علی درزی

علی درزی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۷ مورد.
۱.

بررسی جایگاه روساختی فاعل در زبان فارسی برپایه شواهد روان زبان شناختی

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۲
پژوهش های انجام شده برای شناسایی جایگاه روساختی فاعل در جملات بی نشان زبان فارسی به شکل گیری دو دیدگاه متفاوت در این مورد درمیان زبان شناسان ایرانی منجر شده اند. برخی از زبان شناسان همچون انوشه (۱۳۸۷)، درزی (1996، 1385، 1388)، تفکری رضایی (1389) و درزی و مهدی بیرقدار (1389) با ارائه شواهدی نشان داده اند که فاعل جمله پس از ادغام در درون فرافکن بیشینه گروه فعلی (کوچک)، به منظور بازبینی مشخصه حالت فاعلی یا اصل فرافکنی گسترده، به جایگاه شاخص گروه تصریف یا زمان حرکت می کند؛ درحالی که براساس پیشنهاد کریمی (۲۰۰۵)، جایگاه بنیادی و روساختی فاعل در جملات بی نشان زبان فارسی درون فرافکن بیشینه گروه فعلی کوچک درنظر گرفته می شود و برای حرکت فاعل به شاخص گروه تصریف یا تصریف، الزامی وجود ندارد. در این مقاله، به کمک یک آزمون روان زبان شناختی دورخط ازنوع قضاوت دستوری بودگی، شواهدی را در تأیید دیدگاه پژوهشگرانی ارائه می کنیم که جایگاه روساختی فاعل را شاخص فرافکن بیشینه گروه تصریف یا زمان می دانند.
۲.

بررسی مشخصه واژگانی و جایگاه نحوی قید اجباری در زبان فارسی

کلید واژه ها: گروه فعلیتطابق موضعیمشخص گرقید اجباریمشخصة تعبیرناپذیر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
در زبان فارسی، برخی از قیدها که غالباً با عنوان افزودة اجباری از آن ها یاد شده است، کانون توجه شماری از زبان شناسان بوده است. در تحلیل های یادشده، بی آنکه تبیینی فراگیر در مورد جایگاه نحوی قیدهای گوناگون ارائه شود، قیدها تنها در دو گروه افزودة اختیاری و افزودة اجباری بررسی می گردد. در این میان، مقالة حاضر می کوشد تا در قالب دستور کمینه گرابه این پرسش پاسخ دهد که فصل ممیز قیدهای اجباری و غیر اجباری کدام است و جایگاه ساختاری قیدهایی که در تحلیل های پیشین با نام افزودة اجباری مورد بررسی قرار گرفته شده است کجاست. در تحلیل حاضر، علاوه بر وجود مشخصة [umanner] بر روی فعل، مشخصة واژگانی [+manner] برای قید اجباری پیشنهاد می شود . همچنین استدلال می شود که این دسته از قیدها، بر خلاف سایر قیدها، جایگاه مشخص گر فرافکن نقشی خاصی را اشغال نمی کنند و تولید پایة آن ها در جایگاه مشخص گر گروه فعلی بزرگ صورت می پذیرد.
۳.

ساخت غیرشخصی در گیلکی شهرستان لنگرود

کلید واژه ها: گویش گیلکیساخت غیرشخصی قالبینشانه رافاعل کوئرکیعنصر غیرفعلی

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی زبان شناسی نظری نحو
  2. زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۶
در پژوهش حاضر به بررسی ساخت های غیر شخصی در گویش گیلکی شهرستان لنگرود در چارچوب نظریه کمینه گرا می پردازیم. هدف از این پژوهش، تعیین ماهیت عنصر غیر فعلی و نحوه اطلاق حالت به گروه اسمی ابتدای این جملات و تبیین جایگاه زیر ساختی و روساختی این سازه است. بررسی داده های گیلکی نشان می دهد که ساخت های غیر شخصی قالبی دارای گزاره مرکب اند و فعل آن ها از نوع نامفعولی است. عنصر غیر فعلی به عنوان هسته گزاره، نقش معنایی تجربه گر به گروه اسمی ابتدای جمله اعطا می کند. این گروه اسمی در حقیقت متمم حرف اضافه پسایند «را» است و با آن تشکیل یک گروه حرف اضافه ای می دهد و در زیر ساخت نحوی در جایگاه شاخص گروه اسنادی (محمول غیر فعلی) ادغام می شود. به اعتبار آزمون های فاعلی، این گروه حرف اضافه ای در روساخت نحوی به جایگاه شاخص گروه زمان حرکت نمی کند و به همین خاطر گیلکی فاقد فاعل کوئرکی است. از این رو گروه حرف اضافه ای را مبتدای رو ساختی درنظر می گیریم.
۴.

جملات شرطی رویدادی در زبان فارسی

کلید واژه ها: بند شرطی رویدادیجایگاه اتصالاصول مرجع گزینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۲۳۸
ساخت های شرطی عبارت های زبانی متشکل از بندی وابسته و بندی پایه هستند که وقوع پدیده یا وضعیتی را به وقوع پدیده یا وضعیتی دیگر مشروط می سازند. در این مقاله با رویکردی کمینه گرا بند شرطی در زبان فارسی را مورد بررسی قرار می دهیم. در روند این بررسی، با استفاده از اصول نظریه مرجع گزینی و برخی آزمون های حذف نشان می دهیم که بند شرطی جمله آغازین به عنوان افزوده به گروه زمان و در مواردی به فرافکن های بالاتری همچون گروه کانون و بند شرطی جمله پایانی به گروه فعلی کوچک متصل می شود. بند شرطی جمله میانی نیز در حقیقت حاصل مبتداسازی عناصری است که به پیش از بند شرطی جابجا شده اند.
۵.

بررسی حقوقی روابط اطراف قرارداد تأمین مالی فاکتورینگ

کلید واژه ها: تأمین مالیقانون حاکمانتقال طلبتراضیفاکتورینگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
یکی از مهم ترین مسائل در دنیای تجارت چگونگی تأمین منابع مالی برای مؤسسات تجاری میباشد. فاکتورینگ به عنوان یکی از شیوههای رایج تأمین مالی از طریق حسابهای دریافتنی برای تأمین مالی مؤسسات تجاری متوسط و کوچک کاربرد دارد. تأمین مالی از طریق فاکتورینگ در قالب قراردادی میان فروشنده و عامل صورت میگیرد که اساس آن مبتنی بر انتقال طلب می باشد. استفاده مناسب از این قرارداد در ایران تنها با آگاهی از اطراف آن و چگونگی روابط آنها با یکدیگر امکان پذیر میباشد. با انعقاد قرارداد مذکور دوگروه از افراد تحت تأثیر قرار می گیرند. گروه اول فروشنده و عامل هستند که با انعقاد قرارداد مذکور روابط مستقیم قراردادی، میان آنها به وجود میآید و تراضی آنها عنصر اولیه در تعیین حقوق و تعهداتشان میباشد. گروه دوم شامل اشخاص ثالث میباشد که در انعقاد قرارداد تأمین مالی فاکتورینگ نقشی ندارند ولی تحت تاثیر قرار میگیرند و خود، شامل بدهکار که مستقیماً در اجرای قرارداد مزبور دخالت مینماید و اشخاص ثالث غیر از بدهکار، همچون طلب کاران فروشنده و انتقال گیرندگان بعدی حساب دریافتنی واحد، که مستقیماً دخالت ندارند میگردد.
۶.

جایگاه ساختاری «چرا» در زبان فارسی

کلید واژه ها: پرسشواژه افزودهترتیب خطیگروه استفهامبند علت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۱۹
این مقاله به توصیف و تبیین جایگاه پرسشواژه «چرا» در زبان فارسی می پردازد. در مورد جایگاه پرسشواژه افزوده «چرا» ، دو نظر متفاوت وجود دارد، یکی آن است که «چرا» بعد از فعل یعنی در سمت راست آن تولید شده و به اجبار به سمت چپ فعل حرکت می کند و دیگری که در این مقاله برای اول بار آن را پیشنهاد می کنیم، آن که «چرا» از همان ابتدا در سمت چپ فعل تولید شده و به جایگاهی بالاتر در همان سمت جا به جا می شود. در این مقاله با بهره جویی از ترتیب خطی عناصر در ساختار نحوی جمله و همچنین با استفاده از دسته ای شواهد از دیدگاه دوم حمایت می کنیم و «چرا» را به عنوان پرسشواژه گروه علت در گروه فعلی کوچک قرار می دهیم و به پیروی از رویکرد شلانسکی وسوئر(2011) آن را به مشخص گر گروه استفهام جا به جا می کنیم.
۷.

پدیده انجماد و جایگاه فاعل در زبان فارسی

کلید واژه ها: انجمادبازبینیخروجحوزه باربینیمشخّصه اصل فرافکنی گسترده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
پژوهش حاضر پس از معرّفی پدیده انجماد و بیان دیدگاه بوئکس (2003؛ 2008)، به بررسی داده های زبان فارسی بر مبنای رویکرد وی و در چارچوب نظریه کمینه گرا می پردازد و نشان می دهد که این داده ها رفتاری موافق با تحلیل بوئکس از خود بروز می دهند. در زبان فارسی خروج از درون گروه های حرف تعریف فاعلی که جهت بازبینی مشخّصه اصل فرافکنی گسترده جابه جا شده و یک حوزه بازبینی تشکیل داده اند، امکان پذیر نیست. علاوه بر این، مروری بر پژوهش های پیشین در زمینه خروج از درون گروه حرف تعریف در زبان فارسی انجام می گیرد و نشان داده می شود که برخی داده های زبان فارسی برای تحلیل بیان شده در این پژوهش ها مشکل آفرین خواهند بود. در ادامه به طرح دو رویکرد موجود در زبان فارسی درباره جایگاه بی نشان فاعل پرداخته، نشان داده می شود که جایگاه فاعل در زبان فارسی موافق با رویکرد انوشه (1389) در سطح بیان، جایگاه مشخّص گر گروه زمان است و نه مشخّص گر گروه فعلی کوچک.
۸.

تأمین مالی فاکتورینگ

کلید واژه ها: تأمین مالیتجارت بین المللفاکتورینگموسسات تجاری کوچک و متوسط

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
امروزه در تجارت بین الملل تأمین منابع مالی نقش بسیار مهمی را ایفا می نماید به نحوی که غالب معاملاتی که در تجارت بین الملل منعقد می گردند مبتنی بر یک یا چند روش تأمین مالی می باشند. در محیط تجارت بین الملل شیوه های مختلفی برای تأمین منابع مالی وجود دارد و همانگونه که تجارت جهانی در حال توسعه می باشد این شیوه ها نیز در حال توسعه و تکامل هستند. از جمله شیوه های مهم تأمین منابع مالی عبارتند از: اعتبار اسنادی، اعتبار فروشنده، اعتبار خریدار، تجارت متقابل، بیمه اعتباری صادرات، لیزینگ، فورفایتینگ، فاکتورینگ. همانطور که ملاحظه گردید فاکتورینگ موضوع مقاله حاضر یکی از شیوه های تأمین مالی است که امروزه در تجارت بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد و دارای نقش حائز اهمیتی نیز می باشد. در سراسر جهان، فاکتورینگ روش غالب تأمین مالی مبتنی بر دارایی است و یک منبع مهم تأمین مالی خارجی برای موسسات تجاری کوچک و متوسط می باشد. با توجه به کاربرد وسیع فاکتورینگ در سطح جهانی به دلیل نقشی که در تسهیل تجارت کشورها دارد و نیز با عنایت به عدم استفاده از این نهاد در کشور ما، فاکتورینگ می تواند به عنوان ابزار مناسب تأمین مالی برای موسسات تجاری کوچک و متوسط مورد استفاده قرار گیرد.
۹.

صفت تفضیلی در حوزه ی کسره ی اضافه

کلید واژه ها: ساختِ اضافهصفت تفضیلیفرافکن درجه.

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
در این مقاله، ضمن معرفی حوزه ی کسره ی اضافه و پذیرش تحلیل معظمی (1385)، با قائل شدن به گروه درجه در زبان فارسی، به مقایسه ی دو فرضیه در خصوص ساخت درجه در صفات تفضیلی این زبان می پردازیم. بر خلاف نظر کندی (1999) که معتقد است گروه درجه [DegP] در درون فرافکن مستقل خود گروه صفتی را به عنوان متمم میپذیرد، به پیروی از جکنداف (1977)، هلان (1981)، هایم (1985)، مک کاولی (1994) و هازوت (1995) گروه درجه را در جایگاه مخصص گروه صفتی در زبان فارسی در نظر می گیریم که هسته ی صفت، گروه حرف اضافه ای با هسته ی ""از"" را به عنوان متمم خود پذیرفته است. آنگاه با قائل شدن به این که هسته ی گروه درجه دارای مشخصه ی قوی و تفسیر نا پذیر [Adj] هست، در نحو آشکار هسته ی گروه صفتی را به خود جذب می کند تا مشخصه ی [Adj] خود را بازبینی و حذف کند. بدین ترتیب فرافکن درجه، خود در درون فرافکن گروه صفتی قرار میگیرد و همراه با آن وارد حوزه ی اضافه می شود.
۱۰.

بررسی فرآیند ارتقاء اسم ملکی در زبان فارسی

کلید واژه ها: اسم ملکیاعطای نقش معناییگروه اسمی کوچکلایة واژگانیبازبینی مشخصهفرایند ارتقاء اسم ملکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۵۲۲
در زبان فارسی، درون حوزة کسرة اضافه، گاه عنصری به نام اسم ملکی به عنوان گروه نحوی حامل نقش معنایی مالک حضور دارد که به دلیل بازبینی مشخصه، جابه جا می شود و به حوزة بالاتر می رود. در تحلیل های زبان شناختی آراء مختلفی از بودن یا نبودن حرکت عنصر ملکی ارائه شده است. در این مقالة می کوشیم با رویکردی مشخصه بنیاد، فرایند یاد شده را در چارچوب مفاهیم نظری برنامة کمینه گرا تبیین کنیم و تحلیلی همگون و متفاوت از انگیزة حرکت و جابه جایی این سازه ارائه دهیم. در این مقاله در تقابل با تحلیل قمشی (1997) و به پیروی از تحلیل ریتر (1991 و 1992) محل ترکیب اسم ملکی را مشخص گر گروه اسمی کوچک قرار می دهیم و سپس برای بازبینی مشخصة «+معرفه»، آن را به جایگاه مشخص­گر گروه تعریف ارتقاء می دهیم. بدین ترتیب به لحاظ رده­شناختی، زبان فارسی جزو زبان هایی قرار می گیرد که ساخت ملکی معرف مانند دارند.
۱۱.

کمیت نمایی نشانة جمع «– ها» در فارسی

کلید واژه ها: دامنهزمان واژهسورمشخصه قویعبارت استفهامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۶ تعداد دانلود : ۵۶۳
در این مقاله ضمن معرفی آراء دستورنویسان و زبان شناسان در مورد تکواژ جمع «– ها»، زمان واژه های جمع زبان فارسی را به دو گروه تقسیم می کنیم. در ادامه، ضمن تمرکز بر زمان واژه های دارای نشانة جمع «– ها»، ابتدا با استفاده از تعامل میان این گروه از زمان واژه ها، از یک سو با سورها، و از سوی دیگر با عبارات استفهامی، نشان خواهیم داد که نشانة جمع «– ها» به زمان واژة میزبان خود ویژگی گروه های سور را می بخشد. سپس ساختاری را برای گروه های سور در زبان فارسی پیشنهاد می کنیم که در آن هستة اسمی زمان واژه که دارای مشخصة قوی [+ سور] است، باید در حرکت چرخه ای خود ضمن عبور از هستة گروه شمار به هستة گروه سور متصل شود و این مشخصة قوی خود را در نحو آشکار بازبینی کند. این توصیف جدید از نشانة جمع «-ها» در چارچوب نظریة کمینه گرا و باتوجه به اصول دستور جهانی ارائه می شود.
۱۳.

بررسی سطح فرافکن وابسته های پسین هسته اسمی فارسی

کلید واژه ها: وابستهمتممحوزه کسره اضافهفرافکن بیشینهفرافکن کمینه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۰۰
یکی از نکات مهم در نظریّة ساخت گروهی، بررسی سطح فرافکن وابسته های مقوله های دستوری گوناگون است. مقالة حاضر به بررسی سطح فرافکن وابسته های پسین اسم براساس نظریّة ایکس- تیره می پردازد. در این مقاله نشان می دهیم برخلاف ادعای مطرح شده در برخی از تحلیل های پیشین (سمیعیان1983 و قمشی(1996) ) وابسته های پسین هسته اسمی قادر به پذیرش وابسته هستند. به علاوه با شواهدی نشان خواهیم داد که تمام وابسته های پسین این مقوله فرافکن بیشینه اند.
۱۴.

حذف حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما

تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۵۷
در این مقاله به تبیین حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما در گونه ی محاوره ای فارسی معاصر تهران و مقایسه ی دو فرضیه ، در این خصوص می پردازیم. در فرضیه ی نخست، صرف وجود حشو معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نما، عامل امکان حذف حرف اضافه ی فضایی انگاشته می شود. در فرضیه ی دوم، حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما به دو عامل وجود اشتراک معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما و همچنین طبقه ی معنایی فعل، وابسته است. در حمایت از فرضیه ی دوم، ابتدا نشان می دهیم که صرف وجود حشو معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما نمی تواند تمامی موارد حذف حروف اضافه را قبل از عناصر مکان نما تبیین نماید. آن گاه با استفاده از آرای تیلر و ایوانس (2007) و بر مبنای طبقه بندی معنایی سه گانه آن ها از عناصر فضایی، نشان می دهیم که امکان حذف این حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما، علاوه بر وجود اشتراک معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نمای بعد از آن، به طبقه ی معنایی فعل نیز وابسته است.
۱۵.

کارکرد مهار سازه ای در فراگیری زبان اوّل در کودکان فارسی زبان

کلید واژه ها: کنشتوانشمهارسازه اینظریه مرجع گزینیضمیر ارجاعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۲۲
مقالة حاضر در چارچوب نظریه اصل ها و عامل های تفاوتی، به بررسی مفهوم انتزاعی مهار سازه ای از طریق اصل اول نظریة مرجع گزینی در فراگیری زبان کودک پرداخته و تلاشی است برای توصیف بخشی از توانش زبانی و دستور ذهنی انسان، که بنا به ادعای چامسکی، دانشی ذاتی و زیستی می باشد. این پژوهش بر روی نمونه ای شامل40 کودک در محدوده سنی 3 سال و 6 ماه تا 5 سال انجام گرفته است که به صورت تصادفی برگزیده شده اند. تهیه آزمون با نگاهی به مطالعات مک دانیل(1990)، شین و وکسلر(1990) و معرفت(2004) صورت گرفته است. در این پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی و در بخش آمار استنباطی از آزمون تی (t) مستقل استفاده گردید. بررسی نتایج آماری آزمون نشان داد کودکان 4 تا 5 ساله در تشخیص مرجع ضمیر ارجاعی، یعنی گروه اسمی مهارکنندة سازه ای آن بهتر از کودکان 5/3 تا 4 ساله عمل کردند. همچنین تأثیر متغیر جنس به عنوان عاملی زیستی بر مؤلفه های متغیر مهار سازه ای مورد تحلیل آماری قرار گرفت. بررسی نتایج آماری نشان دهندة عملکرد بهتر دختران نسبت به پسران در تشخیص مرجع ضمیر ارجاعی به عنوان عامل مهار کنندة سازه ای آن بود.
۱۷.

بررسی جایگاه مبتدا در فارسی بر پایه برنامه کمینه گرا

کلید واژه ها: تاکیدمبتداگروه مبتدا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۷۰۸
در این مقاله دو دیدگاه هگمن و گوئرون (1999) و کریمی (2005) در مورد انشقاق گروه متمم ساز (CP) و فرافکن های تحت تسلط آن را در ارتباط با جایگاه سازه مبتدا در زبان فارسی مورد بحث قرار می دهیم. درحالی که هر دو رویکرد قائل به وجود دو فرافکن بیشینه نقشی تاکید (FocP) و مبتدا (TopP) بین دو گروه متمم ساز و گروه فعلی اند، اما از دو جهت نیز با یکدیگر متفاوت هستند. تفاوت نخست آن که کریمی جایگاه شاخص گروه زمان [spec TP] را جایگاه آن چیزی می داند که از آن به عنوان مبتدا ی پس زمینه (backround topic) یاد می کند، در حالی که این جایگاه از نظر هگمن و گوئرون جایگاه فاعل است . تفاوت دوم آن که در فرضیه انشقاق گروه متمم ساز پیشنهادی هگمن و گوئرون در فاصله بین گروه متمم ساز و گروه تصریف یا گروه زمان دو فرافکن بیشینه مبتدا وجود دارد که فرافکن مبتدای پایین تر خاصیت بازگشتی(recursive) دارد، در حالی که در تحلیل کریمی تنها یک فرافکن بیشینه نقشی مبتدا وجود دارد. بر این اساس، طبق تحلیل کریمی در جملات دارای دو مبتدا، مبتدای جدید (shifted topic) در جایگاه شاخص گروه مبتدا و دیگری در جایگاه شاخص گروه زمان قرار دارند، در حالی که طبق تحلیل هگمن و گوئرون هر یک از سازه های مبتدا در یکی از دو جایگاه شاخص گروه مبتدا واقع می شود. در این مقاله با استفاده از حرکت گروه های اسمی نا-مشخص (non-specific) در ساخت های دارای سازه تاکیدی و نیز تطابق آن با فعل نشان خواهیم داد که تحلیل هگمن و گوئرون از کفایت بیشتری برخوردار است.
۱۸.

کانونی سازی در زبان فارسی

کلید واژه ها: کانونپرسش واژهکانون اطلاعیکانون تقابلیمشخصة نوایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۸
زبان فارسی ازجمله زبان هایی است که در آن کانونی سازی[1] رخ می دهد. درنتیجه رخ دادِ این پدیده، که نمونه ای از قلبِ نحوی[2] به شمار می رود، سازه نحویِ کانونی شده یا در سطح ساخت ظاهری جابه جا می شود و یا در سطحِ صورتِ منطقی به جایگاهِ شاخصِ فرافکنِ کانون. یافته ها نشان می دهد که: (الف) حرکت کانونی سازی، قبل از بازنمون[3]، ضرورتاً منجر به خوانشِ تقابلی نمی شود، (ب) کانونی سازی شامل حرکتِ کلِ سازة کانونی شده در سطح منطقی است، و فقط حرکتِ مشخصة کانون نیست، آن گونه که در ادبیاتِ مربوط ادعا شده است. (ج) در زبانِ فارسی، کانونی سازیِ تقابلیِ[4] دو سازه نحویِ ذاتاً غیرکانونی نیز امکان پذیر است.
۱۹.

پوچ واژه در زبان فارسی

کلید واژه ها: واژهپوچضمیراندازمعرف اشاریاصل فرافکنی گستردهصفت اشاره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۱۵
در این مقاله به بررسی وجود یا نبودِ پوچ واژه (expletive) در زبان فارسی می پردازیم. طبق نظر ریتسی(1982 و 1986) در زبان های ضمیرانداز از آنجا که ضمیر ناملفوظ ارجاعی وجود دارد، ضمیر ناملفوظ پوچ واژه (expletive pro) نیز موجود است؛ بدین مفهوم که زبان های ضمیرانداز پوچ واژه فاقد جوهر آوایی نیز دارند. این در حالی است که کریمی(2005) با توجّه به نقض تأثیر معرفگی (definiteness effect) معتقد است که در زبان فارسی پوچ واژه تهی یا آشکار وجود ندارد. در مقاله حاضر به پیروی از درزی (1996) با ارائه شواهد متنوعی نشان می دهیم که در زبان فارسی به عنوان زبانی ضمیرانداز نه تنها پوچ واژه آشکار وجود دارد، بلکه مطابق با نظر ریتسی پوچ واژه تهی نیز در این زبان یافت می شود. سرانجام، شواهدی از زبان های ایسلندی، فنلاندی و پرتغالی ارائه می شود که بیانگر این است که ضمیرانداز بودن و نقض تأثیر معرفگی لزوماً دال بر نبود پوچ واژه در یک زبان نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان