فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۶۱ تا ۳٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۰, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۰
101 - 128
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to examine and validate a rubric for translation quality assessment using Rasch analysis. To this end, the researchers interviewed 20 expert translation instructors to identify the factors they consider important for assessing the quality of students’ translation. Based on the specific commonalities found throughout the interviews, a 23-item assessment rubric was constructed on a four-point Likert scale. More specifically, this study used the Rasch rating scale model for polytomous data to investigate the psychometric properties of the rating scale in terms of dimensionality, reliability, use of response category, and sample appropriateness. Then, a translation exam was administered to 60 translation students at the BA level in Iranian universities. Following this, the rubric was employed to assess the quality of students’ translation. The results revealed that the Rasch model fits the data well. Thus, the findings of the study indicated that the rubric is potentially valid and useful, and can be used as a measure of translation quality assessment in the Iranian context.
بررسی واژه شناختی دو واژه «ماده» و «مادّه» از فارسی عامیانه تا اوستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با رویکردی واژه شناختی به بررسی واژه های «ماده» و «مادّه» می پردازد که از دیدگاه ساختواژی[1] تقریباً همانند، اما ازنظر معنایی، و در عرصه واژگانی[2] کاملاً متفاوت اند: « ماده دربرابرِ نر» و «مادّه، به معنیِ اصل هرچیز، مایه؛ در فلسفه: ماده دربرابرِ صورت». نخستین را همه واژه ای با اصل فارسی می دانند، و دومین را عربی می پندارند. با بررسی دقیقِ این دو واژه از دیدگاه زبان شناسی تاریخی، و با ارائه نمونه هایی قانع کننده از متون موجودِ زبان های ایرانیِ کهن و ایرانیِ میانه، و نیز فارسی، نگارنده ابتدا به اثبات می رساند که هردو واژه از ریشه ایرانیِ آغازین اند، و سپس حدس نزدیک به یقینِ خود را درموردِ معرّب شدنِ «ماده= «مادّۃ» با خوانندگان در میان می گذارد که: گزارندگان متون فلسفیِ یونانی به زبان عربی، نخست در برخورد با اصطلاح یونانیِ“hyle”، آن را به صورتِ «هیولی» بر گردانده، سپس با استفاده از ترجمه های عربی از متونِ پارسیِ میانه، واژه m’tk’[mādag] (=ماده، مایه، اصل) را که در فارسی نو (زبان گفتاریِ معاصرشان) به صورتِ «مادَه» (با های غیرملفوظ) تلفظ می شده است، با افزودن تشدید، جامه عربی پوشانده و حتی معرب نیز نشمرده اند؛ بی آنکه غیرقرآنی[3] بودن (افنان، 1964: 15) و نبود پیشینه ای از آن در زبان عربیِ پیش از اسلام را درنظر گیرند. این واژه معرّب با ظرایفِ معناشناختیِ متفاوت، و با جمع عربیِ «مواد» به زبان فارسی بازگشته و به غنای پیکره زبان و ادبیات فارسی افزوده است. [1]. morphological [2]. lexical [3]. non-Qur’anic
نظام حروف ربط در «تاریخ بلعمی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند بندهای هم پایه در زبان های دنیا از رهگذر سازوکارهای مختلفی تحقق می یابد. به رغم آنکه بندهای مذکور گاهی فقط به لحاظ معنا و کاربردشناسی به یکدیگر ارتباط می یابد، اما در غالب موارد، این کلمات ربط میان بندی هستند که ارتباط میان بندها را برقرار می کنند. به لحاظ رده شناسی و در میان زبان های دنیا، کلمات ربط، انواع مختلفی دارند که براساس رابطه معنایی میان دو بند ازسوی زبانوران به خدمت گرفته می شوند. از آن جمله می توان به کلمات ربط اتصالی، انفصالی، علّی، شرطی و تقابلی اشاره کرد. مجموعه این انواع در زبان های دنیا، نظام حروف ربط را تشکیل می دهند. در این مختصر برآنیم تا نظام حروف ربط را در متن «تاریخ بلعمی» معرفی کنیم و تفاوت های صوری و نقشی این ساخت های زبانی را در مقایسه با فارسی نو امروز نشان دهیم. «تاریخ بلعمی» از آثار فاخر ادب فارسی در قرن چهارم هجری و درواقع، ترجمه فارسی کتاب «تاریخ طبری» است. مطالعه نظام حروف ربط در «تاریخ بلعمی» نشان می دهد نظام حروف ربط در تاریخ بلعمی به لحاظ عملکرد و ساخت هایی که مفاهیم ارتباطی میان بندها را رمزگذاری می کنند تاحدودی مشابه فارسی نو امروز است، به بیانِ دیگر، همان مفاهیم ارتباطی که امروزه ازسوی حروف ربط رمزگذاری می شوند، در قرن چهارم و در تاریخ بلعمی نیز وجود داشته و کمابیش ازسوی ساخت های دستوریِ مشابهی نیز بیان می شده اند. با این حال، تفاوت هایی مهم ازجمله تفاوت در به کارگیریِ دو حرف ربط علّی «ایرا» و «به سوی آنکه» و دو حرف ربط تقابلی «پس» و «و» در کنار تفاوت های جزئی تر دیگر مستند شد. داده های مطالعه پیش رو همچنین نشان دادند که تنوع واژگانیِ حروف ربط در فارسی نو امروز خصوصاً در حوزه حروف ربط مرکب، بیشتر از تنوع واژگانی حروف ربط در تاریخ بلعمی است. در این مطالعه، بالاترین تنوع واژگانی در حروف ربط علّی مستند شد. همچنین نشان داده شد که حروف ربط «و»، «تا»، «که»، «پس»، «چندانکه» و «چنانکه» مصداق های چندمعنایی هستند. مطالعه درخصوص علل این چندمعنایی می تواند موضوع پژوهش دیگری در این زمینه باشد.
Transforming textual meaning during the revision process of research articles written by Iranian scholars(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Publishing in English has brought about great difficulties for scholars whose first language is not English. After submitting their manuscripts to English-language journals, they usually receive comments from the reviewers on the quality of their English. One of these challenges is how links and transitions are managed in the flow of discourse. The present study aimed to investigate how the successfully revised text differs from its originally submitted counterpart within the framework of systemic functional linguistics. Based on our examination of the revisions made to our corpus, the increased use of marked theme is believed to contribute significantly to textual cohesion and coherence, and thereby to the achievement of the writer’s argument. This would contribute to transforming a relatively immature and unpublishable piece of writing into a well-crafted and mature version. However, this is a necessary but not a sufficient condition for the texts to be published.
Effects of Textually-Enhanced Reading Tasks and Strategic Pre-Task Planning on Learning English Passive Voice(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۱, Summer ۲۰۲۰
59-74
حوزههای تخصصی:
In the realm of second language acquisition (SLA), task-based language teaching (TBLT) and input enhancement (IE) have been the focus of a great number of studies. However, the idea of investigating the effects of focus on form instruction through input-enhanced tasks along with pre-task planning time as one of the features of task-based language teaching has been rarely explored in the field of SLA. Therefore, the current research set out to examine the impacts of focus on form instruction via textually-enhanced reading tasks along with strategic pre-task planning on L2 learners’ grammatical development in terms of learning English passive voice. For the purpose of the study, 60 intermediate learners of English were selected and divided into two groups of thirty namely as enhanced and unenhanced. Then, each group was divided into two sub-groups of fifteen as +planning and -planning. The participants were provided with a pretest prior to the treatment, then, they were instructed via the materials chosen for the purpose of the study for ten sessions and at the end they were provided with the posttest of the study. Their performance on the pretest and posttest were analyzed to find out the possible effects of the instruction provided throughout the treatment phase. The results revealed that learners who were exposed to enhanced reading tasks along with strategic pre-task planning time outperformed the other learners. The findings of the present study can be of use for language teachers, syllabus designers, and task designers.
گروه فعلی زبان گیلکی براساس فرضیه فاعل در درون گروه فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به طرح شواهد در حمایت از فرضیه فاعل در درون گروه فعلی زبان گیلکی در چارچوب برنامه کمینه گرا می پردازد. داده های این پژوهش کیفی است و از شمّ زبانی نگارندگان و متون گفتاری و نوشتاری جمع آوری شده اند. گرچه گونه توصیف و تحلیل شده در مرکز و غرب استان گیلان رایج است اما به نظر می رسد نتایج این پژوهش به سایر گونه های گیلکی نیز تعمیم پذیر باشد. در این مقاله با طرح شواهدی مانند سور شناور،محدودیت ساخت همپایه، اصطلاح پاره ها و ارتقا، به تعیین جایگاه موضوع بیرونی (فاعل) پرداختیم و نشان دادیم که داده های زبانی گیلکی، فرضیه فاعل در درون گروه فعلی را تأیید می کند. تمام شواهد مؤید آن است که در زبان گیلکی، فاعل در جایگاه مشخصگر گروه فعلی اشتقاق درپایه می یابد، و سپس برای ارضای اصل فرافکنی گسترده از جایگاه مشخصگر گروه فعلی (Spec VP) به جایگاه مشخصگر گروه تصریفی (Spec IP) حرکت می کند. به بیانی دیگر، داده ها نشان می دهند که فاعل به همراه سایر موضوع های فعل در درون گروه فعلی تولید می شود و موضوع بیرونیِ واقع در جایگاه مشخصگر گروه تصریفی، یک فاعل اشتقاقی است.
حکایت «ماهیان و آبگیر» از کلیله و دمنه تا ماهی سیاه کوچولو: الگوهای معرفتی و جایگیری سوژه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگیری سوژه ها در متن های ادبی، حاصل انواع مفصل بندی گفتمانی است که بنا به الگوهای معرفتی حاکم بر هر دوره شکل می گیرد. برای درک بهتر این نکته می توان به حکایت هایی رجوع کرد که در چند دوره با جهان های معرفتی متمایز به روایت یا تمثیل در آمده اند؛ یکی از این موارد، حکایت «ماهیان و آبگیر» است که در کلیله و دمنه و مثنوی مولوی به مثابه خرده روایت و در داستان ماهی سیاه کوچولو به شکلی مستقل بازنمایی شده است. در این نوشتار چگونگی تأثیر پارادایم ها بر جایگیری سوژه های داستانی از منظر کیستی و چرایی قهرمان نیز شکل و میزان اظهار هویت/ فردیت آن ها به شیوه توصیفی تحلیلی تبیین شده است. نتیجه حاکی از وجود دو الگوی معرفتی هستی شناختی است: الگوی اول همان فردیت ستیزی/ گریزی جهان کلاسیک است که متن کلیله و دمنه و مثنوی را در بر گرفته است. بر همین اساس قهرمانان اصلی هر دو تمثیل آن ماهیان اند که خود را به مردگی، به شکلی نمادین هویت/ فردیت خود را پس می زنند. منتهی مرده نمایی ماهیِ کلیله و دمنه به مثابه شکلی از حزم و فردیت گرایی ضمنی، او را در ساختار کاست بنیاد جهان متن، چونان رخدادی خطرناک جلوه داده است؛ ولی در مثنوی مولوی در مقام نوعی عاملیت گریزی برای تأیید یا وانمایی تجربه حالِ حضور آمده است. با وجود موارد قبلی، قهرمان تمثیل ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی ، بنا به الگوی معرفتی فردگرایانه جهان معاصر، آن ماهی ای است که عاملیت و فردیت وی به شکلی نشان دار و نمادین از رنگ سیاه و خنجری بر کمر تا انواع پرسش های هستی معرفت شناختی و رویارویی فیزیکی، برجسته و تحسین شده است.
پژوهشی گفتمان شناختی در گستره کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" در اشعار حافظ و گوته: کاربردهای آموزشی و پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش نمای گفتمانی "واو" از نوع نقش نماهای افزاینده و توصیفی است و مهم ترین، پیچیده ترین، خلاق ترین، گسترده ترین، پرکاربردترین، و کارسازترین عنصر گفتمانی در مدیریت گفتمان است. این پژوهش اکتشافی دارای دو مبانی معرفت شناختی، پژوهشی، و استدلالی در تحلیل کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" بود: بهره وری از دیدگاه های پژوهشگران مطرح جهانی در این مطالعات و تحلیل پیکره های خلاق زبانی در عرصه شعر فارسی و آلمانی. این مطالعه الگوی کاربردی و کارکردی "واو" را در غزل های حافظ و اشعار گوته با استفاده از مدل وجوه گفتاری گفتمان شفرین (2006) بررسی نمود. تحلیل و بررسی دو پیکره شعری نشان داد که آن دارای نقش های اولیه و ثانویه است. کارکردهای اولیه واو در گستره اندیشگانی وجوه گفتاری گفتمان بوده و ایجاد روابط سه گانه زمانی، علت و معلولی، و موضوعی بین گزاره ها و اندیشه ها نتیجه استفاده از آن در دو اثر منظوم بود. علاوه بر نقش معهود آن یعنی عطف در کنار گستره های کاربردی و کارکردی فوق، کارکردهای گفتمانی ثانویه آن شامل کنش های امر، گزارش و روایت، بیان هدف، استنباط، استدلال، تاکید، توازن، گسترش، تضاد و مسئله انتظارات بود که در کتب دستور و فرهنگ لغات تحلیل نشده اند. افزون بر این، ترکیب وجوه اندیشگانی، کنش و اطلاعات از دیگر کارکردهای این نقش نما بود. و همچنین استفاده ترکیبی از آن با دیگر نقش نماها نیز بررسی گردید. و در پایان، با توجه به کشف نقش های متفاوت و منحصر به فرد برای واو، مجموعه ای از راه کارهای کاربردی در گستره های آموزشی، راهبردهای مدیریتی در گفتمان، پژوهش، تهیه و تدوین مطالب درسی، و فرهنگ نگاری پیشنهاد گردید.
کاوشی در ابعاد شناختی، فرهنگی و بافتی ضرب المثل های نمادین گویش دلواری با استفاده از انگاره آمیختگی مفهومی بسط یافته آندرسون (2013)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آندرسون (2013) مدعی است که نظریه آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر (1998, 2002) می تواند مبنایی برای تحلیل معنایی ضرب المَثل ها قرارگیرد و ابعاد فرهنگی، شناختی و بافتی معناسازی را در این عبارات زبانی تبیین کند. این مقاله با هدف بررسی کاربرد انگاره شناختی ضرب المَثل آندرسون (2013) در تفسیر ضرب المَثل های نمادین گویش دلواری تلاش می کند جوانب معنایی شش ضرب المَثل عامیانه را روشن سازد. این مَثل ها به طور هدفمند انتخاب و به منظور یکدست شدن داده ها، به مواردی محدود شده اند که مفهوم حیوان در فضاهای دروندادی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که در این ضرب المَثل ها، معنای حکیمانه و اخلاقی، حاصل آمیختگی مفهومی حوزه مفهومی حیوان با حوزه مفهومی امور انسانی است که به شکل های مختلف توسط فضای عام ساختاربندی و در فضای آمیخته بازتابانده می شوند و معنای پایه حاصل این امتزاج است. معنای پایه در دومین فرایند آمیختگی، با معنای ارجاعی تلفیق می شود و معنای موقعیتی را می سازد. کنش هایی مثل تحسین، پند، انتقاد و غیره حاصل این دو آمیختگی است. یافته مهم این پژوهش آن است که ویژگی های بوم شناختی و فرهنگی که در عبارات ضرب المثل می آیند، در فضای دروندادی 1 در اولین فرایند آمیختگی قرار می گیرد و بدون آن شکل گیری معنای پایه و نیز معانی موقعیتی و کنشی ناممکن به نظر می رسد. استعاره انسان به مثابه حیوان رابط اصلی دو فضای دروندادی 1 و 2 در این فرایند است. این انگاره به روشنی قادر است نقش شناخت، فرهنگ و بافت را در معنای کامل ضرب المَثل نشان دهد و مؤید کاربردی بودن انگاره ای شناختی در حل پیچیدگی های معناشناسی زبان در کاربرد است.
نقش جنبش های ترجمه در شکل گیری رنسانس در اروپا: معرفی جنبش ترجمه تولدو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
393 - 416
حوزههای تخصصی:
رویکرد تاریخ نگاران غربی در نگارش تاریخ دوره رنسانس در اروپا که آن را «تولد» دوباره علمی، فرهنگی، هنری، دینی، ادبی، سیاسی، و اقتصادی می دانند، رویکردی خالی از خطا و لغزش نیست و جمله معروف «تاریخ را فاتحان می نویسند» را به یاد می آورد، چرا که در خوانشی که از تاریخ این دوره دارند، به تلاش دیگران در دوران گذشته کمتر توجه می کنند. گویا رنسانس آغاز تمام تحولات در دنیا بوده و پیش از آن هیچ اتفاقی نیفتاده و یا هیچ تلاشی صورت نگرفته است. این جستار بر آن است تا با تمرکز بر چگونگی توسعه تاریخی جنبش ترجمه تولدو به اهمیت نقش دنیای اسلام و جنبش های ترجمه در شکل گیری رنسانس و تحولات مرتبط با آن و چگونگی ایجاد جریان های مختلف علمی و فرهنگی و سیر آنها از دنیای اسلام به اروپا بپردازد. پژوهش حاضر نشان می دهد که زیست چند فرهنگی، کثرت زبانی و جو سیاسی مطلوب چگونه باعث می شود تا شهر تولدو به مرکزی برای شکل گیری جنبش ترجمه تبدیل شده و در آن جمعی از دانشمندان با ترجمه آثار مختلف راه را برای پیشرفت و توسعه علوم در حوزه های متنوع علمی برای دوران بعدی هموار سازند.
Translation and Solidarity in the Century with No Future: Prefiguration vs. Aspirational Translation
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۵, No. ۱, April ۲۰۲۰
41 - 66
حوزههای تخصصی:
The future and how we envision and anticipate it has been the subject of scholarly attention for some time, especially from political theorists, scholars of human geography, and anthropologists. This article draws on some of this literature, but particularly the work of Franco ‘Bifo’ Berardi, the Italian Marxist theorist and activist, to explore the implications of two activist strategies that have recently received some attention from translation scholars: prefiguration and aspirational translation. It reflects on the different orientations to the future implied in these two strategies and suggests that their relative appeal is impacted by the rise of semiocapitalism in what Berardi refers to as ‘the century with no future’, and by varying experiences of activists located in different regions of the world. The work of translation and how translators orient themselves to the future, it is argued, can play an important role in arresting if not reversing the ongoing erosion of those possibilities still inscribed in the present despite semiocapitalism’s growing control over every area of human life.
نقش اطلاعات هیجانی در درک کلامی سالمندان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظریه های اجتماعی- شناختی پیشنهاد شده است که با روند سالمندی توانایی درک و تنظیم هیجان افزایش می یابد و این به دلیل افزایش بهینه حالت مثبت و افزایش مهارت در درک نشانه های هیجانی معانی واژه دارد. هدف از مقاله حاضر بررسی این نکته است که آیا هیجان از طریق معانی واژگانی جملات قابل درک است یا اطلاعات هیجانی از طریق نوای گفتار هیجانی منتقل می شود. از این رو چگونگی درک مقوله های هیجانی پایه شامل خشم، چندش، ترس، شادی و غم و نیز حالت خنثی از طریق آهنگ گفتار هیجانی در سه گروه سالمندان بالای 65 سال، میانسالان و جوانان بررسی شد تا این نکته مشخص شود که درک واژه های هدف بدون در نظر گرفتن آهنگ هیجانی و تعامل این دو حالت یعنی نوای هیجانی و محتوای واژگانی به چه صورت است. تحقیق حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و نیز روش میدانی بر روی 30 آزمون شونده(در هر گروه 10 نفر) انجام شد. بر اساس مشاهدات این بررسی، سالمندان در درک جملات هیجانی از معانی واژه ها استفاده می کردند و نوای گفتار هیجانی در درجه دوم قرار داشت. برخلاف سالمندان، جوانان و میانسالان جملات هیجانی را از طریق آهنگ جملات درک می کردند و معانی واژه های هیجانی در اولویت دوم قرار داشت.
بررسی استعاره های مفهومی و مبنای طرح واره ای آن ها در نابینایان مطلق مادرزاد و همتای بینایشان بر اساس نظریه شناخت بدن مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
37 - 72
حوزههای تخصصی:
نظام مفهومی ذهن بشر که اندیشه و عمل انسان بر آن استوار است، ماهیتاً استعاری است و ریشه در نظام مفهومی زبان دارد. بنابراین، از استعاره به عنوان مقوله ای مهم در مطالعات زبانی یاد می شود. پژوهش حاضر به بررسی الگوی بدن مندی استعاره های مفهومی در نابینایان مطلق مادرزاد در مقایسه با همتایان بینایشان بر مبنای معنی شناسی شناختی در چارچوب استعاره های مفهومی از دیدگاه لیکاف و جانسون (1980) پرداخته است. ماهیت انجام این پژوهش که از نوع کمی کیفی (آمیخته) بوده به صورت مقایسه ای بین دو گروه از افراد نابینا و همتایان بینا انجام شده است؛ بدین ترتیب که 48 آزمودنی بینا و نابینای زن و مرد با تحصیلات دیپلم و لیسانس در سنین 18 28 سال مورد ارزیابی قرار گرفته اند و از آن ها خواسته شده 30 واژه منتخب را بر مبنای راهکارهای ریسی بیتی و پگی (1991) توصیف کنند. بر این اساس، در ابتدا طرح واره های ذهنی به عنوان قلمرو مبدأ در نگاشت های استعاری و سپس، استعاره های مفهومی استفاده شده توسط آن ها مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که نابینایان باتوجه به فقدان حس بینایی به عنوان مهم ترین حس ، از توصیفات واژگانی بیشتر و به مراتب طرح واره های ذهنی و استعاره های مفهومی بیشتری نسبت به همتایان بینایشان استفاده می کنند، به طوری که آزمودنی های نابینای زن لیسانس با بیشترین استفاده از طرح واره های ذهنی و استعاره های مفهومی گزارش شده اند.
معیارسازی خرده آزمون های کاربردشناختیِ پروتکلِ ارزیابی مهارت های ارتباطیِ مونترآل (پروتکل ام.ای.سی.) در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشاهدات بالینی و تجربی گسترده نشان داده اند که آسیب به نیمکره راست و مناطق خارج از نواحیِ سنتیِ زبان در مغز، به همراه برخی از بیماری های زوال مغز و آلزایمر، می توانند بر توانایی های ارتباطی افراد اثر بگذارند. در گذشته برخی از پژوهشگران متوجه چنین مشکلاتی در بیماران شده بودند، اما به دلیلِ نداشتن ابزار مناسب قادر به ارزیابی و توصیفِ دقیقِ این اختلالات نبودند. در سال 2004، ژوانت و همکاران ابزاری جامع، یعنی پروتکل ارزیابی مهارت های ارتباطی مونترآل (پروتکل ام.ای.سی.)، را برای زبان فرانسه و به منظورِ ارزیابی این نوع مهارت ها طراحی کردند. پژوهش حاضر به معرفی و معیارسازیِ خرده آزمون های کاربردشناسی (خرده آزمون های تفسیرِ استعاره و تفسیرِ کنشِ گفتاری) نسخه فارسی این پروتکل پرداخته است. تعداد 150 شرکت کننده در دو گروه سنیِ 25-44 سال و 45 – 64 سال، و دو گروه تحصیلی کمتر از 12 سال و بالاتر از 12 سال سابقه تحصیلات رسمی در این پژوهش شرکت کردند. این گروه بندی ها برپایه مطالعات مرتبط در دیگر زبان ها انجام شد. نمره هشدار برای دو خرده آزمونِ یادشده براساسِ صدک دهم هماهنگ با نسخه اولیه فرانسه آن تعیین شد. نتایج نشان داد که، همسو با پژوهش های انجام شده در زبان های غربی، مانند انگلیسی و فرانسه، در زبان فارسی نیز متغیر تحصیلات، درمقایسه با متغیر سن، اثر بیشتری بر عملکرد آزمودنی ها داشته است.
بررسی کاربرد واژگان پایه در کتب آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و مقایسه آن با واژگان پایه فارسی آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
135-154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقیِ واژگان پایه در کتاب های آموزش زبان فارسی تألیف احمد صفارمقدم (1387) و آموزش فارسی به فارسی تألیف احمد زهرایی و همکاران (1392) با کتاب واژگان پایه فارسی از زبان کودکان ایرانی تألیف نعمت زاده و همکاران (1390) می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها، واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم و واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران استخراج و در نرم افزار اکسل تایپ و سپس به صورت الفبایی مرتب شد. در مرحله بعد، واژه های تکراری در هر دو مجموعه حذف شد. بررسی واژه های باقی مانده به این روش انجام شد که اگر واژه تایپ شده، در کتاب نعمت زاده و همکاران موجود بود، برای آن واژه کد (1) و در غیر این صورت کد (0) قید شد. سپس واژه ها براساس کدهای مربوطه مرتب شدند و تعداد واژه های موجود در هر سری از کتاب ها شمارش و با واژگان پایه تطبیق داده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم با دارابودن 237 واژه پایه تنها 69/47 درصد واژگان پایه مبنا را پوشش می دهد، درحالی که، مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران با دارابودن 422 واژه پایه، 9/84 درصد واژگان پایه را پوشش می دهد. واژگان مورد استفاده در مجموعه تألیفیِ زهرایی و همکاران نسبت به مجموعه تألیف صفارمقدم بهتر می تواند نیازهای اولیه واژگانی فارسی آموزان را برآورده کند. بنابراین، می توان بیان کرد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش فارسی به فارسی تألیف زهرایی و همکاران (1392) نسبت به مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش زبان فارسی تألیف صفارمقدم (1387) برای آموزش واژگان مناسب تر است.
اعتبارِ شخصی تاریخ نگار به مثابه یک عامل بلاغی (مطالعه موردی: تاریخِ فتوحاتِ شاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث اصلی در تاریخ نگاری میزان اعتبار شخصی و مرجعیت تاریخ نگار است. اهمیت این امر از آنجاست که هر چه میزان اعتبارِ شخصی تاریخ نگار بالاتر باشد، میزان اقناعِ مخاطب به طبع آن بالاتر می رود. در این جستار میزانِ تأثیرگذاری تاریخ نگار در اقناعِ مخاطب و شیوه ها و تمهیداتِ بلاغی و زبانی که به اعتبارِ سخنِ تاریخ نگار در جهت باورپذیریِ بیشترِ مخاطب به کار گرفته می شده است، موردِ بررسی قرار خواهد گرفت. در این مقاله با به کارگیری روشِ نقدِ نو ارسطویی برآنیم تا اعتبارِ شخصیِ تاریخ نگار و راهبردهایی را که تاریخ نگار برای بالا بردن اعتبارِ شخصیِ خود به کار می برده است، نشان دهیم. از آنجایی که یکی از کارکردهای متن های تاریخی در راستای تحکیم و تثبیت حکومت ها نوشته می شوند، این متن ها آوردگاه استفاده از تمهیداتِ بلاغی و زبانی اند. تاریخِ فتوحاتِ شاهی اثرِ امینیِ هروی به دلیلِ اینکه از نخستین تاریخ های نوشته شده و مؤثر در شکل گیری دولت و ایدئولوژی صفویان است، انتخاب شد، چراکه نقش و اعتبارِ شخصیِ تاریخ نگار و شیوه های اقناع گری وی بسیار اهمیت دارد.
Students’ Needs or Teachers’ Wishes? A Triangulated Survey of Medical EAP in Iranian Context(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۲, No. ۲, ۲۰۲۰
225 - 260
حوزههای تخصصی:
Mixed in method, the present study investigated whether there was any significant difference between students’and teachers’perceptions of Iranian medical English for Academic Purposes (EAP) students’ language needs. In so doing, 220 EAP students of medicine, 30 subject-matter teachers of EAP, and 20 teachers of English for General Purposes (EGP) teaching medical EAP completed a Likert-scale questionnaire. Fifty of the students and 20 of the teachers also attended a semi-structured interview. The results of both descriptive statistics and inferential statistics indicated that, overall, there was a significant mismatch between the students’and the teachers’perceptions of medical EAP students’ needs. However, both teachers and students perceived reading comprehension as the most important language skill. Moreover, the students, in general, were found not to be satisfied with the EAP program presented to them. The results might prove fruitful for curriculum designers, materials developers, and teachers in (medical) EAP contexts to hear students’voices and to incorporate them in their programs, syllabi, and teaching.
تفاوت های زبانی گونه نوشتار ادبی با گونه نوشتار معیار برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با هدف شناخت تفاوت های دو گونه زبانی معیار و ادبی، ابتدا براساس تحلیل مقابله ای کتاب های دستور زبان آثار ادبی با کتاب های دستور زبان معیار، تفاوت های این دو گونه را استخراج و سپس براساس میزان فراگیر بودن آنها در آثار ادبی، تفاوت های زبانی کمتر رایج را به شش دسته تقسیم کردیم. سپس براساس نظریه تداخل و همچنین بر مبنای پیروی از اصول علم نحو، تفاوت های زبانی رایج تر را در سه دسته طبقه بندی نمودیم: 1. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر یکسان نسبت به زبان معیار با کارکرد متفاوت 2. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر متفاوت نسبت به زبان معیار با کارکرد یکسان 3. حذف یا جا به جایی ارکان جمله. پس از معرفی، نمونه ای ادبی در 12 حوزه زبانی نظام آوایی، اسم، صفت، عدد، ضمیر، موصول، فعل، قید، حروف، اصوات، واژه سازی و جمله، ارائه دادیم. در پایان معلوم شد که تفاوت های زبانی رایج تر، برای آموزش به غیرفارسی زبانان ضروری تر و در عین حال دشوارترند و گروه کمتر رایج اهمیت آموزشی کمتری دارند ولی فراگیری آنها راحت تر است.
معنی زبان شناختی به مثابه سلول فیزیولوژیک: پیشنهاد «طرحواره سلولی - شناختی معنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در تلاش است با استفاده پیکره زبانی به ارائه تعریفی جدید از «معنی» بپردازد. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش دیدگاه نقشی-شناختی دولی و لوینسون (۲۰۰۱) از گفتمان است. پیکره پژوهش دربرگیرنده چهار روایت است که شامل دو اثر انگلیسی و دو اثر ترکی می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معنی همانند یک سلول عمل می کند. بنابراین، مطالعه حاضر معنی را به مثابه سلولی فیزیولوژیک دانسته و آن را طرحواره ای سلولی- شناختی پیشنهاد می کند. طبق طرحواره سلولی-شناختی پیشنهادی در این مطالعه، شکل گیری معنی در زبان به مثابه تولد یک موجود زنده (مثلا انسان یا پروانه) است که در سه مرحله شکل می گیرد. بنابراین، تولد «پروانه»، «انسان» و «معنی در زبان» از الگویی واحد پیروی می کنند. در همه این موارد، یک سلول/واحد (تخم در مورد پروانه، نطفه در مورد انسان و همچنین واژه در مورد زبان) در مرحله آغازین قرار دارد. در مرحله بعدی، واحد/سلول مذکور رشد نموده (تبدیل تخم به کرم و شفیره در مورد پروانه، تبدیل نطفه به گوشت/استخوان در مورد انسان، و کسب اطلاعات بیشتر و نو در مورد واژه در زبان) و در مرحله نهایی سلول به موجود زنده تبدیل می شود (کرم پروانه می شود، نطفه انسان می شود، واژه در بافت/گفتمان معنی می شود). هر یک از نمونه های مذکور در بافت خاص خود شکل می گیرد: نطفه در رحم مادر، پروانه در محیط زیست خود و واژه در بافت/گفتمان رشد نموده و متولد می شوند.
Hidden Ideologies within Imported Language Teaching Series: This time the case of Four Corners and Impact Values Series(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۲۹, Spring ۲۰۲۰
107-129
حوزههای تخصصی:
Extracting incompatible values in the best-sellers current in ELT markets is a real concern. In this study, the researchers tried to bring some claims/counterclaims for hidden ideologies regarding two imported English language teaching coursebooks-Four Corners and Impact Values Series, which are commonly taught within Iranian English language institutes. The main intention was that they might transmit incompatible English culture to the Iranian learners. Through a qualitative design, vigorous content analysis was conducted over diverse randomly selected texts/topics and images in the two books, it was found out that regarding images, four themes instantiated incongruent values to the local context for Iranian learners including A) boy-girl relationship, B) imbalance of religious norms as opposed to other religions, C) incongruent lifestyles, and D) the proportion of the male vs. female images in the two books. As to topics included in the books, mismatching items were detected within seven main categories including A) Cross-gender relationship, B) disregarding the importance of family, C) excessive Use of Internet, D) Mobile Phones, and Computers, E) food and drink prohibitions, F0 forbidden or inappropriate habits,G) incompatible jobs and professions, and H) showing disrespect for older people. Finally, some suggestions regarding compatibility issues with local cultural input enrichment with the Iranian culture were given.