فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۶۱ تا ۳٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
علم زبان سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
37 - 72
حوزههای تخصصی:
نظام مفهومی ذهن بشر که اندیشه و عمل انسان بر آن استوار است، ماهیتاً استعاری است و ریشه در نظام مفهومی زبان دارد. بنابراین، از استعاره به عنوان مقوله ای مهم در مطالعات زبانی یاد می شود. پژوهش حاضر به بررسی الگوی بدن مندی استعاره های مفهومی در نابینایان مطلق مادرزاد در مقایسه با همتایان بینایشان بر مبنای معنی شناسی شناختی در چارچوب استعاره های مفهومی از دیدگاه لیکاف و جانسون (1980) پرداخته است. ماهیت انجام این پژوهش که از نوع کمی کیفی (آمیخته) بوده به صورت مقایسه ای بین دو گروه از افراد نابینا و همتایان بینا انجام شده است؛ بدین ترتیب که 48 آزمودنی بینا و نابینای زن و مرد با تحصیلات دیپلم و لیسانس در سنین 18 28 سال مورد ارزیابی قرار گرفته اند و از آن ها خواسته شده 30 واژه منتخب را بر مبنای راهکارهای ریسی بیتی و پگی (1991) توصیف کنند. بر این اساس، در ابتدا طرح واره های ذهنی به عنوان قلمرو مبدأ در نگاشت های استعاری و سپس، استعاره های مفهومی استفاده شده توسط آن ها مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که نابینایان باتوجه به فقدان حس بینایی به عنوان مهم ترین حس ، از توصیفات واژگانی بیشتر و به مراتب طرح واره های ذهنی و استعاره های مفهومی بیشتری نسبت به همتایان بینایشان استفاده می کنند، به طوری که آزمودنی های نابینای زن لیسانس با بیشترین استفاده از طرح واره های ذهنی و استعاره های مفهومی گزارش شده اند.
The Effect of Open vs. Closed Tasks on Improving Iranian EFL Learners’ Oral Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۸, Issue ۴, Winter ۲۰۲۰
205 - 238
حوزههای تخصصی:
Among the latest efficient approaches in language teaching, Task-based Language Teaching has turned up to be the main approach in a way that it is currently recognized as the leading teaching approach in language instruction (Ji & Pham, 2017). Using the proper tasks based on the proficiency level of the learners can facilitate the process of language learning. The present study aimed at investigating the effect of open and closed tasks on improving Iranian EFL learners’ oral performance at intermediate and advanced levels. This study is a quasi-experimental research with pretest and posttest design. The participants of the study included 55 female EFL learners at Jahadeh Daneshgahi language institute in Tabriz city, who were selected through cluster random sampling method. The data were collected through 10 open tasks and 10 closed tasks along with an oral pretest and an oral posttest checklist that examined grammar, pronunciation, vocabulary, breakdown-response, interaction, and speech flow of learners’ oral performance. The tasks were selected from the Four Corner series (Richards & Bohlke, 2012). The data were analyzed by a two-way MANCOVA test and ANCOVA. The obtained results indicated that open and closed tasks can improve EFL learners’ oral performance and there is no significant difference between open and closed tasks in developing learners’ oral performance in both levels. Besides, at the advanced level, the amount of oral performance development is greater than the intermediate level. The outcomes of this study can be useful for EFL teachers and learners regarding using the optimal kind of tasks in improving oral performance.
How Does Explicit and Implicit Instruction of Formal Meta-discourse Markers Affect Learners’ Oral Proficiency?(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۳, Winter ۲۰۲۰
99-113
حوزههای تخصصی:
Meta-discourse markers are an inevitable part of oral proficiency which improve both the quality and comprehension of learners’ speech. While studies of oral meta-discourse have been conducted since the 1980s in a European or US context, they have remained relatively untouched in Iran. Therefore, this study aimed to seek the impact of both explicit and implicit teaching of formal meta-discourse markers on EFL learners’ oral proficiency. To this end, the quantitative data were collected from ninety upper-intermediate students at Shiraz University Language Center. Two groups went through an instruction for an eight-session treatment. However the experimental group ‘B’ (N=45) were instructed the formal meta-discourse markers implicitly, the target formal meta-discourse markers were taught to the experimental group ‘A’ (N=45) explicitly. To compare the participants’ performances, an SOPI (Simulated Oral Proficiency Interview) posttest was administered. The results revealed that the instruction of meta-discourse markers had a positive effect on the learners’ oral outcome. Moreover, the findings showed that learners who received explicit method of teaching formal meta-discourse markers could perform better in speaking than learners who received implicit instruction. The findings can have pedagogical implications for EFL educators and materials developers to enhance learners’ oral proficiency. The findings also provide important insight into the effect of teaching discourse markers and raising learners’ awareness through explicit instruction to make pupils produce more cohesive and coherent speech.
A Study of the Effect of Dictogloss as a Medium of Form-focused Instruction on Vocabulary versus Grammar Development of Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۲ , ۲۰۲۰
183 - 204
حوزههای تخصصی:
Vocabulary and grammar are two significant components of English which learners often find challenging in their process of learning English as a foreign language (EFL). Therefore, finding the best way to teach grammar and vocabulary has always been a controversial issue among English teachers and researchers. The present study is an attempt to investigate the effect of dictogloss (DG) task, as one of the focus on form techniques, on EFL learners’ vocabulary versus grammar development. To this end, a quasi-experimental design was utilized to examine the effectiveness of the treatment. In this design, two classes were chosen, one as the experimental group (n=20) and the other as the control group (n=20). The participants were 40 female learners of English as a foreign language at intermediate level. In the experimental group the selected grammatical structures and vocabulary were taught using the DG technique, while in the control group the traditional method of teaching, present-practice-produce was used. The results gained from comparing pretest and posttest scores indicate that, although the experimental group outperformed the control group in learning vocabulary, there was no statistically significant difference between the experimental and control group regarding grammar scores. Therefore, it can be concluded that using DG task was more effective on vocabulary learning of learners than grammar development. The findings of this study will be of help for both English teachers and learners regarding finding the best method of teaching and learning English grammar and vocabulary.
بررسی میزان فراوانی واژگان دانشگاهی در پیکره منتخبی از کتاب های درسی دانشگاهی گرایش آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
198 - 215
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان حضور واژگان دانشگاهی کاکسهد (2000) در پیکره ای از کتب رشته آموزش زبان انگلیسی است. واژگان دانشگاهی کاکسهد که شناخته شده ترین فهرست واژگان دانشگاهی موجود است، برای کمک به فراگیری واژگان دانشگاهی دانشجویان رشته های مختلف کاربرد دارد. در این پژوهش، پس از طی چند مرحله، پیکره ای با حجم بیش از 11 میلیون واژه مستخرج از کتابهای درسی گرایش آموزش زبان انگلیسی ایجاد گردید. پیکره 13عنوان درسی را با میزانی برابر از واژه در هر درس دربرمی گیرد. در مرحله دوم، با استفاده از نرم افزار میزان پوشش واژه های دانشگاهی در سراسر پیکره مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان می دهد که واژگان دانشگاهی کاکسهد 13/11 درصد از کل پیکره را پوشش می دهند. این رقم از رقم بدست آمده در بسیاری از رشته های دیگر بیشتر است. پوشش فهرست کاکسهد در هر یک از زیرپیکره ها نیز مورد بررسی قرارگرفت و تفاوت قابل توجهی بین همپوشانی فهرست با هریک از دروس مشاهده شد.
معنی زبان شناختی به مثابه سلول فیزیولوژیک: پیشنهاد «طرحواره سلولی - شناختی معنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در تلاش است با استفاده پیکره زبانی به ارائه تعریفی جدید از «معنی» بپردازد. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش دیدگاه نقشی-شناختی دولی و لوینسون (۲۰۰۱) از گفتمان است. پیکره پژوهش دربرگیرنده چهار روایت است که شامل دو اثر انگلیسی و دو اثر ترکی می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معنی همانند یک سلول عمل می کند. بنابراین، مطالعه حاضر معنی را به مثابه سلولی فیزیولوژیک دانسته و آن را طرحواره ای سلولی- شناختی پیشنهاد می کند. طبق طرحواره سلولی-شناختی پیشنهادی در این مطالعه، شکل گیری معنی در زبان به مثابه تولد یک موجود زنده (مثلا انسان یا پروانه) است که در سه مرحله شکل می گیرد. بنابراین، تولد «پروانه»، «انسان» و «معنی در زبان» از الگویی واحد پیروی می کنند. در همه این موارد، یک سلول/واحد (تخم در مورد پروانه، نطفه در مورد انسان و همچنین واژه در مورد زبان) در مرحله آغازین قرار دارد. در مرحله بعدی، واحد/سلول مذکور رشد نموده (تبدیل تخم به کرم و شفیره در مورد پروانه، تبدیل نطفه به گوشت/استخوان در مورد انسان، و کسب اطلاعات بیشتر و نو در مورد واژه در زبان) و در مرحله نهایی سلول به موجود زنده تبدیل می شود (کرم پروانه می شود، نطفه انسان می شود، واژه در بافت/گفتمان معنی می شود). هر یک از نمونه های مذکور در بافت خاص خود شکل می گیرد: نطفه در رحم مادر، پروانه در محیط زیست خود و واژه در بافت/گفتمان رشد نموده و متولد می شوند.
بررسی کنش افتراقی سوالات و عملکرد در آزمون: مقایسه رگرسیون لجستیک، مدل رش و منتل-هنزل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزارهای بررسی عملکرد آزمون، کنش افتراقی سوالات (Differential item functioning) می باشد. این روش، می تواند عوامل تاثیرگذار بر عملکرد آزمودنی ها را پیدا کرده و از بروز سوگیری در آزمون جلوگیری نماید. طی دو دهه گذشته ، روش های زیادی برای تشخیص پیشنهاد شده است. تعدد روش های تشخیص عملکرد افتراقی سوال گاه باعث سردرگمی پژوهشگران می شود. از سوی دیگر، امکان مقایسه یافته های پژوهش هایی که با روش های مختلف به بررسی کنش افتراقی سوال پرداخته اند را دشوار می سازد. مطالعه حاضر به بررسی و مقایسه نتایج به دست آمده از سه روش تشخیص کنش افتراقی سوال پرداخته است: مدل رش ، رگرسیون لجستیک و منتل-هنزل (MH). داده های استفاده شده در تحلیل ها برگرفته از آزمون توانش انگلیسی دانشگاه تهران (UTEPT) می باشد که یک آزمون با اهمیت ویژه است و سالانه برای داوطلبان دکترا برگزار میشود. تجزیه و تحلیل کنش افتراقی یکنواخت با سه روش فوق الذکر نشان داد که سوال ها در عملکرد خود تفاوت های زیادی ندارند. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک، دو سوال را برای وجود کنش افتراقی پیدا کرد که مشابه روش منتل-هنزل می باشد. همچنین سوالاتی به عنوان نشانگر های کنش افتراقی قوی در مدل رش شناسایی شده بودند همان سوالات بودند که در دو مدل دیگر نیز معرفی گردیده بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که استفاده از روش های مختلف برای بررسی وجود کنش افتراقی سوال الزاما نتایج متفاوتی را در پی ندارد و می توان از هر یک از روش های استفاده شده در این پژوهش بهره گرفت.
On the effectiveness of integrated skills approach in language teaching: a meta-analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This meta-analysis was conducted to synthesize the effect of 22 primary studies which have been conducted to test the effect of the integrated skills approach (ISA) on language skills and components. Three questions guide this analyses: What is the overall effect of ISA on language skills and sub-skills? To what extent moderator variables such as learners level of education and proficiency modify the effect of the ISA? What is the magnitude of publication bias in this analysis? The overall effect size was found to be 1.18, which represents a large effect size based on Cohen, Manion and Morrison’ (2007) scale. The results of moderator analysis revealed that the ISA has the largest effect for advanced learners and at a tertiary level of education. The symmetrical funnel plot together with fail-safe N test shows that publication bias does not have any significant effect on the effect size reported in this study. The findings of this meta-analysis have clear implications for practitioners, policymakers, and curriculum developers.
Translation and Solidarity in the Century with No Future: Prefiguration vs. Aspirational Translation
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۵, No. ۱, April ۲۰۲۰
41 - 66
حوزههای تخصصی:
The future and how we envision and anticipate it has been the subject of scholarly attention for some time, especially from political theorists, scholars of human geography, and anthropologists. This article draws on some of this literature, but particularly the work of Franco ‘Bifo’ Berardi, the Italian Marxist theorist and activist, to explore the implications of two activist strategies that have recently received some attention from translation scholars: prefiguration and aspirational translation. It reflects on the different orientations to the future implied in these two strategies and suggests that their relative appeal is impacted by the rise of semiocapitalism in what Berardi refers to as ‘the century with no future’, and by varying experiences of activists located in different regions of the world. The work of translation and how translators orient themselves to the future, it is argued, can play an important role in arresting if not reversing the ongoing erosion of those possibilities still inscribed in the present despite semiocapitalism’s growing control over every area of human life.
زبان پارسی و مردم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوء تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می کنند و ستمی روا می دارند. این مقاله می کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو ءتفاهم از آن برمی خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می زیسته اند و می زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری اند و دو زبانه به شمار می روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطه نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّه وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزه فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می دارند.
قوانین فرزندخواندگی بر اساس متن فارسی میانه مادیان هزار دادستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مادیان هزار دادستان متنی حقوقی به خط و زبان پهلوی است. این متن تنها کتابی از این دوران است که به مسائل حقوقی پرداخته است. برده داری، قیمومت، ضمانت، شراکت، ازدواج، طلاق، فرزندخواندگی و ... از جمله موضوعات مطرح در این متن است. آنچه که در این پژوهش بررسی شده قوانین حقوقی مربوط به فرزندخواندگی است. این مقاله شامل سه بخش است: در بخش نخست، مفهوم فرزندخواندگی و اصطلاحات مربوط به آن در این متن معرفی می شود؛ در بخش دوم، مراحل فرزندخواندگی که شامل واگذاری، پذیرش، توافق دو طرف، انواع واگذاری و ... است مورد بررسی قرار می گیرد؛ در بخش سوم، قوانین استخراج شده از متن که در رابطه با دارایی، ارث، وظایف، سالاری و ستوری فرزندخوانده است، بیان می شود. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که فرزندخواندگی در این دوره چگونه بوده، چه قوانینی داشته و احکام موجود در چه زمینه هایی صادر شده است. نتیجه این پژوهش حق پدر را در واگذاری و پدرخوانده را در پذیرش فرزند بیان و توافق آن دو را روشن می سازد. همچنین به بیان اختلاف نظرات در مسئله ستوری، سالاری و ارث فرزندخوانده می پردازد.
قواعد اعلال در افعال اجوف از منظر زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قواعد اعلال در صرف زبان عربی به تلفظ کلمات معتل (کلماتی که یک یا دو همخوان سه گانه ریشه آنها یک نیم واکه است) می پردازند و از منظر زبان شناسی بخشی از صرف واج شناسی زبان عربی محسوب می شوند. دستورهای سنتی در بحث تلفظ به حروف اشاره می کنند و چون نظام های نوشتاری همه ویژگی های تلفظی را بازنمایی نمی کنند، فهم و یادگیری قواعد تلفظی در شکل سنتی آنها دشوار است. تکیه نیز چون در خط بازنمایی ندارد، در دستورهای سنتی نادیده گرفته شده، حال آن که تکیه گذاری صحیح در قرائت به اندازه تلفظ صحیح همخوان ها و واکه ها مهم است. در این مقاله، به قواعد اعلال افعال اجوف (افعالی که همخوان دوم ریشه آنها نیم واکه است) از منظر زبان شناسی نگریسته ایم تا ضمن مشخص کردن سادگی فرایندهای واجی مورد اشاره در این قواعد، نقش تکیه را در تلفظ این دسته از افعال نشان دهیم. بدین منظور، پس از آوانویسی مثال های هر یک از قواعد، الگوی تکیه آنها را در چارچوب پارامترهای تکیه وزنی هیز (1995) تحلیل کرده ایم تا نشان دهیم قواعد اعلال افعال اجوف به چیزی بیش از حذف، کشش جبرانی و کشش ناشی از مقتضیات تکیه اشاره ندارند و می توان با تمرکز بر آواها به جای حروف از دشواری مباحث دستور سنتی کاست.
نگاهی تازه به فرایند کشش جبرانی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، تحقیقی در باب فرایند کشش جبرانی در زبان فارسی است. روش این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. از آنجا که نظریه ی بهینگی موازی قادر به بررسی لایه های میانی در فرایندهای صرفی- واجی نمی باشد، در این تحقیق برای نخستین بار به تحلیل فرایند کشش جبرانی در زبان فارسی در چارچوب نظریه ی بهینگی لایه ای پرداخته شد. نظریه ی بهینگی لایه ای، انگاره ای جدید از بهینگی موازی است و شامل چندین نگاشت می باشد که به طور متوالی از درونداد به برونداد مرتب شده اند. نظریه ی بهینگی لایه ای، دارای لایه های میانی است و ترتیب انجام فرایندهای صرفی- واجی مشهود است. در این پژوهش براساس نظریه ی بهینگی لایه ای، رخداد فرایند کشش جبرانی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان داد که به ترتیب، فرایند جذب، حذف همخوان چاکنایی و فرایند کشش جبرانی به خوبی در سطوح مختلف نظریه ی بهینگی لایه ای قابل بازنمایی است؛ لذا بهینگی لایه ای تحلیل شفاف تری از رخداد فرایند کشش جبرانی ارائه می دهد، اگرچه این نوع تحلیل ممکن است اقتصادی نباشد.
بررسی کاربرد واژگان پایه در کتب آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و مقایسه آن با واژگان پایه فارسی آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
135-154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقیِ واژگان پایه در کتاب های آموزش زبان فارسی تألیف احمد صفارمقدم (1387) و آموزش فارسی به فارسی تألیف احمد زهرایی و همکاران (1392) با کتاب واژگان پایه فارسی از زبان کودکان ایرانی تألیف نعمت زاده و همکاران (1390) می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها، واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم و واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران استخراج و در نرم افزار اکسل تایپ و سپس به صورت الفبایی مرتب شد. در مرحله بعد، واژه های تکراری در هر دو مجموعه حذف شد. بررسی واژه های باقی مانده به این روش انجام شد که اگر واژه تایپ شده، در کتاب نعمت زاده و همکاران موجود بود، برای آن واژه کد (1) و در غیر این صورت کد (0) قید شد. سپس واژه ها براساس کدهای مربوطه مرتب شدند و تعداد واژه های موجود در هر سری از کتاب ها شمارش و با واژگان پایه تطبیق داده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم با دارابودن 237 واژه پایه تنها 69/47 درصد واژگان پایه مبنا را پوشش می دهد، درحالی که، مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران با دارابودن 422 واژه پایه، 9/84 درصد واژگان پایه را پوشش می دهد. واژگان مورد استفاده در مجموعه تألیفیِ زهرایی و همکاران نسبت به مجموعه تألیف صفارمقدم بهتر می تواند نیازهای اولیه واژگانی فارسی آموزان را برآورده کند. بنابراین، می توان بیان کرد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش فارسی به فارسی تألیف زهرایی و همکاران (1392) نسبت به مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش زبان فارسی تألیف صفارمقدم (1387) برای آموزش واژگان مناسب تر است.
Foreign Language Education Policy (FLEP) in Iran: Unpacking State Mandates in Major National Policy Documents(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۳.۱, fall ۲۰۲۰
185 - 215
حوزههای تخصصی:
The worldwide spread of English as the dominant language of globalization has accelerated the development and implementation of Foreign Language Education Policy (FLEP) in many countries. However, Iranian macro policymakers seem to be reluctant to develop an overt FLEP due to ideologized agendas. This study employs document analysis to explore FLEP in eight major national policy documents in Iran including, inter alia, National Vision 2025, Comprehensive Scientific Roadmap, and National Document of Education. This analysis was based on Kaplan and Baldauf’s (1997, 2003) framework for language-in-education planning, which covers Access, Curriculum, Methods and Materials, Evaluation, Personnel, and Resourcing policy as its major components. The data, coded through MAXQDA Software, revealed that the documents relatively deal with almost all components of FLEP excluding the Resourcing policy. Curriculum policy and Methods and materials policy receive the highest attention. Further, some contradictions, conflicts of interest, and gaps are observed in the documents regarding FLEP. Although these documents deemed English necessary for the development of the country, there are worries that it may lead to Westernization. The findings also show that FLEP in Iran is top-down and hardly reflects the needs and attitudes of the community. This has resulted in the failure of ELT in public schools and, in turn, its boom in the private sectors.
عوامل بازدارنده اعمال بازخورد بر متون دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته آموزش زبان انگلیسی در سطوح پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
219 - 246
حوزههای تخصصی:
در نگاهِ پژوهشگرانِ زبانِ دوم، مشارکتِ دریافت کننده بازخوردِ متن که به شکلِ پیاده سازیِ آن در متن بازنویسی شده باشد، یکی از مسئله های مهمِ یادگیریِ نگارش، در زبان دوم است. بررسی و حذفِ عوامل بازدارنده بهره گیری از بازخوردها، می تواند به افزایشِ مشارکت دانشجویان و بهبود یادگیری آن ها منجر شود. پژوهش حاضر، با نگرشی کیفی، به بررسی علت های بازدارنده پیاده سازیِ بازخوردِ استادهای راهنما، به وسیله دانشجویان تحصیلات تکمیلی پرداخته است که پایان نامه یا رساله خود را به زبان دوم خود – زبان انگلیسی- می نویسند. این پژوهش، همچنین تفاوت میانِ دیدگاه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا را مورد بررسی قرار می دهد. با استفاده از مصاحبه برانگیخته، دلایلی که به وسیله 54 دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا در پیوند با نادیده گرفتن بازخوردِ استادهای راهنما ارائه شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. با بهره گیری از روش طبقه بندی استنتاجی، دلیل های دانشجویان در چهار گروه معناییِ کلی بودن، ناواضح بودن، ناهمخوانیِ بازخورد با توانایی های دانشجویان و نگهداری از استقلال و مالکیت متن، گروه بندی شدند. یافته ها نشان دادند که هر دو گروه کارشناسی ارشد و دکترا، ناواضح بودن و کلی بودن را به عنوان عمده ترین عوامل به کار نبستن بازخوردها در متن بر شمردند. همچنین، یافته ها نشان دهنده تفاوت هایی میان دیدگاه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا بود. این گونه که دانشجویان دکترا به میزان معناداری بیش از دانشجویان کارشناسی ارشد برای نگهداری از استقلال فکری و مالکیت متن، بازخوردِ استاد راهنما را نادیده گرفتند. از سوی دیگر، دانشجویان کارشناسی ارشد، شمار بیشتری از بازخوردها را به سبب ناهمخوانی با توانایی های خود پیاده سازی نکردند
Inaugural Addresses of American Presidents: A CDA-oriented Analysis of Party Affiliation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
539 - 560
حوزههای تخصصی:
The United States with its presidents stepping into power from either the Democratic or Republican parties influences global affairs in one way or another. These two main political parties have long been struggling for power and the significance of tapping into the ideological inclinations of the two parties underscores scholars’ accountability toward raising the critical language awareness of the public which could be an initial step toward a change for the better. The presidential inaugural speeches, due to their programmatic and strategic nature, are of significance to researchers. This study employed van Dijk’s (2006b) socio-cognitive framework where he defined two levels of analyses for a political discourse including the micro-level and macro-level text analyses. The former included 25 discursive devices such as polarization, generalization, hyperbole, etc. The latter drew on the dichotomy of ‘positive self-representation’ and ‘negative other-representation’. In the present study, the linguistic features in 16 inaugural speeches delivered by American Democratic and Republican presidents from 1961 to 2017 were examined at both levels. The overall data analysis revealed that Democrats employed ‘norm expression’ and ‘presupposition’ significantly more than Republicans, while Republicans made more use of ‘categorization’, ‘lexicalization’, and ‘populism’. The macro-level comparison of the two parties indicated that both Democrats and Republicans resorted to using ‘positive self-representation’ significantly more than ‘negative other-representation’ while the deployment of ‘negative other-representation’ by Republicans was significantly more than that by Democrats. The findings of this study have some implications for English for political purposes, political studies, as well as attempts in discourse studies.
اضطراب یادگیری زبان خارجی در سطوح مختلف زبان آموزان پسر و دختر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود تعداد قابل توجه مطالعات درخصوص اضطراب، ساختار چندگانه آن همچنان موضوع بحث میان محققان است. گاهی در محیط های آموزش زبان خارجی در ایران، فراگیرانی که انگلیسی یا دیگر زبان ها را به منزله زبان خارجه یا دوم فرا می گیرند، دچار اضطراب می شوند که ممکن است در سطوح مختلف و در میان پسران و دختران متفاوت باشد. این مطالعه که بر مبنای هم بستگی انجام شده است، به بررسی سطوح مختلف اضطراب در میان سطوح متفاوت زبان آموزان انگلیسی می پردازد. بدین منظور، 108 زبان آموز ایرانی پسر و دختر 14 تا 18 ساله که در یک مؤسسه زبان انگلیسی در گرگان مشغول زبان آموزی بودند، بررسی شدند. ابتدا میزان اضطراب در سطوح مختلف و سپس در میان زبان آموزان پسر و دختر بررسی شد. تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات که از طریق مربع خی در نرم افزار R انجام شد، نشان داد که درکل بین اضطراب و سطوح مختلف زبان آموزان رابطه معناداری وجود ندارد، اما نتایج نشان دادند که رابطه معناداری بین سطح اضطراب و جنسیت وجود دارد. دستاوردهای این مطالعه برای تنظیم مطالعات وسیع تر آینده و نیز مدرسان زبان انگلیسی، تربیت کنندگان مدرسان زبان و همچنین طراحان برنامه درسی مفید خواهد بود تا عوامل عاطفی و به خصوص اضطراب را در جنبه های مختلف تدریس زبان انگلیسی به منزله زبان خارجی در ایران مدنظر قرار دهند.
Instructed Second Language English Pragmatics in the Iranian Context(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۱, Spring ۲۰۲۰
201 - 252
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to review the instruction of the L2 speech acts in English pragmatics in the Iranian context during the last two decades from 2000 to 2020. To this end, upon the completion of the study search, the retrieved articles were selected and analyzed based on the research domain. The results of our synthesis from 54 studies carried out on the instruction of the speech act not only reveal that pragmatics is amenable to instruction but also unfold that the most frequently instructed speech act is the speech act of request which has been conducted in 29 studies, while the least instructed speech act is invitation, used in only one study. Moreover, analyzing the data collection methods documented that Multiple-choice Discourse Completion Test (MDCT) is the most predominant method utilized in 36 papers during the last decades in English pragmatic instruction. With respect to the treatment types, it is illuminated that the most recurrent treatment type is explicit, implicit vs. control, followed by explicit vs. implicit, although other treatment types have been embarked on. As a final point, it is worth noting that 53 of the conducted studies utilized the quantitative method in their data analyses, whereas only one study implemented the qualitative method. The paper concludes with some avenues for further research.
مقایسه بازداری شناختی در دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان شناسی شناختی، زبان بخشی از توانمندی های شناختی انسان تلقی می شود و هرگونه تحلیل زبانی با تحلیلی از توانایی های شناختی انسان همراه است. یکی از توانایی های شناختی انسان بازداری شناختی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازداری شناختی در دانش آموزان دو زبانه و دانش آموزان یک زبانه انجام شد. روش این پژوهش عل ّ ی مقایسه ای بود. جامعه مورد مطالعه، دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر قزوین بودند که تعداد 82 دانش آموز (43 دانش آموز دو زبانه و 39 دانش آموز یک زبانه) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار های پژوهشِ پرسش نامه دموگرافیک و آزمون رایانه ای استروپ عددی بود. دانش آموزان پس از پر کردن پرسش نامه دموگرافیک، به آزمون استروپ عددی پاسخ دادند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) تجزیه و تحلیل شد. یافته های آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین عملکرد دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه در آزمون استروپ عددی تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که اثر استروپ عددی و اثر استروپ فیزیکی در دانش آموزان یک زبانه بیشتر از دانش آموزان دو زبانه است. با توجه به یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که دانش آموزان دو زبانه نسبت به دانش آموزان یک زبانه، عملکرد بهتری در بازداری شناختی دارند که سبب می شود در برخورد با مسائل شناختی، خطای کم تری داشته باشند و سریع تر پاسخ دهند. واژه های کلیدی: آزمون استروپ، بازداری شناختی، دانش آموزان، دو زبانه، یک زبانه.