محمدجواد پورعابد

محمدجواد پورعابد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۵ مورد.
۱.

النسق الأنثوي المضمر لصوره المرأه الغجریه في روایه "لعنه کین" لفوزي الهنداوي(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: النقد الثقافی المضمر النسقی المرأه الغجریه فوزی الهنداوی روایه لعنه کین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 662 تعداد دانلود : 193
النقد الثقافی علی عکس النقد الأدبی لا یبحث عن جمالیات النص ووظائفه، کما أنه لایکترث بتناغم الجنس الأدبی وانسجامه، بل یحاول الکشف عن مضمرات النص، والمعنی الکامن خلف جمالیاته، والمخبوء تحت نمق الأحرف، ویبحث عن المعانی التی تقطن خلف النص الظاهر، لکی یبیّن مدی تأثیر التراث الممتد من أعماق التاریخ الرحب حتّی یومنا هذا. إن شأن المرأه وحقوقها اقترن بقواعد الحداثه، والأدب الحدیث انتهز هذه الفرصه للمناشده بقضیه المرأه کی تصبح هی وحقوقها من أهم القضایا المعاصره التی تتّجه إلیها أقلام الأدباء ویتطرق لها النُقّاد بحثاً عن حریتها وتأمین أمنها لحیاه کریمه. لذا هدفنا الأسّ فی هذا البحث هو أن ندرس روایه "لعنه کین" ونحلّل الأنساق الثقافیه المضمره لصوره المرأه الغجریه ونبیّن دورها فی النص الظاهر والمضمر، ونسفر عمّا یحجبه الروائی خلف مفرداته وادّعاءاته التی جاءت منمّقه بشکل نص روائی. إذ عالجنا مسأله المرأه الغجریه لأنّها قد عاشت التذبذب بین نظریات المنظرین والخلفیه الثقافیه للمجتمع العراقی، وکانت الأقوال والکتابات تختلف عمّا یشهده المرء فی الشارع العراقی. هذا البحث وفق المنهج التوصیفی-التحلیلی یسعی إلی کشف النسق المضمر فی روایه "لعنه کین" وقد اتّضح لنا من خلال دراستنا لهذه الروایه، أنّ هناک نسقین یسیطران تماماً وبشکل ملموس علی تسلسل أحداث الروایه: النسق الأنثوی حیث ظهر بصوره: المرأه فریسه الرجل الشرقی، والمرأه الأمیه والجاهله فی روایه لعنه کین، وضعف المرأه وانعدام الأمن، وجسد المرأه الشبق عند الرجل الشرقی. وکما جاء فی النتائج أنّ الروائی من خلال مخیلته من اللاوعی، کشف لنا عمّا یجول جوف نهاه ویحدق بمخیلته، وتاثیر الثقافه الذکوریه علی المجتمع العراقی والمفردات التی سبق مفهومها مصطلحها، ممّا ساعدنا علی إبداء المضمر وإظهار المکنون فی نص الروائی.
۲.

واکاوی مؤلفه های بیداری اسلامی در شعر سعید معتوق

کلید واژه ها: ادبیات معاصر بیداری اسلامی شعر عربی سعید معتوق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 313 تعداد دانلود : 207
شاعران معاصر برخی از سروده های خود را به مبحث بیداری اسلامی اختصاص داده اند و یکی از مسائلی که امروزه سطح گسترده ایی از فضای جهانی بخصوص کشورها و جوامع اسلامی به آن توجه ویژ ه ای دارند، شناخت دقیق ابعاد مختلف جریان بیداری اسلامی به عنوان اندیشه ای نوپا که در دهه های اخیر مطرح شده است. سعید معتوق از شاعران نوظهور معاصریست که از شعر به عنوان گونه ادبی رسا جهت بیان اندیشه ها و عقاید خود و فراگیری بیداری اسلامی و نبوغ این بیداری به عنوان آرمانی والا در جامعه خود از مؤلفه های بسیار تاثیرگذار کمک گرفته -که مبتنی بر ارزش های اصیل و تبین هویت ملی، مسیر رسیدن ملت مسلمان را به سعادت اخروی هموار می کند. این پژوهش به این مسئله پاسخ می دهد که چه مؤلفه هایی در جهت تقویت همه جانبه جنبش بیداری درتاریخ تمدن اسلامی در شعر شاعر اماراتی سعید معتوق جریان دارد. برای واکاوی این مولفه ها از روش توصیفی تحلیلی و با استناد بر مطالعات کتابخانه ای و تکنیک تحلیل و تجزیه محتوا استفاده شده است و برای پاسخ به این مؤلفه ها در قدم اول مؤلفه های بیداری اسلامی در شعر سعید معتوق و در قدم دوم انواع راهکار ها و بارزترین آن ها تبین شده است. و در قدم سوم با بهره گیری از مضامینی همچون خدا محوری، وطن خواهی، تمجید شهادت طلبی، ستیز با ستم و ستم گر، بهره گیری از نماد و تلمیحات دینی طبق اشعار شاعر و اشارات او به آیات و روایات بیان شده است وتوانسته فضای سیاسی و اجتماعی ملّتش و کشور های اسلامی را در مسیر عبودیت و بیداری و تقویت عزم و اراده آنها در مقابله با ستیز قاطع استعمارگران به خوبی به تصویر بکشد.
۳.

أثر المعتلات فی صیاغه المقاطع والإیقاع الخارجی للشعر العربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الشعر العربی الإیقاع العربی المقاطع العربیه المعتلات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 56 تعداد دانلود : 892
إن البنیه الإیقاعیه تنبعث من البنیه الصوتیه والصرفیه والمعجمیه لأی لغه، کما فی اللغه العربیه، ترتبط الدراسه العروضیه بمعرفه نسج الکلمه وتوالی المقاطع الصوتیه. فدراسه المقطع الصوتی لها أهمیه بالغه فی میدان الدراسه العروضیه من حیث البناء والوزن، ولها أیضا تأثیر کبیر فی الحفاظ على اللغه. ومن المعلوم أن طاقات اللغه العربیه غیر المحدوده جعلت منها لغه موسیقیه، متوازنه ومنسجمه، فتتمیز عن غیرها من اللغات بهذه الصفه. اتخذ الإیقاع بآفاقه الواسعه اتجاهات مختلفه عند الباحثین، إلا أننا لا نجد بحثا یسلط الضوء على الفاعلیه الإیقاعیه للمعتلات وما تلعبه من دور فی لیونه الإیقاع وإثراء التشکیل الإیقاعی من هذا البعد. وعلیه، انصبت دراستنا فی موضوع الإیقاع الخارجی على کشف دور المعتلات. یهدف البحث الحالی، باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، إلى معرفه أثر المعتلات فی صیاغه المقاطع العربیه وموسیقى الشعر العربی الخارجیه ومدى فاعلیتها فی تشکیل البنیه الإیقاعیه العامه للنص وارتباط ذلک بالبعد الدلالی أحیانا. أما للکشف عن دور المعتلات فی الإیقاع الخارجی فرصدنا تلک الظواهر الإیقاعیه، حیث یکون لأحرف العله وحذفها وتبدیلها أثر بالغ فیها. فحاولنا أن ندرس أثر هذه المعتلات فی المقاطع الشعریه والقافیه وتشکیل الأوزان والبحور فی دراسه الموسیقى الخارجیه. قد تبین لنا من خلال الدراسه أن المعتلات تعد طریقا لتنظیم المقاطع التی یحتاج إلیها الشاعر فی نظمه؛ فمن أبرز میزات المعتلات وأهمها فی الشعر هو إغناء اللغه والشعر بحروف اللین لاسیما فی الأفعال، کما لوحظ أن الأشعار العربیه انمازت بهیمنه التفعیلات ذات المقاطع الطویله لاسیما المفتوحه (cvv)؛ کأنها بمثابه استراحه لغویه للشاعر والقارئ تخرج اللغه من أن تکون على وتیره واحده ممله أحیانا عند السامع.
۴.

تأثیر بافت موقعیتی در معناشناسی وصف های هنری اشعار حافظ موسوی و سعاده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زبان شناسی نقش گرا بافت موقعیتی معناشناسی وصف های هنری حافظ موسوی ودیع سعاده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 688 تعداد دانلود : 119
از ابزارهای کارآمد زبان شناسی نقش گرا که به بررسی عوامل مؤثر در استنباط معانی می پردازد؛ بافت موقعیتی1 است که رابطه واژگان و جملات را با مصادیق خارج از نظام زبان بررسی می کند. بررسی این بافت منجر به درک معانی شگردهای ادبی از جمله وصف های هنری می گردد. وصف های هنری2 همان کاربست هنریِ صفت در کلام است که به سبب قرار گرفتن در بافت کلام ادبی، دلالت های متفاوت پیدا می کند. در این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد به مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بر آن شدیم تا با توجه به نظریه زبان شناسی نقش گرای هلیدی، به معناشناسی وصف های هنری اشعار حافظ موسوی (1333ش) شاعر معاصر ایرانی و ودیع سعاده (1948م) شاعر معاصر لبنانی بپردازیم. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدلول های وصف های هنری اشعار دو شاعر به دو دسته تاریک و روشن قابل تقسیم است که بسامد مدلول های تاریک در اشعار به سبب ترسیم موضوعات اجتماعی بیش از مدلول های روشن است؛ اگرچه غالباً روزنه ای از امید در سراسر اشعار دو شاعر نمایان است. روایی بودن و افعالِ متناسب با آن از بارزترین ویژگی های سبکی وصف های هنری اشعار دو شاعر است. انتخاب شاعر به عنوان مشارک اصلی بندها باعث حضور مستقیم آن ها در فضای اشعار شده است. وجه اخباری در بندها پربسامد بوده و القاگر مفهوم احتمال و تداول در قالب عنصر وجهی وابسته سازی است؛ زیرا دو شاعر وصف های هنری را چون عرصه ای برای بیان شرح حال خود و جامعه برگزیده اند. .
۵.

تمثلات نسق الفحوله المضمر في روایه "تشرین" لوفاء عبدالرزاق (دراسه علی ضوء النقد الثقافي)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 79 تعداد دانلود : 138
یعد مفهوم النسق من المفاهیم الأساسیه التی یرتکز علیها النقد الثقافی، إذ یهتم هذا النقد بالوظیفه النسقیه فی النصوص والخطابات، ویستقصی اللاوعی النصی مقوّضاً اللغه البلاغیه التی تتراوح بین تفکیک المشاکل الاجتماعیه بلغه أکادیمیه متعالیه عن الواقع وبعیده عن المشارکه فی حلحلتها، وبین الانغلاق علی بنیه النص دون تجاوزها. وهذا النسق قد یکون فی الأغانی أو فی الأزیاء أو الحکایات والأمثال مثلما هو فی الأشعار والقصص والروایات والألحان الشعبیّه المسجّعه وغیرها من الفنون. فکل هذه العناصر ینطوی تحتها نسق ثقافی ثاوٍ فی المضمر یستقبله السامع أو الناظر أو القارئ لتوافقه الخفی مع نسق قدیم مترسخ فیه. حاولت هذه الدراسه، بالاعتماد علی المنهج التحلیلی – الوصفی وعلی ضوء النقد الثقافی الذی یبحث فی الأنساق الثقافیه المضمره، رصد وتحلیل نسق الفحوله المضمر فی روایه تشرین للروائیه العراقیه وفاء عبدالرزاق، والذی ساهم فی ترسیخ سلبیات شارکت فی بناء الشخصیّه العربیّه إذ تتجلی هذه الشخصیه فی السلوک الاجتماعی والثقافی عامه، وأیضاً لتناول بعض الأفکار والمفاهیم وطرح بعض التأمّلات. ولقد درسنا فی المحاور الفرعیه تمثلات نسق الفحوله فی روایه تشرین التی أخذت صوراً عدّه مثل: الحب، والرغبه فی التحکم، والإقصاء، وتستر الفحوله بالدین، والخوف من العار. وقد توصلت الدراسه إلی مجموعه من النتائج؛ أهمها: إنّ وفاء عبدالرزاق بوعی منها حینا، وعلی غفله منها أحیانا، جعلت الصراع القائم بین سلطه الخطاب الذکوری والتمرّد علی هذا الخطاب وراء النسق الجمالی والأدبی، فسعت إلی شحن روایتها بنسق الفحوله المضمر، لذا تعد روایتها تحتفل بالمرکزی فحسب بل صار الهامش محط أنظارها کذلک.
۶.

أنماط الصوره السینمائیه ودلالاتها فی روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الروایه العربیه المعاصره الصوره السینمائیه زهران القاسمی روایه تغریبه القافر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 742 تعداد دانلود : 913
فی الآونه الأخیره استندت الروایه الحداثیه على المعطیات البصریه المأخوذه من الفنون المرئیه وخاصه الفن السابع فظهرت ملامح الصوره السینمائیه فی العمق الروائی محفوره على نطاق واسع. إنّ توظیف الصوره المرئیه فی السرد الروائی له فاعلیه عده تنعکس مؤثراتها على حرکات الشخصیات والأشیاء فی الفضاء السردی أو تأطیر المشاهد المصوّره بواسطه التقنیات المحدده. تعتبر روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی من أهم الروایات التی یستخدم فیها الکاتب مفردات تتعلق باللسان السینمائی والرابط الأساسی بین هذین الحقلین هو خروج الکلمه وقفاً للآلیات الفنیه. تعتمد هذه الدراسه على المنهج الوصفی_ التحلیلی للکشف عن النوافذ المشترکه بین العناصر السینمائیه والنص السردی التی تنبثق من خلالها منعطفات تضم بین دفتیها مفردات تتمیّز بکلا الفنین. ومن هذا المنطلق تهدف هذه الدراسه لتبیین مدى خضوع المفردات والفقرات الروائیه للتقنیات السینمائیه والتأکید على وظیفتی اللقطه؛ القرائیه والبصریه وانعکاس الدلالات السیمیولوجیه منهما، لذا النتائج الحاصله من هذا التقارب هی السمو بالنص الروائی نحو النص السردی فبهذا العمل قد یعطی الکاتب المتلقی الفرصه للدخول فی عالم مرئی یتبنى فکره تصویر المشهد وإخراجه. تدور محاور هذه الدراسه حول خمسه تقنیات تتقاطع مع السرد المکتوب؛ لقطه الفعل ورد الفعل ولقطه شاهد واللقطه المضافه ولقطه الکراین واللقطه الجامعه. الکلمات المفتاحیه: الروایه العربیه المعاصره، الصوره السینمائیه، زهران القاسمی، روایه "تغریبه القافر".
۷.

مظاهر الواقعیه النقدهه بین یکی بود یکی نبود ل محمدعلي جمال زاده وکان ما کان ل میخائیل نعیمه (دراسه مقارنه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 800 تعداد دانلود : 491
یکی بود یکی نبود(کان یاماکان) لمحمدعلی جمال زاده وکان ماکان لمیخائیل نعیمه هما مجموعتان من القصص القصیره التی تعتبر النظره المجهریه والنقدیه للقضایا الاجتماعیه من أهم میزاتهما. إنّ تعاصر المؤلفین فی مجتمعین متقاربین إلى حد ما، والمضامین الاجتماعیه لکلا المجموعتین وأسالیب تطرقهما إلى تلک المضامین وتشابههما فی الاسم، قد تسبّب فی تشابه المجموعتین فی مختلف الجوانب خاصه فی مجال معالجتمها النقد الاجتماعی رغم عدم وجود تواصل مباشر بین المؤلفین. یهدف البحث إلى دراسه هاتین المجموعتین القصصیتین فی مجال نقد القضایا الاجتماعیه والتعبیر عن أوجه التشابه والاختلاف بینهما فی هذا المجال ومن ثمّ إنشاء جسر بین الأدبین الإیرانی واللبنانی المعاصر فی القصه القصیره وفق المنهج الوصفی التحلیلی واستناداً إلى المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن. خلصت النتائج إلى أنّ أحد الهواجس الرئیسه للمؤلفین فی مجموعتیهما القصصیه کان الانتقاد الشدید والواقعی للوضع الاجتماعی والذی جاء بالاعتماد على مختلف الأسالیب التعبیریه مثل النثر البسیط والعامی واستخدام الأمثال واللغه الغروتیسکیه. یتابع المؤلفان قصصهما النقدیه فی اتجاه الواقعیه متأثّرین بالکُتّاب الأوربیین لتحقیق أهدافهما المرتکزه على المجتمع والتی یمکن أن یصبّ فی تحسین وضع المجتمع.
۸.

روش شناسی اسلوب مبالغه در ترجمه قیود منصوب در نهج البلاغه بر اساس نظریه تغییرات صوری ساختاری کتفورد (مطالعه موردی ترجمه شهیدی و فولادوند)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مبالغه کتفورد حال تمییز نهج البلاغه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 607 تعداد دانلود : 489
اسلوب مبالغه به عنوان یکی از پربسامدترین اسلوب های نحوی، با نهفته های معنایی فراوان، همواره مورد توجه مترجمان بوده است. بررسی ترجمه این اسلوب در نهج البلاغه که کتابی آمیخته با عباراتی فصیح و بلیغ است، اهمیت به سزایی دارد؛ از سوی دیگر نظریه کتفورد به عنوان نظریه ای دقیق و موشکافانه در ترجمه، می تواند معیار و مقیاس مطلوبی برای واکاوی معنایی ترجمه های نهج البلاغه در اسلوب مبالغه باشد. این اسلوب در ساختارهای صرفی، نحوی و بلاغی کاربرد دارد؛ اما از آن جا که یکی از موارد استفاده در ساختارهای نحوی، در قیود منصوبیِ حال و تمییز و مفعول مطلق است، این پژوهش کوشیده است، با روش توصیفی-تحلیلی، این ساختارها را از دل نهج البلاغه استخراج و بر این نظریه تطبیق دهد تا میزان مطابقت یا عدم مطابقت برابر نهادهای موجود در زبان فارسی، در برابر ساختارهای تأکیدی زبان عربی، در دو ترجمه شهیدی و فولادوند - به عنوان دو ترجمه که از نظر ادبی جایگاهی ویژه دارند- مشخص شود. پس از واکاوی های انجام شده در ترجمه این دو ساختار، مشاهده شد، با وجود موارد بی شماری از تمییز محول از فاعل یا مفعول، حال مؤکد و مفعول مطلقِ موجود در نهج البلاغه، با بار معنایی مبالغه، مترجمان نتوانسته اند بر مبنای این نظریه، معنای مبالغه را از زبان مبدأ به زبان مقصد به خوبی، منتقل کنند. گرچه در ارکان زبان فارسی، ساختارهای مبالغه؛ همچون زبان عربی وجود ندارد؛ اما در برخی موارد، با کمک ترکیب های مبالغه ساز و استفاده از قیود تأکیدی، سعی شده است تا اندازه ای این مبالغه بیان شود؛ ولی در مجموع، بازتاب معنای مبالغه در این ساختارهای نحوی، به نوعی ابتر باقی مانده است.
۹.

ترجمه اسلوب مبالغه معدول از اسم فاعل در نهج البلاغه بر اساس نظریه تغییرات صوری کتفورد (نمونه مورد پژوهش ترجمه جعفر شهیدی و محمدمهدی فولادوند)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 193 تعداد دانلود : 727
اسلوب مبالغه به عنوان یکی از پربسامدترین اسلوب های نحوی با نهفته های معنایی فراوان، همواره مورد توجه مترجمان بوده است. بررسی ترجمه این اسلوب در نهج البلاغه که کتابی آمیخته با عباراتی فصیح و بلیغ است، اهمیت بسزایی دارد. علاوه بر این، نظریه کتفورد به عنوان نظریه ای دقیق و موشکافانه در ترجمه، می تواند معیار و مقیاس مطلوبی برای واکاوی معنایی ترجمه های نهج البلاغه در اسلوب مبالغه باشد. این اسلوب در ساختارهای صرفی، نحوی و بلاغی کاربرد دارد، اما از آنجا که یکی ازکاربردی ترین ساختار این اسلوب، وزن های معدول از اسم فاعل هستند، این پژوهش کوشیده است با روش توصیفی- تحلیلی، این وزن ها را استخراج و بر این نظریه تطبیق دهد تا میزان این مطابقت یا عدم مطابقت در بازتاب معنای مبالغه در کلام عربی با ترجمه آن در دو ترجمه جعفر شهیدی و محمدمهدی فولادوند -به عنوان دو ترجمه که از نظر ادبی جایگاهی ویژه دارند- مشخص شود. پس از بررسی های انجام شده، مشاهده شد که در ترجمه وزن های خاصی که معدول از اسم فاعل بوده و به عنوان نمونه، واکاوی شده اند، مترجمان نتوانسته اند بر مبنای این نظریه، معنای مبالغه را در کلام عرب به دقت منعکس کنند. البته در برخی موارد با کمک ترکیب های تأکیدساز و استفاده از قیود تأکیدی، سعی شده است تا اندازه ای این مبالغه بیان شود، اما در کل، بازتاب معنای مبالغه در این وزن ها به نوعی ابتر باقی مانده است.
۱۰.

الوظائف التواصلیّه للصوره الفوتوغرافیّه فی روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الروایه العمانیه المعاصره الصوره الفوتوغرافیه الخطاب التواصلی زهران القاسمی روایه تغریبه القافر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 703 تعداد دانلود : 283
تُعدّ الصوره إحدى وسائل التعبیر فی عملیه التواصل الإنسانی. ونظراً لمکانتها المهمّه، فإنها تجعل المرسل یخضع لمدى فاعلیتها على المُرسل إلیه. وقد استطاعت الصوره الفوتوغرافیّه أن تلامس مشاعر المرسل إلیه، فهی لغه بصریه تخاطب اللاوعی وغالباً ما تجعله یقتنع بمضمونها لا إرادیاً. من هنا تورق العلاقه بینها وبین الفن الروائیّ من خلال اقتحام ملامح النص الأدبیّ المنفتح على الفنون الأخرى، حیث إنّ دمج اللغه المکتوبه باللغه البصریه المتمثله بالصوره الفوتوغرافیّه فی صیغه مُوحَّده یُلزمنا الوقوف على حقلین دلالیین یتعلّقان بالنسق البصری والنسق اللسانی، حیث تُعتبر الصوره الفوتوغرافیّه أداه داعمه للنص السردی والعکس صحیح، إذ یکمن ذلک فی أنّ أحدهما یعزّز مضمون الآخر. تقف هذه الورقه البحثیه على المواطن المکثفه للصوره المرئیه فی روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی الذی اعتمد فیها على البُعد البصری لإثراء نصه الأدبیّ ببعض مناظر القرى العمانیه کالترکیز على الجبال والودیان وبعض الأحداث المهمه فی الروایه، کی یوثّق العلاقه بینه وبین المُرسل إلیه. ویسعى هذا البحث لتبیین انفتاح تجربه القاسمی الروائیّه على الصوره البصریه کأداه تعبیریه وإظهار أهم الوظائف التی تؤدیها فی السرد الروائیّ لبیان فاعلیتها وفقاً للمنهج الوصفیّ- التحلیلیّ وبالترکیز على التداولیه لاستجلاء الوظائف التواصلیه. ویهدف هذا البحث إلى الکشف عن مدى التقارب بین لغه الصوره المرئیه والأدبیّه، وتداول خطاب الصوره الفوتوغرافیّه لتوجیه الأحداث حسب ما تقدّمه الصوره من وظائف فاعلیه ونشاط فی النص، وتقدیم رؤیه نقدیه لعلامات التواصل البصریّ. ومن أهم النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسه هی أنّ الصوره الفوتوغرافیّه تمکّنت من وضع معلومات غزیره ودقیقه بین یدی المتلقی کالتوجیهات والإرشادات، وإظهار الأبعاد النفسیه للنص الروائیّ من خلال لغتها المرئیه والکشف عن الدلالات التعبیریه والخفیه لإیصال فکره معیّنه عن الشخصیات. ومن هذا المنطلق تنبثق النافذه البحثیه إلى عدّه وظائف تقوم بها الصوره البصریه فی النص الروائیّ کالوظیفه الإرشادیه والتعبیریه والسیکولوجیه والجمالیه.
۱۱.

واکاوی مفاهیم تربیتی فمینیسم در رمان "سیدات القمر" (دختران ماه) اثر جوخه حارثی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فمینیسم مفاهیم تربیتی جوخه حارثی رمان سیدات القمر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 287 تعداد دانلود : 542
فمینیسم، واژه ای فرانسوی به معنی طرفداری از حقوق زن است ، قدمتی به اندازه تاریخ دارد. به دنبال آن، نقد زن محور بر روی آثار ادبی، نیز شکل گرفت. جوخه حارثی، نویسنده سرشناس عمانی با رمان "دختران ماه" خود که موضوع محوری آن، سه خواهر در روستای عوافی هستند، با رویکردی واقع گرایانه از تجربه های زنانه و مشکلات آن ها در جامعه کوچک و تازه مدرنیته شده روستای عوافی در عمان می نویسد. نگارندگان در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، سعی می کنند تا با توجه به مفاهیم فمینیستی به کار رفته در رمان به تحلیل نگاه حارثی به زنان و شیوه توصیف او از وضعیت آنان پرداخته و ما در این تحقیق، به مسائل مهمی همچون: سرکوب احساس عشق، ازدواج، زایمان و مادری، تجاوز، طلاق، مردسالاری و رفتار متفاوت با دختران و پسران از بدو تولد، بررسی کنند. بیشترین مفاهیم فمنیستی در این رمان، مربوط به ازدواج ومادر شدن و عشق در میان دختران و حق انتخاب آن ها در مسائل مهم و غیر مهم زندگی شان و خشونت بر زنان و مردان است. در ضمن از تحلیل شخصیت های زنان این رمان چنین به نظر می آید که می توان آن ها را بر اساس دیدگاهشان به سه دسته؛ سنتی، کمی مدرن و مدرن تر تقسیم بندی کرد.
۱۲.

قهرمان مسئله دار در رمان«عندما یفکر الرجل» اثر خوله القزوینی بر اساس نظریه لوسین گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 910 تعداد دانلود : 875
یکی از مفاهیم زاییده جامعه سرمایه داری «قهرمان مسئله دار» است که عمر آن از یک قرن تجاوز نمی کند. این مفهوم نخست، توسط گئورگ لوکاچ(Lukács) منتقد مجارستانی در قرن بیستم مطرح و با لوسین گلدمن(Goldmann) منتقد رومانیایی ادامه یافت. از نظر آن ها رابطه متقابل ساختار ادبی و اجتماعی، ادبیات را ابزار پاسخگویی به مسائل اجتماعی کرده است. در رم ان ه ای رئ الی ستی ج وام ع سرمایه داری، پای بندی برخی از افراد به اصول حقیقی آن ها را مسئله دار ساخته است. قهرمان این نوع رمان ها، که غالبا از عامه مردم است با انتقاد از جامعه فاقد ارزش های راستین به حاشیه رانده می شود. هدف از مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی به رشته تحریر درآمده است واکاوی رمان مذکور از منظر جامعه شناختی با تکیه بر مفهوم «قهرمان مسئله دار» و تطبیق آن با آراء لوسین گلدمن است. از آنجایی که رمان یاد شده دارای لایه های جامعه شناختی عمیقی است و با واکاوی آنها می توان به نقد بهتری از جامعه کویت دست یافت، ضرورت انجام چنین پژوهشی بیش از پیش نمایان می شود. دستاورد این پژوهش حاکی از آن است که محمد به عنوان قهرمان مسئله دار، به آرمان های واقعی مانند تلاش برای اصلاح مفاسد اجتماعی، احیای ارزش های راستین، احترام به عقاید مخالفان و ایستادگی در برابر توطئه های دشمنان پایبند است و با ارزش های ضمنی جامعه چون قدرت طلبی در تعارض قرار می گیرد و توانایی حل این تعارض را ندارد، و به نوعی در حاشیه ی جامعه قرار می گیرد و در نهایت این تعارض با مرگ، حذف وی از جامعه را رقم می زند.
۱۳.

المفارقات الزمنیّة في روایة «عائد إلی حیفا» (دراسة علی ضوء نظریة الترتیب الزمنيّ لجیرار جینت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: المفارقات الزمنیه غسان کنفانی عائد إلی حیفا جیرار جینت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 132 تعداد دانلود : 679
الزمن عنصر أساسی یربط المقاطع السردیّه و الحوادث علی التسلسل الخطی للزمن فی الروایه الکلاسیکیّه، أو علی عدم التسلسل المنطقیّ للزمن فی الروایه الجدیده. فی هذا الأسلوب من السرد، للزمن إمکانیه الانفتاح علی الماضی و المستقبل من خلال الاسترجاعات و الاستباقات الزمنیّه کما استخدمهما غسّان کنفانی فی روایته «عائد إلی حیفا». فی الحقیقه، اهتمّ کنفانی بخرق الترتیب الزمنیّ و تیار الوعی وبذلک یمنح الروایه التمیّز والفراده، و یدلّ علی التشرّد و التحیّر الشخصیات بشکل فنّی. تستهدف الدراسه البحث عن وظیفه المفارقه الزمنیّه اعتماداً علی المنهج الوصفی_التحلیلی، لکی تبیّن مدی تأثیرها علی المخاطب، ودورها فی التعرّف علی الشخصیات و الحوادث. وصلت الدراسه إلی أنّ الاسترجاعات الخارجیّه وردت 31 مرّه فهی قد حظت بأوسع مجال فی خلق المفارقات الزمنیّه؛ تتمثّل الاسترجاعات بکافّه أنواعها عبر الدیالوج و استثاره ذکریات الحرب و التشرّد من خلال آلیات الحواس، اللحظه الحاضره، و الفضاء مثل الشاطئ، الشوارع، البیوت؛ هذه الاسترجاعات خاصّه بنوعیها الکامل والتکمیلی تساعد السارد على تقدیم معلومات شامله حول تشرّد الفلسطینیّ أثناء نکبه فلسطین فی عام 1947م، والحکی عمّا جرّبه النّاس من الإرهاب عبر الترحال والاغتراب طوال قرن العشرین. یأتی شخصیه سعید بالاستباق التقریری و الإیحائی 7 مرّات لتبلور الوعی فی عام 1967م. قام کنفانی بتوظیف الاستباقات الزمنیّه للتعبیر عن انتظاره للحرکه الإیجابیّه تجاه الوطن وتفاؤله بأنّ الشعب سیدفع أی ثمن فی سبیل الأهداف الوطنیّه.
۱۴.

عملیه التأویل فی نطاق تلقی المفارقه قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان، لمحمود درویش أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: التأویل التلقی نزف الحبیب شقائق النعمان محمود درویش المفارقه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 428 تعداد دانلود : 591
إنّ المفارقه أداه بید المؤلف یؤمئ إلى أغراض مختلفه بوسیط لغوی متکامل مستخدماً أسالیب ممتعه متقنه فی اللغه والفن، حتى یجعل المتلقی یفهم مغزى الکلام، دون استخدامه مباشرا ولیتنحّی عن الاستجابات السالبه التی یحتملها؛ ومن جانب آخر، یستطیع المستخدم أن یحول دون فهم المتلقی ویجعله ضحیه المفارقه باستخدام بعید عن الصور الذهنیه التی یفرضها المتلقی ویحتملها. وبما أنّ المفارقه تحتاج إلى عملیه التلقی فی کلا الموقفین، فالمتلقی یستعمل آلیه التأویل، إمّا على ما یؤوّل أو على أنّ التأویل غیر ناجح لقصد المؤلف. فمهما کانت المفارقه آلیه بید المؤلف فالتأویل یصاحب المتلقی، واستقباله یحتّم أمر المفارقه ناجحه. وهذه المقاله دراسه تحلیلیه تتناول قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان ، للشاعر المعاصر، محمود درویش، لتعتنی بالمفارقه، على أنّها بحاجه ماسه إلى القراءه والتأویل والتفسیر، مما یجعل المتلقی عالماً بانعکاسات اللغه، ومما یأمله الجمهور المراقبون. فالمفارقه بکلا نوعیها تحتاج إلى تفاسیر وتأویلات من مستقبلها إن کان ضحیه المفارقه أو مراقبها، فهذه التأویلات تجعل الکلام أکثر تأنقاً وشفافیه والأغراض أوقع کفاءه وتدفقاً، وهی تحتاج إلى مهارات عملیه وخبرات لغویه وبلاغیه وقراءات متعدده وفهم سیمولوجی هرمنوطیقی، وأخیراً تحتاج إلى مهارات تفسیریه تأویلیه لتوصل المتلقی إلى محتوى المفارقه، کما فعلنا فی قصیده محمود درویش وألممنا بتلک المهارات، وقد تؤثر کثیر من العوامل النفسیه والاجتماعیه واللغویه فی تأویلات المتلقی فتجعله غیر ناظر بما یقصده المؤلف.
۱۵.

مطالعه تطبیقی زبان بدن در قرآن و ترجمه های فارسی آن (با تکیه بر حرکات دست در ترجمه های خرمشاهی و گرمارودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قرآن کریم ترجمه زبان بدن حرکات دست خرمشاهی گرمارودی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 816 تعداد دانلود : 564
در برخی گزاره ها و اصطلاحات ادبی قرآن کریم از زبان بدن و از جمله از زبان"حرکات دست"، برای انتقال پیام استفاده شده است. ترجمه مناسب در برگرداندن این ارتباطات فرازبانی بسیار اهمیت دارد و دقت مضاعف مترجم را می طلبد. این اصطلاحات بر رفتارهایی دلالت می کنند که ریشه در زبان و فرهنگ دارند. بر این اساس با توجه به اشتراکات فرهنگی و پیوندهای تاریخی گسترده میان دو زبان فارسی و عربی، فرض بر این بوده است که مفاهیم فرازبانیِ مبتنی بر حرکات دست، معادل هایی رایج در زبان فارسی داشته اند. در جستار پیش رو، شیوه تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که در آن، ترجمه اصطلاحات و گزاره های ادبی مبتنی بر زبان دست در ترجمه موسوی گرمارودی و خرمشاهی با نگاهی تطبیقی بررسی شده تا مشترکات دو زبان در این زمینه مشخص شود و حدود و ابعادِ قوت و ضعف مترجمان در کاربرد الگوهای فرهنگی و اصطلاحاتِ منعکس کننده این الگوها، تبیین گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اغلب جملات و عبارات قرآنیِ مبتنی بر حرکات دست و مفاهیم ناشی از آن، معادلی در فرهنگ و زبان فارسی دارد. در خصوص عملکرد مترجمان نیز مشخص شده که ایشان با لحاظ این بستر غنی در زبان فارسی، در ترجمه خویش به معادل های زبان بدن توجه داشته اند. در برخی نمونه ها نیز ناگزیر شیوه تحت اللفظی را در پیش گرفته اند و این مسئله به تفاوت الگوی فرهنگی دو زبان برمی گردد و طبیعی است که نمی توان انتظار شرایط نگاشت یکسان و کاملاً مطابق را داشت.
۱۶.

جمالیه الخطاب الساخر وأسالیبه فی مجموعه "صوره شاکیرا" للقاصّ الفلسطینی المعاصر محمود شقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: السخریه القصه القصیره محمود شقیر صوره شاکیرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 366 تعداد دانلود : 875
لاتختصّ السخریّه بالشعر وحده بل انتشر توظیفها فی کافّه الأنساق الأدبیّه، لاسیّما القصه والروایه، حیث نجد فی الأقطار العربیه قصصیین وروائیین قد تفنّنوا فی هذا الأسلوب وأبدعوا فیه، فعالجوا معاناه شعبهم وصوّروها تصویراً فتوغرافیّاً. یُعدّ محمود شقیر من أبرز الکتّاب والقاصّین الفلسطینیین المعاصرین الذین کتبوا القصه السّاخره، إذ استخدم فی أعماله القصصیّه الأسلوب السّاخر، مسلّطاً الأضواء على المعطیات السیاسیّه والاجتماعیّه فی فلسطین. لقد وظّف شقیر فی مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیّه أسلوباً شعریاً سهلاً ممتنعاً بالإضافه إلى السّرد التصویری، والحبکه المتقنه المفتوحه، واستدعاء الشّخصیّات العالمیّه المعروفه منها الأمریکیّه ما أدّى إلى اتّسامها بوسمه الإبداع الفنّی، حیث نجح فی ترسیخ مضامین تلک القصص السّاخره فی ذهن المتلقّی. تظهر ضروره البحث فی نمو التوجّه إلى القضیّه الفلسطینیه، حیث ساهمت فی إنتاج  نسبه کبیره من أدب المقاومه بأنساقه المختلفه منها الخطاب الساخر، لهذا توجّه الباحثان إلى دراسه قصصه وذلک لأنّها انطوت على رؤى وآراء وأسالیب جدیده  ومتنوّعه  تجدر بالدراسه و التحلیل وعلیه درس الباحثان مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیه دراسه أسلوبیّه بالمنهج الوصفی- التحلیلی بغیه الکشف عن مستویات الأسلوب الساخر وقیمته الفنّیه فی تلک المجموعه الأدبیه وفهم الأسالیب المستخدمه فی بنیتها القصصیّه. أما أهمّ ما تناوله البحث فهو رصد السخریّه لغه واصطلاحاً ثمّ البحث عن وجوه مختلفه لأسالیب السخریّه فی عناصرها السّردیه. تشیر نتائج البحث إلى أنّ الکاتب استخدم أسالیب سخریّه متنوعّه قلَّ من تطرّق إلیها من قبل مثل توظیف اللّهجه العامیّه، التلاعب بالحروف، والتّضخیم أو الصّوره الکاریکاتیریّه، والمفارقه الدرامیّه. کما أنَّ الکاتب اعتمد علی  المفارقه الصّارخه، التی یتکوّن قوامها من الواقع المؤلم وتهدف إلی الفضح والتعریّه وتسعی إلی تقویم الخلل. وجّه محمود شقیر حربته السّاخره نحو المسؤولین باعتبارهم سبب تخلفه کما وجّهها نحو الاحتلال البغیض والتقالید البالیه ذلک أنّ الأخیرین وجهان لعمله واحده.
۱۷.

بنیه التعبیر فی روایه عازف الغیوم لعلی بدر فی ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وظائف التواصل اللغوی رومان جاکبسون علی بدر روایه عازف الغیوم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 138 تعداد دانلود : 320
لقد تطور علم اللسانیات الحدیث تطورا ملحوظا فی مجال دراسه اللغه، وأنتج هذا التطور تحولاً فی المفاهیم اللغویه، من حیث الوظائف التواصلیه لغویه کانت أم اجتماعیه، مما أدّت هذه الظاهره إلى بروز تفاسیر مختلفه للنص والخطاب. یعد رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لنظریه التواصل اللغوی التی تکون أهم النظریات اللغویه الحدیثه؛ إذ قسَّم البناء اللغوی والتواصل بین الأفراد على أساس سته عناصر لعملیه الاتصال وستّ وظائف للغه یتمّ عملها على طاوله تلک العناصر. تعد دراسه الروایات الحدیثه من أهم المواضیع الأدبیه، کما هی ماده خصبه للدراسه والبحث بالنسبه للباحثین والنقاد، وکذلک الروایه من الأجناس الأدبیه التی ترتبط مباشره بالتواصل اللغوی والاجتماعی؛ وذلک لکونها متکونه من الحوار والسرد، فتطبیق وظائف التواصل على الروایه یعد عملا نقدیا فی غایه الأهمیه. نتبع فی بحثنا هذا المنهج الوصفی التحلیلی، حیث نهدف من خلاله إلى دراسه روایه عازف الغیوم ، لعلی بدر بعرض النماذج التی یشاهد فیها استخدامه الدقیق والمتقن للتعبیر بالوظائف اللغویه للتواصل على ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون. فوجدنا سرده وحواره مناسباً للنهوض بغایات بحثنا، ویساعدنا ذلک فی وقوفنا على خصوصیه اللغه ووظائفها فی روایته. من أهمّ النتایج التی توصّلت إلیها الدراسه؛ هی أن فی روایه عازف الغیوم مساحه واسعه للبحث فی مجال اللغه؛ إذ وجدنا الحوار خاضعاً لعملیه التواصل حسب أرکان النظریه السته والوظائف التواصلیه الست، فکشفنا مواطن النظریه فی الروایه، حیث إن الروائی علی بدر اهتمّ فی خطابه بالتواصل مع المتلقی فی السرد والحوار موافقاً بین عناصر اللغه ووظائف التواصل.
۱۸.

واکاوی مفاهیم قرآنی براساس مدل ارتباطی یاکوبسون با تأکید بر دریافت آیرونی (نمونه موردی سوره زمر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آیرونی مدل ارتباطی یاکوبسون مفهوم قرآنی نظریه دریافت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 12 تعداد دانلود : 518
بررسی کارگفت های ارتباطی در سوره های قرآن، راهکاری مناسب برای دست یابی به مفاهیم ثانویه این معجز ه جاوید خواهد بود. هر اندازه پژوهشگران تلاش بیشتری برای بررسی ساختار آیات قرآن داشته باشند، به همان اندازه به درک مفاهیم اساسی و مقاصد اصلی آن پی خواهند برد. یکی از ابزار های بررسی گفتمان قرآنی، یافتن کارگفت های ارتباطی براساس نظریه یاکوبسون است. پژوهش حاضر بر آن است تا با انطباق نظریه ارتباطی یاکوبسون و تلفیق آن با تکنیک آیرونی، آیات سوره زمر را از زوایای مختلف بررسی کند و در روشی توصیفی تحلیلی، کاربست مفاهیم بنیادی سوره زمر را به دست آورد و با کشف ساختار ارتباطی سوره با مخاطب یا گیرنده، به این نتیجه دست یابد که مفاهیم تأکیدشده آن چیست و با کدامین روش ارتباطی توانسته است بر گیرنده پیام های سوره اثر بگذارد. به طور کل، جهت گیری عمده و اساسی در مدل ارتباطی آیات این سوره، بیشتر به سمت موضوع پرستش خداوند است و آیرونی بیم و امید در مفاهیم این سوره، نشان دهنده ظهور نقش ترغیبی امیدبخشی و بیان آثار رحمت الهی است؛ هرچند فهم این آیرونی، نیازمند دقت بیشتری است تا بتوان تأثیر آن را در دریافت جنبه های مختلف مفاهیم سوره زمر و درک نقش های متعدد زبانی دانست. همچنین، نمی توان نقش ترغیبی آیات موجود در سوره زمر را نادیده انگاشت؛ زیرا فرستنده پیام (خداوند) با به کارگیری ابزارهای ادبی، فرازبانی و همدلی، موجبات روشن ترشدن ابعاد نقش ارجاعی و ترغیبی را فراهم آورده است.
۱۹.

تجلیات ما بعد الاستعمار المتمثّله بالشخصیات النسویه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا (دراسه اجتماعیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الدراسه الاجتماعیه ما بعد الاستعمار المقاومه المرأه عذراء جاکرتا الکیلانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 778 تعداد دانلود : 38
إنّ الدراسه حول الأدب والآثار الأدبیّه، وخاصّه فی مجال النقد، قد واکبت الدراسات التی تتمّ بین الفروع المختلفه وخاصّه علم الاجتماع؛ وذلک لأهمیّه الآثار الأدبیّه بوصفها مرآه لانعکاس المشاکل الاجتماعیّه، فبإمکان الدراسات الأدبیّه الاجتماعیّه إصلاح البناء الثقافی للمجتمع، وحلّ مشاکله وتطویره فی مختلف المجالات. وبهذا السیاق، نلاحظ أنّ الروایه الإسلامیّه قد أولت اهتماماً بالغاً على تصویر القضایا والتطوّرات التی تطرأ على المجالات المختلفه للمجتمع الإسلامی، ومنها الاستعمار والاحتلال. ونظراً إلى المکانه المتمیَّزه لشخصیّه المرأه فی الروایه، فإنّ التحلیل الاجتماعی لأهمّ تأثیرات المقاومه على الشخصیّات النسائیه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا،وذلک فی ظلّ الاستعمار والمقاومه، من أهمّ أهداف هذا البحث ویدلّ على أهمیّته. إنّنا فی إطار الدراسه الاجتماعیه للنماذج المتعلّقه بأدب المقاومه، والتی قد تجلّت فی روایه عذراء جاکرتا للکیلانی، قد قمنا بتحلیل العلاقه بین القضایا الاجتماعیه للمجتمع، ومنها الاحتلال والاستعمار، وبین ملامح الشخصیّات النسویّه فی هذه الروایه، وحاولنا أن نبیّن موقف المؤلّف من موضوع الاستعمار والاحتلال فی مجتمع إسلامی، ونشرح آراءه حول دور المرأه فی مواجهه هذه القضیّه. وظهر من خلال البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، أنّ الکیلانی قد رکّز کثیراً علی رسم الشخصیّات النسویه الإیجابیه فی هذه الروایه، وذلک بالترکیز على ثلاث صور للمرأه وهی المناضله، والصامده والشهیده، وذلک لرسم آثار الاستعمار الشیوعی على المجتمع الإندونیسی من جانب، ولتحریض أبناء البلاد المستعمره فی مواجهه العدو من جانب آخر.
۲۰.

بررسی و تحلیل حذف مقابله ای (احتباک) از دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان

کلید واژه ها: قرآن تفسیر المیزان علم بلاغت احتباک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 746 تعداد دانلود : 967
احتباک یکی از شیوه های بیانی کلام است که با حذف قسمتی از کلام و ذکر قراینی که دلالت بر محذوف دارد، سخن را موجز و مختصر می گرداند و معانی گسترده ای را در قالبی محدود به وجود می آورد. در تفسیر آیات قرآن گاهی برای دوری از ابهام و جلوگیری از تشویش ذهن مخاطب در فهم معنای مقصود نیاز است تا سخن حذف شده ذکر شود. توجه به احتباک می تواند راهنمای ما در تشخیص صحیح محذوفات و پاسخگوی برخی از شبهات محتوایی و ناسازگاری ظاهری باشد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر تفسیر المیزان به بررسی آرایه احتباک در تفسیر قرآن پرداخته و انواع احتباک را از دیدگاه علامه طباطبایی بیان کرده و به این نتیجه رسیده است که میزان توجه و استفاده از احتباک در تفسیر المیزان کم تر از تفسیرهایی مانند روح المعانی و التحریر و التنویر است که به این آرایه توجه نموده اند و دلیل آن را می توان وجود قرینه های واضح و آشکار در جملات دارای آرایه احتباک دانست که تشخیص محذوف را آسان می کند. با این همه از انواع مختلف احتباک در این تفسیر استفاده شده و بیش ترین بسامد آن در احتباک مشترک و احتباک ضدی دیده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان