تحقیقات فرهنگی ایران

تحقیقات فرهنگی ایران

تحقیقات فرهنگی ایران سال چهارم پاییز 1390 شماره 3 (پیاپی 15)

مقالات

۱.

پوشش زنان در ایران باستان: مطالعه موردی دوره هخامنشیان

تعداد بازدید : ۲۸۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۰۳
این مقاله با رویکرد مطالعه تاریخی ـ توصیفی، به مطالعه نوع پوشش زنان ایران در دوره هخامنشیان می پردازد. در این پژوهش کوشش شده با نگاهی تحلیلی به همه منابعی که آگاهی هایی را درباره پوشش و نوع جامه زنان هخامنشی به دست می دهند، پس از طرح پیش زمینه تاریخی قدرت گرفتن هخامنشیان و پرداختن به تضاد دیدگاه یونانیان و ایرانیان درباره زندگی زنان هخامنشی، همه بازنمایی های زنان در داده های باستان شناختی هخامنشیان مورد مطالعه قرار گرفته و توصیف دقیقی از پوشش و جامه زنان هخامنشی ارائه شود. یافته های پژوهش که بر اساس مطالعه و واکاوی منابع تاریخی و بازنمایی های گوناگون زنان در داده های باستان شناختی هخامنشیان همچون سنگ نگاره ها و نقش مُهرها انجام گرفته، به روشنی نشان می دهد زنان ایرانی با وجود برخورداری از همه فعالیت های سیاسی و اقتصادی گسترده و همچنین وجود آزادی های بسیار در زندگی، از پوشش و جامه های ویژه ای استفاده می کردند که کاملاَ بدن آنها را می پوشانیده است. وجود چنین پوششی، برخاسته از این نگرش بوده که در حقیقت زنان ایرانی دوره هخامنشیان چون برهنگی و تن نمایی را زشت و ناروا می شمردند، از جامه ای استفاده می کردند که بدن آنها را به خوبی می پوشانید.
۲.

بررسی حجاب و نوع پوشش زنان زرتشتی در ایران عصر صفوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۵۸
دولت صفویه، هویت جدیدی را برای سرزمین و مردم ایران به وجود آورد که محوریت آن بر پایه مذهب تشیع بود. آموزه های این مذهب به مرور در گفتار ورفتار جامعه تجلی پیدا کرد؛ با این وجود، برخی از گروه های غیرمسلمان در شهر ها و مناطق مختلف ساکن بودند که به شکل معمول، به اعتقادات دینی خود و باور ها و رفتارهای مذهبی خویش پایبند بودند. زرتشتی ها از مهم ترین این گروه ها بودند که نوع زندگی و آداب و رسوم و اعتقادات آنها مورد توجه تاریخ نگاران به ویژه سیاحان اروپایی عصر صفوی قرار گرفته است. توجه به نوع پوشش و حجاب زنان زرتشتی و تصویری که از این رفتار اجتماعی آنها در منابع این دوره وجود دارد، این پرسش را ایجاد می کند که چه متغیرهایی در نوع حجاب و پوشش زنان زرتشتی عصر صفوی نقش داشته اند؟ برای پاسخگویی به این پرسش که هدف اصلی این مقاله است، فرضیه ذیل به آزمون گذاشته شد: «آموزه های دینی زرتشت و تاکید بر حجاب در این آیین و جایگاه حجاب در ایران به عنوان یک ضرورت برای زنان، همراه با آموزه های شیعی رایج در عصر صفوی در انتخاب نوع حجاب و پوشش زنان زرتشتی آن دوره نقش اساسی داشته است». موضوع این بررسی در حوزه جامعه شناسی تاریخی قرار می گیرد. در این بررسی از روش تحقیق تاریخی استفاده شده و جمع آوری داده ها بر اساس نوشته های سیاحان اروپایی و مورخان ایرانی عصر صفوی صورت پذیرفته است. در تحلیل نظری موضوع، یافته های تاریخی با استفاده از نظریات کارکرد گرایی در حوزه جامعه شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. بر مبنای این دو نوع بررسی، یافته اساسی تحقیق، فرضیه فوق را تایید می کند و نشان می دهد چگونه این سه عامل اساسی در پدیداری نوع حجاب و پوشش زنان زرتشتی عصر صفوی موثر بوده اند.
۳.

سیاست فرهنگی تفاوت در بازنمایی حجاب اسلامی در رسانه های غربی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۱۴ تعداد دانلود : ۴۱۹
حجاب یک نشانه است. نشانه ای از تفاوت فرهنگی که در جوامع مختلف ظهور و بروز متفاوت دارد. در این مقاله بر حجاب اسلامی مسلمانان در غرب، از یک سو به مثابه «هویت اسلامی» و از سوی دیگر به عنوان نشانه ای از «تفاوت فرهنگی» با جامعه غربی تاکید می شود. این نشانه اسلامی نه تنها، مسلمانان را به عنوان یک گروه دینی، یک اقلیت وابسته به شرق و یک جمع متفاوت با سنت غالب فرهنگی غرب که در بی حجابی و آزادی از حجاب به معنای پوشش بدن برای زنان، معرفی می سازد، بلکه فراتر از آن، یک گفتمان دینی و فرهنگی متفاوت را در جوامع غربی مطرح می سازد که می تواند به عنوان چالشی برای گفتمان های حاکم که در شاخص های آزادی، لیبرالیسم و فمینیسم شکل گرفته اند، تلقی شود. هدف این مقاله، ضمن تبیین رویکردهای نشانه شناسی فرهنگی به ویژه سیاست فرهنگی تفاوت به مثابه رویکردی جدید در جهت تقویت گفتمان نو شرق شناسانه و استعمارگرایانه جدید در جامعه غربی، چگونگی طرح گفتمان حجاب و غیریت سازی آن با جامعه مزبور نیز مورد مطالعه و بررسی قرار خواهد گرفت. تحلیل گفتمانیِ محتوای برخی از اخبار و گزارش های رسانه های غربی در این زمینه، نشان دهنده ظهور روش های جدید گفتمانی در طرح مسائل مربوط به اسلام و مسلمانان به طورکلی، و مسئله «حجاب اسلامی» به شکل ویژه، به عنوان شیوه ای برای تقابل «هویت اسلامی» با «هویت غربی» است که متاثر از مطالعات شرق شناسانه در دو رویکرد قدیم و جدید است. این روش جدید گفتمانی در تلاش است که رویکرد «من و دیگری» در شیوه های جدید «غیریت سازی» بر مبنای «سیاست فرهنگی تفاوت» را نهادینه سازد.
۴.

بررسی نقش مدارس اسلامی در تقویت فرهنگ حجاب از منظر سرمایه اجتماعی

تعداد بازدید : ۸۷۸ تعداد دانلود : ۴۲۳
آموزه «حجاب» در جامعه ایران به عنوان یک ضرورت اسلامی، هرچند در دوران پهلوی از نگاه حکومت به منزله یک مانع پیشرفت، محسوب می شد و سیاست حاکمان بر ترویج «فرهنگ برهنگی» استوار بود اما هرگز جامعه، حاضر به پذیرفتن آن نشد. از نگاه این تحقیق، مدارس اسلامیِ تاسیس شده در دوران پهلوی دوم به عنوان یکی از نهادهای تاثیرگذار و مهم از منظر سرمایه اجتماعی، در مقام شبکه هایی بودند که به دلیل حاکم بودن هنجارهای قوی همچون «حجاب» در آنها، از دو طریق موجب تقویت فرهنگ حجاب می شدند. نخست اینکه، رعایت حجاب در این مدارس به عنوان یک الزام برای دانش آموزان، موجب تقویت این هنجار در میان آنها و خانواده هایشان می گردید؛ دوم اینکه از آنجا که چنین شبکه هایی از منظر سرمایه اجتماعی بستر مناسبی برای همکاری اعتمادآمیز به شمار می آمدند در شبکه مدارس اسلامی نیز با وجود ساری بودن «هنجار حجاب» در آنها اقدامات جمعی کارآمدی مبتنی بر فضای همکاری، علیه سیاست برهنگی رژیم شکل می گرفت که به طور طبیعی موجب تقویت فرهنگ حجاب می شد.
۵.

بررسی تاثیر شبکه های مد روی دانشجویان دختر : مطالعه موردی دانشگاه تهران

تعداد بازدید : ۲۲۰۴ تعداد دانلود : ۹۹۷
مقاله حاضر به بررسی تاثیرات جهانی شدن در عرصه رفتار فردی می پردازد. جهانی شدن که در بستر فناوری ارتباطات و انقلاب اطلاعات موجب کم رنگ تر شدن مرزهای مکانی و زمانی شده، و موجد بسط ارزش های فردی در میان فرهنگ هایی است که امکان ارائه بیشتر این ارزش ها را در جهان دارند. شبکه های ماهواره ای تلویزیونی از مهم ترین ابزار ترویج این قبیل ارزش های فرهنگی در گستره جوامع هستند. در این مقاله تاثیر شبکه های ماهواره ای مُد بر روی دختران تحصیل کرده ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که در دنیای گسترش روزافزون فناوری های ارتباطی و ماهواره ای، کنش شخصی و اجتماعی افراد تا چه اندازه بر اساس دریافت های آگاهانه و یا غیرآگاهانه ارتباطی شکل می پذیرند. آیا ماهواره به عنوان عامل ارتباطی قدرتمند بر روی جوانان تحصیل کرده و شهری ایرانی اثر دارد؟ با استفاده از روش پیمایشی و استخراج و تحلیل داده ها این نتیجه حاصل می شود که شبکه های مد ماهواره هایی که به تبلیغ لباس های مبتنی بر طراحی های غربی می پردازند بر روی دختران تحصیل کرده جامعه ما تاثیر داشته اند، اما این تاثیرات غالباً آگاهی مدارانه بوده تا رفتار گرایانه. این مطالعه نشان می دهد این تاثیرات بیش از آنکه منجر به بروز رفتار و کنش آشکار اجتماعی جدید شود، بر شناخت استفاده کنندگان از این شبکه ها تاثیر گذاشته است
۶.

نهادی سازی عفاف و حجاب در جامعه؛ رویکردی فرایندی

تعداد بازدید : ۹۱۳ تعداد دانلود : ۴۳۴
بر اساس نظریات تفسیری، پدیده های اجتماعی و از جمله حجاب، به صورت مشترک توسط اعضای اجتماع ساخته و پرداخته می شوند به نحوی که در ابتدا هر فردی یک برداشت از یک پدیده اجتماعی دارد، سپس افراد مختلف برداشت های خود را طی تعاملات اجتماعی با یکدیگر در میان گذاشته و نقاط تفاوت و افتراق این برداشت ها و نیز برداشت های اشتباه طی این تعاملات اصلاح شده و یک واقعیت اجتماعی مشترک شکل می گیرد که تمامی افراد اجتماع آن را پذیرفته و به آن گردن می نهند و این واقعیت اجتماعیِ ساخته شده به وسیله خود آن اجتماع به رفتارهای اجتماعی آنها جهت می دهد. حال برای اصلاح فرهنگ عفاف و حجاب در کشور نیز، باید واقعیت اجتماعیِ نحوه درست پوشش و رفتار را که طی سالیان گذشته دگرگون و منحرف شده است، بازآفرینی کرد و به تدریج واقعیت جدیدی را مبتنی بر ارزش های اسلامی بازتعریف کرد و به آن عینیت بخشید. بدین منظور در این مقاله که با استفاده از روش تحقیق اسنادی انجام شده است، فرایند اصلاح واقعیت اجتماعی و نهادی کردن حجاب و عفاف طی سه مرحله برونی کردن، عینیت بخشی و درونی کردن ارائه شده است. بر اساس این فرایند، در مرحله نخست، برداشت ها و تفاسیر عینی و مشترک صحیح و ارزش مدار در زمینه نوع رفتار و پوشش (استانداردهای پوششی و رفتاری) در جامعه شکل می گیرد؛ در مرحله دوم، واقعیت های اجتماعی جدید در زمینه نوع رفتار و پوشش، مبتنی بر ارزش های اسلامی متبلور شده و در نهایت در مرحله سوم، ارزش های زیربنایی واقعیت جدید در آحاد جامعه درونی شده و تثبیت می شوند.
۷.

بررسی مقایسه ای پوشش دانشجویان دانشگاه های دولتی، پیام نور و آزاد اسلامی: مطالعه موردی شهر بافت

تعداد بازدید : ۲۱۶۹ تعداد دانلود : ۹۰۶
پوشش از جمله موضوعات حیات اجتماعی است که از گذشته تاکنون و در جوامع مختلف مورد عنایت بوده و درباره عوامل و زمینه های بروز آن تامل شده است. در این تحقیق، الگوی پوشش دانشجویان دانشگاه های دولتی، پیام نور و آزاد اسلامی (مورد شهر بافت) به تناسب محیط ـ موقعیت های مختلف ظهور آن بررسی شده است. دانشجویان مورد بررسی 180 نفر بودند که 9/38 درصد در دانشگاه دولتی، 3/38 درصد در دانشگاه پیام نور و 8/22 درصد در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می کردند. این گروه با پاسخگویی به یک پرسشنامه، داده های لازم را ارائه کردند و داده ها با استفاده از روش های آماری مناسب تحلیل شدند. تحلیل داده ها نشان داد: در دانشگاه های مورد بررسی اقدام به پوشش ناهمنوا دارای فراوانی متفاوتی بوده و استفاده از الگوی پوشش ناهمنوا با «محیط» و «موقعیت»، رابطه مثبت معناداری با بروز رفتار داشته است؛ یعنی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بیش از دانشجویان دانشگاه پیام نور و دانشجویان دانشگاه پیام نور بیش از دانشجویان دانشگاه دولتی شهر بافت هنگام حضور در بازار برای خرید و یا حضور در نزد دوستان برای مهمانی از پوشش ناهمنوا استفاده کرده اند؛ اما هر سه گروه در دانشگاه به طور مشابه دارای پوشش همنوا بوده اند. در مجموع می توان گفت پوشش ناهمنوای دانشجویان به تناسب نوع رابطه ای که آنها با محیطِ رفتار دارند و به تناسب انتظاری که از محیط در آنها شکل می گیرد، تغییر می کند. در محیط های عمومی (فاقد کنترل و ناآشنا) که منافع فرد کمتر از سوی دیگران امکان تهدید دارد، الگوی ناهمنوا بیشتر است ولی در محیط های دانشگاهی (دارای کنترل و آشنا) این وضعیت کاهش می یابد. اما در محیط دانشگاهی نیز به تناسب نوع انتظاری که از تحصیل و دانشگاه وجود دارد، وضع رفتار پوششی متفاوت می شود. دانشجویی که در دانشگاه دولتی درس می خواند، انتظار بیشتری دارد که به محیط های کار مرتبط وارد شود تا دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی. به همین علت، تفاوت در میزان بروز رفتار ناهمنوا دیده می شود؛ با وجود این، حتی رفتار پوششیِ همنوای دانشجویان دانشگاه دولتی نیز با این پرسش مواجه است که تا چه میزان درونی شده است؟

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳