شهرام جلیلیان

شهرام جلیلیان

رتبه علمی: استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز
پست الکترونیکی: sh.jalilian@scu.ac.ir
لینک رزومه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۳ مورد.
۱.

فرّه بانوگِ گیهان/ هزار نوروز و مهرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
در منابع عربی سده های نخستین اسلامی، گهگاه واژه ها یا عبارت هایی به زبان های پهلوی (فارسی میانه) یا فارسی دری آمده است که برای پژوهش درباره تاریخ تکوین زبان فارسی ارزش فراوانی دارند. یک نمونه از این منابع، کتاب ارزشمند نِهایَهُ الأِرَب فی اَخبارِ الفُرسِ وَ العَرَبِ است که تاریخ تألیف آن، نام نویسنده متن عربی و نیز مترجم آن به زبان فارسی، همگی ناشناخته اند. نویسنده ناشناخته این کتاب، گاه واژه ها یا عبارت هایی را به زبان پهلوی یا فارسی می آورد که در نوع خود کمیاب و البته از نظر زبانی و تاریخی بسیار سودمند است و یکی از آنها بازگویی نوشته فارسی روی سکه های درهم و دینار شاهبانو همای چهرآزاد کیانی است که در آن آمده است: بخر (= بخور) بانو جهان هزار سال نوروز و مهرجان. پیش از این پژوهندگان تاریخ زبان فارسی، با اشاره به اسطوره ای بودن همای چهرآزاد، این نوشته را یکی از شعرهای هجایی دوره ساسانیان انگاشته اند که احتمالاً در دوره بوران (631-630م)، دختر خسرو دوم (628-590م) سروده شده است. در این پژوهش تلاش شد با نگاه دوباره ای به گزارش نِهایَهُ الأِرَب و نیز نوشته روی سکه های ساسانیان، پیشنهاد تازه ای درباره کاربرد این نوشته و مفهوم آن مطرح شود و نشان داده شد که این نوشته احتمالاً پژواکی از نوشته سکه های درهم و دینار شاهبانو بوران است.
۲.

هفت خان مأمون (بازدید خلیفه مأمون از دخمه خسرو انوشیروان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۳
داستان بازدید عبدالله مأمون (198-218 هجری) خلیفه نام آور عباسیان از دخمه خسرو انوشیروان (531-579 م.)، دست کم از سده پنجم هجری، با روایت های گوناگون در منابع تاریخی آمده است. مأمون آگاه از دادگری و خردمندی پادشاه ایرانی، کنجکاوانه به دیدار دخمه او می رود و آنگاه با دیدن شُکوه کالبد مرده او و نیز درون مایه اندرزهای اخلاقی او چنان به شگفت می آید که همدلانه زبان به ستایش بزرگی و خردمندی و برتری خسرو انوشیروان می گشاید. در روایتی از این حکایت که در «تاریخ بناکتی» نوشته داوود بن محمَّد بناکتی (مرگ: 730 هجری) آمده است، تلاش مأمون برای یافتن و ورود به دخمه خسرو انوشیروان، به گونه ای بازگو می شود که یادآورِ بُن مایه گذشتن پهلوان از چندین سختی و دشواری برای دست یافتن به هدفی معیّن است که این بُن نامه، الگوی هفت خان نامیده می شود. با این که پژوهش های فراوانی درباره بُن مایه هفت خان در فرهنگ ایرانی انجام شده و نیز به بازدید مأمون از دخمه خسرو انوشیروان پرداخته شده است، در هیچکدام از این پژوهش ها، این بازدید در چارچوب بُن مایه ایرانی هفت خان واکاوی نشده است. در این جستار، تلاش خواهد شد که این حکایت را هرچند ساختگی و خیالی باشد، در چشم انداز بزرگ تر الگوگیری عباسیان از ساسانیان و فرهنگ ایرانی با راهنمایی ایرانیانِ فرهیخته کارگزارِ خلافت بغداد بنگریم تا احتمالاً روشن شود که پردازندگان این حکایت که شاید بتوان آن را « هفت خان مأمون» نیز نامید، چه کسانی بوده اند و اگرچه خیالی و ساختگی، چرا مأمون خلیفه بزرگ جهان اسلام را به دیدار خسرو انوشیروان پادشاهِ ایرانیِ زردشتی برده اند.
۳.

بنیاد شهریاری در تاریخ ماد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
تاریخ دیرینه ایرانیان شرقی آنگونه که در بخش هایی از اوستا و متن های پهلوی به چشم می آید، گواه پیدایش ایده شاه و شهریاری در شرق ایران است. کَوی ها یا فرمانروایان ایران شرقی، پس از کوچ آریاییان به فلات ایران، کهن ترین ساختار شاهی را در ایران شرقی بنیاد نهاده اند و آنچه تاریخ کیانیان خوانده می شود، تاریخ کهن ایرانیان شرقی است که با افسانه ها آمیخته و بازگوشده است. در تاریخ ایران، بنیاد و پیدایش ایده شاه و شهریاری در دوره مادها در غرب فلات ایران، بسیار دیرتر از پیدایش شهریاری در نزد ایرانیان شرقی است. مادها و به طورکلّی ایرانیان غربی، اگرچه در بنیادگذاری نهاد شاهی از الگوهای شناخته شده بین النهرین تأثیر گرفته اند، امّا خود آنها هم دارای سنَّت دیرینه شهریاری بودند و نباید اهمیّت این پیشینه ایرانیِ را در پیدایش نهاد شهریاری در نزد مادها و دیگر ایرانیان غربی نادیده انگاشت. در پیوند با تاریخ شهریاری مادها، مسأله این است که منابع آشوری در سده های نهم تا هفتم پیش از میلاد، به دهها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، امّا منابع یونانی، پادشاهی ماد را یک شاهنشاهی نیرومند و سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند.
۴.

ساسانیان روحانی تبار بودند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۷۷
پدرام جم در پژوهش تازه ای به نام «آیا ساسانیان روحانی تبار بودند؟» به بازنگری روایت محمّد بن جریر طبری درباره ساسان، نیای ساسانیان، و پیوند او با آتشکده ایزدبانو آناهیتا در اصطخر پارس می پردازد و این گزارش را با آگاهی های حقوقی زردشتی دوره ساسانیان می سنجد و نتیجه می گیرد که ساسان در این آتشکده «سالارِ آتش» بوده و منصب دینی نداشته است. همچنین او گزارش آگاثیاس، تاریخ نگار بیزانسی، را درباره تبار و پیشینه خاندانی اردشیر بابکان (224-240م)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، با دیگر منابع تاریخی می سنجد و باور دارد که از روایت آگاثیاس نیز چیزی درباره تبار روحانی اردشیر و خانواده او به دست نمی آید. بنابراین، جم دیدگاه پژوهندگانِ ایرانی و غیر ایرانی را درباره روحانی تبار بودن ساسانیان درست نمی داند و اینکه آنها، بر پایه روایت طبری، ساسان را «موبد»، «هیربد» و یا «نگهبان آتشکده آناهیتا» در اصطخر پارس انگاشته و یا، بر پایه روایت آگاثیاس، اردشیر را مردی روحانی پنداشته اند، برداشت های نادرستی از روایت های طبری و آگاثیاس می انگارد و نیاکان اردشیر را از اشراف محلّی استان پارس می داند. با وجود این، به باور ما برداشت ها و نتیجه گیری های جم نادرست اند و ساسانیان به راستی روحانی تبار بوده اند. در این پژوهش، با تحلیل گزارش های طبری و آگاثیاس و نیز دیدگاه پاره ای از پژوهندگان ایرانی و غیر ایرانی درباره تبار ساسانیان و کیستی و پایگاه ساسان و بابک و پیوند آنها با آتشکده آناهیتا در اصطخر پارس، به نقد رویکرد و دیدگاه تازه جم درباره خاستگاه اشرافی ساسانیان و روحانی تبار نبودن آنها خواهیم پرداخت.
۵.

بررسی هستی شناسی متون پهلوی و استنتاج آموزه های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۳۱۶
دوگانه باوری در یزدان شناسی مَزِدِیَسْنا مفهومی بنیادین است که از لحاظ فلسفی حائز اهمیت می باشد. دوگانه باوری در گات های زرتشت با پیکار میان سپندمینو و انگره مینو آغاز می شود و سپس در خلال اوستای پَسین، به صورت تقابل میان اهورامزدا و اهریمن سازمان می یابد. در متون پهلوی، دوگانه باوری با هستی شناسی پیوند می خورد و جهان بینی دو بُن گرای زرتشت در قالب آفرینش و تکوین جهان هستی بر اساس پیکار میان اورمزد و اهریمن شکل می گیرد؛ این پیکار طی چهار دوره ادامه می یابد و سرانجام با پیروزی اورمزد و شکست اهریمن پایان می پذیرد. در این پژوهش، نخست بر اساس گزارش های سُنتی از آفرینش، مبانی دوگانه هستی شناسیِ متون پهلوی بررسی شد؛ سپس با استفاده از روش تحلیلی استنتاجی، آموزه های تربیتی موجود در این هستی شناسی استخراج شد. پرورش هوش هستی نگر (معنوی)، خردگرایی و نیک ورزی، پرورش توانایی داوری اخلاقی بر اساس دیالکتیک موجود در هستی، یگانگی انسان با جهان هستی و پاسداشت طبیعت و پدیده های طبیعی از جمله آموزه های تربیتی برگرفته از هستی شناسی متون پهلوی هستند.
۶.

نقش اشراف و انجمن های مشورتی در عزل و نصب پادشاهان اشکانی (از برآمدن اشکانیان تا پایان پادشاهی اردوان دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۴۱۲
در دوره اشکانیان، اشراف و بزرگان از ارکان اصلی دستگاه پادشاهی بودند. آنها امتیازهای ویژه ای در دربار داشتند و عضو شورای بزرگان یا انجمن های سلطنتی بودند که گهگاه به گزینش یا خلع پادشاهان می پرداختند. اگرچه در سال های آغاز شاهنشاهی اشکانی، پادشاهان از حمایت و همکاری اشراف و بزرگان برخوردار بودند و قدرت شاهنشاه به مراتب بر قدرت اشراف و بلندپایگان برتری داشت، اما با گسترش قلمرو اشکانیان و با گشوده شدن سرزمین های تازه، اشراف قدرت بیشتری کسب کردند. افزایش قدرت اشراف باعث شد که در دوران گسیختگی دستگاه پادشاهی، ردپای آنها در برخی شاه گزینی ها و یا عزل پادشاهان اشکانی دیده شود. سوال اصلی در پژوهش این است که اشراف و بزرگان اشکانی از آغاز فرمانروایی اشکانیان (247 پ. م.) تا پایان پادشاهی اردوان دوم (10/11- 38 م.) چه نقشی در عزل و نصب پادشاهان داشته اند؟ این جستار نشان می دهد در این برهه از تاریخ اشکانیان، هنگامی که پادشاه نیرومندی بر تخت سلطنت تکیه می زد، گزینش ولیعهد به دست خود او انجام می گرفت اما در دوره ناتوانی و ضعف دستگاه پادشاهی، زمینه برای مداخله اشراف و انجمن های مشورتی در انتخاب یا عزل پادشاه فراهم می آمد. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به دستاویز منابع گوناگون به بررسی و تحلیل نقش بزرگان و اشراف در شاه گزینی پادشاهان اشکانی از آغاز تا مرگ اردوان دوم پرداخته خواهد شد. کلید واژه ها: اشکانیان، خاندان های نژاده، اشراف و بزرگان، عزل و نصب پادشاهان.
۷.

پاتریمونیالیسم و خودکامگی سیاسی در عصر اول حاکمیت قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۲۷ تعداد دانلود : ۴۹۲
پادشاهان قاجار تا قبل از انقلاب مشروطیت، با گسترش و توسعه دیوان سالاری، توانستند سلطه سیاسی خود را که از ویژگی خودکامگی برخوردار بود، بر جامعه تسری دهند. بنابراین هدف این مقاله بررسی پدیده خودکامگی سیاسی به اتکای دیوان سالاری و بر اساس الگوی دولت پاتریمونیال ماکس وبر می باشد. در ساختار سیاسی قاجاریه، شاه که در رأس همه امور بود، در نقش حاکم پاتریمونیالی عمل می کرد که بنا به میل و اراده خود و با ملاک هایی که خود تعیین می کرد، اعضای دیوان سالاری را انتخاب می نمود، با نظارت شدید، آن ها را کنترل و هر زمان که دامنه اقتدارش با خطر کاهش تهدید می شد، به حذف آن ها از مجمع دیوان سالاران مبادرت می کرد. اعضای دیوان سالاری نیز در مقابل، تلاش خود را بر تقویت سلطه سنتی شاه بر جامعه با ایفای وظیفه سرسپردگیشان متمرکز می کردند. آنها می دانستند بقا و دوامشان، بستگی مستقیمی با عملکردشان در جهت افزایش اقتدار خودکامه شاه داشت. در سلطه سنتی وبری، خودکامگی وجهی از اقتدارطلبی است که به کمک شرایط خاصی از جمله وجود یک دیوان سالاری وابسته به حکومت محقق می شود، به گونه ای که دیوان سالاری بازوی اجرایی یک فرمانروای پاتریمونیال می باشد.
۸.

دبیران و سنت دبیری در دوره ساسانیان

تعداد بازدید : ۱۱۹۹ تعداد دانلود : ۶۱۵
یکی از کارهای بزرگی که اردشیر بابکان (۲۲۴–۲۴۰ م) بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی انجام داد، این بود که با وضع قوانین و ایجاد سازمان اداری تازه ای برای کشور، دولت خود را بر شالوده های استواری بنیان نهاد. پیش از ساسانیان، جامعهٔ ایرانی به سه طبقه تقسیم می شد، امّا اردشیر طبقهٔ دیگری به آن افزود که کار آنها ادارهٔ امور اداری کشور بود. این طبقه، دبیران یا نویسندگان بودند و «کارمندان دولت» هم نامیده می شدند و در طبقهٔ سوم جامعهٔ ساسانی قرار می گرفتند. رئیس این طبقه «ایران دبیربد» یا «دبیران مهشت» نامیده می شد که دارای قدرت اداری زیادی بود و گهگاه حتی در امور سیاسی نیز دخالت می کرد. بزرگ ترین هنری که طبقهٔ دبیران را از دیگر طبقات ممتاز می کرد و آنها را در رأس کارهای دولت قرار می داد، آگاهی ها و دانش و ورزیدگی آنها در نویسندگی بود چون دبیران تنها کسانی بودند که دربارهٔ امور مختلف خواندن و نوشتن می دانستند و برای آموختن نکات لازم و رسیدن به این مقام باید مراحل مختلفی را طی می کردند و در «دبیرستان»، درس هایی ویژه می آموختند تا در نظام گسترده و منسجم اداری آن روزگار، در کنار سایر صاحب منصبان به شاهنشاهی ساسانی و سرزمین خود خدمت کنند. در این جستار، کوشش خواهد شد با استفاده از منابع تاریخی و پژوهش های تازه، به بررسی طبقات گوناگون دبیران و وظایف و مسئولیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که هر یک از آنها در سازمان اداری دورهٔ ساسانیان بر عهده داشته اند، پرداخته شود.
۹.

خودای نامگ در بندهشن (گزارش تاریخ ساسانیان در بندهشن)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۴۶
متن های زردشتی فارسی میانه که پس از واژگونی شاهنشاهی ساسانیان و در سدة سوم هجری/ نهم میلادی، بر بنیاد ترجمه ها و تفسیرهای اوستای روزگار ساسانیان تدوین و گردآوری شده اند، برای شناخت دین، فرهنگ و تاریخ ساسانیان اهمیت چشمگیری دارند. یکی از این متن ها، کتاب بُنْدَهِشنْ (= آفرینش آغازین/ آفرینش بنیادین) است که گنجینه ای از دانش و آگاهیهای زردشتی است و بسیاری از اسطوره ها و افسانه های کهن ایرانی را از نابودی دور نگاه داشته است. احتمالاً گردآوری و تألیف اولیة این کتاب در پایان دورة ساسانیان انجام شده بود، امّا مدوِّنِ نهایی بندهشن در سدة سوم هجری، با بهره گیری از منابع گوناگون دینی و تاریخی آگاهیهای دیگری به این کتاب افزوده است. در فصل 33 بندهشن به نام «دربارة گزندی که هزاره هزاره به ایرانشهر آمد،» چکیده ای از تاریخ ایرانیان از آغاز آفرینش تا آمدن تازیان به ایرانشهر و مرگ یزدگرد سوم آمده است و آنگاه بر بنیاد پیشگویی های زردشتیان، سرنوشت آیندة ایرانشهر تا پیدایی سوشیانس گزارش شده است. آگاهیهای درست این فصل دربارة کوشش اردشیر بابکان برای نابودی کَذَگْ خُوَتایان (= ملوک الطوایف) و آراستن دوبارة دین زردشتی؛ جنگ های شاپور دوّم با تازیان؛ خشکسالی هفت سالة دورة پیروز و تاخت و تازهای هپتالیان؛ پیدایی مزدک در دورة قباد و نابودی او با پایمردی خسرو انوشیروان و نبرد او با هون ها، و سپس آمدن تازیان به ایرانشهر در دورة یزدگرد سوم تا مرگ او، همگی بر بنیاد خودای نامگ (تاریخ ملّی ایرانیان) نگاشته شده اند، و ازاین رو باید بندهشن را چنان منبعی سودمند برای مطالعة تاریخ ساسانیان نگریست.
۱۰.

اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۶۰ تعداد دانلود : ۶۲۱
در دوره ساسانیان که دین و پادشاهی همچون دو برادر همزاد انگاشته می شدند، پادشاهان ساسانی به ویژه پس از تاج گذاری و یا پیروزی در نبردها، پیشکش های شاهانه ای به آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی می بخشیدند و این خود گواه نگرشِ نیک آنها به دینِ کهنِ زردشتی همچون دین ملّی ایرانیان هم بود. شگفت این که اردشیر بابکان (224-240 م.)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، پس از نبردهایی پیروزمندانه سرهای بریده هماوردان خود در شهر مرو خراسان را به آتشکده خدابانو آناهیتا در اصطخر پارس فرستاد. پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ساسانیان چندان به این رخداد نپرداخته اند و آگاهی های کنونی ما درباره این که چرا اردشیر سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش می دهد، بسیار ناچیز است. در این پژوهش پیوند اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا در یک بافت گسترده تر نگریسته خواهد شد و خواهیم دید که بخشیدن چنین پیشکش هایی به آناهیتا با ویژگی های جنگجویانه این خدابانو پیوستگی داشته است، چراکه در آبان یشت اوستا، آناهیتا نه تنها خدای آب ها و باروری، که خدای جنگ و جنگاوری است و پادشاهان و پهلوانان ایرانی را در نبردها کامیابی می بخشد. اردشیر بابکان، سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش داده بود تا ستاینده راستین این خدابانوی جنگ و جنگاوری باشد؛ خدایی که دوشادوش اهورامزدا، شهریاری را به تخمه ساسانیان بخشیده بود.  
۱۱.

ستیز و سازش أهل البُیُوتات و بزرگان با پادشاه در دورة ساسانیان (از خیزش ساسانیان تا پادشاهی قباد یکم)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خاندان های ایرانی أهل البیوتات بزرگان و اشراف ستیز و سازش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۶۷
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.
۱۲.

داستانی از چند چشم انداز (مطالعهٔ تطبیقی تاج ستانی بهرام گور در شاهنامه و منابع تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۵۱۰
بهرام پنجم یا بهرام گور (420-438 م.) یکی از پادشاهانی است که یاد و خاطره ی زندگی و فرمانروایی او در منابع تاریخی و ادبی دوره ی اسلامی، با شاخ و برگ های داستانی و افسانه ای آمیخته شده است. بهرام، پادشاه تاریخ و افسانه هاست و داستان ها و افسانه های بسیاری درباره ی او بازگو می شود و گهگاه حتی چهره ی یک پادشاه افسانه ای یا پهلوانی جنگاور به خود می گیرد. یکی از شناخته شده ترین داستان ها درباره ی بهرام گور، داستان نبرد بهرام گور با شیرها و تاج ستانی اوست که هم در شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی و هم در بسیاری از منابع تاریخی دوره ی اسلامی دیده می شود. در این پژوهش به مطالعه ی تطبیقی گزارش داستان تاج ستانی بهرام گور و نبرد او با شیرها در شاهنامه ی فردوسی با مهم ّترین منابع تاریخی دوره ی اسلامی خواهیم پرداخت. این پژوهش نشان می دهد که به طورکلّی، هسته ی اصلی گزارش شاهنامه ی فردوسی و مهمّ ترین منابع تاریخی دوره ی اسلامی درباره ی تاج ستانی بهرام گور و نبرد با شیرها یکی است و در مطالعه ی تاریخ ساسانیان باید همواره شاهنامه را به عنوان یک منبع تاریخی نگریست.  
۱۳.

خسرو انوشیروان و شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران در دورة ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جندی شاپور خسرو انوشیروان فرهنگ و تمدن دانش دوستی کار و کوشش

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۳۱۳۴ تعداد دانلود : ۲۴۵۳
شکوفایی فرهنگ و تمدن یک سرزمین پیوند تنگاتنگی با خردمندی و فرهیختگی فرمانروایان آن دارد و اگر این ویژگی ها با بردباری و آزاداندیشی یک فرمانروا همراه شود، نخبگان و اندیشمندان به سوی او روی خواهند آورد. خسرو انوشیروان (531-579 م.) پادشاه فرهیخته و خردمند ساسانیان، چنان که منابع تاریخی ایرانی و ناایرانی گواه اند، هم دانش دوست بود و هم آکنده از بردباری دینی و آزاداندیشی. ازاین رو، در دوره فرمانروایی او دانشمندانی از دیگر سرزمین ها به ایران آمدند که یک نمونه آن، ورود فیلسوفان و پزشکان بیگانه به شهر جندی شاپور در خوزستان بود. خسرو انوشیروان که شیفته دانش و فلسفه بود و همیشه با فیلسوفان و اندیشمندان گفت وگوها و هم اندیشی داشت، تلاش زیادی هم برای گردآوری کتاب های علمی هندی و یونانی و ترجمه ی آنها به زبان پهلوی (= فارسی میانه) انجام داد. همچنین خسرو انوشیروان برای گستراندن امنیّت در ایران، نهادینه کردن فرهنگ کار و کوشش و ایجاد همدلی و یکپارچگی در کشور، که همگی از زمینه های پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن ها بوده اند، فعالیت های زیادی کرد. در این پژوهش، کوشش خواهد شد با سودجستن از منابع تاریخی و به روش توصیفی تحلیلی، به اقدامات خسرو انوشیروان برای شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته شود
۱۴.

ساختار سیاسی -اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۳۳ تعداد دانلود : ۷۳۹
مادها گروه هایی از مردمان هند و اروپایی آسیای میانه بودند که در سده های نخستین هزاره نخست پیش از میلاد، تا کوه های زاگرس پیش تاخته، در غرب و شمال غرب فلات ایران فرود آمدند و پهنه جغرافیایی زیستگاه آنان، سرزمین «ماد» نام گرفت. اگرچه متن های کهن میانرودانی در سده های دهم تا هفتم پیش از میلاد به ده ها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که در این دوره، مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، گزارش های یونانی، پادشاهی ماد را از دوره دیوکس (دیئوکّو؟)، که نخستین شهریار و بنیان گذار پادشاهی مادها نام گرفته، یک شاهنشاهی نیرومند، سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند. آگاهی های امرزوی نشان می دهند که این نوشته ها درباره سازمان یافتگی و نهادهای فرهنگی و سازمان اداری مادها، بازنمایی نهادها و سازمان های دوره هخامنشیان بوده که به اندام مادها پوشانده شده است، و پادشاهی ماد در دوره بزرگی از تاریخ زودگذر خود، ساختاری از هم گسیخته داشته و اتحادیه ای از قبیله های مادی و مردم میانرودانی مآب سرزمین ماد، و فاقد نهادها و سازمان های پایدار سیاسی و فرهنگی بوده است. در این جُستار، با نگاهی به چگونگی بنیادگرفتن پادشاهی ماد به عنوان نخستین پادشاهی آریاییان ایرانی در غرب فلات ایران به ساختار سیاسی- اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد پرداخته خواهد شد.
۱۵.

نقش بزرگان و نژادگان در محاکمه و مرگ خسرو پرویز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خسرو پرویز شیرویه محاکمة خسرو پرویز نامة شیرویه به خسرو پرویز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۳ تعداد دانلود : ۸۸۰
در فوریة 628 م. گروهی از بزرگان و هموندان خاندان های نژادة ایرانی و فرماندهان سپاه که از شیوة فرمانروایی و سیاست های خسرو پرویز (590-628 م.) به خشم آمده بودند، در یک شورش بزرگ، خسرو را به زندان انداختند و شیرویه، بزرگ ترین پسر او را به تخت نشاندند. آنها گستاخانه از پادشاهِ دست نشاندة خود، خواهان کشتن خسرو شدند، امّا شیرویه که از سویی نمی خواست دست به خون پدرش بیالاید و از سوی دیگر، در چنگ شورشیان گرفتار شده بود، به اشارة بزرگانِ بیزار از خسرو، در پیغامی به پدرش یکایکِ گناهان او را یادآور شد، تا اگر می تواند پاسخی به آنها دهد، تا شاید بزرگان از ریختن خون او درگذرند. خسرو به زبانی آمیخته با نکوهشِ شیرویه، برای همة کارها و سیاست های خود استدلال هایی آورد و به یکایک گناهان چنان پاسخ داد که حتی شیرویه با شنیدن آنها، بهانه ای برای کشتن پدرش نمی دید، امّا بزرگانْ خشمگینانه کشتن او را خواستار بودند و کامیاب هم شدند. پیغام نامة شیرویه به پدرش را می توان گزارش محاکمة خسرو پرویز نامید که در آن، بزرگان ایرانی از زبان شیرویه ستمگری ها و شیوة زیان آورِ پادشاهی خسرو را یادآور شده اند تا گناهکاری او و حقّانیت بزرگان ایرانی برای همگان آشکار گردد. پاسخ های خسرو به نامه شیرویه هم، دفاعیة خسرو در این محاکمه است که در آن می کوشد حقّانیت و درستی سیاست ها و شیوة فرمانروایی خود را بازگوید. در این جستار، به مطالعة پیغام نامة شیرویه به پدرش و پاسخ های او، و چگونگی محاکمه و کشته شدن خسرو پرویز خواهیم پرداخت و می کوشیم اهمیّت تاریخی این پیغام نامه ها را برای شناخت پاره ای از سیاست های خسرو پرویز و رخدادهای دورة او نشان دهیم.
۱۶.

ستیزة خاندان های نژاده با انگارةحقّایزدیِ شهریاری ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان بهرام چوبین خاندان های نژاده شهروراز حق خاندانی فرمانروایی ساسانیان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۱۰۲۸ تعداد دانلود : ۸۰۶
ایرانیان در درازای تاریخ ساسانیان، باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمه ساسانیان باشد.هموَندان خاندان های نژاده ای همچون اسپاهبد، مهران، کارن، سورن و دیگر خاندان های ایرانی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. تنها در شامگاه تاریخ ساسانیان بود که باور به حقِّ ایزدی و خاندانیفرمانروایی ساسانیان، اندکی رنگ باخت و هموَندان پاره ای خاندان های بزرگ خواستار گرفتن تخت پادشاهی ایران شدند. اگرچه آنها چندان کامیاب نبودند و از دیدگاه بیشتر ایرانیان، ربایندة حقِّ ایزدی فرمانروایی ساسانیان انگاشته می شدند، امّا ستیزه های پاره ای خاندان ها با پادشاه بزرگ تیسفون، گذشته از جنگ های خانگی و شورش ها، چنان شالوده های پادشاهی ساسانیان را لرزانید که در یورش عرب ها به ایران، دیگر توانی برای پایداری و جنگ با دشمن وجود نداشت.در این پژوهش، سؤال اصلی این است که خاندان های نژاده و بزرگان ایرانی، از آغاز پادشاهی هرمزد چهارم تا مرگ یزدگرد سوم دربارة حقِّایزدیِ شهریاری ساسانیان چه دیدگاهی داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که در این برهة زمانی، باور به حقِّ ایزدی خاندان ساسانیان برای فرمانروایی در ایران، سست شده بود و هموَندان پاره ای خاندان های نژاده حتی برای ستاندن تاج و تخت پادشاهی ایران با ساسانیان به ستیزه برمی خاستند.
۱۷.

رزم گودرز و پیران (جستاری دربارة یک منبع ناشناختة شاهنامة فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۹۴ تعداد دانلود : ۵۹۲
در دورة ساسانیان کتاب های زیادی دربارة تاریخ، حماسه، قصّه، داستان های عاشقانه و افسانه های باستانی ایرانی وجود داشته است. پس از نابودی ساسانیان، بسیاری از این کتاب ها در گذشتِ روزگاران ناپدید گشتند و پاره ای نیز در سده های نخستین اسلامی از پهلوی به عربی ترجمه شدند. کتاب ناشناختة «رزم گودرز و پیران» یکی از آنهاست. در پژوهش هایی که دربارة ادبیات پهلوی و سُنَّت شاهنامه سَرایی در ایران انجام شده اند هیچگونه اشاره ای به کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» و ترجمة عربی آن به نام «حرب جوذرز و پیران» به چشم نمی آید. با این همه، اشارة روشن ابوعبدالله احمد بن محمَّد بن اسحاق به ابراهیم ابن فَقیه هَمَدانی، جغرافیادان ایرانی سدة دوّم و سوم هجری، به کتاب «حرب جوذرز و پیران» و آوردن گفتاری از نامة مفصّل پیران به گودرز از این کتاب، آشکارا گواه است که کتابی پهلوی به نام «رزم گودرز و پیران» وجود داشته است و این داستان حماسی، همانند بسیاری دیگر از کتاب های پهلوی در سدة دوّم/ سوم هجری به زبان عربی نیز ترجمه شده است. از سوی دیگر، گفتاری که ابن فقیه هَمَدانی از نامة پیران به گودرز از کتاب «حرب جوذرز و پیران» آورده است، چنان با همین گفتار از نامة پیران به گودرز در شاهنامة فردوسی همانندی دارد که باید انگاشت گردآورندگان «شاهنامة ابومنصوری» کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» را می شناخته اند و منبع آن ها در نوشتن داستان نبرد «دوازده رخ» یا «رزم گودرز و پیران»، کتاب پهلویِ «رزم گودرز و پیران» بوده است. همچنین نام نبرد «دوازده رخ» در چند دست نوشتة شاهنامة فردوسی، «رزم گودرز و پیران» آمده است و این نبرد بزرگی بود در کین خواهی خون سیاوش از تورانیان و احتمالاً نام اوّلیة این نبرد کین خواهانه در شاهنامه، «رزم گودرز و پیران» بوده است و سپس به دلیل نبرد یازده یا دوازده هماورد ایرانی و تورانی با همدیگر در پایانِ این جنگ، نام «یازده رخ» و یا «دوازده رخ» گرفته است.
۱۸.

پژواکی از سنگ نوشته های داریوش بزرگ در «اخبار البُلدان» ابن فَقیه هَمَدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: همدان داریوش بزرگ سنگ نوشته بیستون ابن فَقیه هَمَدانی اخبار البُلدان کوه الوند نقش رستم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان هخامنشی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
تعداد بازدید : ۱۲۴۲ تعداد دانلود : ۶۴۳
ابوعبدالله احمد بن محمّد بن اسحاق به ابراهیم هَمَدانی ابن فَقیه هَمَدانی، جغرافیدان ایرانی (نزدیک به: 255-330ﻫ. ق.) در کتاب ارزشمند خود «اخبار البُلدان» که احتمالاً در 290ﻫ. ق./ 903م. نوشته شده است، ترجمه متن دو سنگ نوشته در دامنه کوه الوند همدان (= سنگ نوشته های گنج نامه) را آورده است. با وجود این، ترجمه او کوچک ترین همانندی ای با متن سنگ نوشته های داریوش بزرگ و خشایارشا در دامنه کوه الوند ندارد و آشکارا پژواکی از محتوای سنگ نوشته داریوش بزرگ در کوه بیستون و سنگ نوشته آرامگاه او در نقش رستم پارس است. هدفِ این پژوهش پاسخ به این پرسش است که چرا هنوز در سده سوم ﻫجری قمری از بین همه سنگ نوشته های هخامنشیان، تنها بازتابی از دو سنگ نوشتة بیستون و آرامگاه داریوش بزرگ در خاطره مردم همدان وجود داشته است و ابن فَقیه هَمَدانی پژواکی از سنگ نوشته های بیستون و نقش رستم داریوش بزرگ را به عنوان ترجمه سنگ نوشته های کوه الوند آورده است.
۱۹.

موقعیّت جغرافیایی جنگ هرمزدگان؛ جنوب یا شمال؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۸۱۲
جنگ «هرمزدگان» در روز سی اُم مهر/ بیست و هشتم آوریل 224 م. یکی از بزرگ ترین جنگ ها در تاریخ ایران و حتا تاریخ شرق باستان است. با مرگ اردوان چهارم/ 213-224 م، آخرین پادشاه پارتیان در این جنگ بود که هماورد جنگجوی او، اردشیر بابکان/ 224-240 م، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، خود را «شاهنشاه» خواند و سپس با گشودن تختگاه پارتیان و جنگ هایی دیگر با خاندان های نژادة پارتی و بسیاری پادشاهان محلّی که در ایران پراکنده بودند، «شاهنشاه ایران» نامیده شد. جنگ هرمزدگان، آغاز نزدیک به پنج سده فرمانروایی ساسانیان در ایران، و هم نشانة آغاز دورة تازه ای از جنگ های ایرانیان و رومی ها بود. با وجود این، هنوز موقعیّت جغرافیایی دشت هرمزدگان/ هرمزجان/ هرمزدجان/ مزدجان که طبری و دیگران آن را آوردگاهِ جنگ اردوان چهارم و اردشیر بابکان خوانده اند، شناخته شده نیست و یا دست کم، دیدگاه های گوناگونی دربارة آن وجود دارد. در این جستار، براساس روش تاریخی، به مطالعه و نقد همة این انگاره ها دربارة موقعیّت جغرافیایی دشت هرمزدگان خواهیم پرداخته شد و یک نقطة جغرافیایی تازه به عنوان آوردگاه نبرد هرمزدگان پیشنهاد داده شد.
۲۰.

سه چهرهٔ یک پادشاه؛ گناهکار، پیروزمند و نیک، یا کوروشِ دیگر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان مسیحیان یهودیان زردشتیان یزدگرد یکم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای نمایشی رقص ایران تاریخچه
تعداد بازدید : ۱۰۸۳ تعداد دانلود : ۹۷۷
یزدگرد یکُم. 399-420 میلادی با دوری جستن از جنگ با امپراتوری روم که خود سخت گرفتار شورش ها و آشفتگی های سیاسی بود و پایان بخشیدن به پیگردها و آزارهای گهگاه مسیحیان و یهودیان، هم بزرگان ایرانی خواهنده جنگ با دشمن دیرینه ایران را به خشم آورد و هم آزردگی و ناخشنودی موبدان زردشتی را که هیچگاه چشم دیدن بردباری مذهبی شهریاران ایران و گسترش فزاینده آموزه های مذهبی بیگانه در ایران را نداشتند. از این رو، در سُنَّت تاریخنگاری ساسانیان، که بازتاب دیدگاه موبدان و بزرگان زردشتی است، گویا بیش تر در واکنش به بردباری و شکیبایی مذهبی یزدگرد با یهودیان و مسیحیان، او چهره فرمانروایی گناهکار، خشن و ستمگر به خود می گیرد. گذشته از این چهره زشت یزدگرد، دو چهره دیگر هم از او، در ادبیات یهودی و مسیحی، به چشم می آید. گزارش های یهودی که از پیوند دوستانه یزدگرد با یهودیان سخن می گویند، او را بسیار نیک خواه و هوادار یهودیان و همچون یک کوروش دیگر می خوانند و مسیحیان همروزگار یزدگرد، او را فرمانروایی پیروزمند و نیک و همچون یک کنستانتین دیگر برای دنیای مسیحیت می انگاشتند. در این پژوهش، کوشش خواهد شد از دیدگاه زردشتیان، یهودیان و مسیحیان، به توصیف این سه چهره یزدگرد و واکاوی ناسازگاری نگاه سُنَّت ایرانی با گزارش های یهودی و مسیحی درباره دوره فرمانروایی یزدگرد پرداخته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان