شهرام جلیلیان

شهرام جلیلیان

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز
پست الکترونیکی: jalilianshahram@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

پاتریمونیالیسم و خودکامگی سیاسی در عصر اول حاکمیت قاجاریه

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
پادشاهان قاجار تا قبل از انقلاب مشروطیت، با گسترش و توسعه دیوان سالاری، توانستند سلطه سیاسی خود را که از ویژگی خودکامگی برخوردار بود، بر جامعه تسری دهند. بنابراین هدف این مقاله بررسی پدیده خودکامگی سیاسی به اتکای دیوان سالاری و بر اساس الگوی دولت پاتریمونیال ماکس وبر می باشد. در ساختار سیاسی قاجاریه، شاه که در رأس همه امور بود، در نقش حاکم پاتریمونیالی عمل می کرد که بنا به میل و اراده خود و با ملاک هایی که خود تعیین می کرد، اعضای دیوان سالاری را انتخاب می نمود، با نظارت شدید، آن ها را کنترل و هر زمان که دامنه اقتدارش با خطر کاهش تهدید می شد، به حذف آن ها از مجمع دیوان سالاران مبادرت می کرد. اعضای دیوان سالاری نیز در مقابل، تلاش خود را بر تقویت سلطه سنتی شاه بر جامعه با ایفای وظیفه سرسپردگیشان متمرکز می کردند. آنها می دانستند بقا و دوامشان، بستگی مستقیمی با عملکردشان در جهت افزایش اقتدار خودکامه شاه داشت. در سلطه سنتی وبری، خودکامگی وجهی از اقتدارطلبی است که به کمک شرایط خاصی از جمله وجود یک دیوان سالاری وابسته به حکومت محقق می شود، به گونه ای که دیوان سالاری بازوی اجرایی یک فرمانروای پاتریمونیال می باشد.
۲.

نقش اشراف و انجمن های مشورتی در عزل و نصب پادشاهان اشکانی (از برآمدن اشکانیان تا پایان پادشاهی اردوان دوم)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
در دوره اشکانیان، اشراف و بزرگان از ارکان اصلی دستگاه پادشاهی بودند. آنها امتیازهای ویژه ای در دربار داشتند و عضو شورای بزرگان یا انجمن های سلطنتی بودند که گهگاه به گزینش یا خلع پادشاهان می پرداختند. اگرچه در سال های آغاز شاهنشاهی اشکانی، پادشاهان از حمایت و همکاری اشراف و بزرگان برخوردار بودند و قدرت شاهنشاه به مراتب بر قدرت اشراف و بلندپایگان برتری داشت، اما با گسترش قلمرو اشکانیان و با گشوده شدن سرزمین های تازه، اشراف قدرت بیشتری کسب کردند. افزایش قدرت اشراف باعث شد که در دوران گسیختگی دستگاه پادشاهی، ردپای آنها در برخی شاه گزینی ها و یا عزل پادشاهان اشکانی دیده شود. سوال اصلی در پژوهش این است که اشراف و بزرگان اشکانی از آغاز فرمانروایی اشکانیان (247 پ. م.) تا پایان پادشاهی اردوان دوم (10/11- 38 م.) چه نقشی در عزل و نصب پادشاهان داشته اند؟ این جستار نشان می دهد در این برهه از تاریخ اشکانیان، هنگامی که پادشاه نیرومندی بر تخت سلطنت تکیه می زد، گزینش ولیعهد به دست خود او انجام می گرفت اما در دوره ناتوانی و ضعف دستگاه پادشاهی، زمینه برای مداخله اشراف و انجمن های مشورتی در انتخاب یا عزل پادشاه فراهم می آمد. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به دستاویز منابع گوناگون به بررسی و تحلیل نقش بزرگان و اشراف در شاه گزینی پادشاهان اشکانی از آغاز تا مرگ اردوان دوم پرداخته خواهد شد. کلید واژه ها: اشکانیان، خاندان های نژاده، اشراف و بزرگان، عزل و نصب پادشاهان.
۳.

دبیران و سنت دبیری در دوره ساسانیان

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
یکی از کارهای بزرگی که اردشیر بابکان (۲۲۴–۲۴۰ م) بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی انجام داد، این بود که با وضع قوانین و ایجاد سازمان اداری تازه ای برای کشور، دولت خود را بر شالوده های استواری بنیان نهاد. پیش از ساسانیان، جامعهٔ ایرانی به سه طبقه تقسیم می شد، امّا اردشیر طبقهٔ دیگری به آن افزود که کار آنها ادارهٔ امور اداری کشور بود. این طبقه، دبیران یا نویسندگان بودند و «کارمندان دولت» هم نامیده می شدند و در طبقهٔ سوم جامعهٔ ساسانی قرار می گرفتند. رئیس این طبقه «ایران دبیربد» یا «دبیران مهشت» نامیده می شد که دارای قدرت اداری زیادی بود و گهگاه حتی در امور سیاسی نیز دخالت می کرد. بزرگ ترین هنری که طبقهٔ دبیران را از دیگر طبقات ممتاز می کرد و آنها را در رأس کارهای دولت قرار می داد، آگاهی ها و دانش و ورزیدگی آنها در نویسندگی بود چون دبیران تنها کسانی بودند که دربارهٔ امور مختلف خواندن و نوشتن می دانستند و برای آموختن نکات لازم و رسیدن به این مقام باید مراحل مختلفی را طی می کردند و در «دبیرستان»، درس هایی ویژه می آموختند تا در نظام گسترده و منسجم اداری آن روزگار، در کنار سایر صاحب منصبان به شاهنشاهی ساسانی و سرزمین خود خدمت کنند. در این جستار، کوشش خواهد شد با استفاده از منابع تاریخی و پژوهش های تازه، به بررسی طبقات گوناگون دبیران و وظایف و مسئولیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که هر یک از آنها در سازمان اداری دورهٔ ساسانیان بر عهده داشته اند، پرداخته شود.
۴.

خودای نامگ در بندهشن (گزارش تاریخ ساسانیان در بندهشن)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
متن های زردشتی فارسی میانه که پس از واژگونی شاهنشاهی ساسانیان و در سدة سوم هجری/ نهم میلادی، بر بنیاد ترجمه ها و تفسیرهای اوستای روزگار ساسانیان تدوین و گردآوری شده اند، برای شناخت دین، فرهنگ و تاریخ ساسانیان اهمیت چشمگیری دارند. یکی از این متن ها، کتاب بُنْدَهِشنْ (= آفرینش آغازین/ آفرینش بنیادین) است که گنجینه ای از دانش و آگاهیهای زردشتی است و بسیاری از اسطوره ها و افسانه های کهن ایرانی را از نابودی دور نگاه داشته است. احتمالاً گردآوری و تألیف اولیة این کتاب در پایان دورة ساسانیان انجام شده بود، امّا مدوِّنِ نهایی بندهشن در سدة سوم هجری، با بهره گیری از منابع گوناگون دینی و تاریخی آگاهیهای دیگری به این کتاب افزوده است. در فصل 33 بندهشن به نام «دربارة گزندی که هزاره هزاره به ایرانشهر آمد،» چکیده ای از تاریخ ایرانیان از آغاز آفرینش تا آمدن تازیان به ایرانشهر و مرگ یزدگرد سوم آمده است و آنگاه بر بنیاد پیشگویی های زردشتیان، سرنوشت آیندة ایرانشهر تا پیدایی سوشیانس گزارش شده است. آگاهیهای درست این فصل دربارة کوشش اردشیر بابکان برای نابودی کَذَگْ خُوَتایان (= ملوک الطوایف) و آراستن دوبارة دین زردشتی؛ جنگ های شاپور دوّم با تازیان؛ خشکسالی هفت سالة دورة پیروز و تاخت و تازهای هپتالیان؛ پیدایی مزدک در دورة قباد و نابودی او با پایمردی خسرو انوشیروان و نبرد او با هون ها، و سپس آمدن تازیان به ایرانشهر در دورة یزدگرد سوم تا مرگ او، همگی بر بنیاد خودای نامگ (تاریخ ملّی ایرانیان) نگاشته شده اند، و ازاین رو باید بندهشن را چنان منبعی سودمند برای مطالعة تاریخ ساسانیان نگریست.
۵.

اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۳
در دوره ساسانیان که دین و پادشاهی همچون دو برادر همزاد انگاشته می شدند، پادشاهان ساسانی به ویژه پس از تاج گذاری و یا پیروزی در نبردها، پیشکش های شاهانه ای به آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی می بخشیدند و این خود گواه نگرشِ نیک آنها به دینِ کهنِ زردشتی همچون دین ملّی ایرانیان هم بود. شگفت این که اردشیر بابکان (224-240 م.)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، پس از نبردهایی پیروزمندانه سرهای بریده هماوردان خود در شهر مرو خراسان را به آتشکده خدابانو آناهیتا در اصطخر پارس فرستاد. پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ساسانیان چندان به این رخداد نپرداخته اند و آگاهی های کنونی ما درباره این که چرا اردشیر سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش می دهد، بسیار ناچیز است. در این پژوهش پیوند اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا در یک بافت گسترده تر نگریسته خواهد شد و خواهیم دید که بخشیدن چنین پیشکش هایی به آناهیتا با ویژگی های جنگجویانه این خدابانو پیوستگی داشته است، چراکه در آبان یشت اوستا، آناهیتا نه تنها خدای آب ها و باروری، که خدای جنگ و جنگاوری است و پادشاهان و پهلوانان ایرانی را در نبردها کامیابی می بخشد. اردشیر بابکان، سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش داده بود تا ستاینده راستین این خدابانوی جنگ و جنگاوری باشد؛ خدایی که دوشادوش اهورامزدا، شهریاری را به تخمه ساسانیان بخشیده بود.  
۶.

ستیز و سازش أهل البُیُوتات و بزرگان با پادشاه در دورة ساسانیان (از خیزش ساسانیان تا پادشاهی قباد یکم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خاندان های ایرانی أهل البیوتات بزرگان و اشراف ستیز و سازش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۸ تعداد دانلود : ۶۷۶
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.
۷.

داستانی از چند چشم انداز (مطالعهٔ تطبیقی تاج ستانی بهرام گور در شاهنامه و منابع تاریخی)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
بهرام پنجم یا بهرام گور (420-438 م.) یکی از پادشاهانی است که یاد و خاطره ی زندگی و فرمانروایی او در منابع تاریخی و ادبی دوره ی اسلامی، با شاخ و برگ های داستانی و افسانه ای آمیخته شده است. بهرام، پادشاه تاریخ و افسانه هاست و داستان ها و افسانه های بسیاری درباره ی او بازگو می شود و گهگاه حتی چهره ی یک پادشاه افسانه ای یا پهلوانی جنگاور به خود می گیرد. یکی از شناخته شده ترین داستان ها درباره ی بهرام گور، داستان نبرد بهرام گور با شیرها و تاج ستانی اوست که هم در شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی و هم در بسیاری از منابع تاریخی دوره ی اسلامی دیده می شود. در این پژوهش به مطالعه ی تطبیقی گزارش داستان تاج ستانی بهرام گور و نبرد او با شیرها در شاهنامه ی فردوسی با مهم ّترین منابع تاریخی دوره ی اسلامی خواهیم پرداخت. این پژوهش نشان می دهد که به طورکلّی، هسته ی اصلی گزارش شاهنامه ی فردوسی و مهمّ ترین منابع تاریخی دوره ی اسلامی درباره ی تاج ستانی بهرام گور و نبرد با شیرها یکی است و در مطالعه ی تاریخ ساسانیان باید همواره شاهنامه را به عنوان یک منبع تاریخی نگریست.  
۸.

خسرو انوشیروان و شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران در دورة ساسانیان

کلید واژه ها: جندی شاپور خسرو انوشیروان فرهنگ و تمدن دانش دوستی کار و کوشش

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۱۰۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۸۲
شکوفایی فرهنگ و تمدن یک سرزمین پیوند تنگاتنگی با خردمندی و فرهیختگی فرمانروایان آن دارد و اگر این ویژگی ها با بردباری و آزاداندیشی یک فرمانروا همراه شود، نخبگان و اندیشمندان به سوی او روی خواهند آورد. خسرو انوشیروان (531-579 م.) پادشاه فرهیخته و خردمند ساسانیان، چنان که منابع تاریخی ایرانی و ناایرانی گواه اند، هم دانش دوست بود و هم آکنده از بردباری دینی و آزاداندیشی. ازاین رو، در دوره فرمانروایی او دانشمندانی از دیگر سرزمین ها به ایران آمدند که یک نمونه آن، ورود فیلسوفان و پزشکان بیگانه به شهر جندی شاپور در خوزستان بود. خسرو انوشیروان که شیفته دانش و فلسفه بود و همیشه با فیلسوفان و اندیشمندان گفت وگوها و هم اندیشی داشت، تلاش زیادی هم برای گردآوری کتاب های علمی هندی و یونانی و ترجمه ی آنها به زبان پهلوی (= فارسی میانه) انجام داد. همچنین خسرو انوشیروان برای گستراندن امنیّت در ایران، نهادینه کردن فرهنگ کار و کوشش و ایجاد همدلی و یکپارچگی در کشور، که همگی از زمینه های پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن ها بوده اند، فعالیت های زیادی کرد. در این پژوهش، کوشش خواهد شد با سودجستن از منابع تاریخی و به روش توصیفی تحلیلی، به اقدامات خسرو انوشیروان برای شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته شود
۹.

ساختار سیاسی -اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
مادها گروه هایی از مردمان هند و اروپایی آسیای میانه بودند که در سده های نخستین هزاره نخست پیش از میلاد، تا کوه های زاگرس پیش تاخته، در غرب و شمال غرب فلات ایران فرود آمدند و پهنه جغرافیایی زیستگاه آنان، سرزمین «ماد» نام گرفت. اگرچه متن های کهن میانرودانی در سده های دهم تا هفتم پیش از میلاد به ده ها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که در این دوره، مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، گزارش های یونانی، پادشاهی ماد را از دوره دیوکس (دیئوکّو؟)، که نخستین شهریار و بنیان گذار پادشاهی مادها نام گرفته، یک شاهنشاهی نیرومند، سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند. آگاهی های امرزوی نشان می دهند که این نوشته ها درباره سازمان یافتگی و نهادهای فرهنگی و سازمان اداری مادها، بازنمایی نهادها و سازمان های دوره هخامنشیان بوده که به اندام مادها پوشانده شده است، و پادشاهی ماد در دوره بزرگی از تاریخ زودگذر خود، ساختاری از هم گسیخته داشته و اتحادیه ای از قبیله های مادی و مردم میانرودانی مآب سرزمین ماد، و فاقد نهادها و سازمان های پایدار سیاسی و فرهنگی بوده است. در این جُستار، با نگاهی به چگونگی بنیادگرفتن پادشاهی ماد به عنوان نخستین پادشاهی آریاییان ایرانی در غرب فلات ایران به ساختار سیاسی- اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد پرداخته خواهد شد.
۱۰.

نقش بزرگان و نژادگان در محاکمه و مرگ خسرو پرویز

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خسرو پرویز شیرویه محاکمة خسرو پرویز نامة شیرویه به خسرو پرویز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۲۹۳
در فوریة 628 م. گروهی از بزرگان و هموندان خاندان های نژادة ایرانی و فرماندهان سپاه که از شیوة فرمانروایی و سیاست های خسرو پرویز (590-628 م.) به خشم آمده بودند، در یک شورش بزرگ، خسرو را به زندان انداختند و شیرویه، بزرگ ترین پسر او را به تخت نشاندند. آنها گستاخانه از پادشاهِ دست نشاندة خود، خواهان کشتن خسرو شدند، امّا شیرویه که از سویی نمی خواست دست به خون پدرش بیالاید و از سوی دیگر، در چنگ شورشیان گرفتار شده بود، به اشارة بزرگانِ بیزار از خسرو، در پیغامی به پدرش یکایکِ گناهان او را یادآور شد، تا اگر می تواند پاسخی به آنها دهد، تا شاید بزرگان از ریختن خون او درگذرند. خسرو به زبانی آمیخته با نکوهشِ شیرویه، برای همة کارها و سیاست های خود استدلال هایی آورد و به یکایک گناهان چنان پاسخ داد که حتی شیرویه با شنیدن آنها، بهانه ای برای کشتن پدرش نمی دید، امّا بزرگانْ خشمگینانه کشتن او را خواستار بودند و کامیاب هم شدند. پیغام نامة شیرویه به پدرش را می توان گزارش محاکمة خسرو پرویز نامید که در آن، بزرگان ایرانی از زبان شیرویه ستمگری ها و شیوة زیان آورِ پادشاهی خسرو را یادآور شده اند تا گناهکاری او و حقّانیت بزرگان ایرانی برای همگان آشکار گردد. پاسخ های خسرو به نامه شیرویه هم، دفاعیة خسرو در این محاکمه است که در آن می کوشد حقّانیت و درستی سیاست ها و شیوة فرمانروایی خود را بازگوید. در این جستار، به مطالعة پیغام نامة شیرویه به پدرش و پاسخ های او، و چگونگی محاکمه و کشته شدن خسرو پرویز خواهیم پرداخت و می کوشیم اهمیّت تاریخی این پیغام نامه ها را برای شناخت پاره ای از سیاست های خسرو پرویز و رخدادهای دورة او نشان دهیم.
۱۱.

ستیزة خاندان های نژاده با انگارةحقّایزدیِ شهریاری ساسانیان

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان بهرام چوبین خاندان های نژاده شهروراز حق خاندانی فرمانروایی ساسانیان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۱۰
ایرانیان در درازای تاریخ ساسانیان، باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمه ساسانیان باشد.هموَندان خاندان های نژاده ای همچون اسپاهبد، مهران، کارن، سورن و دیگر خاندان های ایرانی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. تنها در شامگاه تاریخ ساسانیان بود که باور به حقِّ ایزدی و خاندانیفرمانروایی ساسانیان، اندکی رنگ باخت و هموَندان پاره ای خاندان های بزرگ خواستار گرفتن تخت پادشاهی ایران شدند. اگرچه آنها چندان کامیاب نبودند و از دیدگاه بیشتر ایرانیان، ربایندة حقِّ ایزدی فرمانروایی ساسانیان انگاشته می شدند، امّا ستیزه های پاره ای خاندان ها با پادشاه بزرگ تیسفون، گذشته از جنگ های خانگی و شورش ها، چنان شالوده های پادشاهی ساسانیان را لرزانید که در یورش عرب ها به ایران، دیگر توانی برای پایداری و جنگ با دشمن وجود نداشت.در این پژوهش، سؤال اصلی این است که خاندان های نژاده و بزرگان ایرانی، از آغاز پادشاهی هرمزد چهارم تا مرگ یزدگرد سوم دربارة حقِّایزدیِ شهریاری ساسانیان چه دیدگاهی داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که در این برهة زمانی، باور به حقِّ ایزدی خاندان ساسانیان برای فرمانروایی در ایران، سست شده بود و هموَندان پاره ای خاندان های نژاده حتی برای ستاندن تاج و تخت پادشاهی ایران با ساسانیان به ستیزه برمی خاستند.
۱۲.

رزم گودرز و پیران (جستاری دربارة یک منبع ناشناختة شاهنامة فردوسی)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
در دورة ساسانیان کتاب های زیادی دربارة تاریخ، حماسه، قصّه، داستان های عاشقانه و افسانه های باستانی ایرانی وجود داشته است. پس از نابودی ساسانیان، بسیاری از این کتاب ها در گذشتِ روزگاران ناپدید گشتند و پاره ای نیز در سده های نخستین اسلامی از پهلوی به عربی ترجمه شدند. کتاب ناشناختة «رزم گودرز و پیران» یکی از آنهاست. در پژوهش هایی که دربارة ادبیات پهلوی و سُنَّت شاهنامه سَرایی در ایران انجام شده اند هیچگونه اشاره ای به کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» و ترجمة عربی آن به نام «حرب جوذرز و پیران» به چشم نمی آید. با این همه، اشارة روشن ابوعبدالله احمد بن محمَّد بن اسحاق به ابراهیم ابن فَقیه هَمَدانی، جغرافیادان ایرانی سدة دوّم و سوم هجری، به کتاب «حرب جوذرز و پیران» و آوردن گفتاری از نامة مفصّل پیران به گودرز از این کتاب، آشکارا گواه است که کتابی پهلوی به نام «رزم گودرز و پیران» وجود داشته است و این داستان حماسی، همانند بسیاری دیگر از کتاب های پهلوی در سدة دوّم/ سوم هجری به زبان عربی نیز ترجمه شده است. از سوی دیگر، گفتاری که ابن فقیه هَمَدانی از نامة پیران به گودرز از کتاب «حرب جوذرز و پیران» آورده است، چنان با همین گفتار از نامة پیران به گودرز در شاهنامة فردوسی همانندی دارد که باید انگاشت گردآورندگان «شاهنامة ابومنصوری» کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» را می شناخته اند و منبع آن ها در نوشتن داستان نبرد «دوازده رخ» یا «رزم گودرز و پیران»، کتاب پهلویِ «رزم گودرز و پیران» بوده است. همچنین نام نبرد «دوازده رخ» در چند دست نوشتة شاهنامة فردوسی، «رزم گودرز و پیران» آمده است و این نبرد بزرگی بود در کین خواهی خون سیاوش از تورانیان و احتمالاً نام اوّلیة این نبرد کین خواهانه در شاهنامه، «رزم گودرز و پیران» بوده است و سپس به دلیل نبرد یازده یا دوازده هماورد ایرانی و تورانی با همدیگر در پایانِ این جنگ، نام «یازده رخ» و یا «دوازده رخ» گرفته است.
۱۳.

پژواکی از سنگ نوشته های داریوش بزرگ در «اخبار البُلدان» ابن فَقیه هَمَدانی

نویسنده:

کلید واژه ها: همدان داریوش بزرگ سنگ نوشته بیستون ابن فَقیه هَمَدانی اخبار البُلدان کوه الوند نقش رستم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان هخامنشی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۲۹۷
ابوعبدالله احمد بن محمّد بن اسحاق به ابراهیم هَمَدانی ابن فَقیه هَمَدانی، جغرافیدان ایرانی (نزدیک به: 255-330ﻫ. ق.) در کتاب ارزشمند خود «اخبار البُلدان» که احتمالاً در 290ﻫ. ق./ 903م. نوشته شده است، ترجمه متن دو سنگ نوشته در دامنه کوه الوند همدان (= سنگ نوشته های گنج نامه) را آورده است. با وجود این، ترجمه او کوچک ترین همانندی ای با متن سنگ نوشته های داریوش بزرگ و خشایارشا در دامنه کوه الوند ندارد و آشکارا پژواکی از محتوای سنگ نوشته داریوش بزرگ در کوه بیستون و سنگ نوشته آرامگاه او در نقش رستم پارس است. هدفِ این پژوهش پاسخ به این پرسش است که چرا هنوز در سده سوم ﻫجری قمری از بین همه سنگ نوشته های هخامنشیان، تنها بازتابی از دو سنگ نوشتة بیستون و آرامگاه داریوش بزرگ در خاطره مردم همدان وجود داشته است و ابن فَقیه هَمَدانی پژواکی از سنگ نوشته های بیستون و نقش رستم داریوش بزرگ را به عنوان ترجمه سنگ نوشته های کوه الوند آورده است.
۱۴.

موقعیّت جغرافیایی جنگ هرمزدگان؛ جنوب یا شمال؟

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۹۶
جنگ «هرمزدگان» در روز سی اُم مهر/ بیست و هشتم آوریل 224 م. یکی از بزرگ ترین جنگ ها در تاریخ ایران و حتا تاریخ شرق باستان است. با مرگ اردوان چهارم/ 213-224 م، آخرین پادشاه پارتیان در این جنگ بود که هماورد جنگجوی او، اردشیر بابکان/ 224-240 م، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، خود را «شاهنشاه» خواند و سپس با گشودن تختگاه پارتیان و جنگ هایی دیگر با خاندان های نژادة پارتی و بسیاری پادشاهان محلّی که در ایران پراکنده بودند، «شاهنشاه ایران» نامیده شد. جنگ هرمزدگان، آغاز نزدیک به پنج سده فرمانروایی ساسانیان در ایران، و هم نشانة آغاز دورة تازه ای از جنگ های ایرانیان و رومی ها بود. با وجود این، هنوز موقعیّت جغرافیایی دشت هرمزدگان/ هرمزجان/ هرمزدجان/ مزدجان که طبری و دیگران آن را آوردگاهِ جنگ اردوان چهارم و اردشیر بابکان خوانده اند، شناخته شده نیست و یا دست کم، دیدگاه های گوناگونی دربارة آن وجود دارد. در این جستار، براساس روش تاریخی، به مطالعه و نقد همة این انگاره ها دربارة موقعیّت جغرافیایی دشت هرمزدگان خواهیم پرداخته شد و یک نقطة جغرافیایی تازه به عنوان آوردگاه نبرد هرمزدگان پیشنهاد داده شد.
۱۵.

سه چهرهٔ یک پادشاه؛ گناهکار، پیروزمند و نیک، یا کوروشِ دیگر؟

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان مسیحیان یهودیان زردشتیان یزدگرد یکم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای نمایشی رقص ایران تاریخچه
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۵۲۵
یزدگرد یکُم. 399-420 میلادی با دوری جستن از جنگ با امپراتوری روم که خود سخت گرفتار شورش ها و آشفتگی های سیاسی بود و پایان بخشیدن به پیگردها و آزارهای گهگاه مسیحیان و یهودیان، هم بزرگان ایرانی خواهنده جنگ با دشمن دیرینه ایران را به خشم آورد و هم آزردگی و ناخشنودی موبدان زردشتی را که هیچگاه چشم دیدن بردباری مذهبی شهریاران ایران و گسترش فزاینده آموزه های مذهبی بیگانه در ایران را نداشتند. از این رو، در سُنَّت تاریخنگاری ساسانیان، که بازتاب دیدگاه موبدان و بزرگان زردشتی است، گویا بیش تر در واکنش به بردباری و شکیبایی مذهبی یزدگرد با یهودیان و مسیحیان، او چهره فرمانروایی گناهکار، خشن و ستمگر به خود می گیرد. گذشته از این چهره زشت یزدگرد، دو چهره دیگر هم از او، در ادبیات یهودی و مسیحی، به چشم می آید. گزارش های یهودی که از پیوند دوستانه یزدگرد با یهودیان سخن می گویند، او را بسیار نیک خواه و هوادار یهودیان و همچون یک کوروش دیگر می خوانند و مسیحیان همروزگار یزدگرد، او را فرمانروایی پیروزمند و نیک و همچون یک کنستانتین دیگر برای دنیای مسیحیت می انگاشتند. در این پژوهش، کوشش خواهد شد از دیدگاه زردشتیان، یهودیان و مسیحیان، به توصیف این سه چهره یزدگرد و واکاوی ناسازگاری نگاه سُنَّت ایرانی با گزارش های یهودی و مسیحی درباره دوره فرمانروایی یزدگرد پرداخته شود.
۱۶.

عهد ناشناختة خسرو پرویز به پسرش شیرویه

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خسرو پرویز شیرویه عهد ناشناختة خسرو پرویز به شیرویه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۲ تعداد دانلود : ۲۸۸
در بیش از چهار سده تاریخ ساسانیان، پادشاهان بزرگ و جنگجویی همچون اردشیر بابکان (224-240 م)، شاپور یکُم (240-270 م)، قباد یکُم (484-531 م) و خسرو انوشیروان (531-579 م)، در زندگانی خود و در آیین درباری ویژه ای، یکی از پسران خود و معمولاً بزرگ ترین پسر را به ولیعهدی برمی گزیده اند و با نوشتن وصیّت نامه ای سیاسی (در زبان فارسی، «اندرز» و در عربی، «عهد») برای ولیعهد، او را در چشم بزرگان و نژادگان و کارگزاران شاهنشاهی و مردم، همچون جانشین قانونی خویش می شناساندند. عَهد، دستورها و اندرزهای شاهانه درباره آیین شهریاری به جانشین و یا جانشینان آینده و یا بزرگان و کارگزاران شاهنشاهی بود که پیش از مرگ پادشاهان گفته یا نوشته شده اند و آنها را می توان وصیّت نامه های سیاسی فرمانروایان انگاشت. با این که در ادبیات ساسانی «عهدی» به نام «عهد خسرو پرویز به پسرش شیرویه» ناشناخته است، امّا در این جستار کوشش خواهد شد تا نشان داده شود که خسرو پرویز همانند پاره ای از نیاکان خود، بزرگ ترین پسرش را به ولیعهدی برگزیده و برای او «عهد»/ وصیّت نامه نوشته است و نشانه هایی از وجود چنین عهدی، می توان در لابه لای گزارش های تاریخی به چشم دید
۱۷.

چند نکته ی تازه درباره ی تاریخ گذاری نامه ی تنسر به گُشْنَسْپ

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خسرو انوشیروان اردشیر بابکان تَنْسَر نامه ی تَنْسَر به گُشْنَسْپ

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۳۵
درباره ی تاریخ گذاری نامه ی تنسر دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. به عقیده ی پاره ای از پژوهندگان، نامه ی تنسر، دوره ی اردشیر بابکان نوشته شده است و آگاهی های این نامه، به طور کامل، رخدادهای دوره ی آغازین تاریخ ساسانیان را بازتاب می دهند؛ امّا در دوره ی خسرو انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹ م) و همچنین در هنگام ترجمه ی نامه ی تنسر به عربی، پاره ای آگاهی ها و گفتارهای تازه به این نامه افزوده اند. دیگران عقیده دارند که نامه ی تنسر دوره ی خسرو انوشیروان و برای مشروعیّت دادن به آیین ها و قوانین و نهادهای تازه ای که خود وی به وجود آورده بود، ساخته و پرداخته شده است تا اندیشه ها و نوآوری ها و تغییراتی که در این نامه دیده می شوند، پدیده ای کهن و از روزگار اردشیر بابکان شناخته شوند. حتی نامه ی تنسر را از ساخته های دوره ی یزدگرد سوم (۶۳۲ ۶۵۱م.) برای بازسازی شاهنشاهی ناتوان و آشفته ی ساسانیان هم شناخته اند. در این پژوهش، با مطالعه ی پاره ای آگاهی ها و اشاره ها در نامه ی تنسر که چندان دیده نشده است، کوشش خواهد شد که چند نکته ی تازه برای تاریخ گذاری نامه ی تنسر به خود دوره ی اردشیر بابکان بررسی و تحلیل شود.
۱۸.

شاه گزینی در اساطیر ایران

کلید واژه ها: اساطیر ایران کی خسرو شاه گزینی بزرگان و پهلوانان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۵۵۱
بر پایه روایات باستانی که در شاهنامه و ادبیات پهلوی آمده، می توان قدیمی ترین الگوی شاه گزینی ایران را در آن ها یافت. این ساختار شاه گزینی برپایه جهان بینی ساسانیان قرار دارد که دارای یک چارچوب معین و از پیش تعیین شده است و نیز قاعده منسجمی برای شاه گزینی دارد. پیش فرض مشروعیت حکومت یک شاه در این الگوی شاه گزینی، تعلق داشتن به خاندان شاهی، گزینش شاهزاده نخست زاده، نژاده بودن مادر، همچنین داشتن اسباب و نمادهای قدرت شاهی در تأیید حکومت وی نقش مهمی ایفا می کردند. این ویژگی ها، ضروری ترین دلایل برای مشروعیت شاه بود و تشخیص این ویژگی ها به عهده بزرگان، اشراف و هموندان خاندان های نژاده شاهی و پهلوانان بود. در آن دوره، آن ها به مثابه انجمن گزینشی عمل می کردند و نقش تعیین کننده ای در انتخاب شاه داشتند و حتی این انجمن گزینشی برای پیدا کردن شخصی که با این معیارها متناسب بود به جستجوی شخص مورد نظر می پرداختند. در این پژوهش کوشش خواهد شد با نگاهی به چگونگی شاه گزینی در اساطیر ایران، مهم ترین مبانی شاه گزینی در تاریخ ایران را مورد مطالعه قرار دهیم.
۱۹.

شکل گیری و کارکردهای سازمان چشم و گوش شاه در دوره هخامنشیان

کلید واژه ها: هخامنشیان کوروش داریوش چشم شاه گوش شاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸۲ تعداد دانلود : ۸۷۷
از بدو تأسیس شاهنشاهی هخامنشی، این شاهان برای این که دائم درجریان اوضاع واحوال اجتماعی و سیاسی کشور باشند و در مواقع مهم بتوانند تدابیر لازم را به کار برند، دستگاهی اطلاعاتی ایجاد کردند که به تقلید از عنوانی که نویسندگان یونانی به آن داده اند، آن را «سازمان چشم وگوش شاه» می خوانند. اینان مجموعه ای از افراد درستکار و وفادار به شاه بودند، که مستقیماً از شاه دستور می گرفتند و به شکل افرادی ناشناس از سراسر امپراطوری هخامنشی برای وی خبر می آوردند. یونانی ها این نهاد را «افدالموس بازیلیوس» نامیده اند، در منابع مصری دوره هخامنشیان نیز واژه «گئوشکه» به همین معنا دیده می شود. در این مقاله چگونگی شکل گیری نهاد خبرگیری شاه، کارکنان، کارکردها و تأثیراتی که این نهاد در دستگاه حکومت و جامعه عصر هخامنشی داشته است، مورد بررسی قرار می گیرد.
۲۰.

افسانه مرگ یزدگرد بزه گر

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان اسب یزدگرد یکم موبدان زردشتی چشمة سو

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه شخصیت ها
تعداد بازدید : ۸۰۰ تعداد دانلود : ۴۹۶
افسانة مشهور مرگ یزدگرد یکم (399-420 م) آشکارا ساخته و پرداخته بزرگان و موبدان زردشتیِ دوره ساسانیان بود که با ترجمة خدای نامه و با کمک تاریخ نویسان عرب و ایرانی روزگار اسلامی بر آن آگاهی یافتند. طبق اجزای داستان مزبور مردم مرگ یزدگرد را خواست خداوند و اسب را فرشتة خداوند برای کشتن یزدگرد و برای رهانیدن آن ها از بیدادگری های وی دانستند. پرسش این است که چرا در دوره ساسانیان چنین داستانی درباره مرگ یزدگرد یکم ساخته شده و کارکرد آن چه بوده است؟ تاکنون پژوهندگان تاریخ ساسانیان ناخشنودی موبدان و بزرگان زردشتی از سیاست های بردباری دینی یزدگرد یکم با مسیحیان و یهودیان را سبب قتل و برساختن داستان مرگ او دانسته اند. در این پژوهش نشان خواهیم داد که یزدگرد یکم بر اثر بیماری مرده است و سپس بزرگان و موبدان کینه جو، در کوشش برای نابودی یاد یزدگرد، مرگ او را در چهارچوب افسانه و هم چون پادافرهی ایزدی و شایسته پادشاهی بزه گر بازگو کرده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان