مسائل اجتماعی ایران

مسائل اجتماعی ایران

مسائل اجتماعی ایران سال یازدهم پاییز و زمستان 1399 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واگرایی منافع و ناکارآمدی فردی: برساخت فرسایش اجتماعی در مراودات اقتصادی زندگی روزمره جوانان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
پژوهش حاضر به بررسی روابط و مناسبات اقتصادی افراد در عرصه خُرد زندگی روزمره در فضای اجتماعی شهر یزد پرداخته و در پی پاسخ به این سوال است که تعریف مصاحبه شوندگان از دلایل بی تفاوتی و عدم همبستگی در میدان تبادلات اقتصادی در این جامعه چیست؟ جامعه هدف، جوانان شهر یزد بودند که 20 نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از طریق مصاحبه عمیق، اطلاعات مورد نیاز اخذ شد. روش شناسی نیز بر اساس رویکرد تفسیری پیکربندی و روایت ها بر اساس نظریه زمینه ای با رویکرد عینی گرایی اشتراوس و کوربین، تحلیل شد. در نهایت "واگرایی مقاصد و منافع و ناکارآمدی فردی" پدیده مرکزی پژوهش شناخته شد که از طرفی حاصل فضای بی تفاوتی و عدم همبستگی افراد در مشکلات و موانع اقتصادی و از سمت دیگر فقدان ناکارامدی فردی در این عرصه بوده است؛ به عبارتی، کلیه مشارکت کنندگان فضای اقتصادی را نابسامان و نامساعد می دانستند؛ اما اکثریت آنها فاقد عملکرد و نگرش مشارکتی جهت بهبود وضعیت بودند. ضمن آنکه غالب آنها نیز خود را فاقد توان و فاعلیت در راستای بهبود شرایط ارزیابی می کردند.
۲.

مسئله تعامل اجتماعی در خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۲۶
انسان به زیست اجتماعی نیازمند است و اساس زیست اجتماعی، تعامل مستمر با انسان های دیگر است و قوام و دوام تعامل مستمر، مستلزم گرم بودن آن است. یکی از قلمروهای برجسته تعامل گرم، خانواده است. تحقیقات فراوانی نشان می دهد خانواده به شدت و به طورگسترده، به بیماری آشکار و رنج دهنده ای مبتلاست. هدف این نوشتار، توصیف وضع تعاملات اجتماعی در خانواده ایرانی است، آن هم به گونه ای که جامعه شناسان ادراک و گزارش کرده اند. تحقیق حاضر به 83 مقاله پژوهشی معتبر استناد کرده است که این پژوهش ها با داوری اجتماع علمی جامعه شناسان ایرانی پذیرفته شده و انتشار یافته اند. روش مورد استفاده، روش «تحلیل محتوای جهت دار» است. داده های بررسی شده از «وجود مشکل فقدان روابط و تعاملات اجتماعی در خانواده، کمبود و کاهش تعاملات خانوادگی، کمبود تعاملات گرم در خانواده، وجود تعاملات سرد در خانواده، قطع روابط همسران» حکایت می کند و هرکدام از این مشکلات، مشتمل بر مشکلات تعاملی جزئی تری است که نشان می دهد آخرین پناهگاه اجتماعی ما نیز به شدت «کم عیار» است.
۳.

ایده سرمایه اجتماعی؛ راهگشا یا گمراه کننده؟ (نقدی بر پژوهش های ایرانی سرمایه اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۸۹
سرمایه اجتماعی در ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای دیگر، از پرکاربردترین مفاهیم علوم اجتماعی است و در میان مسئولان سیاسی و اجرایی نیز مقبولیت ویژه ای یافته است. این مقاله، به میانجی ارائه روایتی از برآمدن و بسط ایده سرمایه اجتماعی در جهان، دلالت های اجتماعی و سیاسی کلان این مفهوم را در ایران، ارزیابی می کند. مقاله در سه سطح سازمان یافته است ابتدا تاریخچه ای مختصر از ایده سرمایه اجتماعی و برآمدن آن در علوم انسانی جهان و نقد و نظرها درباره آن عرضه می شود. سپس به ایجاز از سیر تاریخی طرح ایده سرمایه اجتماعی در ایران سخن به میان می آید و در نهایت پروبلماتیک پژوهش ها و تحلیل های ایرانی سرمایه اجتماعی، گزاره های بنیادی این پژوهش ها (و تحلیل ها)، و راهبردهای پیشنهادی شان مرور می شود. آنچه در نهایت این مقاله بر آن تأکید می گذارد، شکافی است که میان، مسئله مندی، ابزارهای تحلیلی و «سیاست ها» و «راهبردهای» پیشنهادی این آثار ظهور کرده است. این پژوهش ها در پی تلاش برای توضیح مسائل و تحولات جامعه ایران، درباره فقر و نابرابری، ساختار دولت، تغییر مناسبات کلان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سخن گفته اند، حال آنکه نتوانسته اند در چارچوب ایده سرمایه اجتماعی در چارچوب ایده سرمایه اجتماعی زمینه نظری و ابزارهای مفهومی درخورِ چنین تحلیلی را فراهم آورند.. مقاله استدلال می کند که این آشفتگی صرفاً برآمده از بی توجهی محققان ایرانی نیست، بلکه چه بسا برخاسته از پریشانی و تشتت اصل ایده سرمایه اجتماعی باشد.
۴.

زیست مجردی جوانان: مسئله ای اجتماعی-فرهنگی (رویکردی تحلیلی مبتنی بر آرای ژان بودریار و ریچارد سِنِت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۴۳۲
مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و جامعه شناسانه، به تحلیل مسئله زیست مجردی جوانان بر اساس نظریه های ژان بودریار و ریچارد سِنِت می پردازد. مقاله با تأکید بر تخیل جامعه شناسانه به دنبال ابهام زدایی و ایجاد خلاقیت در نگاه به این مسئله اجتماعی است. مطالعه نظری مورد توجه در این پژوهش، تحلیل و نقدِ فرمی جدید از زندگی در میان جوانانی است که تحت تأثیر روال اجتماعی-فرهنگیِ مدرن یا فردگرا قرار گرفته اند. جلوه ای از تراژدی حیات مدرن که مجردان را در برابر ایده های متغیر و بی شماری قرار می دهد؛ ایده هایی که هرگز در کلیت خود قابل دسترسی نیستند. نوعی از زندگی در جامعه نوین شکل گرفته است که در پی محبوبیت فردگرایی، جوان معاصر را با به حداکثر رساندن لذت جنسی و مصرف گرایی، اغوا نموده و پدیده های خیالی- مجازی را برایش تبدیل به واقعیتی تام کرده است. این تراژدی ارزش زدا و به دنبال آن اشاعه فرهنگ نوین جهانی، زندگی مجردان را بیش از پیش از هم گسیخته کرده و در جهت انزوا هدایت نموده است؛ انزوایی از نوع گسیختگی همبستگی های جمعی و جذابیت جهان فردگرایانه. با تأمل در نظریه های ریچارد سنت و ژان بودریار می توان گفت فرم زندگی زیست مجردی، زنگ خطر را در روابط سردِ اجتماعی، تشکیل خانواده، ناشناختگی، انزوا و بیداد فردگرایی به صدا درآورده است. این اشاعه ماجراجویانه فرهنگ مدرن در میان جوانان و اروتیک سازی علایق آنان، کاملاً مسئله آفرین بوده که زیست مجردی، تنها یکی از پیامد های آن می باشد.
۵.

بی تفاوتی اجتماعی دانشجویان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۶
بی تفاوتی اجتماعی یک مسئله اجتماعی است؛ که در آن، بین آگاهی، احساس و رفتار افراد نسبت به مسائل اجتماعی نوعی گسست و جدایی وجود دارد و این گسست باعث می شود که کنش چندانی نسبت به مسائل اجتماعی صورت نگیرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان بی تفاوتی اجتماعی دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری و عوامل مؤثر بر آن می باشد. این تحقیق با روشِ پیمایشی و با تکنیک پرسشنامه انجام شد. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 370 نفر برآورد شده است که با روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که میزان بی تفاوتی اجتماعی دانشجویان، متوسط می باشد و7/73 درصد آنها بی تفاوتی متوسطی داشتند. بین متغیرهای زمینه ای شامل جنسیت، محل سکونت، قومیت، رشته و مقطع تحصیلی با بی تفاوتی اجتماعی تفاوت معنا داری پیدا نشد؛ ولی بین وضعیت تأ هل و سن با بی تفاوتی اجتماعی تفاوت معنا داری وجود دارد. عدم معناداریِ اغلب متغیرهای زمین ه ای نشانگر عمومیت این پدیده در بین دانشجویان، فارغ از زن یا مرد، شهری یا روستایی بودن و قومیت های مختلف است. متغیر زمینه خانوادگی در تمام آزمون های دومتغیره و چند متغیره همواره، بیشترین اثرگذاری را داشت. ترتیب بندی متغیرهای مستقل تأثیرگذار بر بی تفاوتی اجتماعی براساس تحلیل مسیر عبارتند از: زمینه خانوادگی، احساس بی هنجاری اجتماعی، اثربخشی اجتماعی، رسانه های گروهی، اعتماد اجتماعی و امید به آینده بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشانگر این است که 29 درصد از تغییرات بی تفاوتی اجتماعی دانشجویان، توسط متغیرهای مستقل تبیین می شود. بدین ترتیب، به رغم اینکه در تبیین بی تفاوتی اجتماعی به نظریات مختلف و متنوعی پرداخته شد، اما میزان تبیین متغیر وابسته، چندان بالا نبود. این امر می تواند نشان گر آن باشد که بی تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان، ویژگی های منحصر بفردی دارد که در نظریه ها، بدان پرداخته نشده است.
۶.

تحلیل جنسیتی چالش های دانشجویان افغانستانی در ورود به نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین کشورهای میزبان مهاجران افغانستان در چهار دهه گذشته بوده و جامعه دانشجویان افغانستانی با اختلاف بسیار، بزرگترین گروه دانشجویان غیر ایرانی در آموزش عالی ایران است. پژوهش پیش رو در پی پاسخگویی به این دو سؤال است که مهمترین موانع و چالش های دانشجویان افغانستانی در مرحله ورود به آموزش عالی ایران چیست و تجربه زیسته دختران دانشجوی افغانستانی در این مرحله چگونه در فرایند انطباق فرهنگی آنان صورت بندی می شود. روش جمع آوری داده ها ترکیبی از منابع اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساخت مند با 71 دانشجوی افغانستانی و مصاحبه با نهادهای ذیر بط بوده و براساس مدل انگیزه های فرهنگ پذیری و تکنیک تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که آموزش عالی ایران با تقویت سرمایه فرهنگی و اجتماعی دختران افغانستانی نقش مهمی در تحرک عمودی آنان داشته است اما مواجهه دانشجویان افغانستانی با مجموعه موانعی که در مرحله پیش از ورود به دانشگاه وجود دارد فرایند فرهنگ پذیری این گروه را تحت تأثیر قرار می دهد. سختی مضاعف کنکور با موضوع شهرها و رشته های ممنوعه، تعدد نهادهای تصمیم گیر در حوزه دانشجویان بین المللی، چالش های بوروکراتیک انتقال از نهاد آموزش و پرورش به نهاد آموزش عالی، ضعف اطلاع رسانی و نبود وحدت رویه در سیاست گذاری های موجود در حوزه مهاجران، تأثیر روابط سیاسی دو کشور و معادلات منطقه ای بر نهاد دانشگاه، چالش شهریه، ابهام در بورسیه های تحصیلی و تأثیر قانون تبدیل وضعیت اقامتی مهاجران در ریزش سهم دختران در آموزش عالی از مهمترین چالش های دانشجویان افغانستانی در ایران می باشد. فرهنگ پذیری ناقص و ناموزون به افزایش برخورد متعصبانه و تشدید سوگیری فرهنگی خواهد انجامید که منافع ملی کشور را تحت الشعاع قرار خواهد داد. این مسئله تبعات متعددی در پی دارد و به راحتی می تواند بر هدف اصلی بین المللی سازی آموزش عالی ایران که در کلیه اسناد بالادستی، مبنی بر تربیت سفیر فرهنگی مورد تأکید قرار دارد؛ تأثیر معکوس بگذارد.
۷.

تحلیل جامعه شناختی وقوع رابطه فرازناشویی: ارائه یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۲۳۹
خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای جامعه، نقش مهمی در انسجام اجتماعی دارد؛ از این رو، هر گونه تغییر و دگرگونی در روابط اجتماعی، اقتصادی، عاطفی و جنسی میان زوجین می تواند نهاد خانواده را متأثر سازد. یکی از مهمترین این تغییرات و دگرگونی ها که چارچوب خانواده را متزلزل می سازد و آن را رو به اضمحلال می برد، رابطه فرازناشویی است. روابط فرازناشویی به معنای نقض تعهد و اعتماد در رابطه زناشویی است که ابعاد و وجوه متعددی دارد و از آن جایی که بنیان خانواده را تهدید می کند؛ بررسی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به این ترتیب، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه های نیمه ساختار یافته و مسئله محور، به بررسی و شناخت فرآیند بروز رابطه فرازناشویی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان داد که گسست پیوندهای درون خانوادگی، جذابیت تجربه عشق مدرن، اضمحلال هنجار های سنتی، دریافت منع و اجبار در اعمال روزمره از سوی خانواده، دریافت آزادی عمل از سوی خانواده، سوء رفتار همسر، تحرک اجتماعی و تغییر معیارها در طی زمان و از بین رفتن تابوی پیشنهاد رابطه فرازناشویی از سوی مردان به زنان متأهل، از شرایط علی در بروز پدیده تمایل به تجربه عشق است. زنان و مردان درگیر در رابطه مذکور در مقابل این پدیده راهبرد برقراری رابطه فرازناشویی را در پیش می گیرند، پیامد های این راهبرد ها نیز، ناظر بر علنی سازی و جدایی و پنهان سازی و تداوم زندگی زناشویی است.
۸.

فهم جامعه شناختی پدیده طردشدگی میان افراد دارای احساس شکست (تجربه ی زیسته ی مهاجران روستایی نسل دوم ۳۰-۴۰ ساله و متولدین تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۴
احساس شکست بیش تر به مثابه پدیده ا ی بالینی و روان شناسانه بررسی شده است اما توجه به جنبه های اجتماعی آن نیز دارای اهمیت است. به دنبال فهم پدیده طردشدگی، افراد دارای احساس شکست با سه معیار ادعای مراجع، تشخیص درمان گر و آزمون احساس شکست انتخاب شده و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری از میان ۶۵ نفر انجام گرفت. سوژه های تحقیق از پنج کلینیک روانشناسی در شهر تهران (مرکز منطقه ۶، شرق منطقه ۸، شمال منطقه 1، غرب منطقه ۵، جنوب منطقه۱۸) به طور هدفمند با استراتژی سهمیه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان از میان افراد 30-40 ساله در دو گروه (۱-مهاجرین نسل دوم از روستا به کلانشهر تهران، ۲-متولدین و ساکنین تهران) انتخاب شدند. در گردآوری داده ها از مصاحبه ی نیمه ساخت یافته و در تحلیل آنه ا از تحلیل تماتیک استفاده گردید . یافته ها بیانگر آن است که تجارب شکست باعث شکل گیری احساس تبعیض، طردشدگی و کاهش مشارکت اجتماعی افراد می گردد و پیامدهای ثانویه ای چون احساس ناتوانی، فشار روحی، کاهش احساس تعلق و انزوای اجتماعی را در بردارد. طرد و فرسایش سرمایه ی اجتماعی موجب حس دیگری بودن، فاصله گیری، ترس و ناتوانی برای ادغام اجتماعی می گردد. مهاجرین (به عنوان گروهی مطرود) دچار سردرگمی فرهنگی، حس بی ریشگی، بی قدرتی، تنهایی، انزوا می شوند. حس آزادی توام با تبعیض، میل به مهاجرت معکوس و مهاجرت برون مرزی، ضربات روحی، بی اعتمادی، ناامیدی و شرمساری از جمله پیامدهای احساس طردشدگی در گروه مهاجرین (افراد دارای شکست) است.
۹.

انسجام اجتماعی و رابطه تشتت هنجاری با آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۱۴
یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر روی توسعه اجتماعی، وضعیت انسجام اجتماعی جوامع می باشد. جامعه شناسان، عوامل متعددی را به عنوان عوامل تأثیرگذار بر انسجام دخیل می دانند. یکی از مهمترین این عوامل، ویژگی های فرهنگی جوامع، وضعیت تشتت و چندگانگی هنجاری و نحوه مواجه با این وضعیت در جوامع است. مدل هرای مختلفی از تأثیرگذاری کامل تا عدم تأثیرگذاری ویژگی های فرهنگی بر روی انسجام اجتماعی در ادبیات نظری مطرح شده است. بر اساس هدف مقاله، به نظر می رسد، جوامعی که با میزان بیشتری از تشتت هنجاری مواجه هستند، سطح انسجام پایین تری دارند. به منظور آزمون این مدعا یک مطالعه تطبیقی با استفاده از داده های ثانویه پیمایش ارزش های جهانی (2015- 1995) ، اقلیت های در معرض خطر، بانک جهانی، آزادی های مذهبی و مطالعات اجتماعی انجام شده است. دوره زمانی داده های این مطالعه از 1995 تا 2015 و شامل 109 کشور می شود. نتایج نشان داد؛ جوامعی با میزان بالایی از چندگانگی و تشتت هنجاری، میزان پایینی از انسجام اجتماعی را دارا می باشند. شکل رابطه بین این دو متغیر هم برای تشتت هنجاری کل و هم برای اجزای سازنده آن تقریباً به صورت خطی بوده است. کشورهای آمریکای شمالی کمترین میزان تشتت هنجاری و بیشترین میزان انسجام را دارا بوده اند و کشورهای آفریقایی بالعکس از میزان بیشتری از تشتت هنجاری و میزان پایینی از انسجام برخوردارند. ایران از حیث انسجام اجتماعی در میان 109 کشور جهان رتبه 87 و از حیث تشتت و چندگانگی هنجاری رتبه 31 در میان 61 کشور را دارد.
۱۰.

دلایل و زمینه های تنهازیستی زنان تهرانی: خانه ای از آن خود(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۵۵۹
در گذشته، تنهازیستی به ندرت، انتخاب افراد برای زندگی شان بود و اکثر کسانی که تنها زندگی می کردند سالمندان و یا جوانانی بودند که به دلیل شرایطی ناخواسته مجبور به زندگی انفرادی شده اند. در حالی که پژوهش ها و آمارها، خبر از افزایش قابل توجه تعداد خانوارهای یک نفره در سنین جوانی و میان سالی دارد که به اختیار و آزادانه این سبک زندگی را انتخاب کرده اند. این پژوهش به دنبال فهم دلایل و زمینه های انتخاب تنهازیستی دختران هرگز ازدواج نکرده شهر تهران است. به همین منظور با رویکرد پدیدارشناختی، اطلاعات 13 زن هرگز ازدواج نکرده بالای 40 سال ساکن شهر تهران که به صورت اختیاری زندگی یک نفره (تنهازیستی) را برگزیده اند گردآوری شده است. این تعداد نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه عمیق شده است. یافته ها نشان داده است که عوامل متعددی چون تحصیلات، اشتغال و مهاجرت تسهیل کننده تنها زیستی است اما اغلب این عوامل بر مدار خانواده می گردد. از سویی دیگر این دختران دلایلی چون کسب مهارت و خودساختگی، رها شدن از قواعد و چارچوب های خانواده و احساس آسودگی و راحت بودن را بیان کرده اند که در مجموع به نظر می رسد که تنها زیستی فرصتی جدید برای متفاوت بودن و داشتن خانه ای از آن خود برای آنها فراهم ساخته است، به گونه ای که در برابر مجردماندن کمتر به پرسش کشیده شود و در عین حال موقعیت های جدیدی برای زیستن آنان فراهم سازد. نتایج دلالت بر آن دارد که نقش خانواده در انتخاب تنهازیستی متفاوت و دوگانه بوده است. شرایط خانوادگی و فضای فرهنگی حاکم بر آن گاهی در تضاد و مخالفت با مستقل شدن دختران مجرد و در برخی مواقع نیز حمایت گرانه و زمینه ساز بوده است. اما آنچه برای زنان تنهازیست اهمیت داشته، حفظ ارتباط و صمیمیت با خانواده در بعد از زمان ترک خانواده بوده است.
۱۱.

فرامطالعه تحقیقات مرتبط با عوامل مؤثر و راهکارهای پیشگیری از سرقت در کلانشهر تهران در طول سال های 85- 96(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف پژوهش حاضر انجام فرامطالعه (شامل تحلیل های فرانظری، فراروشی و فراتحلیل) پیرامون پژوهش های صورت گرفته در رابطه با عوامل مؤثر بر پیشگیری از سرقت در طول سال های 85- 96 در کلانشهر تهران می باشد. 18 مطالعه در حوزه پیشگیری از سرقت از طریق جستجوی اینترنتی در بانک های اطلاعاتی داخلی و جستجوی دستی در سازمان ها و دانشگاه های شهر تهران انجام شده بودند، شناسایی و اطلاعات مربوط به آنها تحلیل شدند. به منظور گردآوری داده ها بر اساس مبانی نظری موجود چک لیستی تدوین و با استفاده از آن داده ها گردآوری شدند. نتایج قسمت فرانظری و فراروش نشان دادند که پژوهش های صورت گرفته در زمینه موضوع پژوهش (بجز در موارد مدل تحلیلی مستخرج از چارچوب نظری و بررسی پیشینه، آزمون مقدماتی وسیله اندازه گیری، تعریف عملیاتی، سنجش پایایی و روایی، ذکر محدودیت و موانع پژوهشی و ملاحظات اخلاقی) در حد نسبتاً مطلوبی قرار دارند و همچنین نتایج قسمت فراتحلیل نشان داد که شاخص اندازه اثر ترکیبی r در حوزه عوامل مؤثر بر پیشگیری از سرقت در مدل ثابت 695/0 و در مدل تصادفی 636/0 بود که با توجه به معیار کوهن میزان اندازه اثر، زیاد بود. اما در بررسی جداگانه، در حوزه عوامل مؤثر بر پیشگیری از سرقت اندازه اثر مقوله عوامل انتظامی بیشتر از مقوله های عوامل ایمنی ساز و فرهنگی- اجتماعی بود. نتایج آزمون رگرسیون ایگر، آزمون N ایمن از خطا، آزمون اصلاح و برازش دوال و توئیدی و نمودار قیفی، حاکی از عدم سوگیری انتشار در نمونه فراتحلیل بود. با توجه به ناهمگنی در مطالعات، تحلیل تعدیل کننده ها صورت گرفت که بیانگر تأثیر تعدیل کننده روش نمونه گیری پژوهش در حوزه عوامل مؤثر بر پیشگیری از سرقت بود.
۱۲.

سویه های رهایی بخش و سرکوب گرانه بدن آرایی و بدن نمایی (مورد مطالعه: زنان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
مسئله محوری این پژوهش بازنمایی اجتماعی بدن است که عمدتاً در قالب دو کنش بدن آرایی و بدن نمایی نمود می یابد؛ پرسش اصلی این است که این پدیده واجد چه ظرفیت های رهایی بخش و چه سویه های سرکوب گرانه ای است؟ برای پاسخ به این پرسش بر رویکردی مفهومی تکیه شده است که استخوان بندی آن مصرفی شدنِ بدن و برساخت بدن مندِ «خود» در جامعه مصرفیِ معاصر است، امری که مصادیق آن در هر دو ساحتِ مجازی (اینستاگرام، تلگرام، فیس بوک و غیره) و واقعی (خیابان، مراکز خرید، پارک ها و دیگر فضاهای همگانی) خاصه در میان زنان به وضوح قابل رؤیت است. میدان مطالعه پژوهش زنان تهرانی 19 تا 40 است که تجارب زیسته آن ها با استفاده از نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه عمیق تفسیر شده است. نتایج گویای آن است با سترون شدنِ مؤلفه های جامعه مدنی (انجمن ها، پاتوق ها، شبکه های همیاری، سندیکاها، جنبش ها و حوزه عمومی) و سیطره فرهنگ مصرفی، بدن به یگانه سرمایه قابل اتکا، تنها منبع لذت و یگانه وسلیه برقراری تعامل بدل شده است. داشتن خودپنداره ضعیف، پایین بودن سرمایه اقتصادی و رواج انگاره خیر محدود در میان زنان، در کنار زمینه هایی همچون گم گشتگی زنان در هزارتوی جامعه مصرفی، کاربرد تکنیک های انضباطی مدیریت بدن و مردانه بودن فضاها، باعث شده اند که زنان از دستیابی به تثبیت نَفس زنانه و نهادینه کردن جایگاه و مطالبات خویش بازمانند و با اتخاذ راهبردهایی واکنشی مثل خودخواهی و دگرگریزی، لذت گرایی افراطی، پنهان کاری و پرخاشگری عملاً به سوی تخریب نَفس و بیگانگی فزاینده از جامعه سوق داده شوند. سوژه مؤنثی که سلبریتیزه کردن بدن را مناسب ترین راه به عنوان ابراز وجود در جامعه برگزیده است، با جامعه بیگانه گشته و سلامت روانی و اجتماعی اش دستخوش تهدید می شود. نَفس زنانه در این وضعیتِ انسداد اجتماعی از انجام کنش راهگشا ناتوان و به مصرف کننده تولیداتِ عامه پسندِ فرهنگِ مصرفی بدل شده است.
۱۳.

معرفی و نقد کتاب: نابرابری در جهانی به سرعت در حال تغییر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
نابرابری در دنیایی به سرعت در حال تغییر، گزارش دپارتمان اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد در رابطه با وضعیت اجتماعی جهان در سال 2020 میلادی بوده است و شرایط نامطلوب کنونی، مرارت های اقتصادی، نابرابری های فزاینده و ناامنی های شغلی را در زمانه رشد بی سابقه اقتصادی و توسعه استانداردهای زندگی به تصویر می کشد. گزارش مذکور با بررسی های دقیق نشان می دهد که چگونه جنسیت، قومیت، نژاد، محل اقامت و وضعیت اقتصادی اجتماعی همچنان فرصت های زندگی نسل کنونی و آینده را شکل می دهد. این گزارش حاوی پیامی شفاف است. اگر حکومت ها این بازیگران کلیدی اهمیت همکاری های بین المللی را در دنیایی به شدت به هم پیوسته دریافته و پیشگام نبرد علیه نابرابری باشند؛ تغییرات سریع دنیای امروز ما الزاماً منجر به نابرابری های بیشتری درون و بین جوامع نخواهد شد. پانزده سال پیش در گزارش وضعیت اجتماعی جهان در سال 2005 هشدار داده شد که نابرابری پیش رونده می تواند دستیابی به اهداف توسعه مورد توافق بین الملل را در معرض خطر قرار دهد. در این گزارش خاطر نشان شده بود که جهان در یک نقطه عطف قرار دارد. اگر بنا برآن باشد که رؤیای آینده ای مشترک به وقوع بپیوندد، رهبران جهانی بایستی هر فرصتی را برای عملکردی قاطع در جهت کاهش نابرابری مغتنم شمارند (ملل متحد،2005). از آن پس مسئله نابرابری در رأس گفتگوهای سیاسی و کاهش نابرابری بین و درون کشورها یکی از ده هدف توسعه پایدار قرار گرفت. رشد اقتصادی بی سابقه و پیشرفت های وسیعی که در چند دهه اخیر در گسترش رفاه، شاهد بوده ایم قادر به برطرف ساختن شکاف عمیق بین و درون کشورها نبوده اند. پیامدهای نیروهای اقتصادی، اجتماعی و محیطی بسیار وسیع و متنوع بوده و می توانند به ایجاد برابری منجر شده و یا برعکس بخصوص با نفوذ خود بر بازار کار، نابرابری بیشتری را بر درآمدها اعمال نمایند. در این گزارش تأثیر چهار ابر روند نوآوری های تکنولوژیک، تغییرات اقلیمی، شهرنشینی و مهاجرت بین الملل بر نابرابری مورد بررسی قرار گرفته است. پاسخ به این پرسش که آیا این ابر روندها، دنیای پایدارتر و برابرتری را برای ما فراهم ساخته و یا خود باعث تمایزات و نابرابری های بیشتر می شوند؛ تعیین کننده نمای آینده مشترک ما خواهد بود. هرچند این ابرروندها و سیاست ها به شیوه های متعدد در ارتباط با یکدیگر عمل می نمایند، اما این گزارش منحصراً بر مطالعه تأثیرات مستقیم هر یک بر نابرابری متمرکز است.
۱۴.

معرفی و نقد کتاب «صدایی که شنیده نشد»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۴۲ تعداد دانلود : ۴۵۰
در سال 1353، وقتی که علی اسدی و مجید تهرانیان پیمایشی ملّی را در غالب یک طرح آینده نگری هدایت می کردند، شاید در مخیله کسی نمی گنجید که چهار سال بعد از آن ایران با انقلابی سیاسی و سرنوشت ساز روبه رو شود. امّا امروزه، چهار دهه پس از آن پیمایش و با انتشار گزارشی از یافته های آن در کتاب صدایی که شنیده نشد 1 ، می توان به اهمیت پژوهش اسدی و تهرانیان و همکاران شان پی برد؛ آنها صدای جامعه را شنیده بودند، در حالی که صدای جامعه پژوهی آنها شنیده نشد. پژوهش آنها از نخستین نظرسنجی ها در سطح ملّی بوده و حاوی یافته های تجربی جالبی از نگرش ها و ارزش های مردم در دهه ۵۰ شمسی است. زمانی که این تحقیق انجام می شد جامعه ایرانی با دگرگونی های شتابانی؛ چون رشد شهرنشینی، شکل گیری طبقه متوسط شهری، دگرگونی زندگی روستاییان، گسترش رسانه های ارتباطی، جهش اقتصادی، رشد صنعتی و افزایش قیمت نفت مواجه بود. با وجود این، میزان تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی با توسعه اقتصادی همراه نبود و انسداد سیاسی و توسعه آمرانه به این تعارض و توسعه نامتوازن دامن زده بود. به نظر می رسید کشور رو به پیشرفت است، اما ظاهراً جامعه از نظر فرهنگی و اجتماعی تاب این تغییرات سریع اقتصادی را نداشت و نتوانست با آن سازگار شود. چنین شد که خوش بینی ها نسبت به تحولات اجتماعی سریعاً جای خود را به میل به سرنگونی نظام سیاسی ای داد که از قضا در داخل و در منطقه دارای قدرت بود و بر اساس آن تصور می شد ایران «جزیره ثبات» است.
۱۵.

گرهگاه هایی برای پیوند مسائل اجتماعی ایران و خاورمیانه؛ معرفی و نقد کتاب «تبار خیزش: مسائل سرمایه داری معاصر در خاورمیانه»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
سنت بررسی مسائل اجتماعی ایران در عمل شاهد غلبه و تفوق نسبی رویکرد آسیب شناسی در آن است، به نحوی که مواجهه با مقوله مسئله اجتماعی عملاً اذهان را به سیاهه ای تکراری، خنثی و عمدتاً سطحی از آسیب هایی چون اعتیاد، حاشیه نشینی، فقر، طلاق، بیکاری، خشونت و ... هدایت می کند که در آن توصیف ها یا تحلیل ها نمی توانند از سطح امور فراتر بروند، تا فهمی رادیکال از مسائل ارائه کنند و از حیث راه حل موضعی هنجاری و آلترناتیو داشته باشند. این امر حداقل به لحاظ روش شناختی مولود غلبه نوع خاصی از تعریف مسئله اجتماعی است که صرفاً دامنه پژوهش را به نقض هنجارها و ارزش های گروه های مهم جامعه محدود می کند و از مواجهه با نهادهای اجتماعی و صورتبندی حاکم بر خود جامعه به عنوان منبع مسائل ناتوان است. در حال حاضر یکی از نگرانی های مهم در رابطه با جریان بررسی مسائل اجتماعی ایران، جاماندگی آن از درک و همراهی با پویایی های نوین جامعه است. تحولات سال های اخیر در ایران و بروز شوک های جمعی قدرتمند در آن، بضاعت مفهومی و تحلیلی سنت غالب جامعه شناسی مسائل اجتماعی را با چالش مواجه کرده است که نباید به راحتی از آن صرف نظر کرد. کتاب «تبار خیزش: مسائل سرمایه داری معاصر در خاورمیانه» که در سنت انتقادی بررسی مسائل اجتماعی طبقه بندی می شود، تقریری است مبتنی بر رویکرد اقتصاد سیاسی از روندهای اجتماعی و تحولات تاریخی منجر به شکل گیری اعتراضات موسوم به بهار عربی در جوامع خاورمیانه. برای جامعه ایران که از حیث مصادیق، رویدادها و روندها در معرض بیم ها و امیدهای مشابهی با همسایگان خاورمیانه ای خود قرار دارد، مواجهه و روبرو شدن انتقادی با چنین کتاب هایی می تواند دریچه های جدیدی به روی نحوه فهم مسائل اجتماعی در آن بگشاید که هم زمان ماهیتی سیاسی، تاریخی و ژئوپولتیک داشته باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۰