ابوالفضل شکوری

ابوالفضل شکوری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۴ مورد.
۱.

تحلیل راهبردهای مبارزاتی مستضعفان در مواجهه با مستکبران از دیدگاه قرآن

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
بنا بر آیات قرآن کریم ، مستضعفان به عنوان بخشی از جامعه طاغوت زده، همواره از سوی مستکبران و نظام سلطه مورد ظلم و ستم واقع شده یا ضعیف به شمار آمده و ناتوان نگاه داشته شده اند. باتوجه به اینکه خدای متعال در عرض همین امر، در آیات متعدد، از مؤمنان خواسته تا برای برون رفت از مشکلات به طور پیوسته جهاد کنند، این پرسش مطرح می شود: قرآن کریم چه راهبردهایی را برای برون رفت مستضعفان از استضعاف طرح ریزی کرده است؟ پاسخ احتمالی آن است که باتوجه به تفاوت معیارهای پیشرفت زا در نظامات دینی با غیردینی، خداوند ترکیبی از راهبردهای مادی و معنوی را ارائه داده باشد. مطمئناً فهم و تحلیلِ روشمند این راهبردها می تواند ما را به سطح جدیدی از مبارزات نامتقارن رهنمون سازد. جستار حاضر با روش تحلیلی-توصیفی در ذیل نگاهی «گفتمان محورانه»، درصدد احصا و تحلیل راهبردهای مبارزاتی مستضعفان در مواجهه با مستکبران است. دستاورد این تلاش نشان می دهد که قرآن کریم از مستضعفان به عنوان صاحبان بالقوه ارث بری عالم، خواسته با «مقاومت همه جانبه» در سایه استعانت از خدای قادر، جامعه طاغوتی را به جامعه توحیدی و ولایی مبدّل سازند و خلیفه اللهی خود را در زمین به فعلیت برسانند.
۲.

انسانِ تعین ناپذیر در اندیشه پیکودِلا میراندولا؛ بنیانی برای حقوق بشر غربی

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۷
اندیشمندان دوره رنسانس، به واسطه اینکه تجلی گاه یک دوران جدید بودند، از اندیشه های بکری برخوردارند. پیکودلا میراندولا (1494-1463م) با وجود گمنام بودن در تاریخ فلسفه، نقشی بسزا در نگاه غربی به انسان بازی کرد. نگاه او به مسئله کرامت انسان و جایگاهش در این مقوله بنیادین در تاریخ فکر غرب، بررسی اندیشه او را چنان پرمعنا می کند که می توان وی را از تأثیرگذارترین اندیشمندان در مسئله حقوق بشر در عصر کنونی دانست. با کمک تشریح اندیشه میراندولا، به نوعی به تشریح اندیشه غرب در مقوله کرامت انسان و حقوق بشر خواهیم پرداخت. بر این اساس سؤال محوری در این پژوهش این است که: «مبنای کرامت مندی انسان در اندیشه میراندولا چیست و این مبنا چه نسبتی با حق انسان برقرار می کند؟» برای یافتن پاسخ پرسشمان براساس رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر به گفت وگو با متون میراندولا می پردازیم. میراندولا از انسان تعین ناپذیر سخن می گوید که حق قانون گذاری و تعیین سرنوشت خود را بنا به انتخاب خود دارد. این دیدگاه پیامدهای حقوق بشری مستقیمی دارد و به مثابه نخ تسبیحی است که اندیشه حقوق بشری معاصر را به اندیشه رنسانسی میراندولا متصل می کند.
۳.

The Convergence of Mysticism and Justice in the Political Philosophy of Mir Sayyid Ali Hamadani

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۹
Mir Sayyid Ali Hamadani is a great Muslim mystic of the 8 th century AH (14 th century AD). He has left several manuscripts focusing on mystical teachings and we can recognize his attitude toward the issue of justice in these works. Therefore, the main question of this article is: what is the relationship between mysticism and justice in the political thought of Mir Sayyid Ali Hamadani? Our hypothesis is that, there is a positive longitudinal relationship between mysticism and justice in the thought of Hamadani. According to the foundations of his ontology and anthropology and his definition of mysticism and human’s felicity, the issue of justice itself is one of the pillars of the voyage toward God. The data of this research are gathered by the library method. Also, we have used Abd al-Qahir Jurjani's method The Theory of Order, to obtain an integrated knowledge about various components of Hamadani's thought as well as Franklin Le Van Baumer’s The Climate of Opinion, to deepen the historical aspects of our research. Findings of this research show that by using The Theory of Order, we can clearly see the link between mysticism and justice in Hamadani's thought. Moreover, the study of the intellectual atmosphere of the time shows that majority of Muslim mystics, considered the issue of justice as one of their teachings.
۴.

ارزیابی قدرت منطقه ای ایران معاصر: مقایسه پهلوی دوم و جمهوری اسلامی

تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۱۹۲
نمایش قدرت ایران در عمان و سوریه در قالب عملیات نظامی برون مرزی در دوران معاصر موجب مطرح شدن ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای شده است. این نمایش قدرت مرهون موقعیت و ویژگی های منحصربفرد داخلی در کنار تاثیر پذیری از رخدادهای منطقه ای و بین المللی بوده است. این مقاله با مفروض گرفتن قدرت منطقه ای ایران در نیم قرن اخیر و با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی در پی پاسخ به این پرسش است که نقش مولفه های قدرت ملی در افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای ایران معاصر چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد چهار متغیر موقعیت جغرافیایی(ژئوپلیتیکی-ژئواکونومیکی)، مولفه های اقتصادی(درآمدهای نفتی، تولید ناخالص داخلی، سرانه تولید ناخالص داخلی، صادرات و واردات)، مولفه قدرت نظامی(استراتژی،هزینه ها و تجهیزات نظامی) و مولفه هویتی تاثیر مهمی در ارتقا قدرت منطقه ای ایران داشته است. همچنین ضریب نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به واسطه افزایش درآمدهای نفتی، بهره گیری از مزیت ژئوپلیتیک-ژئواکونومیک، توانمندی نظامی، اتخاذ هویت جهانشمول و حوزه نفوذ گسترده تر افزایش یافته است.
۵.

مدینه فاضله افلاطونی در روایتی پارادایمی (بر پایه همپرسه جمهوری)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۹۱
وجودشناسی و معرفت شناسی و انسان شناسی، اساس هر نوع نظریه پردازی در علوم انسانی است. هیچ نظریه ای نیست که چه آشکارا و چه ضمنی، مبتنی بر این مبانی بنیادین متافیزیکی نباشد. همچنین اندیشه سیاسی به عنوان اندیشه ای هنجاری، همواره در نسبت با زمینه و زمانه و بحران های معاصرش شکل می گیرد، این بحران ها را مورد تأمل قرار می دهد و بر اساس مبانی بنیادین فلسفی خود، شرایط مطلوب خود را مبتنی بر هنجاری که مناسبات معیار را تعیین می کند، ترسیم می نماید و بر اساس آن، صورت بندی خاص خود از الگوهای اقتدار را ارائه می دهد. مقایسه نظرورزی ها در اندیشه سیاسی با یکدیگر نشان می دهد که می توان بر اساس مبانی متافیزیکیِ آنها و نیز هنجار پیشنهادی و راهبرد اقتدارشان، به یک دسته بندی در اندیشه سیاسی رسید. تحلیل اندیشه سیاسی بر اساس چنین فرایندی، روایتی پارادایمی از اندیشه سیاسی نام دارد. این مقاله سعی دارد که از اندیشه سیاسی افلاطون مبتنی بر همپرسه جمهوری، روایتی پارادایمی به دست دهد؛ به این معنی که با نشان دادن مبانی بنیادین متافیزیکی افلاطون و بحران های معاصرش، نسبت ایجابی و سلبی مدینه فاضله افلاطونی را با آن مبانی و بحران ها تحلیل کند. بحران اخلاقی و روند رو به انحطاط پولیس آتن در اثر جنگ های پلوپونزی و ظهور سوفیسم، بحران مرکزی افلاطون است. عالم مُثُل نیز در مرکز معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون قرار دارد. مدینه فاضله افلاطونی مبتنی بر حاکمیّت فیلسوف- شاه که ذیل پارادایم ریاستی قرار می گیرد، تنها در نسبت با همین بحران های معاصر افلاطون و نیز بنیادهای متافیزیکی او فهم خواهد شد و ابعاد و وجوه و اوصاف خود را نشان خواهد داد.
۶.

خوانش آثار «داریوش شایگان» بر مبنای مفهوم سوژه بازیگوش

تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
رویارویی فکری ایرانیان با مدرنیت، تاکنون فراز و نشیب های زیادی را به خود دیده است. اندیشمندان ایرانی نیز مانند اندیشمندان غربی، تلاش فکری خود را معطوف به ارائه راه حلی برای مسئله رابطه ذهنیت و کلیت نموده اند. در پژوهش حاضر، به بررسی راه حل «داریوش شایگان» برای این مسئله پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا گونه های انسان شناختی ترسیم شده و به نمایش درآمده در آثار او مورد اشاره قرار گرفته اند. ادامه پژوهش به بازخوانی آثار شایگان بر مبنای مفهوم سوژه بازیگوش و به منظور روشن کردن راه حل او برای مسئله رابطه ذهنیت و کلیت اختصاص یافته است. سوژه بازیگوش، سوژه ای است که دوپارگی خود را می پذیرد و آگاهانه و بازیگوشانه آنها را به یکدیگر پیوند می زند. شایگان هر چند به ذهنیت، خودمختاری کامل نمی دهد، او را در کلیت نیز محو نمی کند.
۷.

معنای حاکمیت در اندیشه «هابز» بر اساس تفسیر او از کتاب مقدس

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
مسئله حاکمیت در دین، محل مناظرات طولانی بوده است که با پیگیری تفاسیر این مفهوم در متون مقدس، آرای مختلفی را می توان دید. «توماس هابز»، نظریه پرداز حاکمیت در اوایل دوره مدرن با تفسیر کتاب مقدس و بر اساس روش شناسی علمی خود، نقش بسزایی در تدقیق رابطه دو حوزه حاکمیت و دین داشته است. این مقاله، تحول در مفهوم حقوق طبیعی را همچون پل واسط میان حاکمیت و دین در نظریه هابز برجسته می کند و با تطبیق این مفهوم در تفسیری که هابز از کتاب مقدس دارد، مدعی است که هابز، مؤلفه اصلی نظریه خود یعنی قرارداد اجتماعی را در خوانش متن مقدس گنجانده و آن را به نفع مرجعیت یک حاکم مقتدر که در پی صلح و امنیت فرد و به طور کلی حفظ حقوق طبیعی فرد است، تفسیر می کند.
۸.

تأملی پیرامون تحولات انسان شناختی در سنت مسیحی و تاثیر آن بر الهیات سیاسی مدرن

تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۰
گسترش و بسط قلمروهای الهیاتی مقوله ای است که همواره در مجاورت و موانست مؤلفه هایی همسو تفسیر شده است. تحولات انسان شناختی، به ویژه در پارادایم سنت مسیحی، از جمله عوامل مهمی است که بر هستی شناسی الهیات مدرن و رابطه آن با امر سیاسی تأثیر می گذارد و اشکالی نهایی شده از زیست انسان معاصر را توضیح می دهد. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تحولات الهیاتی عصر مدرن است که به مثابه یافته ای نظری، تکنولوژی ساخت انسان مسیحی را در دیالکتیک دین و امر سیاسی بررسی می کند. در این صورت با این پرسش مواجه هستیم که تحولات هستی شناسانه و انسان شناختی الهیات مسیحی چه تأثیری بر تکوین الهیات سیاسی مدرن نهاده است؟ در پاسخ به سؤال مذکور و با بهره از روش توصیفی تحلیلی کوشیده ایم این فرضیه را مورد ارزیابی قرار دهیم که از آنجا که الهیات سیاسی مسیحی بر اساس نقش مفهومی [جایگاه کانونی] انسان در هستی منسجم شده است و امکان مطالعه پارادایمی آن وجود ندارد، بنابراین با ملاحظه تحولات الهیات مسیحی می توان دریافت که فرایند شکل گیری الهیات سیاسی مدرن محصول گسست و پیوست هایی در حوزه فلسفه، الهیات و امر سیاسی است که به صورت نظریه هایی مدون و سیستم های مفهومی متناظر صورت بندی می گردد 
۹.

بررسی امکان تفسیر نهج البلاغه از رهگذر روش شناسی اسکینر

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
فرایند تفسیر متون کلاسیک با بهره گیری از روش های تفسیری مدرن مساله ای حائز اهمیت است که شایسته است بطور جدی از سوی متفکران علوم میان رشته ای، برای رسیدن به فهم بین الاذهانی (inter subjectivity) مد نظر قرار گیرد. با توجه به ضرورت نوآوری در بازخوانی سنت، موضوع این نوشتار بررسی اجمالی این نکته است که چگونه می توان مبانی هرمنوتیک روشی را با تاکید بر روش شناسی اسکینر می توان به مثابه رهیافتی نظری در خوانش تحلیلی-تفسیری نهج البلاغه بکار گرفت و از رهگذر آن به برخی نیات مولف پی برد؟ در پاسخ به این پرسش، ابتدا کلیات نظری در هرمنوتیک قصد گرایانه اسکینر را طرح کرده و سپس به نسبت سنجی این کلیات با فرازهایی از نهج البلاغه پرداخته ایم. برآمد نهایی از مقاله پیش رو ما را به این فرضیه می رساند که قواعد و الگوهای اصلی در مراحل پنج گانه هرمنوتیک اسکینر به شاخصه هایی می انجامد که امکان تفسیر معنایی از نهج البلاغه را میسر نموده و با غبارروبی از زمینه های زمانی، مکانی و استعاری این متن، اهداف اصلی حضرت امیر را از فحوای کلام ایشان آشکار می سازد.
۱۰.

حق حاکمیت و تعیین سرنوشت از منظر فقه سیاسی شیعه

تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۴
فقه اسلامی بر خلاف برخی تصورات، دانشی تکلیف محور نیست و مباحث مربوط به حقوق شخصیه افراد، بخش مهمی از گفت وگوهای فقهی را به خود اختصاص داده است؛ لکن به نظر می رسد بحث از حقوق سیاسی افراد جامعه مانند حق حاکمیت سیاسی و تعیین سرنوشت که یکی از مهم ترین حقوق مشترکه نوعیه محسوب می شود، مسئله ای نسبتاً جدید در فقه سیاسی شیعه است که همراه با ورود اندیشه های مدرن به ساحت تفکر اسلامی مورد توجه واقع شده است. این نوشتار با مفروض دانستن این مطلب که سنت فقهی، ظرفیت و امکانات گسترده ای برای بسط چنین گفت وگوهایی دارد، در صدد پاسخ به این پرسش است که در فقه سیاسی معاصر چه رویکردهایی نسبت به حق حاکمیت سیاسی مردم وجود دارد و فقهای شیعه در مواجهه با این مسئله چه دیدگاه هایی را مطرح کرده اند؟ پاسخ اجمالی به این مسئله آن است که در فقه شیعه درباره این مسئله دو رویکرد متفاوت وجود دارد: رویکردهای سنتی حق حاکمیت سیاسی در دوره غیبت را منحصر به فقهای جامع الشرایط می داند و هرچند حضور مردم و نقش فعال آنان را در سیاست می پذیرند، آن را به عنوان پشتوانه نظام ولایی و در قالب «تکلیف شرعی» توجیه می کنند؛ اما رویکرد نواندیش، بر خلاف این دیدگاه، حاکمیت سیاسی در زمان غیبت امام معصوم7 را بالاصاله «حق شرعی» مردم می داند و با محدودکردن حق حاکمیت مردم به رعایت آموزه های شریعت، بر نوعی مردم سالاری دینی تأکید می نماید. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی در صدد است مواجهه فقه سیاسی شیعه با مسئله حق حاکمیت سیاسی مردم را بررسی و رویکردهای مختلف در این زمینه را تبیین کند.
۱۱.

سیاست و عرفان در مهابهاراتا

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
عرفان، چه نسبتی با سیاست دارد؟ آیا می توان از عارف سیاستمدار یا حاکم حکیم سخن گفت؟ در نوشتار حاضر به منظور پاسخ به این پرسش ها، به خوانش مهابهاراتا پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا به تعریف سیاست و ابعاد مختلف آن دست زده شده و نگاه عرفای هندی را نسبت به آن ها مورد بررسی قرار داده ایم. بررسی ها، نشان از آن داشت که عرفا و برهمنان درزمینهٔ مقولاتی همچون زندگی اجتماعی، دوستی و دشمنی، خیر مشترک و زور به عنوان داده بنیادین، پیش فرض، هدف و وسیله سیاست با سیاستمداران اختلافات اساسی دارند. بدین خاطر، آن ها، با هرگونه جمع شدن عرفان و سیاست در وجود یک شخص، مخالفت کرده اند. اما جریان دیگری از اندیشه نیز در مهابهاراتا وجود دارد که از سوی طبقه جنگجویان هندی هدایت می شود و به دنبال معنوی کردن سیاست است.
۱۲.

شکل گیری اندیشه سیاسی «تجدد آمرانه» در تاریخ معاصر ایران ( مطالعه موردی: نامه فرنگستان)

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
    اندیشه سیاسی تجدد آمرانه پس از سقوط محمدعلی شاه تا روی کار آمدن رضاشاه به گفتار سیاسی غالب در ایران تبدیل شد. مقاله های سیاسی و اجتماعی نامه فرنگستان مهم ترین نقش را در ترویج این اندیشه سیاسی بر عهده داشته است. در این پژوهش با در نظر گرفتن مقاله های سیاسی و اجتماعی نامه فرنگستان به عنوان یک کنش گفتاری در مورد زمینه فکری و سیاسی دوره انتشار آن، نشان داده شده اندیشه سیاسی تجدد آمرانه پاسخی به بحران ناامنی و بی نظمی، و همچنین شکست آرمان های ترقی خواهانه انقلاب مشروطه در ایران بوده است. پس از آن با بررسی فرایندی که نویسندگان مقاله های سیاسی و اجتماعی این مجله از مشاهده مشکل سیاسی تا ارائه راه حل طی کرده اند، سعی شده فراتر از مواجهه های ایدئولوژیک، تبیینی نظری از پیدایش اندیشه سیاسی تجدد آمرانه و روی کار آمدن رضاشاه در تاریخ معاصر ایران ارائه شود.
۱۳.

بنیادگرایی یهودی و جایگاه آن در ساختار سیاسی اسرائیل

تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۴۶۰
بنیادگرایی یهودی امروزه در سه گونه اصلی در ساختار سیاسی- اجتماعی اسرائیل حضور دارد، که عبارتند از بنیادگرایی منفعل، بنیادگرایی عمل گرا و بنیادگرایی موعودباور. نکته قابل تأمل در همه انواع یاد شده، این است که تمامی آنان ریشه های خود را در کتاب و منابع مقدس یهود می دانند و دارای اهداف غایی یکسانی هستند، اما از حیث انتخاب ابزار و راهبرد اختلافاتی دارند. مبنای اصلی این اختلاف نیز ریشه در تفسیر این آموزه دینی دارد که یهودیت در دوران تبعید است یا رستگاری. بنیادگرایان امروزه می کوشند با استفاده از ابزارهای حزبی، حضور فعالی در عرصه سیاست داشته باشند و اهداف خود را پیگیری کنند.
۱۴.

ملاک کرامت مندی انسان در اندیشه سیاسی کانت و علامه جعفری در قالب سه نظریه انسان گرایانه، افزوده و انسانیت بالقوه

تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۴۱۳
در این پژوهش، مسئله کرامت مندی انسان در اندیشه سیاسی دو اندیشمند بزرگ غرب و اسلام واکاوی شده و این مهم در قالب سه نظریة انسان گرایانه، افزوده و انسانیت بالقوه صورت گرفته است. پرسش اصلی این است که: مبنای کرامت مندی انسان چیست؟ در کنار این مسئله، پرسش های دیگری مطرح شد؛ همچون اینکه: آیا امکان سلب کرامت از انسان وجود دارد و اگر این امکان هست، با چه توجیهی؟ پاسخی که در قالب فرضیه به این پرسش داده شد، این است که کانت با نگاهی انسان گرایانه امکان سلب کرامت را از انسان منتفی می داند و علامه جعفری با نگاهی دین مدارانه انسان را خلیفه خدا برمی شمارد که در قبال جایگاه خود وظایفی دارد و در صورت نقض این وظایف، کرامتش نیز به دست خودش از او سلب می شود. این پژوهش بر اساس روش توصیفی تحلیلی ابتدا اندیشه های این دو اندیشمند را تشریح و سپس آنها را در قالب موردنظر تحلیل کرده است.
۱۵.

مکانه التکافل الاجتماعی فی الفقه السیاسی الإسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
الفقه السلطانی او ما اصطُلح فی هذه الأیام بالفقه السیاسی مع غض النظر عن شموله علی القضایا والمواضیع السیاسیه والحکومیه البحته، یشمل ایضاً المواضیع والقضایا الاجتماعیه والاقتصادیه المهمه، خاصه ما یرتبط بمکافحه الفقر وتندید الجوع العام والاهتمام بتعمیم العداله الاجتماعیه التی استهدفها فقهاء الاسلام من قدیم الایام، وألفوا فیها مؤلفات قیمه، مستقله او بالانضمام. وهؤلاء المؤلفون کانوا یسعون بهذه الطریقه للوصول الی تحقق خارجی لنظام تلفیقی حکومی – شعبی لیتم عن طریقه تطبیق التضامن والتعاون والتکافل الإجتماعی بین مکونات المجتمع الاسلامی علی أرض الواقع. ومن القضایا المدروسه علی عمق ودقه ضمن الأحکام السلطانیه فی الأدوار الماضیه، قضیه التعاون والتضامن والتکافل الاجتماعی، وذلک استجابه لرفع الحوائج العامه فی تلک الازمنه، ومتناسباً مع مقتضیاتها. ولکن هذه القضیه وقعت فی موضع الغفله فی عصرنا هذا، ولم ینقب الناقبون ولم یبحث الباحثون الجدد فیها کما یلیق بالموضوع. وقد غفل الباحثون والمحققون عن قضیه التعاون والتکافل الإجتماعی فی الفقه السیاسی الاسلامی وما تحتله من مکانه مهمه وحضور قوی فی الشریعه، واذ لم یلتفت إلیها إلا النادر من الباحثین، حتی اضحت الحاجه ماسه إلیها ومحسوسه إلی أبعد الحدود. والمقال الحالی یرمی إلی البحث والتنقیب الجاد فی هذا الموضوع، وعن مکانه التکافل الإجتماعی فی الفقه السیاسی، وعن الرموز والمظاهر الداله علی هذا التکافل، وأنظمتها وأبنیتها الملموسه، تمهیدا لتکوین الأبنیه والأنظمه اللازمه لاجراء الش رائع والقوانین الاسلامیه الموجوده علی ضوء التعاون والتضامن والتکافل الاجتماعی.
۱۶.

عصبیت ابن خلدون و سرمایة اجتماعی؛ تحلیلی بر ثبات سیاسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۶ تعداد دانلود : ۴۷۶
بحث در باب ثبات سیاسی و نظم اجتماعی و بالعکس انحطاط و زوال، یکی از بحث های محوری در اندیشة سیاسی و اجتماعی است. سده ها قبل، یکی از اندیشمندان اسلامی، ابن خلدون با رویکردی نوین، با نظریه پردازی در حیطة مفهوم عصبیت، به کالبدشکافی نظم و ثبات سیاسی پرداخته و مفهوم سازی جدیدی در حیطة آن صورت داده است. امروزه نیز تحلیل نظم و ثبات سیاسی- اجتماعی حول مفهوم سرمایة اجتماعی، نگرشی خاص را میان پژوهشگران گسترش داده و نظریه پردازی های مختلفی را مترتب شده است. هدف مقالة حاضر، تبیین ضرورت بازنگری و شناخت اندیشة متفکر بزرگ اسلامی، ابن خلدون و کاربردهای کنونی آن است؛ زیرا عقیده بر این است که بسیاری از جنبه های اندیشة او همراه با اصلاح و جرح و تعدیل، قابل انطباق و بهره گیری برای شرایط اجتماعی نوین است و به نظر می رسد رسیدن به این خواسته از راه مطالعة تطبیقی میان جنبه ای از اندیشة او و یکی از مفاهیم عصر جدید به عنوان راه حل بسیاری از معضلات، امکان پذیر باشد. هدف این است که با تحلیل محتوای اندیشة ابن خلدون در باب عصبیت و مقایسة آن با مفهوم سرمایة اجتماعی، پرتویی نو بر اندیشة او به منظور قابل فهم ساختن هر چه بیشتر آن برای مردمان این روزگار و حل معضلات جوامع کنونی تابانده شود. یافته ها و نتایج مقاله نشان می دهد که اندیشة اجتماعی- سیاسی ابن خلدون می تواند در پرتو مفاهیم مدرن بازخوانی شده و امکانات نظری- تحلیلی مناسبی برای تبیین سرمایه های اجتماعی به دست دهد.
۱۷.

بررسی نقش مدارس اسلامی در تقویت فرهنگ حجاب از منظر سرمایه اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۱۲۹ تعداد دانلود : ۸۸۷
آموزه «حجاب» در جامعه ایران به عنوان یک ضرورت اسلامی، هرچند در دوران پهلوی از نگاه حکومت به منزله یک مانع پیشرفت، محسوب می شد و سیاست حاکمان بر ترویج «فرهنگ برهنگی» استوار بود اما هرگز جامعه، حاضر به پذیرفتن آن نشد. از نگاه این تحقیق، مدارس اسلامیِ تاسیس شده در دوران پهلوی دوم به عنوان یکی از نهادهای تاثیرگذار و مهم از منظر سرمایه اجتماعی، در مقام شبکه هایی بودند که به دلیل حاکم بودن هنجارهای قوی همچون «حجاب» در آنها، از دو طریق موجب تقویت فرهنگ حجاب می شدند. نخست اینکه، رعایت حجاب در این مدارس به عنوان یک الزام برای دانش آموزان، موجب تقویت این هنجار در میان آنها و خانواده هایشان می گردید؛ دوم اینکه از آنجا که چنین شبکه هایی از منظر سرمایه اجتماعی بستر مناسبی برای همکاری اعتمادآمیز به شمار می آمدند در شبکه مدارس اسلامی نیز با وجود ساری بودن «هنجار حجاب» در آنها اقدامات جمعی کارآمدی مبتنی بر فضای همکاری، علیه سیاست برهنگی رژیم شکل می گرفت که به طور طبیعی موجب تقویت فرهنگ حجاب می شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان