ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۲۱ تا ۱۱٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۱۱۲۲۱.

شناسایی پیشران های موثر بر آینده سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر آینده سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری می باشد. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، یک مطالعه کاربردی بوده و از منظر گردآوری داده ها، یک پژوهش میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان سرمایه گذاری و درآمدزایی در حوزه تأمین اجتماعی هستند و نمونه گیری بر اساس تخصص در این حوزه ها انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر با 10 نفر می باشد. برای گردآوری داده ها از ابزارهای مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه های خبره سنجی و اولویت سنجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از فنون کمی دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. نتایج نشان داد که 29 پیشران از طریق مرور ادبیات و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان تأمین اجتماعی استخراج شد. در گام بعد این پیشران ها با روش دلفی فازی غربال شدند. نه پیشران از عدد دیفازی مطلوبی برخوردار بودند و برای رتبه بندی نهایی انتخاب شدند. پیشران های نهایی با روش مارکوس اولویت بندی شدند. پیشران های دارای اولویت عبارت بودند از: پیشران های میزان همکاری سازمان تأمین اجتماعی با استارتاپ های فناوری، میزان همکاری نهادها و موسسات مالی کشور با فین تک ها و توسعه رگ تک ها.
۱۱۲۲۲.

فراترکیب مطالعات بازیابی شکست های خدماتی با رویکرد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش ها است که الگوی بازیابی خدمات در چارچوب مؤلفه های فرهنگی چه ویژگی هایی دارد، سازوکارهای بازیابی خدمات باتوجه به این مؤلفه ها کدام اند و چه روابطی میان عوامل تشکیل دهنده بازیابی خدمات در این چارچوب وجود دارد. برای دستیابی به این اهداف، از روش فراترکیب برای مرور و تحلیل ادبیات پژوهش استفاده شده است. این روش امکان شناسایی و خلق مفاهیمی را فراهم می کند که تصویری جامع تر از پدیده مطالعه شده ارائه می دهند. مراحل این روش شامل تنظیم پرسش های پژوهش، بررسی نظام مند متون، جست وجو و گزینش مقالات مرتبط، استخراج اطلاعات و تحلیل و ترکیب یافته های کیفی است. مدل نهایی حاصل این رویکرد کل نگر درباره بازیابی خدمات شامل 42 کد، 15 مفهوم و 5 مقوله است. در مقایسه با پژوهش های پیشین، مسئله اصلی پژوهش حاضر فراتر از پاسخ ساده به این سؤال است که آیا مؤلفه های فرهنگی بر بازیابی خدمات تأثیر دارند یا خیر؛ زیرا پاسخ به این پرسش معمولاً مثبت است و چندان چالش برانگیز نیست. آنچه این پژوهش را نوآورانه می کند، ارائه مدلی جامع برای تبیین رابطه میان فرهنگ و بازیابی خدمات است که قادر است ارتباط بین این دو مفهوم را با شفافیت بیشتری توضیح دهد.
۱۱۲۲۳.

بخش بندی روان نگاری خرده فروشی های آنلاین جهانی براساس انگیزه های خرید و رفتارهای خرید آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: هدف اصلی این پژوهش بخش بندی روان نگاری مشتریان خرده فروشی های آنلاین براساس انگیزه های خرید آنلاین و رفتارهای خرید آنلاین است. روش شناسی: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پژوهشی توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مصرف کنندگان در سراسر جهان هستند که حداقل یک بار تجربه خرید آنلاین از فروشگاه های خرده فروشی آمازون، ای بی و علی بابا را داشته اند. برای تحلیل داده ها و بخش بندی روان نگاری مشتریان از روش نقشه های خودسازمان ده مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی و نرم افزار Viscovery SOMine استفاده شد. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش، کاربران مشتریان خرده فروشی های آنلاین براساس ویژگی های مختلف جمعیت شناختی، انگیزه های خرید و رفتارهای خرید آنلاین به سه بخش مشتریان آینده نگر متعادل، مشتریان عملگرای حرفه ای و مشتریان کاوشگر لذت جو دسته بندی شدند. نتیجه گیری: خوشه اول بیشتر با هدف بهره وری و با تمرکز بر بهینه سازی خریدهای خود وارد فروشگاه های آنلاین می شوند. نام «آینده نگر متعادل» به دلیل تعادل در رفتار خرید و تمرکز آن ها بر سودمندی انتخاب شده است. خوشه دوم متشکل از افرادی است که بیشتر از انگیزه سودمندی برای خرید آنلاین بهره می برند. نام «عملگرای حرفه ای» به دلیل رفتار دقیق و برنامه ریزی شده آن ها و استفاده حرفه ای از خرید آنلاین انتخاب شده است. مشتریان خوشه سوم تجربه خرید آنلاین طولانی دارند. انگیزه های لذت جویانه آن ها در کنار کاوشِ بیشتر، باعث می شود در خرید آنلاین به دنبال تجربه های جدید و رضایت بخش از فرایند خرید باشند؛ بنابراین، نام «کاوشگر لذت جو» برای این خوشه به دلیل ترکیب رفتار کاوشگرانه و انگیزه های لذت جویانه آن ها انتخاب شده است.
۱۱۲۲۴.

تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه باغداری در شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
بنگاه های کوچک، از جمله واحدهای فعال در بخش کشاورزی، به عنوان نیروی حیاتی اقتصاد مدرن شناخته می شوند. با این حال، بیشتر پژوهش های بازاریابی، بر بنگاه های تجاری کوچک متمرکز بوده و به اهمیت بازاریابی در بخش کشاورزی توجه کمی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه در بخش باغداری شهرستان کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود و جامعه آماری شامل ۳۳۶۲ باغدار در کرمانشاه است. با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، ۳۴۵ باغدار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از راه پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (84/0) تأیید گردید. ارزیابی مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه نشان داد که در بین هفت مؤلفه بررسی شده در تمام زیربخش های باغداری، گرایش به مشتری بالاترین رتبه و مطلوب ترین وضعیت را داشت، در حالی که ریسک پذیری کمترین میانگین و ضعیف ترین عملکرد را نشان داد. یافته ها نشان دهنده آن است که با توجه به فعالیت باغداران در محیطی پویا و رقابتی، حفظ مشتری برای بقای آن ها حیاتی است و همین امر توجیه کننده اولویت بالای گرایش به مشتری است. در مقابل، کوچک مقیاس بودن بیشتر باغ ها موجب شده تا باغداران به حداقل سازی ریسک های کسب وکار تمایل داشته باشند، به طوری که به مؤلفه ریسک پذیری کم ترین توجه شده است. نتایج نشان می دهد که برنامه ریزی هدفمند و توجه سیاستی برای ارتقای بازاریابی کارآفرینانه در میان باغداران کرمانشاه ضروری است. از جمله پیشنهاد های کلیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد: توسعه خدمات بیمه ای و حمایتی برای کاهش ریسک کسب وکار، ایجاد صنایع تبدیلی به منظور افزایش سود کشاورزان و کاهش ضایعات و برگزاری نمایشگاه های محلی محصولات باغی برای تقویت زیرساخت های مشتری محور. این راهکارها می توانند به طور چشم گیری مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه را در میان تولیدکنندگان بخش باغداری بهبود بخشند.
۱۱۲۲۵.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
۱۱۲۲۶.

طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران در عرصه ی بازاریابی و هوش مصنوعی می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان و مدیران بازاریابی مرتبط با گردشگری سلامت شهر تهران می باشند که باتوجه به اینکه تعداد دقیق آن ها قابل محاسبه نیست با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 384 نفر در نظر گرفته شد. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که شرایط علی در پژوهش شامل ارتقای رقابت در بازار، بهبود روابط، تحلیل داده های خودکار، توانمندسازی و شرایط زمینه ای شامل مدیریت داده های مشتریان، خدمات هوشمندانه هستند. همچنین شرایط مداخله گر شامل برنامه ریزی کارآمد، صرفه جویی در منابع، مدیریت رفتار مشتریان می باشد. راهبردها در پژوهش عبارتند از حل مشکل یکپارچه سازی، حل مشکل مدیریت اطلاعات، حل مشکلات برنامه ریزی و پیامدها شامل افزایش رضایت مشتریان، افزایش توان مالی، وفادارسازی مشتریان، صرفه جویی در زمان می باشد. نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد که ابعاد به خوبی بر متغیرهای پژوهش بار شده اند و می توانند توصیف مناسبی از متغیرها به عمل آورند.
۱۱۲۲۷.

تدوین الگوی بازارکاهی در راستای بهبود رفتارهای پایداری زیست محیطی در شرکت برق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
بازارکاهی پاسخی راهبردی برای مدیریت تقاضای محصولاتی است که بیش از حد استفاده می شوند. در حقیقت امکان ترغیب مشتریان به تغییر الگوها و رفتارهای مسئولانه را در راستای پایداری زیست محیطی فراهم می سازد. پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی بازارکاهی و در راستای بهبود رفتارهای پایداری زیست محیطی انجام شد. پژوهش حاضر دارای رویکردی کیفی و در پارادایم استقرایی است که از نوع توصیفی - پیمایشی و ازنظر هدف، بنیادی است. جامعه آماری پژوهش را 16 نفر از خبرگان (اعضا هیئت علمی دانشگاه ها و مدیران شرکت برق) تشکیل می دهند که براساس اصل کفایت نظری و روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شایان ذکر است که برای گردآوری داده ها از رویکرد تحلیل مضمون بهره گرفته شد؛ بنابراین، پس از مطالعه متون، سؤالاتی در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته در اختیار خبرگان قرار گرفت و نظر و دیدگاه های آنان درباره پدیده بازارکاهی بررسی و سپس داده های حاصل به کمک نرم افزار (MAXQDA) تحلیل شد. همچنین برای سنجش روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها از روایی محتوا و پایایی سنجی میان کدگذار و درون کدگذار استفاده شد. یافته ها حکایت از آن دارد که الگوی پژوهش در قالب عوامل مؤثر (همچون الزامات قانونی، منافع ذی نفعان، رویه های ناپایدار و ...)، راهبردها (آمیخته بازاریابی به طور معکوس، مدیریت عرضه و موجودی، برجستگی سازی اطلاعات منفی و...)، پیامدها در سطح فردی (آگاهی سازی، حمایت از محصولات پایدار، همکاری و مشارکت افراد و...)، سازمانی (جایگاه یابی راهبردی، مبارزه با سبزشویی، بهبود تصویر برند و ...) و نیز محیطی (افزایش سلامت عمومی، حفظ تنوع زیستی، کاهش تغییرات اقلیمی و...) تدوین شد.
۱۱۲۲۸.

کاوش هوشمندی مشتری در سینما: پیش بینی تکرار خرید تماشاگران با مدل درخت تصمیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
سینما به عنوان یکی از مهم ترین محصولات فرهنگی و هنری، نقش مهمی در شکل دهی به ذائقه فرهنگی و پرکردن اوقات فراغت جامعه دارد. استفاده از داده کاوی و تحلیل نقاط تماس مشتری در سفر خرید، ابزاری مؤثر برای درک هوش مشتری، شناسایی الگوهای رفتاری و پیش بینی نرخ بازگشت تماشاگران فراهم می آورد. هدف پژوهش، توسعه مدلی تحلیلی مبتنی بر هوش مشتری و استخراج الگوهای تصمیم گیری تماشاگران سینما بر اساس شاخص های نگهداشت مشتری بود. این مطالعه به صورت توصیفی–تحلیلی، مقطعی و با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در گام نخست، با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوا، شاخص های نگهداشت مشتری شناسایی و در هشت مقوله دسته بندی شد. در گام دوم، داده های کمی با مدل درخت تصمیم گیری تحلیل شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل ۱۸ تماشاگر بزرگسال و بخش کمی شامل تماشاگران سینمای گرگان بود که با نمونه گیری تصادفی، ۴۵۰ پرسشنامه توزیع و ۴۱۹ مورد تحلیل شد. یافته ها نشان داد تصمیم گیری تماشاگران برای تکرار خرید حاصل تعامل چند شاخص است. از میان ۳۲ شاخص، قیمت محصولات غذایی مهم ترین عامل پیش بینی کننده بود. مدل درخت تصمیم با دقت 0.896 و قواعد «اگر–آنگاه» توانست الگوهای مشخصی برای هر دو حالت تکرار و عدم تکرار خرید ارائه کند. رضایت از قیمت، تصمیم مخاطبان را به طور متفاوت تحت تأثیر عواملی چون کیفیت فیلم، تجربه پیشین، سهولت پرداخت و تبلیغات مجازی قرار داد.نتایج تأیید کرد که رویکردهای داده کاوی، به ویژه مدل های پیش بینی مانند درخت تصمیم، می توانند درک عمیق تری از هوش مشتری ایجاد و استراتژی های هدفمند بازاریابی و نگهداشت مشتری را ممکن سازند.
۱۱۲۲۹.

طراحی چارچوب نظام مراقبت هوشمند بیماری شبکیه نوزادان نارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
با رشد شتابان فناوری های دیجیتال و افزایش بیماری ها، کاربرد راهکارهای هوشمند در حوزه مراقبت، به یکی از اولویت های اساسی نظام های بهداشت و درمان تبدیل شده است. بیماری شبکیه نوزادان نارس به عنوان یکی از بیماری های تهدیدکننده بینایی، نیازمند مداخلات به موقع، دقیق و ساختاریافته است. نظام مراقبت از بیماری شبکیه نوزادان نارس (ROP) یکی از مهم ترین اولویت های حوزه سلامت نوزادان است که با چالش های متعددی در زمینه زیرساخت، فرآیند، تعامل بین ذی نفعان و بهره گیری از فناوری مواجه است. این پژوهش با هدف طراحی چارچوب معماری سازمانی نظام مراقبت هوشمند ROP با استفاده از چارچوب TOGAF ADM انجام شده است. در این مطالعه، از روش پژوهش ترکیبی بهره گرفته شده است. نخست، داده های نظری از طریق مرور نظام مند ادبیات پژوهش، تحلیل اسناد سیاستی و شناسنامه های خدمات گردآوری گردید. در ادامه، با انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حوزه های سلامت، سیاست گذاری و فناوری، مؤلفه های کلیدی شناسایی و تحلیل شد. در مرحله طراحی، با تکیه بر چارچوب TOGAF10، چارچوب نظام مراقبت هوشمند بیماری شبکیه نوزادان نارس در چهار لایه کلیدی شامل کسب وکار، برنامه ها، داده، فناوری تدوین گردید. در مرحله اعتبارسنجی، چارچوب پیشنهادی با استفاده از روش نظرسنجی از خبرگان و با اتکاء به معیارهای موتینهو، از منظر خبرگان ارزیابی و اصلاح شد. حاصل پژوهش، چارچوبی بومی و منسجم است که شامل مؤلفه های اطلاعاتی ، کاربردی ، فناورانه و نهادی است و بستر لازم برای ارتقای کیفیت مراقبت، کاهش خطاهای انسانی در تشخیص و درمان این بیماری را فراهم می سازد. در آخر ضمن ارائه محدودیت های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی و پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی ارائه شده است.
۱۱۲۳۰.

تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان (مورد مطالعه: اداره کل گمرک تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: هدف اصلی انجام پژوهش حاضر، تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان می باشد. روش پژوهش:  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر اداره گمرک شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار G*Power استفاده گردید. بر اساس نتایج این نرم افزار، حجم نمونه برابر با 201 نفر تعیین شد. تعداد 250 پرسشنامه در بین کارکنان اداره گمرک تهران توزیع شد که از میان آنها 218 پرسشنامه قابل قبول برای تجزیه وتحلیل در دست پژوهشگر قرار گرفت. از این رو، نرخ بازگشت پرسشنامه 87.2% است. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. جمع آوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. برای تنظیم پرسشنامه از مقاله های معتبر، رهبری معنوی (فرای و همکاران، 2016)، رهبری اخلاقی (براون و همکاران، 2005)، عملکرد وظیفه ای (فن و ژنگ، 1997)، رفتارهای اشتراک گذاری دانش (روان، 1997)، رفتارهای نوآورانه (اسکات و بروس، 1994) استفاده گردید. روایی پرسشنامه در دو مرحله با کمک 7 نفر از خبرگان جامعه آماری بررسی شد. در مرحله اول با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI [1] ) و در مرحله دوم با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR [2] ) به تحلیل پرسشنامه ها پرداخته شد و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه اولیه با مشارکت 30 نفر از جامعه آماری، بررسی و مورد پذیرش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS26 (برای آمار توصیفی) و نرم افزار Smart-PLS3 استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد «رهبری معنوی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، «رهبری اخلاقی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که پیاده سازی رهبری معنوی و اخلاقی می تواند به بهبود کارایی و خلاقیت کارکنان کمک کند و در نهایت به ارتقاء عملکرد کلی اداره گمرک تهران منجر شود. بنابراین، توجه به این نوع رهبری ها در فرآیندهای مدیریتی و توسعه منابع انسانی می تواند راه کار مؤثری برای بهبود عملکرد سازمانی باشد.
۱۱۲۳۱.

واکاوی نقش الگوهای رفتار مصرف کننده بر دلبستگی به برند با توجه به نقش تعدیلگری میراث برند در بین مصرف کنندگان برند مینو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوهای رفتار مصرف کننده بر دلبستگی به برند و تحلیل نقش تعدیل گر میراث برند انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی–پیمایشی است. جامعه آماری شامل مصرف کنندگان برند مینو در شهرهای ارومیه و تبریز است. با توجه به نامحدود بودن جامعه، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و به منظور افزایش اطمینان، 580 پرسشنامه معتبر مورد تحلیل قرار گرفت. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار سنجش شامل پرسشنامه های استاندارد مربوط به الگوهای رفتار مصرف کننده، میراث برند و دلبستگی به برند بود. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد؛ به طوری که از نرم افزار SPSS برای آمار توصیفی و از SmartPLS به دلیل نرمال نبودن داده ها برای تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه اول نشان داد که الگوهای رفتار مصرف کننده تأثیر معناداری بر دلبستگی به برند دارند. این یافته بیانگر آن است که نوع رفتار خرید مصرف کنندگان—اعم از رفتار پیچیده، کاهنده، عادتی یا تنوع طلبانه—می تواند احساسات، نگرش ها و تجربه مصرف کننده را نسبت به برند شکل دهد و در نتیجه بر ایجاد پیوند عاطفی و وفاداری آن ها اثرگذار باشد. نتایج آزمون فرضیه دوم نیز نشان داد که میراث برند نقش تعدیل کننده معناداری در رابطه میان الگوهای رفتار مصرف کننده و دلبستگی به برند دارد. به عبارت دیگر، هنگامی که برند از میراث تاریخی، اصالت و داستان پردازی هویتی قوی برخوردار باشد، تأثیر رفتار مصرف کننده بر دلبستگی به برند تقویت می شود.
۱۱۲۳۲.

طراحی مدل ساختار تفسیری بازاریابی اخلاقی اسلامی با رویکرد تعهد حرفه ای مدیران در کالاهای اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
در جهان امروز، رعایت اصول اخلاقی در حوزه بازاریابی از اهمیت فزآینده‌ای برخوردار شده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل ساختار تفسیری بازاریابی اخلاقی اسلامی با تمرکز بر تعهد حرفه‌ای مدیران در حوزه کالاهای اساسی بوده که با بهره‌گیری از مدل‌سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. در این روش با تحلیل تاثیر یک سازه بر سازه های دیگر ،ترتیب و جهت روابط پیچیده میان سازه­های یک سیستم بررسی و بدین وسیله بر پیچیدگی روابط بین سازه­ها غلبه می­شود. این روش یک فرآیند یادگیری تعاملی است که در آن مجموعه­ای از سازه های متفاوت در قالب یک مدل نظام­مند و جامع، ساختاردهی می­شوند؛ در واقع با استفاده از این روش تأثیر یک سازه بر سایر سازه­ها بررسی می­شود. در این­رو می­توان روابط سازه­ها را شناسایی کرد و مدلی ساختاری تفسیری از سازه­ها ارائه کرد و در نهایت سازه­ها را بر اساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی طبقه­بندی نمود. این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از نظر رویکرد، کمی است. در این پژوهش، با مصاحبه نیمه ساختاریافته و به­روش گلوله برفی شامل 15 نفر از خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس ابتدا به­بررسی ادبیات پرداخته و در مرحله بعد با استفاده از رویکرد کیفی (مصاحبه نیمه ساختاریافته) ابعاد، مؤلفه­ها و شاخص­های بازاریابی اخلاقی اسلامی با رویکرد حرفه­ای مدیران شناسایی و مدل تحقیق طراحی شده است. در مرحله بعد براساس اطلاعات به­دست آمده از مرحله قبل، نسبت به­سطح بندی مؤلفه­ها اقدام و در مرحله آخر به­توزیع پرسشنامه و گردآوری داده­ها و تحلیل داده­ها و اعتبارسنجی مدل می پردازیم. در نهایت 16 مضمون پایه، 7 مضمون سازمان­دهنده و 1 مضمون فراگیر بدست آمد. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که بازاریابی اخلاقی اسلامی می‌تواند نقشی مؤثر در بهبود عملکرد و افزایش رضایت مشتریان ایفا کند و نشان دهنده بلوغ سازمانی و رسیدن به­مرحله­ای هستند که در آن، سازمان نه­تنها به اهداف اقتصادی خود می­پردازد، بلکه به تعهدات حرفه­ای، فرهنگی و اجتماعی خود نیز اهمیت می دهد و در این مسیر گام­های پایدار و مسئولانه­ای بر می دارد همچنین، این رویکرد با تقویت تعهد حرفه‌ای مدیران، به ارتقای سازمانی و فرهنگی، اعتماد و اعتبار و افزایش وفاداری در بازار کالاهای اساسی منجر می‌شود. مدل ارائه‌شده، قابلیت بهره‌برداری عملی برای سازمان‌ها و مدیرانی را دارد که خواهان تلفیق اصول اخلاقی اسلامی با مسئولیت‌های حرفه‌ای خود هستند و می‌تواند در بهبود تصویر ذهنی، وفاداری، پایداری و توسعه سازمان‌ها در شرایط دشوار اقتصادی و اخلاقی مؤثر واقع شود.
۱۱۲۳۳.

نقش آفرینی راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی در عصر اقتصاد دیجیتال: چارچوبی برای همراه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
اهداف: این پژوهش با هدف تبدیل مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک اهرم راهبردی برای رهبری و ایجاد ارزش پایدار در اقتصاد دیجیتال انجام شده است. این پژوهش نقش راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی را در همراه اول (شرکت ارتباطات سیار ایران-MCI) بررسی کرده و چشم انداز و مسیرهای مطلوب برای ارتقا مسئولیت اجتماعی شرکتی به سطح راهبردی را شناسایی می کند. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد مطالعه موردی و تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از ذی نفعان کلیدی به همراه تحلیل اسناد انجام شده است. یافته ها: یافته ها در شش مضمون کلیدی طبقه بندی شده اند: ۱) استقرار نظام راهبردی و یکپارچه، ۲) تمرکز هوشمندانه بر قابلیت های محوری دیجیتال، ۳) راهبری اکوسیستم نوآوری، ۴) پاسخگویی دیجیتال به نیازهای جامعه، ۵) شفافیت و اعتمادسازی، و ۶) تعهد پایدار به سرمایه انسانی و محیط زیست. یافته ها نشان می دهد که یکپارچه سازی مسئولیت اجتماعی شرکتی با استراتژی دیجیتال و تمرکز بر خلق ارزش مشترک، می تواند موتور محرکه ای قدرتمند برای تحقق چشم انداز همراه اول مبنی بر تبدیل شدن به «محبوب ترین شرکت ایرانی» و «بزرگترین هلدینگ اقتصاد دیجیتال» باشد. نتیجه گیری: این پژوهش بر اهمیت ادغام مسئولیت اجتماعی شرکتی با راهبرد سازمانی و تحول دیجیتال تاکید می کند. توصیه های عملی شامل تدوین نقشه راه مسئولیت اجتماعی شرکتی دیجیتال، ایجاد ساختار حاکمیتی موثر و افزایش شفافیت برای تقویت تاثیر راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی است
۱۱۲۳۴.

طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری شامل 8 نفر از خبرگان حیطه بازاریابی دیجیتال در بخش B2B می باشد که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA می باشد. براساس یافته های پژوهش پدیده محوری اثرپذیر از 60 شاخص یا عامل علی بوده و 11 شاخص یا عامل زمینه ای درکنار 18 عامل مداخله گر قادربه اثرگذاری بر راهبردهای هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی می باشند. به علاوه نتایج منتج به شناسایی 14 راهبرد متنوع در این زمینه گردید که این راهبردها می توانند سهیم در دستیابی به 36 پیامد متنوع بکارگیری استراتژیک رسانه اجتماعی در اقدامات هم-آفرینی کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی باشند. پدیده هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی و مشتریان صنعتی وابسته به مجموعه عوامل و اتخاذ مجموعه راهبردهایی است که در میان این عوامل مجموعه ادراکات مشتریان به عنوان پرتکرارترین عامل علی و برونسپاری اقدامات مدیریت ارتباط با مشتریان به عنوان مهمترین راهبردها نشان از اهمیت و جایگاه این دو مسئله در حیطه افزایش اثربخشی پدیده محوری پژوهش دارد.
۱۱۲۳۵.

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط ایران می باشد. روش پژوهش به صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.
۱۱۲۳۶.

شناسایی و تحلیل چالش های تولید برق در نیروگاه های گازی جنوب عراق: رویکرد دیمتل فازی فیثاغورسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چالش های تولید برق در نیروگاه های گازی جنوب برق عراق انجام شده است. با توجه به اهمیت انرژی برق در توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورهای در حال توسعه و چالش های خاص کشور عراق در زمینه تأمین انرژی، این مطالعه تلاش می کند تا عوامل کلیدی مؤثر بر ناکارآمدی تولید برق را شناسایی و اولویت بندی نماید. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان جهت استخراج چالش های اصلی استفاده شد. سپس به منظور سنجش روابط علی میان عوامل و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر عامل، از تکنیک دیمتل فازی فیثاغورسی بهره گرفته شد. داده ها از طریق پرسشنامه های تخصصی جمع آوری شده و تحلیل ها با روش های تصمیم گیری چندمعیاره تحت شرایط عدم قطعیت انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان داد که از بین ۱۹ چالش شناسایی شده، مهم ترین عوامل تأثیرگذار شامل «فقدان فناوری های انرژی تجدیدپذیر»، «فقدان سیستم های مدرن بهره برداری و نگهداری» و «فرسودگی شبکه و اتکا به تکنولوژی قدیمی» هستند. علاوه بر این، عواملی چون کمبود سوخت گاز با کیفیت، ضعف نقدینگی و مشکلات مالی و کمبود سرمایه گذاری خارجی نقش پررنگی در تشدید مشکلات تولید برق دارند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که بحران تولید برق در عراق ماهیتی سیستماتیک دارد و حل آن نیازمند رویکردی چندبعدی شامل نوسازی زیرساخت ها، توسعه فناوری های نوین، ارتقاء مدیریت مالی و افزایش جذب سرمایه های خارجی است. پیشنهاد می شود سیاستگذاران با اولویت دهی به عوامل علت محور و اجرای اصلاحات ساختاری، زمینه را برای توسعه پایدار انرژی در کشور فراهم آورند.
۱۱۲۳۷.

تدوین چارچوب ارزیابی عملکرد فرآیندهای فروش و بازاریابی در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
فروش و بازاریابی از عوامل کلیدی موفقیت و پایداری شرکت های کوچک و متوسط (SMEs) محسوب می شوند. با توجه به محدودیت منابع در این شرکت ها، این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی جامع برای ارزیابی عملکرد بازاریابی و فروش طراحی شده است. این چارچوب به مدیران و کارشناسان کمک می کند تا شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) را شناسایی کرده، نقاط قوت و ضعف فعالیت های خود را مشخص کنند و برای بهبود عملکرد اقدام نمایند. این پژوهش اکتشافی و کاربردی بوده و با رویکرد استقرایی و روش آمیخته انجام شده است. در ابتدا، ۲۰۵ شاخص اولیه از طریق مرور ادبیات پژوهش استخراج شد. سپس، در مصاحبه های اکتشافی با خبرگان، ۸۳ مفهوم و ۷۸ شاخص جدید شناسایی گردید. برای اعتبارسنجی شاخص ها، از روش دلفی فازی استفاده شد. چارچوب نهایی شامل سه سطح اصلی است: (۱) سطح مدیریتی برای ارزیابی عملکرد کلی، (۲) سطح چرخه خرید مشتری بر مبنای مدل AARRR، و (۳) سطح تحلیلی با استفاده از چارچوب Bullseye. این چارچوب ۱۲۶ شاخص کلیدی را شامل می شود که مدیران را در شناسایی مشکلات بازاریابی و فروش و برنامه ریزی برای بهبود عملکرد یاری می کند. همچنین، ابزارهای دیجیتال به عنوان مکمل این چارچوب معرفی شده اند. چارچوب پیشنهادی می تواند به شرکت های کوچک و متوسط کمک کند تا منابع خود را بهینه تخصیص داده، عملکرد خود را بهبود بخشند و رقابت پذیری و پایداری بیشتری کسب کنند.
۱۱۲۳۸.

موفقیت در نوآوری مدل کسب وکاربین المللی شرکت های دانش بنیان: اهمیت نقش قابلیت های بازاریابی سازگار، همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
نوآوری مدل کسب وکار، به عنوان راهبردی کلیدی برای تضمین بقا و رقابت پذیری شرکت های دانش بنیان در بازارهای متلاطم بین المللی، نیازمند بازطراحی مستمر منطقِ خلق و ارائه ارزش و بهره گیری از رویکردهای پویا و انطباق پذیر در مواجهه با تغییرات محیطی است. هدف پژوهش حاضر موفقیت در نوآوری مدل کسب وکار بین المللی است که  در آن تأثیر قابلیت بازاریابی باز و آزمایش تطبیقی بازار بر نوآوری مدل کسب وکار و همچنین نقش میانجی همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک در این روابط بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش شرکت های دانش بنیان نوآور و فناور هستند که صادرات و یا فعالیت اقتصادی بین المللی دارند. نمونه آماری نیز 238 شرکت است که با استفاده از فرمول کوکران و از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه می باشد که پایایی آن با مقدار آلفای کرونباخ 839/0 تأیید شده است. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 2/3 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد: 1) قابلیت بازاریابی باز با ضریب مسیر 599/0 تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری مدل کسب وکار دارد؛ 2) آزمایش تطبیقی بازار با ضریب مسیر 791/0 بر نوآوری مدل کسب وکار تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ 3) همکاری دیجیتال با ضریب مسیر غیرمستقیم 182/0 نقش میانجی در رابطه بین قابلیت بازاریابی باز و نوآوری مدل کسب وکار ایفا می کند و 4) انعطاف پذیری استراتژیک با ضریب مسیر غیرمستقیم 168/0 نقش میانجی در رابطه بین آزمایش تطبیقی بازار و نوآوری مدل کسب وکار دارد. یافته های پژوهش بر اهمیت قابلیت بازاریابی باز و تعاملات دیجیتال، آزمایش تطبیقی در بازار و انعطاف پذیری استراتژیک جهت موفقیت در نوآوری مدل های کسب وکار بین المللی تأکید دارد.
۱۱۲۳۹.

تحلیلی بر شاخص های مالی مؤثر بر عملکرد مالی زنان شاغل در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
در سال های اخیر بیش از نیمی از کارکنان صنعت گردشگری را زنان تشکیل می دهند. از این رو، توجه به مسائل مالی به جهت تأثیر آن ها در عملکرد مالی حائز اهمیت بوده و می بایست در اولویت بررسی صاحبان مشاغل گردشگری قرار گیرد. در این راستا، هدف این مطالعه پاسخ به این سؤال است که شاخص های مالی مؤثر بر عملکرد مالی زنان در صنعت گردشگری ایران، چه عواملی هستند؟ بدین منظور محققین با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) و از طریق بررسی کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه، مدل مفهومی تحقیق را از روابط بین شاخص ها ترسیم نموده و به منظور برازش آن از نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده کرده اند. جامعه آماری پژوهش را تعدادی از خبرگان، مدیران و زنان شاغل در حوزه گردشگری کشور تشکیل می دهند که مجموعا در این تحقیق 65 نفر می باشند. نتایج، حاکی از آن است که تجربه و سواد مالی به بهبود و ارتقای رفتار مالی زنان منجر می شود، در حالی که رفتار مالی تأثیر مستقیمی بر تاب آوری مالی داشته و در نهایت به بهبود عملکرد مالی بنگاه های گردشگری کمک می کند. 
۱۱۲۴۰.

ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این پژوهش ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از اساتید و متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید و برای تهیه پرسشنامه از تکنیک مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مهم ترین عوامل اثر گذار بر وفاداری مشتری، به ترتیب عبارتند از: ارزش ادراک شده، حواس پنج گانه است. همچنین نشان داد که مهم ترین ابعاد حواس پنج گانه در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: حس بینایی، حس شنوایی، حس لمسی، حس بویایی و حس چشایی است و نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد ارزش ادراک شده در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی است و مهم ترین ابعاد وفاداری مشتریان در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی و وفاداری عاطفی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد ارزش ادراک شده (ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی) بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان