مطالب مرتبط با کلید واژه

زمان دستوری


۳.

جنبه های صوری و معنایی

نویسنده:

کلید واژه ها: زمان دستوری نمود زمان تقویمی ساخت جاری ساخت استمراری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۹ تعداد دانلود : ۸۹۰
" تحقیق حاضر پس از بیان مقدمه ای کوتاه و اشاره به شمه ای از نگرش های حاکم بر مفاهیمی چون زمان دستوری، زمان تقویمی و نمود در تحقیقات نحوی متاخر و متقدم، به بیان ویژگی های ساخت جاری در فارسی امروز و دفاع از ماهیت مستقل صوری و معنایی آن در برابر ساخت استمراری می پردازد. در این تحقیق، کارکردهای اختصاصی ساخت جاری از جمله بیان جاری بودن رخداد در بستر زمان، مفاهیمی چون رخدادهایی در شرف وقوع، رخدادهای محتمل، بیان هشدار و اعلام اعتراض مورد بحث واقع شده است. طی این پژوهش، هم چنین عدم تطابق جنبه های صوری افعال با جنبه های معنایی در ساخت های جاری نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نگاه به افعال لحظه ای در تقابل با افعال تداومی، و هم چنین افعال پویا در تقابل با افعال از زاویه ی ساخت های جاری جایگاه ویژه ای در این تحقیق داشت. در این تحقیق، ابزارهای دیگر بیان مفهوم جاری از قبیل ساخت های استمراری، ابزار واژگانی و برخی از گروه های حرف اضافه ای بررسی شده است."
۴.

تجزیه و تحلیل خطا در استفاده از زمان دستوری زبان فرانسه توسط فارسی زبانان با دانش زبان انگلیسی

کلید واژه ها: خطا زبان فارسی زبان فرانسه زمان دستوری تجزیه و تحلیل خطا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۶۳
تداخل زبانی همیشه به عنوان یکی از مشکلاتی که زبان آموزان در فرآیند یادگیری زبان دوم ویا سوم همواره با آن مواجه هستند مطرح بوده است. آگاهی نسبت به این تداخلها و ارائه راهکارهای مناسب در برابر آنها به عنوان یک چالش و نیز یک هدف در آموزش زبان به شمار می آید. این مقاله با تکیه بر تحقیق میدانی انجام شده بر روی تعدادی از زبان آموزان زبان فرانسه به تجزیه و تحلیل خطاهای رایج فارسی زبانان در استفاده از زمانهای دستوری زبان فرانسه پرداخته است. تحلیل خطاهای فراگیران و مقایسه آن با پیش بینی دلیل احتمالی خطا و نیز نتایج استخراج شده از مصاحبه ها نشان می دهد که این زبان آموزان دو نوع خطا مرتکب شده اند: خطاهای درون زبانی و بین زبانی (تداخل). خطاهای درون زبانی در تمایز دو زمان دستوری مربوط به زمان آینده و در قالب تعمیم قواعد دستوری رخ داده است. بررسی خطاهای بین زبانی نشان داد که زبان مادری (فارسی) عامل قوی و منشا اصلی و زبان انگلیسی عامل ضعیف و منشا فرعی خطاها در کاربرد زمان های دستوری در زمان گذشته و زبان مادری (فارسی) تنها منشا خطا در کاربرد زمان های دستوری در زمان حال بوده است
۵.

زمان دستوری و نمود در گویش لری بالاگریوه

کلید واژه ها: زمان دستوری نمود ناکامل نمود کامل نمود تقریب گویش لری بالاگریوه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۴۲۴
هدف از این پژوهش بررسی ساخت زمان دستوری و نمود در جمله های خبری گویش لری بالاگریوه است. لری بالاگریوه یکی از گونه های گویش لری است. این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی انجام شده است و داده ها به روش میدانی از طریق ضبط گفتگوهای روزمره به مدت پنج ساعت جمع آوری شده است. این گویش دارای دو زمان دستوری گذشته و غیرگذشته است. بدین ترتیب چهار ساخت دستوری حال ساده، گذشته ساده، گذشته نقلی (حال کامل) و گذشته بعید در این گویش دیده می شود. نحوه بازنمایی نمود در این گویش با فارسی معیار متفاوت است. پیشوند استمراری می- در این گویش بروز آوایی ندارد. نمود کامل با گذشته ساده، گذشته نقلی و گذشته بعید نشان داده می شود. نمود ناکامل و استمراری در زمان حال توسط ماده مضارع فعل /hQsE/ (خواستن) یعنی hQ و در زمان گذشته توسط he: نشان داده می شود. نمود ناکامل توسط حال کامل نیز نشان داده می شود. نمود تقریب در این گویش در زمان گذشته با hQ بدون مطابقه با شخص و شمار فعل اصلی و در زمان گذشته با hQs با مطابقه با شخص و شمار فعل اصلی صورت می گیرد.
۶.

زمان و نمود در کردی موکریانی

کلید واژه ها: معناشناسی نحو زمان دستوری کردی کامل نمود موقعیتی نمود دیدگاهی کردی موکریانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری نحو
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۳۳۲
هدف جستار حاضر توصیف نظام زمان دستوری و تبیین ارتباط آن با نمود در کردی موکریانی است. لذا ابتدا زمان دستوری را توصیف کرده و سپس ارتباط آن را با انواع نمود دیدگاهی و موقعیتی روشن می سازیم. نتایج نشان می دهد که کردی موکریانی دارای یک نظام زمانی دوشقی (گذشته و غیرگذشته) است که در ترکیب با مفاهیم وجه نما و نمودنما می تواند ترکیبات زمانی متفاوتی را بسازد. ترکیب این نظام با مفاهیم وجهی صور متفاوتی از جمله ساختارهای آینده نما و پسایندی را به وجودمی آورد. علاوه بر این در ترکیب نمود و زمان ساختارهای کاملی از جمله کامل نتیجه ای، تجربی و متأخر پدید می آیند. همچنین نتایج نشان می دهد که زمان حال حاوی نمود ناقص بوده و زمان گذشته بی نشان ترین زمان برای نمود کامل است. تمام نمودهای موقعیتی به سهولت با گذشتة ساده همراه می شوند، اما برخی از آنها (لمحه ای، دستاوردی و در مواردی افعال ایستا) در زمان حال دچار نمودگردانی می شوند.
۷.

تحلیل کارکردهای غیرزمانی فعل ماضی در قرآن با رویکرد معناشناسی شناختی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
فعل ماضی در قرآن با بسامد بالا برای اشاره به رخدادهایی در زمان گذشته به کار رفته است. اما کارکرد فعل ماضی همیشه محدود به این معنای پیش نمونه ای نیست؛ بلکه با قرار گرفتن در ساختارهای مختلف، کارکردی استعاری یافته و مفاهیم وجهی را کدگذاری می کند که بسط استعاری همان معنای پیش نمونه ای هستند. نوشتار حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، این نوع از کاربردهای فعل ماضی در قرآن را با رویکرد معناشناسی شناختی و بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی و فضای ذهنی مورد بررسی قرار می دهد. با توجه به این که کاربرد فعل ماضی گاهی فهم آیات را با دشواری هایی روبه رو کرده و زمینه برداشت های مختلف شده است، بررسی کیفیت و کارکردهای این افعال در قرآن از حیث زمانی مهم و ضروری به نظر می رسد. طبق بررسی های انجام گرفته، فعل ماضی در ساختارهای مختلف ازجمله شرطی، التزامی و... کارکرد زمانی ندارد؛ بلکه مفاهیم وجهی مثل غیرواقعی بودن، فرضی بودن و... را به صورت استعاری نشان می دهد.  
۸.

معنی شناسی و کاربردشناسی حال کامل در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۰۲
نوشتار حاضر درصدد واکاوی ابعاد معنی شناختی و کاربردشناختی زمان حال کامل در زبان فارسی با تکیه بر نظریه دکلرک (2006 و 2015) است. ابتدا با بررسی وضعیت زمان گزاره شده در حوزه پیشاحال، وجوه معناشناختی زمان حال کامل را بیان و سپس با تحلیل رابطه میان زمان تام و گستره پیشاحال، تفاسیر کاربردشناختی این زمان را بررسی خواهیم کرد. بر این اساس، دو ساخت معنایی از زمان حال کامل (پیشاحال و شمولی) در زبان فارسی وجود دارد که دارای سه نقش کاربردشناختی (نامعین، تاکنونی و تداومی) می باشند. ساخت معناییِ پیشاحال می تواند چهار تعبیر کاربردشناختی تجربی، خبر داغ، تأخری و نتیجه ای را القا کند، اما زبان فارسی از ساختی ویژه (زمان دستوری گذشته و قیدهای زمان حال) برای بیان حال کامل متأخر بهره می برد. این ساخت حاوی نوعی تضاد اطلاعاتی میان زمان دستوری و قید زمان است که نوعی حالت بینابینی میان گذشته و حال را برجسته می سازد. از سوی دیگر ساخت معنایی حال کامل انطباقی نیز با صورت کامل افعال و همچنین با قیدهای راست چین ساخته می شود. این قیدها کل گستره پیشاحال را پوشش داده و رخداد را بر این گستره منطبق می سازند. در برخی از جملات محصول این ساخت، حضور نمود استمراری نیز مشاهده می شود و ضمناً این ساخت، حاوی تعبیر کاربردشناختیِ تاکنونی نیز می باشد، اما قادر به القای تعبیر تداومی نیست که در زبان فارسی عمدتاً با ساختی خاص (زمان دستوری حال و قیدهای تداومیِ معطوف به گذشته) بیان می شود. در این ساخت نیز تنش معنایی بین هویت زمانی قید و زمان دستوری وجود دارد.
۹.

زمان دستوریِ جهان های ممکن ساخت شرطی در زبان فارسی معاصر

تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
در این پژوهش زمان دستوری افعال بندهای شرط و جزای شرط در جملات شرطی زبان فارسی معاصر، براساس رده شناسی دکلرک و رید (2001) بررسی شد. پیکره، 286 جمله شرطی از 10 کتاب داستانی معاصر بوده است. با بررسی جملات شرطی به این نتیجه رسیدیم که ساخت شرطی زبان فارسی معاصر، متشکل از انواع حقیقی، خنثی، بسته، باز، غیرقطعی و ضدحقیقی است. از این تعداد جمله شرطی، شرطی از نوع باز و ضدحقیقی به ترتیب بالاترین و پایین ترین بسامد را در داده های پیکره داشتند. با بررسی زمان های دستوری افعال بندهای شرط و جزای شرط به گرایش های قوی در این زمینه دست یافتیم. براین اساس، اگر زمان دستوری فعل بند شرط، گذشته باشد، شرطی با احتمال زیاد از نوع حقیقی خواهد بود و اگر زمان دستوری فعل بند جزای شرط، غیرگذشته باشد، شرطی به احتمال زیاد، از نوع باز خواهد بود.
۱۰.

بررسی مقوله های نمود و زمانِ فارسی در قالب هندسه مشخصه ها

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۲۱
هندسه مشخصه ها، انگاره ای کاربردی برای مطالعه فرایندهای صرفی- نحوی به شمار می رود. در این مقاله، به معرّفی این انگاره  و کاربرد آن در مطالعه نظام تصریف فعل در زبان فارسی می پردازیم. در هندسه مشخصه ها، نظامِ تصریف فعل از سه بخش نمود، زمان دستوری و وجه تشکیل می شود و هر یک دارای مشخصه های نسبتاً جهانی هستند که در مواردی توسط تکواژهای صرفیِ آشکار بازنمون می شوند. تعامل مشخصه های موجود در این سه حوزه، خصوصیات قلمروی تصریف فعل در زبان های مختلف را تعیین می کند. نمود در زبان فارسی دارای مشخصه های [رویداد] و [غیراتمی] است که نشان می دهد ارزش پیش فرض آن در این زبان، نمود تام است و نمود ناقص به صورت نشاندار و با واحد واژگاهی (می-) بازنمون می شود. به این ترتیب، هسته نمود اتمی در فارسی فقط در سطح تصریف فعّال است و تمایز نمود دستوری ناقص و تام را بازنمایی می کند. هسته نمود کمیّت در فارسی، هم در سطح ریشه و هم در سطح محمول فعّال است و نمود واژگانی و خصوصیات نمودیِ محمول را تعیین می کند. در مورد زمان،  فارسی دارای مشخصه [تقدّم] است که بوسیله واحد واژگاهی (–د/-ت) بازنمون می شود و زمانِ موضوع را قبل از لنگرگاهِ زمانی جمله قرار می دهد. واحد واژگاهی (–ده / -ته) در فارسی که به همراه فعل کمکی، ساخت کامل را می سازند، کارکرد متفاوتی با نمود و زمان دستوری در هندسه مشخصه ها دارد و به دلیل ارزش تقابلی که در فارسی ایجاد می کند، در هسته نحوی مستقلی ادغام می شود و مشخصه [کامل] را بازنمون می کند.
۱۱.

نقش دلالت زمانی در تبیین کاربردهای حال التزامی در زبان فارسی معاصر

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۴
در این پژوهش در جست وجوی تبیینی یکدست برای تمامی کاربردهای حال التزامی در زبان فارسی معاصر، ابتدا با اتکا به پیکره ای با حدود ۳۰۰۰ جمله حال التزامی، استخراج و دسته بندی شده است. در جملات ساده و در بندهای موصولی، عامل التزامی ساز عموماً معنایی است. عامل التزامی ساز در بندهای متممی و بندهای قیدی، به ترتیب فعل جمله اصلی و حرف ربط است. در ادامه با استفاده از رویکرد کامری و تمایز سه شقی زمان گفتار، زمان رویداد و زمان مرجع نشان دادیم که حال التزامی دارای زمان نسبی (مقابل زمان مطلق) است. همچنین با اتخاذ رویکرد درزی و کواک در تبیین کاربردهای التزامی در بندهای متممی، به بررسی کاربردهای این وجه در جملات ساده و بندهای موصولی و قیدی جملات مرکب پرداخته ایم. نتیجه اینکه زمان مرجع در جملات ساده و بندهای موصولی برابر با زمان گفتار است؛ طوری که این افعال لزوماً به حال یا آینده اشاره دارند. در بندهای متممی فعل بند اصلی، زمان مرجع فعل التزامی است. زمان مرجع در بندهای قیدی بسته به نوع حرف ربط، ممکن است برابر با زمان گفتار یا زمان فعل اصلی باشد. چه زمان مرجع، برابر با زمان گفتار باشد و چه برابر با زمان فعل اصلی باشد، در هر صورت فعل التزامی دارای «زمان نسبی غیرگذشته» است.
۱۲.

بررسی داستان کوتاه معصوم اول اثر هوشنگ گلشیری بر اساس مؤلفه های روایت شناسی ساختارگرای ژرار ژنت

تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۴۰۶
بررسی داستان معصوم اول، اثر هوشنگ گلشیری با روش تحقیق ساختاری، با استفاده از آرای روایی ژنت در مؤلفه ی زمان نشان داد نقل رخدادها در متن روایی تفاوت اندکی با سطح داستانی دارد. متن جز در سه رخ داد زمان پریشی چندانی ندارد و دارای نظم تقویمی است. برد زمان پریشی به سمت گذشته ی نزدیک و در چند مورد به سمت گذشته ی دور، دامنه ی زمان پریشی مشمول بر زمان اندکی است. متن برخوردار از شتاب مثبت است. بسامدها از نوع مفرد، مکرر و بازگو است. در مولفه ی وجه، نویسنده برای استفاده از فاصله، از گفتار مستقیم، گفتار غیر مستقیم، گفتار غیر مستقیم آزاد و سخن روایت شده بهره برده است. راوی برخوردار از نقش های ارتباطی، گواهی دهنده و ایدئولوژیک می باشد. کانون های صفر، کانون درونی از انواع ثابت، متغییر و چندگانه و کانون خارجی مطابق طبقه بندی ژنت در روایت موجود است. در مؤلفه ی صدا، مؤلف، در روایت درون داستانی از نوع اول شخص، منِ ضمنی، منِ عینی و منِ قهرمان و همچنین دوم شخص و در روایت برون داستانی از دانای کل نمایشی بهره برده است
۱۳.

پیچیدگی بازنمودی زمان های دستوری مطلق در درک شنیداری جمله های فارسی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۳
پرسش اصلی این پژوهش، واقعیتِ روان شناختیِ پیچیدگیِ بازنمودی زمانِ دستوری مطلق در فارسی است. در این پژوهش با به کارگیری روش تصمیم گیریِ واژگانیِ بیناحسی، تلاش شده تا چگونگی پردازشِ جمله های حاوی انواع زمان های دستوری با برنامه نرم افزاری دی.ام.دی.اکس بررسی شود. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر رمزگان چندبخشی/چندگانه در روان شناسی زبان (Shapiro & Levine, 1990) و طبقه بندی زمانی در زبا ن شناسی (Comrie, 1985) است. متغیر مستقل، نوع زمان دستوری و متغیر وابسته، زمان واکنش آزمودنی ها به محرک دیداری است. آزمودنی ها 25 نفردانشجوی 18 تا 30 ساله بوده اند که در دو گروه مرد و زن دسته بندی شده اند. نتیجه آزمون نخست نشان می دهد که جمله های دربردارنده زمان دستوری حال ساده مشتمل بر حقایق علمی، کارگفت های کنشی/ جرایی و نیز جمله های مشتمل بر فعل آینده همراه مصدر صرف شده خواستن سریع تر از انواع دیگر پردازش می شوند. توجیه و توضیح این امر را می توان به این حقیقت نسبت داد که حقایق علمی در تجربه زیسته بشر ثبت شده است و فراوانی بالایی دارد. افزون بر این، افعال کنشی-اجرایی که وابسته به زمان ادای جمله هستند و افعال در زمان دستوری آینده که فقط یک کارکرد در پیوند با آن ها  در نظر گرفته شده ، سریع تر پردازش می شوند. نتیجه آزمون دوم نشان می دهد که زمان پردازش جمله های مرکب دارای زمان های مختلف تفاوت معنا داری با یک دیگر ندارد. به بیان دیگر، با مرکب شدن نوع جمله تفاوت های معنی داری که در آزمون (1) قابل مشاهده بود از بین رفته است. این نکته نشان می دهد که متغیر نوع جمله نسبت به متغیر زمان دستوری فعل تأثیر بیشتری بر بار شناختی ذهن دارد. دستاورد پژوهش حاضر از این قرار است که می توان در امر آموزش زبان فارسی از مفهوم بار شناختی بهره گرفت و یافته های پژوهش را در ترتیب تدوین مطالب و مواد آموزشی مورد توجه قرار داد.  
۱۴.

چند دستوری شدگی فعل خواستن در زبان فارسی؛ مطالعه ای شناختی در چارچوب طرحواره های رخدادی بنیادین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۰
چنددستوری شدگی فرایندی است که طی آن یک صورت زبانی، نقش های دستوری گوناگونی را در ساخت های متفاوت به نمایش می گذارد. به عبارت دیگر، یک صورت زبانی درعین حال که مفهوم واژگانی خود را حفظ می کند، چند مسیر متفاوت را در بستر دستوری شدگی طی می کند و در هر کدام به ایفای نقشی متفاوت می پردازد. فعل خواستن نمونه ای از چنددستوری شدگی در زبان فارسی است که می تواند سه نقش دستوری زمان دستوری، نمود و وجهیت را مفهوم سازی کند. فعل خواستن که به عنوان فعل واژگانی و با معنای طلب کردن چیزی، در قالب طرحواره رخدادی بنیادین تمایل قرار دارد، با اعمال حلقه های مختلف فرایند دستوری شدگی و در قالب طرحواره های مرکب به بیان مفاهیم دستوری مختلف می پردازد. این فعل در قالب طرحواره مرکب سریالی، زمان دستوری آینده را مفهوم سازی می کند. فعل خواستن در چارچوب همین طرحواره، نمود تقریب را که نشان دهنده عملی در شرف وقوع در زمان حال و گذشته است و نمود اجتنابی را که بیانگر عملی در شرف وقوع در گذشته است که محقق نشده، مفهوم سازی می کند. فعل خواستن در قالب طرحواره مرکب سنجشی به بیان مفهوم وجهیتی جدید تحت عنوان وجهیت پیشنهادی می پردازد که در آن گوینده مجوز انجام عمل را از مخاطب طلب می کند و جهت انجام عمل پیشنهاد می دهد. دلیل دستوری شدگی متعدد یا همان چنددستوری شدگی فعل خواستن را می توان پرکردن خلاء های زبانی و پاسخ به نیاز زبان برای بیان مفاهیم دستوری مختلف دانست.