طراحی مدل ساختار تفسیری بازاریابی اخلاقی اسلامی با رویکرد تعهد حرفه ای مدیران در کالاهای اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
177 - 209
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رعایت اصول اخلاقی در حوزه بازاریابی از اهمیت فزآیندهای برخوردار شده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل ساختار تفسیری بازاریابی اخلاقی اسلامی با تمرکز بر تعهد حرفهای مدیران در حوزه کالاهای اساسی بوده که با بهرهگیری از مدلسازی ساختاری تفسیری انجام شده است. در این روش با تحلیل تاثیر یک سازه بر سازه های دیگر ،ترتیب و جهت روابط پیچیده میان سازههای یک سیستم بررسی و بدین وسیله بر پیچیدگی روابط بین سازهها غلبه میشود. این روش یک فرآیند یادگیری تعاملی است که در آن مجموعهای از سازه های متفاوت در قالب یک مدل نظاممند و جامع، ساختاردهی میشوند؛ در واقع با استفاده از این روش تأثیر یک سازه بر سایر سازهها بررسی میشود. در اینرو میتوان روابط سازهها را شناسایی کرد و مدلی ساختاری تفسیری از سازهها ارائه کرد و در نهایت سازهها را بر اساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی طبقهبندی نمود. این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از نظر رویکرد، کمی است. در این پژوهش، با مصاحبه نیمه ساختاریافته و بهروش گلوله برفی شامل 15 نفر از خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس ابتدا بهبررسی ادبیات پرداخته و در مرحله بعد با استفاده از رویکرد کیفی (مصاحبه نیمه ساختاریافته) ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای بازاریابی اخلاقی اسلامی با رویکرد حرفهای مدیران شناسایی و مدل تحقیق طراحی شده است. در مرحله بعد براساس اطلاعات بهدست آمده از مرحله قبل، نسبت بهسطح بندی مؤلفهها اقدام و در مرحله آخر بهتوزیع پرسشنامه و گردآوری دادهها و تحلیل دادهها و اعتبارسنجی مدل می پردازیم. در نهایت 16 مضمون پایه، 7 مضمون سازماندهنده و 1 مضمون فراگیر بدست آمد. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که بازاریابی اخلاقی اسلامی میتواند نقشی مؤثر در بهبود عملکرد و افزایش رضایت مشتریان ایفا کند و نشان دهنده بلوغ سازمانی و رسیدن بهمرحلهای هستند که در آن، سازمان نهتنها به اهداف اقتصادی خود میپردازد، بلکه به تعهدات حرفهای، فرهنگی و اجتماعی خود نیز اهمیت می دهد و در این مسیر گامهای پایدار و مسئولانهای بر می دارد همچنین، این رویکرد با تقویت تعهد حرفهای مدیران، به ارتقای سازمانی و فرهنگی، اعتماد و اعتبار و افزایش وفاداری در بازار کالاهای اساسی منجر میشود. مدل ارائهشده، قابلیت بهرهبرداری عملی برای سازمانها و مدیرانی را دارد که خواهان تلفیق اصول اخلاقی اسلامی با مسئولیتهای حرفهای خود هستند و میتواند در بهبود تصویر ذهنی، وفاداری، پایداری و توسعه سازمانها در شرایط دشوار اقتصادی و اخلاقی مؤثر واقع شود.