محمدجواد پورعابد

محمدجواد پورعابد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۲ مورد.
۱.

واکاوی مفاهیم تربیتی فمینیسم در رمان "سیدات القمر" (دختران ماه) اثر جوخه حارثی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
فمینیسم، واژه ای فرانسوی به معنی طرفداری از حقوق زن است ، قدمتی به اندازه تاریخ دارد. به دنبال آن، نقد زن محور بر روی آثار ادبی، نیز شکل گرفت. جوخه حارثی، نویسنده سرشناس عمانی با رمان "دختران ماه" خود که موضوع محوری آن، سه خواهر در روستای عوافی هستند، با رویکردی واقع گرایانه از تجربه های زنانه و مشکلات آن ها در جامعه کوچک و تازه مدرنیته شده روستای عوافی در عمان می نویسد. نگارندگان در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، سعی می کنند تا با توجه به مفاهیم فمینیستی به کار رفته در رمان به تحلیل نگاه حارثی به زنان و شیوه توصیف او از وضعیت آنان پرداخته و ما در این تحقیق، به مسائل مهمی همچون: سرکوب احساس عشق، ازدواج، زایمان و مادری، تجاوز، طلاق، مردسالاری و رفتار متفاوت با دختران و پسران از بدو تولد، بررسی کنند. بیشترین مفاهیم فمنیستی در این رمان، مربوط به ازدواج ومادر شدن و عشق در میان دختران و حق انتخاب آن ها در مسائل مهم و غیر مهم زندگی شان و خشونت بر زنان و مردان است. در ضمن از تحلیل شخصیت های زنان این رمان چنین به نظر می آید که می توان آن ها را بر اساس دیدگاهشان به سه دسته؛ سنتی، کمی مدرن و مدرن تر تقسیم بندی کرد.
۲.

عملیه التأویل فی نطاق تلقی المفارقه قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان، لمحمود درویش أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱
إنّ المفارقه أداه بید المؤلف یؤمئ إلى أغراض مختلفه بوسیط لغوی متکامل مستخدماً أسالیب ممتعه متقنه فی اللغه والفن، حتى یجعل المتلقی یفهم مغزى الکلام، دون استخدامه مباشرا ولیتنحّی عن الاستجابات السالبه التی یحتملها؛ ومن جانب آخر، یستطیع المستخدم أن یحول دون فهم المتلقی ویجعله ضحیه المفارقه باستخدام بعید عن الصور الذهنیه التی یفرضها المتلقی ویحتملها. وبما أنّ المفارقه تحتاج إلى عملیه التلقی فی کلا الموقفین، فالمتلقی یستعمل آلیه التأویل، إمّا على ما یؤوّل أو على أنّ التأویل غیر ناجح لقصد المؤلف. فمهما کانت المفارقه آلیه بید المؤلف فالتأویل یصاحب المتلقی، واستقباله یحتّم أمر المفارقه ناجحه. وهذه المقاله دراسه تحلیلیه تتناول قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان ، للشاعر المعاصر، محمود درویش، لتعتنی بالمفارقه، على أنّها بحاجه ماسه إلى القراءه والتأویل والتفسیر، مما یجعل المتلقی عالماً بانعکاسات اللغه، ومما یأمله الجمهور المراقبون. فالمفارقه بکلا نوعیها تحتاج إلى تفاسیر وتأویلات من مستقبلها إن کان ضحیه المفارقه أو مراقبها، فهذه التأویلات تجعل الکلام أکثر تأنقاً وشفافیه والأغراض أوقع کفاءه وتدفقاً، وهی تحتاج إلى مهارات عملیه وخبرات لغویه وبلاغیه وقراءات متعدده وفهم سیمولوجی هرمنوطیقی، وأخیراً تحتاج إلى مهارات تفسیریه تأویلیه لتوصل المتلقی إلى محتوى المفارقه، کما فعلنا فی قصیده محمود درویش وألممنا بتلک المهارات، وقد تؤثر کثیر من العوامل النفسیه والاجتماعیه واللغویه فی تأویلات المتلقی فتجعله غیر ناظر بما یقصده المؤلف.
۳.

جمالیه الخطاب الساخر وأسالیبه فی مجموعه "صوره شاکیرا" للقاصّ الفلسطینی المعاصر محمود شقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۵۶
لاتختصّ السخریّه بالشعر وحده بل انتشر توظیفها فی کافّه الأنساق الأدبیّه، لاسیّما القصه والروایه، حیث نجد فی الأقطار العربیه قصصیین وروائیین قد تفنّنوا فی هذا الأسلوب وأبدعوا فیه، فعالجوا معاناه شعبهم وصوّروها تصویراً فتوغرافیّاً. یُعدّ محمود شقیر من أبرز الکتّاب والقاصّین الفلسطینیین المعاصرین الذین کتبوا القصه السّاخره، إذ استخدم فی أعماله القصصیّه الأسلوب السّاخر، مسلّطاً الأضواء على المعطیات السیاسیّه والاجتماعیّه فی فلسطین. لقد وظّف شقیر فی مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیّه أسلوباً شعریاً سهلاً ممتنعاً بالإضافه إلى السّرد التصویری، والحبکه المتقنه المفتوحه، واستدعاء الشّخصیّات العالمیّه المعروفه منها الأمریکیّه ما أدّى إلى اتّسامها بوسمه الإبداع الفنّی، حیث نجح فی ترسیخ مضامین تلک القصص السّاخره فی ذهن المتلقّی. تظهر ضروره البحث فی نمو التوجّه إلى القضیّه الفلسطینیه، حیث ساهمت فی إنتاج  نسبه کبیره من أدب المقاومه بأنساقه المختلفه منها الخطاب الساخر، لهذا توجّه الباحثان إلى دراسه قصصه وذلک لأنّها انطوت على رؤى وآراء وأسالیب جدیده  ومتنوّعه  تجدر بالدراسه و التحلیل وعلیه درس الباحثان مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیه دراسه أسلوبیّه بالمنهج الوصفی- التحلیلی بغیه الکشف عن مستویات الأسلوب الساخر وقیمته الفنّیه فی تلک المجموعه الأدبیه وفهم الأسالیب المستخدمه فی بنیتها القصصیّه. أما أهمّ ما تناوله البحث فهو رصد السخریّه لغه واصطلاحاً ثمّ البحث عن وجوه مختلفه لأسالیب السخریّه فی عناصرها السّردیه. تشیر نتائج البحث إلى أنّ الکاتب استخدم أسالیب سخریّه متنوعّه قلَّ من تطرّق إلیها من قبل مثل توظیف اللّهجه العامیّه، التلاعب بالحروف، والتّضخیم أو الصّوره الکاریکاتیریّه، والمفارقه الدرامیّه. کما أنَّ الکاتب اعتمد علی  المفارقه الصّارخه، التی یتکوّن قوامها من الواقع المؤلم وتهدف إلی الفضح والتعریّه وتسعی إلی تقویم الخلل. وجّه محمود شقیر حربته السّاخره نحو المسؤولین باعتبارهم سبب تخلفه کما وجّهها نحو الاحتلال البغیض والتقالید البالیه ذلک أنّ الأخیرین وجهان لعمله واحده.
۴.

مطالعه تطبیقی زبان بدن در قرآن و ترجمه های فارسی آن (با تکیه بر حرکات دست در ترجمه های خرمشاهی و گرمارودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۳۵۵
در برخی گزاره ها و اصطلاحات ادبی قرآن کریم از زبان بدن و از جمله از زبان"حرکات دست"، برای انتقال پیام استفاده شده است. ترجمه مناسب در برگرداندن این ارتباطات فرازبانی بسیار اهمیت دارد و دقت مضاعف مترجم را می طلبد. این اصطلاحات بر رفتارهایی دلالت می کنند که ریشه در زبان و فرهنگ دارند. بر این اساس با توجه به اشتراکات فرهنگی و پیوندهای تاریخی گسترده میان دو زبان فارسی و عربی، فرض بر این بوده است که مفاهیم فرازبانیِ مبتنی بر حرکات دست، معادل هایی رایج در زبان فارسی داشته اند. در جستار پیش رو، شیوه تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که در آن، ترجمه اصطلاحات و گزاره های ادبی مبتنی بر زبان دست در ترجمه موسوی گرمارودی و خرمشاهی با نگاهی تطبیقی بررسی شده تا مشترکات دو زبان در این زمینه مشخص شود و حدود و ابعادِ قوت و ضعف مترجمان در کاربرد الگوهای فرهنگی و اصطلاحاتِ منعکس کننده این الگوها، تبیین گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اغلب جملات و عبارات قرآنیِ مبتنی بر حرکات دست و مفاهیم ناشی از آن، معادلی در فرهنگ و زبان فارسی دارد. در خصوص عملکرد مترجمان نیز مشخص شده که ایشان با لحاظ این بستر غنی در زبان فارسی، در ترجمه خویش به معادل های زبان بدن توجه داشته اند. در برخی نمونه ها نیز ناگزیر شیوه تحت اللفظی را در پیش گرفته اند و این مسئله به تفاوت الگوی فرهنگی دو زبان برمی گردد و طبیعی است که نمی توان انتظار شرایط نگاشت یکسان و کاملاً مطابق را داشت.
۵.

بنیه التعبیر فی روایه عازف الغیوم لعلی بدر فی ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۴۱
لقد تطور علم اللسانیات الحدیث تطورا ملحوظا فی مجال دراسه اللغه، وأنتج هذا التطور تحولاً فی المفاهیم اللغویه، من حیث الوظائف التواصلیه لغویه کانت أم اجتماعیه، مما أدّت هذه الظاهره إلى بروز تفاسیر مختلفه للنص والخطاب. یعد رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لنظریه التواصل اللغوی التی تکون أهم النظریات اللغویه الحدیثه؛ إذ قسَّم البناء اللغوی والتواصل بین الأفراد على أساس سته عناصر لعملیه الاتصال وستّ وظائف للغه یتمّ عملها على طاوله تلک العناصر. تعد دراسه الروایات الحدیثه من أهم المواضیع الأدبیه، کما هی ماده خصبه للدراسه والبحث بالنسبه للباحثین والنقاد، وکذلک الروایه من الأجناس الأدبیه التی ترتبط مباشره بالتواصل اللغوی والاجتماعی؛ وذلک لکونها متکونه من الحوار والسرد، فتطبیق وظائف التواصل على الروایه یعد عملا نقدیا فی غایه الأهمیه. نتبع فی بحثنا هذا المنهج الوصفی التحلیلی، حیث نهدف من خلاله إلى دراسه روایه عازف الغیوم ، لعلی بدر بعرض النماذج التی یشاهد فیها استخدامه الدقیق والمتقن للتعبیر بالوظائف اللغویه للتواصل على ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون. فوجدنا سرده وحواره مناسباً للنهوض بغایات بحثنا، ویساعدنا ذلک فی وقوفنا على خصوصیه اللغه ووظائفها فی روایته. من أهمّ النتایج التی توصّلت إلیها الدراسه؛ هی أن فی روایه عازف الغیوم مساحه واسعه للبحث فی مجال اللغه؛ إذ وجدنا الحوار خاضعاً لعملیه التواصل حسب أرکان النظریه السته والوظائف التواصلیه الست، فکشفنا مواطن النظریه فی الروایه، حیث إن الروائی علی بدر اهتمّ فی خطابه بالتواصل مع المتلقی فی السرد والحوار موافقاً بین عناصر اللغه ووظائف التواصل.
۶.

واکاوی مفاهیم قرآنی براساس مدل ارتباطی یاکوبسون با تأکید بر دریافت آیرونی (نمونه موردی سوره زمر)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
بررسی کارگفت های ارتباطی در سوره های قرآن، راهکاری مناسب برای دست یابی به مفاهیم ثانویه این معجز ه جاوید خواهد بود. هر اندازه پژوهشگران تلاش بیشتری برای بررسی ساختار آیات قرآن داشته باشند، به همان اندازه به درک مفاهیم اساسی و مقاصد اصلی آن پی خواهند برد. یکی از ابزار های بررسی گفتمان قرآنی، یافتن کارگفت های ارتباطی براساس نظریه یاکوبسون است. پژوهش حاضر بر آن است تا با انطباق نظریه ارتباطی یاکوبسون و تلفیق آن با تکنیک آیرونی، آیات سوره زمر را از زوایای مختلف بررسی کند و در روشی توصیفی تحلیلی، کاربست مفاهیم بنیادی سوره زمر را به دست آورد و با کشف ساختار ارتباطی سوره با مخاطب یا گیرنده، به این نتیجه دست یابد که مفاهیم تأکیدشده آن چیست و با کدامین روش ارتباطی توانسته است بر گیرنده پیام های سوره اثر بگذارد. به طور کل، جهت گیری عمده و اساسی در مدل ارتباطی آیات این سوره، بیشتر به سمت موضوع پرستش خداوند است و آیرونی بیم و امید در مفاهیم این سوره، نشان دهنده ظهور نقش ترغیبی امیدبخشی و بیان آثار رحمت الهی است؛ هرچند فهم این آیرونی، نیازمند دقت بیشتری است تا بتوان تأثیر آن را در دریافت جنبه های مختلف مفاهیم سوره زمر و درک نقش های متعدد زبانی دانست. همچنین، نمی توان نقش ترغیبی آیات موجود در سوره زمر را نادیده انگاشت؛ زیرا فرستنده پیام (خداوند) با به کارگیری ابزارهای ادبی، فرازبانی و همدلی، موجبات روشن ترشدن ابعاد نقش ارجاعی و ترغیبی را فراهم آورده است.
۷.

تجلیات ما بعد الاستعمار المتمثّله بالشخصیات النسویه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا (دراسه اجتماعیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۴۶
إنّ الدراسه حول الأدب والآثار الأدبیّه، وخاصّه فی مجال النقد، قد واکبت الدراسات التی تتمّ بین الفروع المختلفه وخاصّه علم الاجتماع؛ وذلک لأهمیّه الآثار الأدبیّه بوصفها مرآه لانعکاس المشاکل الاجتماعیّه، فبإمکان الدراسات الأدبیّه الاجتماعیّه إصلاح البناء الثقافی للمجتمع، وحلّ مشاکله وتطویره فی مختلف المجالات. وبهذا السیاق، نلاحظ أنّ الروایه الإسلامیّه قد أولت اهتماماً بالغاً على تصویر القضایا والتطوّرات التی تطرأ على المجالات المختلفه للمجتمع الإسلامی، ومنها الاستعمار والاحتلال. ونظراً إلى المکانه المتمیَّزه لشخصیّه المرأه فی الروایه، فإنّ التحلیل الاجتماعی لأهمّ تأثیرات المقاومه على الشخصیّات النسائیه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا،وذلک فی ظلّ الاستعمار والمقاومه، من أهمّ أهداف هذا البحث ویدلّ على أهمیّته. إنّنا فی إطار الدراسه الاجتماعیه للنماذج المتعلّقه بأدب المقاومه، والتی قد تجلّت فی روایه عذراء جاکرتا للکیلانی، قد قمنا بتحلیل العلاقه بین القضایا الاجتماعیه للمجتمع، ومنها الاحتلال والاستعمار، وبین ملامح الشخصیّات النسویّه فی هذه الروایه، وحاولنا أن نبیّن موقف المؤلّف من موضوع الاستعمار والاحتلال فی مجتمع إسلامی، ونشرح آراءه حول دور المرأه فی مواجهه هذه القضیّه. وظهر من خلال البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، أنّ الکیلانی قد رکّز کثیراً علی رسم الشخصیّات النسویه الإیجابیه فی هذه الروایه، وذلک بالترکیز على ثلاث صور للمرأه وهی المناضله، والصامده والشهیده، وذلک لرسم آثار الاستعمار الشیوعی على المجتمع الإندونیسی من جانب، ولتحریض أبناء البلاد المستعمره فی مواجهه العدو من جانب آخر.
۸.

المفارقه فی ضوء نظریّه التلقّی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
یتناول هذا البحث المفارقه باعتبارها وسیطاً اجتماعیاً تعتبر آلیه تهدف إبلاغ الرساله الإصلاحیه الاجتماعیه والتی أخذت انتشاراً لدى الباحثین العرب المعاصرین، وقد تعلقت دراستنا التنظیریه هذه حول تلک التقنیه فی ضوء نظریه التلقّی مع تحلیل مضامین النظریه وإجرائها على المفارقه حیث تطرقت إلى عرض نظریه التلقّی محلله أرکانها، کما رکزت على قضیه التواصل اللسانی وفهم المفارقه وحللت بعض عناصر التلقّی وأعراف المفارقه. فقد عدّت هذه الدراسه تسلط المتلقی على الموضوع الکلی والأساس فی النص معیاراً مناسباً لفهم المفارقه، فمادام المتلقی لم یستدرک الموضوع الکلی والموقف المحیط بالمفارقه لم یستطع أن یستوعب ویفهم المعنى الأصلی والمفهوم الأساس للمفارقه ویسمّى ضحیه للمفارقه. وأخیراً إن عملیه التلقّی تفید أنواعاً خاصه من المفارقه لکون التلقّی بحاجه إلى حضور النص والقراءه وهذا ما لا یتیسر فی کل أقسام المفارقه. ومن نتائج الدراسه أن المفارقه آلیه بید المؤلف لإبلاغ مقاصده الإصلاحیه ولکنها لا تصل إلى الهدف المنشود إلا بتعامل المتلقی والنصّ معاً وطالما لم یتکامل هذا التفاعل لم تنجح المفارقه. وإن نعترف بأولویه المبدع فی صیاغه المفارقه وإعلاء شأنها، فلأنه یجب أن یعتبر نفسه قارئاً افتراضیاً وذلک لنجاح المفارقه. فمبدع المفارقه هو الذی یهیئ السیاقات والوسائط وینظم الأسالیب الفنیه الهادفه لوصول المتلقی إلى أبرز النتائج وأحسنها. 
۹.

بررسی و تحلیل حذف مقابله ای (احتباک) از دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹
احتباک یکی از شیوه های بیانی کلام است که با حذف قسمتی از کلام و ذکر قراینی که دلالت بر محذوف دارد، سخن را موجز و مختصر می گرداند و معانی گسترده ای را در قالبی محدود به وجود می آورد. در تفسیر آیات قرآن گاهی برای دوری از ابهام و جلوگیری از تشویش ذهن مخاطب در فهم معنای مقصود نیاز است تا سخن حذف شده ذکر شود. توجه به احتباک می تواند راهنمای ما در تشخیص صحیح محذوفات و پاسخگوی برخی از شبهات محتوایی و ناسازگاری ظاهری باشد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر تفسیر المیزان به بررسی آرایه احتباک در تفسیر قرآن پرداخته و انواع احتباک را از دیدگاه علامه طباطبایی بیان کرده و به این نتیجه رسیده است که میزان توجه و استفاده از احتباک در تفسیر المیزان کم تر از تفسیرهایی مانند روح المعانی و التحریر و التنویر است که به این آرایه توجه نموده اند و دلیل آن را می توان وجود قرینه های واضح و آشکار در جملات دارای آرایه احتباک دانست که تشخیص محذوف را آسان می کند. با این همه از انواع مختلف احتباک در این تفسیر استفاده شده و بیش ترین بسامد آن در احتباک مشترک و احتباک ضدی دیده می شود.
۱۰.

استدعاء التراث التاریخی وآلیاته فی شعر نجاح إبراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۵۴
یُعتبر استدعاء التراث من الظواهر البارزه فی الأدب المعاصر، وإنَّ الشخصیات التاریخیه ذوات الوجود الحقیقی أحد معطیاته الّتی غالباً ما نلاحظها فی النصوص الشعریه، حیث تتجاوز حدود زمنها ولا تتوقف عنده بل تسیر لتصلَ إلى الحاضر ومِن ثَمَّ إلى المستقبل. ومن الشعراء الّذین جنحوا إلى استدعاء الشخصیات التاریخیه ووظّفوها ضمن سیاقاتهم الشعریه هی الشاعره نجاح إبراهیم[i]. عملت نجاح إبراهیم على إحیاء الموروث التاریخی فی نتاجها الشعری وکذلک أحاطت بموروثات أغلب الشعوب، حیث ربطت تجارب تلک الموروثات بتجاربها الشعریه، وألقت من خلالها کلَّ ما یعتمر بداخلها من مشاعر ورؤى. والهدف من هذه الدِّراسه الّتی اعتمدت على المنهج الوصفی-التحلیلی؛ هو دراسه الشخصیات التاریخیه التی انکَبَّتْ علیها نجاح إبراهیم واستمدَّت منها دلالاتها، والتعبیر عمّا تحمله هذه الشخصیات من رموز؛ بناءً على هذا، ارتأینا أن ندرس هذه الشخصیات فی ثلاثه محاور وهی: الشخصیات الممثّله للوجه الوضیء، کشخصیه أمینوبی وزبّاء وإیاز، والشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، کشخصیه نیرون وآکله الأکباد وموسى بن نُصیر، والشخصیات العامّه، کشخصیتی الکسعی وورد. ولسبر أغوار هذه الشخصیات التراثیه وفک رموزها تتطرقنا إلى آلیات استدعائها فی قصائد الشاعره. ظهر لنا من خلال هذا البحث أنَّ أبرز الشخصیات الّتی قامت الشاعره بتوظیفها هی الشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، وأنَّ أغلب آلیات الاستدعاء الّتی وظّفتها الشاعره لاستلهام الشخصیات التاریخیه هی آلیه الاسم المباشر. اعتمدت نجاح إبراهیم على الشخصیات التاریخیه إمّا لتعبِّر عن الإباء والأنَفَه اللّذینِ اتّخذتهما منهاجاً، وإمّا تعبیراً عن نفسها وعن وطنها وما یدور فیه من أحداث.. وُلدتنجاح إبراهیم الشاعره فی عفرین بسوریا عام 1965م، وعاشت کل سنواتها فی محافظه الرِّقَّه فی مدینه الطبقه التی فیها سدُّ الفرات العظیم ثم نزحت عنها بسبب الحرب. بدأت الکتابه منذ عام 1978م، ونُشرت أولى قصصها فی مجله "الضاد" عام 1989م، ثمّ نُشرت لها قصص کثیره فی المجلات والصحف وصُدر لها مؤلَّفات عدَّه، منها کتابها الأوّل تحت عنوان "المجد فی الکیس الأسود" عام 1992م؛ وهو عباره عن مجموعه قصصیه. وقد فازت الأدیبه بجوائز عدیده على مستوى سوریا، والوطن العربی، والعالم فی القصه والرّوایه والشعر، منها: جائزه تشوقوأورا العالمیه عام 2016م عن مجمل إبداعها الأدبی، وجائزه ناجی نعمان الدولیه عام 2019م وجائزه العجیلی للقصه القصیره، وجائزه دمشق للثقافه والتراث وغیرها من الجوائز، وشارکت فی العدیدمن المهرجانات الأدبیه فی سوریا والعراق ولبنان وایران، وتُرجمت بعض أعمالها إلى الفرنسیه، والترکیه، والأرمنیه والفارسیه و... وهی عضو اتحاد الکتّاب العرب فی سوریا منذ عام 1998 (إبراهیم، 2018م: 71-73).
۱۱.

واکاوی تطبیقی جلوه های پایداری افغانستان در شعر سید ابوطالب مظفری و جابر قمیحه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادبیات مقاومت افغانستان مکتب تطبیقی آمریکا سید ابوطالب مظفری جابر قمیحه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : ۶۲۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۶۵۶
حوادث ناگوار دوران معاصر در کشورهای اسلامی باعث گسترش ادبیات پایداری شده است. ادبیات پایداری یکی از گونه های ادبیات متعهّد است که با توجه به رویدادهای اجتماعی و سیاسی هر ملت و شرایط تاریخی آن بازتاب و انعکاس متفاوتی در قیاس با دوره های دیگر دارد. در میان شاعران معاصری که در این زمینه اشعار بسیاری سروده اند، می توان به سید ابوطالب مظفری که شاعر افغانستانی مقیم ایران است و جابر قمیحه شاعر مصری اشاره کرد. سید ابوطالب مظفری قسمت اعظم مجموعه شعری خود را در بیان پایداری و رشادت مردم افغانستان سروده است. وی در دفتر شعری خود «عقاب چگونه می میرد؟» به روزگار دشوار و جانکاه ملت افغانستان پرداخته است. جابر قمیحه شاعر مصری نیز به دلیل حضور در مناطق مرزی نزدیک به افغانستان و مشاهده انواع دست اندازی و تجاوز نسبت به حریم این کشور مسلمان و مردمان آن، تعهّد ادبی خویش را در مجموعه ای به نام «لجهاد الأفغان ... أغنّی» اختصاص داده و از رشادت ها و دلاوری های مردم این سامان زبان به میان آورده است. این پژوهش به مقایسه تطبیقی اندیشه های مقاومتی این دو شاعر می پردازد تا از این رهگذر وجه تمایز مضامین مشترک پایداری آنها را نسبت به یکدیگر روشن کند. جابر قمیحه به عنوان یک شاعر مصری و از زاویه نگاه یک شاعر متعهد به ادبیات پایداری افغانستان نگریسته، حال آنکه مظفری خود یکی از مجاهدان حاضر در عرصه جهاد می باشد و این تفاوت در نگرش، زیبایی ادبی دو چندانی به شعرشان بخشیده است. یافته های این جستار که به روش تطبیقی و براساس مکتب آمریکایی به وارسی مضامین مشترک در دفترهای شعری دو شاعر مذکور می پردازد، حاکی از آن است که جلوه های مقاومت از قبیل ترسیم رنج و محنت دوران جنگ، روحیه مبارزه طلبی و جنگاوری، پاسداشت مقام شهیدان، جاماندن از کاروان شهیدان، دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرقه، ترویج روحیه امید و خودباوری، در مجموعه اشعار آنها از بسامد بسیار بالایی برخوردار است..
۱۲.

واکاوی ساختار شعری ریم قیس کُبّه بر اساس نظریه جفری لیچ (مطالعه موردی هنجارشکنی معنایی و نوشتاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۴۷
با ظهور نظریه های مختلف در زمینه پژوهش های ادبی، پژوهشگران به واکاوی ادبیات از جنبه های گوناگون پرداخته و از رهگذر کاربست چنین نظریه هایی و تطابق آنها با متون مختلف، به ملموس و عینی ساختن نظریه ها کمک شایانی نموده اند. از جمله این نظریه ها، هنجارشکنی است که در مکتب فرمالیسم مطرح شده. هنجارشکنی در دیدگاه مکتب فرمالیسم، تعریفی از سبک تلقی می گردد، تا آنجا که  بسامد فراوان هنجارشکنی در اشعار شاعر یا نویسنده ای، سبک آن شاعر یا نویسنده را معرفی می کند. جفری لیچ یکی از شخصیت های ممتاز شکل گرای انگلیسی است که به تقسیم بندی هنجارشکنی در هشت گروه پرداخته است. علت انتخاب این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی هنجارشکنى معنایی و نوشتارى شعر ریم قیس کُبّه بر اساس نظریه جفری لیچ مى پردازد، ارتباط بسیار تنگاتنگ شعر این شاعر با تابلوهای نقاشی است؛ زیرا شعر وی به نوعی برگردان تابلوهای خواهر نقاشش به شمار می رود. رهیافت حاصل از این واکاوی بیانگر آن است که هنجار شکنی معنایی در شعر ریم قیس کبه بیشتر از طریق هم نشینی و جانشینی به وجود آمده و در موارد اندکی نیز  از راه علم بیان یا صور خیال حاصل شده است.  هنجار شکنی نوشتاری در شعر وی نیز در مواردی  چون: جدا نویسی حروف واژگان، نوشتن پلکانی و عمودی سطرهای شعری و... بوده و هدف از آن، افزون بر نقل اندیشه و احساس به خواننده، دیداری کردن شعر و تجسّم بخشیدن به مفهوم آن است.
۱۳.

استدعاء التراث التاریخی وآلیاته فی شعر نجاح إبراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
یُعتبر استدعاء التراث من الظواهر البارزه فی الأدب المعاصر، وإنَّ الشخصیات التاریخیه ذوات الوجود الحقیقی أحد معطیاته الّتی غالباً ما نلاحظها فی النصوص الشعریه، حیث تتجاوز حدود زمنها ولا تتوقف عنده بل تسیر لتصلَ إلى الحاضر ومِن ثَمَّ إلى المستقبل. ومن الشعراء الّذین جنحوا إلى استدعاء الشخصیات التاریخیه ووظّفوها ضمن سیاقاتهم الشعریه هی الشاعره نجاح إبراهیم[i]. عملت نجاح إبراهیم على إحیاء الموروث التاریخی فی نتاجها الشعری وکذلک أحاطت بموروثات أغلب الشعوب، حیث ربطت تجارب تلک الموروثات بتجاربها الشعریه، وألقت من خلالها کلَّ ما یعتمر بداخلها من مشاعر ورؤى. والهدف من هذه الدِّراسه الّتی اعتمدت على المنهج الوصفی-التحلیلی؛ هو دراسه الشخصیات التاریخیه التی انکَبَّتْ علیها نجاح إبراهیم واستمدَّت منها دلالاتها، والتعبیر عمّا تحمله هذه الشخصیات من رموز؛ بناءً على هذا، ارتأینا أن ندرس هذه الشخصیات فی ثلاثه محاور وهی: الشخصیات الممثّله للوجه الوضیء، کشخصیه أمینوبی وزبّاء وإیاز، والشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، کشخصیه نیرون وآکله الأکباد وموسى بن نُصیر، والشخصیات العامّه، کشخصیتی الکسعی وورد. ولسبر أغوار هذه الشخصیات التراثیه وفک رموزها تتطرقنا إلى آلیات استدعائها فی قصائد الشاعره. ظهر لنا من خلال هذا البحث أنَّ أبرز الشخصیات الّتی قامت الشاعره بتوظیفها هی الشخصیات الممثّله للوجه المظلِم، وأنَّ أغلب آلیات الاستدعاء الّتی وظّفتها الشاعره لاستلهام الشخصیات التاریخیه هی آلیه الاسم المباشر. اعتمدت نجاح إبراهیم على الشخصیات التاریخیه إمّا لتعبِّر عن الإباء والأنَفَه اللّذینِ اتّخذتهما منهاجاً، وإمّا تعبیراً عن نفسها وعن وطنها وما یدور فیه من أحداث.. وُلدتنجاح إبراهیم الشاعره فی عفرین بسوریا عام 1965م، وعاشت کل سنواتها فی محافظه الرِّقَّه فی مدینه الطبقه التی فیها سدُّ الفرات العظیم ثم نزحت عنها بسبب الحرب. بدأت الکتابه منذ عام 1978م، ونُشرت أولى قصصها فی مجله "الضاد" عام 1989م، ثمّ نُشرت لها قصص کثیره فی المجلات والصحف وصُدر لها مؤلَّفات عدَّه، منها کتابها الأوّل تحت عنوان "المجد فی الکیس الأسود" عام 1992م؛ وهو عباره عن مجموعه قصصیه. وقد فازت الأدیبه بجوائز عدیده على مستوى سوریا، والوطن العربی، والعالم فی القصه والرّوایه والشعر، منها: جائزه تشوقوأورا العالمیه عام 2016م عن مجمل إبداعها الأدبی، وجائزه ناجی نعمان الدولیه عام 2019م وجائزه العجیلی للقصه القصیره، وجائزه دمشق للثقافه والتراث وغیرها من الجوائز، وشارکت فی العدیدمن المهرجانات الأدبیه فی سوریا والعراق ولبنان وایران، وتُرجمت بعض أعمالها إلى الفرنسیه، والترکیه، والأرمنیه والفارسیه و... وهی عضو اتحاد الکتّاب العرب فی سوریا منذ عام 1998 (إبراهیم، 2018م: 71-73).
۱۴.

بررسی تکرار هندسی و کارکرد آن در سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۴۲۱
تکرار یکی از جلوه های مهم علم زبان شناسی است. این پدیده از دیرباز همواره مورد توجه اهل ادب بوده است؛ چرا که تکرار هر کلمه یا عبارت، هدف و معنای مهمی را در پی دارد و بهتر می تواند مخاطب را تحت تأثیر خود ق رار دهد. اسلوب تکرار در قرآن کریم گامی رو به جلوتر دارد؛ به گونه ای که اعج از کلام آسمانی را به رخ همگان می کشاند؛ زیرا نوع ساختار و چیدم ان کلمات تکرار شونده، علاوه بر زیب ایی که به آیات و سوره ها می بخشد، بر بلاغت کلام می افزاید و موجب غنای نظام معنایی و تجلّی مفاهیم مهم قرآنی می شود. پژوهش پیش رو، حاصل مطالعه تکرار هندسی در سوره بقره است و به دلیل نقش برجسته این نوع تکرار در سوره بقره، بر آنیم که با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه آمارگیری انواع تکرار هندسی، چگونگی کاربرد آن و میزان تأثیر دلالتی این نوع تکرار را بررسی کنیم. نتایج پژوهش نشان می دهد پنح نوع تکرار استهلالی، ختامی، هرمی، دایره ای و تراکمی در سوره بقره دیده می شود که تکرار هرمی با هدف تکرار و یادآوری مجدد مفاهیم و در راستای توصیفات، بیان جزئیات نعمت ها و مراتب خسران و رستگاری؛ تکرار ختامی به صورت حکم قاطع و حسن ختام آیات است؛ بنابراین، برخی صفات خداوند مانند سمیع، غفور، علیم و قدیر، به منظور هشدار و پس از اشاره به برخی احکام و قوانین به وفور تکرار شده است؛ همچنین تکرار استهلالی به منظور امر و نهی های اخلاقی و دینی بیشترین بسآمد را به خود اختصاص داده اند.  
۱۵.

الاغتراب المکانی لدى المثقّف فی روایات سعد محمد رحیم بعد 2003م(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۵۱۶
یرنو البحث فی طرحه إشکالیه العلاقه القائمه بین المثقّف والاغتراب إلى نیل إجابات شافیه عن کیفیه بلوره الشخصیّه المثقّفه فی روایات العراقی، سعد محمد رحیم، والتعرّف على نوعیّه الأمکنه التی کابدت الشخصیّات الرئیسه فیها الاغتراب جرّاء الأزمات الناجمه عن الانقلابات، والحروب، والحصار والاحتلال. وتهدف الدراسه وبالإفاده من المنهج الوصفی - التحلیلی إلى إماطه اللثام عن بعض مکنونات الأعمال الروائیّه لرحیم فی توظیفها ظاهره الاغتراب، والترکیز على النوع المکانی منه فی ثلاث روایات له، وهی ترنیمه امرأه .. شفق البحر (2012م)، و مقتل بائع الکتب (2016م)، و فسحه للجنون (2018م). تعمّد الروائی اختیار شخصیّاته مثقّفه کونها الشاهد الواعی على ماضی العراق وحاضره؛ وعلیه صاغها إشکالیّه، ومستلبه، ومسکونه بأوهامها، وممثّله لجیل بأکمله. المثقّف واجه فی کلتا الحقبتین سلسله من الهزائم على الصعید الاجتماعی والثقافی والسیاسی، أرغمته إمّا على التنقّل بین الأمکنه المعادیه، وإمّا التنحّی مرمیّاً على الهامش؛ فما جنى سوی الفشل فی البحث عن الأنا وفقدان البوصله.
۱۶.

أبعاد الشخصیّه فی روایه «ترنیمه امرأه.. شفق البحر» لسعد محمد رحیم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۵۸۲
إنّ لتنوّع الشخصیّات تأثیراً حاسماً فی ظهور ما یسمّى بالأبعاد؛ وقد بات هذا التأثیر معترفاً به فنّیاً؛ وقد تعدّدت الأبعاد هذه واختلفت وفقاً لطبیعه الشخصیّه الروائیه. وتتلخّص هذه المقوّمات مجتمعه فی البعد الجسمی/الفسیولوجی، والبعد الاجتماعی/ السوسیولوجی، والبعد النفسی/ السایکولوجی. تنطلق هذه الدراسه مستفیده من المنهج الوصفی - التحلیلی وهی تسعى جاهده فی سبیل توفیر مظلّه معرفیه لشخصیّات الروائی العراقی، سعد محمد رحیم، عبر البحث فی روایته، «ترنیمه امرأه.. شفق البحر»، وصولاً إلى معرفه الخلفیه المشکّله لکلّ شخصیّه والمکوّنه لها، ولیتمّ ذلک لابدّ من الکشف عن سلوکیّاتها وأفعالها من خلال عرض الکیانات لدیها. وتبیّن أنّ الکاتب یقوم بوصف الجوانب المادّیه والاجتماعیه والنفسیّه لشخصیّاته، ومن خلال استخدامه بعض التقنیات کالمونولوج الداخلی وتیّار الوعی یکشف عن نفسیّه البطل المحطّمه وذاکرته المثقله بکوابیس الحرب ومرائرها وعبء الماضی الذی أبهضه، حیث جعله نائباً عنه فی شخصیّته أو قناعه الذی تستّر خلفه. وکذا بقیه الشخصیّات، فهی ذات طابع مرآتی أو ربّما تلصّصی، یعکس المشاهد التی خلّفها وهی مغتربه تبحث عن هویّتها.
۱۷.

"أو" العاطفه ومعادلها فی الفارسیه؛ دراسه بلاغیه دلالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۹۹۳
الملخّص عطف النسق من التوابع المهمّه فی العربیه ویتضمّن عشره حروف؛ أحدها "أو" العاطفه التی تعادلها فی الفارسیه "یا". فهی تشرّک المعطوف والمعطوف علیه فی الحکم والإعراب معاً، تکفی الإشاره بأنّها حرف متکثّر الدلاله والتأویل فی السیاق القرآنی وغیره لیکون ذات أهمیه کبیره، فوقف البحث علی خصائص "أو" العاطفه فی العربیه ومعادلها "یا" فی الفارسیه وأهمّ ممیّزاتهما الدلالیه، وشرح طرق استخدامهما النحوی، وکذا تطرّق إلی مدی علاقه السیاق والقرینه فی تحدید دلالات هذین الحرفین بین اللغتین. اعتمد البحث علی منهج استقرائی تحلیلی ودراسه تقابلیه بین هذین الحرفین قاصداً تبیین وجوه الاختلافات والاشتراکات النحویه والبلاغیه والدلالیه بینهما، وعلیه تمّ اختیار المقاطع الشعریه والنثریه من النصوص العربیه والفارسیه بما فیها القرآن الکریم والأعمال الکامله لسعدی الشیرازی، وأشعار مولوی، ودیوان حافظ، وفی ضوء هذه الدراسه تبیّن أوّلاً أنّ "أو" العاطفه فی العربیه تستخدم بین التابع والمتبوع، لکن حرف "یا" فی الفارسیه إضافه إلی استخدامها بین التابع والمتبوع یکرّر أحیاناً ویأتی قبل التابع کذلک. ثانیاً: تدلّ "أو" العاطفه العربیه ومعادلها "یا" الفارسیه علی دلالات مختلفه، فبعض هذه الدلالات مشترکه بینهما، وبعضها مختلفه بینهما کدلاله التفصیل، والتفریق المجرّد التی هی خاصه "أو" العاطفه العربیه.
۱۸.

الضمیر المتکلّم بین إثبات هویّه الذات ومواجهه الآخر فی دیوان محمود درویش: «لماذا ترکتَ الحصان وحیداً»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۴۵۸
للضمائر هویّه دلالیّه، تجسّد مشاعراً قبل توظیفها فی النصّ،کما وأنّ سیاق النصّ یضفی علیها فاعلیّه. والشاعر المعاصر سعى لتفجیر طاقتها الکامنه. والضمائر، کوحده جزئیّه فی النصّ، تغذّی حرکه المعنى وتحرّک مشاعر المتلقّی. ووظّفها محمود درویش بشکل مکثّف لإضفاء مسحه جمالیّه وانتقال تجربه شعوریّه. اعتمد الشاعر على مخزونها الدلالیّ  فی هیئتها الأولى الدالّه على الذاتیّه، والانتماء، والقوّه، والاتّحاد والمصیر المشترک، کما وأنّ استخدامها المتعدّد فی لجّه الخلق وفی سیاق النصّ أعطاها حرکیّه تجلّت بدلالات ملائمه لفکره الشاعر. ولتحدید البحث اخترنا ضمائر المتکلّم فی دیوان"لماذا ترکت الحصان وحیداً". لذلک عمدنا فی هذا البحث إلى دراستها فی مستویاتها المختلفه قاصدین الکشف عن أسرارها وجمالیاتها وفق المنهج الوصفی  والتحلیلی. ومن نتائج البحث أنّ الشاعر لدى استخدامه أنا الجمع یصف الواقع الفلسطینی وصفاً صریحاً فهی دوامّه من الصراع، فتارهً تظهر لنا "نا" علی هیئه فاعل لها القدره والفاعلیّه علی النشوء وتارهً علی شکل "نا" مفعوله، مهزومه، منفعله ینتابها الضعف وهی مستسلمه لما یجری لها من الأحداث، ولکن لا تقف موقف الراصد المتفرّج بل تحارب لکی تُعلی من موضع "الأنا" وتُلغی فاعلیّه الآخر وترغمه علی بقائه علی المفعولیّه. ومن النتائج الأخرى التی توصل إلیها البحث هو أنّ القضایا التی یُصرّ علیها درویش هی فکره "الأنا" الجمعی فهو یسعی إلی توحید الصفوف. 
۱۹.

أسلوب الاستفهام و تأثیره فی شعر سمیح القاسم المقاوم دیوان شخص غیر مرغوب فیه نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲۱ تعداد دانلود : ۶۰۷
الملخص الأسلوب هو الممارسة العلمیة المنهجیة لأدوات اللغة، ومنها الاستفهام حیث یعتبر من أهم الأسالیب فی تحریک عواطف المخاطب، والأدباءُ حرصوا على تَوفُره فی أعمالِهم حتى لاتَکون على وَتیرَة واحدة. الاستفهام جزءٌ مستقلٌ وهامٌ فی اللغة. وله أغراضٌ کثیرة ومتنوعة تُستخدم فی أشعار المقاومة، کأشعار الشاعر الفلسطینی سمیح القاسم الذی یعد ثالوث شعراء المقاومة. أکثر سمیح فی نتاجه الأدبی من استخدام من أهم الدواوین الشعریة حیث استخدم فیه » شخص غیر مرغوب فیه « الاستفهام وعکس عبره کفاح الفلسطینیین ومعاناتهم؛ دیوانه أسلوب الاستفهام بنسبة عالیة وملفة للنظر. تهدف هذه الدراسة وفقاً للمنهج الوصفی التحلیلی، أن تسهم فی الکشف عن الأغراض البلاغیة التی تکمن فی أسالیب الاستفهام. من النتائج التی وَصَلنا إلیها فی هذه الدراسة: أن أسلوب الاستفهام من أکثر الأسالیب الإنشائیة التی استعان بها الشاعر الفلسطینی فی هذا الدیوان، وللاستفهام دور جاد فی التعبیر عما فی نفسه. استَخدَم سمیح حرفی الاستفهام استخداماً واسعاً بالنسبة إلى أسماء الاستفهام من حیث التکرار؛ ویغلب المعنى المجازی فی الاستفهام خاصة الأغراض البلاغیة کالنفی والنهی والتعجب على المعنى الحقیقی لانعکاس قضیة فلسطین والمصاعب التی یتحملها الشعب الفلسطینی.
۲۰.

بررسی ترجمه حال منفی در قرآن کریم: در چهار ترجمه معاصر (موسوی گرمارودی، آیتی، فولادوند، الهی قمشه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۸۲۴
اسلوب حال در عربی، حالت های گوناگونی دارد که با برابر آن در فارسی فرق دارد؛ از آن جمله گاه اتفاق می افتد که حال به صورت منفی بیاید. این نوع حال، در قرآن بسامد بالایی دارد. بنابراین با در نظر گرفتن تفاوت دو زبان فارسی و عربی، یافتن برابر مناسب برای هر یک از صورت های حال منفی در ترجمه متن قرآنی که یک متن منحصر به فرد نیز هست، بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا ترجمه این متن آسمانی باید بیانگر تمامی معانی آن باشد؛ وانگهی مترجمان باید اسلوب های دو زبان را رعایت نمایند. جستار پیش رو، شیوه ها، ساز و کارهای مترجمان در انتقال مفهوم حال منفی در آیات قرآن به زبان فارسی را بررسی می کند و گامی برای شناساندن روشی مناسب برای این ساختار که با ساختار برابر آن در زبان فارسی مناسب باشد و در عین حال بتواند معانی قرآن را به زبان فارسی منتقل نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان