نشانه- معناشناسی، رویکردی نوین در تجزیه و تحلیل متن و نظام های گفتمانی است. این رویکرد در نقد ادبی، به ارائة الگوهای متعددی منجر شده است که چگونگی کارکرد، تولید و دریافت معنا از متن را مورد تبیین قرار می دهد. این الگوهای برآمده از منطق متن تلاش می کنند هرگونه امکان خوانش متکثّرِ خارج از نظام ارزش گذاری اثر ادبی را تا جای ممکن کاهش دهند. از این رو این مقاله، مثنوی سلامان و ابسال جامی را که از جمله متون عرفانی و دارای بیان رمزی و قابلیت تأویل پذیری است، برای بررسی مورد توجه قرار داده، تلاش می کند ضمن معرفی چگونگی عملکرد الگوهای نشانه- معناشناسی، چرایی بهره مندی شاعر از هر دو فرآیند ممکن معناسازی در این متن را تبیین نماید؛ فرآیندی که به صورت رفت وبرگشتی در الگوی مربع معناشناسی تجلی می یابد. مقاله حاضر با بهره گیری از الگوهای نشانه- معناشناسی در بررسی تحلیلی مثنوی سلامان و ابسال جامی، این فرض را مطرح می کند که بهره گیری از هر دو فرآیند معناساز در این متن، اشاره به مفهوم «بازگشت» دارد و جامی تلاش می کند این مفهوم را از طریق رمز و بیان رمزی در قصة «سلامان و ابسال» ارائه نماید.
در حیطه و قلمرو کسب و کار رقابتی، همه ی کوشش و توان را صرف جلب توجه مشتری، کسب و کار، عملکرد بر اساس تقویم بازاریابی، متعهد بودن به استراتژی و انجام دادن هر عمل صحیح می کنید که منجربه افزایش هجوم مشتریان شود، به رغم همه ی اینها مشتریان را از دست می دهید. آنها هرگز مجدداً مراجعه نمی کنند . می خواهید بدانید که چرا آنها شما را ندیده می گیرند، چرا به این آسانی این مشتریان، شما را از ذهن خود پاک می کنند ؟
نمی توان سینمای دینی را بدون فرم و تنها بر اساس محتوا تعریف کرد؛ بنابراین، فرم فیلم نامه عنصری تأثیرگذار در طراحی یک فیلم نامه دینی است تا جایی که برخی از آثار در سینمای دینی به دلیل ضعف در فرم به آثاری ضد دین تبدیل شده اند. فیلم نامه ای که نتواند به فرم صحیحی برسد در انتقال محتوا نیز الکن و ناقص خواهد بود. فیلم نامه در ابتدا باید فرم و ساختار صحیحی داشته باشد. بررسی نمونه هایی برای دستیابی به یک فرم صحیح در زمینة فیلم نامه دینی و غیردینی راهگشای طراحی ساختاری صحیح برای یک فیلم نامه دینی است. شاکله اصلی موردبررسی در این پژوهش و رویکرد آن به بررسی مؤلفه های فیلم نامه دینی و غیردینی در چارچوب مدل گنشگران و الگوی سفر قهرمان است. ساختاری نظام مند از طریق طراحی قهرمان و ضدقهرمان و تضاد آنها در روند پیشرفت پیرنگ در فیلم نامه دینی و چگونگی طراحی آن در سریال های مختارنامه و بازی تاج وتخت موردبررسی قرارگرفته و نتایج آن ارائه شده است.
هدف از این مقاله چگونگی تولید و زایش معنا در بیگانه اثر آلبرکاموست. با بررسی ساختار و نظام روائی این روایت تلاش می شود که از سطح متن عبور کرده تا به لایه های عمیق متن رسید تا بتوان علاوه بر ساختارهای سطحی معنادار، ساختارهایی را که در عمق متن واقع شده اند پیدا .
بر این باوریم که بین اندیشه گفته پرداز و ساختار روائی این روایت رابطه ای مستقیم برقرار است، بدین معنا که اندیشة گفته پرداز ساختار روائی این روایت را تعیین کرده است. از آنجائیکه مرگ در فلسفة پوچی کامو دارای اهمیت بسیار زیادی است، و اساساً، حس پوچی زمانی رخ می دهد که انسان فاصله ای را بین خود و خود ، بین خود و دیگران و بین خود و جهان حس می کند. پس بر این اساس، فاصله و جدائی علت این حس پوچی است و بدترین نوع فاصله مرگ است، لذا می خواهیم بدانیم که چرا ابتدا، میانه و انتهای روایت بیگانه با کنش مرگ آغاز، ادامه و پایان می یابد؟
بازاریابی پارتیزانی را می توان به نوعی از بازاریابی منتسب کرد که به طور کلی در تضاد با اصول ، قواعد و روشهای متداول برای ارتقا و تبلیغات است و از همه مهمتر آنکه بودجه ای که برای آن در نظر گرفته شــده و احیاناً صرف می شود در مقام مقایسه با معیارهای مورد عمل بسیار کمتر بوده و برابر با آن نیست.
مطالعه حاضر با هدف بررسی سلامت روانی در میان زنان استفاده کننده از روش بستن لوله رحمی برای پیشگیری از بارداری شهر یاسوج انجام گرفت. برای این منظور از میان زنان واجد شرایط تنظیم خانواده که هیچ روش پیشگیری از بارداری استفاده نمی کردند 136 نفر و زنانی که از روش بستن لوله های رحمی استفاده می کردند 168 نفر به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند، سپس نمونه های انتخاب شده به وسیله آزمون SCL-90-R مورد برسی قرار گرفتند. میانگین سن افراد مورد بررسی 32.4 سال بود و 92 درصد نمونه ها خانه دار بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات از آزمونهای آمری کای دو و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج آزمون با توجه به نقطه برش (GSI=1.08) نشان داد که 47.35 درصد از افراد مورد بررسی که از روش بستن لوله های رحمی استفاده می کردند، مشکوک به اختلال روانی بودند. بیشترین شکایات افراد مشکوک به اختلال روانی در زنان فوق الذکر به ترتیب مربوط به افکار پارانوئیدی، اضطراب و شکایات جسمانی بود. میانگین نمرات GSI زنان استفاد کننده از روش بستن لوله های رحمی از میانگین نمرات GSI در زنانی که از هیچ روش پیشگیری استفاده نمی کردند، بالاتر بود و تفاوت آنها در سطح P<0.05 معنی دار بود.
موپاسان به منظور خلق قصه های وهمناک، از شیوه های گوناگونی استفاده می کند. در راستای کاشتن بذر تردید در ذهن مخاطبش، او تلاش می کند تا جایی که امکان پذیر است واقع گرایی را به مرزهای واقع نمایی نزدیک نماید. این عمل بدین منظور است که مخاطب داستان پس از فراغت از خواندن قادر نباشد پاسخی قانع کننده برای سوالاتی بیابد که مربوط به حوادث رخ داده در جریان شکل گیری قصه می باشند. در این مقاله سعی می گردد تا با الهام گرفتن از الگوی طرح فراگیر روایی گرمس، روش های مورد استفاده ی موپاسان به منظور خلق معنای ترس در داستان کوتاه وهمناک هورلا معرفی گردند.
در تحلیل گفتمانی تابلوهای خشایار قاضی زاده تلاش بر این است تا از نشانه های منفرد، کلان نشانه ها، خرد نشانه ها و یا مجموعه ای از نشانه ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه ها یعنی آنجائی که نشانه ها با یکدیگر تعامل برقرار می کنند برسیم. تا بتوانیم به خوانشی گفتمانی دست یابیم. بدین منظور، علاقه مند به ظاهر شدن معنا در گفتمان های هنری، هدف این مقاله چگونگی ظاهر شدن معنا به کمک مقوله های بنیادین کلام یعنی «مربع معنائی» در این تابلوهاست؛ و در ادامه بومی سازی نظریه های تحلیل گفتمان در این حوزه است. می خواهیم بدانیم که گفته پرداز این تابلوها از چه ترفندهایی برای تولید معنا سود برده است و چگونه این نشانه های منفرد را به یک نظام منسجم معنائی تبدیل کرده که یک معنای واحد از آن تولید می گردد. نشانه-معناشناس بر این باور است که نشانه به تنهایی فاقد معناست و معنا از رابطة بین نشانه ها حاصل می شود. با این توصیف می توان به درستی گفت که نشانه–معناشناس به ظاهر شدن معنایی که از میان شکل های زبانی دریافت شده است علاقه نشان می دهد؛ و در واقع، می توان گفت که او به ظاهر شدن معنا از میان گفتمان های که معنی را ظاهر می کنند، از میان گفتمان های که معنی را انتقال می دهند و همکاری مبهمی را فراهم می کنند علاقه مند است. در حقیقت نشانه-معناشناسی تلاش دارد به صورت روشمند ابعاد کلام را موردمطالعه قرار دهد. یکی از ابعاد کلام همان «مربع معنایی» در کلام است.
سینمایِ آندری تارکوفسکی همواره سینمایِ یتیمان است، سینمای ِکودکان معصوم و انسان هایِ ستم دیده ای که در پی احقاق حقوق خویش اند. سینمایِ کودکانی که معصومیّت، ایمان و هویّت خود را در به دست استبداد حاکم بر زمانه خود از دست داده اند و اکنون به جستجوی راهی برای دستیابی به رستگاری جمعی خود و جامعه خود می گردند. هدف از این تحقیق، پاسخ به این پرسش است که سوژه معصوم چگونه در سینمای تارکوفسکی بروز کرده اند و چگونه می توان با مطالعه روانکاوانه سوژه هنری به مفاهیم عمیق تری از سینمای تارکوفسکی دست یافت؟ روش انجام این تحقیق از منظر هدف، کاربردی نظری و از منظر شیوه انجام، توصیفی تحلیلی بود. اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه ای به دست آمد. نتایج نشان می دهد که سوژه های تارکوفسکی همچون انعکاسی از خویشتن هنرمند، به خوبی بیانگر مرحله ای از رشد شخصیّت هنرمند و شیوه ای برای بیان خواسته های اجتماعی هنرمند در بستر جامعه ای است که در زمان آفرینش هنری در آن به سر می برده است.سینمایِ تارکوفسکی پیوندهای عمیقی با کودکی و خاطرات جمعی مردمان سرزمین مادری او دارد تارکوفسکی از طریق مرور کودکی در پی راهی برای رستگاری انسان است.
دین و دولت، همانگونه که در اندیشه سیاسی امروزه مورد بحث می باشد، در طول تاریخ در ذهن و روان انسان ها وجود داشته است و تعامل مابین این دو نهاد زائیده سده های پیشین بوده که فرایند تاریخی و اجتماعی دیرینه ای داشته است و در سرزمین کهن ایران و پیوند میان آن را می توان در میان آثار و نوشته های گذشتگان جستجو کرد. بر مبنا و گواهی متون مذهبی زرتشتی و دین مزدیسنایی، کتیبه ها، نوشته ها و آثار عهد هخامنشی و ساسانی، متن شاهنامه فردوسی که سند هویت ملی ایرانیان است و در کل، ادبیات کلاسیک فارسی که آئینه افکار و اندیشه مردم است، در تمدن ایرانی، شاه نماینده خدا بر زمین و مورد تأیید و حمایت الهی است و وظیفه عمده شاه به عنوان نماد دولت و حاکمیت، دین گستری است. وظایف متقابل دین و دولت در هم افزایی قدرت یکدیگر، امری است که مورد توجه روحانیون زرتشتی و شخص شاه بوده است و در تعلیمات و باور غالب آن عهد به ویژه عصر ساسانی، دین و دولت به منزله دو برادرند که باید حامی و پشتیبان هم باشند که بقا و رشد همدیگر را ضمانت نمایند. طبق گزارش های تاریخی از متون مذکور، می توان گفت حکومت و سلطنت پادشاهی ایرانی که مبین رابطه عمیق دین و دولت است، جلوه ای از سلطنت الهی است بر روی زمین، که اهورامزدا (آفریدگار یکتا) در آسمان به مدد فرشتگان و امشاسپندان بر این جهان حکم می راند. اندیشه فره ایزدی به وضوح بیانگر مشروعیت سیاسی نظام های سلطنتی در ایران است.