مجید مختاریان پور

مجید مختاریان پور

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

خط مشی گذاری سازمان صداوسیما در حوزه برنامه سازی کودک و نوجوان

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۹
اثرپذیری چندین برابری کودکان و نوجوانان از تلویزیون نسبت به بزرگسالان، نشان می دهد که به منظور بالا بردن سهم سازنده سازمان صداوسیما در تربیت نسل آینده، این سازمان نیاز به خط مشی گذاری علمی در حوزه برنامه سازی کودک و نوجوان دارد و اولین گام در این مسیر، بازشناسی وضعیت موجود است. در پژوهش حاضر، وضعیت خط مشی گذاری سازمان صداوسیما در حوزه برنامه سازی کودک و نوجوان، در دوره زمانی سال های 1383 تا 1393، مورد بررسی قرار گرفته است. برای پرداختن به این مسئله از راهبرد پژوهش «نظریه داده بنیاد با رویکرد گلیزر» و روش گردآوری داده «مصاحبه نیمه ساخت یافته» با مدیران سازمان صداوسیما، مدیران گروه و کارشناسان حوزه کودک و نوجوان استفاده شده است. حاصل پژوهش 477 کد، 97 مفهوم و در نهایت، 14 مقوله شامل مقوله محوریِ «تقدم اولویت های ذهنی و سلیقه ای بر خط مشی ها»، مقوله های «جا به جایی ارزش ها و اهداف با خط مشی ها»، «خلأ سیاستی»، «غفلت از حوزه کودک در سطح کلان سازمان»، «نبود ساختار نظارتی کارآمد»، «عملکرد جزیره ای در خط مشی گذاری سازمان»، «فشار کسری بودجه»، «عدم تربیت نیروی انسانی»، «فقدان ریل گذاری صحیح در انتقال خط مشی ها»، «تغییرات ساختاری»، «مخاطب محوری افراطی»، «تغییر ذایقه مخاطب»، «بیکاری تهیه کنندگان کودک» و در نهایت، «ستاره سالاری بی ضابطه و هدف» بوده است.
۲.

طراحی شبکه اجرای تعاملی سیاست های فرهنگی کشور

کلید واژه ها: سیاست گذاری فرهنگیتحلیل مضمونیاجرای سیاست های فرهنگیاجرای تعاملیبازیگران اجرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۶۱
در فرایند خط مشی گذاری، مرحله اجرا از اهمیت دوچندانی برخوردار است چرا که در واقع ثمره واقعی خط مشی در این مرحله به بار می نشیند. این مقاله به ارائه شبکه اجرای تعاملی ای می پردازد که از طریق آن می توان با موفقیت بیشتری به اجرای سیاست های فرهنگی کشور پرداخت. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمونی مشتمل بر سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و تدوین مضامین فراگیر انجام گرفته و به منظور دستیابی به الگویی برای اجرای سیاست های فرهنگی کشور، مصاحبه های نیمه ساخت یافته ای با خبرگان، سیاست گذاران و مجریان فرهنگی کشور تا دستیابی به مرحله اشباع نظری صورت گرفته است. حاصل پژوهش 548 کد بوده که در قالب 61 کد توصیفی، 11 کد تفسیری و 2 مضمون فراگیر طبقه بندی شده اند و برقراری ارتباط بین این مضامین منجر به طراحی شبکه اجرای تعاملی سیاست های فرهنگی کشور شده است. در الگوی پیشنهادی، اجرای خط مشی در دو مرحله «برنامه ریزی و ایجاد شبکه پشتیبانی» و «پیاده سازی برنامه ها» صورت می پذیرد. در مرحله اول که مشتمل بر چهار گام «تصمیم سازی»، «تصمیم گیری و تنظیم برنامه های عملیاتی»، «ایجاد شبکه پشتیبانی نرم افزاری» و «ایجاد شبکه پشتیبانی سخت افزاری» می باشد، چهار بازیگر شامل سیاست گذاران فرهنگی، نخبگان فرهنگی، مدیران فرهنگی، کارشناسان فرهنگی دولتی به ایفای نقش می پردازند. سپس در مرحله پیاده سازی برنامه ها، مجریان فرهنگی دولتی، مؤسسات فرهنگی خصوصی، تشکل های فرهنگی مردمی، مروّجان فرهنگی و نهایتاً جامعه (مردم) با همکاری همدلانه خود و استفاده از تمام ظرفیت های کشور به اجرای تعاملی سیاست های فرهنگی می پردازند. در این مقاله نقش های متعدد هر یک از بازیگران هشت گانه فوق تشریح شده است. در این الگو همچنین مردم به عنوان بازیگر نهم، با ایفای چهار نقش به عنوان مجری، پایشگر، هدف و شاخص در اجرای سیاست های فرهنگی مشارکت می نمایند.
۳.

مدل فرایندی طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

کلید واژه ها: پیشرفتالگواسلامی - ایرانیمسأله محوریارزش مداری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۳
بررسی آثار و پیامدهای 57 سال برنامه ریزی توسعه در کشور ما نشان می دهد توسعه به سبک غربی (و تنها با جرح و تعدیل های اسلامی) از یک سو نتوانسته به مانند کشورهای غربی باعث توسعه کشور شود و از سوی دیگر نیز باعث کمرنگ شدن ارزش های اسلامی ایرانی شده است. دلیل این امر را باید در اینجا جستجو کرد که مبانی، اقتضائات و مسائل و غایاتِ توسعه با مبانی، اقتضائات و مسائل و غایات جامعه ی اسلامیِ ایران زاویه دارد و این امر ضرورت طراحی الگویی متناسب با جامعه ایران را ایجاب می کند. با طرح مبحث «الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت» از ابتدای دهه ی چهارم انقلاب توسط مقام معظم رهبری، طراحی الگویی بدیل توسعه که بتواند کشور را به پیشرفت همراه با معنویت و عدالت برساند همواره موضوع بحث مجامع علمی دغدغه مند در این حوزه بوده است. مسلماً دستیابی به این الگو مستلزم طی فرایندی است که باعث شکل گیری الگویی مسأله محور و در عین حال مبتنی بر مبانی ارزشی اسلامی باشد. در تحقیق حاضر که با روش مطالعه تطبیقی انجام گرفته و در آن از روش های مطالعات کتابخانه ای و گروه کانونی برای گردآوری داده ها استفاده شده است، تلاش شده است الگویی فرایندی جهت طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تدوین گردد. حاصل تحقیق الگویی مشتمل بر 9 بخشِ «تدوین بنیانهای اسلامی پیشرفت»، «زمانه شناسی»، «مسأله شناسی»، «طراحی نظام حکمرانی، نهادهای لازم و قواعد اساسی برای تحقق پیشرفت اسلامی ایرانی»، «طراحی افق جمهوری اسلامی ایران و نظام اجرا و ارزیابی الگو»، «تعریف برنامه های میان مدت پیشرفت»، «مدیریت تولید علوم بومی (اسلامی-ایرانی)، «گفتمان سازی» و «طراحی و پیاده سازی الگوی تحول» می باشد.
۴.

موانع اجرای سیاست های فرهنگی کشور طی برنامه های اول تا چهارم توسعه: بررسی تجربیات مدیران فرهنگی

کلید واژه ها: خط مشی عمومیسیاست فرهنگیموانع اجرااجراآسیب شناسی اجرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۲ تعداد دانلود : ۶۹۰
بررسی برنامه های اول تا چهارم توسعه در بخش فرهنگ نشان می دهد که تنها بخشی از سیاست های فرهنگیِ مندرج در این برنامه ها اجرا شده و تا رسیدن به نتایج مطلوب، راه درازی در پیش است. اگر از منظر دانش سیاست گذاری به این مسئله نگریسته شود از علل عمده این عدم اجرا، عوامل بازدارنده اجرای سیاست های فرهنگی کشور هستند. در تحقیق حاضر تلاش شده است با بهره گیری از تجربیات و دیدگاه های مجریان سیاست های فرهنگی کشور طی 21 سال گذشته و نیز خبرگان عرصه فرهنگ، علل و عوامل این امر، استخراج و تعاملات این عوامل در قالب مدلی عرضه شود. در این تحقیق که با روش تحلیل مضمونی انجام شده است طی 32 مصاحبه کیفی نیمه ساخت یافته با خبرگان و مجریان سیاست های فرهنگی کشور و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرم افزار MAXQDA، در سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و یکپارچه سازی، 555 کد، 248 مضمون توصیفی و 22 مضمون تفسیری تولید شد که نهایتاً در مدل آسیب شناختی اجرای سیاست های فرهنگی کشور طی برنامه های اول تا چهارم توسعه یکپارچه گردیدند. مدل حاصل تحقیق، به تحلیل عوامل بازدارنده اجرای سیاست های فرهنگی در 5 حوزه «نظام سیاست گذاری کلان کشور»، «نظام فرهنگی کشور»، «نظام سیاست گذاری فرهنگی کشور»، «جامعه (مردم)» و «تعامل نظام فرهنگی و جامعه» می پردازد.
۵.

نهادی سازی عفاف و حجاب در جامعه؛ رویکردی فرایندی

تعداد بازدید : ۹۲۰ تعداد دانلود : ۴۴۰
بر اساس نظریات تفسیری، پدیده های اجتماعی و از جمله حجاب، به صورت مشترک توسط اعضای اجتماع ساخته و پرداخته می شوند به نحوی که در ابتدا هر فردی یک برداشت از یک پدیده اجتماعی دارد، سپس افراد مختلف برداشت های خود را طی تعاملات اجتماعی با یکدیگر در میان گذاشته و نقاط تفاوت و افتراق این برداشت ها و نیز برداشت های اشتباه طی این تعاملات اصلاح شده و یک واقعیت اجتماعی مشترک شکل می گیرد که تمامی افراد اجتماع آن را پذیرفته و به آن گردن می نهند و این واقعیت اجتماعیِ ساخته شده به وسیله خود آن اجتماع به رفتارهای اجتماعی آنها جهت می دهد. حال برای اصلاح فرهنگ عفاف و حجاب در کشور نیز، باید واقعیت اجتماعیِ نحوه درست پوشش و رفتار را که طی سالیان گذشته دگرگون و منحرف شده است، بازآفرینی کرد و به تدریج واقعیت جدیدی را مبتنی بر ارزش های اسلامی بازتعریف کرد و به آن عینیت بخشید. بدین منظور در این مقاله که با استفاده از روش تحقیق اسنادی انجام شده است، فرایند اصلاح واقعیت اجتماعی و نهادی کردن حجاب و عفاف طی سه مرحله برونی کردن، عینیت بخشی و درونی کردن ارائه شده است. بر اساس این فرایند، در مرحله نخست، برداشت ها و تفاسیر عینی و مشترک صحیح و ارزش مدار در زمینه نوع رفتار و پوشش (استانداردهای پوششی و رفتاری) در جامعه شکل می گیرد؛ در مرحله دوم، واقعیت های اجتماعی جدید در زمینه نوع رفتار و پوشش، مبتنی بر ارزش های اسلامی متبلور شده و در نهایت در مرحله سوم، ارزش های زیربنایی واقعیت جدید در آحاد جامعه درونی شده و تثبیت می شوند.
۷.

نقد و بررسی کتاب مهندسی فرهنگ خصوصی سازی

۸.

مهندسی فرهنگی، لازمه «تعالی» جامعه اسلامی

کلید واژه ها: فرهنگجامعه اسلامیمهندسی فرهنگیبرنامه ریزی کلانمهندسی فرهنگتعالی معنوی و مادّی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۴۴۴
هدف جامعه و نظام اسلامی، تعالی معنوی و مادّی آحاد امّت اسلامی است. در چنین نظامی، تعالی انسان و نه بهره بردن هر چه بیشتر از تمتعات حیوانی اصالت خواهد داشت. برای فراهم آوردن چنین شرایطی لازم است نظام های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور بر مبنای ارزش های اسلامی، پایه ریزی و سازماندهی شوند تا نه تنها عوارض نامطلوبی را بر فرهنگ جامعه نگذارند، بلکه خود تعمیق گر ارزش های اسلامی باشند. این رویکرد فعالانه در مقابل رویکردی انفعالی قرار می گیرد که در آن نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فارغ از چشم انداز فرهنگی مطلوب پایه ریزی شده آن گاه عوارض و آثار این نظام ها بر فرهنگ ارزیابی می گردد و در جهت کاهش عوارض منفی تلاش می شود. در این مقاله پارادایم تعالی (با محوریت فرهنگ) به عنوان جایگزینی برای پارادایم توسعه (با محوریت اقتصاد) تبیین شده و مهندسی فرهنگی در سطوح مختلف به عنوان چارچوب برنامه ریزی کلان این نظامِ تعالی بخش مورد بحث قرار می گیرد.
۱۰.

غنی سازی متدولوژی حل مسأله شش سیگما از طریق نقاط کلیدی ارزش‌آفرینی مهندسی ارزش(مطالعة موردی:شرکت ایران خودرو)

کلید واژه ها: کدگذاری بازکدگذاری محوریکدگذاری انتخابیمهندسی ارزششش سیگما

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۶ تعداد دانلود : ۶۳۵
از میان رویکردهای خلاق حل مساله موجود، متدولوژیهای مهندسی ارزش و شش سیگما به عنوان دو نمونه از رویکردهای غالب، سالهاست که مورد استفاده سازمانها قرار می گیرند. البته این دو نسبت به یکدیگر دارای کاستی هایی هستند که می توانند از طریق ویژگی های یکدیگر غنی سازی شوند. مقاله حاضر با مطالعه تطبیقیِ وجوه تمایز و برتری های مهندسی ارزش در مقایسه با شش سیگما به غنی سازی این رویکرد از طریق نقاط کلیدی ارزش آفرینی مهندسی ارزش پرداخته است. در این پژوهش محققان با انجام 10 مصاحبه اکتشافی با خبرگان مهندسی ارزش و شش سیگما در شرکت ایران خودرو و تجزیه و تحلیل آنها طی فرایند کدگذاری کیفی در جهت غنی سازی متدولوژی شش سیگما از طریق نقاط ارزش آفرینی مهندسی ارزش تلاش نموده اند. حاصل این کار الگوی «شش سیگمای غنی شده به وسیله نقاط کلیدی ارزش آفرینی و ابزارهای مکمل مهندسی ارزش » می باشد. در این الگو، مهندسی ارزش با تقویت سه رویکرد «جامع اندیشی» ، «تازه اندیشی» و «دوراندیشی» در شش سیگما موجب غنی سازی این متدولوژی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان