ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۲۱ تا ۲٬۹۳۵ مورد از کل ۲٬۹۳۵ مورد.
۲۹۲۱.

نسل های مدیریت دانش با تمرکز بر نسل چهارم: بازنگری مدل SECI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: بشر از دیرباز به دنبال راه هایی برای حفظ، انتقال و بهره برداری از دانش بوده است. ظهور فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و متاورس، نحوه ی مدیریت، تبادل و خلق دانش را به طور بنیادین دگرگون کرده است. نسل چهارم مدیریت دانش، پاسخ مستقیمی به تحولات سریع و گسترده در دنیای دیجیتال است. با وجود این پیشرفت ها ادبیات علمی مدیریت دانش همچنان فاقد چارچوبی جامع برای تبیین نسل چهارم مدیریت دانش و ادغام آن با فناوری های نوظهور است. این پژوهش با تعریف مرز روشنی میان نسل های مدیریت دانش به ارائه مدلی نوین برای مدیریت دانش از طریق بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی در عصر هوش مصنوعی عمومی می پردازد. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات و بر اساس استانداردهای گزارش دهی PRISMA انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی Scopus، Web of Science، SID، Noormags و Civilica بود. از میان ۱۵۵۰ منبع شناسایی شده، پس از نمونه گیری هدفمند و غربالگری سه مرحله ای (حذف ۱۰۰ مقاله تکراری، ۱۰۰ مقاله غیرمرتبط در مرحله اولیه، و ۱۱۰۰ مقاله در مرحله ثانویه با استفاده از ابزارهای ارزیابی کیفیت CASP و AMSTAR)، ۶۴ مقاله انتخاب شد. داده ها با استفاده از فرم استاندارد استخراج و از طریق تحلیل مضمونی با نرم افزار NVivo و تحلیل کتاب سنجی با نرم افزار VOSviewer بررسی شدند. روایی پژوهش از طریق روش triangulation و پایایی آن با کدگذاری مستقل توسط دو پژوهشگر تأمین شد. یافته ها: نخست، هوش مصنوعی عمومی از طریق پردازش داده های غیرساختاریافته و کشف الگوهای پیچیده، خلق دانش سازمانی را تسهیل می کند؛ دوم، فناوری های نوظهور فرصت هایی نظیر ارتقای چابکی سازمانی و شخصی سازی یادگیری را فراهم می سازند، اما با چالش هایی از قبیل سوگیری های الگوریتمی، نگرانی های مرتبط با حریم خصوصی، و محدودیت های زیرساختی مواجه اند؛ سوم، بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی نشان داد که هوش مصنوعی عمومی با شبیه سازی تعاملات انسانی و تحلیل پیشرفته داده ها، مراحل اجتماعی سازی، بیرونی سازی، ترکیب، و درونی سازی را به طور قابل توجهی بهبود می بخشد. نتیجه گیری: نسل چهارم مدیریت دانش با ادغام هوش مصنوعی عمومی و فناوری های مکمل، پارادایمی هوشمند و پویا ایجاد کرده که کارایی فرآیندهای دانشی را ارتقا داده و مزیت رقابتی پایدار فراهم می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه در سطح ملی است که با تمرکز بر هوش مصنوعی عمومی و فناوری های نوظهور، ضمن مرزبندی دقیق نسل های مدیریت دانش، به بازتعریف مدل نوناکاو تاکوچی در بستر نسل چهارم پرداخته و چارچوبی نوآورانه برای مدیریت دانش در عصر دیجیتال ارائه می دهد؛ امری که در ادبیات پژوهشی پیشین مغفول مانده است.
۲۹۲۲.

Topic Modeling Blockchain in Accounting and Audit Research(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
This article examines blockchain research in accounting, auditing, and corporate governance (AAG), a field that has experienced rapid growth but remains fragmented. Using Latent Dirichlet Allocation (LDA) topic modeling, the study analyzes 486 Scopus-indexed abstracts published between 2017 and 2025 to uncover key themes and research trends. The analysis identifies eleven thematic clusters: Blockchain Research Landscape & Governance, Financial Reporting & Digital Security, Blockchain Applications in Diverse Domains, Auditing Practices & Taxation, Bitcoin & Emerging Digital Financial Tools, Corporate Governance & Compliance, Smart Contracts & Crypto Audits, Digital Transformation in Finance, ESG & Corporate Strategy, Supply Chain Transparency, and Adoption of Audit Technologies by Firms. A strategic thematic map further classifies these into motor, basic, niche, and emerging themes, providing the first data-driven overview of blockchain research in AAG. The results highlight well-developed areas such as supply chain transparency, alongside blind spots in standard-setting, assurance of smart contracts, and ESG integration. The study advances understanding by offering a structured framework that supports future research, regulatory development, and professional practice.
۲۹۲۳.

Process Mining in Banking Logistics: From Identification to Improvement(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۸
This paper investigates the application of Process Mining (PM) techniques to redesign and optimize logistics processes within an Iranian bank. The primary aim is to identify inefficiencies, bottlenecks, and process deviations using real-world event log data and to provide data-driven recommendations for process improvement. Data comprising 35,642 event reports related to 16,490 logistics process workflows were extracted from the bank's automation and correspondence systems over six months in 2022. Disco 2.14 was used for data analysis. Results revealed that only 3.6% of product demands conformed to the predefined process model, indicating high process variability and improvement potential. Analyses also showed the average process duration was 5.7 days, exceeding the bank's internal benchmark (three to five days), and the process fulfillment ratio was 83.3%, falling short of the desired target of 95%. Key inefficiencies identified included excessive waiting times for unfulfilled demands (averaging 315.7 days) and bottlenecks in the "Registering the purchase invoice" and "Registering the warehouse receipt" activities. Drawing on these findings, suggestions were proposed to optimize the procurement process, automate manual efforts, and improve alignment with the defined process model. This study contributes to the existing knowledge by providing an empirical case study of PM application in a specific context within the banking industry. The findings underscore the importance of monitoring and managing process conformance, as well as addressing excessive waiting times to improve customer satisfaction and operational efficiency. Limitations of this study include reliance on data from a single bank and a focus on logistics processes. Future research could focus on investigating root causes of process deviations, using PM for predictive analysis, and evaluating the impact of process improvements on key performance indicators.
۲۹۲۴.

Applications of the Internet of Things in the Sustainable Cement Industry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
The cement industry plays a crucial role in construction and infrastructure development, carrying significant economic implications. While demand in developed countries has declined due to environmental concerns, Iran remains self-sufficient and a leading exporter in the Middle East. The Fourth Industrial Revolution has introduced the Internet of Things (IoT) as a transformative technology, delivering economic, environmental, and social benefits. Although historically resistant to change, the cement industry has recently begun adopting IoT technologies, demonstrating notable progress in recent years. This study aims to identify and prioritize IoT applications within the sustainable cement industry in Iran. The research began by identifying IoT applications through a review of leading industry practices and academic literature. A sustainability-based framework was developed to evaluate these applications across economic, environmental, and social dimensions. The Best-Worst Method (BWM) was used to weight sustainability indicators, and the VIKOR method was applied to assess the relative attractiveness of each application. Capability indicators were also evaluated. A capability–attractiveness matrix was constructed to score and prioritize the applications accordingly. The study identified 13 relevant IoT applications for the cement industry. A set of 17 attractiveness indicators (grouped into economic, social, and environmental dimensions) and eight capability indicators (based on IoT architecture layers) were used in the evaluation. The applications were assessed using a capability–attractiveness matrix, and “Gas Monitoring” and “Temperature Measurement and Monitoring” were found to have the highest priority, indicating strong feasibility and strategic value for sustainable implementation.
۲۹۲۵.

طراحی چارچوب مدیریت دانش برای پایداری و توسعه بلندمدت کسب و کارها با استفاده از تکنیک دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: در محیط پویای کسب وکار، بهکارگیری مؤثر مدیریت دانش به سازمان ها در پاسخگویی به تغییرات بازار، فناوری و نیازهای مشتریان کمک شایانی می کند. این پژوهش با هدف شناسایی ابزارها و روش های نوین مدیریت دانش و بررسی نقش آن در بهبود عملکرد، تقویت نوآوری و افزایش پایداری کسب وکارها انجام شد. همچنین، این مطالعه به تحلیل چگونگی تأثیر این شیوه ها بر رشد و تاب آوری بلندمدت سازمان ها پرداخته است. روش پژوهش: این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی بود. داده ها با استفاده از تکنیک دلفی از میان ۲۵ نفر از خبرگان مدیریت دانش گردآوری شدند. مؤلفه ها و شاخص های کلیدی اولیه شناسایی شدند و در قالب پرسشنامه ای شامل ۱۱ مؤلفه و ۱۲۸ سؤال با طیف لیکرت پنج درجه ای طراحی گردیدند. پس از تأیید شدن روایی و پایایی، پرسشنامه توسط خبرگان تکمیل گردید و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند. تمامی مراحل برای شفافیت و قابلیت بازبینی مستند گردیدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش در شش حوزه اصلی شامل اهداف راهبردی (شامل بهبود بهره وری سازمانی به عنوان اولویت نخست، ارتقای نوآوری و تقویت توان رقابتی)، منابع انسانی (با محوریت انتقال تجارب، توانمندسازی نیروی انسانی و حفظ کارکنان متخصص)، فناوری اطلاعات (به عنوان بستری برای ذخیره سازی، بازیابی و انتشار دانش)، فرآیندهای سازمانی (شامل مستندسازی دانش، بهینه سازی فرآیندها و مدیریت ارتباط با مشتری)، عوامل محیطی (نظیر شرایط اقتصادی، حمایت های دولتی و چارچوب های قانونی) و عوامل راهبردی (مانند رهبری اثربخش، انعطاف پذیری و ایجاد شراکت های استراتژیک) قابل تبیین می باشد. این مؤلفه ها در کنار بهره گیری از فناوری های نوین و استقرار روابط پایدار با مشتریان، ارکان اساسی دستیابی به پایداری و توسعه بلندمدت در کسب وکارها را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت دانش نقش محوری در پایداری و توسعه بلندمدت کسب وکارها دارد. بهره گیری از آن موجب افزایش بهره وری، بهبود فرآیندها، تقویت نوآوری و مزیت رقابتی می شود. استفاده از فناوری های پیشرفته، مستندسازی دانش و حفظ نیروی انسانی کلیدی از عوامل حیاتی موفقیت هستند. بر این اساس، تقویت فرهنگ مدیریت دانش و توسعه زیرساخت های مرتبط به مدیران و سیاست گذاران برای دستیابی به رشد پایدار توصیه می شود. اصالت/ارزش: این مطالعه با ارائه چارچوبی نوآورانه مبتنی بر روش دلفی، عوامل کلیدی تلفیق مدیریت دانش و پایداری کسب وکار را در بستر ایران شناسایی و اولویت بندی نموده و راهنمای عملی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار ارائه می دهد.
۲۹۲۶.

Visual System for Configuring Machine Learning Models to Support IT Management and Decision-Making(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
Deep learning models have become indispensable across scientific and business domains, offering new approaches to problem-solving but requiring substantial technical expertise for their implementation. This article presents StudySupport, an open-source visual system for configuring and training machine learning models via a graphical interface rather than traditional coding. The system enables users to manage the entire pipeline - from data preprocessing and model construction to optimization and performance evaluation - while maintaining flexibility for advanced customization. By lowering the technical entry barrier, the StudySupport system facilitates the adoption of machine learning in IT management and organizational decision-making. The proposed framework supports faster integration of data-driven methods into enterprise information systems, reduces implementation costs, and empowers managers, analysts, and educators to leverage artificial intelligence in digital transformation processes. The study contributes to the field of information technology management by bridging the gap between advanced machine learning techniques and their practical application in business, education, and decision-support systems.
۲۹۲۷.

بررسی روند پژوهشی تاثیر اشتراک دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی با رویکرد کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: در عصر اقتصاد دانش محور، اشتراک گذاری دانش به عنوان یکی از عوامل کلیدی شکل دهنده قابلیت های سازمانی و ارتقای عملکرد سازمانی شناخته می شود، که پیشرفت فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، نقش آن را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار برجسته کرده است. هدف این پژوهش، بررسی روند مطالعات علمی در زمینه تأثیر اشتراک گذاری دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی طی ۲۵ سال گذشته با استفاده از روش کتاب سنجی است تا نقشه مفهومی از تکامل این حوزه ارائه دهد و شکاف های تحقیقاتی را شناسایی کند. روش پژوهش: این تحقیق از نوع کمی با رویکرد کتاب سنجی و تمرکز بر فراداده مقالات پژوهشی، کلمات کلیدی و ارجاعات است. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات مرتبط در پایگاه علمی Scopus است که یکی از معتبرترین منابع بین المللی با بیش از ۸۰ میلیون مقاله و ۱۶ میلیون نویسنده محسوب می شود. نمونه پژوهش شامل ۱۷۱۹ مقاله و روش نمونه گیری مبتنی بر جستجوی هدفمند کلمات کلیدی در محدوده زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بود. ابزار جمع آوری داده، فایل های خروجی از این پایگاه شامل فراداده هایی نظیر سال انتشار، نویسندگان، چکیده، کلمات کلیدی، ارجاعات و DOI است. روایی تحقیق با انتخاب پایگاه معتبر Scopus و پایایی آن با تکرارپذیری روش جستجو و تحلیل تضمین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها شامل تحلیل آماری توصیفی (روند انتشار، برترین کشورها و نویسندگان) با نرم افزار Excel و تحلیل های شبکه ای مانند هم رخدادی کلمات کلیدی، هم تألیفی و استناد به منابع با نرم افزار VOSviewer بوده، که روند تغییرات موضوعی در طول زمان را نیز با آن ترکیب شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تعداد مقالات از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ روند صعودی داشته و در سال های اخیر (پس از ۲۰۲۰) به بیش از ۲۰۰ مقاله در سال رسیده است. تحلیل آماری توصیفی در Excel حاکی از آن است که ایالات متحده و چین با بیش از ۴۰ درصد مقالات، برترین کشورها هستند و نویسندگانی مانند Nonaka با بیش از ۵۰ ارجاع، تأثیرگذارترین هستند. در تحلیل VOSviewer، شبکه هم رخدادی کلمات کلیدی با بیش از ۵۰۰ کلمه کلیدی اصلی، خوشه هایی مانند «هوش مصنوعی» (با درجه ارتباط ۱۵۰)، «فرهنگ سازمانی» (با درجه ارتباط ۱۲۰) و «نوآوری» (با درجه ارتباط ۱۸۰) را نشان داد که در دوره مورد بررسی بیش از ۶۰ درصد رخدادها را تشکیل می دهند. روند تغییرات موضوعی نیز افزایش ۳۵ درصدی تمرکز بر ترکیب اشتراک دانش با فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی را در دهه اخیر تأیید کرد. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش این است که ادغام اشتراک دانش با هوش مصنوعی، به عنوان محرک کلیدی، عملکرد سازمانی را از طریق تقویت نوآوری و قابلیت های دوسوگرا بهبود می بخشد و کیفیت دانش و فرهنگ سازمانی نقش تقویت کننده دارند. اصالت/ارزش: اصالت این پژوهش در ارائه نخستین تحلیل کتاب سنجی جامع روند ۲۵ ساله این حوزه با تمرکز بر ادغام هوش مصنوعی است که شواهد نوینی از گذر مرزهای روش شناسی سنتی (ترکیب تحلیل کمی و شبکه ای) و بین رشته ای (مدیریت دانش و فناوری اطلاعات) ارائه می دهد و ایده تازه ای برای سیاست گذاری سازمانی در اقتصاد دیجیتال پیشنهاد می کند.
۲۹۲۸.

AI-Enhanced Intrusion Detection: Integrating Expert Knowledge and Machine Learning for Enterprise Networks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۱
Enterprise networks, as the backbone of modern information systems, are increasingly exposed to sophisticated and rapidly evolving cyber threats. Traditional Intrusion Detection Systems (IDS), based on static attack signatures, often fail to detect novel or complex intrusions, resulting in high false alarm rates. This study proposes an intelligent IDS that leverages Machine Learning and Deep Learning techniques to significantly improve detection accuracy and reduce alert noise. The system is capable of classifying attacks by severity and provides an intuitive interface to support efficient threat monitoring. Beyond technical performance, the solution addresses managerial objectives by lowering maintenance costs, enhancing service quality, accelerating incident response, and ensuring high availability with straightforward deployment. The proposed model offers a scalable and resilient IDS tailored for enterprise environments, contributing both practical and strategic value in the fight against increasingly sophisticated cyberattacks.
۲۹۲۹.

بررسی تاثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف پذیری استراتژیک: نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های دانش بنیان استان ایلام انجام شده است. همچنین، نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش در این رابطه مورد آزمون قرار گرفته است تا مکانیسم های واسطه ای تأثیرگذار شناسایی شوند. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شرکت های دانش بنیان فعال در استان ایلام بوده و نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار ویژوال پی ال اس تحلیل شدند. تعداد نهایی پاسخ دهندگان 200 نفر بود که از اعتبار و پایایی بالای ابزار اندازه گیری اطمینان حاصل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هویت دانشی سازمان به طور مثبت و معناداری بر هوشمندی دانشی (β = 0.896, t ˃ 1.96)، بر توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.845, t ˃ 1.96) و بر انعطاف پذیری استراتژیک (β = 0.481, t ˃ 1.96) تأثیرگذار است. همچنین، هوشمندی دانشی (β = 0.859, t ˃ 1.96) و توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.872, t ˃ 1.96) به طور معناداری بر انعطاف پذیری استراتژیک تأثیر می گذارند. آزمون نقش میانجی نشان داد که هر دو متغیر هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش به صورت مجزا و معنادار، نقش واسطه ای را در رابطه بین هویت دانشی سازمان و انعطاف پذیری استراتژیک ایفا می کنند . نتایج: یافته ها حاکی از آن است که هویت دانشی سازمان نه تنها به طور مستقیم، بلکه از طریق ایجاد ظرفیت های هوشمند و دیجیتال در مدیریت دانش، به افزایش انعطاف پذیری استراتژیک منجر می شود. این امر بیانگر اهمیت تلفیق عوامل فرهنگی (هویت دانشی) و فناورانه (توانمندسازی دیجیتال) در سازمان های دانش محور است. اصالت و ارزش: این پژوهش با ترکیب مفاهیم هویت دانشی، هوشمندی دانشی، توانمندسازی دیجیتال دانش و انعطاف پذیری استراتژیک در یک چارچوب نظری یکپارچه، به ادبیات مدیریت دانش و استراتژی سازمانی غنی تری می افزاید. همچنین، انجام این مطالعه در شرکت های دانش بنیان یک استان محروم و کمتر توسعه یافته مانند ایلام، ارزش بالایی دارد، چرا که نشان می دهد حتی در شرایط محدودیت منابع، تمرکز بر سرمایه های نرم دانشی و دیجیتال می تواند به بهبود عملکرد استراتژیک منجر شود. این یافته ها راهکارهای عملی ارزشمندی برای مدیران شرکت های دانش بنیان و سیاستگذاران منطقه ای در جهت بهبود عملکرد نهایی آنها ارائه می دهد.
۲۹۳۰.

آموزش عالی ناب: الگویی مبتنی بر مدیریت دانش خبرگان ستاد وزارت علوم تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
اهداف: تفکر ناب به عنوان یک رویکرد عملیاتی و بهبودمحور، از تفکر انتقادی بهره می گیرد تا بتواند با تحلیل عمیق، شناسایی ریشه ای مشکلات و ارزیابی مستمر فرایندها، زمینه حذف اتلاف ها و ارتقای ارزش را در نظام های آموزشی فراهم سازد. رویکرد ناب در آموزش عالی بر اصولی استوار است که هدف آن حذف اتلاف، افزایش بهره وری و بهبود مستمر فرایندها است. پیاده سازی موفقیت آمیز اصول ناب در دانشگاه ها می تواند فرایندهایی با کیفیت بالاتر، به موقع تر، کم هزینه تر و مؤثرتر را در اختیار ذینفعان دانشگاه قرار دهد این پژوهش درصدد آن است، به طراحی الگوی آموزش عالی ناب و اولویت بندی ابعاد آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان حوزه ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بپردازد. روش پژوهش: با توجه به هدف پژوهش، رویکرد کیفی (اکتشافی- تحلیلی) برای بررسی موضوع انتخاب شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی خبرگان حوزه ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که دارای تحصیلات مرتبط با حوزه آموزش و نیز سابقه کار اجرایی و مدیریتی در ستاد وزارت متبوع را داشته اند می باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. تعداد نمونه ها بر اساس اصول اشباع نظری 12 خبره حوزه ستادی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای ارزیابی پایایی مصاحبه ها، روش پایایی بازآزمون و روش پایایی توافق بین دو کدگذار به کار گرفته شده است. ضریب توافق بین دو کد گذار 84% محاسبه شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تمرکز بر روش اشتراوس - کوربین بوده و از تکنیک تحلیل مضمون(تم) استفاده شده که با ایجاد ارتباطی بر مبنای طرح پرسش و انجام مقایسه مداوم صورت گرفته و نرم افزار انویوو (NVivo) بکار گرفته شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد الگوی آموزش عالی ناب دارای پنج مؤلفه: 1. مدیریتی شامل نظارت کیفی، تعامل دانشگاه و جامعه، تصمیم گیری مستقلانه، نیازمحور کردن خدمات، مدیریت و رهبری دانشگاه، 2. ساختاری شامل اصلاح ساختاری دانشگاه، آمایش آموزش عالی و اصلاح آیین نامه های ارتقاء اعضای هیات علمی، حاکمیت نگرش و تفکر ناب و کاهش وابستگی به دولت، 3. منابع انسانی شامل جذب، توسعه و توانمندسازی، توانمندی های تخصصی و ویژگی های فردی و شخصیتی، 4. مالی - اقتصادی شامل تأمین منابع مالی و تقویت ارتباط با صنعت و 5. زیرساختی - فناوری شامل توسعه زیرساخت ها و استفاده از فناوری های نوین و تحول آفرین می باشد. نتیجه گیری: مولفه منابع انسانی با 49 کد، ساختاری با 35 کد، مدیریتی با 24 کد، زیرساختی - فناوری با 19 کد و مالی – اقتصادی با 12 کد استخراجی به ترتیب دارای بیشتری اهمیت و اولویت بوده اند. تحلیل یافته نشان می دهد منابع انسانی با توجه به نقشی که می تواند در اجرای آیین نامه، دستورالعمل و دست یابی به اهداف اسناد بالادستی داشته باشند از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مؤلفه ها برخوردار است. اصالت/ارزش: این پژوهش با ارائه مدل آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بستر لازم برای بومی سازی مدل های نظری بین المللی به منظور پیاده سازی اصول و رویکردهای آموزش عالی ناب در دانشگاه های کشور را فراهم ساخته و به شکاف میان سیاست گذاری کلان و اجرای عملیاتی کمک می کند.
۲۹۳۱.

Internal Financial Control Enhancement Through Integration of Blockchain and Machine Learning(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۰
Internal Financial Control (IFC) is a critical component of corporate governance, ensuring the accuracy, reliability, and compliance of financial reporting. Traditional IFC systems rely on manual audits, centralized databases, and rule-based checks, which are often inefficient, prone to human error, and vulnerable to fraud. The integration of Blockchain Technology and Machine Learning (ML) has introduced transformative improvements in Internal Financial Control (IFC) systems. This paper explores how Blockchain and machine learning (ML) technologies can strengthen internal financial controls (IFC). By addressing limitations in traditional systems, these technologies introduce transparency, automation, and predictive capability, fostering enhanced compliance and reduced risk. The integration of these technologies offers a paradigm shift for governance, risk management, and auditing practices, enhances fraud detection and regulatory compliance, while addressing challenges such as scalability and data privacy. Through a synthesis of academic literature and industry case studies, Blockchain ensures immutable transaction records, while ML enables predictive anomaly detection. Blockchain and ML are transforming internal financial control by enhancing security, automation, and predictive capabilities. There are still challenges in overcoming scalability, interpretability, Hybrid Blockchain-ML frameworks, and regulatory challenges for widespread adoption.
۲۹۳۲.

تحلیل راهبردی مزیت رقابتی شرکت های خصوصی در گذار به اقتصاد دانش بنیان با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش: با بهره گیری از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: در گذار به اقتصاد دانش بنیان، جایگزینی منابع دانشی با عوامل سنتی تولید، شرکت های خصوصی در کشورهای در حال توسعه را با چالش هایی در ساختار سازمانی، نوآوری و بهره برداری از ظرفیت های فکری مواجه ساخته است. این پژوهش با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش، نقش آن ها را در شکل گیری و حفظ مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی، به ویژه در شرایط محدودیت منابع و فقدان زیرساخت های هم افزایی دانش، بررسی می کند. روش پژوهش: این پژوهش کیفی و اکتشافی با هدف کشف الگوها و روابط پنهان در ادبیات موجود، از روش فراترکیب بهره گرفت. جامعه شامل ۲۴۳ منبع علمی فارسی (۱۳۹۰–۱۴۰۴) و انگلیسی (۲۰۲۱–۲۰۲۵) مرتبط با مدیریت دانش و مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی بود. نمونه گیری هدفمند و نظام مند بر اساس معیارهای موضوعی، کیفیت علمی و پوشش زمانی انجام شد و ۶۵ منبع به عنوان نمونه نهایی انتخاب گردید. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای گردآوری و با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند که منجر به استخراج ۴۱۰ کد مفهومی، ۲۳ زیرمضمون و چهار مضمون اصلی شد. تحلیل در چارچوب مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو صورت گرفت. اعتبار پژوهش با پنل کارشناسی و مثلث سازی منابع، و پایایی آن با ضریب توافق ۸۵٪ میان کدگذاران تأیید شد. مدیریت منابع و کدگذاری به صورت دستی و با روش های سنتی تحلیل کیفی انجام شد. یافته ها: بر اساس تحلیل مضمون حاصل از کدگذاری سه مرحله ای منابع منتخب، اشتراک گذاری دانش با فراوانی ۱۵ درصد از مجموع کدهای مفهومی، به عنوان برجسته ترین زیرمضمون شناخته شد و در اغلب مطالعات به عنوان عامل مؤثر در تقویت تاب آوری سازمانی، به ویژه در شرایط عدم قطعیت و محدودیت منابع، مورد توجه قرار گرفت. یافته ها با شاخص های جهانی از جمله میزان سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و رشد چشمگیر شرکت های دانش بنیان در ایران طی سال های اخیر هم راستا بودند. این هم سویی، اعتبار بیرونی و کاربردپذیری یافته ها را تقویت کرد و نشان داد که سازوکارهای مدیریت دانش، به ویژه اشتراک گذاری دانش، نقش مهمی در ارتقای مزیت رقابتی و افزایش تاب آوری شرکت های خصوصی در مسیر گذار به اقتصاد دانش بنیان ایفا کرده اند. نتیجه گیری: تحلیل مضمون نشان داد که تلفیق فرآیندهای مدیریت دانش سازمانی، به ویژه مدل SECI، به عنوان سازوکار مؤثر در ایجاد مزیت رقابتی پایدار در شرکت های خصوصی عمل کرده است. این فرآیند با ارتقای ظرفیت نوآوری و افزایش تاب آوری، زمینه ساز آمادگی این شرکت ها برای حضور مؤثر در اقتصاد دانش بنیان، حتی در شرایط تحریم و محدودیت منابع، بوده است. اصالت/ارزش: این مطالعه با بهره گیری از روش فراترکیب و تلفیق مفاهیم میان رشته ای، شواهدی نوین از پیوند فناوری های نو و تاب آوری سازمانی و چارچوبی بومی و بدیع ارائه کرده و افق های تازه ای در سیاست گذاری دانش بنیان گشوده است.
۲۹۳۳.

تحلیل عوامل مؤثر بر جریان دانش با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: در عصر دانش بنیان، دانش به عنوان یک سرمایه غیرملموس نقش حیاتی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. جریان دانش، که به تبادل اطلاعات و همکاری بین افراد وابسته است، به روزرسانی دانش و پیشبرد تحقیقات جدید را تسهیل می کند. شرکت های دانش بنیان به عنوان بازیگران اصلی در اقتصاد دانش محور، نیازمند مدیریت مؤثر جریان دانش برای حفظ رقابت پذیری و نوآوری هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان 42 شرکت دانش بنیان فعال در پارک علم و فناوری یزد و خبرگان دانشگاهی بوده و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 10 نفر از خبرگان و متخصصان مرتبط با حوزه مدیریت دانش به عنوان نمونه انتخاب شد. این پژوهش از روش های تصمیم گیری چندشاخصه شامل تکنیک های سوارا، آراس و کوکوسو استفاده کرده است. ابتدا عوامل مؤثر بر جریان دانش از طریق بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش استخراج شد. سپس، پرسشنامه هایی طراحی و در اختیار خبرگان شامل مدیران، کارکنان شرکت های دانش بنیان و اساتید دانشگاهی قرار گرفت. روایی ابزار پژوهش از طریق تأیید ساختار مفهومی توسط خبرگان و اساتید دانشگاهی بررسی و تأیید شد. همچنین، پایایی نتایج از طریق مقایسه تطبیقی رتبه بندی ها در سه تکنیک مختلف و تأیید مجدد آن ها توسط خبرگان بررسی گردید که حاکی از ثبات و اعتبار مطلوب یافته ها است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های مذکور تحلیل و رتبه بندی شد. در نهایت، برای تلفیق نتایج، از روش میانگین رتبه ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد به ترتیب شامل حمایت و تعهد مدیریت (C8) با میانگین رتبه 1، آموزش مستمر (C4) با میانگین رتبه 33/3، زیرساخت فناوری اطلاعات (E1) با میانگین رتبه 67/4، کار تیمی (A2) با میانگین رتبه 5، وجدان کاری (A1) با میانگین رتبه 67/5 و حمایت از کار تیمی (B5) با میانگین رتبه 6 بوده اند. این عوامل، نقش کلیدی در تسهیل جریان دانش ایفا کرده است. حمایت و تعهد مدیریت، به عنوان مؤثرترین عامل، بیانگر تأثیر پررنگ رهبری سازمانی در شکل دهی فرهنگ دانش محور است. آموزش مستمر و زیرساخت فناوری اطلاعات، بستر به روزرسانی و دسترسی به دانش را فراهم کردند. عوامل انسانی مانند کار تیمی نیز با تقویت تعاملات سازمانی، به جریان مؤثر دانش در این شرکت ها کمک نمودند. نتیجه گیری: برای ارتقای سطح دانش و تسهیل تبادل اطلاعات در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد، توجه به عوامل شناسایی شده ضروری است. مدیران این شرکت ها می توانند با تقویت حمایت مدیریتی، توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و تشویق کار تیمی و آموزش مستمر، جریان دانش را در سازمان های خود بهبود بخشند. این اقدامات نه تنها به پیشرفت اقتصادی شرکت ها کمک می کند، بلکه نقش مهمی در توسعه اجتماعی و فرهنگی ایفا می نماید. اصالت/ارزش: این پژوهش از نظر روش شناسی دارای ارزش و اصالت علمی قابل توجهی است؛ چرا که با ترکیب نوآورانه سه تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه (سوارا، آراس و کوکوسو) به تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش پرداخته است.
۲۹۳۴.

مدل سازی غیر خطی تعامل عوامل اخلاقی، فرهنگی و ساختاری بر نیت افشای دانش حساس با روش سطح پاسخ: مقایسه انسان و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: با توجه به افزایش اهمیت شفافیت، پاسخ گویی و مقابله با فساد در سازمان های دولتی، افشای آگاهانه دانش حساس به عنوان یک رفتار داوطلبانه و اخلاق مدار در بطن خط مشی گذاری عمومی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف مدل سازی تأثیر توأمان و غیرخطی سه متغیر «تمایل اخلاقی فردی»، «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری اشتراک دانش» بر «نیت افشای دانش حساس» و مقایسه الگوی انسانی با مدل هوش مصنوعی گروک-3 در بین کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان انجام شد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی- توصیفی و آزمایشی است و با بهره گیری از طراحی مرکب مرکزی و روش سطح پاسخ انجام گرفت. جامعه آماری شامل 700 نفر از کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان و حجم نمونه 385 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه سناریو محور با ۱۵ ترکیب سه سطحی بر اساس و مقیاس لیکرت ۷ درجه ای برای سنجش نیت افشای دانش بود. روایی محتوایی با نظر پنج متخصص و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 86/0 تأیید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار دیزاین اکسپرت نسخه 13 و برازش مدل درجه دوم تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر سه متغیر مستقل در سطح 1 درصد اثر معناداری بر نیت افشا دارند. ضریب مربعی «تمایل اخلاقی فردی» منفی و معنادار بود که نشان دهنده اشباع اثر آن در سطوح بالا است، در حالی که «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری» اثری خطی و مستقیم داشتند. مدل هوش مصنوعی نیز روند مشابهی را نشان داد ولی ضریب خطی «تمایل اخلاقی» را بیش از دو برابر تخمین زد. در شرایط بهینه (تمایل=۷، فرهنگ=۷، موانع=۱)، نیت افشا در مدل انسانی برابر 55/5 و در مدل هوش مصنوعی برابر ۷ محاسبه شد که حدود ۲۶ درصد تفاوت را نشان می دهد. نتیجه گیری: نیت افشای دانش حساس متأثر از ترکیب اخلاق فردی، زمینه فرهنگی و موانع ساختاری است و در شرایط بهینه نیز به طور کامل تحقق نمی یابد. یافته ها بیانگر آن است که هوش مصنوعی در شناسایی روندهای کلی عملکرد قابل قبولی دارد، اما نمی تواند پیچیدگی های روان شناختی و اجتماعی کارکنان را به طور کامل بازنمایی کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه ایرانی است که با استفاده از ترکیب روش سطح پاسخ و مدل زبانی گروک-3 به تحلیل غیرخطی و مقایسه انسان–هوش مصنوعی در حوزه افشای دانش حساس می پردازد. استفاده هم زمان از سناریوهای طراحی شده، مدلسازی سطح پاسخ و الگوریتم های زبانی پیشرفته، مرزهای رایج روش شناسی در تحلیل های رفتاری را توسعه می دهد و زمینه تدوین خط مشی های هوشمندانه تری را برای ارتقاء شفافیت سازمانی فراهم می سازد.
۲۹۳۵.

الگوی شناسایی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: خرابکاری دانش به عنوان یک پدیده مخرب در سازمان ها، زمانی رخ می دهد که افراد به صورت عمدی یا غیرعمدی دانش خود را مخفی، تحریف یا از دسترسی دیگران خارج می کنند. این رفتار می تواند جریان دانش را مختل کرده و به کاهش بهره وری، نوآوری و همکاری سازمانی منجر شود. از همینرو هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. مشارکت کنندگان پژوهش، اساتید دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. از این رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفته است. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها به شکل گیری 132 کد اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی انجامید. مضمون های اصلی شناسایی شده عبارتند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی. مضمون های فرعی شناسایی شده نیز عبارتند از: ویژگی های شخصیتی خودمحور، ناهماهنگی عاطفی، انگیزه های قدرت طلبی، کمبود مهارت های ارتباطی، عادت به انزوای حرفه ای، ارزش های اخلاقی ضعیف، فرهنگ سازمانی رقابتی، سیستم های پاداش ناکارآمد، فقدان آموزش مدیریت دانش، نظارت ضعیف بر عملکرد، منابع سازمانی محدود، فقدان همدلی سازمانی، عدم اعتماد سازمانی، فشارهای اقتصادی، فرهنگ رقابتی جامعه و روابط سیاسی و جناحی. نتیجه گیری: خرابکاری دانش در سازمان های دولتی استان لرستان یک چالش پیچیده است که ریشه در عوامل فردی، سازمانی و محیطی دارد. با درک این عوامل و اجرای مداخلات هدفمند در سطوح فردی (مثل آموزش)، سازمانی (مثل اصلاح سیستم های پاداش) و محیطی (مثل شفافیت سیاسی)، می توان جریان دانش را بهبود بخشید، همکاری را تقویت کرد و بهره وری سازمانی را افزایش داد. این مطالعه نه تنها به درک بهتر تخریب دانش در بافت محلی کمک می کند، بلکه چارچوبی برای طراحی راهکارهای بومی ارائه می دهد که می توانند در سایر مناطق با ویژگی های مشابه نیز کاربرد داشته باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان