فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۰٬۰۰۰ مورد.
۱۶۱.

بررسی و مقایسه شرح شطحیّات روزبهان بقلی شیرازی و جواهرالاسرار شیخ آذری اسفراینی

کلید واژه ها: شطح شناسی روزبهان بقلی شیخ آذری اسفراینی شرح شطحیات جواهرالاسرار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۴۲۱
هدف مقاله حاضر، بررسی وجوه اشتراک و افتراق میان شرح شطحیّاتروزبهان بقلی شیرازی و جواهرالاسرارشیخ آذری اسفراینی است. نتایج به دست آمده حاکی است که مؤلفان مذکور با آسیب شناسی عرفان و تصوف از سویی به نقد، و از دیگر سو به دفاع از شطّاحان همت گمارده اند. فارسی بودن زبان هر دو کتاب، نگاه توأم با تکریمِ مؤلفان به مشایخِ عرفان و تصوف، شرح حروف مقطّعه و کلام شِبه شطح حضرت رسول (ص) و شطحیّات مشایخ صوفیه، برخی از مشترکات این دو کتاب می باشند. اما در باب تفاوت ها می توان چنین گفت که پرداختن به کلام شِبه شطح خلفای اربعه از اختصاصات شرح شطحیّاتاست؛ و در مقابل، پرداختن به شطحیّات منظوم متصوفه از اختصاصات جواهرالاسرار؛ دیگر اینکه روزبهان هم خود شطّاح بوده و هم علاقه او به شطحیّاتِ حلاج کاملاً در تألیف او پیداست، این در حالی است که از آذری هیچ شطحی گزارش نشده، او را می توان در مکتب صحو تعریف کرد و اینکه شرح شطحیّاتِ مشایخ گویا برای او بالسّویه بوده است. نوع جهان بینی مؤلّفان از دیگر عواملی است که بر محتوای این دو مکتوب تأثیر داشته است. همچنین نثر فنّی روزبهان، در مقابل نثر نسبتاً روان شیخ آذری از دیگر وجوه این تمایز است.
۱۶۲.

به دوری عیسی از پیوندِ «عیشا»، «ایشا» یا «اشیا»؟ (تأملی در یک بیت از قصیده ترسائیه خاقانی)

کلید واژه ها: خاقانی قصیده ترسائیه تصحیف تحریف عیشا ایشا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲ تعداد دانلود : ۵۰۵
دیوان خاقانیبه جهت دیریابی و دشواری و نیز به سبب اشتمال بر قصاید استوار و غرّا، از دیرباز موردتوجّه شارحان بوده و ایشان کوشیده اند تا با حل مشکلات لفظی و معنوی، به عوالم خیال شاعر راه یابند. در میان قصاید خاقانی، قصیده ترسائیه از اهمّیت خاصی برخوردار است. این قصیده به دلیل ذکر اصطلاحات مسیحیت که نظیر آن در قصاید دیگر دیده نمی شود و نیز از این جهت که خوانندگان را با بسیاری از مراسم و آداب آن دین آشنا می سازد، همواره توجه شارحان را به طور خاص به خود معطوف داشته است. در این جُستار، نگارندگان بر آن اند تا نگاهی دوباره به یکی از ابیات این قصیده داشته باشند و تفسیر و تأویل جدیدی از آن به دست دهند. نویسندگان، در پی آن هستند تا شکل های مختلف کلمه «عیشا» را در بیت معروف قصیده ترسائیه موردبررسی و مداقه قرار دهند و درنهایت، معنایی را که به نظر می رسد مطمح نظر خاقانی بوده است بیان کنند. بر اساس یافته های این پژوهش، «عیشا»، تصحیف کلمه «ایشا» است و خاقانی با به کارگیری این کلمه قصد دارد به اختلاف بین اناجیلاشاره کند.
۱۶۳.

تحلیل جلوه های رئالیسم در رمان شراب خام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۹۱۷
فرق هنر با تاریخ در این است که هنرمند با گزینش و تأویل و گزارش خاصّ خود، بی نظمی های ظاهری واقعیّات را در طرحی معقول، محدود، سنجیده و منظّم عرضه می کند. شراب خامنوشتة اسماعیل فصیح یکی از رمان های مشهور رئالیستی است که گزیده هایی از مسائل تاریخی دهه های چهل و پنجاه شمسی موضوع آن است . این رمان با مؤلّفه های رئالیسم اجتماعی مطابقت زیادی دارد. در این نوشته، این رمان را از همین دیدگاه تحلیل کرده ایم. توجّه به زندگی فردی خود نویسنده، وضعیّت برخی از خانواده ها به عنوان تیپ ها و نماینده های موجود در جامعه، کارکرد روزنامه ها و برخی از شخصیّت های تاریخی و روابط و اخلاق اجتماعی از مضامین آن به شمار می روند. حاصل این تحقیق این است که نویسنده به روش بازنمایی واقعیّات، با استناد به رسانه های خبری، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، استفاده از زبان محاوره، ذکر نام برخی از شخصیّت های تاریخی، گزارش حوادث تلخ خبری و نمود شخصیّت خود نویسنده در نقش راوی، جنبة رئالیستی رمان را تقویت کرده است . روش این پژوهش تطبیق دادن جزئیات و عناصر موجود در رمان و استنباط نتیجه ای دقیق برای کشف جنبه های رئالیستی آن و چگونگی تطابق آن با واقعیات اجتماعی است .
۱۶۴.

تحلیل اسطوره کودک رهاشده در شاهنامه از دیدگاه روان شناسی یونگ

کلید واژه ها: اسطوره کودک رهاشده یونگ کهن الگو شاهنامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۶ تعداد دانلود : ۶۸۴
نقد اسطوره ای یا نقد کهن الگویانه به کشف الگوهای ذهنی و تبلور آن ها، در آثار ادبی می پردازد. اهمیت این شیوه از آنجاست که به بررسی اساطیر از چند دیدگاه می پردازد و زمینه های اجتماعی، فرهنگی و روانی را در آفرینش اساطیر، بررسی می کند. ازآنجاکه در این مقاله، بر آنیم تا به کندوکاو در ریشه ها و زمینه های روانی اسطوره بپردازیم، از میان مضامین متنوّع در فرهنگ های گوناگون، بُن مایه «اسطوره کودک رهاشده» 1انتخاب شده است. این بُن مایه از مضامین اصلی زندگی بسیاری از خدایان، پادشاهان، قهرمانان و پیامبران است؛ بنابراین پرداختن به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله کوشیده ایم تا چرخه تکامل روانی دوازده شخصیت از شاهنامهرا که کهن الگو و بُن مایه رها شدگی و تبعید در کودکی، در ژرف ساخت زندگی آنان به چشم می خورد، بر اساس روان شناسی کارل گوستاو یونگ 2(1875- 1961) روان پزشک شهیر سوئیسی، تحلیل کنیم. برای رسیدن به نتیجه بهتر، با نگاهی ویژه به بزرگ ترین کتاب حماسی ایران، شاهنامهفردوسی به کشف نقاط تاریک و مبهم این اسطوره شگرف و پرتکرار و نیز رمزگشایی آن، از دیدگاه روان شناسی یونگ خواهیم پرداخت.
۱۶۵.

بررسی زمان در حکایت های کلیله ودمنه بر اساس نظریه زمان در روایت

کلید واژه ها: روایت شناسی ساختارگرا زمان متن زمان داستان کلیله ودمنه ژرار ژنت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۵۴۷
در روایت شناسی ساختارگرا برای هر روایتی دو نوع زمان مطرح است: زمان متن، زمان داستان. ترتیب، دیرش و بسامد در حیطه «زمان متن»، زمان تقویمی و زمان حسی و عاطفی در گسترة «زمان داستان» از مباحث اصلی زمان در دانش روایت شناسی است. اگرچه نظریه پردازی دربارة شگردها و روش های زمان در روایت های تاریخی و ادبی بحثی تازه بوده و به قرن بیستم باز می گردد اما شیوة روایتگری داستان در داستان کلیله ودمنه، زمینة مناسبی برای طرح مؤلفه های اصلی زمان در این اثر فراهم آورده است. مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که به شیوة توصیفی-استقرایی و بر اساس نظریه «زمان در روایت» به بررسی زمان در حکایت های اصلی و فرعی کلیله ودمنهپرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که حکایت های کلیله ودمنه همخوانی معناداری با ویژگی های «زمان متن» دارد. چنانکه در «دیرش» به ترتیب مکث توصیفی، صحنة نمایش، خلاصه و حذف، بسامد بیشتری دارد؛ در «ترتیب» فراوانی کاربرد پس نگاه بیشتر از پیش نگاه است و در بحث «بسامد»، به بسامد بازگو، بیشتر از بسامد مکرر توجه شده است. این دستاوردها نشان می دهد کتاب کلیله ودمنه با وجود داشتن نثری فنی، دارای شیوه ای اعتدالی در روایت حکایت هاست و هرگز اطنابش بیشتر از ایجاز و اعتدالش نیست.
۱۶۶.

استعاره و کارکرد آن در گفتار روزمره ی گویشوران فارسی (با تکیه بر دانشجویان فارسی زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز)

کلید واژه ها: استعاره زبان شناسی شناختی نظریه ی معاصر استعاره زبان فارسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۳۹۴
استعاره،از مهم ترین پدیده های زبانی است که مورد توجه علما، فلاسفه و اُدبا و اخیراً زبانشناسان واقع شده است. با توجه به اهمیّت موضوع، دراﯾﻦﻣﻘﺎﻟﻪﮐﻪﺑﺨﺸﯽازﭘﮋوﻫﺸﯽوﺳﯿﻊدرﺑﺎره ی بررسیﮐﺎربردﻧﻈﺮیه یمعاصر استعاره [1](1992) لیکاف [2]درﺗﺒﯿﯿﻦساختارهای استعاری زبان روزمره است، ﻣﯽﮐﻮﺷﯿﻢﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪﻣﺒﺎﻧﯽاین چارچوب نظری که بر درک مفاهیم انتزاعی از طریق کاهش در مقیاس بشری تاکید دارد، کارکرد فرایند استعاره را در گفتار روزمره ی گویشوران فارسی با تکیه بر جامعه ی آماری پژوهش محک بزنیم. بدین منظور، نگارندگان به صورت تصادفی، پنجاه نفر از دانشجویان را گزینش کرده، به روش میدانی30 ساعت از مکالمه ی آنان  را در سه بافت زبانی متفاوت و در طول 3 ماه ضبط و گردآوری کردند.پس از نگارش داده های زبانی، تعداد 122 عبارت استعاری استخراج گردید که با تحلیل داده ها، مشخص گردید؛ بخش قابل توجّهی از گفتار نمونه ی آماری تحقیق، استعاری است و انواع استعاره های مفهومی در گفتار آنان دیده می شود؛ در این میان استعاره ی ساختار رویداد، بیشترین بسامد وقوع و استعاره جهتی کمترین بسامد وقوع را داشته است. در نتیجه، ادعای لیکاف (1992) مبنی بر جهانی بودن این نظریه در مورد زبان فارسی تأیید شد. در نهایت معلوم گردید بافت زبانی[3]، تأثیری مستقیم بر کاربرد استعاره در گفتار روزمره دارد.به عبارت دیگر هر چه بافت جنبه رسمی تری داشته باشد، استعاره در گفتار کمتر و هر چه جنبه ی غیر رسمی یابد استعاره بیشتر می شود. 1.The contemporary theory of metaphor 2. George Lakoff 3. Linguistic context
۱۶۷.

رستم و جست وجوی فردیّت در جهانگیرنامه

کلید واژه ها: روان شناسی تحلیلی یونگ فرایند فردیت جهانگیرنامه رستم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی حماسه پهلوانی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۵۷۴
جهانگیرنامه، سرودة قاسم مادح، یکی از منظومه های حماسی است که به شرح زندگی رستم پس از مرگ سهراب و سپس آشنایی او با دلنواز، دختر مسیحای عابد، و تولد جهانگیر و شرح دلاوری های او می پردازد. در بخش آغازین داستان، رستم که پس از کشتن سهراب دچار بی هویتی و سردرگمی و پریشانی شده است، با ترک وطن و رفتن به سرزمین مازندران و به عبارتی با قدم نهادن به عالم ناخودآگاهی، سفری درونی را آغاز می کند که منجر به تحوّل شخصیت او می شود. سفر رستم به مازندران و حوادثی که با آن روبرو می شود و مراحلی که پشت سر می گذارد، قابلیت نقد کهن الگویی را دارد. این پژوهش بر مبنای فرآیند فردیّت در روان شناسی تحلیلی یونگ، به بررسی کهن الگوهای این منظومه از جمله نقاب، آنیما، سایه، پیر خردمند و... پرداخته و تحقّق دوبارة فرآیند فردّیت را در شخصیت رستم تحلیل کرده است؛ در این داستان رستم پس از کشتن سهراب، با ترک عالم خودآگاهی (ایران) و قدم نهادن به سرزمین ناشناختة ناخودآگاهی (مازندران) و پس از رویارویی با عناصر و جنبه های ناخودآگاهی، آمادة یافتن فردّیت ازدست رفتة خود می شود. فردّیت رستم که با مرگ سهراب خدشه دار شده است، با رویارویی با جهانگیر، که جانشینی برای سهراب است، بازسازی می گردد.
۱۶۸.

ریشه شناسی ستیز میان پیل و گوسپند در مَثَلی از گلستان

نویسنده:

کلید واژه ها: مثل اسطوره گوسپندِ پاک پیل مردار بن مایه شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۷۴
دستان ها (مَثَل ها) چونان بخشی از فرهنگ و ساختار اندیشگانی مردمان کهن، بازگویه پندارها، دریافت ها و باورهای بسیاری است که در گذر روزگار پدید آمده است؛ از این رو، بازکاوی و گزارش مَثَل ها می تواند کم یا زیاد ما را تا سرچشمه-های اندیشگانی نیاکان رهنمون شود. گاه نیز اسطوره که با ناخودآگاه گروهی پیوندی رازناک دارد، در پیکره مَثل ها سربرمی آورد یا به سخن دیگر، گاه مَثَل ها، ناخودآگاهِ گروهی و به ویژه اندیشه های اساطیری را آینگی می کنند. یکی از این مثَل ها که به گمان نگارنده، بازگویه باوری بسیار کهن در فرهنگ ایرانی است، مَثَل «الشاةُ نظیفةٌ و الفیلُ جیفةٌ» (گوسپند پاک است و پیل مُردار) است که در حکایت سوم از باب نخست گلستان سعدی آمده است. در این پژوهش بن مایه اساطیری آن بازکاویده و نشان داده می شود که چگونه پیل چونان جانوری اهریمنی در برابر گوسپند، یکی از نیروهای اورمزدی، کارکرد می یابد و از کجا ستیز میان پیل و گوسپند، چونان اندیشه ای بنیادین در فرهنگ ایرانی، در پیکره یک مَثَل نمودار می گردد.
۱۶۹.

تحلیل نابهنجاری شخصیتی در رمان «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی»

کلید واژه ها: نقد جامعه شناختی سلمان امین «قلعه مرغی روزگار هرمی» رابرت مرتون نظریه فرصت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۳۷۵
رمان «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی» نوشته سلمان امین، یکی از رمان های موفق جامعه گراست که به یکی از معضلات اجتماعی خاص، یعنی بیکاری و عواقب آن توجه کرده است. این جستار بر مبنای نظریة «فرصت» رابرت مرتون (1910- 2003) انواع نابهنجاری های رفتاری و شخصیتی را در رمان مزبور واکاوی کرده است. مطابق نظریة مرتون، مشکلات اجتماعی نتیجه گسست میان اهداف پسندیدة جامعه و راه های دست یابی به آن است. جامعه با تعریف اهداف ارزنده برای اعضای مرتبط با خود، راهکارها و راهبردهای خویش را نیز عرضه می کند؛ لیک آنگاه که میان اهداف و وسیله نهادینه شدة تحقق آن فاصله ایجاد گردد، انحراف و نابهنجاری رخ می دهد. بر اساس این الگوی نظری، رمان «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی» تصویری از جامعه ای ارائه می دهد که اهدافی یکسان و مقبول برای همه مشخص کرده است، اما استفاده از روش های تحقق آنها، به پایگاه و طبقه اجتماعی افراد بستگی دارد؛ چنانکه شخصیت اصلی رمان با عصیانگری پرومته ای خویش، به کشف راه های جدید روی می آورد، اما سرانجام چاره ای جز فراموشی اهداف و انزوا نمی بیند.
۱۷۰.

بررسی روایت شناسانة طوطی نامه

کلید واژه ها: تحلیل متن روایت شناسی ژرار ژنت ضیاء نخشبی طوطی نامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۵۰۰
بررسی متون ادبی از منظر روایتشناسی می تواند موجب شناخت بیشتری از ابعاد گوناگون متن گردد و لایه های پنهان آن را برای خواننده آشکار سازد. طوطی نامهیکی از مشهورترین کتاب های داستانی در ادبیات فارسی است که ضیاء نخشبی آن را در قرن هشتم بر اساس قصه هایی که ظاهراً اصلی سانسکریت داشته، به نثر سادة فارسی بازنویسی کرده است. در مقالة حاضر، بر اساس نظریة روایی ژنت این متن تحلیل و بررسی شده است. در این متن، با یک راوی برون داستانی(نویسنده) و یک راوی درون داستانی(طوطی) مواجه هستیم و بیشترین میزان مشارکت در امر روایتگری بر عهدة راوی درون داستانی است. کانونی شدگی و کانونی گری در این متن، از دو جنبة راوی برون داستانی و راوی درون داستانی بررسی شده است. در طوطی نامهبا زمان های تقویمی روبه رو نیستیم و زمان عموماً به صورت کلی مطرح می شود.در برخی از بخش های متن، نویسنده با حذف و کوتاه کردن برخی توصیفات، سعی در فشرده سازی زمان دارد و نیز در روایت های طوطی نامهترتیب زمانی حوادث رعایت شده است. مکان در طوطی نامهبه دو صورت مکان های کلی و مکان های خاص بیان شده است. از منظر اندیشه و فضای فکری، در طوطی نامهبا یک اندیشة غالب روبه رو هستیم و متنی تک صدا داریم و هنگامی که رفتاری در تضاد با اندیشة حاکم در متن، از سوی یکی از شخصیت ها سر می زند، منجر به سرکوب و نابودی وی می شود.
۱۷۱.

بررسی برخی از ویژگی های رمانتیسم در شعر کودک و نوجوان جعفر ابراهیمی

کلید واژه ها: شعر کودک و نوجوان رمانتیسم جعفر ابراهیمی طبیعت گرایی روستاگرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مکتب های ادبی رمانتیسیسم
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان شعر
تعداد بازدید : ۱۵۸۹ تعداد دانلود : ۴۴۵۰
جعفر ابراهیمی «شاهد» از سرایندگان برجسته و از متقدمان حوزه شعر کودک و نوجوان ایران است. در آغاز کار سرودن شعر، اشعار رمانتیک فروغ فرخزاد، الگوی وی بوده است. وی از وی ژگی ها و اصول جریان رمانتیسیسم به تناسب حال و موقعیت مخاطب کودک و نوجوان بهره برده است. پژوهش حاضر می تواند به شناخت بهتر این شاعر و شناخت غیر مستقیم جریان رمانتیسم در شعر کودک و نوجوان ایران کمک کند. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی و تحلیل محتوا با استفاده از منابع کتابخانه ای است، که در آن، ضمن ارائه دیدگاه های ابراهیمی در مورد شعر کودک و نوجوان و تطبیق آنها با اصول رمانتیسم، ویژگی های جریان رمانتیسم در شعر کودکانه و نوجوانانه این شاعر بررسی شده است. برآیند تحقیق، حکایت از آن دارد که خصائصی همچون طبیعت گرایی، روستا گرایی، گرایش به مسائل نوستالژیک، احساس گرایی، فردگرایی ، گرایش به سیاحت و سفر و همچنین تلاش در جهت کشف مضامین تازه و تعابیر نو، برخی از ویژگی های قابل ذکر رمانتیسم در شعر ابراهیمی هستند.
۱۷۲.

شیوه قصه گویی در سمک عیار و مقایسه آن با سه داستان عامه عیاری

نویسنده:

کلید واژه ها: راوی سمک عیار ابومسلم نامه داراب نامه شیوه قصه گویی اسکندرنامه نقالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۸ تعداد دانلود : ۸۶۳
این پژوهش برآن است تا شیوه قصه گویی را در داستان سمک عیار، با سه داستان عامه داراب نامه بیغمی، ابومسلم نامه و اسکندرنامه نقالی بررسی و مقایسه کند. برای این کار با استفاده از الگوی چتمن، میزان مشارکت راوی در داستان سمک عیار و همچنین برخی از ویژگی های سبکی خاص در این اثر (زبان و فضای عامیانه و طنز و مطایبه) تحلیل و با آثار دیگر مقایسه می شود. نتایج نشان می دهد مشارکت و حضور راوی هنگام وصف مکان، خلاصه های زمانی و وصف اشخاص در سمک عیار و داراب نامه پررنگ تر از دو اثر دیگر است. همچنین شیوه مشارکت قصه گو در داستان سمک عیار گزاره های قالبی آغازین، گزاره های قالبی بین متنی و میان متنی متفاوت تر از داراب نامه، ابومسلم نامه و اسکندرنامه نقالی است. البته از این نظر می توان شیوه داراب نامه را حدفاصل شیوه سمک عیار و ابومسلم نامه و اسکندرنامه قرار داد.
۱۷۳.

عناصر گروتسک در داستان های محمد شیرزاد در اسکندرنامه

کلید واژه ها: اسکندرنامه گروتسک عناصر زبانی داستان محمد شیرزاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۸ تعداد دانلود : ۸۰۹
اصطلاح گروتسک از نیمه قرن شانزدهم در ادبیات اروپا مطرح شد. اگرچه زمینه های تعریف این اصطلاح پیش تر از این قرن به وجود آمده بود؛ اما ورود این اصطلاح در قرن هجدهم در ادبیات اروپا به عنوان مقوله ای زیبایی شناسی، هم زمان با ورود آن به مباحث فلسفی هنر بود. کایزر در قرن نوزدهم آن را برای نخستین بار به رسمیت شناخت و ماهیتش را تجلی این دنیای پریشان و از خود بیگانه دانست. در تعریف گروتسک موارد زیادی گفته شده است، ازجمله هر چیز که عجیب و غریب باشد. این چیز می تواند انسان یا حیوان، فضا و یا موقعیتی حیرت انگیز، عجیب و نفرت انگیز باشد. به طور کلی هر چیز که حاوی سه خصلت عجیب، نفرت انگیز و در عین حال خنده آور باشد، مشمول گروتسک است. نگارندگان در این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای - اسنادی، ضمن آوردن تعاریفی از این اصطلاح، این عناصر را در داستان های «محمد شیرزاد»، یکی از سرداران اسکندر مقدونی، در بخش پایانی کتاب اسکندرنامه بررسی کرده اند. این داستان-ها همانند دیگر داستان های این کتاب سرشار از این گونه عناصرند که به چهار دسته انسانی، حیوانی، فضای گروتسک و عناصر زبانی تقسیم شده اند. این موضوع نشان می دهد داستان های عامه نیز، مانند دیگر داستان ها می توانند بستر مناسبی برای مطرح کردن این نظریه باشند.
۱۷۴.

L’analyse des changements de la position du pouvoir dans ‘’Les Bonnes’’ de Genet à partir de la théorie des champs de Pierre Bourdieu et de la dialectique de Maître et Esclave de Hegel

کلید واژه ها: Bourdieu Habitus Champs littéraire Dialectique de maître et esclave Genet

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۲۶۴
La distance et la différence entre les milieux sociaux sont les thèmes principaux de plusieurs œuvres depuis longtemps. Les hommes se trouvent dans les situations culturelles et économiques, en se battant pour arriver à une position sociale satisfaisante. Les œuvres de Jean Genet montrent ces conflits d’une façon évidente et violente, un reflet de sa vie dure et pleine de ces combats culturels et politiques contre la distinction d’origine et de race. Cette étude essaie de donner une analyse sur la pièce Les Bonnes de Jean Genet en faisant la synthèse de deux approches sociocritique et philosophique. Pierre Bourdieu, sociologue contemporain, dans son œuvre littéraire intitulée Les règles de l’art. Genèse et structure du champ littéraire, présente des notions comme « le champ littéraire » et « l’habitus » dans le domaine de la sociocritique qui est sur des changements des positions sociales et la prise de position dans la société. En intégrant ces définitions avec le concept philosophique de Hegel, « La dialectique de maître et esclave », présenté et allégé dans le livre intitulé l’introduction à la lecture de Hegel de Kojève, on se focalise sur la distance et la différence qui existent entre les milieux dans la société et les positions sociales.
۱۷۶.

Analyse structurale du conte La Fille sans mains de Bonaventure Fleury Selon les méthodes analytiques de Propp, Brémond, Greimas et Todorov

کلید واژه ها: structuralisme narratologie Propp Brémond Greimas Todorov

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد ساختارگرا
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۵۰
Le structuralisme vise à privilégier un système cohérent et universel des relations qui se trouvent entre différents faits linguistiques, sociaux, économiques et etc. De même, l’analyse structurale des œuvres narratives a pour objectif d’accéder aux modèles globales et structurés de la narration. Certains structuralistes comme «Vladimir Propp», «Claude Brémond», «Tzvetan Todorov» et «Julien Greimas», ont inventé des méthodes analytiques basées sur la relation des unités narratives et plus ou moins applicables à toutes les œuvres littéraires.Afin de mieux connaître les théories de ces structuralistes, nous allons les appliquer dans cet article, à un conte écrit par Jean-François Bonaventure Fleury; La Fille sans mains qui possède une structure riche, néanmoins simple et convenable pour être adapté aux méthodes analytiques de ces structuralistes. En fait, en outre de connaître quatre types de l'analyse structurelle des contes, dans cet article, nous aurons un regard comparatif sur les points de concordances et divergences d'opinions de ces théoriciens, dont le résultat est de savoir le degré et la manière de la mise en pratique de ces théories avec des contes.
۱۷۷.

Новая линия в изображении Персии в повести Д.Л. Мордовцева «За чьи грехи?»

کلید واژه ها: Культура Восток Д.Л. Мордовцев «За Чьи Грехи?» Женское Гаремное Воспитание Русские и Персидские Обычаи и Традиции

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۲۸۰
Для романтиков Восток и восточная образность привлекательны своей экзотичностью, яркостью красок. Эта линия получает свое дальнейшее развитие в творчестве создателей русского исторического романа, в частности – в повести Д.Л. Мордовцева «За чьи грехи?». Это произведение сочетает в себе противоположные тенденции: стремление к реалистичности изображения неизбежно сочетается с ощущаемой тягой к мелодраматичности (любовная линия Стенька – персидская полонянка). В то же время писатель искусно вводит читателя в неведомый последнему мир Востока, знакомит с психологией женского гаремного воспитания (образ персиянки), косвенно сопоставляет русские и персидские обычаи и традиции.
۱۷۸.

Пушкинская сонетиана

کلید واژه ها: Европейский Канон Русский Сонет Вольный Сонет Сонетная Форма Пушкинский Сонет

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان زبان و ادیبات روسی
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۳۰۲
Статья систематизирует современные достижения пушкинистики, стиховедения и жанрологии. Она представляет собой попытку воссоздания реальной картины сонетного опыта А.С.Пушкина и номинации его как целостного и перманентно развивающегося художественно-эстетического явления, неотъемлемого от творческого космоса поэта, задавшего константы большого русского стиля. Отмечая трудности и перипетии в установлении объёма и значения сонетного творчества Пушкина, работа показывает сложный путь движения к научной истине в историко-литературном процессе.
۱۷۹.

بازخوانی غزلیات شمس از منظر کهن الگوی نَفْس در اندیشة یونگ

کلید واژه ها: یونگ کهن الگو نفس غزلیات شمس مولوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۳۲
در روانشناسی تحلیلی یونگ، نَفْس (Self) یکی از اصطلاحات بسیار حائز اهمیت است. از نظر او، نَفْس کهن الگویی است که می توان آن را مبنای قوام یافتن فرد دانست. مطابق با نظریة یونگ، هر یک از ما با گذشت زمان آرام آرام رشد می کنیم و با از سر گذراندن فرایندی که یونگ آن را «فردانیت» می نامد، آن کسی می شویم که هستیم. یونگ کلّ شخصیت را نَفْس می نامد. از منظر وی، نمی توان نَفْس را به طور کامل شناخت. نَفْس نماد تمامیت است و مسیح، نمونة کهن الگوی آن است؛ چراکه او مظهر تمامیتی از نوع الهی است. یونگ برای نَفْس ویژگی های مختلفی را برشمرده است. از طرفی، ما در غزلیات شمسمولوی و به طور کلی، در ادبیات عرفانی، با روح، جان یا دل مواجه هستیم که با الگویی که یونگ تعریف می کند، همخوانی دارد. در این مقاله، سعی کرده ایم علاوه بر تبیین کهن الگوی نَفْس از منظر یونگ، آن را با ویژگی های روح، جان یا دل در غزلیات شمستطبیق دهیم و به بررسی ویژگی های آن بپردازیم.
۱۸۰.

تحلیل مقوله های نسبیت زبانی در عربی نسبت به فارسی و تأثیر آن بر ترجمه

نویسنده:

کلید واژه ها: نسبیت زبانی ترجمه تفکر عربی فارسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱ تعداد دانلود : ۲۶۸
در رابطة زبان و تفکر، هنوز هم سخن از فرضیة نسبیت زبانی می تواند بحث برانگیز باشد. این فرضیه که بیشتر به نام ادوارد ساپیر و لی وورف شناخته می شود، بر کیفیت تأثیر زبان بر تفکر استوار است. در نوع افراطی آن، این «زبان» است که تعیین کننده و جهت دهندة اندیشه است و در نوع خفیف آن، زبان در بخش هایی از تفکر اثر می گذارد. مبنای فرضیه این است که گویشوران هر زبان از دریچة زبان خود با جهان مواجه می شوند و آن را ادراک می کنند. لذا تفاوت های زبانی بعضاً منجر به تفاوت در جهان بینی نیز می شود. طبیعتاً ترجمه نیز که انتقال داده ها از زبانی به زبان دیگر است، از چنین نسبیتی متأثر خواهد بود. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی به دنبال مقوله بندی نسبیت های متمایز در زبان عربی و تأثیر آن بر ترجمة متون عربی، به ویژه متون کهن به فارسی است. به نظر می رسد که بر اساس خاستگاه متمایز عربی از فارسی و ابعاد متفاوت فرهنگی پیش از اسلام، بتوان مقوله هایی از نسبیت را در نوع خفیف ملاحظه کرد که فهم و ترجمة متون عربی را با چالش های خاصی مواجه سازد. سؤال مبنایی این پژوهش، تبیین مقوله های دستوری و قاموسی نسبیت و چگونگی تأثیر آن بر ترجمه از عربی خواهد بود و سرانجام بدین نتیجه می رسیم که مقوله های زمان، عدد و جنسیت در افعال، برخی ساخت های صرفی، رنگ، توصیفات و اعمال و نیز برخی پدیده های طبیعی از جمله مواردی هستند که نشان می دهند زبان عربی خصوصاً در دوره های اولیه آن، به مراتب جزئی نگرتر از فارسی است و به عبارت دیگر، جهان خارج را با برش های بیشتری تقطیع می کند و توجه خاص مترجمان را در این زمینه می طلبد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان