سید مرتضی هاشمی

سید مرتضی هاشمی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه آزاد واحد خوراسگان اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۷ مورد از کل ۱۷ مورد.
۱.

تحلیل پدیدارشناسانه ادبیّات مقاوت با تکیه بر رمان پل معلّق

کلید واژه ها: تحلیل پدیدارشناختیفرایند شناختیروی آورندگی (التفات)ادبیات مقاوتپل معلق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پدیدارشناختی
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش به نقد و تحلیل پل معلّق،یکی از برجسته ترین رمان های مقاومت ایران، اثر محمدرضا بایرامی می پردازد. تحلیل پدیدارشناختی قصد دارد با نگاهی نوئماتیک (noematic) به رمان، به حقیقت هنری نهفته در آن دست یابد و با نفوذ در ژرف ساخت های ذهن نویسنده، که  در قالب مضامین و انگاره های متن و گفت وگوها و حوادث و صحنه های به دقّت چینش یافته نمودار است، جهان زیسته او و مناسبات پدیدارشناختی من نویسنده یا ذهن شناسا و جهان به مثابه شیء پدیداری را آشکار کند؛ بدین منظور، ابتدا مبانی و نظریات گوناگون مطرح در این حوزه ارائه شده است. سپس روش تحقیق، یعنی توصیف معناشناختی پدیده ها و رفتارها و عواطف بر مبنای روی آورد و محتوای هر یک از آنها شرح گردیده و در ادامه، عناصر هریک از فرایندها استخراج و جایگاه آنها در تقویم معنا تحلیل و دسته بندی شده است. بنابر یافته ها، فرایند معنایی به تدریج در تعامل بین سوژه و پدیده ها در مقام دیگرسوژه ها اتّفاق می افتد و زبان نیز نقشی ویژه دارد. همچنین زیربنای اصلی عواطف منفی تردید و ابهام است، و فرآیند رهایی از این تردید در سفر و مواجهه با روی دادها و افراد دیگر رخ می دهد و رفته رفته بنیان شناختی و بار ارزشی منفی آنها دگرگون شده به سمت حالات طبیعی می رود. تحلیل بدین شیوه، نه تنها جایگاه داستان ها را در ادبیّات مقاومت از لحاظ معنابخشی مشخّص می کند؛ بلکه دست یابی به نتایجی دور از خطا و تا حد زیادی نزدیک به افق نویسنده را میسر می سازد.
۲.

بررسی جنبه های نمایشی حکایت «رابعه، دختر کعب» الهی نامة عطار برای اقتباس تئاتری

کلید واژه ها: جنبه های نمایشیتئاتر ارسطوییالهی نامة عطارحکایت رابعه دختر کعب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۲۵۶
حکایت رابعه، دختر کعب، از الهی نامة عطار نیشابوری، در بین ده ها حکایت این شاعر و نویسندة صاحب نام، ازجمله معدود حکایت هایی است که حائز ویژگی های نمایشی است. این ویژگی ها که نشأت گرفته از بهره گیری عطار از تصویر و نمایش به جای نقل و توصیف صرف است، به این متن ارزش نمایشی بخشیده است و وجود عناصری چون کشمکش، گره افکنی، بحران، گره گشایی، شخصیت پردازی و صحنه پردازی در بطن ساختار داستانی منسجم و مناسب، همچنین درون مایة ارزشمند و اخلاقی، آن را به متنی مبّدل ساخته است که می توان از آن در ساخت نسخه ای نمایشی (تئاتری) بهره گرفت. مقالة حاضر با دیدگاه ادبیات تطبیقی و به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین جنبه های نمایشی این حکایت بر اساس عناصر تراژدی ارسطویی برگرفته از کتاب فن شعر، می پردازد و ظرفیت ها و جنبه های نمایشی این حکایت کهن ادبی را برای تبدیل به نمایش نامه ای جذاب و تأثیرگذار، به مخاطبان نشان می دهد. علاوه بر آن می کوشد با ارائة تصویری دقیق از عناصر تئاتر ارسطویی، برداشت نسبتاً جامعی دربارة خصوصیات این نوع تئاتر به مخاطب ارائه نماید.
۳.

بررسی حیله تمثّل در تمهیدات عین القضات

کلید واژه ها: تمهیداتعین القضات همدانینمودگارتمثلحیله تمثلیادگار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فلسفه‌ تصوف و عرفان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
تمثل یکی از مباحثی است که ریشه در قرآن و احادیث دارد. به تبع آن دو منبع، این اصطلاح در آثار عرفانی راه یافته است. عین القضات یکی از عارفانی است که این لفظ را در تمهیدات با دو تعبیر «حیله تمثّل» و «یادگار» به کار برده، و در برخی آثار از آن به تعبیر «نمودگار» یاد کرده است. آشنایی با اندیشه های قاضی در گرو شناسایی دو دوره حیات فکری اوست، که در دوره دوم حیات به آرای ابن سینا در باب امور اخروی و اندیشه تمثّل تمایل و باور یافته است. در این مقال، با توجه به بستگی مفهومی این اصطلاح در عرفان با معنی لغوی و قرآنی آن، مفهوم این لفظ و دیگر تعابیر و ماهیت تمثّل در تفسیر و ظرف ظهور مَلک برای مریم تبیین شده است. در بخش بررسی این موضوع در کتاب تمهیدات نیز تمثل، حیله تمثل و یادگار معرفی و شرح گشته است.
۵.

حدیث قبا در متون عرفانی

کلید واژه ها: عرفان اسلامیمتون عرفانیحدیث قدسی قبا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی بازتاب آیات و احادیث
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
از آنجا که قرآن و احادیث نبوی دو خاستگاه اصیل معارف عرفان اسلامی هستند، اهل طریقت برای دست یافتن به مطالب بلند، در باطن آن ها غور کرده اند و افزون بر آن دو، با تأمل در احادیث قدسی منقول از نبی اکرم (ص) به معارف والایی دست یافته اند. یکی از آن احادیث، حدیث قدسی قبا است. در متون عرفانی به روایت از پیامبر روایت شده است: «اولیائی تحت قبائی لایعرفهم غیری.» از آن رهگذر که نسبت دادن حدیث به پیامبر (ص) از اهمیت حدیث شناسانه والایی برخوردار است، می طلبد در یکایک احادیث مروی از رسول خدا (ص) تأمل، و در صحت وسقم آن ها کنکاش شود و صحیح از ناصحیح آن تمایز صورت گیرد. حدیث قدسی قبا یکی از ده ها سخنانی است که با عنوان حدیث قدسی در متون عرفانی جا خوش کرده است؛ درحالی که اثری از آن در مصادر حدیثی تشیع و تسنن یافت نمی شود. این خود دستمایه ای برای تحقیق در صحت و عدم صحت صدور آن از زبان پیامبر (ص) شده است. با توجه به استنباط عرفا از آیه های قرآن و زایش حدیث، و با توجه به اصحاب سر که در شأنشان خبر وارد شده است، فرصت می یابیم که قائل شویم این سخن از خبر رسول خدا نشئت یافته و سخنی عارفانه است، نه حدیث قدسی.
۶.

بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد انجام گرفت. در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه 7500 شهروند ساکن در شهرک قلعه از توابع شهرستان قروه می باشد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده 323 نفر در گروه نمونه این پژوهش قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری این پژوهش شامل پرسش نامه جو عاطفی خانواده، پرسش نامه کنترل عواطف، و پرسش نامه گرایش به اعتیاد می باشند. یافته های تحقیق نشان داد که بین جو عاطفی خانواده با گرایش به اعتیاد و مؤلفه های آن رابطه معنادار وجود دارد. هم چنین بین کنترل عواطف و گرایش به اعتیاد نیز رابطه معناداری وجود دارد. در زمینه رابطه بین مؤلفه های کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد نیز به جز مؤلفه خشم، سایر مؤلفه ها (خلق افسرده، اضطراب و عاطفه مثبت) با گرایش به اعتیاد رابطه معنادار وجود دارد. در مجموع بین جو عاطفی خانواده و کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد رابطه وجود دارد. هم چنین جو عاطفی خانواده پیش بینی کننده خوبی برای گرایش به اعتیاد است. اما کنترل عواطف نمی تواند پیش بینی کننده خوبی برای گرایش به اعتیاد باشد.
۸.

شیوه داستان پردازی در سمک عیّار

کلید واژه ها: درون مایهرمانسسمک عیارقصه عامیانهنثر گفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۲ تعداد دانلود : ۳۷۷
داستان سمک عیّار از قصه های بلند عامیانه ایرانی اواخر قرن ششم هجری است. فرامرز بن خداداد بن عبدالله کاتب ارجانی، مؤلف آن، داستان سمک عیّار را از قول شخصی به نام صدقه بن ابی القاسم شیرازی به شیوه سوم شخص نوشته است. زبانِ این اثر ساده و روان، جمله ها ساده و کوتاه و گاه بریده بریده، و قصه گو شیوه ایجاز را برگزیده است که همه آن ها از ویژگی های نثر گفتاری یا محاوره است. سمک عیّار اثری حماسی تخیلی است و قهرمان آن مردی است عیّارپیشه به نام سمک. سمک مظهر دلیری و جوانمردی است و در هوشیاری و تدبیر و طرح نقشه های زیرکانه بی نظیر است. به دلیل تخیلی بودن این اثر، شخصیت های داستان هم رفتار طبیعی دارند و هم ماوراء طبیعی. این خصیصه از ویژگی های قصه های عامیانه قدیمی است. گفتار (کتبی و شفاهی) در این داستان به صورت گفتار یک طرفه (مونولوگ) و دوطرفه (دیالوگ یا گفت وشنود) و به صورت پیام های شفاهی و نامه است. گفتار یک طرفه به شکل های تحسین، نفرین، سوگند، و ... دیده می شود و گفتارهای دوطرفه نیز موضوعاتی همچون اقرار، خواستگاری، و مشورت را دربر می گیرد. در این اثر، زمان و مکانْ فرضی و تصوری است و، به سبب هیجان انگیزتر جلوه دادن، راوی آن را به سرزمین های دور و افسانه ای منسوب می نماید. حوادث داستان، به ظاهر، در چین و ماچین و خاورکوه و هند رخ داده اند؛ شاید به این دلیل که به امرای زمان برنخورد. از نام مکان هایی چون دشت ماران، قلعه شاهک، مرغزار زعفران مشخص است که قصه ایرانی است. درون مایة فکری و اخلاقی و اجتماعی این اثر از لابه لای گفتار، کردار، و پندارها در خلال داستان های آن مشخص می شود.
۹.

نشانه شناسی تعلیم و تربیت در داستان زال و رودابه

کلید واژه ها: شاهنامهاسطورهتعلیم و تربیتفردوسیزال و رودابهنشانه ها

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات تعلیمی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۹۳۷ تعداد دانلود : ۳۹۲
تعلیم و تربیت انسان ها در شاهنامة فردوسی که سند معتبر و دیرپای فرهنگ اصیل ایران زمین است، مقام ارزشمندی را در سایة تاریخ داستانی این قوم علم دوست به خود اختصاص داده است. موضوع تعلیم در شاهنامه همواره به شیوة مستقیم و غیر مستقیم در بخش های مختلف به خصوص در داستان زال و رودابه برجسته شده است. در این جستار، نویسندگان برآنند تا با ذکر نمونه هایی، نشانه هایی از انواع تعلیم و تربیت عاطفی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی و دینی را بر اساس زبان نشانه بر پایة نظریات «بارت»، «لوی استروس»، «کالر»، «دوسوسور» و «اکو» تحلیل کنند و تعالیم انسانی و جهانی را از این داستان استخراج و تبیین نمایند. نتایج این مطالعه نشان می دهد داستان در تربیت عاطفی و اجتماعی به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی را داراست و انواع دیگر آن در حد تعادل است و با علم نشانه شناسی نیز از نظر ابیاتِ نشانه دار و بی نشانه سازگار است.
۱۰.

مقایسة تحلیلی رمان سیذارتا با حکایت شیخ صنعان

۱۱.

نقد و تحلیل مبحث تقدیم و تاخیر در علم معانی (بر اساس بوستان سعدی)

تعداد بازدید : ۱۹۰۵ تعداد دانلود : ۸۰۲
به این دلیل که در کتاب های علم معانی، الگویی منظم و مدون از مبحث تقدیم و تاخیر ارائه نمی شود، برقراری ارتباط با این مبحث برای آموزش آن یا نقد و تحلیل آثار؛ به سختی امکان پذیر است. مقاله ی حاضر بر آن است که با استناد به منابع، ترتیب و تغییر جایگاه اجزای جمله را که اساس موضوع تقدیم و تاخیر است؛ اثبات و تعیین کند و در کنار هر مطلب از این بحث، از شواهد بوستان سعدی بهره بگیرد. همچنین این موضوع تبیین می شود که در تقدیم و تاخیر از دو طریق «ساختار و ظاهر کلام و انتقال معانی ثانوی» می توان با مخاطب ارتباط برقرار کرد. مولف با تکیه بر یافته های تازه؛ نتیجه می گیرد که تقدیم یا صدرنشینی مسندالیه، از قابلیت های زبان فارسی است و مشوق مخاطب در شنیدن یا خواندن «مسند یا خبر» کلام است و تقدیم فعل؛ بر سرعت انتقال پیام و شدت هیجان شنونده می افزاید؛ علاوه بر آن؛ اثبات می شود که سعدی به خاطر انگیزه های تعلیمی خود به تقدیم مسندالیه گرایش دارد و گاهی برای سرعت بخشیدن به انتقال پیام؛ از تقدیم فعل استفاده می کند. علاوه بر این؛ جایگاه معانی ثانوی در تقدیم و تاخیر اجزا در بخشی مستقل تبیین می شود. در پایان؛ شکل های تازه ای از تقدیم و تاخیر؛ مثلِ فاصله افتادن بین موصوف و صفت، مضاف و مضاف الیه و عائد و صله، به کمک شواهدی از بوستان سعدی ارائه می شود که می تواند در ذیل مبحث تقدیم و تاخیرِ کتب معانی، جایی پیدا کند.
۱۲.

واکاوی جنبه های دراماتیک داستان رستم و سهراب شاهنامه بر پایه درام شناسی ارسطو

کلید واژه ها: شاهنامه فردوسیداستان رستم و سهرابداستان های پهلوانی شاهنامههنر شاعریفن شعرپوئتیکای ارسطوجنبه های دراماتیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
تعداد بازدید : ۲۶۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۹۳
از میان داستان های دوره های سه گانه اساطیری، پهلوانی و تاریخیِ شاهنامه فردوسی، داستان های دوره پهلوانی زمینه هایی استوارتر و جذاب تر برای پژوهش دارند. جدا شدن کارکرد پهلوانی از خویشکاری شخص اسطوره- شاه- پهلوان در داستان های این دوره و تجلی آن در خویشکاری شخص جداگانه ای به نام پهلوان، با کنش ها و احساس هایی به طور فزاینده از نوع رفتارها و عواطف انسان معمولی از یک سو، و گرایش فردوسی به کاوش و گُزارد انگیزه های درونی پهلوانان در برابر رویدادهای حماسی از سوی دیگر، بُعد شخصیت (قهرمان) پردازی را ژرف تر کرده و ساختار را از سطح روایت حماسی صرف به سطح ساختار درامی و تجسم عملی تحول بخشیده که جلوه آن در برخی از داستان های پهلوانی بارزتر است. بررسی جنبه های دراماتیک داستان های پهلوانی، افزوده بر شناسایی قابلیت های نمایش، به تشخیص روشمندانه و درست تر هویت نوعی آنها نیز کمک بسیاری می کند. مقاله حاضر، با گزینش یکی از معروف ترین داستان های پهلوانی شاهنامه، داستان رستم و سهراب و با تاکید مقدماتی بر اصالت روایت ایرانی آن در قیاس با روایت های غیرایرانی و همچنین درنگی بر نام نوعی، به واکاوی جنبه های دراماتیک آن بر پایه پوئتیکای ارسطو، به منزله کهن ترین و – در عین حال- معتبرترین رساله در شناخت ساز وکار درام درآثار منظوم و غیرمنظورم کلاسیک، می پردازد و نتایج کار خود را برمی شمارد.
۱۳.

نگاهی به داستان های بحر پیمایی در قلمرو ادبیات ایران و جهان

کلید واژه ها: ادبیات جهانادبیات شرقی و ایرانیداستانهای بحر پیماییاودیسهگرشاسبنامه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان جریان ها و مکتب های ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
تعداد بازدید : ۸۷۸ تعداد دانلود : ۳۸۱
گزارش و شرح ابیات و عبارات متون ادبی که امروزه اغلب از آن با عنوان «تعلیقات» یاد می شود، عمر دراز و قدمتی بیش از پانصد سال دارد. در دوره معاصر نیز پژوهشگران و محققان با نوشتن شرح و تعلیقات بر آثار کهن زبان فارسی به صورت کتاب یا مقاله، گزارشهای گوناگونی از آن متون به دست داده اند. توضیح این مطلب لازم است که کالبد و روساخت متون مهم ادبی، مقدمه و وسیله نخستین و بنیادین رسیدن به درونمایه و ژرف ساخت آن متون است. به همین خاطر، این جنبه از پژوهش ها؛ یعنی گزارش درست و دقیق ابیات و عبارات متون ادبی نباید مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد. اهمیت و سودمندی چنین گزارش هایی زمانی آشکارتر و مشخص تر می گردد که با افسوس و اندوه بسیار بدانیم هنوز شماری از دانشجویان دوره های کارشناسی ارشد و دکترای زبان و ادبیات فارسی از خواندن و گزارش درست بعضی از لغات و ابیات و عبارات متون کهن ادبی ناتوانند. آنچه در این جستار بدان می پردازیم، یکی از یادداشت های پراکنده ای است که نگارنده سالهای متمادی، در حاشیه شرح مثنوی دکتر جعفر شهیدی نوشته است و در واقع، حاشیه ای است بر حاشیه ایشان در شرح این بیت از دفتر ششم مثنوی که نکاتی را در ضرورت توجه به شرح و گزارش آثار ادبی و دقت در آن خواستار است. باید گفت بی شک، مثنوی معنوی نیز از جمله کتابهایی است که دریایی بیکران از فرهنگ عامه و نکات ازنده ادبی را داراست. این اثر سترگ دارای شاخصه های فرهنگی و ادبی خاصی است که گاه برای خواننده امروزی قابل دریافت نیست. ترکیب «سرِ سفره» یکی از ترکیبات نادر و دیریابی است که مولانا در مصرع «چون سر سفره رخ او توی توی...» دفتر ششم آن را آورده است که معنای آن ترکیب برای نویسنده این جستار دغدغه ایجاد کرده است و از سوی دیگر، بسیاری از شارحان در معنی آن حدس هایی زده اند. این نکته نیز درخور توجه است که آنچه در معنی این ترکیب بدان دست یافته ایم، از تمامی فرهنگ لغت های زبان فارسی فوت شده و بدان توجهی نشده است. نویسنده با تبیین معانی گونه گون این ترکیب در میان کتب ادبی، به کاربرد آن در دیگر متون ادبی اشاره می کند و معنی این ترکیب را در مصراع مورد بحث با توجه به شواهد یافته شده در مصراع مورد بحث گزارش می کند. امید است که خوانندگان، نکته انگشت نهاده و یاد کرده ما را حمل بر بی احترامی به ساحت آن گزارشگر بزرگ (دکتر شهیدی) ندانند و نپندارند که آنچه در این مقاله آمده، از سر هوی و هوس «خالِف تعرَف» است. نامه دکتر شهیدی نیز در پاسخ به این معنی نویافته ضمیمه مقاله است.
۱۴.

تحلیل روان کاوانة داستان «سیذارتا» اثر هرمان هسه

کلید واژه ها: نمادیونگکهن الگوسیذارتاخودیابی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
تعداد بازدید : ۱۶۰۳ تعداد دانلود : ۴۱۶
نقد روان شناختی از شاخه های پویای نقد ادبی معاصر است که خود زیرشاخه های متعددی دارد. یکی از آن ها نقد از دیدگاه کارل گوستاو یونگ است. آثار هرمان هسه را می توان از دیدگاه روان کاوانة یونگ به خوبی نقد و تحلیل کرد، زیرا اندیشه ها و افکار او در موارد زیادی به یونگ شبیه است. آن ها با هم ارتباط مستقیم داشتند. هردو به سمبل ها و نمادها علاقه مند بوده آن ها را تفسیر و تحلیل می کردند. هسه نیز مانند یونگ درون گرا بود و به حقایق روانی فرد توجه داشت و در آثارش جنبه های اجتماعی کم رنگ است. هسه و یونگ علاقه مند به عرفان شرق از جمله عرفان هندی اند. هند حلقة زنجیری بود که یونگ و هسه را به هم پیوند داد. هندی ها در جهان سمبل ها زندگی می کنند، بر سمبل ها تأثیر می گذارند و از آن ها تأثیر می گیرند، اگرچه علاقه ای به تفسیر آن ها ندارند. سمبل ها از موضوعات مورد علاقة یونگ و هسه اند و فراوانی آن ها در آثار هسه زمینة مناسبی برای نقد و تحلیل از دیدگاه یونگ فراهم می کند. تفحص در سمبل ها که به آن ها نماد و رمز نیز گفته می شود و نقد کهن الگویی آثار ادبی، به ویژه آن دسته از آثاری که از اعماق روح و روان انسان برخاسته و درون گرایانه اند، شیوه ای مناسب برای درک معانی پنهان و نهفته در لایه های روساختی و بیرونی است. این تحلیل ها مشترکات و حقایق موجود در روان بشر را نیز نمایان می کند. در این مقاله سعی می شود با دیدگاهی روان کاوانه به نقد کهن الگویی داستان «سیذارتا»ی هرمان هسه پرداخته شود. الگوهای کهنی مانند رؤیا، سفر، قهرمان، آب، رودخانه و گذار از آن، آنیما، درخت و پیر خرد از نمادهای مهمی است که به گونه ای هماهنگ در این داستان گرد آمده و بیانگر تلاش انسان در فرآیند خودیابی و تفرد هستند. در این مقاله به بررسی این نمادها پرداخته می شود.
۱۵.

بازنگری مبحث قصر در منابع فارسی علم معانی

کلید واژه ها: علم معانیقصرمقاصد ثانویتقسیم بندی های سه گانهخبری مقصورانشایی مقصور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۳۶۰
این مقاله بر آن است تا نشان دهد مبحث «قصر» در منابع فارسی علم معانی چندان به سامان و منسجم نیست. در این آثار مرز میان جمله های مقصور ادبی تعیین نشده است؛ علاوه بر این، تقسیم بندی های آن بر اساس اشراف و تسلط خواننده بر قصد متکلم یا مخاطب شکل می گیرد. نگارنده در این مقاله با نقد و تقسیم بندی های سه گانة کتاب های معانی نتیجه می گیرد که جملات مقصور حقیقی و غیرادعایی باید در حیطة زبان و جملات غیرحقیقی و ادعایی باید در حوزة ادبیات بررسی شود و همچنین تغییر در لحن خواندن یا شدت تلفظ کلمات، موصوف و صفت یا صفت و موصوف آن را تعیین می کند و در تبیین قصرهای «افراد، قلب، تعیین» شناخت مخاطب بسیار ضروری است. نهایتاً اینکه جایگاه جملات مقصور در ذیل انواع جمله و مقاصد ثانوی آن مشخص نشده است. در پایان پیشنهاد می شود که در آموزش یا تجزیه و تحلیل مبحث قصر پنج عنوان «موضوع شناسی، ادبیت شناسی، مخاطب شناسی، جمله شناسی و غرض شناسی» در نظر گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان