محمدجواد پورعابد

محمدجواد پورعابد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی زبان بدن در قرآن و ترجمه های فارسی آن (با تکیه بر حرکات دست در ترجمه های خرمشاهی و گرمارودی)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۸
در برخی گزاره ها و اصطلاحات ادبی قرآن کریم از زبان بدن و از جمله از زبان"حرکات دست"، برای انتقال پیام استفاده شده است. ترجمه مناسب در برگرداندن این ارتباطات فرازبانی بسیار اهمیت دارد و دقت مضاعف مترجم را می طلبد. این اصطلاحات بر رفتارهایی دلالت می کنند که ریشه در زبان و فرهنگ دارند. بر این اساس با توجه به اشتراکات فرهنگی و پیوندهای تاریخی گسترده میان دو زبان فارسی و عربی، فرض بر این بوده است که مفاهیم فرازبانیِ مبتنی بر حرکات دست، معادل هایی رایج در زبان فارسی داشته اند. در جستار پیش رو، شیوه تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که در آن، ترجمه اصطلاحات و گزاره های ادبی مبتنی بر زبان دست در ترجمه موسوی گرمارودی و خرمشاهی با نگاهی تطبیقی بررسی شده تا مشترکات دو زبان در این زمینه مشخص شود و حدود و ابعادِ قوت و ضعف مترجمان در کاربرد الگوهای فرهنگی و اصطلاحاتِ منعکس کننده این الگوها، تبیین گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اغلب جملات و عبارات قرآنیِ مبتنی بر حرکات دست و مفاهیم ناشی از آن، معادلی در فرهنگ و زبان فارسی دارد. در خصوص عملکرد مترجمان نیز مشخص شده که ایشان با لحاظ این بستر غنی در زبان فارسی، در ترجمه خویش به معادل های زبان بدن توجه داشته اند. در برخی نمونه ها نیز ناگزیر شیوه تحت اللفظی را در پیش گرفته اند و این مسئله به تفاوت الگوی فرهنگی دو زبان برمی گردد و طبیعی است که نمی توان انتظار شرایط نگاشت یکسان و کاملاً مطابق را داشت.
۲.

بنیه التعبیر فی روایه عازف الغیوم لعلی بدر فی ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
لقد تطور علم اللسانیات الحدیث تطورا ملحوظا فی مجال دراسه اللغه، وأنتج هذا التطور تحولاً فی المفاهیم اللغویه، من حیث الوظائف التواصلیه لغویه کانت أم اجتماعیه، مما أدّت هذه الظاهره إلى بروز تفاسیر مختلفه للنص والخطاب. یعد رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لنظریه التواصل اللغوی التی تکون أهم النظریات اللغویه الحدیثه؛ إذ قسَّم البناء اللغوی والتواصل بین الأفراد على أساس سته عناصر لعملیه الاتصال وستّ وظائف للغه یتمّ عملها على طاوله تلک العناصر. تعد دراسه الروایات الحدیثه من أهم المواضیع الأدبیه، کما هی ماده خصبه للدراسه والبحث بالنسبه للباحثین والنقاد، وکذلک الروایه من الأجناس الأدبیه التی ترتبط مباشره بالتواصل اللغوی والاجتماعی؛ وذلک لکونها متکونه من الحوار والسرد، فتطبیق وظائف التواصل على الروایه یعد عملا نقدیا فی غایه الأهمیه. نتبع فی بحثنا هذا المنهج الوصفی التحلیلی، حیث نهدف من خلاله إلى دراسه روایه عازف الغیوم ، لعلی بدر بعرض النماذج التی یشاهد فیها استخدامه الدقیق والمتقن للتعبیر بالوظائف اللغویه للتواصل على ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون. فوجدنا سرده وحواره مناسباً للنهوض بغایات بحثنا، ویساعدنا ذلک فی وقوفنا على خصوصیه اللغه ووظائفها فی روایته. من أهمّ النتایج التی توصّلت إلیها الدراسه؛ هی أن فی روایه عازف الغیوم مساحه واسعه للبحث فی مجال اللغه؛ إذ وجدنا الحوار خاضعاً لعملیه التواصل حسب أرکان النظریه السته والوظائف التواصلیه الست، فکشفنا مواطن النظریه فی الروایه، حیث إن الروائی علی بدر اهتمّ فی خطابه بالتواصل مع المتلقی فی السرد والحوار موافقاً بین عناصر اللغه ووظائف التواصل.
۳.

استدعاء التراث التاریخی وآلیاته فی شعر نجاح إبراهیم

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۵۳۲
یُعتبر استدعاء التراث من الظواهر البارزه فی الأدب المعاصر، وإنَّ الشخصیات التاریخیه ذوات الوجود الحقیقی أحد معطیاته الّتی غالباً ما نلاحظها فی النصوص الشعریه، حیث تتجاوز حدود زمنها ولا تتوقف عنده بل تسیر لتصلَ إلى الحاضر ومِن ثَمَّ إلى المستقبل. ومن الشعراء الّذین جنحوا إلى استدعاء الشخصیات التاریخیه ووظّفوها ضمن سیاقاتهم الشعریه هی الشاعره نجاح إبراهیم[i]. عملت نجاح إبراهیم على إحیاء الموروث التاریخی فی نتاجها الشعری وکذلک أحاطت بموروثات أغلب الشعوب، حیث ربطت تجارب تلک الموروثات بتجاربها الشعریه، وألقت من خلالها کلَّ ما یعتمر بداخلها من مشاعر ورؤى. والهدف من هذه الدِّراسه الّتی اعتمدت على المنهج الوصفی-التحلیلی؛ هو دراسه الشخصیات التاریخیه التی انکَبَّتْ علیها نجاح إبراهیم واستمدَّت منها دلالاتها، والتعبیر عمّا تحمله هذه الشخصیات من رموز؛ بناءً على هذا، ارتأینا أن ندرس هذه الشخصیات فی ثلاثه محاور وهی: الشخصیات الممثّله للوجه الوضیء، کشخصیه أمینوبی وزبّاء وإیاز، والشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، کشخصیه نیرون وآکله الأکباد وموسى بن نُصیر، والشخصیات العامّه، کشخصیتی الکسعی وورد. ولسبر أغوار هذه الشخصیات التراثیه وفک رموزها تتطرقنا إلى آلیات استدعائها فی قصائد الشاعره. ظهر لنا من خلال هذا البحث أنَّ أبرز الشخصیات الّتی قامت الشاعره بتوظیفها هی الشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، وأنَّ أغلب آلیات الاستدعاء الّتی وظّفتها الشاعره لاستلهام الشخصیات التاریخیه هی آلیه الاسم المباشر. اعتمدت نجاح إبراهیم على الشخصیات التاریخیه إمّا لتعبِّر عن الإباء والأنَفَه اللّذینِ اتّخذتهما منهاجاً، وإمّا تعبیراً عن نفسها وعن وطنها وما یدور فیه من أحداث.. وُلدتنجاح إبراهیم الشاعره فی عفرین بسوریا عام 1965م، وعاشت کل سنواتها فی محافظه الرِّقَّه فی مدینه الطبقه التی فیها سدُّ الفرات العظیم ثم نزحت عنها بسبب الحرب. بدأت الکتابه منذ عام 1978م، ونُشرت أولى قصصها فی مجله "الضاد" عام 1989م، ثمّ نُشرت لها قصص کثیره فی المجلات والصحف وصُدر لها مؤلَّفات عدَّه، منها کتابها الأوّل تحت عنوان "المجد فی الکیس الأسود" عام 1992م؛ وهو عباره عن مجموعه قصصیه. وقد فازت الأدیبه بجوائز عدیده على مستوى سوریا، والوطن العربی، والعالم فی القصه والرّوایه والشعر، منها: جائزه تشوقوأورا العالمیه عام 2016م عن مجمل إبداعها الأدبی، وجائزه ناجی نعمان الدولیه عام 2019م وجائزه العجیلی للقصه القصیره، وجائزه دمشق للثقافه والتراث وغیرها من الجوائز، وشارکت فی العدیدمن المهرجانات الأدبیه فی سوریا والعراق ولبنان وایران، وتُرجمت بعض أعمالها إلى الفرنسیه، والترکیه، والأرمنیه والفارسیه و... وهی عضو اتحاد الکتّاب العرب فی سوریا منذ عام 1998 (إبراهیم، 2018م: 71-73).
۴.

واکاوی تطبیقی جلوه های پایداری افغانستان در شعر سید ابوطالب مظفری و جابر قمیحه

کلید واژه ها: ادبیات مقاومت افغانستان مکتب تطبیقی آمریکا سید ابوطالب مظفری جابر قمیحه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : ۶۰۷۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۸۶۱
حوادث ناگوار دوران معاصر در کشورهای اسلامی باعث گسترش ادبیات پایداری شده است. ادبیات پایداری یکی از گونه های ادبیات متعهّد است که با توجه به رویدادهای اجتماعی و سیاسی هر ملت و شرایط تاریخی آن بازتاب و انعکاس متفاوتی در قیاس با دوره های دیگر دارد. در میان شاعران معاصری که در این زمینه اشعار بسیاری سروده اند، می توان به سید ابوطالب مظفری که شاعر افغانستانی مقیم ایران است و جابر قمیحه شاعر مصری اشاره کرد. سید ابوطالب مظفری قسمت اعظم مجموعه شعری خود را در بیان پایداری و رشادت مردم افغانستان سروده است. وی در دفتر شعری خود «عقاب چگونه می میرد؟» به روزگار دشوار و جانکاه ملت افغانستان پرداخته است. جابر قمیحه شاعر مصری نیز به دلیل حضور در مناطق مرزی نزدیک به افغانستان و مشاهده انواع دست اندازی و تجاوز نسبت به حریم این کشور مسلمان و مردمان آن، تعهّد ادبی خویش را در مجموعه ای به نام «لجهاد الأفغان ... أغنّی» اختصاص داده و از رشادت ها و دلاوری های مردم این سامان زبان به میان آورده است. این پژوهش به مقایسه تطبیقی اندیشه های مقاومتی این دو شاعر می پردازد تا از این رهگذر وجه تمایز مضامین مشترک پایداری آنها را نسبت به یکدیگر روشن کند. جابر قمیحه به عنوان یک شاعر مصری و از زاویه نگاه یک شاعر متعهد به ادبیات پایداری افغانستان نگریسته، حال آنکه مظفری خود یکی از مجاهدان حاضر در عرصه جهاد می باشد و این تفاوت در نگرش، زیبایی ادبی دو چندانی به شعرشان بخشیده است. یافته های این جستار که به روش تطبیقی و براساس مکتب آمریکایی به وارسی مضامین مشترک در دفترهای شعری دو شاعر مذکور می پردازد، حاکی از آن است که جلوه های مقاومت از قبیل ترسیم رنج و محنت دوران جنگ، روحیه مبارزه طلبی و جنگاوری، پاسداشت مقام شهیدان، جاماندن از کاروان شهیدان، دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرقه، ترویج روحیه امید و خودباوری، در مجموعه اشعار آنها از بسامد بسیار بالایی برخوردار است..
۵.

استدعاء التراث التاریخی وآلیاته فی شعر نجاح إبراهیم

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۷
یُعتبر استدعاء التراث من الظواهر البارزه فی الأدب المعاصر، وإنَّ الشخصیات التاریخیه ذوات الوجود الحقیقی أحد معطیاته الّتی غالباً ما نلاحظها فی النصوص الشعریه، حیث تتجاوز حدود زمنها ولا تتوقف عنده بل تسیر لتصلَ إلى الحاضر ومِن ثَمَّ إلى المستقبل. ومن الشعراء الّذین جنحوا إلى استدعاء الشخصیات التاریخیه ووظّفوها ضمن سیاقاتهم الشعریه هی الشاعره نجاح إبراهیم[i]. عملت نجاح إبراهیم على إحیاء الموروث التاریخی فی نتاجها الشعری وکذلک أحاطت بموروثات أغلب الشعوب، حیث ربطت تجارب تلک الموروثات بتجاربها الشعریه، وألقت من خلالها کلَّ ما یعتمر بداخلها من مشاعر ورؤى. والهدف من هذه الدِّراسه الّتی اعتمدت على المنهج الوصفی-التحلیلی؛ هو دراسه الشخصیات التاریخیه التی انکَبَّتْ علیها نجاح إبراهیم واستمدَّت منها دلالاتها، والتعبیر عمّا تحمله هذه الشخصیات من رموز؛ بناءً على هذا، ارتأینا أن ندرس هذه الشخصیات فی ثلاثه محاور وهی: الشخصیات الممثّله للوجه الوضیء، کشخصیه أمینوبی وزبّاء وإیاز، والشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، کشخصیه نیرون وآکله الأکباد وموسى بن نُصیر، والشخصیات العامّه، کشخصیتی الکسعی وورد. ولسبر أغوار هذه الشخصیات التراثیه وفک رموزها تتطرقنا إلى آلیات استدعائها فی قصائد الشاعره. ظهر لنا من خلال هذا البحث أنَّ أبرز الشخصیات الّتی قامت الشاعره بتوظیفها هی الشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، وأنَّ أغلب آلیات الاستدعاء الّتی وظّفتها الشاعره لاستلهام الشخصیات التاریخیه هی آلیه الاسم المباشر. اعتمدت نجاح إبراهیم على الشخصیات التاریخیه إمّا لتعبِّر عن الإباء والأنَفَه اللّذینِ اتّخذتهما منهاجاً، وإمّا تعبیراً عن نفسها وعن وطنها وما یدور فیه من أحداث.. وُلدتنجاح إبراهیم الشاعره فی عفرین بسوریا عام 1965م، وعاشت کل سنواتها فی محافظه الرِّقَّه فی مدینه الطبقه التی فیها سدُّ الفرات العظیم ثم نزحت عنها بسبب الحرب. بدأت الکتابه منذ عام 1978م، ونُشرت أولى قصصها فی مجله "الضاد" عام 1989م، ثمّ نُشرت لها قصص کثیره فی المجلات والصحف وصُدر لها مؤلَّفات عدَّه، منها کتابها الأوّل تحت عنوان "المجد فی الکیس الأسود" عام 1992م؛ وهو عباره عن مجموعه قصصیه. وقد فازت الأدیبه بجوائز عدیده على مستوى سوریا، والوطن العربی، والعالم فی القصه والرّوایه والشعر، منها: جائزه تشوقوأورا العالمیه عام 2016م عن مجمل إبداعها الأدبی، وجائزه ناجی نعمان الدولیه عام 2019م وجائزه العجیلی للقصه القصیره، وجائزه دمشق للثقافه والتراث وغیرها من الجوائز، وشارکت فی العدیدمن المهرجانات الأدبیه فی سوریا والعراق ولبنان وایران، وتُرجمت بعض أعمالها إلى الفرنسیه، والترکیه، والأرمنیه والفارسیه و... وهی عضو اتحاد الکتّاب العرب فی سوریا منذ عام 1998 (إبراهیم، 2018م: 71-73).
۶.

بررسی تکرار هندسی و کارکرد آن در سوره بقره

تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
تکرار یکی از جلوه های مهم علم زبان شناسی است. این پدیده از دیرباز همواره مورد توجه اهل ادب بوده است؛ چرا که تکرار هر کلمه یا عبارت، هدف و معنای مهمی را در پی دارد و بهتر می تواند مخاطب را تحت تأثیر خود ق رار دهد. اسلوب تکرار در قرآن کریم گامی رو به جلوتر دارد؛ به گونه ای که اعج از کلام آسمانی را به رخ همگان می کشاند؛ زیرا نوع ساختار و چیدم ان کلمات تکرار شونده، علاوه بر زیب ایی که به آیات و سوره ها می بخشد، بر بلاغت کلام می افزاید و موجب غنای نظام معنایی و تجلّی مفاهیم مهم قرآنی می شود. پژوهش پیش رو، حاصل مطالعه تکرار هندسی در سوره بقره است و به دلیل نقش برجسته این نوع تکرار در سوره بقره، بر آنیم که با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه آمارگیری انواع تکرار هندسی، چگونگی کاربرد آن و میزان تأثیر دلالتی این نوع تکرار را بررسی کنیم. نتایج پژوهش نشان می دهد پنح نوع تکرار استهلالی، ختامی، هرمی، دایره ای و تراکمی در سوره بقره دیده می شود که تکرار هرمی با هدف تکرار و یادآوری مجدد مفاهیم و در راستای توصیفات، بیان جزئیات نعمت ها و مراتب خسران و رستگاری؛ تکرار ختامی به صورت حکم قاطع و حسن ختام آیات است؛ بنابراین، برخی صفات خداوند مانند سمیع، غفور، علیم و قدیر، به منظور هشدار و پس از اشاره به برخی احکام و قوانین به وفور تکرار شده است؛ همچنین تکرار استهلالی به منظور امر و نهی های اخلاقی و دینی بیشترین بسآمد را به خود اختصاص داده اند.  
۷.

الاغتراب المکانی لدى المثقّف فی روایات سعد محمد رحیم بعد 2003م

تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
یرنو البحث فی طرحه إشکالیه العلاقه القائمه بین المثقّف والاغتراب إلى نیل إجابات شافیه عن کیفیه بلوره الشخصیّه المثقّفه فی روایات العراقی، سعد محمد رحیم، والتعرّف على نوعیّه الأمکنه التی کابدت الشخصیّات الرئیسه فیها الاغتراب جرّاء الأزمات الناجمه عن الانقلابات، والحروب، والحصار والاحتلال. وتهدف الدراسه وبالإفاده من المنهج الوصفی - التحلیلی إلى إماطه اللثام عن بعض مکنونات الأعمال الروائیّه لرحیم فی توظیفها ظاهره الاغتراب، والترکیز على النوع المکانی منه فی ثلاث روایات له، وهی ترنیمه امرأه .. شفق البحر (2012م)، و مقتل بائع الکتب (2016م)، و فسحه للجنون (2018م). تعمّد الروائی اختیار شخصیّاته مثقّفه کونها الشاهد الواعی على ماضی العراق وحاضره؛ وعلیه صاغها إشکالیّه، ومستلبه، ومسکونه بأوهامها، وممثّله لجیل بأکمله. المثقّف واجه فی کلتا الحقبتین سلسله من الهزائم على الصعید الاجتماعی والثقافی والسیاسی، أرغمته إمّا على التنقّل بین الأمکنه المعادیه، وإمّا التنحّی مرمیّاً على الهامش؛ فما جنى سوی الفشل فی البحث عن الأنا وفقدان البوصله.
۸.

أبعاد الشخصیّه فی روایه «ترنیمه امرأه.. شفق البحر» لسعد محمد رحیم

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
إنّ لتنوّع الشخصیّات تأثیراً حاسماً فی ظهور ما یسمّى بالأبعاد؛ وقد بات هذا التأثیر معترفاً به فنّیاً؛ وقد تعدّدت الأبعاد هذه واختلفت وفقاً لطبیعه الشخصیّه الروائیه. وتتلخّص هذه المقوّمات مجتمعه فی البعد الجسمی/الفسیولوجی، والبعد الاجتماعی/ السوسیولوجی، والبعد النفسی/ السایکولوجی. تنطلق هذه الدراسه مستفیده من المنهج الوصفی - التحلیلی وهی تسعى جاهده فی سبیل توفیر مظلّه معرفیه لشخصیّات الروائی العراقی، سعد محمد رحیم، عبر البحث فی روایته، «ترنیمه امرأه.. شفق البحر»، وصولاً إلى معرفه الخلفیه المشکّله لکلّ شخصیّه والمکوّنه لها، ولیتمّ ذلک لابدّ من الکشف عن سلوکیّاتها وأفعالها من خلال عرض الکیانات لدیها. وتبیّن أنّ الکاتب یقوم بوصف الجوانب المادّیه والاجتماعیه والنفسیّه لشخصیّاته، ومن خلال استخدامه بعض التقنیات کالمونولوج الداخلی وتیّار الوعی یکشف عن نفسیّه البطل المحطّمه وذاکرته المثقله بکوابیس الحرب ومرائرها وعبء الماضی الذی أبهضه، حیث جعله نائباً عنه فی شخصیّته أو قناعه الذی تستّر خلفه. وکذا بقیه الشخصیّات، فهی ذات طابع مرآتی أو ربّما تلصّصی، یعکس المشاهد التی خلّفها وهی مغتربه تبحث عن هویّتها.
۹.

"أو" العاطفه ومعادلها فی الفارسیه؛ دراسه بلاغیه دلالیه

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
الملخّص عطف النسق من التوابع المهمّه فی العربیه ویتضمّن عشره حروف؛ أحدها "أو" العاطفه التی تعادلها فی الفارسیه "یا". فهی تشرّک المعطوف والمعطوف علیه فی الحکم والإعراب معاً، تکفی الإشاره بأنّها حرف متکثّر الدلاله والتأویل فی السیاق القرآنی وغیره لیکون ذات أهمیه کبیره، فوقف البحث علی خصائص "أو" العاطفه فی العربیه ومعادلها "یا" فی الفارسیه وأهمّ ممیّزاتهما الدلالیه، وشرح طرق استخدامهما النحوی، وکذا تطرّق إلی مدی علاقه السیاق والقرینه فی تحدید دلالات هذین الحرفین بین اللغتین. اعتمد البحث علی منهج استقرائی تحلیلی ودراسه تقابلیه بین هذین الحرفین قاصداً تبیین وجوه الاختلافات والاشتراکات النحویه والبلاغیه والدلالیه بینهما، وعلیه تمّ اختیار المقاطع الشعریه والنثریه من النصوص العربیه والفارسیه بما فیها القرآن الکریم والأعمال الکامله لسعدی الشیرازی، وأشعار مولوی، ودیوان حافظ، وفی ضوء هذه الدراسه تبیّن أوّلاً أنّ "أو" العاطفه فی العربیه تستخدم بین التابع والمتبوع، لکن حرف "یا" فی الفارسیه إضافه إلی استخدامها بین التابع والمتبوع یکرّر أحیاناً ویأتی قبل التابع کذلک. ثانیاً: تدلّ "أو" العاطفه العربیه ومعادلها "یا" الفارسیه علی دلالات مختلفه، فبعض هذه الدلالات مشترکه بینهما، وبعضها مختلفه بینهما کدلاله التفصیل، والتفریق المجرّد التی هی خاصه "أو" العاطفه العربیه.
۱۰.

الضمیر المتکلّم بین إثبات هویّه الذات ومواجهه الآخر فی دیوان محمود درویش: «لماذا ترکتَ الحصان وحیداً»

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
للضمائر هویّه دلالیّه، تجسّد مشاعراً قبل توظیفها فی النصّ،کما وأنّ سیاق النصّ یضفی علیها فاعلیّه. والشاعر المعاصر سعى لتفجیر طاقتها الکامنه. والضمائر، کوحده جزئیّه فی النصّ، تغذّی حرکه المعنى وتحرّک مشاعر المتلقّی. ووظّفها محمود درویش بشکل مکثّف لإضفاء مسحه جمالیّه وانتقال تجربه شعوریّه. اعتمد الشاعر على مخزونها الدلالیّ  فی هیئتها الأولى الدالّه على الذاتیّه، والانتماء، والقوّه، والاتّحاد والمصیر المشترک، کما وأنّ استخدامها المتعدّد فی لجّه الخلق وفی سیاق النصّ أعطاها حرکیّه تجلّت بدلالات ملائمه لفکره الشاعر. ولتحدید البحث اخترنا ضمائر المتکلّم فی دیوان"لماذا ترکت الحصان وحیداً". لذلک عمدنا فی هذا البحث إلى دراستها فی مستویاتها المختلفه قاصدین الکشف عن أسرارها وجمالیاتها وفق المنهج الوصفی  والتحلیلی. ومن نتائج البحث أنّ الشاعر لدى استخدامه أنا الجمع یصف الواقع الفلسطینی وصفاً صریحاً فهی دوامّه من الصراع، فتارهً تظهر لنا "نا" علی هیئه فاعل لها القدره والفاعلیّه علی النشوء وتارهً علی شکل "نا" مفعوله، مهزومه، منفعله ینتابها الضعف وهی مستسلمه لما یجری لها من الأحداث، ولکن لا تقف موقف الراصد المتفرّج بل تحارب لکی تُعلی من موضع "الأنا" وتُلغی فاعلیّه الآخر وترغمه علی بقائه علی المفعولیّه. ومن النتائج الأخرى التی توصل إلیها البحث هو أنّ القضایا التی یُصرّ علیها درویش هی فکره "الأنا" الجمعی فهو یسعی إلی توحید الصفوف. 
۱۱.

أسلوب الاستفهام و تأثیره فی شعر سمیح القاسم المقاوم دیوان شخص غیر مرغوب فیه نموذجاً

تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۱۳
الملخص الأسلوب هو الممارسة العلمیة المنهجیة لأدوات اللغة، ومنها الاستفهام حیث یعتبر من أهم الأسالیب فی تحریک عواطف المخاطب، والأدباءُ حرصوا على تَوفُره فی أعمالِهم حتى لاتَکون على وَتیرَة واحدة. الاستفهام جزءٌ مستقلٌ وهامٌ فی اللغة. وله أغراضٌ کثیرة ومتنوعة تُستخدم فی أشعار المقاومة، کأشعار الشاعر الفلسطینی سمیح القاسم الذی یعد ثالوث شعراء المقاومة. أکثر سمیح فی نتاجه الأدبی من استخدام من أهم الدواوین الشعریة حیث استخدم فیه » شخص غیر مرغوب فیه « الاستفهام وعکس عبره کفاح الفلسطینیین ومعاناتهم؛ دیوانه أسلوب الاستفهام بنسبة عالیة وملفة للنظر. تهدف هذه الدراسة وفقاً للمنهج الوصفی التحلیلی، أن تسهم فی الکشف عن الأغراض البلاغیة التی تکمن فی أسالیب الاستفهام. من النتائج التی وَصَلنا إلیها فی هذه الدراسة: أن أسلوب الاستفهام من أکثر الأسالیب الإنشائیة التی استعان بها الشاعر الفلسطینی فی هذا الدیوان، وللاستفهام دور جاد فی التعبیر عما فی نفسه. استَخدَم سمیح حرفی الاستفهام استخداماً واسعاً بالنسبة إلى أسماء الاستفهام من حیث التکرار؛ ویغلب المعنى المجازی فی الاستفهام خاصة الأغراض البلاغیة کالنفی والنهی والتعجب على المعنى الحقیقی لانعکاس قضیة فلسطین والمصاعب التی یتحملها الشعب الفلسطینی.
۱۲.

بررسی ترجمه حال منفی در قرآن کریم: در چهار ترجمه معاصر (موسوی گرمارودی، آیتی، فولادوند، الهی قمشه ای)

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۳۵۲
اسلوب حال در عربی، حالت های گوناگونی دارد که با برابر آن در فارسی فرق دارد؛ از آن جمله گاه اتفاق می افتد که حال به صورت منفی بیاید. این نوع حال، در قرآن بسامد بالایی دارد. بنابراین با در نظر گرفتن تفاوت دو زبان فارسی و عربی، یافتن برابر مناسب برای هر یک از صورت های حال منفی در ترجمه متن قرآنی که یک متن منحصر به فرد نیز هست، بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا ترجمه این متن آسمانی باید بیانگر تمامی معانی آن باشد؛ وانگهی مترجمان باید اسلوب های دو زبان را رعایت نمایند. جستار پیش رو، شیوه ها، ساز و کارهای مترجمان در انتقال مفهوم حال منفی در آیات قرآن به زبان فارسی را بررسی می کند و گامی برای شناساندن روشی مناسب برای این ساختار که با ساختار برابر آن در زبان فارسی مناسب باشد و در عین حال بتواند معانی قرآن را به زبان فارسی منتقل نماید.
۱۳.

التطوّر الدلالیّ للفظه الکلب فی أشعار أحمد مطر

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
احتل ّالحیوان مساحه واسعه فی شعر أحمد مطر. والکلب وحده بالنسبه إلی الحیوانات التی وظّفها الشاعر فی شعره حظی بحضور أوسع وبتطوّر دلالی متنوّع. تمّ استخدام لفظه الکلب فی 50 قصیده تردد فیها 100 مرّه. جاء ذلک نتیجه لمعرفه الشاعر بما أفرزته سلوکیات ذلک الحیوان وطبائعه فی ذاکره الإنسان العربی من دلالات ومعانٍ. ما ورد فی کتب التراث عن الکلب یدلّ علی أنّ العرب توسّعوا فی دلالاته؛ حیث أخذوا یطلقون هذه الکلمه علی معانٍ مجازیّه وجاءت رؤی الشاعر للوضع السیاسی السائد فی مجتمعه مؤاتیه لهذه المعانی، لذا فتح نصّه الشعری علیها وتأثّر بها، وشرب من رافدها. وکان للأمثال دور بارز، وذلک أنّ الطابع الفنّی الذی تنطوی علیه الأمثال یلائم طابع شعره التهکّمی، فتوجّه إلی الأمثال التی أرسلت فی الکلب واستنطق لفظه الکلب وفجّر هذا الدّال وما یحتوی علیه من معان قد عهدها العقل العربی لیوجّه التهکّم اللاذعإلی النظام السیاسی الحاکم فی العراق ومستکبری العالم. سعت الدراسه فی إطار منهج وصفیّ- تحلیلیّ وبالاعتماد علی الإحصاء إلی تبیین مکانه الأمثال فی بعض قصائد الشاعر وتبیین مدی انطباعه عنها، کما حاولت الوصول إلی التطوّر الدلالیّ الحاصل لکلمه الکلب عن طریق الإجابه عن الأسئله التالیه: 1-ما هو سبب الحضور الموسّع لکلمه الکلب فی شعر أحمد مطر؟ 2-کیف کانت رؤیه الشاعر إلی تداول کلمه الکلب فی شعره؟ 2-ما هی الأقطاب الدلالیّه التی تمحورت علیها رؤیه الشاعر؟ 4- هل توظیف الشاعر لکلمه الکلب یتّسق مع موضوعات أشعاره؟
۱۴.

التطوّر الدلالی للفظ ""الباب"" فی شعر بدر شاکر السیّاب

کلید واژه ها: الشعر السیاب التطور الباب الدلالات الإیجابیة الدلالات السلبیة

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
لماّ تجرّع السّیّاب الکآبة، والفقر والحرمان، وعاش فی بلد جرّب الویلات والمحن، توسّع فی استخدام بعض الدّوال، وجعلها مصدراً للإلهام والإیحاء ومستودَعاً لانتقال تجاربه ورؤیته؛ حیث یمکن القول أنّه وجد فیها ما یمکّنه التّعبیر عن لواعجه. فلفظ ""الباب"" یعدّ من جملة تلک الدّوال. إنّه استخدمه أکثر من مأة وخمسین مرّة وهذا دلیل على التّطور الدّلالی لهذا اللفظ ومرونته ومن ثمّ انصیاعه لهذا التّطور؛ إذ قام بإیلاجه فی بنیة لغویّة تحتضن الرّمز وتنمّیه. فکان وجوده جلیّاً فی شعره، حیث یمکن أن نعدّه من ثیمات شعره، وکان مصدر اهتمامه فرکّز علیه فی أشعاره وشحنه بأبعاد ودلالات مختلفة، لیصبح ذات دلالات فکریّة. فحمل هذا الدّالّ وجوهاً من انطباعات الشّاعر وذلک باعتماد على المذخور الشّعبیّ. أمّا التحوّل الدلالیّ الذی أصاب دالّ ""الباب"" هو: الخوف والأمان، المحدودیّة والحریّة، والیأس والأمل، والعمار والخراب، والاتصال والانطوائیّة وما إلى ذلک. تهدف هذه الدّراسة مناقشة التّطور الدّلالیّ لکلمة ""الباب"" والبحث عن أسباب حضورها الموسّع فی شعر الشّاعر، إذ إنّها لیست مفردة فحسب؛ بل لها تداعیات یمکن رصدها فی المفاهیم المذکورة أعلاه. هذا وأنّ رؤیة السّیّاب إلى تداول الکلمة فی شعره شکّلت ثنائیّات ضدّیة، یمکن اسقرارها على قسمین: قسم خاصّ بالرّؤیة الإیجابیّة والقسم الآخر بالرّؤیة السّلبیّة. أمّا المنهج الذی اعتمدت علیه الدّراسة منهج وصفیّ تحلیلیّ، حاول فیه التقاط التّطور الدّلالیّ لهذه الکلمة فی نصوص الشّاعر، وذلک عبر اختیار مقاطع شعریّة حضرت فیها الکلمة، إضافة إلى تحلیل البنیة اللّغویّة وبعض الظّواهر الأسلوبیّة المسخدمة فی هذه المقاطع والتی ساعدت على تنمیة هذا التّطوّر الدّلالی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان