فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۶۱ تا ۳٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۳, Winter ۲۰۲۰
99-113
حوزههای تخصصی:
Meta-discourse markers are an inevitable part of oral proficiency which improve both the quality and comprehension of learners’ speech. While studies of oral meta-discourse have been conducted since the 1980s in a European or US context, they have remained relatively untouched in Iran. Therefore, this study aimed to seek the impact of both explicit and implicit teaching of formal meta-discourse markers on EFL learners’ oral proficiency. To this end, the quantitative data were collected from ninety upper-intermediate students at Shiraz University Language Center. Two groups went through an instruction for an eight-session treatment. However the experimental group ‘B’ (N=45) were instructed the formal meta-discourse markers implicitly, the target formal meta-discourse markers were taught to the experimental group ‘A’ (N=45) explicitly. To compare the participants’ performances, an SOPI (Simulated Oral Proficiency Interview) posttest was administered. The results revealed that the instruction of meta-discourse markers had a positive effect on the learners’ oral outcome. Moreover, the findings showed that learners who received explicit method of teaching formal meta-discourse markers could perform better in speaking than learners who received implicit instruction. The findings can have pedagogical implications for EFL educators and materials developers to enhance learners’ oral proficiency. The findings also provide important insight into the effect of teaching discourse markers and raising learners’ awareness through explicit instruction to make pupils produce more cohesive and coherent speech.
بررسی انتخاب نام فرزندان ازدیدگاه زبان شناسی اجتماعی شناختی در دهه های (1366) تا (1395)؛ مطالعه موردی: بخش کلاترزان در شهرستان سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی روند نام گذاری فرزندان در طول سه دهه اخیر در بخش کلاترزان سنندج است. ﻧﺎم، ﭘﺪیﺪه ﻣﻬﻢّ ﻓﺮﻫﻨﮕی و اﺟﺘﻤﺎﻋی اﺳﺖ کﻪ در ﺑﺎورﻫﺎی دیﻨی، ﻣﻠّی، ﻓکﺮی و ﺗﺎریﺨی اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ریﺸﻪ دارد؛ بنابراین با تغییر نام ها، ضرورت های جدید فرهنگی مردم، خود را در چگونگی نام گذاری نمایان می سازند. به دلیل چندبعدی بودن عنصر زبانی نام، نوشتار پیش رو در چارچوب زبان شناسی اجتماعی شناختی انجام گرفته است؛ زیرا جامعه شناسی زبان و زبان شناسی شناختی، هیچ یک به تنهایی قادر به تبیین جنبه های گوناگون نام گذاری نیستند. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است. در این راستا 8325 نام پسر و دختر به صورت تمام شماری گردآوری شد. نام ها به لحاظ جنسیت، تفاوت گونه های سورانی و هورامی زبان کردی و همچنین میزان استفاده از نام های الهام گرفته از طبیعت بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش، میانگین نام های سه دهه برآمده از خاستگاه هویت ملّی بالاترین فراوانی (2628) را داشته و نام های قومی (2440) و نام های مذهبی (2353) به ترتیب رتبه دوم و سوم فراوانی را دارد. نام های با هویت ملّی و مذهبی، روندی کاهشی داشته و گرایش به نام های قومی و فراملّی، سیری افزایشی داشته است.
بررسی تاثیرات پیچیدگی های شناختی و استعداد زبان آموزی بر روی کارکرد زبان آموزن ایرانی در فعالیت نامه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
180 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق تجربی چند عاملی حاضر بررسی تاثیرات مستقل و متقابل عوامل پیچیدگی شناختی تکالیف معنا محور و همچنین استعداد یادگیری زبان به عنوان یک تفاوت فردی روی عملکرد 226 زبان آموز ایرانی با سطح متوسط زبانی در فعالیت نامه نگاری از لحاظ پیچیدگی لغوی، پیچیدگی ساختاری و صحت دستوری بوده است. پیچیدگی تکالیف معنا محور هم از لحاظ عوامل جهت دهنده منابع و هم از لحاظ عوامل متفرق کننده منابع تغییر داده شد. در ابتدا، زبان آموران به صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی تقسیم شدند تا هر کدام تکلیف متفاوتی از لحاظ پیچیدگی شنتاختی دریافت کنند. هر گروه به ترتیب شامل 70، 76، 80 نفر می شد. سپس در هر گروه، تعداد مساوی از زبان آموزان با استعداد زبان آموزی بالا تر و پایین تر در دو گروه با برنامه ریزی زمانی و بدون برنامه ریزی زمانی جای داده شدند. به گروه اول 10 دقیقه زمان برای برنامه ریزی قبل از شروع نگارش داده شد در حالیکه گروه دوم بلافاصله شروع به نوشتن کردند.
بررسی میزان فراوانی واژگان دانشگاهی در پیکره منتخبی از کتاب های درسی دانشگاهی گرایش آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
198 - 215
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان حضور واژگان دانشگاهی کاکسهد (2000) در پیکره ای از کتب رشته آموزش زبان انگلیسی است. واژگان دانشگاهی کاکسهد که شناخته شده ترین فهرست واژگان دانشگاهی موجود است، برای کمک به فراگیری واژگان دانشگاهی دانشجویان رشته های مختلف کاربرد دارد. در این پژوهش، پس از طی چند مرحله، پیکره ای با حجم بیش از 11 میلیون واژه مستخرج از کتابهای درسی گرایش آموزش زبان انگلیسی ایجاد گردید. پیکره 13عنوان درسی را با میزانی برابر از واژه در هر درس دربرمی گیرد. در مرحله دوم، با استفاده از نرم افزار میزان پوشش واژه های دانشگاهی در سراسر پیکره مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان می دهد که واژگان دانشگاهی کاکسهد 13/11 درصد از کل پیکره را پوشش می دهند. این رقم از رقم بدست آمده در بسیاری از رشته های دیگر بیشتر است. پوشش فهرست کاکسهد در هر یک از زیرپیکره ها نیز مورد بررسی قرارگرفت و تفاوت قابل توجهی بین همپوشانی فهرست با هریک از دروس مشاهده شد.
ارزشیابی یادگیری-محور در مهارت خوانش: مطالعه ای ترکیبی از عملکردها و دیدگاه های اساتید رشته آموزش زبان انگلیسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی عملکردها و دیدگاه های ارزشیابی یادگیری-محور مهارت خوانش از منظر اساتید رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه های ایران می پردازد. در این مطالعه ترکیبی متوالی-تبیینی ، رهیافت های کمی از طریق پیمایش 180 استاد که به صورت طبقه ای هدفمند انتخاب شده بودند حاصل شد. سپس، جهت تبیین دادهای کمی، نویسندگان با 15 استاد که به صورت نمونه گیری حداکثر اختلاف انتخاب شده بودند، مصاحبه هایی انجام دادند. نتایج کمی نشان می دهد که اساتید در ارزشیابی مهارت خوانش از هر دو دسته کلی ارزشیابی- ارزشیابی سنتی و جایگزین - اما با فراوانی متفاوت استفاده می کنند. همچنین، تقریباً نیمی از اساتید از مشارکت دانشجویان از طریق فعالیت خود ارزیابی و ارزیابی همکلاسی بهره می برند. افزون بر این، پاسخ دهندگان بازخوردی را مناسب می انگارند که در فراگیران ایجاد انگیزه کند. همچنین، نتایج کیفی به تبیین یافته های کمی در مورد ارزشیابی یادگیری-محور از منظر اساتید پرداخته است.
مقایسه توالی های کلیشه ای در زبان انگلیسی به عنوان زبان مشترک و زبان انگلیسی به عنوان زبان بومی در سخنرانی های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
558 - 573
حوزههای تخصصی:
توالی های کلیشه ای (Formulaic Sequences) در زبانهای مختلف مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. این مطالعه با هدف مقایسه توالی های کلیشه ای در سخنرانی ها در زبان انگلیسی به عنوان مشترک(Lingua Franca) و زبان انگلیسی به عنوان زبان بومی (Native Language) انجام شده است. علاوه بر این، این مطالعه تلاش کرده است تا کارکردهای متنی و ساختاری توالی های کلیشه ای را در محتوای دو سخنرانی مورد ارزیابی قرار دهد. در نهایت، این مطالعه به هدف یافتن جایگاه توالی های کلیشه ای در جمله انجام شد. به این منظور، دو پیکره، یکی رونوشتهای انگلیسی محاوره ای غیربومی و دیگری نوشته های انگلیسی محاوره ای آکادمیک دانشگاه میشیگان برای بررسی انتخاب شدند. از هر گروه، 50000 کلمه انتخاب شد. همچنین در این مطالعه از نرم افزار Antconc برای دستیابی به اهداف پژوهش استفاده شد. 638 توالی کلیشه ای از مطالعات گذشته استخراج شد و یک به یک در پیکره مورد بررسی قرار گرفت. این توالی ها براساس اهداف پژوهش و از زوایای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که گوینده های غیر بومی بیشتر از گوینده های بومی از توالی های کلیشه ای استفاده می کنند. ضمن اینکه، بیشترین کارکرد متنی مورد استفاده در هر دو گروه گوینده های بومی و غیر بومی، کارکرد متنی مکانی-زمانی بود وعبارات قیدی بیشترین ساختار مورد استفاده توسط هر دو گروه بود. علاوه بر این، دو گروه مورد مطالعه، از جایگاه های آغازین، بیشتر از سایر جایگاه ها استفاده کردند. بطور کلی، مطالعه حاضر کاربرد فراوانی برای دانشجویان، مدرسان و تدوین کنندگان برنامه های تحصیلی و آموزشی دارد.
مؤلفه ها و نیازهای سواد ارزیابی نگارش انگلیسیِ کلاس- محور: دیدگاه معلمان انگلیسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
588 - 601
حوزههای تخصصی:
هم زمان با مطرح شدنِ نگارش زبان دوم/خارجی به عنوان یک حوزه مستقل مطالعاتی ، آموزش و ارزیابی آن در زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم/خارجی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. با توجه به پیوندِ ارزیابی و یادگیری، معلمان باید افزون بر یادگیری آموزشِ نگارش در زمینه ارزیابی نگارش نیز آموزش ببینند تا برای مواجهه با چالش های تدریس در کلاس آماده شوند. تربیت معلمانِی که دارای سواد ارزیابی نگارش ( (writing assessment literacy هستند نیازمند دوره آموزشی منسجمی است که در خصوص نظریات و عملکرد ارزیابی نگارش اطلاعاتی مناسب به معلمان آینده ارائه دهد. هدف از این مطالعه بررسی دوره آموزش معلمان انگلیسی در زمینه آماده سازی معلمان برای ارزیابی نگارش و شناسایی نیازها و مؤلفه های آن از دیدگاه معلمان زبان انگلیسی در ایران است. برای این منظور پرسشنامه ای طراحی و از حدود 200 معلم زبان انگلیسی، در خصوص سطح سواد ارزیابی نگارش و میزان کفایت دوره آموزش معلمان به لحاظ آماده سازی، و مولفه های مورد نیاز آن اطلاعاتی گردآوری شد. یافته های پژوهش از نارضایتی معلمان نسبت به دوره ارزشیابی دانشگاه حکایت می کند. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی ، پنج عامل را بر اساس دوران وایماکس را مشخص میکند : مهارت های فنی ، آموزش زبان ، نمره دهی و تصمیم گیری ، عملکرد بومی و اصول و مفاهیم. نتیجه خود ارزیابی معلمان نشان داد که آنها دراین پنج حوزه موضوعی دارای دانش متوسطی هستند. با این حال ، در برخی از موارد ، از جمله توانایی ساخت یا استفاده از چارچوب ارزیابی و ارزیابی نمونه کارها معتقد بودند که دانش پایینی دارند
نمود واژگانی در زبان فارسی: مطالعه ای بر پایه رویکرد سنجه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار پیش رو نمود واژگانی فعل در زبان فارسی معاصر بر پایه داده های استخراج شده از فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1386) از راه مؤلّفه نمودی [± سنجه ای] مطالعه شد. رویکردهای سنّتی به علّت استفاده نکردن از مؤلّفه های نمودی دو ارزشی کافی، نمی توانند رویداد های نمودی متفاوت را تبیین و از یکدیگر متمایز کنند. تحلیل نمونه های زبان فارسی نشان داد که رویکرد سنجه ای به کمک مشخّصه های سنّتی [± تداوم]، [± پویایی] و [± غایی] دسته بندی جامع تر و تبیین روشن تری از افعال و رویدادها در زبان فارسی ارائه می دهد. رویکرد های سنّتی نمی توانند افعال تحقّقی درجه ای که رفتار دوگانه [+ غایی] و [- غایی] دارند را تبیین کنند. بر اساس رویکرد سنجه ای، افعال و رویدادهای زبان فارسی به دو مقوله غیر سنجه ای (تک رویدادی و کنشی) و سنجه ای (باز و بسته) دسته بندی می شوند. افعال غیر سنجه ای کنشی و تک رویدادی به ترتیب مشخّصه های تداومی و لحظه ای را نشان می دهند. افعال سنجه ای باز، مشخّصه غایی دوگانه دارند، حال آنکه افعال سنجه ای بسته، مشخّصه غایی دارند و به دو گروه دونقطه ای و چندنقطه ای تقسیم می شوند. افعال سنجه ای دونقطه ای و چندنقطه ای با مؤلّفه [± لحظه ای] از یکدیگر متمایز می شوند. افعال سنجه ای بسته دونقطه ای، بیان گر تغییر لحظه ای هستند، حال آنکه افعال سنجه ای بسته چندنقطه ای تغییر تداومی را تا نقطه پایان نشان می دهند.
معرفی الگوی ارتباطی مؤثرِ تدریس در پرتو آموزش هَیَجامَدمحور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل مؤثر بین مدرس و فراگیران نقش مهمی در یادگیری آنان دارد. به منظور ایجاد هیجانات و انگیزه مثبت در فراگیران، باید رابطه دوسویه ای در ارسال پیام از فرستنده (مدرس) و گیرنده (فراگیر) در محیط کلاس وجود داشته باشد. از آنجایی که تدریس کارآمد به اثرگذاری مثبت بر فراگیر و هدایت او به سمت اهداف آموزشی اشاره دارد، هدف از پژوهش حاضر معرفی الگوی تدریسی است که زمینه را برای ایجاد ارتباط مؤثر میان مدرس و فراگیر فراهم سازد و با درگیری حواس بیشتر آنان، میزان هیجان مثبت بیشتری تولید نماید. در این راستا، با توجه به اهمیت نقش هیجانات حسی در تدریس و با در نظر گرفتن آموزش هَیَجامَدمحور، مدرس به عنوان فردی حس آگاه در نظر گرفته می شود که هدایتگر کلاس است و قدرت تعیین و مطرح کردن موضوعات مختلف در کلاس را دارد. چنانچه وی قادر باشد از شیوه های خلاقانه که به درگیری حواس بیشتر منجر می شود بهره گیرد، می تواند مطالب را بهتر در ذهن فراگیران نهادینه کند. در این شرایط وی با قرار گرفتن در کنار فراگیران در محیط کلاس نقش یاری رساننده را ایفا کرده و به آنان در هَیَجامَدافزایی کمک می کند. از سوی دیگر، وی می تواند نقش حس محرک را نیز ایفا کند. در این شرایط او فراگیر را تشویق می کند تا خود پلکان هَیَجامَدافزایی را طی نماید. از این رو، در جستار حاضر نگارندگان به معرفی نقش های حس آگاهی و حس محرکی مدرس پرداخته و با توجه به دو مؤلفه ارتباط و حواس، تکنیک های حس آگاهی را در دو زیرمجموعه ارتباط مرکز و حواس مرکز و تکنیک های حس محرکی را در دو زیرمجموعه پیراارتباط و پیراحواس مد نظر قرار می دهند. انتظار می رود چنانچه تدریس با توجه به این تکنیک ها صورت گیرد، ارتباط مؤثری میان مدرس و فراگیر برقرار و فرایند یادگیری تسهیل شود.
زبان پارسی و مردم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوء تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می کنند و ستمی روا می دارند. این مقاله می کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو ءتفاهم از آن برمی خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می زیسته اند و می زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری اند و دو زبانه به شمار می روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطه نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّه وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزه فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می دارند.
فضای واکه ای واکه های خیشومی شده زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکه ها، طبقه ای رسا از آواهای زبانی هستند. برای توصیفِ دقیقِ تولیدی واکه ها می توان از یک فضای دوبعدی به نام فضای واکه ای بهره برد. نمودارِ فضای واکه ای، روشی گرافیکی است که نشان می دهد یک واکه از جنبه صوت شناختی و تولیدی در چه ناحیه ای قرار گرفته است. هدف اصلیِ این پژوهش، بررسیِ صوت شناختیِ واکه های خیشومی شده زبان فارسی، ترسیمِ نمودارِ فضایِ واکه ای آن ها و مقایسه آن با فضایِ واکه ای واکه های دهانی این زبان بوده است. به این منظور، 2400 داده، استخراج شدند که به وسیله 10 گویشور زن و مرد فارسی زبان تولید شدند. سپس داده ها، در چارچوب قواعد حاکم بر آواشناسی صوت شناختی بررسی شدند. در این پژوهش، تأثیر خیشومی شدگی بر میزان بسامد سازه های اول و دوم واکه های زبان فارسی بررسی شد. همچنین، تأثیر این عامل بر گستره بسامدی سازه های اول و دوم واکه های این زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش، همچنین تأثیر متغیر جنسیت را بر میزان بسامد سازه های اول و دوم واکه های زبان فارسی در دو بافت دهانی و خیشومی شده موردِ بررسی قرار داده است. یافته های به دست آمده از تحلیل های آماری نشان می دهد که خیشومی شدگی بر میزان بسامد سازه اول و دوم تمامی واکه های زبان فارسی تأثیر معنادار دارد. همچنین، خیشومی شدگی بر گستره بسامدی سازه اول و دوم واکه های زبان فارسی تأثیر معناداری ندارد. علاوه بر این، متغیر جنسیت در هر دو بافت دهانی و خیشومی شده بر میزان بسامد سازه اول و دوم واکه ها به جز واکه /u/ تأثیر معنادار دارد.
ساخت تأکید در کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو ساخت تأکید و نشان گرهای آن را در کردی کلهری بررسی کرده است. تأکید در زبان های مختلف با نشان گرهای آوایی، صرفی یا نحوی مختلف نشان داده می شود. در نوشتار حاضر داده ها به شیوه میدانی و ازراه مصاحبه با گویشوران کردزبان در شهر کرمانشاه گردآوری شد. یافته ها نشان داد که نشان گرهای تأکید در کردی کلهری /ke/ و /xo/ هستند که گویشوران آن ها را در معنای یکسان به کار می برند. بررسی ها نشان داد که اگرچه این دو نشان گر معنای یکسانی دارند، امّا کاربرد آن ها در جملات مختلف خبری، امری، پرسشی (آری/ نه و پرسش واژه ای) و تعجّبی باهم تفاوت دارد، این در حالی است که در جملات تعجّبی، گویشوران از هیچ کدام از این دو عنصر نشانه تأکید استفاده نمی کنند. نتایج نشان داد که گویشوران در گونه خبری و پرسشی آری/ نه هر دو نشان گر را به کار می برند، در حالی که در جملات امری و پرسش واژه ای تنها نشان گر تأکید /ke/ به کار می رود؛ همچنین یافته های پژوهش، بیان گر آن است که نشان گر تأکید /ke/ نسبت به نشان گر /xo/ در کردی کلهری از کاربرد کمتری برخوردار است.
ریز مدل استوار بر نگارش فرآیند محور و آزاد برای تقویت توانش نگارش دانشجویان مترجمی زبان آلمانی با بهره گیری از آموزه های ساخت گرایی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش را می توان پیچیده ترین توانش آموزش زبان دانست. شیوه فراگیری این توانش، آگاهی نداشتن زبان آموزان به راهبردهای نوین از جمله "نگارش آزاد" و "نگارش آفرینشگر" و"ساخت گرایی" در پایه انگاره نوین آموزشی رایج در کشورهای پیشرو در آموزش زبان، به کار نبستن این شیوه ها از سوی آموزگاران دانشگاهی و ...، به آن انجامیده، تا به این توانش آن چنان که باید، به ویژه در نهادهای آموزشی ویژه "پرورش مترجم"، پرداخته نشود. نگارندگان تلاش کرده اند، تا بر بنیان ساخت گرایی میانه و نگارش فرایند محور استوار بر ساخت گرایی و روان شناسی شناختی و در چارچوب نگارش آزاد- آفرینشگر ریز مدلی ارائه نمایند، تا دانشجویان با فرایندهای نگارش آشنا شوند. ثمره این آشنایی پویا سازی دانشپایه-های مرتبط با آموزش نگارش خواهد بود و در ادامه زدودن ترس دانشجویان از آغاز نگارش و آفرینش متن هایی هماهنگ از دیدگاه "گزاره شناسی" و "ساخت واژه شناسی" را در پی خواهد داشت. جستار فرارو در پی آن است، تا در چارچوب ساخت گرایی بن مایه ای برای گنجاندن شیوه نگارش آزاد در پایه کارشناسی رشته "مترجمی زبان آلمانی" به دست دهد.
تاثیر آگاهی استعاری بر توانش استعاری و مهارت خواندن متون مطبوعاتی دانشجویان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیرآگاهی بخشی درباره وجود استعاره های مفهومی (زیر ساخت) که منتج به استعاره های زبانی (روساخت)میشوندبر روی مهارت خواندن مطبوعات و توانش استعاری دانشجویان زبان انگلیسی در ایران در طول یک نیمسال تحصیلی طراحی گردید. بدین منظور، در یک طرح شبه آزمایشی دو کلاس خواندن مطبوعاتی به صورت نمونه گیری آسان (گروه آزمایش با27 دانشجو و گروه گواه با 24 دانشجو) در نظر گرفته شدند. در ابتدای ترم دوآزمون پیشرفت خواندن مطبوعات و استعاره به عنوان پیش آزمون برگزار شدند. در طول ترم گروه آزمایش تمرینهای متنوعی جهت افزایش آگاهی از وجود استعاره های مفهومی و متعاقبا شناسایی استعاره های زبانی به کار گرفته شده در متون مطبوعاتی را انجام دادند. این تمرینها به عنوان فعالیتهای تکمیلی به مدت حدودا 15 دقیقه هرجلسه در کنار فعالیتهای معمول در این کلاسها انجام می شدند. در مقابل، گروه گواه علاوه بر فعالیتهای معمول چند متن مطبوعاتی اضافه جهت مطالعه در خانه دریافت می کردند. در پایان ترم هر دو آزمون به عنوان پس آزمون اجرا شدند. تجزیه و تحلیل آماری داده ها از طریق آزمون t مستقل تفاوت معناداری بین عملکرد دانشجویان دو گروه در هر دو آزمون را نشان دادند. همچنین نتایج مصاحبه انجام شده با گروه آزمایش حاکی از نگرش مثبت آزمودنی ها نسبت به این نوع آگاهی بخشی می باشد.یافته های این تحقیق بر شیوه تدریس و در تهیه و تدوین مطالب درسی برای زبان آموزان قابل اعتنا می باشد.
آموزش مترجمی فرانسه در دانشگاه های ایران: بررسی مشکلات ترجمه واژگان چند معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش مترجمی در ایران، تاکنون از دیدگاه های مختلف بررسی شده است و کاستی های این آموزش و مشکلاتی که دانشجویان این رشته با آن روبه رو هستند، از ابعاد متفاوت ارزیابی شده است. با وجود این، به نظر می رسد پژوهشگران حوزه مطالعات و آموزش ترجمه زبان فرانسه در ایران، واژگان چندمعنا و چگونگی ترجمه این پدیده ابهام زا را نادیده گرفته اند. در همین مورد، با درنظر گرفتن ویژگی های واژگان چندمعنا و توانش دانشجویان این رشته، با نگاهی به نقشه هولمز/ توری از مطالعات ترجمه و شاخه کاربردی آن که شامل تربیت مترجم و فرهنگ لغات به منزله ابزار ترجمه است، نظریه کاترینا رایس از انواع متن و کاربرد آن ها و نظریه گروه PACTE از توانش ترجمه در محیط های آموزشی، از طریق دو سنجش میان ۳۲ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته مترجمی فرانسه در دو گروه و همچنین، بررسی پیکره ترجمه کتاب Le choix de lettres de Jean-Jacques Rousseau: Traduction et texte original که از سوی هشت تن از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته مترجمی و ادبیات فرانسه انجام گرفته است، این مشکل بررسی شد. در مورد اول، بیشتر از دو سوم دانشجویان گروه اول که تنها از فرهنگ دوزبانه فرانسه فارسی استفاده کرده بودند، نتوانستند به درستی جملات حاوی این نوع واژگان را ترجمه کنند، در حالی که این میزان در گروه دوم برعکس است. در میان دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد نیز این مشکل همچنان وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده، برای رفع این مشکل باید از فرهنگ های تک زبانه فرانسه فرانسه استفاده شود.
Synchronous and Asynchronous Electronic Learning and EFL Learners’ Learning of Grammar(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As a negative consequence of COVID 19, almost all students felt obliged to leave the universities and use electronic devices to learn. Some universities encouraged faculty members to use Electronic teaching as an alternative to traditional classrooms. Despite a large number of studies on different forms of electronic learning, the effectiveness of synchronous and asynchronous E-learning in teaching grammar to EFL learners has been neither investigated nor compared appropriately. Two intact classes of undergraduate students of English as a Foreign Language (EFL) from Farhangiyan university were selected. and each received the treatment through either synchronous or asynchronous E-learning activities. The same syllabus consisting of dependent Clauses, Appostive, infinitives, and gerunds were taught to the two groups. EFL learners’ knowledge of grammar was measured by recognition and production tests. The two groups’ scores were submitted to repeated measures ANOVA tests. The findings showed that both modes of E-learning greatly influenced the language learners’ knowledge of grammar as measured by recognition and production tests. Results also showed that the interaction between electronic modes and grammar recognition and production tests was statistically significant. Therefore, it could be concluded that E-learning learning is useful, synchronous learning is more effective for improving the language learners’ production, and asynchronous learning is effective for improving the skills and subskills which require reflection and comprehension.
رده شناسی ساخت شرطی در زبان فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
187 - 212
حوزههای تخصصی:
طبقه بندیِ انواعِ ساختِ شرطی در زبان های گوناگون از جنبه معنایی، نحوی، صوری، رده شناختی و موارد مشابه انجام گرفته است. در این مقاله، به بررسی انواع ساختِ شرطی در زبان فارسی نو، بر اساس رده شناسی دکلرک و رید (Declerck & Reed, 2001) پرداختیم. بر پایه این رده شناسی معنایی، جهانِ ممکنِ بندِ شرط، به دو دسته حقیقی و نظری گروه بندی می شود. جهانِ ممکنِ نظری، می تواند خنثی یا غیرخنثی باشد و غیرخنثی، به چهار گونه بسته، باز، غیرِ قطعی و ضدِ حقیقی دسته بندی می شود. در این پژوهش، جمله های شرطی برگرفته از 110 کتاب، از قرن های چهارم تا چهاردهم هجری قمری مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیلِ جمله هایِ شرطی زبان فارسیِ نو نشان داد که کاربرد ساخت شرطی در قرن های متقدم نسبت به قرن های متأخر بسیار بیشتر بوده است. همچنین، جمله های شرطی این زبان، مشتمل بر گونه های حقیقی، خنثی، بسته، باز، غیرِ قطعی و ضدِ حقیقی هستند و جمله های شرطی از نوع باز، بالاترین فراوانی رخ داد را دارند. بنابراین، ساخت شرطیِ زبان فارسیِ نو با رده شناسی موردِ اشاره همخوانی دارد. بالاتر بودن فراوانی رخ داد جهانِ ممکن دوباره از آن جا ناشی می شود که در این جهانِ ممکن، موقعیتی فرضی که احتمال وقوع دارد، در نظر گرفته می شود و قطعیتی درباره وقوع آن وجود ندارد. این تعبیر با کارکرد ساخت شرطی بیشترین همخوانی را دارد.
گواه نمایی در اقناع بازپرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
281 - 307
حوزههای تخصصی:
گواه نمایی، ابزاری زبانی است که در معنای نخستین اش، برای مشخص سازی و رمزگذاریِ منبعِ اطلاع و عملکردِ گوینده یا نویسنده در درست جلوه دادنِ سخن، به کار برده می شود. پس از آن گواه نمایی، در معنای ثانویه اش و به صورت ضمنی، می تواند قطعیت خبر را نشان دهد. به بیانی، زمانی که گواه نمای دیداری به کار گرفته شود فرد، رویداد یا خبری را از نزدیک مشاهده می کند. سپس فرد به فراخور آن اطلاع بخشی ، قاطعیت بیشتری در پیوند با بیان آن رویداد به دست می آورد. تاکنون متن های بسیاری بر پایه قاطعیت کلامی مورد بررسی قرار گرفته اند که از این جنبه می توان آن ها را به گروه های جداگانه ای دسته بندی نمود. زبان شناسی حقوقی- به عنوان دانشی نو و بینارشته ای، می تواند روند رسیدگی به پرونده های قضایی را سرعت بخشیده و به درکِ قاضی و بازپرس در امر قضاوت کمک کند. از این رو، کاربرد و اهمیت ساخت ه ای گواه نما در زبان شناسی حقوقی، هنگامی روشن می شود که متهم در تلاش است تا با قسم خوردن، شرح جزء به جزء رخداد و موارد مشابه خود را از اتهام به جرمی مبرا سازد. همچنین متهم می خواهد صدقِ گفتارش را با گواه نمایی نشان دهد و قاضی یا بازپرس را متقاعد نماید. پژوهش حاضر، با هدفِ تأثیرِ کاربرد گفتمانی گواه نمایی در اقناعِ قاضی یا بازپرس، به تحلیل اظهاراتِ دو فرد متهم به قتل (یک آقا و یک خانم) در دو پرونده کیفری، بر پایه زبان شناسی حقوقی و ابزارهای زبانی انجام شده است. یافته ها نشان داد که متهم ها از ساخت ه ای گواه نما همچون ساخت زمان گذشته ساده بهره می برند. متهم ها همچنین از ساخت ه ای گزارشی، افعال گواه نما مانند دیدن ، به عنوان یک فعل حسی و واژه های گواه نما -که متهمین در کلام خود برای افزایش تأثیر پذیری و اعتباربخشی به سخن خود و متقاعدسازی بازپرس استفاده می کنند. این متهم ها سعی دارند با این ابزارهای زبانی، بازپرس را متقاعد کرده و اتهام وارد شده را انکار نمایند.
ارزیابی محتوای دستوری مجموعه کتاب های آموزش نوین زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دستورِ آموزشی، بخشِ مهمی از آموزشِ زبان فارسی به غیر فارسی زبانان است که اصول و پیچیدگی های این رویکرد، همواره نقد و بررسی ویژه ای را در پی دارد. در همین راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی و نقدِ محتوای دستوری کتاب های آموزش نوین زبان فارسی بر پایه رویکرد دستور آموزشی می پردازد. به این منظور، ابتدا مجموعه کتاب های یادشده، از جنبه محتوای دستوری توصیف شدند. سپس، محتوا، روش، شیوه ارائه مطالب، مخاطب و تمرین های دستوریِ کتاب بر مبنایِ مهمترین ویژگی های دستور آموزشی تحلیل گردیدند. این ویژگی ها، مشتمل بر همراهیِ آموزشِ دستور و واژه، بافت مداری، طرح دستوری و آموزشِ چرخه ای و تدریجی هستند. در پایان، نارسایی های دستوریِ مجموعه، در پنج حوزه نادرستی ها، نام گذاری اصطلاح های دستوری، جمله های نمونه و نگارش، ارزیابی و نقد شدند. یافته های پژوهش نشان داد قواعدِ دستورِ آموزشی، بازتابِ نافرجامی در این مجموعه دارد. همچنین، محتوای دستوری این کتاب ها غیر منطقی و نارسا است و صورتی چرخه ای و تدریجی ندارد. علاوه بر این، اساسِ محتوایی دستور در این مجموعه، فراتر از هر دیدگاه و رویکردی، از دستور زبانِ درستِ فارسی، دور شده و نیازمندِ ویرایش های اساسی است.
Vocabulary Lists for EAP and Conversation Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۲۹, Spring ۲۰۲۰
131-163
حوزههای تخصصی:
Despite the abundance of research investigating general and academic vocabularies and developing dozens of word lists, few studies have compared academic vocabulary with general service word lists such as conversation vocabulary. Many EAP researchers assume that university students need to know all the words in West’s (1953) General Service List (GSL) as a prerequisite to academic words (e.g., Coxhead’s, 2000) and teachers at language institutes recommend conversation students to learn words in Coxhead’s Academic Word List (AWL) as a follow-up to the GSL. The present study compared the academic and conversation vocabularies by exploring frequency and coverage of words in academic and conversation corpora. The GSL and AWL words were investigated in a conversation corpus and an academic corpus, each containing around 12 million running words. The analysis revealed that 1200 GSL word families were highly frequent in both corpora and 645 GSL word families were highly frequent in the conversation corpus but of low frequency in the academic texts. Also, a new academic word list of 700 word families was developed, which proved to be much more rigorous than Coxhead’s AWL. Further analysis indicated that the abovementioned 645 GSL words had a very low coverage of academic texts (0.7%), while they covered 4.05% of the conversation corpus. The new academic word list covered only 1.6% of the conversation corpus, whereas it had a high coverage of the academic texts (9.1%), much higher than that of the AWL (7.5%). The analysis of some other academic corpora revealed identical results.