فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۶۱ تا ۳٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۲, No. ۲, ۲۰۲۰
225 - 260
حوزههای تخصصی:
Mixed in method, the present study investigated whether there was any significant difference between students’and teachers’perceptions of Iranian medical English for Academic Purposes (EAP) students’ language needs. In so doing, 220 EAP students of medicine, 30 subject-matter teachers of EAP, and 20 teachers of English for General Purposes (EGP) teaching medical EAP completed a Likert-scale questionnaire. Fifty of the students and 20 of the teachers also attended a semi-structured interview. The results of both descriptive statistics and inferential statistics indicated that, overall, there was a significant mismatch between the students’and the teachers’perceptions of medical EAP students’ needs. However, both teachers and students perceived reading comprehension as the most important language skill. Moreover, the students, in general, were found not to be satisfied with the EAP program presented to them. The results might prove fruitful for curriculum designers, materials developers, and teachers in (medical) EAP contexts to hear students’voices and to incorporate them in their programs, syllabi, and teaching.
تفاوت های زبانی گونه نوشتار ادبی با گونه نوشتار معیار برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با هدف شناخت تفاوت های دو گونه زبانی معیار و ادبی، ابتدا براساس تحلیل مقابله ای کتاب های دستور زبان آثار ادبی با کتاب های دستور زبان معیار، تفاوت های این دو گونه را استخراج و سپس براساس میزان فراگیر بودن آنها در آثار ادبی، تفاوت های زبانی کمتر رایج را به شش دسته تقسیم کردیم. سپس براساس نظریه تداخل و همچنین بر مبنای پیروی از اصول علم نحو، تفاوت های زبانی رایج تر را در سه دسته طبقه بندی نمودیم: 1. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر یکسان نسبت به زبان معیار با کارکرد متفاوت 2. مؤلفه های گونه ادبی با ظاهر متفاوت نسبت به زبان معیار با کارکرد یکسان 3. حذف یا جا به جایی ارکان جمله. پس از معرفی، نمونه ای ادبی در 12 حوزه زبانی نظام آوایی، اسم، صفت، عدد، ضمیر، موصول، فعل، قید، حروف، اصوات، واژه سازی و جمله، ارائه دادیم. در پایان معلوم شد که تفاوت های زبانی رایج تر، برای آموزش به غیرفارسی زبانان ضروری تر و در عین حال دشوارترند و گروه کمتر رایج اهمیت آموزشی کمتری دارند ولی فراگیری آنها راحت تر است.
معنی زبان شناختی به مثابه سلول فیزیولوژیک: پیشنهاد «طرحواره سلولی - شناختی معنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در تلاش است با استفاده پیکره زبانی به ارائه تعریفی جدید از «معنی» بپردازد. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش دیدگاه نقشی-شناختی دولی و لوینسون (۲۰۰۱) از گفتمان است. پیکره پژوهش دربرگیرنده چهار روایت است که شامل دو اثر انگلیسی و دو اثر ترکی می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معنی همانند یک سلول عمل می کند. بنابراین، مطالعه حاضر معنی را به مثابه سلولی فیزیولوژیک دانسته و آن را طرحواره ای سلولی- شناختی پیشنهاد می کند. طبق طرحواره سلولی-شناختی پیشنهادی در این مطالعه، شکل گیری معنی در زبان به مثابه تولد یک موجود زنده (مثلا انسان یا پروانه) است که در سه مرحله شکل می گیرد. بنابراین، تولد «پروانه»، «انسان» و «معنی در زبان» از الگویی واحد پیروی می کنند. در همه این موارد، یک سلول/واحد (تخم در مورد پروانه، نطفه در مورد انسان و همچنین واژه در مورد زبان) در مرحله آغازین قرار دارد. در مرحله بعدی، واحد/سلول مذکور رشد نموده (تبدیل تخم به کرم و شفیره در مورد پروانه، تبدیل نطفه به گوشت/استخوان در مورد انسان، و کسب اطلاعات بیشتر و نو در مورد واژه در زبان) و در مرحله نهایی سلول به موجود زنده تبدیل می شود (کرم پروانه می شود، نطفه انسان می شود، واژه در بافت/گفتمان معنی می شود). هر یک از نمونه های مذکور در بافت خاص خود شکل می گیرد: نطفه در رحم مادر، پروانه در محیط زیست خود و واژه در بافت/گفتمان رشد نموده و متولد می شوند.
Hidden Ideologies within Imported Language Teaching Series: This time the case of Four Corners and Impact Values Series(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۲۹, Spring ۲۰۲۰
107-129
حوزههای تخصصی:
Extracting incompatible values in the best-sellers current in ELT markets is a real concern. In this study, the researchers tried to bring some claims/counterclaims for hidden ideologies regarding two imported English language teaching coursebooks-Four Corners and Impact Values Series, which are commonly taught within Iranian English language institutes. The main intention was that they might transmit incompatible English culture to the Iranian learners. Through a qualitative design, vigorous content analysis was conducted over diverse randomly selected texts/topics and images in the two books, it was found out that regarding images, four themes instantiated incongruent values to the local context for Iranian learners including A) boy-girl relationship, B) imbalance of religious norms as opposed to other religions, C) incongruent lifestyles, and D) the proportion of the male vs. female images in the two books. As to topics included in the books, mismatching items were detected within seven main categories including A) Cross-gender relationship, B) disregarding the importance of family, C) excessive Use of Internet, D) Mobile Phones, and Computers, E) food and drink prohibitions, F0 forbidden or inappropriate habits,G) incompatible jobs and professions, and H) showing disrespect for older people. Finally, some suggestions regarding compatibility issues with local cultural input enrichment with the Iranian culture were given.
Vocabulary Lists for EAP and Conversation Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۲۹, Spring ۲۰۲۰
131-163
حوزههای تخصصی:
Despite the abundance of research investigating general and academic vocabularies and developing dozens of word lists, few studies have compared academic vocabulary with general service word lists such as conversation vocabulary. Many EAP researchers assume that university students need to know all the words in West’s (1953) General Service List (GSL) as a prerequisite to academic words (e.g., Coxhead’s, 2000) and teachers at language institutes recommend conversation students to learn words in Coxhead’s Academic Word List (AWL) as a follow-up to the GSL. The present study compared the academic and conversation vocabularies by exploring frequency and coverage of words in academic and conversation corpora. The GSL and AWL words were investigated in a conversation corpus and an academic corpus, each containing around 12 million running words. The analysis revealed that 1200 GSL word families were highly frequent in both corpora and 645 GSL word families were highly frequent in the conversation corpus but of low frequency in the academic texts. Also, a new academic word list of 700 word families was developed, which proved to be much more rigorous than Coxhead’s AWL. Further analysis indicated that the abovementioned 645 GSL words had a very low coverage of academic texts (0.7%), while they covered 4.05% of the conversation corpus. The new academic word list covered only 1.6% of the conversation corpus, whereas it had a high coverage of the academic texts (9.1%), much higher than that of the AWL (7.5%). The analysis of some other academic corpora revealed identical results.
دستور نقش و ارجاع و دستوری شدگی- شواهدی از معین شدگی در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستوری شدگی فرایندی است که منجر به شکل گیری واحدهای دستوری از منابع واژگانی می شود یا به موجب آن واحدهای دستوری در یک زبان، دستوری تر می شوند. یافتن مصادیق دستوری شده در زبان فارسی پیشتر موضوع پژوهش های زبان شناختی متعددی بوده است، اما آنچه که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد پاسخ به این پرسش است که چگونه می توان از قابلیت های دستور نقش و ارجاع به عنوان یک چارچوب دستوری نقش گرا برای نمایش درجات متفاوت دستوری شدگی استفاده کرد؟ پژوهش حاضر، نظری است و نگارنده برای پاسخ به پرسش مذکور، چهار فعل معین در زبان فارسی شامل «باید»، «خواستن»، «داشتن» و «توانستن» را برمی گزیند تا با بررسی رفتارهای واژی- نحویشان که بازتاب درجات متفاوتی از معین شدگی آنها برای نمایش نمود، وجهیت و زمان می باشد، قابلیت های نحویِ دستور نقش و ارجاع را در بازنمایی صوریِ دستوری شدگی به تصویر کشد. طبیعتاً چارچوب نظری اتخاذ شده در این پژوهش دستور نقش و ارجاع است و هدف، آزمودن سازوکارهای نحوی در این انگاره دستوری از جمله ساخت لایه ای بند مشتمل بر فرافکنی سازه ای و فرافکنی عملگر، و روابط پیوند- شبکه برای نمایش صوری دستوری شدگی می باشد.
دلالت متن دیداری لوگو از دیدگاه نشانه شناسی بارت - ون لیوون بررسی موردی: خودروهای لوکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است تا دریابیم در دلالت آرم تجاری کالا برای مخاطب، کدام یک از ویژگی های آرم تجاری، یعنی خاستگاه (ویژگی های اصیل) یا تجربه مخاطب آن آرم مؤثرتر عمل می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نشانه شناختی 14 آرم تجاریِ برتر کالای لوکس خودرو از طریق تحلیل داده ها و پرسش نامه است که با تمرکز بر دو اصطلاح خاستگاه آرم تجاری کالای لوکس و تجربه مخاطب آن و بر اساس شاخص های تعریف شده برای هر یک، در چارچوب نشانه شناسی دیداری بارت و نشانه شناسی اجتماعی ون لیوون، به اصول نشانه ای حاکم بر آرم های تجاری مذکور دست می یابیم. یافته های به دست آمده نشان می دهد، آنچه در جلب توجه مشتریان خودروی لوکس در ایران اهمیت دارد تجربه مخاطب از آرم تجاری است که به طور ملموسی از نقش خاستگاه و هویت آرم تجاری پیشی گرفته است. بر این اساس، تفاوت معانی درک شده از هر آرم تجاری از سوی مخاطبان، نشان از یکسان نبودن و فرهنگ مبنا بودن معانی دریافتی از هر آرم دارد، به طوری که افراد بر اساس تجربه فردی و بینش اجتماعی فرهنگیِ خود معانی ضمنی متفاوتی از یک آرم تجاری یکسان درک می کنند؛ به این معنا که معانی دریافتی از آرم های تجاری، جهانی و فارغ از فرهنگ مخاطب نیست. این موضوع در اقبال کالاها اثرگذار بوده است و ممکن است نتایج متفاوتی را در تجارت رقم بزند.
بررسی مقایسه ای فضای واکه ای در کودکان دارای سمعک، کاشت حلزون شنوایی و کودکان بدون اختلال شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق مقایسه فضای واکه ای کودکان دارای سمعک، کودکان کاشت حلزون شنوایی و کودکان بدون اختلال شنوایی با توجه به متغیر های اختلال شنوایی و جنسیت است. از سی کودک، ده کودک در هر گروه که شامل پنج دختر و پنج پسر بودند، خواسته شد تا 36 کلمه با ساختار CVC را که متشکل از همخوان های انسدادی آغازه و پایانه یکسان و واکه های زبان فارسی بودند تکرار کنند. کلمات موردنظر با استفاده از میکروفون شور و نرم افزار پرت ضبط شد . سپس مقادیر بسامد سازه های اول و دوم برای هر واکه اندازه گیری و مقایسه شد. نتایج نشان داد که کودکان دارای اختلال شنوایی واکه های [u , i, e, ᴂ] را در جایگاهی افتاده تر نسبت به کودکان بدون اختلال شنوایی تولید می کنند . واکه [ a ] در کودکان کاشت حلزون شنوایی در جایگاهی افتاده تر و واکه [ o ] در کودکان دارای اختلال شنوایی در جایگاهی افراشته تر نسبت به کودکان بدون اختلال شنوایی تولید می شود. در حالی که واکه [a] در کودکان دارای سمعک در جایگاهی افراشته تر نسبت به کودکان بدون اختلال شنوایی تولید می شود. به علاوه، تمامی واکه هایِ کودکان کاشت حلزون شنوایی و واکه های ᴂ] [u, i, e, a, در کودکان دارای سمعک در جایگاهی پیشین تر نسبت به کودکان بدون اختلال شنوایی تولید می شوند. کودکان دارای سمعک دارای کوچک ترین فضای واکه ای در بین افراد شرکت کننده در تحقیق هستند، درحالی که فضای واکه ای کودکان کاشت حلزون شنوایی تفاوت فاحشی با فضای واکه ای کودکان بدون اختلال شنوایی نداشت. جنسیت نیز بر بسامد سازه اول واکه [a] و بسامد سازه دوم واکه [i] تأثیری معنادار داشت.
عوامل مؤثر بر مطابقه مفعولی در کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ها از ابزارهای متنوعی بهره می گیرند تا نقش های دستوری را بازنمایی کنند. یکی از این ابزارها (سازوکار) مطابقه است که در زبان های مختلف ممکن است کم و بیش از آن استفاده شود. از طرف دیگر، عوامل متنوعی ممکن است در زبان های مختلف بر روی قسمت های مختلف دستور زبان و ازجمله نظام مطابقه اثرگذار باشند. بر این اساس، در پژوهش حاضر با استناد به داده هایی از کردی ایلامی، هم به دنبال بررسی میزان استفاده از مطابقه مفعولی هستیم و هم درپی یافتن تأثیر احتمالی عوامل مختلف بر روی مطابقه پی بست های مفعولی با مفعول. برای تحقق این اهداف، از روش توصیفی، کتابخانه ای، مصاحبه و ضبط صدای گویش وران بومی جهت استخراج داده ها استفاده شده است. تعداد 10 نفر گویشور بومی با محدوده سنی 40 تا60 سال در استخراج داده ها کمک کردند. عوامل مؤثر بر مطابقه که در اینجا مورد بررسی قرار گرفته اند، برگرفته از گیون ( 2004 ) هستند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در کردی ایلامی از پی بست های مطابقه مفعولی جهت ارجاع به مفعول استفاده می شود. همچنین نتایج نشان داد که در کردی ایلامی مطابقه مفعولی متأثر از برخی محدودیت هاست. مشخصاً، عوامل معرفگی/ نکرگی، ارجاعی/ غیرارجاعی، مبتدایی/ غیرمبتدایی و انضمام مفعول به بروز برخی محدویت ها در مطابقه پی بست های مفعولی با مفعول منجر می شوند. بررسی تأثیر این عوامل بر نظام مطابقه به خصوص در زبان های دارای نظام مطابقه دوگانه به منزله موضوع پژوهش های آتی توصیه می شود.
Le défi de la sociodidactique du plurilinguisme : l’impact des représentations et de la langue de référence sur la performance rédactionnelle des apprenants(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۱, N° ۲, Automne-Hiver ۲۰۲۰
105 - 121
حوزههای تخصصی:
Dans la présente contribution, nous mettons l’accent sur les représentations que se font les enseignants de l’intégration de la langue de référence et son impact sur la compétence rédactionnelle des élèves. Pour mener cette étude, nous sommes partis de la question suivante : quel est l’impact des représentations et de LR sur la compétence rédactionnelle des élèves ? Pour répondre à cette question, nous mettons en œuvre un sujet et une consigne de production écrite adressés à deux classes de pratiques linguistiques différentes – monolingue et plurilingue –, dont les enseignants se font des représentations différentes. Nous avons abouti aux résultats montrant que les représentations positives et le recours à la langue de référence améliorent les productions écrites des apprenants, et que l’usage de la langue de référence facilite l’accès à la compréhension dans le sens où l’enseignant recourt à des procédés métalinguistiques, en passant de la langue de référence à la langue française pour expliciter certains types d’énoncés.
واژه بست در گویش طالقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین و توصیف واژه بست های گویش طالقانی بر اساس الگوی زوئیکی و پولوم (1983) است. زوئیکی و پولوم ملاک های متعددی را برای متمایزکردن کلمه از واژه بست ارائه می دهند. این ملاک ها مبین آن هستند که واژه بست ها در مقایسه با کلمات، خصوصیاتی را شبیه به وندها (بیش تر وندهای تصریفی) از خود به نمایش می گذارند. این تحقیق به صورت توصیفی– تحلیلی است و 20 نفر از گویشوران طالقانی روستای «کیاده» در آن مشارکت داشته اند. سن شرکت کنندگان بین 30 تا 80 سال می باشد و تمایز جنسی نیز لحاظ نشده است. گویشوران از سنین مختلف و شامل افراد بی سواد و تحصیل کرده می باشند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژه بست های گویش طالقانی به دو دسته ساده و ویژه تقسیم می شوند. واژه بست های ساده شامل 2 واژه بست /-e/ نشانه مفعولی و /-e/ متمم ساز می باشند. واژه بست های ویژه نیز شامل هفت واژه بست می باشند که عبارتند از /-o/ نشانه عطف، /- am / معادل «هم» در زبان فارسی، /-e/ معرفه ساز، /-i/ اضافه، /- â /نشانه تأکید، «فعل های پی بستی» و «ضمایر پیوسته». مقاله حاضر نشان می دهد که می توان از الگوهای زوئیکی و پولوم (1983) به عنوان ابزاری علمی و مناسب جهت تشخیص و مطالعه واژه بست های گویش طالقانی استفاده کرد. به منظور بررسی و طبقه بندی تکواژهای وابسته در گویش طالقانی، هفت آزمون از آزمون های پیشنهادی زوئیکی و پولوم (1983) انتخاب شدند. آزمون های انتخابی به سه گروه آوایی، صرفی و نحوی تقسیم شدند و برای بررسی و شناسایی واژه بست ها در گویش طالقانی ابتدا همه تکواژهای وابسته این گویش گردآوری و به کمک آزمون های گفته شده، سنجیده شدند.
فرایند حذف همخوان /ʁ/ در زبان ترکی آذربایجانی بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر فرایند آوایی حذف همخوان / ʁ / در گویش تبریزی رایج در مناطق مرکزی تبریز، در محیط های واجی مختلف و در چارچوب نظریه بهینگی رویکرد موازی بررسی می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر فهم این نکته است که این همخوان در کدام شرایط واجی حذف می شود. تعیین محدودیت های حاکم بر فرایند حذف از رهگذر بررسی تعامل بین محدودیت های نقض پذیر جهانی و رتبه بندی آن ها از دیگر اهداف نگارندگان این مقاله است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و میدانی انجام می شود. بررسی و تحلیل داده هایی که براساس جایگاه حذف همخوان / ʁ / طبقه بندی شده اند، بیانگر آن است که همخوان / ʁ / در مرز بین دو هجا – در جایگاه پایانه هجای اول و در جایگاه آغازه هجای دوم- همواره حذف می شود. البته لازم به ذکر است که این همخوان در آغازه واژه تظاهر ندارد و از پایانه واژه نیز حذف نمی شود. در هر دو جایگاه فوق، محدودیت های نشانداری MAX-ʁ≠ و *ʁ فعال هستند و در رتبه بالاتری نسبت به محدودیت پایایی MAX-IOقرار دارند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که در هر دو جایگاه، متعاقب فرایند حذف همخوان / ʁ /کشش جبرانی، حذف و تغییر در ساختار هجا روی می دهد. همچنین براساس یافته ها، محدودیت های معرفی شده با رتبه بندی ثابت به راحتی از عهده تبیین حذف این همخوان در هر دو جایگاه مذکور و عدم حذف آن از جایگاه پایان واژه برمی آیند.
زبان پارسی و مردم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوء تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می کنند و ستمی روا می دارند. این مقاله می کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو ءتفاهم از آن برمی خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می زیسته اند و می زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری اند و دو زبانه به شمار می روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطه نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّه وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزه فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می دارند.
پژوهشی واج شناختی و لغوی در یک بیت کهن طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
CAPT and its Effect on English Language Pronunciation Enhancement: Evidence from Bilinguals and Monolinguals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۲, Summer ۲۰۲۰
121 - 167
حوزههای تخصصی:
Nowadays there are several challenges for English teachers as well as researchers regarding how to teach foreign language pronunciation more effectively. The current study aimed to explore the effect of computer-assisted pronunciation teaching (CAPT) on Persian monolinguals and Turkmen- Persian and also Baloch- Persian bilinguals’ pronunciation considering production and perception. A sample of 48 female mono and bilingual 7th-grade students participated in this study and made the experimental and comparison groups. All the participants took the Oxford Placement Test and accordingly were in the beginner level of English language proficiency (95.83% of the participants’ scores ranged from 0 to 15). The experimental group experienced a technology-based instruction while the comparison group benefited from traditional listen and repeat method of pronunciation teaching. Two Two-way between-group ANOVAs were used to define the influence of CAPT on pronunciation production and perception of the mono and bilingual participants. The results of the study indicated that CAPT had a significant effect on pronunciation production while pronunciation perception was comparatively more enhanced through the traditional method. Regarding mono and bilingualism, it was also found that bilinguals significantly outperformed monolinguals in pronunciation production in both groups while there was no significant difference between them in pronunciation perception. There were also no interaction effects for pronunciation perception or production scores. The results generally showed that CAPT can be beneficial specifically when it is used along with traditional methods at schools in beginner levels.
رابطه دستوری شدگی و بینافردیت در تعیین منشأ افعال کمکی وجه نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو نقش مفاهیم دستوری شدگی و بینافردیت را در تعیین سرچشمه دسته ای افعال کمکی در زبان های ایرانی بررسی کرده است. عناصر مورد نظر براساس رویکرد ناتس (2005 و پس از آن) مسئول انتقال نقش های وجه نمای الزام تکلیفی، امکان معرفتی و الزام پویا هستند که در اینجا به منظور سهولت ارجاع، معادل بایستن درنظر گرفته شده اند. برمبنای رویکرد سنّتی دستوری شدگی این عناصر باید از افعال واژگانی مشتق شده باشند. درحالی که براساس نظریه بینافردیت افعالی با معنای ارادی، ریشه در مفاهیم وجه نما و مقوله های هم رده با آن دارند. هردو مفهوم دستوری شدگی سنّتی و این خوانش از بینافردیت یک سویه و در بسیاری از موارد تأییدکننده مسیر تاریخی شکل گیریِ افعال کمکیِ وجه نما هستند؛ امّا در گونه های کهنگی، وفسی، تاتی و سمنانی که افعال کمکی وجه نمای معادل بایستن هم ریشه با فعل ارادیِ معادل خواستن در این زبان ها هستند، اکتفا به دستوری شدگی منجر به نقض بینافردیت و بالعکس، دنبال کردن رویکرد بینافردیت، باعث تخطّی از مسیر دستوری شدگی سنّتی می شود. در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که این افعال کمکی هیچ یک ریشه در افعال ارادی در این زبان ها ندارند؛ بلکه درعوض، هردو گروه، به طور موازی از عنصر سومی در ایرانی باستان مشتق شده اند.
Obstacles Inhibiting Iranian EFL Teachers’ Implementation of Task-Based Instruction
حوزههای تخصصی:
Although Task-Based Instruction (TBI) has received large attention on the part of English practitioners throughout the world, it seems that there is yet a huge gap between the Iranian EFL teachers’ perceptions and practices in implementing it in real classes. Hence, this study set out to unearth the possible sources of difficulties in using TBI in EFL classes. To meet the goals, a total of 120 male and female EFL teachers were selected through stratified random sampling from Iran language institute (ILI) branches in Tehran, Iran. After critically reviewing the literature and using a flow chart technique, a questionnaire including 20 items was developed, piloted, and distributed among the participants. Then, the collected data were analyzed through the Confirmatory Factor Analysis (CFA). Results indicated that three main factors, namely lack of appropriate assessment methods , cultural difference , and efficacy of the method received the utmost significance from the EFL teachers’ perspectives that have led to not using TBI. In the end, the implications of the findings were discussed for different stakeholders.
The Measurement and Incorporation of ZPD Scenarios in Developing Writing Complexity in EFL Classes: Group-Wide ZPD vs. Individualized ZPD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
561 - 584
حوزههای تخصصی:
Despite growing interest in the studies on Zone of Proximal Development (ZPD), its operation in the forms of individualized and group-wide has been controversial. To cast some empirical light on the issue, this study was designed to quantitatively and comparatively study the applicability of the two scenarios of ZPD-based instructions to the writing complexity of Iranian EFL learners in terms of learners' types (low vs. high scorers). To this end, 118 EFL learners identified as homogeneous based on the TOEFL ITP test were randomly assigned into two equal experimental groups (individualized ZPD- and group-wide ZPD-based groups) which respectively received compatible instructions utilizing conference writing (as an individual scaffolding technique) and low- and high-structured writing templates (as a whole-class scaffolding technique). The treatments were allocated to the groups in a random manner within homogeneous blocks. Prior to and after the treatments, three tests (two writing tests and one ZPD test) were administered to measure both groups’ writing complexity and their ZPD levels. A ZPD test was also administered in the mid of treatments. The non-parametric analysis of covariance (ANCOVA) revealed that the individualized-ZPD-based instruction is constructive to the writing complexity of the low scorers, while the group-wide ZPD-based instruction shows not much constructive to the writing complexity of the high scorers. The findings pointed to the use of ZPD-based instructions in TEFL writing in meaningful contexts and thereby showing impacts made on the writing complexity of learners. The study, indeed, yields support to the feasibility of group-wide ZPD measurement along with an individualized ZPD approach.
واژه "نوه" در کتیبه اشکانی شاپور اول در حاجی آباد و تطبیق آن با متون میانرودانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
369 - 387
حوزههای تخصصی:
ساختار و معنایِ بیشتر واژه ها، به کاربرد، نقش و اهمیتی بر می گردد که برای کاربرانش در زمان نخستین، داشته است. همچنین، شماری از واژه ها، طیِ تاریخِ یک زبان، به دلایلی از زبانِ دیگر وام گرفته شده اند که این فرایند یکی از ویژگی های زبانی است. بر پایه این فرایند و طیِ مهاجرت اَریه ها به فلات ایران و جایگزین شدن به جای تمدن های میانرودانی، دگرگونی هایی در زبان های ایرانیِ باستان پدید آمد. همچنین، زبان های ایرانی باستان، تأثیراتی از زبان های میانرودانی باستان پذیرفتند. واژه «نوه» از جمله واژه هایی است که شکلِ نخستین آن، در هند و اروپایی و اَریه ای آغازین بازسازی شده است. هدف از نوشتنِ مقاله، این است که ساختار واژه «نوه» یا «پور-پور» را در کتیبه حاجی آباد شاپور اول، بررسی نمائیم و اینکه این واژه مرکب از چه نوع ساختار زبانی پیروی می کند. از این رو، روش کار، نخست بررسی ساختار واژه «نوه» در دوران هند و اروپایی و متن های ایرانی باستان است. سپس، ساختِ دیگر آن را که به صورت «پور-پور» در کتبیه جاجی آباد است، با هم ساخت خود در متن های میانرودانی مقایسه شد تا از جنبه ساختاری، به تغییر شکل آن در دوران میانه زبان فارسی و تأثیرپذیری آن از زبان های میانرودانی پی برده باشیم.
Inaugural Addresses of American Presidents: A CDA-oriented Analysis of Party Affiliation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
539 - 560
حوزههای تخصصی:
The United States with its presidents stepping into power from either the Democratic or Republican parties influences global affairs in one way or another. These two main political parties have long been struggling for power and the significance of tapping into the ideological inclinations of the two parties underscores scholars’ accountability toward raising the critical language awareness of the public which could be an initial step toward a change for the better. The presidential inaugural speeches, due to their programmatic and strategic nature, are of significance to researchers. This study employed van Dijk’s (2006b) socio-cognitive framework where he defined two levels of analyses for a political discourse including the micro-level and macro-level text analyses. The former included 25 discursive devices such as polarization, generalization, hyperbole, etc. The latter drew on the dichotomy of ‘positive self-representation’ and ‘negative other-representation’. In the present study, the linguistic features in 16 inaugural speeches delivered by American Democratic and Republican presidents from 1961 to 2017 were examined at both levels. The overall data analysis revealed that Democrats employed ‘norm expression’ and ‘presupposition’ significantly more than Republicans, while Republicans made more use of ‘categorization’, ‘lexicalization’, and ‘populism’. The macro-level comparison of the two parties indicated that both Democrats and Republicans resorted to using ‘positive self-representation’ significantly more than ‘negative other-representation’ while the deployment of ‘negative other-representation’ by Republicans was significantly more than that by Democrats. The findings of this study have some implications for English for political purposes, political studies, as well as attempts in discourse studies.