هدف: یکی از قدرتمندترین و در عین حال، ناشناخته ترین روش های پیدا کردن بیمه گذاران جدید، ارجاع گرفتن مشتری است. به اذعان بسیاری از صاحب نظران، فروش ارجاعی بیمه یا جذب بیمه گذار ارجاعی بیمه، بهترین روش فروش بیمه و قدرتمندترین ابزار مشتری یابی است تا جایی که بزرگان صنعت بیمه نام آن را «معجزه ارجاعی» گذاشته اند.
روش: پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی عوامل اثرگذار بر مرجع مشتری در صنعت بیمه، با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش متشکل است از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد شرکت های بیمه است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و 12 نفر از مدیران عالی و کارشناسان خبره شرکت های بیمه و 3 نفر از بازاریابان و کارشناسان فروش بیمه نامه در صنعت بیمه به عنوان اعضای پانل تخصصی دلفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، مطالعات کتابخانه ای و پرسش نامه دلفی بوده است.
یافته ها: ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای و بررسی متون و مشاهده، عوامل مرتبط با مرجع مشتری، استخراج و به عنوان مبنای روش دلفی در نظر گرفته شدند؛ سپس به منظور دریافت نظر اعضای پانل تخصصی، پرسش نامه دلفی طی سه مرحله برای آنها ارسال و مورد مطالعه و بازبینی قرار گرفت.
نتیجه گیری: گویه های شناسایی شده در قالب 5 دسته عوامل مرتبط با مشتریان، عوامل مرتبط با شرکت، رضایت مشتری، وفاداری مشتری و مرجع مشتری طبقه بندی و در چارچوب مدل پژوهش ارائه شد.
پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی گراندد تئوری و ابزار مصاحبه و گردآوری اسناد و متون، درصدد ارایه مدل آمیخته بازاریابی برای توسعه صنعت گردشگری ایران است. جامعه پژوهش، خبرگان حوزه بازاریابی گردشگری هستند. نمونه گیری بصورت نمونه گیری نظری و با چهارده نفر مصاحبه انجام شد. البته از نفر یازدهم اشباع نظری حاصل گردید ولی برای اطمینان بیشتر تا مصاحبه چهاردهم ادامه پیدا کرد. داده های حاصل از مصاحبه توسط پژوهشگر و نرم افزار ان ویو[1]، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، کدگذاری گردید. توسعه صنعت گردشگری ایران به عنوان مقوله محوری انتخاب و در نهایت مدل 12P+4S آمیخته بازاریابی صنعت گردشگری ایران ارایه شد، که توسعه صنعت گردشگری در گرو مدیریت صحیح این 16 عناصر آمیخته بازاریابی است. نتایج نشان داد که شرایط علی مدل شامل محصول، قیمت، مکان و ترفیع است. عوامل زمینه ایی شامل ویژگی ها و ذهنیت، شرایط مداخله گر شامل عناصر سیاست، امنیت ، شواهد فیزیکی، افراد می شود؛همچنین راهبردها نیز شامل عناصر برنامه ریزی، پایداری، فرایندها، مشارکت، پژوهش و بودجه شدند.[1]. NVIVO
هدف: از آنجا که در ادبیات مدیریت استراتژیک در ایران، اجرا از زوایای مختلفی بررسی شده است و گاهی مفهوم روشنی از آن وجود ندارد، در این مقاله تلاش می شود که ضمن بیان وجوه تمایز اجرای استراتژیک با اجرای استراتژی، مفهوم و ماهیتی جدید از اجرای استراتژیک و الگویی از مؤلفه های متأثر بر آن برای تحقق استراتژی ها در سازمان های ایرانی از منظر مدیران ارشد صنعت خودروسازی ایران ارائه شود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس روش نظریه مبنایی با رهیافت ساخت گرایانه چارمز انجام شده است. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و زنجیره ای انتخاب شدند که پس از انجام ۱۶ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته، با بهره گیری از راهبرد نمونه گیری نظری، اشباع نظری حاصل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ماهیت اجرای استراتژیک دارای ابعاد فردی، تشکیلاتی ساختاری و عملیاتی است. این پدیده برساخته از اهرم های مولد/زایا، مباشر، کارساز و محرک/جنباننده است که هر یک به کمک مفاهیم دیگری برساخته شده اند. قوای مخل از محیط درون و برون سازمان نیز در ساخت ابعاد ماهیت اجرای استراتژیک اثرگذارند. نشانه آشکار و جلوه گر این پدیده را می توان در درون و برون سازمان مشاهده کرد. نتیجه گیری: اجرای استراتژیک یکی از سطوح تحقق استراتژی در سازمان و به معنای تبدیل استراتژی بالادستی به استراتژی پایین دستی است، از این رو برای انجام آن، کارکنان و حاکمیت سازمان باید اهرم های چهارگانه متأثر بر ابعاد ماهیت اجرای استراتژیک را شناخته و آنها را معنا بخشند، ضمن آنکه از قوای مخل محیطی و سازمانی آگاهی یافته و بتوانند آنها را خنثی کنند.
در این پژوهش سعی شده است با به کارگیری رویکرد کیفی ترکیبی، ابعاد مسئولیت اجتماعی در حوزه فعالیت های بازاریابی شناسایی و ذی نفعان شرکت ها در این ارتباط مشخص شوند. بدین منظور نخست با استفاده از روش متاسنتز 79 مقاله مرتبط با مسئولیت اجتماعی شرکت ها به عنوان نمونه پژوهش شناسایی شده و شاخص های مسئولیت اجتماعی با مطالعه دقیق از آن ها استخراج شد؛ سپس به منظور شناسایی ابعاد تکمیلی و اجرایی تر با مدیران بازاریابی شرکت های دارای نشان سیب سبز وزارت بهداشت مصاحبه صورت گرفت که 17 نفر بودند. روش نمونه گیری در این مرحله قضاوتی بود و علت انتخاب این شرکت ها برای بررسی، آشنایی آن ها با موارد مرتبط سلامتی و بخشی از حوزه های مسئولیت اجتماعی بود. پس از تحلیل مضمون محتوای این مصاحبه ها با کمک نرم افزار NVIVO 11 سایر ابعاد کاربردی مسئولیت اجتماعی شرکت ها در حوزه بازاریابی نیز شناسایی شد. نتایج پژوهش 18 عامل را به عنوان الزام های مسئولیت اجتماعی در شرکت های تولیدکننده کالاهای تند مصرف با رویکرد بازاریابی ارائه کرد. این شاخص ها با قدرت تأثیرگذاری متفاوت شرکت ها را به سمت به کارگیری سیاست های مسئولیت اجتماعی سوق می دهد و ذ ی نفعان سیاست های مسئولیت اجتماعی شرکت، شامل ذی نفعان اولیه و ثانویه، را مشخص می کند.
هدف این مقاله تبیین اثرات اقتصاد کلان تبعیض جنسیتی در بازار کار ایران بر اساس رویکرد مدل تعادل عمومی پویای تصادفی است. برای این منظور یک مدل استاندارد کینزی جدید با لحاظ عامل های زن و مرد در بخش خانوار، کار در بازار کار با دستمزد و کار خانگی بدون دستمزد و رفتار تبعیض آمیز بنگاه ها در بازار کار بر اساس داده ها و اطلاعات اقتصاد ایران طی دوره 1398-1387 مقداردهی و حل شده است. نتایج حاصل از حل مدل نشان داد که تبعیض جنسیتی باعث تخصیص ناکارای زمان کار بین زنان و مردان در وضعیت یکنواخت می گردد. این ناکارایی علاوه بر ایجاد شکاف جنسیتی دستمزد باعث کاهش دستمزد زنان و مردان، تولید، مصرف و رفاه خانوارها نسبت به شرایط عدم وجود تبعیض می گردد. نتایج حاصل از شبیه سازی توابع عکس العمل آنی متغیرهای مدل در برابر شوک سیاست پولی انبساطی نشان داد که در شرایط وجود تبعیض، افزایش دستمزد زنان و مردان، تولید، مصرف و تورم در مقایسه با شرایط عدم وجود تبعیض کمتر است. همچنین نتایج حاصل از شبیه سازی توابع عکس العمل آنی متغیرها در برابر شوک مثبت تکنولوژی نشان داد که در شرایط وجود تبعیض افزایش دستمزد زنان و مردان، تولید و مصرف در مقایسه با شرایط عدم وجود تبعیض کمتر و کاهش تورم بیشتر است.
The current research deals with the modeling of value creation process by using viral marketing in line with branding in the banking industry (case study: Tejarat Bank). This research has a mixed approach based on thematic analysis method and is based on the research objective of exploratory type and the method of collecting information from library and field type. The statistical population for conducting semi-structured interviews included professors, policy makers and marketing managers. Sampling was done by snowball method and data analysis was done using MAXQDA software, in total 69 basic themes and 5 organizing themes were extracted. At the technology level, there are six categories of using appropriate tools, channels and technologies, the type of social network and being popular, advertising campaigns, ease of message transmission, message sharing mechanisms, and at the level of message content, there are five categories of message content: creating a positive attitude in the audience, comprehensibility, Innovation in the message, specialization of the message, non-repetition of the message and the quality level of advertisements, six categories of up-to-date information, comprehensiveness and inclusiveness of advertisements, personalization of the message, usefulness of information, value of the message, accuracy of information and the level of credibility, which include the categories of source reputation, expression Making the product is the functionality of the product. In the quantitative section that was done using Smart pls software, the results showed that among the identified components, the correct targeting component with a path coefficient of 0.557 had the highest path coefficient.
ایجاد مشغولیت مشتری با برند می تواند موجب تقویت وفاداری و افزایش درآمدهای برند شود. ازاین رو شناسایی عوامل مؤثر بر مشغولیت مشتری با برند ضروری است. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد با طرح پدیدار شونده به طراحی مدل مشغولیت مشتری با برند پرداخته است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری سه مرحله ای باز، انتخابی و نظری استفاده شد.همچنین، یافته های کیفی با نرم افزار مکس کیودا تحلیل و نهایتاً مدل پارادایمی مشغولیت مشتری با برند تبیین شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که برای ایجاد و تقویت مشغولیت مشتری با برند باید 5 عامل را مدنظر قرار داد که عبارت اند از: «قابلیت های رسانه اجتماعی»، «قابلیت های رسانه سنتی»، «قابلیت های تلفیق رسانه های اجتماعی و سنتی»، «درگیری مشتری با برند» و «مشارکت مشتری با برند». همچنین پیامدهای مشغولیت مشتری با برند شامل رضایت، اعتماد، تعهد، وفاداری و دل بستگی نسبت به برند است که برندها و مدیران شرکت ها می توانند با تکیه بر محرک ها به تقویت مشغولیت و پیامدهای آن بپردازند و از منافع آن بهره مند گردند.
شرکت های فعال در صنعت بیمه کشور بدون توجه به مؤلفه های خاص و بااهمیت یک صنعت خدماتی، به رقابتی خونین پرداخته اند که اقیانوس قرمزی را در صنعت بیمه ایجاد کرده است. لذا لازم است با در پیش گرفتن استراتژی های نوآوری و کاهش و حذف فعالیت های غیرضروری، روی خواسته واقعی مشتری به عنوان هسته اصلی کسب وکار تمرکز کرده و با ایجاد نوآوری ارزش، راه را برای ورود به اقیانوس آبی صنعت هموار کرد. از این رو، در این مقاله که از انواع پژوهش های توصیفی-پیمایشی است، به کمک توزیع پرسش نامه در میان نمایندگان شرکت های بیمه و با استفاده از آزمون های میانگین تک نمونه ای، آزمون ANOVA و آزمون های پس از تجربه شامل توکی و LSD ، عملکرد برخی از شرکت های فعال در صنعت بیمه کشور در ابعاد رفاه و آسایش، خدمات اینترنتی، کیفیت برخورد و ارتباطات، کیفیت خدمات، برند، شواهد فیزیکی، قیمت و خلاقیت که در روند پژوهش شناسایی شده اند، مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن به کمک بوم استراتژی و الگوی چهار اقدامی که از ابزارهای استراتژی اقیانوس آبی هستند به بررسی استراتژی های نوآوری در صنعت بیمه کشور پرداخته شد. نتایج نشان داد که ابعاد خدمات اینترنتی، شواهد فیزیکی و خلاقیت در سطح نامناسب عملکردی قرار دارند و شرکت های فعال در صنعت بیمه کشور در تمامی ابعاد به جز بُعد شواهد فیزیکی دارای عملکردی مشابه هستند. در ادامه نیز راه دستیابی به اقیانوس آبی صنعت بیمه کشور در قالب الگوی چهار اقدامی و چهار اقدام ایجاد، افزایش، کاهش و حذف، نمایش داده شد.
صنعت بیمه در دهه اخیر با تغییرات بسیاری مواجه بوده است که اغلب پیچیده، مبهم و درعین حال گریزناپذیرند که این مسئله برنامه ریزی، هدایت و حفظ تغییرات سازمانی را با مشکل مواجه ساخته است. هدف این تحقق آن است که با ایجاد مدلی یکپارچه برای مدیریت تغییرات اتفاقات پیچیده – که ماهیت ذاتی هر تغییری است- را با تشخیص روابط بین عناصر حیاتی، ساده کند. در چنین الگویی باید نیروهای نهادی و زمینه فرهنگی سازمان در شرف تغییر نیز در نظر گرفته شود که این امر در زمینه سازمان های ایرانی به دلیل تفاوت چشمگیر با سازمان های غربی از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این تحقیق با 21 مدیر و عامل تغییرات موفق در شرکت های بیمه متعدد مصاحبه شد و نتایج مصاحبه ها و اسناد و مدارک سازمانی، پس از تحلیل محتوا و سنجش اعتبار کدگذاری انجام شده، با رویکرد دلفی فازی غربال و صحه گذاری شد تا ضمن دربرداشتن اتفاق نظر همه خبرگان، از پوشش عدم قطعیت موجود در ذهنیت ایشان نیز اطمینان حاصل شود. مدل یکپارچه تغییرات سازمانی در 4 بعد، 15 مؤلفه و 41 معیار طراحی گردیده تا شرکت های بیمه بتوانند ضمن تحلیل وضعیت موجود و بهینه کاوی تجارب موفق سایر سازمان ها، اقدام به اجرای تغییراتی موفق و پایدار نمایند.
اهمیت حسابجاری و عوامل مؤثر بر آن، یکی از پایهایترین مقدمات تجارت بینالملل است که همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. بهطورکلی هدف اساسی اقتصاد هر کشور رشد و توسعه پایدار به مفهوم تعادل داخلی و خارجی است، بنابراین با در نظر گرفتن تأثیر متقابل بخش داخلی و خارجی، هرگونه سیاست اقتصادی باید با توجه به این ارتباط متقابل اتخاذ گردد. با توجه به اهمیت تراز حسابجاری در تعیین سطح درآمد ملی و اشتغال و نیز در فرایند رشد و انباشت سرمایه، کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته سیاست و استراتژی مختلفی برای مقابله با محدودیت حسابجاری برگزیدهاند. هدف این مطالعه بررسی اثر نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی بر تراز حسابجاری نفتی ایران با استفاده از الگوی خود رگرسیون برداری (VAR) و توابع واکنش آنی (IRF) و تجزیه واریانس (VD) در بازه زمانی (1395-1357) میباشد. متغیرهایی که در این مقاله برای برآورد مدل استفادهشده است شامل تراز حسابجاری با لحاظ اثر نفت، ضریب جینی بهعنوان شاخص برآوردکننده نابرابری درآمد و رشد اقتصادی با لحاظ اثر نفت میباشد. نتایج حاصل از یافتههای پژوهش در طی دوره موردبررسی نشان میدهد که شوک بهبود نابرابری درآمدی با واکنش منفی تراز حسابجاری و شوک بهبود رشد اقتصادی با واکنش مثبت تراز حسابجاری مواجه میشود.
در سال های اخیر بحث گسترده ای در رابطه با فعالیت برندها در رسانه های اجتماعی انجام گرفته است. رسانه های اجتماعی با برنامه های کاربردی و افزایش محبوبیتشان کمک شایانی به شرکت ها در ترغیب تعامل مشتریان می کنند. این پژوهش به دنبال آن است تا تأثیر محرک های ارتباط با برند بر وفاداری به برند در رسانه های اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی تعامل با برند در شرکت گردشگری الی گشت را بررسی نماید. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمام افرادی است که از خدمات الی گشت استفاده نموده و از صفحه اینستاگرام این شرکت بازدید کرده اند. حجم نمونه مورد بررسی 211 نفر از مشتریان الی گشت است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS 2.0 استفاده شد. یافته ها نشان داد که محرک های ارتباط با برند بر وفاداری به برند تأثیر مستقیم و معناداری داشت. همچنین تأثیر متغیر میانجی تعامل با برند از طریق آزمون سوبل و با شدت 12/2 اثبات گردید.