مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران دوره دهم تابستان 1400 شماره 2 (پیاپی 38) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مطالعه جامعه شناختی گسترش بازار داروهای هورمونی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
سوءمصرف برخی از داروها در ایران، از جمله داروهای هورمونی از چالش های حوزه داروست. مصرف این داروها خارج از منطق پزشکی، به ایجاد و گسترش بازارهای ثانویه انجامیده است. این مسئله موجب بار اقتصادی در نظام سلامت، اختلال در امور پزشکی و از لحاظ اجتماعی نیز موجب مصرف گرایی و گسترش بازار داروهای قاچاق شده است. رویکرد این پژوهش کیفی است؛ بنابراین قوانین و مصوبات مربوط به دارو، همچنین اسناد بالادستی و گزارش های مختلف بررسی می شود. برای بسط نوعی تحلیل اجتماعی از مصاحبه عمیق با افراد مصرف کننده و ذی نفعان و مسئولان در این حوزه و همچنین تحلیل اسنادی استفاده شده است. چارچوب نظری این پژوهش، ایده های فوکو در پیوند زیست قدرت و مسئله بدن و سلامتی با برخی از سیاست های بازارگرایانه است. یافته های پژوهش بر فرایندی چندوجهی بنا شده است: گسترش بازار داروهای هورمونی با نوعی سیاست گذاری خاص، بسط فرمی تجاری بین بازیگران جدید و عادی سازی مصرف دارو برای بدن. براساس یافته های پژوهش، حوزه های نظارتی تاکنون نتوانسته اند در برابر چنین مسئله ای اقدام مفیدی انجام دهند و هژمونی برخی از تصمیم گیری ها نیز به آن دامن زده است. همچنین الگوهای فرهنگی در جامعه نیز بازار را مستعد چنین تجارتی کرده است.
۲.

تبیین جامعه شناختی مدارا و ابعاد آن (مورد مطالعه: شهروندان هجده سال به بالای استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۰
مدارا وضعیتی پارادوکسیکال است که در آن، افراد باید اموری را که قابل پذیرش نیست یا حتی مورد تنفر و ناپسند است، تحمل کنند. این وضعیت پارادوکسیکال، تبدیل مدارا یا تساهل به نوعی ملکه ذهنی را برای بسیاری از جوامع و شهروندان مسئله ساز کرده است. در جهان معاصر که درهم تنیدگی و تراکم اخلاقی (حقیقی و مجازی) کنش ها ویژگی برجسته آن است، مدارا برای تداوم ارتباط بدون تنش و مسالمت آمیز میان افراد و جوامع محلی و جهانی دارای اهمیت بسیاری تلقی می شود. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی وضعیت مدارا و ابعاد آن در بین شهروندان هجده سال به بالای استان کرمانشاه که دارای بافت فرهنگی، قومی و مذهبی ناهمگون است، انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و به شیوه پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه شهروندان بالای هجده سال در استان است و براساس فرمول کوکران، 855 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ارزیابی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد میانگین های مدارا در استان کرمانشاه 68/2 (از دامنه 1 تا 5) بوده است و پاسخگویان دارای بیشترین مدارا به ترتیب در ابعاد اجتماعی (03/3)، عقیدتی (48/2)، سیاسی (47/2) و اخلاقی-رفتاری (38/2) هستند. همچنین مطابق یافته ها، متغیرهای تحصیلات، جنس، وضعیت تأهل، سرمایه و ابعاد آن بر مدارا تأثیر دارند، اما متغیرهای سن، قومیت، مذهب و شهر محل سکونت تأثیری بر مدارا ندارند. در حقیقت، با توجه به نتایج مطالعه به نظر می رسد اقوام و مذاهب در استان کرمانشاه فارغ از تنوع، آثاری منفی بر تساهل شهروندان استان بر جای نهاده اند؛ چرا که نوع مبتذلی از هویت خواهی از سالیان گذشته و به ویژه در چهار دهه اخیر در سطح استان رواج داشته است که عموماً در پی طرد هویت مقابل و برجسته سازی نمودهایی است که عمدتاً تقابلی و مروج خشونت (کلامی-رفتاری) هستند تا گفت وگویی و ارتباطی.
۳.

مطالعه جامعه شناختی الگوهای بازنمایی اخلاق اجتماعی در رسانه های ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
توجه به اخلاق اجتماعی در محتوا و مطالب رسانه های ورزشی، نخست از جهت تأثیر این موضوع بر اخلاق عمومی جامعه و دوم به سبب گستره وسیع مخاطب این گروه از رسانه ها دارای ضرورتی جامعه شناختی است. بر این مبنا، دغدغه پژوهش حاضر آن است که نشان دهد رسانه های ورزشی پرمخاطب در ایران، چه تصویر، معنا و بازنمایی ای از الگوهای اخلاق اجتماعی و ارزش های رفتاری در جامعه را ارائه می دهند و کدام سنخ از کنش اجتماعی را برجسته، ترویج یا تقبیح می کنند. بدین منظور، محتوای یک سال از چهار نمونه روزنامه ورزشی باسابقه در ایران، شامل «ایران ورزشی»، «خبر ورزشی»، «ابرار ورزشی» و «پیروزی»، با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی، مضمون یابی و تیپ بندی شده است. واحد تحلیل محتوا در پژوهش، موضوع، و ملاحظات نظری در آن مبتنی بر رویکرد مفاهیم حساس نظری هربرت بلومر است. یافته های پژوهش نشان می دهد چهار رسانه ورزشی مورد مطالعه، بازنمایی اخلاق اجتماعی را در طیفی دوگانه از اخلاق-ضداخلاق معنا می کنند. در میان شش مقوله اخلاقی شناسایی شده، دو مقوله اخلاقی «قانونمندی» و «اتهام زنی- شایعه پراکنی» پربسامدترین سنخ اخلاق اجتماعی است و دو مقوله «منش پهلوانی» و «خشونت کلامی و رفتاری» به عنوان کم اهمیت ترین سنخ اخلاقی - در یک طیف مثبت و منفی - از منظر این رسانه ها توصیف و بازنمایی شده است.
۴.

فاصله اجتماعی و خصیصه اقتصادی سنجش رابطه فاصله اجتماعی و خصیصه اقتصادی در نگرش گردشگران و کسبه مقیم یزد به یزدی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
مفهوم «فاصله اجتماعی» به میزان پذیرش و احساس دوری یا نزدیکی در گروه های قومی و همچنین گتوهای شهری اشاره دارد. این مفهوم در عرصه فعالیت های اقتصادی موجب همگرایی و واگرایی میان کنشگران اقتصادی در جهت تعقیب اهداف اقتصادی می شود. شهر یزد به دلیل محصوربودن در کویر و ویژگی های خاص فرهنگی، دارای خصیصه های اقتصادی خاص هم هست. مردم یزد به دلیل داشتن روحیه همزیستی و رواداری، در تعامل دیرینه با سایر گروه ها و خرده فرهنگ ها قرار دارند. هدف این تحقیق، سنجش و تحلیل رابطه میان فاصله اجتماعی و مراوده اقتصادی در میان کسبه غیربومی و گردشگران یزدی با مردم یزد است. روش مورد استفاده در این تحقیق کمی است که با ابزار پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته با روایی 70 درصد از میان نمونه 300 نفری از گردشگران و کسبه غیربومی، به صورت خوشه ای چندمرحله ای در محدوده بافت گردشگری یزد تکمیل شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد احساس فاصله اجتماعی پاسخگویان در ارتباط با مردم یزد نسبتاً کم است و آنان نگرش مثبت تری به مراوده اقتصادی با یزدی ها دارند. بااین حال، احساس فاصله اجتماعی کسبه غیریزدی از یزدی ها بیشتر از فاصله گردشگران از آن ها است. همچنین نتایج نشان داد بین فاصله اجتماعی و نگرش به خصایص اقتصادی یزدی ها، و متغیرهای زمینه ای مانند جنسیت و سن پاسخگویان، رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد.
۵.

نگرش به بدن: تفاوت یا تعارض نسلی (مطالعه نگرش نسلی بدن مندی نوجوانان در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۸
هدف اصلی این مقاله، واکاوی درک و نگرش نوجوانان تهرانی به مثابه یک نسل درباره بدن خودشان و دیگران در گروه همسالان و پس از آن، بررسی نگرش بزرگسالان به مثابه نسل های پیشین درباره این درک از بدن نزد نوجوانان است. یافته های پژوهش مبتنی بر مصاحبه عمیق اکتشافی با 17 نوجوان دختر و پسر (15 تا 18 ساله) و 14 بزرگسال زن و مرد (21 تا 48 ساله) در شهر تهران و تحلیل تماتیک (مفهومی) داده های گردآوری شده بود. نتایج پژوهش نشان می دهد هرچند نگرش های مدرن درباره بدن در میان نوجوانان رواج دارد و بسیاری از آنان بدن را مسئله ای تغییرپذیر می دانند که بیشتر مایه حیرت و گاهی نگرانی نسل های پیشین است، خود این تغییر، در بیشتر موارد به شکلی متناقض از الگوهای قدیمی مبتنی بر دوگانه انگاری مردانه/ زنانه پیروی می کند. این وضعیت حاکی از آن است که هرچند از نظر صوری بدن مندی نوجوانان شکلی جدید و گاهی غریب به خود گرفته است، در بطن این بدن مندی جدید همان ارزش ها و الگوهای نسل های پیشین با قوت پابرجا هستند و تنها بروز و ظهور متفاوتی یافته اند. نگرش بزرگسالان به این بدن مندی نوجوانان را نیز می توان در قالب سه سنخ «داغ ننگ»، «مدال افتخار» و «بی اعتنایی» فهم کرد.
۶.

مطالعه کیفی شکل گیری احساس تعلق اجتماعی و تکرار جرم در مددجویان سابقه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
احساس تعلق اجتماعی رفتارها، سبک زندگی، تعاملات اجتماعی و سلامت فرد و جامعه را سازمان دهی می کند. این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای، بسترهای مهم شکل گیری احساس تعلق اجتماعی و تکرار جرم را در مددجویان سابقه دار مطالعه می کند. براساس معیار اشباع نظری استقرایی، 27 نفر از مددجویان سابقه دار مراجعه کننده به مرکز مراقبت بعد از زندان در شهرستان کرمان شامل مرد و زن به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه عمیق صورت گرفت. داده های جمع آوری شده به روش اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و 43 مفهوم، 6 مقوله اصلی و 1 مقوله هسته ای از درون گفته های مشارکت کنندگان استخراج شد. مقوله های اصلی این تحقیق عبارت اند از: 1. مصائب اجتماعی و ضربه روحی در کودکی، 2. گسسته شدن تعلق به مدرسه و بازماندگی از تحصیل، 3. نداشتن پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق به کانون اصلاح و تربیت، 4. نداشتن احساس تعلق اجتماعی در خانواده، 5. احساس تعلق به پیوندهای دوستانه انحرافی، 6. سابقه داری و تکرار جرم. مقوله هسته ای «نداشتن پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق ضداجتماعی در سابقه داران» نشانگر آن است که پیوند اجتماعی مددجویان سابقه دار به دلیل نبود بسترهای مناسب در زندگی به سمت احساس تعلق ضداجتماعی و درنهایت، کنش های انحرافی و تکرار جرم سوق یافته است.
۷.

جنسیت و تمایز عادت واره: بررسی مقایسه ای فهم و تجربه زنان و مردان در مواجهه با طلاق (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای فهم زنان و مردان در مواجهه با طلاق در شهر تبریز انجام گرفته است. برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کیفی و تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های تحقیق و ارائه نظریه نهایی، به روش نظریه زمینه ای صورت گرفت. 32 نفر (17 زن و 15 مرد) به وسیله نمونه گیری نظری انتخاب شدند و تا اشباع داده ها، مصاحبه ها ادامه یافت. بررسی مقایسه ای فهم طلاق در بین زنان و مردان مطلقه نوعی فضای اجتماعی را توصیف می کند که در آن، شاهد نوعی تمایز طبقاتی-فرهنگی در عادت واره ها و سرمایه ها هستیم. عادت واره زوجین با یکدیگر متفاوت و متمایز است، از پایگاه اجتماعی یکسانی نیستند و از سرمایه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین متفاوتی برخوردارند. شرایط علی در شکل گیری طلاق عبارت اند از: خشونت، خیانت و بی بندوباری جنسی-اخلاقی، نارضایتی جنسی، ازدواج پرمخاطره، اعتیاد، اختلافات فکری و نگرشی خانواده ها، مسائل اقتصادی و ازدواج زودهنگام. شرایط زمینه ای نظیر ضعف سیستم آموزشی و مراکز مشاوره قبل از ازدواج و حین طلاق نیز بر شرایط علی تأثیر می گذارند.
۸.

تحلیل جامعه شناختی آگاهی دانشجویان دختر درباره اشتغال زنان در جامعه اسلامی (مورد مطالعه: دانشجویان دختر دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۵۱
اشتغال زنان از جمله موضوعات مطرح در جوامع مختلف است. این مطالعه با هدف بررسی آگاهی دانشجویان دختر درباره اشتغال زنان در جامعه اسلامی صورت گرفت. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و با دیدمان آمیخته (کمی و کیفی) انجام شد. گردآوری داده های بخش اول (کیفی) با روش مصاحبه صورت گرفت و مشارکت کنندگان 11 تن از دانشجویان دختر رشته علوم انسانی دانشگاه تهران بودند. گردآوری داده های بخش دوم (کمی) به روش پیمایش صورت گرفت و 132 دانشجوی دختر رشته های علوم انسانی شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشگاه تهران به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار اصلی برای جمع آوری اطلاعات این بخش، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. یافته های بخش کیفی بیانگر آن است که آثار مثبت اشتغال زنان در چهار مقوله فردی و روان شناختی، اقتصادی، دانش و بینش، و فرهنگی و اجتماعی، و آثار منفی در سه مقوله فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل دسته بندی است. یافته های بخش کمی بیانگر آن است که میزان آگاهی دانشجویان دختر درباره اشتغال زنان در جامعه اسلامی در حد متوسط است. بین آگاهی دانشجویان درباره اشتغال زنان براساس متغیرهای عضویت در کانال ها و گروه های مذهبی شبکه های مجازی، عضویت در تشکل های اسلامی دانشجویی و استفاده از برنامه های مذهبی و دینی صداوسیما تفاوت های معناداری مشاهده شد. براساس یافته های مطالعه، دانش و باورهای مذهبی اعضای خانواده و آموزش عالی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر آگاهی دانشجویان درباره اشتغال زنان در جامعه اسلامی هستند.
۹.

رابطه دینداری و ارزش های خانواده با تمایلات و قصد فرزندآوری در میان زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف پژوهش حاضر،بررسی رابطه دینداری و ارزش های خانوادگی با تمایلات و قصد باروری در میان زنان متأهل شهر تهران است. این مطالعه به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت و در آن، 398 نفر از زنان متأهل شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه ای بررسی شدند. مطابق نتایج، میانگین باروری برای زنان نمونه 58/1 فرزند و میانگین باروری ایده آل 95/1 فرزند به دست آمد. حدود 74 درصد زنان تمایلی به داشتن فرزند بیشتر ندارند و حدود 40 درصد، تک فرزندی را به عنوان ایده آل فرزندآوری درنظر دارند. نتایج آزمون های دومتغیره نشان می دهد دینداری و ابعاد آن با تمایلات باروری رابطه معناداری ندارد، اما دینداری درمجموع می تواند بر قصد باروری زنان تأثیرگذار باشد. مطابق نتایج تحلیل مسیر، متغیر ارزش های خانواده با ضریب بتای 243/0 تنها متغیر بلافصل اثرگذار بر تمایلات باروری زنان مورد بررسی است. متغیر سن و پایگاه اقتصادی-اجتماعی، ضمن تأثیر مستقیم بر تمایلات باروری، به کمک متغیر دینداری و ارزش های خانواده بر تمایلات باروری زنان مورد مطالعه تأثیرگذار بوده است. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد متغیرهای مستقل دینداری و ارزش های خانوادگی تأثیر معناداری بر احتمال قصد باروری زنان دارد و میان متغیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی و احتمال قصد باروری زنان رابطه معناداری وجود ندارد. درمجموع، رفتارهای باروری زنان از زمینه های اقتصادی-اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی جامعه تأثیر می پذیرد. در این میان، دینداری و ارزش های خانوادگی به عنوان سازه ای اجتماعی و فرهنگی، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتارهای باروری دارند.
۱۰.

چالش ها و تعارض های فرهنگی-ارتباطی زوجین در معرض طلاق (یک مطالعه کیفی در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۲۱۶
از آنجا که نحوه برقراری ارتباط صحیح و مؤثر میان زوجین می تواند در میزان رضایتمندی و حس تعلق خاطر آنان به یکدیگر مؤثر باشد در این پژوهش، سعی شد به شناسایی و تبیین چالش ها و تعارض های ارتباطی زوجین در معرض جدایی به منزله یکی از علل فرهنگی پرداخته شود. این پژوهش از نظر روش تحقیق، کیفی است که از شیوه تحلیل مضمون استفاده شد. همچنین از نظر هدف، اکتشافی و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را زوجین در معرض جدایی، خبرگان دانشگاهی، مشاوران و مدیران ارشد حوزه ارتباطات اجتماعی تشکیل می دهند. نمونه آماری پژوهش 30 نفر است که به روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های آماری مورد نیاز با استفاده از شیوه مصاحبه تخصصی نیمه ساختاریافته جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. برای ارزیابی کیفیت نتایج پژوهش نیز معیارهای گوبا و لینکلن رعایت شد. نتایج نشان می دهد، علل فرهنگی چالش های ارتباطی زوجین در معرض طلاق در سه دسته عدم پایبندی به ارزش های مذهبی، اخلاقی و اجتماعی (شامل 10 مؤلفه)، ناهنجاری های فرد و خانواده (8 مؤلفه) و تفاوت در خرده فرهنگ ها (2 مؤلفه) جای می گیرند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱