فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۶۱ تا ۳٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
واکه ها، طبقه ای رسا از آواهای زبانی هستند. برای توصیفِ دقیقِ تولیدی واکه ها می توان از یک فضای دوبعدی به نام فضای واکه ای بهره برد. نمودارِ فضای واکه ای، روشی گرافیکی است که نشان می دهد یک واکه از جنبه صوت شناختی و تولیدی در چه ناحیه ای قرار گرفته است. هدف اصلیِ این پژوهش، بررسیِ صوت شناختیِ واکه های خیشومی شده زبان فارسی، ترسیمِ نمودارِ فضایِ واکه ای آن ها و مقایسه آن با فضایِ واکه ای واکه های دهانی این زبان بوده است. به این منظور، 2400 داده، استخراج شدند که به وسیله 10 گویشور زن و مرد فارسی زبان تولید شدند. سپس داده ها، در چارچوب قواعد حاکم بر آواشناسی صوت شناختی بررسی شدند. در این پژوهش، تأثیر خیشومی شدگی بر میزان بسامد سازه های اول و دوم واکه های زبان فارسی بررسی شد. همچنین، تأثیر این عامل بر گستره بسامدی سازه های اول و دوم واکه های این زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش، همچنین تأثیر متغیر جنسیت را بر میزان بسامد سازه های اول و دوم واکه های زبان فارسی در دو بافت دهانی و خیشومی شده موردِ بررسی قرار داده است. یافته های به دست آمده از تحلیل های آماری نشان می دهد که خیشومی شدگی بر میزان بسامد سازه اول و دوم تمامی واکه های زبان فارسی تأثیر معنادار دارد. همچنین، خیشومی شدگی بر گستره بسامدی سازه اول و دوم واکه های زبان فارسی تأثیر معناداری ندارد. علاوه بر این، متغیر جنسیت در هر دو بافت دهانی و خیشومی شده بر میزان بسامد سازه اول و دوم واکه ها به جز واکه /u/ تأثیر معنادار دارد.
سازوکار «بازی زبانی» ویتگنشتاین به مثابه نقد اجتماعی قدرت در نمایش آیینی – سنتی سیاه بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویتگنشتاین متأخر عقیده دارد که زبان در شکلی نامحدود دارای انواعی است که این عدم محدودیت می تواند به بازی های زبانی منجر شود. از منظر ویتگنشتاین متأخر، در یکی از این شکل های بازی با زبان، زبان کلامی در بازشناسی ارتباط، نه تنها عامل بازنمایی اندیشه که در تعاریف گسترده تر و اجتماعی می تواند به نشانه ای برای بیان تسلط قدرت به شمار آید. بازتاب این تفکر را می توان در گفت و گوی میان نیروهای مسلط در جامعه جست و جو کرد. در این گفت و گو قدرتی که از عامل زبان کلامی سود می جوید، به منزله مرکز بازشناسی شده و می کوشد تفکر خود را بر حاشیه ها تحمیل کند؛ اما در راستای همین بازی زبانی، مرکز همیشه ثابت نمی ماند و حاشیه ها به تناوب با جای گیری در مرکز سبب ساز واسازی آن می شوند. یکی از اشکالی که می توان بازتاب این نظریه را در آن جست و جو کرد، شکل نمایشی تخت حوضی به مثابه یکی از گونه های نمایش های آیینی سنتی ایرانی است. در این شکل از نمایش ارباب نماینده و کنشگر جایگاه قدرت (مرکز) است که برتری قدرت مدارانه خود را در گفت و گو با سیاه شکل می دهد. سیاه نیز به منزله تیپ حاشیه ای جامعه سنتی، با تمهیداتی زبانی در مقابل مرکز/ ارباب مقاومت می کند. این مقاله قصد دارد با مطالعه نمایش نامه بازی سلطان و سیاه، اثر علی نصیریان با روش توصیفی تحلیلی پس از تعریف و تبیین نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین متأخر، با پرداختن به کنش زبانی موجود در نمایش تخت حوضی نشان دهد که چگونه انتقاد اجتماعی به واسطه این انگاره شکل گرفته است و از سوی بازی حاشیه و مرکز در زبان کلامی بازنمایی می شود.
Effects of Audio-Visually Prompted Collaborative Dialogue on EFL Learners' Listening Comprehension Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigated the comparative effects of audio-visually prompted collaborative dialogue on the listening comprehension development of symmetrical, asymmetrical, and asymmetrical teacher-fronted EFL learner groups. Besides, it explored the attitude of the participants of the groups concerning the effectiveness of collaborative dialogue for their listening comprehension improvement. The participants of the study were 120 Iranian female EFL learners who were conveniently chosen from several English language institutes and put into three experimental and one control groups, each with 30 learners. In the first experimental group, coequal learners engaged in collaborative dialogue. In the second experimental group, the expert peer(s) and less knowledgeable peers applied collaborative dialogue, and in the third experimental group, in addition to the peers, the teacher was involved in collaborative dialogue with the group members. As for the control group, the collaborative dialogue was abandoned and the participants worked individually. Quantitative and qualitative analyses revealed that collaborative dialogue in asymmetrical teacher-fronted, asymmetrical peer and symmetrical peer groups were respectively the most effective procedures for listening comprehension development of the EFL learners. Also, it was found that the participants of the asymmetrical teacher fronted group had a more positive attitude towards the efficacy of audio-visually prompted collaborative dialogue compared with asymmetrical and symmetrical peer groups. The findings underscore the cognitive and affective efficiency of a more knowledgeable source, either a teacher or a peer, in asymmetrical dyadic interactions for the less knowledgeable partners' ZPD sensitive development.
The Role of Post-listening Vocabulary-focused Activities and Multimedia Presentation on Receptive and Productive Vocabulary Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Designing appropriate materials and activities to enhance vocabulary learning is one of the primary goals of language courses. Among the claims about efficient pedagogical tasks is the Involvement Load Hypothesis (Laufer & Hulstijn, 2001) according to which vocabulary development is contingent on the amount of cognitive process a task involves. Building on the previous research on this hypothesis, this study seeks to explore the extent to which three post-listening tasks of different involvement loads along with single-versus dual-mode glosses affect receptive and productive vocabulary learning of advanced English as a foreign language (EFL) learners. The participants (n = 204) listened to an expository text while twenty lexical items were presented through text-only or text-plus-picture glosses. Subsequently, they were assigned to one of the task type groups (sentence writing, gap-fill, and paragraph writing). Paribakht and Wesche’s (1997) Vocabulary Knowledge Scale was employed as the pre and post-tests. The results pointed to the efficacy of dual-mode over single-mode glosses concerning both receptive and productive vocabulary learning. The sentence writing task produced the highest scores in the vocabulary tests, whereas the gap-fill and paragraph writing tasks did not significantly differ. Hence, the results only partially confirmed the Involvement Load Hypothesis. The current study corroborates other studies verifying the modality effect on vocabulary learning and suggests that task type is a significant factor in EFL vocabulary learning.
A Corpus Analysis of Animal-Term Conceptual Metaphors in the Persian Book of Marzbannameh(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current study investigated the distribution of animal terms in the Persian book of Marzbannameh and their metaphoric repetition in the users’ opinions, thoughts, and worthiness. By investigating the Persian book of Marzbannameh as one of the famous literary books which is rich of animal conceptual metaphors, a corpus of 376 animal terms in content has been chosen and analyzed. Four raters who were the Persian Literature teachers analyzed accurately the pertinent book for evaluating the available animal metaphors. And, two other raters who were the Persian Literature professors were asked to study the decisions and present the final propositions if they had different ideas about a concept. Moreover, as a supporting research method, focus groups were engaged by the Persian Literature teachers and professors to give their ideas and thoughts about the positive and negative qualities of the contained animals in the selected book. The results offered that animals are not distributed alike in this book, are used with diverse conceptualizations and stood for both positive and negative connotations. Also, it was found that the domestic animals generally have positive characteristics; however, some of them violate this rule, connoting just negative characteristics. After all, the wild animals, except for hawk, generally have negative characteristics.
Students’ Needs or Teachers’ Wishes? A Triangulated Survey of Medical EAP in Iranian Context(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۲, No. ۲, ۲۰۲۰
225 - 260
حوزههای تخصصی:
Mixed in method, the present study investigated whether there was any significant difference between students’and teachers’perceptions of Iranian medical English for Academic Purposes (EAP) students’ language needs. In so doing, 220 EAP students of medicine, 30 subject-matter teachers of EAP, and 20 teachers of English for General Purposes (EGP) teaching medical EAP completed a Likert-scale questionnaire. Fifty of the students and 20 of the teachers also attended a semi-structured interview. The results of both descriptive statistics and inferential statistics indicated that, overall, there was a significant mismatch between the students’and the teachers’perceptions of medical EAP students’ needs. However, both teachers and students perceived reading comprehension as the most important language skill. Moreover, the students, in general, were found not to be satisfied with the EAP program presented to them. The results might prove fruitful for curriculum designers, materials developers, and teachers in (medical) EAP contexts to hear students’voices and to incorporate them in their programs, syllabi, and teaching.
نقش دانش واژگان و دستور در مهارت خواندن در انگلیسی بعنوان زبان خارجی : بررسی دو مدل ساختاری-علّی از روابط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
363 - 384
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی پیوندِ میانِ دانشِ واژگان و دستور زبان با مهارت خواندن در زبان انگلیسی - به عنوان زبان خارجی، می پردازد. به این منظور، 2961 زبان آموز ایرانی در آزمونِ پژوهش شرکت کردند. این افراد، همگی دانشجو یا دانش آموخته مقطع های تحصیلات تکمیلی بودند که خود را برای شرکت در آزمون های زبان انگلیسی- که برای ادامه تحصیل در دانشگاه های ایران به کار می آمدند- آماده می کردند. این آزمون، در بازه زمانی 5 ساله به اجرا در آمد و مشتمل بر صد پرسش بود. پرسش های پژوهش، شامل سه بخش واژگان، دستور و خواندن بودند که از جنبه محتوا شباهت بسیاری با آزمون های هدفِ آزمون دهندگان داشتند. داده های آزمون در مرحله نخست، با بهره گیری از ضریبِ همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که همه انواع پرسش ها در بخش های گوناگونِ این آزمون، با هم همبستگی معناداری داشتند. همچنین، دانشِ واژگان، در مقایسه با دانشِ دستور زبان پیش بینی کننده بهتری در پیوند با مهارتِ خواندن بود. سپس، برای بررسی ارتباطات علّی چندسویه متغیرها، داده های پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. به این منظور، دو مدل ساختاری، یکی در سطحِ متغیرهای اصلی و دیگری در سطحِ ریزمتغیرها، با توجه به پیشینه پژوهش و تحلیل اولیه داده ها در نظر گرفته شدند. ارزیابی این دو مدل نشان داد که هر دوی آن ها از برازش قابلِ قبولی برخوردارند و در بینِ ترتیبِ دانش واژگان و دستور در سطح های گوناگون، علت هایی در ارتباط با مهارت خواندن هستند. در این موضوع، دانش غیرِ بافت وابسته واژه و دستور، منجر به دانشِ بافت وابسته آن ها می شود که خود زیرساختی ضروری برای مهارت خواندن به شمار می آیند.
The Measurement and Incorporation of ZPD Scenarios in Developing Writing Complexity in EFL Classes: Group-Wide ZPD vs. Individualized ZPD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
561 - 584
حوزههای تخصصی:
Despite growing interest in the studies on Zone of Proximal Development (ZPD), its operation in the forms of individualized and group-wide has been controversial. To cast some empirical light on the issue, this study was designed to quantitatively and comparatively study the applicability of the two scenarios of ZPD-based instructions to the writing complexity of Iranian EFL learners in terms of learners' types (low vs. high scorers). To this end, 118 EFL learners identified as homogeneous based on the TOEFL ITP test were randomly assigned into two equal experimental groups (individualized ZPD- and group-wide ZPD-based groups) which respectively received compatible instructions utilizing conference writing (as an individual scaffolding technique) and low- and high-structured writing templates (as a whole-class scaffolding technique). The treatments were allocated to the groups in a random manner within homogeneous blocks. Prior to and after the treatments, three tests (two writing tests and one ZPD test) were administered to measure both groups’ writing complexity and their ZPD levels. A ZPD test was also administered in the mid of treatments. The non-parametric analysis of covariance (ANCOVA) revealed that the individualized-ZPD-based instruction is constructive to the writing complexity of the low scorers, while the group-wide ZPD-based instruction shows not much constructive to the writing complexity of the high scorers. The findings pointed to the use of ZPD-based instructions in TEFL writing in meaningful contexts and thereby showing impacts made on the writing complexity of learners. The study, indeed, yields support to the feasibility of group-wide ZPD measurement along with an individualized ZPD approach.
پژوهشی واج شناختی و لغوی در یک بیت کهن طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاوت های زبانی گونه نوشتار ادبی با گونه نوشتار معیار برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با هدف شناخت تفاوت های دو گونه زبانی معیار و ادبی، ابتدا براساس تحلیل مقابله ای کتاب های دستور زبان آثار ادبی با کتاب های دستور زبان معیار، تفاوت های این دو گونه را استخراج و سپس براساس میزان فراگیر بودن آنها در آثار ادبی، تفاوت های زبانی کمتر رایج را به شش دسته تقسیم کردیم. سپس براساس نظریه تداخل و همچنین بر مبنای پیروی از اصول علم نحو، تفاوت های زبانی رایج تر را در سه دسته طبقه بندی نمودیم: 1. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر یکسان نسبت به زبان معیار با کارکرد متفاوت 2. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر متفاوت نسبت به زبان معیار با کارکرد یکسان 3. حذف یا جا به جایی ارکان جمله. پس از معرفی، نمونه ای ادبی در 12 حوزه زبانی نظام آوایی، اسم، صفت، عدد، ضمیر، موصول، فعل، قید، حروف، اصوات، واژه سازی و جمله، ارائه دادیم. در پایان معلوم شد که تفاوت های زبانی رایج تر، برای آموزش به غیرفارسی زبانان ضروری تر و در عین حال دشوارترند و گروه کمتر رایج اهمیت آموزشی کمتری دارند ولی فراگیری آنها راحت تر است.
مقایسه وابستگی به فرهنگ بومی در دانشجویان زبان انگلیسی و زبان آموزان مؤسسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
135 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به این پرسش است که آیا آموزش زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی باعث می شود زبان آموزان ارزش های فرهنگی بومی خود را از دست بدهند یا به آن ها کمک می کند تا ارزش های فرهنگی خود را غنی تر سازند. این پژوهش ترکیبی، در دو محیط متفاوت دانشگاه و مؤسسه زبان در شهر گرگان ایران انجام شد. برای این منظور، پرسش نامه مقیاس وابستگی به فرهنگ بومی به 50 دانشجوی زبان انگلیسی و 50 زبان آموز مؤسسه داده شد. همچنین، یک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 شرکت کننده از هر گروه انجام شد. داده های جمع آوری شده از مرحله کمی و کیفی، به ترتیب با استفاده از آنالیز واریانس چندمتغیره و آنالیز موضوعی تحلیل شد. یافته های مرحله کمی نشان دهنده تفاوت های معنی داری بین دانشجویان و زبان آموزان مؤسسه از نظر وابستگی مذهبی، غربی و ایرانی است. علاوه بر این، در بخش کیفی شش موضوع از جمله تغییرات، تعریف فرهنگ، وابستگی ایرانی، وابستگی مذهبی، وابستگی غربی و وابستگی هنری تعیین شد. این پژوهش نشان می دهد هر کسی که با زبان انگلیسی سروکار دارد، در معرض خطر از دست دادن فرهنگ بومی خود است و به ویژه معلمان باید نسبت به این امر آگاهی بیشتری داشته باشند.
گرایش های نام گذاری زنان و مردان چهار نسل ایران از دیدگاه زبان شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
165 - 195
حوزههای تخصصی:
زبان به عنوان یک نظام نشانه ای با انتقال معنا به ایجاد، حفظ، تقویت یا تضعیف و قطع روابط بین انسان ها می پردازد. لاینز (1977) معتقد است معنایی که زبان منتقل می کند بر سه دسته است: معنای توصیفی، معنای بیانی و معنای اجتماعی. در این میان «نام گذاری» به عنوان یک پدیده زبانی خود به نوعی منتقل کننده این معانی است، گرچه ممکن است در هر نامی یکی از این معانی برجستگی بیشتری پیدا کند. در این مقاله سیر تحول نام گذاری در چهار نسل در یکی از سازمان های دولتی شهر تهران بررسی شده است. بر همین اساس، 3108 نام از متولدان سال های 1300 تا 1398 از طریق درخت خویشاوندی جمع آوری شد. این اسامی در چهار گروه هویتی شامل هویت های مذهبی، ملی، فراملی و خنثی گردآوری شده اند. داده های به دست آمده در هر یک از گروه های هویتی به صورت کلی و از سوی دیگر براساس جنسیت افراد با استفاده از روش های آمار توصیفی و آزمون های استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد نام های برگرفته از هویت مذهبی بالاترین فراوانی و پس از آن نام های ملی، خنثی و فراملی به ترتیب بیشترین فراوانی را در این تقسیم بندی به خود اختصاص می دهند. بررسی سیر تحول نام ها نشان می دهد که در نسل چهارم (نسل پایانی مورد تحقیق) اسامی ملی روندی رو به رشد داشته، اما اسامی مذهبی سیری نزولی. گرایش به نام های فراملی که در نسل های اول بسیار اندک بوده است در نسل های بعدی سیر صعودی پیدا کرده است. در خصوص نام هایی با هویت های ملی و خنثی، نتایج نشان می دهد که نام های کهن در هر دو جنس زن و مرد روندی رو به رشد داشته است.
The Effect of “Narrow Reading” on Learning Mid-Frequency Vocabulary: The Role of Genre and Author(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۸, Issue ۴, Winter ۲۰۲۰
165 - 203
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effect of Narrow Reading (NR) on learning mid-frequency words. Vocabulary Size Test (VST) designed by Nation and Beglar (2007) was administered as the first pre-test to 196 students, from among whom 91 students whose vocabulary size ranged between 2100- 3500-word families, , became the target of this study and were randomly classified into four groups. Then another pretest administered was a modified version of Wesche and Paribakht’s Vocabulary Knowledge Scale (VKS) which assessed how well they knew twenty vocabularies derived from the expository and narrative texts. After thirty sessions for direct instruction, VKS was repeated immediately as a posttest to assess vocabulary learning while a month later, VKS was taken as a delayed posttest to assess vocabulary retention. To address research questions, a mixed design factorial ANOVA was conducted. The findings revealed that while the theme was fixed, reading expository texts rather than narrative ones led to the growth in vocabulary knowledge. In addition, the group that read narratives forgot most of the mid-frequency words in the retention phase. As opposed to multi-author texts, reading texts written by one author resulted in a better vocabulary achievement in both learning and retention phases. It was also revealed that there was no interaction between genre and author. In other words, the author was as influential in learning mid-frequency words among expository texts as it was in narrative ones. Finally, it was concluded that NR has a positive effect on learning mid-frequency words.
نقش اطلاعات هیجانی در درک کلامی سالمندان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظریه های اجتماعی- شناختی پیشنهاد شده است که با روند سالمندی توانایی درک و تنظیم هیجان افزایش می یابد و این به دلیل افزایش بهینه حالت مثبت و افزایش مهارت در درک نشانه های هیجانی معانی واژه دارد. هدف از مقاله حاضر بررسی این نکته است که آیا هیجان از طریق معانی واژگانی جملات قابل درک است یا اطلاعات هیجانی از طریق نوای گفتار هیجانی منتقل می شود. از این رو چگونگی درک مقوله های هیجانی پایه شامل خشم، چندش، ترس، شادی و غم و نیز حالت خنثی از طریق آهنگ گفتار هیجانی در سه گروه سالمندان بالای 65 سال، میانسالان و جوانان بررسی شد تا این نکته مشخص شود که درک واژه های هدف بدون در نظر گرفتن آهنگ هیجانی و تعامل این دو حالت یعنی نوای هیجانی و محتوای واژگانی به چه صورت است. تحقیق حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و نیز روش میدانی بر روی 30 آزمون شونده(در هر گروه 10 نفر) انجام شد. بر اساس مشاهدات این بررسی، سالمندان در درک جملات هیجانی از معانی واژه ها استفاده می کردند و نوای گفتار هیجانی در درجه دوم قرار داشت. برخلاف سالمندان، جوانان و میانسالان جملات هیجانی را از طریق آهنگ جملات درک می کردند و معانی واژه های هیجانی در اولویت دوم قرار داشت.
رابطه دستوری شدگی و بینافردیت در تعیین منشأ افعال کمکی وجه نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو نقش مفاهیم دستوری شدگی و بینافردیت را در تعیین سرچشمه دسته ای افعال کمکی در زبان های ایرانی بررسی کرده است. عناصر مورد نظر براساس رویکرد ناتس (2005 و پس از آن) مسئول انتقال نقش های وجه نمای الزام تکلیفی، امکان معرفتی و الزام پویا هستند که در اینجا به منظور سهولت ارجاع، معادل بایستن درنظر گرفته شده اند. برمبنای رویکرد سنّتی دستوری شدگی این عناصر باید از افعال واژگانی مشتق شده باشند. درحالی که براساس نظریه بینافردیت افعالی با معنای ارادی، ریشه در مفاهیم وجه نما و مقوله های هم رده با آن دارند. هردو مفهوم دستوری شدگی سنّتی و این خوانش از بینافردیت یک سویه و در بسیاری از موارد تأییدکننده مسیر تاریخی شکل گیریِ افعال کمکیِ وجه نما هستند؛ امّا در گونه های کهنگی، وفسی، تاتی و سمنانی که افعال کمکی وجه نمای معادل بایستن هم ریشه با فعل ارادیِ معادل خواستن در این زبان ها هستند، اکتفا به دستوری شدگی منجر به نقض بینافردیت و بالعکس، دنبال کردن رویکرد بینافردیت، باعث تخطّی از مسیر دستوری شدگی سنّتی می شود. در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که این افعال کمکی هیچ یک ریشه در افعال ارادی در این زبان ها ندارند؛ بلکه درعوض، هردو گروه، به طور موازی از عنصر سومی در ایرانی باستان مشتق شده اند.
معرفی الگوی ارتباطی مؤثرِ تدریس در پرتو آموزش هَیَجامَدمحور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل مؤثر بین مدرس و فراگیران نقش مهمی در یادگیری آنان دارد. به منظور ایجاد هیجانات و انگیزه مثبت در فراگیران، باید رابطه دوسویه ای در ارسال پیام از فرستنده (مدرس) و گیرنده (فراگیر) در محیط کلاس وجود داشته باشد. از آنجایی که تدریس کارآمد به اثرگذاری مثبت بر فراگیر و هدایت او به سمت اهداف آموزشی اشاره دارد، هدف از پژوهش حاضر معرفی الگوی تدریسی است که زمینه را برای ایجاد ارتباط مؤثر میان مدرس و فراگیر فراهم سازد و با درگیری حواس بیشتر آنان، میزان هیجان مثبت بیشتری تولید نماید. در این راستا، با توجه به اهمیت نقش هیجانات حسی در تدریس و با در نظر گرفتن آموزش هَیَجامَدمحور، مدرس به عنوان فردی حس آگاه در نظر گرفته می شود که هدایتگر کلاس است و قدرت تعیین و مطرح کردن موضوعات مختلف در کلاس را دارد. چنانچه وی قادر باشد از شیوه های خلاقانه که به درگیری حواس بیشتر منجر می شود بهره گیرد، می تواند مطالب را بهتر در ذهن فراگیران نهادینه کند. در این شرایط وی با قرار گرفتن در کنار فراگیران در محیط کلاس نقش یاری رساننده را ایفا کرده و به آنان در هَیَجامَدافزایی کمک می کند. از سوی دیگر، وی می تواند نقش حس محرک را نیز ایفا کند. در این شرایط او فراگیر را تشویق می کند تا خود پلکان هَیَجامَدافزایی را طی نماید. از این رو، در جستار حاضر نگارندگان به معرفی نقش های حس آگاهی و حس محرکی مدرس پرداخته و با توجه به دو مؤلفه ارتباط و حواس، تکنیک های حس آگاهی را در دو زیرمجموعه ارتباط مرکز و حواس مرکز و تکنیک های حس محرکی را در دو زیرمجموعه پیراارتباط و پیراحواس مد نظر قرار می دهند. انتظار می رود چنانچه تدریس با توجه به این تکنیک ها صورت گیرد، ارتباط مؤثری میان مدرس و فراگیر برقرار و فرایند یادگیری تسهیل شود.
تأثیر آموزش راهبردهای خواندن زبان دوم بر عملکرد درک مطلب و اضطراب خواندن زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش راهبردهای خواندن زبان دوم بر مهارت درک مطلب و اضطراب خواندن زبان آموزان نوجوان ایرانی می پردازد. بدین منظور، 48 زبان آموز نوجوان ایرانی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (تعداد 28 نفر) و گروه کنترل (تعداد 23 نفر) قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح شبه آزمایشی، گروه آزمایش به مدت یک ترم، آموزش راهبردهای خواندن در زبان دوم را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل به روش معمول و بدون آموزش راهبردهای خواندن مورد آموزش قرار گرفت. هر دو گروه قبل و بعد از دوره آموزش، از نظر میزان درک مطلب و اضطراب خواندن سنجش شدند. به منظور ارزیابی عملکرد درک مطلب و اضطراب خواندن شرکت کننده ها به ترتیب از دو آزمون بخش خواندن انگلیسی مقدماتی کمبریج (CPET) و مقیاس اضطراب خواندن زبان خارجی (FLRAS) ، قبل و بعد از دوره آموزش به منزله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. یافته های پژوهش بیانگر این بود که بعد از دریافت آموزش راهبردها، عملکرد درک مطلب زبان آموزان گروه آزمایش بهتر از گروه کنترل بود. به علاوه، نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای خواندن، میزان اضطراب خواندن شرکت کنندگان را کاهش داد. در پایان، درباره پیامدهای آموزشی یافته های این پژوهش بحث شد.
پژوهشی گفتمان شناختی در گستره کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" در اشعار حافظ و گوته: کاربردهای آموزشی و پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش نمای گفتمانی "واو" از نوع نقش نماهای افزاینده و توصیفی است و مهم ترین، پیچیده ترین، خلاق ترین، گسترده ترین، پرکاربردترین، و کارسازترین عنصر گفتمانی در مدیریت گفتمان است. این پژوهش اکتشافی دارای دو مبانی معرفت شناختی، پژوهشی، و استدلالی در تحلیل کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" بود: بهره وری از دیدگاه های پژوهشگران مطرح جهانی در این مطالعات و تحلیل پیکره های خلاق زبانی در عرصه شعر فارسی و آلمانی. این مطالعه الگوی کاربردی و کارکردی "واو" را در غزل های حافظ و اشعار گوته با استفاده از مدل وجوه گفتاری گفتمان شفرین (2006) بررسی نمود. تحلیل و بررسی دو پیکره شعری نشان داد که آن دارای نقش های اولیه و ثانویه است. کارکردهای اولیه واو در گستره اندیشگانی وجوه گفتاری گفتمان بوده و ایجاد روابط سه گانه زمانی، علت و معلولی، و موضوعی بین گزاره ها و اندیشه ها نتیجه استفاده از آن در دو اثر منظوم بود. علاوه بر نقش معهود آن یعنی عطف در کنار گستره های کاربردی و کارکردی فوق، کارکردهای گفتمانی ثانویه آن شامل کنش های امر، گزارش و روایت، بیان هدف، استنباط، استدلال، تاکید، توازن، گسترش، تضاد و مسئله انتظارات بود که در کتب دستور و فرهنگ لغات تحلیل نشده اند. افزون بر این، ترکیب وجوه اندیشگانی، کنش و اطلاعات از دیگر کارکردهای این نقش نما بود. و همچنین استفاده ترکیبی از آن با دیگر نقش نماها نیز بررسی گردید. و در پایان، با توجه به کشف نقش های متفاوت و منحصر به فرد برای واو، مجموعه ای از راه کارهای کاربردی در گستره های آموزشی، راهبردهای مدیریتی در گفتمان، پژوهش، تهیه و تدوین مطالب درسی، و فرهنگ نگاری پیشنهاد گردید.
تاثیر آگاهی استعاری بر توانش استعاری و مهارت خواندن متون مطبوعاتی دانشجویان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیرآگاهی بخشی درباره وجود استعاره های مفهومی (زیر ساخت) که منتج به استعاره های زبانی (روساخت)میشوندبر روی مهارت خواندن مطبوعات و توانش استعاری دانشجویان زبان انگلیسی در ایران در طول یک نیمسال تحصیلی طراحی گردید. بدین منظور، در یک طرح شبه آزمایشی دو کلاس خواندن مطبوعاتی به صورت نمونه گیری آسان (گروه آزمایش با27 دانشجو و گروه گواه با 24 دانشجو) در نظر گرفته شدند. در ابتدای ترم دوآزمون پیشرفت خواندن مطبوعات و استعاره به عنوان پیش آزمون برگزار شدند. در طول ترم گروه آزمایش تمرینهای متنوعی جهت افزایش آگاهی از وجود استعاره های مفهومی و متعاقبا شناسایی استعاره های زبانی به کار گرفته شده در متون مطبوعاتی را انجام دادند. این تمرینها به عنوان فعالیتهای تکمیلی به مدت حدودا 15 دقیقه هرجلسه در کنار فعالیتهای معمول در این کلاسها انجام می شدند. در مقابل، گروه گواه علاوه بر فعالیتهای معمول چند متن مطبوعاتی اضافه جهت مطالعه در خانه دریافت می کردند. در پایان ترم هر دو آزمون به عنوان پس آزمون اجرا شدند. تجزیه و تحلیل آماری داده ها از طریق آزمون t مستقل تفاوت معناداری بین عملکرد دانشجویان دو گروه در هر دو آزمون را نشان دادند. همچنین نتایج مصاحبه انجام شده با گروه آزمایش حاکی از نگرش مثبت آزمودنی ها نسبت به این نوع آگاهی بخشی می باشد.یافته های این تحقیق بر شیوه تدریس و در تهیه و تدوین مطالب درسی برای زبان آموزان قابل اعتنا می باشد.
Translation Quality Assessment Rubric: A Rasch Model-based Validation
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۰, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۰
101 - 128
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to examine and validate a rubric for translation quality assessment using Rasch analysis. To this end, the researchers interviewed 20 expert translation instructors to identify the factors they consider important for assessing the quality of students’ translation. Based on the specific commonalities found throughout the interviews, a 23-item assessment rubric was constructed on a four-point Likert scale. More specifically, this study used the Rasch rating scale model for polytomous data to investigate the psychometric properties of the rating scale in terms of dimensionality, reliability, use of response category, and sample appropriateness. Then, a translation exam was administered to 60 translation students at the BA level in Iranian universities. Following this, the rubric was employed to assess the quality of students’ translation. The results revealed that the Rasch model fits the data well. Thus, the findings of the study indicated that the rubric is potentially valid and useful, and can be used as a measure of translation quality assessment in the Iranian context.