بازاریابی سیاسی از بسیاری جهات مشابه بازاریابی در دنیای کسب و کار است. در بازاریابی کسب و کار، فروشندگان، کالاها، خدمات و ارتباطات را روانه بازار میکنند و در عوض پول، اطلاعات و وفاداری مشتریان را دریافت میکنند. در مبارزات سیاسی نیز کاندیداها، وعده ها، حمایت ها، خط مشیها و ویژگیهای شخصی شان را به رأیدهندگان عرضه میکنند و در مقابل، آرا و کمکهای داوطلبانه آنان را دریافت میکنند. به علت این همسویی در حوزه های مختلف بازاریابی، برخی مفاهیم و ابزارهای بازاریابی بین بازاریابی کالا و خدمات و بازاریابی سیاسی مشترک است و برخی از اصول بازاریابی کسب و کار برای اعمال در سیاست نیازمند تعدیل هستند. مقاله حاضر در پی تبیین مفهوم بازاریابی سیاسی با توجه به مفهوم STP در بازاریابی کسب و کار است و در این راه، تعاریف، مفاهیم، تفاوت ها و شباهت های این دو نوع از بازاریابی و نیز ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی سیاسی بیان میشود.
مقوله «کارآفرینی» به عنوان موثرترین نیروی بالقوه اقتصادی در تاریخ جهان، به صورت بحث انگیری از حدود سه دهه گذشته تاکنون ظهور یافته و مطرح شده است. هم گام و هم زمان با این مقوله، پیشرفت های مشابهی نیز در زمینه «آموزش کارآفرینی» انجام شده است. پیشرفت ها و فعالیت های اخیر که در برنامه های آموزشی کارآفرینی و ایجاد کسب و کارهای جدید انجام دشه، بسیار چشم گیر و قابل توجه هستند. تعداد واحدهای آموزشی عالی (دانشگاه و دانشکده ها) که واحدهای درسی مربوط به مقوله «کارآفرینی» را ارایه می دهند از چند واحد در سال 1970 میلادی به 1600 واحد آموزشی در سال 2005 افزایش یافته است. اما این توسعه فوق العاده باعث ایجاد مشکل قانونی کردن و رسمیت دادن به این رشته از حیث علوم دانشگاهی و جامعه آکادمیک می شود. در حالی که برخی مراحل مربوط به فرآیند قانونی شدن این رشته طی چند سال گذشته به اجرا در آمده است؛ هنوز هم مشکلات دیگری پیش روی آن قرار دارد. این مقاله گرایش ها و چالش های موجود در زمینه «آموزش کارآفرینی» در قرن 21 را بررسی می کند.
در این تحقیق به طور کلی سه بعد مورد توجه است: نوع گل، مسقف یا غیر مسقف بودن سیستم کشت و ملکی یا اجاره ای بودن زمین کشت گل. در یافته های تحقیق بر توجیه اقتصادی کشت گل های زیر در مناطقی از استان قم تاکید شده است: گل رز به صورت مسقف بدون احتساب هزینه اجاره، گل مریم و میخک غیر مسقف بدون احتساب هزینه اجاره زمین، گل رز مسقف با احتساب هزینه اجاره زمین، گل داودی مسقف بدون احتساب هزینه اجاره زمین، گل مریم و میخک غیر مسقف با احتساب هزینه اجاره، گل داودی مسقف با احتساب هزینه اجاره، گل رز غیر مسقف بدون احتساب هزینه اجاره، گل باغچه ای و پتوس (گل آپارتمانی) مسقف بدون احتساب هزینه اجاره لحاظ شده اند.
یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. از سویی دیگر، صنعت بیمه به عنوان یک زیرساخت حیاتی، با یک عدم توفیق مشخص در انجام بهینه ماموریت خویش در کشور مواجه است. به نظر می رسد عنایت ویژه به توسعه مولفه های کارآفرینی در فرآیندهای عملیاتی و خدماتی این صنعت و گسترش فرهنگ کارآفرینی میان کارکنان این صنعت بتواند، راه کار مناسبی در حل این مساله باشد. از این رو اهتمام این مقاله سنجش میزان همبستگی میان «گرایش به کارآفرینی شرکتی» نمایندگی های فروش حقوقی شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران و «عملکرد» آن ها است. «ساختار منعطف»، «جو سازمانی اثربخش»، «فرهنگ پشتیبان و محرک خلاقیت و نوآوری» و «قابلیت ها و انگیزش فردی کارکنان» به عنوان ابعاد گرایش به کارآفرینی شرکتی و میزان «رضایت مندی کارکنان»، «رضایت مندی مشتریان» و «عملکرد مالی» به عنوان ابعاد عملکرد نمایندگی ها معرفی شده و همبستگی متقابل این مولفه ها با یک دیگر اندازه گیری می شود. نتایج تحلیل های آماری بر داده های گردآوری شده متشکل از کارکنان نمایندگی ها مشخص می کند که گرایش به کارآفرینی شرکتی دارای همبستگی مثبت و معناداری با عملکرد است. در پایان، با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی برای توسعه کارآفرینی سازمانی در صنعت بیمه و صنایع مشابه شده است.
کارآفرینی ریشه ای به درازای تاریخ بشر دارد. با این وجود توجه آکادمیک به مفاهیم این دانش سابقه چندانی ندارد. یکی از مسایل مطرح در این حوزه، جایگاه آموزش کارآفرینی و از جمله مسایل مطرح درباره این آموزش ها نحوه ارزیابی اثربخشی آن ها است. با وجود تحقیقات متنوعی که در حوزه مزبور انجام شده و الگوهای متنوعی که در این زمینه ارایه شده اند، هنوز یک اجماع جهانی در این باره حاصل نشده است. به همین دلیل تحقیق درباره آن هم چنان ادامه دارد. در این پژوهش پس از بیان تاریخچه و کلیات علم کارآفرینی، به بحث درباره برنامه های آموزشی به عنوان یکی از راه کارهای توسعه و ترویج کارآفرینی پرداخته شده و اهداف مطرح در آموزش آن و نحوه ارزیابی تاثیر برنامه آموزشی در مطابقت با اهداف مزبور مرور شده و در نهایت برنامه آموزش کارآفرینی وزارت کار و امور اجتماعی در قالب یک مطالعه موردی، از منظر تاثیر بر رفتارهای کارآفرینانه بررسی شده است.
پژوهش حاضر، با هدف کلی ارائه راهکارهای بهبود و توسعه صادرات در صنعت پلاستیک انجام شده است در این پژوهش ابتدا به بررسی وضع موجود صادرات در صنعت پلاستیک در تاریخ تدوین آن، سپس شناسایی عوامل مؤثر بر صادرات در این صنعت، آنگاه به بررسی میزان تأثیر قوانین تجاری و بازرگانی در صادرات صنعت پلاستیک و در نهایت به ارائه پیشنهادهایی جهت بهبود و توسعه صادرات در این صنعت به تولید کنندگان ، صادر کنندگان و ... جهت بکارگیری در تصمیم گیری های آتی به عنوان بخشی از صادرات غیر نفتی کشور و سنجش میزان اثرگذاری عوامل مورد نظر این تحقیق بر صادرات در صنعت پلاستیک پرداخته شده است.