال در استان ایلام بوده و نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار ویژوال پی ال اس تحلیل شدند. تعداد نهایی پاسخ دهندگان 200 نفر بود که از اعتبار و پایایی بالای ابزار اندازه گیری اطمینان حاصل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هویت دانشی سازمان به طور مثبت و معناداری بر هوشمندی دانشی (β = 0.896, t ˃ 1.96)، بر توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.845, t ˃ 1.96) و بر انعطاف پذیری استراتژیک (β = 0.481, t ˃ 1.96) تأثیرگذار است. همچنین، هوشمندی دانشی (β = 0.859, t ˃ 1.96) و توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.872, t ˃ 1.96) به طور معناداری بر انعطاف پذیری استراتژیک تأثیر می گذارند. آزمون نقش میانجی نشان داد که هر دو متغیر هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش به صورت مجزا و معنادار، نقش واسطه ای را در رابطه بین هویت دانشی سازمان و انعطاف پذیری استراتژیک ایفا می کنند . نتایج: یافته ها حاکی از آن است که هویت دانشی سازمان نه تنها به طور مستقیم، بلکه از طریق ایجاد ظرفیت های هوشمند و دیجیتال در مدیریت دانش، به افزایش انعطاف پذیری استراتژیک منجر می شود. این امر بیانگر اهمیت تلفیق عوامل فرهنگی (هویت دانشی) و فناورانه (توانمندسازی دیجیتال) در سازمان های دانش محور است. اصالت و ارزش: این پژوهش با ترکیب مفاهیم هویت دانشی، هوشمندی دانشی، توانمندسازی دیجیتال دانش و انعطاف پذیری استراتژیک در یک چارچوب نظری یکپارچه، به ادبیات مدیریت دانش و استراتژی سازمانی غنی تری می افزاید. همچنین، انجام این مطالعه در شرکت های دانش بنیان یک استان محروم و کمتر توسعه یافته مانند ایلام، ارزش بالایی دارد، چرا که نشان می دهد حتی در شرایط محدودیت منابع، تمرکز بر سرمایه های نرم دانشی و دیجیتال می تواند به بهبود عملکرد استراتژیک منجر شود. این یافته ها راهکارهای عملی ارزشمندی برای مدیران شرکت های دانش بنیان و سیاستگذاران منطقه ای در جهت بهبود عملکرد نهایی آنها ارائه می دهد.
۲۶.

Exploring Overlooked Features of Online Touchpoints in Multitouch Attribution Models: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
The challenge of allocating marketing budgets across multiple online channels is a significant issue for practitioners and continues to be a compelling area of research within the academic community. Many practitioners attribute credit to touchpoints in analyzing online users’ journeys based on intuition or by comparing existing models. Touchpoints are the interaction moments between companies and customers. Marketers monitor all data related to touchpoints throughout the customer journey and attempt to assess the impact of each advertising channel. Understanding each touchpoint is crucial for making decisions about budget allocations and setting inventory prices. Numerous studies have been conducted to categorize and analyze touchpoints. However, a detailed and comprehensive study on this topic is lacking. In this study, nine semi-structured interviews were conducted with experts and academics in the field, leading to the identification of 35 distinct touchpoint features. The features were extracted using MAXQDA software and a thematic analysis methodology. These features have been organized into five main categories: Time (9 features), Technology (6 features), Marketing (7 features), Visits (7 features), and Events (6 features). Utilizing these features allows for detailed monitoring of online user behavior, and by integrating them into attribution models, it becomes possible to make accurate predictions about conversions.
۲۷.

Applications of the Internet of Things in the Sustainable Cement Industry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
The cement industry plays a crucial role in construction and infrastructure development, carrying significant economic implications. While demand in developed countries has declined due to environmental concerns, Iran remains self-sufficient and a leading exporter in the Middle East. The Fourth Industrial Revolution has introduced the Internet of Things (IoT) as a transformative technology, delivering economic, environmental, and social benefits. Although historically resistant to change, the cement industry has recently begun adopting IoT technologies, demonstrating notable progress in recent years. This study aims to identify and prioritize IoT applications within the sustainable cement industry in Iran. The research began by identifying IoT applications through a review of leading industry practices and academic literature. A sustainability-based framework was developed to evaluate these applications across economic, environmental, and social dimensions. The Best-Worst Method (BWM) was used to weight sustainability indicators, and the VIKOR method was applied to assess the relative attractiveness of each application. Capability indicators were also evaluated. A capability–attractiveness matrix was constructed to score and prioritize the applications accordingly. The study identified 13 relevant IoT applications for the cement industry. A set of 17 attractiveness indicators (grouped into economic, social, and environmental dimensions) and eight capability indicators (based on IoT architecture layers) were used in the evaluation. The applications were assessed using a capability–attractiveness matrix, and “Gas Monitoring” and “Temperature Measurement and Monitoring” were found to have the highest priority, indicating strong feasibility and strategic value for sustainable implementation.
۲۸.

The Effect of Time-related IS Project Names on Project Escalation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
Many Information Systems (IS) projects experience serious problems that prevent them from meeting schedule, budget, and functionality targets. Managers often escalate their commitment to such projects, plowing ahead with them instead of hitting the pause button to address issues, a process known as project escalation. Due to the increasing pressure to develop systems and bring products to market faster, making decisions that involve time are more important than ever. While time has been studied in the IS domain, the effect of emphasizing time in a project’s name on IS project escalation decisions is not known. In this study, we explore whether a project name that explicitly refers to time can influence escalation decisions, and we examine the underlying mechanism through which that occurs. Sixty-two practitioners participated in a 2x1 factorial design experiment in which the project name was manipulated, but all other project information was identical. We theorize that emphasizing time in the project name can cause selective perception, drawing attention towards the schedule of the project and away from other aspects. Such selective perception can increase the likelihood of escalation of commitment to the schedule of the project when facing quality issues that require deviating from this schedule. We hypothesize that this effect of selective perception on escalation can be both direct and indirect. The results from the experiment support our research model.
۲۹.

Enhancing Generative AI Usage for Employees: Key Drivers and Barriers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
This study examines the use of AI tools within work environments, particularly Generative AI (Gen-AI). Its objective is to comprehend the factors affecting employees' adoption and utilization of such tools. The research applies the Technology, Organization, and Environment (TOE) framework to pinpoint potential factors and formulate hypotheses regarding their influence on employees' Gen-AI usage frequency. A quantitative research approach was conducted among a sample of 316 American employees. Results suggest that employees' perceived Gen-AI intelligence and warmth positively impact their usage through the mediation of performance expectancy. Effort expectancy only mediates the relationship between perceived Gen-AI intelligence and Gen-AI employee usage. Findings also show that the perceived severity of Gen-AI has a negative influence on employees’ usage and that an organization's absorptive capacity of Gen-AI does not influence employees’ usage. Critical drivers for Gen-AI utilization encompass technological proficiency, peer influence, and regulatory backing. These outcomes underscore the significance of nurturing a corporate culture that encourages innovation and adherence to regulations to successfully integrate Gen-AI in workplaces.
۳۰.

The Role of Internet Usage in Shaping Psychological Well-Being: A Comparative Study of Internet-Addicted and Non-Addicted Undergraduates(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۴
This study explores the psychological impact of Internet addiction, comparing the functioning of Internet-addicted individuals to their non-addicted counterparts. A survey of 175 undergraduates from a Malaysian public university assessed their perceptions of 18 statements reflecting key facets of psychological well-being, including autonomy, environmental mastery, positive relationships, personal growth, purpose in life, and self-acceptance. Significant differences were observed in 14 out of 18 statements, with small to medium effect sizes, indicating meaningful disparities between the two groups. The findings suggest that Internet-addicted individuals are more likely to experience challenges in psychological well-being, often turning to the Internet as a coping mechanism for dissatisfaction or unhappiness. This study underscores the need for targeted interventions in the realm of information technology to promote healthier Internet use and address its psychological effects.
۳۱.

تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر نوآوری، مزیت رقابتی و عملکرد شرکت های دانش بنیان (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: با وجود رشد روزافزون کلان داده، بسیاری از شرکت های دانش بنیان ایرانی در استفاده مؤثر از آن برای تقویت نوآوری و بهبود عملکرد با محدودیت های جدی مواجه اند. استمرار این وضعیت می تواند با کاهش تجاری سازی محصولات، جایگاه رقابتی آن ها را بیش از پیش تضعیف نماید. لذا این پژوهش با تبیین نقش میانجی قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی، به بررسی تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر عملکرد این کسب وکارها پرداخته است. روش پژوهش: این پژوهش پارادایمی اثبات گرا، رویکردی قیاسی و هدفی کاربردی دارد و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری 5048 شرکت دانش بنیان استان تهران بودند. حجم نمونه با نرم افزار G-Power 3 ۳۱۳ شرکت تعیین شد. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد به روش تصادفی ساده طی یک پیمایش آنلاین جمع آوری شد. روایی از طریق روایی صوری و روایی سازه و پایایی از طریق آلفای کرونباخ (با ضریب 826/0)، پایایی ترکیبی (با ضریب 890/0) و پایایی همگون (با ضریب 865/0) تأیید شد. داده ها نیز با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS 3 تحلیل شد. یافته ها: تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده به ترتیب با ضریب مسیر 329/0، 239/0، 425/0 و آماره تی 699/4، 010/3 و 749/6 در سطح اطمینان 99 درصد بر قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی معنادار شد، اما تأثیر مستقیم این متغیر با ضریب مسیر 052/0 و آماره تی 985/0 بر عملکرد کسب وکار رد شد. تأثیر قابلیت نوآوری به ترتیب با ضریب مسیر 536/0، 443/0، 299/0 و آماره تی 632/9، 562/7 و 514/3 در سطح اطمینان 99 درصد بر نوآوری فرایند کسب وکار، مزیت رقابتی و عملکرد کسب وکار و تأثیر نوآوری فرایند کسب وکار به ترتیب با ضریب مسیر 165/0، 146/0 و آماره تی 360/2 و 071/2 در سطح اطمینان 95 درصد بر مزیت رقابتی و عملکرد کسب وکار تأیید گردید. به علاوه، تأثیر مثبت مزیت رقابتی بر عملکرد کسب وکار با ضریب مسیر 342/0 و آماره تی 517/5 در سطح اطمینان 99 درصد معنادار شد. در نهایت، نقش میانجی قابلیت نوآوری و نوآوری فرایند کسب وکار به ترتیب با ضریب مسیر 098/0، 035/0 و آماره تی 812/1 و 794/0 رد اما نقش میانجی مزیت رقابتی با ضریب مسیر 145/0 و آماره تی 013/2 در سطح اطمینان 95 درصد تأیید شد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که قابلیت های مدیریت دانش کلان داده به طور غیر مستقیم از طریق قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی، عملکرد کسب وکارهای دانش بنیان را ارتقا می دهد. این یافته ها اهمیت تقویت قابلیت های نوآوری و بهینه سازی فرایندهای کسب وکار در بهره گیری اثربخش از کلان داده و حفظ جایگاه رقابتی شرکت های دانش بنیان را برجسته می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش برای نخستین بار با بررسی تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر عملکرد شرکت های دانش بنیان ایرانی، شواهد تجربی منحصر به فردی از این شرکت ها ارائه داد که ضمن پر نمودن شکاف های موجود در ادبیات نظری و عملی، بینش نوینی از پویایی نوآوری و رقابت فراهم می آورد.
۳۲.

Assessing the Growth and Trends of Smart Packaging: A Case of Food Distribution(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۰۷
Smart packaging plays a pivotal role in food distribution by integrating innovative technologies to enhance product safety, quality, and efficiency throughout the supply chain. Leveraging smart packaging minimizes waste, reduces spoilage, and enables real-time monitoring. However, producers face a few challenges with smart packaging, including high initial investment costs, compatibility issues with existing infrastructure, and regulatory hurdles concerning data privacy and safety standards. Additionally, ensuring widespread adoption and addressing consumer acceptance pose significant challenges and the need for continuous innovation to keep pace with evolving market demands and technological advancements. Therefore, this study aims to identify the current landscape of smart packaging within food distribution, outline the main themes within this field, highlight potential areas for further study, and provide a roadmap for future research endeavors. To fulfill this aim, a comprehensive bibliometric analysis was undertaken, utilizing data extracted from the Scopus database. A total of 1,094 documents relevant to the chosen keywords were successfully gathered for analysis. Frequency analysis was conducted using Microsoft Excel, while citation metrics and further analysis were performed utilizing R package software. The outcomes of this investigation are presented using standard bibliometric metrics, encompassing publication year, authorship, subject area, document type, source title, citation analysis, keyword analysis, active institutional participation, geographic distribution, and language. The analysis revealed a significant increase in publications concerning smart packaging within food distribution since 1990. This upward trend underlines the crucial role of technology in the food industry, potentially impacting the environment, economy, and societal dynamics.
۳۳.

HybridTouch: A Robust Framework for Continuous User Authentication by GAN-Augmented Behavioral Biometrics on Mobile Devices(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
With an increasing reliance on mobile devices, continuous and assured user authentication is essential to protect sensitive personal data and digital interactions from unwanted access. Based on this background, this research proposed the development of the HybridTouch framework for smartphone-based continuous and passive user authentication. The proposed HybridTouch combines Convolutional Neural Networks for spatial feature extraction and Gated Recurrent Units for temporal sequence analysis. It uses accelerometer, gyroscope, and touch data to take advantage of the unique behavioral patterns captured by it. Innovative preprocessing techniques have been incorporated into the proposed approach: Discrete Wavelet Transform is used for signal denoising, and Variable-Length Adaptive Temporal windowing is used for segmentation based on signal entropy to enhance feature representation. To eliminate the data scarcity limitation, Generative Adversarial Networks were used to synthesize realistic behavioral data that considerably augmented the dataset and enhanced model generalization capability. Extensive experiments conducted on the Hand Movement, Orientation, and Grasp (HMOG) dataset showed that the proposed HybridTouch achieved excellent results with authentication accuracy up to 98.8% with real data, growing up to 99% with GAN-augmented data. The hybrid model further has an equal error rate of 1.4% on real data and 1.25% on synthetic data, which is better than any other models currently present (Sağbas et al., 2024; Siddiqui et al., 2022; Abuhamad et al., 2020) and all implementations of standalone convolutional neural networks and gated recurrent units.
۳۴.

Reevaluating the DeLone and McLean Model for EHR Success and Knowledge-Sharing in a Saudi Public Medical Complex(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
This paper investigates the success of the EHR system and its impacts on the knowledge-sharing process by healthcare professionals in a public medical complex in Saudi Arabia. It aims to reexamine and evaluate the usefulness of the updated DeLone & McLean IS success model considering IS in the healthcare context. The study is based on a quantitative methodology conducted at a public medical complex in Saudi Arabia. The data analysis was performed by combining descriptive and exploratory analysis. SPSS was used to test the constructs' validity and scale reliability. Additionally, using AMOS to test the model fit and examine the direct and indirect relationships among dependent and independent variables, structural equation modeling was performed. The results support the role of EHR use in enhancing knowledge-sharing practices within the medical care complex. The findings show that EHR users appreciate knowledge transfer and collaboration between medical staff. The findings suggest that the EHR’s characteristics of information quality, system quality, and service quality promote medical care knowledge-sharing through system satisfaction and use. This study helps medical staff and health decision-makers to understand the EHR benefits and the medical digital innovations that may contribute to improving the work conditions at care organizations. It shows that healthcare organizations can identify various benefits from the use of the EHR**,** especially in terms of knowledge management and sharing to propose better medical services. The paper contributes to the existing empirical literature by demonstrating the confirmation of the D&M Model as a relevant instrument for IS success within the healthcare sector.
۳۵.

Managing Transport Systems with Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
Problems caused by the growth of traffic in cities require modern management approaches to improve the situation with the routing of traffic flow. This article aims to develop a conceptual system that uses computer vision technology to collect and process data from vehicles. It describes the technology of computer vision as an opportunity to improve routing algorithms by processing large data streams that reflect real situations and causes that affect route optimization. The result of using the color vision system is to provide more accurate and timely information to drivers, allowing them to make informed decisions about their routes. This will reduce traffic congestion, improve transport efficiency, and minimize the negative impact on the environment.
۳۶.

طراحی مدل استفاده از هوش مصنوعی برای تغییر فرایندهای واحد روابط عمومی سازمان با تاکید بر مدیریت دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۸
هدف: با توجه به تغییرات سریع محیط کسب و کار و نیاز به پاسخگویی به انتظارات متنوع ذینفعان، استفاده از هوش مصنوعی می تواند به عنوان راهکاری اثربخش برای ارتقاء عملکرد واحد روابط عمومی مطرح شود. همچنین، مدیریت دانش به عنوان عنصری کلیدی در بهبود فرآیندها و تصمیم گیری ها در این واحد، نقش مهمی ایفا می کند. هدف این پژوهش طراحی مدل استفاده از هوش مصنوعی در واحد روابط عمومی سازمان ها با تأکید بر مدیریت دانش سازمانی است. روش پژوهش: پژوهش کاربردی حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری با رویکردی کیفی، از نوع نظریه داده بنیاد با استفاده از رهیافت نظام مند کوربین و اشتراوس است. جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصین و دانشجویان فعال در حوزه روابط عمومی، مدیریت منابع انسانی، هوش مصنوعی و روانشناسی بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی از میان جامعه آماری به تعداد 17 نفر تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جهت تأمین روایی پژوهش از کنترل بیرونی استفاده شد. پایایی نیز با استفاده از روش کدگذار دوم با ضریب توافق 86% تأیید شد. یافته ها: بر اساس یافته ها، علل استفاده از هوش مصنوعی در واحد روابط عمومی سازمان ها در چهار مقوله کارایی و بهره وری، بهبود ارائه خدمات به مشتریان، تحقیقات و تحلیل بازار و جنبه های نوآورانه دسته بندی شد. عوامل زمینه ای در دو دسته شرایط تکنولوژیک و شرایط سازمانی، و عوامل مداخله گر به دو حیطه اصلی شرایط بازار و شرایط اجتماعی و قانونی تقسیم شد. راهبردها مشتمل بر پنج مقوله آموزش و توانمندسازی، فرهنگ سازی، ایجاد هماهنگی، راهبردهای عملیاتی و ایجاد آگاهی و انگیزه شناسایی شد. این راهبردها می تواند به بهبود ارتباطات، بهینه سازی فرآیندها، اعتبار و شفافیت، کاهش کیفیت ارتباطات و چالش های فنی و عملیاتی منجر شود و نقش چشم گیری در استفاده بهینه از هوش مصنوعی در واحد روابط عمومی سازمان ها ایفا کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در واحد روابط عمومی سازمان ها می تواند به بهبود عملکرد و کارایی این واحد کمک کند. سازمان ها برای بهره برداری مؤثر از هوش مصنوعی در روابط عمومی، بایستی بر روی ایجاد زیرساخت های مناسب و فرهنگ سازمانی مناسب تمرکز کنند تا بتوانند از مزایای این فناوری بهره مند شوند. این مدل می تواند به عنوان راهنمای عملی برای سازمان ها در جهت استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در روابط عمومی عمل کند و به بهبود ارتباطات و افزایش رضایت ذی نفعان منجر شود. اصالت/ارزش: با توجه به تحولات سریع فناوری و نیاز به بهبود کارایی در ارتباطات سازمانی، این پژوهش به طور قابل توجهی به درک مدیران از اینکه چگونه هوش مصنوعی می تواند شیوه های روابط عمومی در سازمان ها را تغییر دهد کمک می کند.
۳۷.

مدل سازی غیر خطی تعامل عوامل اخلاقی، فرهنگی و ساختاری بر نیت افشای دانش حساس با روش سطح پاسخ: مقایسه انسان و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: با توجه به افزایش اهمیت شفافیت، پاسخ گویی و مقابله با فساد در سازمان های دولتی، افشای آگاهانه دانش حساس به عنوان یک رفتار داوطلبانه و اخلاق مدار در بطن خط مشی گذاری عمومی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف مدل سازی تأثیر توأمان و غیرخطی سه متغیر «تمایل اخلاقی فردی»، «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری اشتراک دانش» بر «نیت افشای دانش حساس» و مقایسه الگوی انسانی با مدل هوش مصنوعی گروک-3 در بین کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان انجام شد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی- توصیفی و آزمایشی است و با بهره گیری از طراحی مرکب مرکزی و روش سطح پاسخ انجام گرفت. جامعه آماری شامل 700 نفر از کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان و حجم نمونه 385 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه سناریو محور با ۱۵ ترکیب سه سطحی بر اساس و مقیاس لیکرت ۷ درجه ای برای سنجش نیت افشای دانش بود. روایی محتوایی با نظر پنج متخصص و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 86/0 تأیید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار دیزاین اکسپرت نسخه 13 و برازش مدل درجه دوم تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر سه متغیر مستقل در سطح 1 درصد اثر معناداری بر نیت افشا دارند. ضریب مربعی «تمایل اخلاقی فردی» منفی و معنادار بود که نشان دهنده اشباع اثر آن در سطوح بالا است، در حالی که «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری» اثری خطی و مستقیم داشتند. مدل هوش مصنوعی نیز روند مشابهی را نشان داد ولی ضریب خطی «تمایل اخلاقی» را بیش از دو برابر تخمین زد. در شرایط بهینه (تمایل=۷، فرهنگ=۷، موانع=۱)، نیت افشا در مدل انسانی برابر 55/5 و در مدل هوش مصنوعی برابر ۷ محاسبه شد که حدود ۲۶ درصد تفاوت را نشان می دهد. نتیجه گیری: نیت افشای دانش حساس متأثر از ترکیب اخلاق فردی، زمینه فرهنگی و موانع ساختاری است و در شرایط بهینه نیز به طور کامل تحقق نمی یابد. یافته ها بیانگر آن است که هوش مصنوعی در شناسایی روندهای کلی عملکرد قابل قبولی دارد، اما نمی تواند پیچیدگی های روان شناختی و اجتماعی کارکنان را به طور کامل بازنمایی کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه ایرانی است که با استفاده از ترکیب روش سطح پاسخ و مدل زبانی گروک-3 به تحلیل غیرخطی و مقایسه انسان–هوش مصنوعی در حوزه افشای دانش حساس می پردازد. استفاده هم زمان از سناریوهای طراحی شده، مدلسازی سطح پاسخ و الگوریتم های زبانی پیشرفته، مرزهای رایج روش شناسی در تحلیل های رفتاری را توسعه می دهد و زمینه تدوین خط مشی های هوشمندانه تری را برای ارتقاء شفافیت سازمانی فراهم می سازد.
۳۸.

تلفیق مدیریت دانش و هوش مصنوعی جهت بهبود عملکرد نیروی انسانی (مورد مطالعه: دستگاه های اجرایی استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش به استفاده راهبردی از فناوری برای افزایش ایجاد، اشتراک و استفاده از دانش در یک سازمان اشاره دارد. پیاده سازی هوش مصنوعی در مدیریت دانش، چالش ها و محدودیت هایی برای سازمان ها به ویژه دستگاه های اجرایی که وظیفه خدمت رسانی به مردم را دارند به همراه دارد. برای درک ارتباط بین مدیریت دانش و هوش مصنوعی، باید نحوه تأثیرگذاری آن بر متغیرهای مهم نیروی انسانی سازمان ها ازجمله «عملکرد» به دقت مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر هم زمان مدیریت دانش و هوش مصنوعی بر عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر جهت گیری، کاربردی و ازنظر روش شناسی، کمی است که با استفاده از راهبرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. بازه زمانی مطالعه زمستان 1403 و بهار 1404 است. جامعه آماری پژوهش کارکنان دستگاه های اجرایی استان مرکزی است که 150 نفر از مدیران و کارشناسان به روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شد که پایایی پرسش نامه براساس معیار های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن براساس شاخص های AVEو بارعاملی متقابل موردتأیید قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و برای انجام محاسبات آن از نرم افزار Smart PLS 3.0 استفاده شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد کاربردهای مختلف هوش مصنوعی رابطه مستقیمی با فرآیندهای مدیریت دانش دارد. مستندسازی دانش ضمنی بر تبدیل و انتقال و به کارگیری دانش؛ شخصی سازی دسترسی به دانش بر حفظ و نگهداری دانش؛ پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر ایجاد و به کارگیری دانش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش رابطه مستقیمی با عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی دارد. ایجاد دانش بر مشارکت؛ حفظ و نگهداری دانش بر حفظ و نگهداشت و رضایت؛ تبدیل و انتقال دانش بر مشارکت؛ به کارگیری دانش بر حفظ و نگهداشت، رضایت و هزینه های آموزش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. بیشترین ضریب مسیر (641/0) مربوط به تأثیر به کارگیری دانش بر رضایت، و کمترین ضریب مسیر (174/0) مربوط به تأثیر پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر به کارگیری دانش، می باشد. نتیجه گیری: برنامه های آموزشی جامع برای تقویت مهارت ها و آگاهی کارکنان در زمینه هوش مصنوعی و مدیریت دانش راه اندازی شود. تشکیل تیم های چندتخصصی که ترکیبی از کارکنان بخش های مختلف سازمان هستند، می تواند در ایجاد فرهنگ هوش مصنوعی و مدیریت دانش در سازمان کمک کند. فرآیندهای استانداردی برای جمع آوری، سازماندهی و تبدیل داده ها به فرمت قابل استفاده وجود داشته باشد. اقدامات امنیتی شامل استفاده از الگوریتم های رمزنگاری قوی برای حفاظت از داده ها، اعمال سیاست ها و محدودیت های دسترسی، بررسی و شناسایی تهدیدات امنیتی، درنظر گرفته شوند. سازمان ها سازوکارهای نظارتی مناسبی برای تضمین کیفیت داده های به اشتراک گذاشته شده طراحی نمایند. اصالت/ارزش: مدیریت دانش شرایطی را فراهم می کند تا درک دانش رخ دهد، در حالی که هوش مصنوعی قابلیت های گسترش، استفاده و ایجاد دانش را به روش هایی نوین و کارآمد فراهم می کند. با تلفیق مؤثر فناوری با شیوه های مدیریت دانش ، سازمان ها می توانند تصمیم گیری ، نوآوری و عملکرد کلی سازمان را بهبود بخشند. آموزش و توسعه منابع انسانی متخصص در حوزه هوش مصنوعی و مدیریت دانش برای پیاده سازی موفق این فناوری بسیار حیاتی است.
۳۹.

Digital Transformation through Artificial Intelligence in Organizations: A Systematic Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
The current paper reviews the present literature in the most known scientific databases in the management and business fields about artificial intelligence (AI) and digital transformation within organizations. The main objective is to extract related research axes and uncover gaps in this emergent topic. The methodology used is a systematic literature review with RStudio software based on 36 selected papers from the Scopus and Web of Science (WOS) databases in the period of 2019-2024. The main axes identified are AI potential for organizations’ performance, innovation and AI potentials, and AI adoption determinants. Regarding the discussion and analysis of the results, future directions are projected to cover all sides of digital transformation through AI tools. The main contribution of this paper is to provide researchers and practitioners with current advancements and changes in Al tools utilized to facilitate digital transformation within evolving economic and social landscapes for companies.
۴۰.

بازاندیشی در نگاشت نهادی نظام ملی نوآوری ایران؛ یک گونه شناسی جدید مبتنی بر کارکردهای دانشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بازاندیشی در نگاشت نهادی نظام ملی نوآوری ایران بر اساس کارکردهای دانشی است. روش پژوهش: در مرحله اول برمبنای مطالعات کتابخانه ای عمیق و بررسی اسناد بالادستی و گزارشات داخلی و بین المللی مطرح در این حوزه، بازیگران فعال در نظام ملی نوآوری ایران شناسایی و در 8 دسته اصلی قرار گرفتند. در مرحله دوم پژوهش و مبتنی بر روش نگاشت نهادی بازیگر – کارکرد، نگاشت نهادی نظام ملی نوآوری ایران در وضعیت موجود و بر اساس کارکردها و نقش های دانشی، ترسیم شد. یافته ها: نگاشت ترسیم شده یک تصویر کلی از وضعیت حال حاضر تعاملات دانشی بازیگران نظام ملی نوآوری را نمایش داده و نقاط قوت و قابل بهبود را جهت سیاستگذاری و انجام مطالعات آتی در این حوزه مشخص می نماید. نتیجه گیری: یکی از نقاط تمایز اصلی شناسایی شده بین نظام ملی نوآوری ایران با سایر کشورها، تعریف و نقش آفرینی سطوح بالاتری نظیر نهاد رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی قرار گرفته که فراتر از دولت و بالاتر از لایه سیاست گذاری و نهادهای حاکم است و منجر به تعریف یک دسته از بازیگران در سطح بالاتر با ویژگی عناصر راهبردی و سیاست گذاری با عنوان ارکان راهبری است. اصالت/ارزش: حضور مجدد و پررنگ عناصر راهبردی و سیاست گذار نظام ملی نوآوری ایران و ساختار دولتی در قالب ارگان ها، سازمان ها و مراکز زیر مجموعه در لایه های دیگر منجر به کاهش نقش بازیگران غیر دولتی و غیر حاکمیتی نظام نوآوری ایران شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان