فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۲٬۹۱۷ مورد.
نظریه اختیارات حقیقی برای مدیریت ریسک در پروژه های فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اغلب سازمان ها درباره چگونگی ارزیابی سرمایه گذاری های آینده فناوری اطلاعات دانش کافی ندارند. بیشتر این نوع سرمایه گذاری ها براساس معیارهای شخصی مدیریت ارشد انجام می گیرد، درنتیجه تعداد بسیار کمی از سازمان ها، دانشی عمیق درباره ارزش حاصل از هزینه صرف شده در حوزه فناوری اطلاعات دارند. در این پژوهش، روش اختیارات حقیقی به ارزش گذاری سرمایه گذاری در پروژه برنامه ریزی منابع بنگاهی با درنظرگرفتن دو اختیار گسترش و کوچک سازی پروژه بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش، ارزش برآوردشده در روش اختیارات حقیقی با درنظرگرفتن انعطاف های مدیریتی، متفاوت با ارزش تخمینی به روش تنزیل جریان های نقدینگی به دست آمد؛ زیرا در تحلیل نتایج ارزش گذاری اختیار گسترش، ارزش فعلی دارایی برای عملیات جاری 8/199 میلیون تومان برآورد شده است. اگر عملیات امروز گسترش داده شود، برآورد ارزش دارایی برابر 6/308 میلیون تومان خواهد شد که این مقدار از ارزش دارایی بدون اعمال اختیار گسترش، بزرگ تر است و درنتیجه اعمال اختیار گسترش، ارزش مازادی معادل 8/108 میلیون تومان به همراه خواهد داشت. همچنین تحلیل نتایج ارزش گذاری اختیار کوچک سازی نشان داده است که ارزش اعمال اختیار کوچک سازی با استفاده از روش اختیارات حقیقی برابر 2/118 میلیون تومان است؛ بنابراین اعمال اختیار کوچک سازی، ارزش مازادی برای پروژه نخواهد داشت. در نهایت با ارزش گذاری اختیارات، اختیاری در نظر گرفته شده است که حداکثر ارزش را برای دارایی در بر داشته باشد و براساس آن نقشه ای راهبردی برای پروژه در طول یک سال عمر اختیارات تدوین شده است.
ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار با یک مدل ترکیبی جدید
حوزههای تخصصی:
هوشمندی کسب وکار، مفهومی است که امروزه به علت رشد چشم گیر اطلاعات و پیچیدگی در صنایع و کسب وکارهای گوناگون، اهمیت وافری یافته است. در این پژوهش پس از مطالعه ادبیات موضوع در ارتباط با مفهوم هوشمندی کسب وکار، مدل ها و تکنیک های موجود برای ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار را مورد بررسی قرار دادیم. این مطالعه بر اساس هدف، مطالعه ای توصیفی و برای جمع آوری داده ترکیبی از روش کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق با خبرگان حوزه هوشمندی کسب وکار، استفاده شده است. در این پژوهش، هوشمندی کسب وکار را به عنوان "" توانایی فرد یا مجموعه ای از افراد در حل مسائل کسب وکار و پیشبرد اهداف کسب وکار ""تعریف می کنیم. بررسی ما در این زمینه، نشان داد که هیچ کدام از مدل های موجود جهت ارزیابی بلوغ هوشمندی در کسب وکار، تمامی استانداردهای لازم یک مدل ارزیابی هوشمندی کسب وکار را ندارند. این استانداردها عبارت اند از؛ جامع بودن، وضوح کافی و برخورداری از شالوده نظری. ما در این پژوهش علاوه بر کاستی های فوق، عدم تعریف وزن ابعاد هوشمندی کسب وکار در رشد آن را، به عنوان یکی دیگر از ضعف های مدل های پیشین، مطرح کرده و سعی نمودیم اهمیت نسبی ابعاد هوشمندی کسب وکار را تبیین کنیم. نتیجه این مطالعه را می توان تبیین مفهوم هوشمندی کسب وکار و ارائه مدلی جامع برای ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار دانست که در واقع ترکیب مناسبی از مدل های موجود فعلی است.
چرا تکنولوژی آموزشی؟
ارزیابی اثر فرایندی و زیرساختی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر فرایندی و زیر ساختی مدیریت دانش بر چابکی سازمانی است. روش تحقیق ، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 204 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری LISREL, SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که : اثر مستقیم بعد فرآیندی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی (35/0) در سطح 01/0 مثبت و معنی دار است. اثر مستقیم بعد زیرساختی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی نیز (29/0) در سطح 05/0 مثبت و معنی دار است. هم چنین نتایج نشان داد که بیشترین تأثیرپذیری اقدامات چابکی از عناصر زیر ساختی مدیریت دانش از بعد ماهیت سازمان(شایستگی، فرهنگ سازمانی، طبقه بندی وظایف) و از عناصر فرایندی مدیریت دانش از بعد انتقال و به کارگیری دانش می باشد.
بررسی رابطه بین سبک های زندگی والس با وفاداری به برند محصولات با فناوری پیشرفته با استفاده از مدل آناندان و همکاران (مورد مطالعه: برند سامسونگ در صنعت رسانه دیجیتال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مقاله، بررسی رابطه ی بین سبک های زندگی والس ( VALS ) با وفاداری به برندِ محصولات با فناوری پیشرفته، می باشد. با توجه به نامحدود بودن جامعه ی آماری از طریق فرمول کوکران، 385 نفر نمونه انتخاب شد. اما به دلیل اینکه هدف محقق پوشش دادن کلیه ی هشت سبک زندگی والس می باشد، توزیع پرسشنامه تا 530 مورد افزایش یافت. جهت آزمون فرضیه ها، از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادکه از میان هشت سبک زندگی والس، بین سبک های زندگی: «موفقان» ، «متفکران» ، «معتقدان» و «تجربه کنندگان»،با وفاداری به برندِ محصولات با فناوری پیشرفته، رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. ولی بین سبک های زندگی: «نوآوران»، «سازندگان»، «مبارزین» و «بازماندگان» با وفاداری به برند محصولات با فناوری پیشرفته، رابطه ی مثبت و معناداری وجود ندارد.
مقیاسی برای انداز ه گیری میزان همکاری در تحقیقات
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نشان داده شده که روش محاسبة میانگین تعداد نویسندگان هر مقاله یا تعیین نسبت مقالاتی که دارای چند نویسنده هستند، برای سنجش میزان همکاری در یک رشته کافی نیست. مقیاسی که ترکیبی از محاسن هر دو مقیاس قبلی را دارد محاسبه و پیشنهاد شده است. این مقیاس که «ضریب همکاری» نامیده میشود، از چهار توزیع رایج در احتمالات استخراج شده است.
سیستم مدیریت امنیت اطلاعات از طرح تا اصلاح
حوزههای تخصصی:
پیشرفت علوم کامپیوتری و در نتیجه شبکه های سخت افزاری و نرم افزاری، امکان دسترسی آسان و سریع را به منابع به اشتراک گذاشته شده سازمانها و شرکتها را پدید آورده است. سیستم های خودپرداز بانکی، کارت های اعتباری، امکانات کامپیوتری بر روی تلفن های همراه، همگی مثالهای بارزی از تاثیر امکانات کامپیوتری بر جامعه کنونی ایران هستند. با نظر به این تحولات نکاتی نظیر خطر آشکار...
ارائه مدلی به منظور تبیین توانمندسازی سرمایه های دانشی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور اقتصاد دانشی، قابلیت های انسانی به عنوان مهم ترین مزیت رقابتی پایدار و منحصر به فرد برای سازمان ها در محیط های متلاطم امروزی شناخته شده است؛ بنابراین، توجه به دانش و مهارت منابع انسانی و توانمندسازی این سرمایه های بی بدیل در سازمان ها و به خصوص در این دوران امری ضروری و غیرقابل انکار است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی سرمایه های دانشی و در نهایت ارائه الگویی در پژوهشگاه صنعت نفت با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری در این راستا است. با بررسی های صورت گرفته از مرور ادبیات تحقیق به روش تطبیقی، هشت دسته عوامل تبیین توانمندسازی در پژوهشگاه صنعت نفت شناسایی شده و سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در پنج سطح، قرار گرفتند. در ادامه پس از مشخص شدن سطوح هر کدام از عوامل و همچنین با در نظر گرفتن ماتریس در دسترس پذیری نهایی، مدل نهایی ساختار تفسیری ترسیم گردید. نتایج نشان داد عامل هایی همچون آموزش و توسعه، ویژگی های شخصیتی، ساختار سازمانی و ماهیت شغل در ارتباط با موضوع توانمندسازی در پژوهشگاه صنعت نفت از اثرپذیری بیشتری نسبت به بقیه عوامل برخوردارند.
مروری بر طرحهای استراتژیک فناوری اطلاعات ( 11 دانشگاه خارج از کشور )
حوزههای تخصصی:
طراحی مدل ساختاری- تفسیری عوامل انتقال فناوری موفقیت آمیز در راستای رسیدن به توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقال فناوری از کشورهای توسعه یافته به اقتصادهای نوظهور یکی از راه های اصلی پیشروی به سوی توسعه پایدار است، بنابراین منطقی است این کشورها که ظرفیت سرمایه گذاری محدودتری دارند جهت پیشرفت زیرساخت های فناوری خود، عوامل انتقال فناوری موفقیت آمیز دررسیدن به توسعه پایدار را شناخته و با کمترین هزینه ممکن تلاش کنند. در این تحقیق پس از مطالعه ادبیات مرتبط با انتقال فناوری و همچنین مصاحبه با خبرگان در زمینه انتقال فناوری و توسعه پایدار، 12 عامل انتقال موفقیت آمیز فناوری شناسایی شد که درراه رسیدن به توسعه پایدار مؤثر هستند. همچنین در مصاحبه دیگری با خبرگان، رابطه و ترتیب اهمیت 12 عامل شناسایی شده طبق رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) مشخص شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که عوامل؛ زیر ساختار مناسب، مشارکت دولت و سیستم سیاسی کشور دریافت کننده فناوری، به عنوان زیربنای انتقال فناوری شناخته می شوند و کشورهای درحال توسعه در راستای دستیابی به توسعه پایدار لازم است در فرایند انتقال فناوری به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند.
بررسی رابطه بین تواناسازندههای مدیریت دانش و پاسخگویی در صنعت کاشی و سرامیک ایران؛ پژوهش آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی اثرگذاری فناوری اطلاعات بر مدیریت خطر در کسب وکارهای متوسط و بزرگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت خطر به عنوان فرایندی مستمر و پیش بینیکننده، امری حیاتی در هر نوع فعالیت تجاری و صنعتی محسوب میشود. شناسایی خطرهای بالقوه و اقدام صحیح قبل از بُروز مسایل، حرکت سازمان را در رسیدن به اهداف مدنظر سرعت بخشیده و آثار نامطلوب را درطول حیات پروژه کاهش میدهد. این فرایند میتواند با کنترل تهدیدها نقش عمده ای در مدیریت راهبرد هر سازمان ایفا کند. امروزه در بسیاری از سازمان ها بعد از منابع انسانی، زیرساخت های اطلاعاتی مهم ترین سرمایهی راهبردی به حساب میآید، زیرا توانسته با فراهم آوردن اطلاعات معتبر سبب موفقیت های کاری شود. در این تحقیق ضمن بررسی اهمیت فرایند مدیریت خطر، فناوری اطلاعات به عنوان یکی از عوامل تسهیلکننده در شناسایی، ارزیابی و کنترل خطر پروژه ها معرفی میشود. روش بهکارگرفته شده در این تحقیق، روش پیمایشی و به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه استفاده شده است. پرسش نامه در شرکت های فعال در پروژه های نفتی میان متخصصان مدیریت خطر توزیع و پس از جمع آوری داده ها برای انجام آزمون فرضیه از آزمون دو جمله ای (نسبت) با جامعهی آماری 300 و حجم نمونهی 64 استفاده شده است. برای بررسی اثرگذاری فناوری اطلاعات بر فرایند مدیریت خطر، شاخص های زمان، هزینه و کیفیت تعریف شده است. تحلیل آماری داده های جمع آوری شده نشان میدهد که اثرگذاری فناوری اطلاعات بر شاخص زمان بیش از دیگر شاخص های هزینه و کیفیت است.
پیش بینی ورشکستگی شرکت ها با استفاده از شبکه عصبی
منبع:
حسابدار ۱۳۸۷ شماره ۲۰۰
حوزههای تخصصی:
طراحی مدل مفهومی برای سنجش فرهنگ دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعة حاضر ترسیم چارچوب مناسب برای طراحی و اجرای پروژه های مدیریت دانش در سازمان های تحقیقاتی و دانش بنیان با تأکید بر فرهنگ دانش است. ابتدا به روش کتابخانه ای متون نظری تحقیق بررسی شد. سپس، با استخراج شاخص ها و مؤلفه های مؤثر بر فرهنگ دانش، مدل مفهومی برای سنجش فرهنگ دانش طراحی شد. در پایان برای اعتبارسنجی ابزار تحقیق از طریق نظرسنجی و مصاحبه با خبرگان و در مرحلة بعد به منظور اعتبارسنجی ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بین محققان و کارکنان کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران توزیع و به روش اعتبار محتوا و اعتبار عاملی بررسی شد. برای پایایی ابزار اندازه گیری دو معیار همسازی درونی و آلفای کرونباخ به کار گرفته شد. از طریق مطالعة متون نظری و تحقیقات حوزة مدیریت دانش، اجزا، ابعاد، و عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش شناسایی شده، سپس، مدل مفهومی فرهنگ دانش طراحی شد. نتایج ارزیابی متغیرهای ابزار نشان داد بین همة مؤلفه های مورد بررسی رابطة معناداری وجود دارد که نشان دهندة همسازی درونی بالای ابعاد پرسشنامه است. از طرفی، معیار آلفای کرونباخ با ضریب بالای 7/0 نشان دهندة پایایی ابزار بود.
رویکرد سیستمی برای ارزیابی و انتخاب طرحها
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر استقرار شبکه های فناوری اطلاعات بر زنجیره ارزش سازمان
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی اثرات و جلوه های گوناگون فناوری اطلاعات در سرتاسر زنجیره ارزش سازمان می پردازد و در نهایت با تامل در شرایط فعلی سازمان های کشور و توجه به تجارب موجود در سطح دنیا، پیشنهاداتی در زمینه الزامات و اولویتهای سرمایه گذاری سازمانهای داخلی در هر یک از جنبه های it ارائه خواهد شد که می تواند دستمایه ای برای تدوین ....
تحلیل راهبردهای مدیریت منابع انسانی در سازمان ها با رویکرد فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاربرد روزافزون فناوری اطلاعات در سازمان ها، به عنوان یک مزیت رقابتی، هر سازمان برای تطبیق با فضای جدید، بایستی درکی عمیق از راهبردهای مدیریت منابع انسانی به د ست آورد تا از این رهگذر و در جریان رقابت فشرده، از مزیت های رقابتی به کارگیری فناوری در عصر فناوری اطلاعات استفاده کند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تفاوت بین رویکرد راهبرد سازمان ها در تطبیق راهبردهای مدیریت منابع انسانی با راهبردهای فناوری اطلاعات برای پاسخ گویی به نیاز های خدماتی مشتریان وکسب مزایای رقابتی است. پژوهش حاضر، تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا است که برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه استفاده شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش دو بانک بزرگ کشور (بانک ملت و بانک پارسیان) می باشدکه برای انتخاب نمونه های تحقیق از روش گلوله برفی[1] استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که هر دو بانک با بهره گیری از رویکرد های متفاوت در راهبردهای مدیریت منابع انسانی قابلیت ها و توانایی های خود را در به کارگیری اثربخش فناوری اطلاعات برای توسعه ی خدمات بانکی و کسب مزایای رقابتی، بهبود بخشیدند.