غلامحسین کریمی دوستان

غلامحسین کریمی دوستان

رتبه علمی: استاد تمام زبان شناسی دانشگاه تهران
پست الکترونیکی: gh5karimi@ut.ac.ir
وب سایت شخصی: https://rtis2.ut.ac.ir/cv/gh5karimi/

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

ویژگی های درون مقوله ای 50 عبارت اصطلاحی زبان فارسی: مطالعه موردی بر روی دختران دبیرستان روشنگر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
یکی از عمده ترین موضوعاتی که در امر پردازش، درک، تولید، به کارگیری و آموزش عبارت های اصطلاحی امکان طرح می یابد، توصیف ویژگی های درون مقوله ای و تعیین رابطه و هم بستگی بین این ویژگی ها در عبارت های اصطلاحی است. پژوهش حاضر به بررسی ویژگی های درون مقوله ای 50 عبارت اصطلاحی زبان فارسی و توصیف آن ها و تعیین هم بستگی بین آن ها پرداخته است. شم زبانی گویشوران برای هر عبارت اصطلاحی از نظر متغیرهای آشنایی، مبهم بودن، شفافیت معنایی، مجازی بودن، انگیختگی، ملموس بودگی، بار عاطفی و اعتماد داشتن مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین توصیف های آن ها از معنی مجازی هر عبارت ارزیابی شد. نتایج نشان داد که عبارت های اصطلاحی مورد مطالعه دارای ویژگی های ذکرشده هستند و می توان آن ها را با استفاده از پیوستاری که یک قطب آن یکی از ویژگی های درون مقوله ای عبارت های اصطلاحی و قطب دیگر تقابل همان ویژگی است، طبقه بندی کرد . همچنین، آمار توصیفی نشان داد که عبارت های اصطلاحی مورد مطالعه، بیشتر مبهم، انگیخته، شفاف، مجازی و ملموس با بار عاطفی منفی ارزیابی شده اند. به علاوه ، نتایج نشان داد که بین آشنایی و شفافیت معنایی هم بستگی منفی وجود دارد. بین متغیر ملموس بودگی و شفافیت معنایی هم بستگی مثبت دیده می شود. همچنین، بین دانش با شفافیت معنایی و اعتماد داشتن هم بستگی منفی وجود دارد .
۲.

چندمعنایی فعل های «xesen» «انداختن» و «kæften» «افتادن» در کردی ایلامی از منظر معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۲
پدیده چندمعنایی به ظرفیت واژه ها در برخورداری از معانی مختلف مربوط می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چندمعنایی فعل « xesen » «انداختن»  و همچنین جفت لازم   « kæften » «افتادن» با بهره گیری از رویکرد معناشناسی شناختی است. رویکرد شناختی، زبان را به عنوان پدیده ای ذهنی معرفی می کند. جهت تحلیل چندمعنایی فعل « xesen » از نظریه های مقوله بندی، طرحواره های تصویری و استعاره در رویکرد شناختی بهره گرفته شده است. داده های پژوهش از طریق مشاهده، مصاحبه و ثبت و ضبط گفتار روزمره سخنگویان کردی ایلامی گردآوری شد. یافته ها نشان داد که فعل« xesen » علاوه بر قالب مرکزی «انداختن، فرونهادن»، قالب های معنایی «تقلیل دادن»، «تحقیر کردن»، «جابه جا کردن»، «قرار دادن» و «پرتاب کردن» را نیز داراست. یافته ها همچنین نشان داد که فعل « kæften »، جفت لازم تمام معانی فعل « xesen » نیست. سخنگویان بر اساس نگرشی که نسبت به پدیده ها دارند و همچنین با بهره گیری از تجربه های عینی خود، مفاهیم انتزاعی مربوط به این افعال را در قالب سه طرحواره حجمی، حرکتی و قدرتی، مفهوم سازی می کنند. با توجه به ماهیت معنایی فعل های  « xesen »  و « kæften » طرحواره های حرکتی، بسامد وقوع بالاتری دارد. چندمعنایی این دو فعل در کردی ایلامی پدیده ای نظام مند و قابل توضیح با بهره گیری از طرحواره های شناختی است. 
۳.

همسانی ساختاری بند و گروه حرف تعریف: حالت و مطابقه در ترکی آذری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱
مقاله حاضر به بررسی حالت و مطابقه درون گروه حرف تعریف در ترکی آذری می پردازد. در ترکی آذری، بین هسته اسم (مملوک) و سازه مالک، در فرافکنی گروه حرف تعریف، نوعی همپراشی ساختواژی وجود دارد که از چند جهت مشابه مطابقه فعل و فاعل در فرافکنی گروه زمان/ متمم ساز است. این پژوهش ضمن برشمردن ویژگی های توصیفی این همپراشی، به تحلیل مطابقه هسته اسم و مالک در ترکی آذری، در چهارچوب نحو کمینه گرا، می پردازد. به طور مشخص، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مطابقه هسته اسم (مملوک) با مالک، در گروه حرف تعریف ترکی آذری، مبتنی بر تبادل مشخصه های فای و حالت، در نتیجه رابطه تطابق، در همان پیکره بندی ساختاری است که مطابقه فعل با فاعل از آن بهره می گیرد. به این ترتیب، ضمن تایید فرضیه همسانی ساختاری فرافکن های گروه زمان و گروه حرف تعریف، استدلال خواهد شد که مطابقه و حالت در فرافکن های نحوی گوناگون از فرایندی واحد مشتق می شوند.
۴.

نمود واژگانی درگویش لکی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از مقوله های معنا شناختی که در کنار سایر مقوله های دستوری متبلور شده در فعل (از قبیل وجه و زمان دستوری) دارای اهمیت بسزایی است، نمود فعل است. مقوله نمود را می توان نحوه نگریستن به فعل از لحاظ آغاز شدن، چگونگی تحقق، تداوم و یا پایان یافتن رویداد فعل دانست، در حالی که نمود دستوری معمولاً با عناصر تصریفی و غیرتصریفی در جمله بیان می شود، افعال حاوی نمود واژگانی بدون اخذ نشانه دستوری خاصی و با توجه به معنا و ویژگی های ذاتی فعل، چارچوب زمانی خاصی را به لحاظ شروع، چگونگی تحقق، ادامه و پایان رویداد نشان می دهند. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با درنظر گرفتن ر ویکردهای نمودی و مدل های موجود در خصوص نمود، به بررسی و طبقه بندی انواع نمود واژگانی فعل در گویش لکی می پردازد و نشان می دهد که در چارچوب مدل کرافت ( 2012 ) گویش لکی دارای چهار گروه اصلی نمود واژگانی شامل ایستا، فعالیتی، غایتمند و حصولی و ده زیر گروه نمود واژگانی شامل ایستای گذرا، ایستای پایدار اکتسابی، ایستای پایدار ذاتی، فعالیتی مستقیم (جهت دار)، فعالیتی غیر مستقیم (چرخه ای)، غایتمند مستقیم (جهت دار)، غایتمند غیر مستقیم، حصولی بازگشتنی، حصولی غیربازگشتنی و حصولی دوره ای (چرخه ای) است.
۵.

مروری بر روش های اندازه گیری فهم متقابل بین کردی جنوبی و کردی میانی در دو پژوهش

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
فهم متقابل به معنای آن است که شنونده ای از گونه زبانی (الف)، گفتار گوینده ای از گونه زبانی (ب) را بدون آموزش، بدون برخورد زبانی و بدون قصدی آگاهانه درک کند و برعکس. این میزان درک در اغلب موارد کامل نیست و یا از نوع متقارن/ دوسویه نیست و برای هر کدام از گونه های مورد بررسی، درجاتی دارد. زبان هایی که انتظار می رود دارای فهم پذیری باشند، زبان های مرتبط نزدیک یا گویش های متعلق به یک زبان هستند. در شرایطی که دو گویشور متعلق به دو گونه زبانی برای ارتباط با یکدیگر هر کدام از گونه زبانی خود استفاده کنند نه از زبانی میانجی، به این معناست که برقراری ارتباط زبانی آن ها در چارچوب اصل چندزبانگیِ پذیرا انجام گرفته است. مطالعات غیر ایرانی با استفاده از انواع آزمون ها و پرسشنامه ها میزان فهم متقابل بین زبان های مرتبط و گویش ها را به صورت تجربی بررسی کرده اند. این مقاله علاوه بر توصیف روش های رایج در این زمینه، مروری است بر روش های به کار رفته در پژوهش میرمکری و همکاران به عنوان نخستین پژوهش تحت نام «بررسی فهم متقابل بین گویش های کردی جنوبی و کردی میانی» در میان پژوهش های زبانی در ایران و معرفی روش های اندازه گیری فهم متقابل دو گویش اصلی کردی و جنبه های گوناگون آن است. مرور روش ها در پژوهش مذکور نشان می دهد پژوهش به لحاظ روش شناختی، کامل است و آزمون های بکار گرفته شده در آن دارای اعتبار علمی بوده و نتایج حاصل از آن در تطابق و تأیید دستاوردهای تحقیقات انجام شده حول محور موضوع فهم متقابل است.
۶.

رده بندی نشانه شناختی «سوژه های تخیلی» در داستان های کودک: از منظر نظریه آمیختگی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
لیکاف، استعاره های مفهومی را نگاشتی بینِ دو حوزه می داند. فوکونیه و ترنر، الگوی شبک ه ایِ آمیختگی مفهومی را جایگزینِ الگوی دوحوزه ایِ استعاره مفهومی، نمودند. به باور آن ها این الگو، نخست، علاوه بر جنبه های استعاریِ درک آنی، جنبه های غیر استعاری را هم می تواند تبیین کند. دوم اینکه، مشتمل بر دو حوزه درون داد و نگاشتِ بین آن ها و همچنین فضای فراگیر و فضای آمیخته است. فضای آمیخته، فضایی است که از آمیزش ذهنیِ دو یا چند فضای درون داد پدید می آید. فضای فراگیر، میانجیِ ارتباطِ فضاهای درون داد با فضای آمیخته است. به سببِ ماهیتِ تخیلیِ فضای آمیخته، از رویکرد نظریه آمیختگی برای بررسی شخصیت های خیالی داستان های فانتزی، بهره گرفته شده است. منظور از سوژه ، کنش گر یا کنش پذیری است که به عنوان قهرمان یا یکی از شخصیت های اصلی، در پیش بردِ پی رنگِ داستان، نقش آفرینی می کند. هدف پژوهش پیشِ رو، رده بندی سوژه های تخیلی بر پایه دسته بندی نشانه شناختیِ پرس است. پِرس، انواع نشانه را، از منظر نوعِ رابطه اش با ابژه، به سه گونه نمادین، شمایلی، نمایه ای گروه بندی کرده است. در همین راستا، این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی بر آن است تا علاوه بر درآمیختنِ دو نظریه نشانه شناسی و آمیختگی مفهومی، چگونگی شکل گیری سوژه های تخیلی در داستان های کودک را از جنبه شناختی مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش، برای نخستین بار از نشانه شناسی برای بررسی فضاهای آمیخته و رده بندی سوژه های فانتزی بهره می گیرد. از دستاوردهای کاربردی پژوهش، ایده بخشی به نویسندگان برای سوژه آفرینی و آسان سازیِ آموزشِ شگردهای فانتزی نویسی برای کارگاه های نویسندگی خلاق است. در سطح نظری، نیز ضمن دسته بندیِ شناختیِ سوژه های تخیلی، تمهیدات نوینی را در اختیار نقد تطبیقی قرار می دهد.
۷.

ساخت های دارای jɑ- در گویش لکی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
نوشتار پیش رو به روش توصیفی – تحلیلی، نقش های معنایی و نحوی ساخت های دارای jɑ-در گویش لکی را برحسب جایگاه موضوعی شان در چارچوب دستور ساخت مدار گلدبرگ بررسی کرده است. در این پژوهش داده ها به صورت میدانی با ضبط گفتار گویشوران با محدوده سنّی بین 50 تا 60 سال گردآوری و برمبنای چارچوب نظری مقاله و شمّ زبانی یکی از نگارندگان به مثابه گویشور بومی زبان تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش گویای آن است که هرگاه jɑ- با جملاتی همچون متعدّی، سببی، نافاعلی و نامفعولی همراه شود، مشارک عامل نمی تواند به منزله موضوع مستقیمی حضور داشته باشد، همچنین زمانی که این ساخت در جملات لازم مرکّب غیر کنایی که دارای عامل هستند همراه شود، سبب حذف مشارک عامل در سطح نحو جمله می شود. پس این ساخت نه تنها با افعال دوظرفیتی، بلکه با افعال مرکّب یک ظرفیتی نیز همراه می شود. در پژوهش حاضر ادّعا می شود گرچه حضور jɑ- در جمله موجب حذف مشارک عامل در سطح نحو می شود؛ ولی در سطح معنا همچنان باقی است.
۸.

مؤلفه های مؤثر بر تعیین نوع نمود واژگانی فعل در گویش لکی دره شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۳
در رویکردهای جدید به مقوله نمود واژگانی (موقعیتی)، معنای ذاتی فعل عامل مهمی در تعیین نوع نمود است. از مؤلفه های مؤثر در تعیین نوع نمود واژگانی، مشخصه های پویایی، دیرشی بودن، کرانمندی، همگن بودن و هسته ای بودن فعل است. درنتیجه، بررسی این ویژگی ها به عنوان عوامل تأثیرگذار بر نوع نمود در دستور زبان های طبیعی موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش که تحقیقی کیفی و به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مشاهده و مصاحبه با گویشوران لک زبان شهرستان دره شهر ایلام و با روش گردآوری داده ها از طریق مشاهده مشارکتی و مصاحبه های ساختار نیافته و نیمه ساختار یافته صورت گرفته است، می کوشد تا پس از تشریح این ویژگی های مهم مؤثر بر تعیین نوع نمود، با تکیه بر رویکردهای نمودی فیلیپ (2004, 2011, 2012) و کرافت (2012) به این پرسش ها پاسخ دهد: مؤلفه های مؤثر بر تعیین نوع نمود واژگانی در لکی کدامند؟ چنین مؤلفه هایی تا چه حد می توانند در تعیین انواع نمود موقعیتی در گویش مذکور از لکی، که از گروه زبان های غربی شمالی ایرانی است، کمک کنند؟ و نیز چگونه می توان به طور نظام مند قوانین و اصولی را برای مؤلفه های ذکر شده در لکی استخراج کرد؟ این پژوهش نشان می دهد در لکی گویش دره شهر براساس این مؤلفه ها می توان به طور نظام مند سیستم نمود واژگانی را در لکی پیاده و تبیین کرد.
۹.

تحلیل و نقد کتاب The Generative Lexicon(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
مقاله حاضر به معرفی و نقد کتاب واژگان زایشی اثر جیمز پاستیوسکی می پردازد. نظریه واژگان زایشی چهارچوبی را برای نمایش و بازنمود دانش زبانی پیش می نهد که بازنمایی های معنایی واژگانی عرضه شده در آن درواقع بخشی از اطلاعات ذخیره شده در واژگان اند. در این رویکرد، تلاش بر این است تا کاربرد خلاقانه زبان شرح داده شود و با در نظرگرفتن ساختار و سطوح بازنمودیِ چندگانه برای انواع مختلف اطلاعات واژگانی شیوه تازه ای برای زایش معانی متعدد ازطریق فرایندِ ترکیب عرضه شود. در این مقاله، ابتدا مقدمه ای کوتاه در معرفی اثر ارائه می شود. سپس، در بخش دوم، نظریه واژگان زایشی معرفی می شود. در بخش سوم، ساختار و محتوای کتاب معرفی می شود و در بخش چهارم کتاب در قالب دو زیربخش الف) ارزیابی ظاهری، شکلی، و ساختاری و ب) ارزیابی محتوایی نقد می شود. در بخش پایانی مقاله، نتیجه گیری و ارزیابی نهایی اثر ارائه خواهد شد.
۱۰.

ماهیت زمان حال در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۵۱
پژوهش حاضر بدنبال بررسی ماهیت زمان حال در زبان فارسی است. به منظور دستیابی به این هدف، (غیر)اشاره ای بودن زمان حال در زبان فارسی، تعبیر زمان حال در ساختارهای مختلف از جمله ساختارهایی که در آن ها زمان حال در بند متممی یا موصولی زیر زمان گذشته و آینده درونه شده است، و خوانش های مطلق و نسبی زمان حال در زبان فارسی مورد مداقه قرار گرفتند. نتایج نشان می دهند که زمان حال زبان فارسی را نمی توان مطلقاً اشاره ای یا غیراشاره ای دانست. در واقع، اگر اشاره ای بودن را به صورت یک طیف در نظر بگیریم که در سمت چپ آن زبان های اشاره ای و در سمت راست آن زبان های غیراشاره ای باشند، زبان فارسی در وسط قرار می گیرد. همچنین، نتایج موُید وجود خوانش ها و کاربردهای مطلق و نسبی برای زمان حال زبان فارسی می باشند. ساخت هایی که در آن ها زمان حال در بند متممی زیر زمان گذشته درونه شده است حاکی از وجود خوانش مطلق زمان حال هستند چرا که زمان حال علاوه بر همزمانی با زمان گذشته ی بند پایه می تواند با زمانی بیان جمله نیز همزمان باشد (خوانش دوگانه). ساخت هایی که در آن ها زمان حال در بندهای موصولی و متممی زیر زمان آینده درونه شده اند حاکی از کاربرد نسبی زمان حال زبان فارسی می باشند چرا که در این جملات زمان حال ضرورتی ندارد با زمان بیان جمله همزمان باشد. سرانجام، نشان داده شد که بخش مطلق و نسبی زمان حال دارای معنای "درون" می باشند بدین معنا که رویداد  بیان شده با زمان حال "درون" زمان ارزبابی قرار دارد.
۱۱.

سبک سازی نظام مند فعل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
در روند تحولات زبان فارسی دسته ای از فعل ها بخشی از بار معنایی خود را از دست داده اند و به اصطلاح سبک شده اند. از این رو، در بیان مفاهیم ایستا و رویدادی با عنصر دیگری از مقوله اسم، صفت یا حرف اضافه همنشین شده و ساخت های فعل سبک را ایجاد کرده اند. مطالعه  نحوی و معنایی این ساخت ها از چالش برانگیزترین مسائل مورد بررسی زبانشناسی امروز است. در زبان فارسی ساخت های فعل سبک پربسامدترین ساخت های فعلی به شمار می روند و این امر اهمیت پرداختن به آنها را دو چندان می سازد. پژوهش حاضر می کوشد تا از منظر صرف توزیعی (هله و مرنتز، 1993 ؛ 2013) به پرسشی اساسی در رابطه با این فعل ها پاسخ بدهد؛ اینکه، چرا تنها دسته ای از فعل ها  (نه تمامی آنها) به فعل سبک تبدیل شده اند و آیا این انتخاب تصادفی بوده است یا نظام مند. پرسشی که علیرغم اهمیت از توجه محققان دور مانده است. پژوهش حاضر با ارائه تحلیلی نشان می دهد که این انتخاب نظام مند است و شواهدی در تأیید این نظام مندی با توجه به ویژگی زیرتخصیص یافتگی و اصل زیرمجموعه صرف توزیعی ارائه می دهد. از جمله این شواهد تعیین ماهیت و جایگاه 21 فعل سبک زبان فارسی در طبقه بندی لوین (1993)، استفاده از روشی مبتنی بر الگوریتم لسک (1986) و پیشنهاد طبقه بندی جدید فعل های سبک بر پایه نخستی های معنایی است که در آن ابتدا فعل ها به ایستا و رویدادی و سپس فعل های رویدادی به 4 طبقه کارکردی، تغییر مالکیت، تغییر حالت و تغییر مکان تقسیم شده اند. این شواهد بیانگر این واقعیتند که ماهیت ویژه معنایی این فعل هاست که آنها را مستعد تبدیل شدن به فعل سبک کرده است.
۱۲.

نگاهی نو به قید حالت در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۱۴ تعداد دانلود : ۳۷۴
پژوهش حاضر رفتار توصیفگرهای موسوم به قید حالت در زبان فارسی را در چارچوب معنی شناسی رویدادی، با هدف ارائه دسته بندی مناسبی از آن ها بررسی کرده است. با مشخص شدن تعریف قید حالت، قیدهای چگونگی از قیدهای حالت جدا و همه این قیدها زیر عنوان کلی قیدهای کیفیت دسته بندی می شوند. هر یک از این دسته های توصیفگر با کمک عناصر معرفی شده در معنی شناسی رویدادی، به ویژه موضوع رویدادی و محمول های پایدار و ناپایدار و همچنین، محمول های ثانویه به زیرشاخه هایی تقسیم شده و رفتار آن ها در این پژوهش بررسی شده است. قیدهای چگونگی که توصیفگر موضوع رویدادی هستند و مستقیماً خود رویداد را توصیف می کنند، خود به سه دسته قیدهای کنشگر محور، شبه پیامدی و محض تقسیم می شوند. قیدهای حالت نیز که موضوع درونی و موضوع بیرونی را توصیف می کنند ، در دو گروه فاعلی و مفعولی دسته بندی می شوند . قیدهای حالت فاعلی خود به دو دسته ایستا و پویا تقسیم می شوند. قیدهای حالت، توصیفگر گروه اسمی هستند و حالت کنشگر یا کنش پذیر را در طول رویداد توصیف می کنند. بنابراین، می توانند با فعل های مختلفی به کار روند؛ اما قیدهای چگونگی که مستقیماً با فرایند رویداد مرتبط هستند محدودیت های گزینشی بیشتری دارند و با هر فعلی نمی توانند به کار برده شوند.
۱۳.

بررسی نحوی-معنایی پیرااضافه های زبان کردی(گویش سورانی) بر پایه نحو ذره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۴۰۰
در نظریه نحو ذره بنیاد، گره های پایانی، دارای مؤلّفه های نحوی-معنایی و کوچکتر از تکواژ و چینش ثابت شاخص-هسته-متمم هستند. این مؤلّفه ها در یک سلسله مراتب جهانی به نام توالی نقش ها چیده می شوند و از اصلِ یک ویژگیِ واژنحوی-یک مؤلّفه-یک هسته پیروی می کنند. در این نظریه، مدخل واژگانی شامل یک درختچه نحوی است که چینش مؤلّفه های آن را نشان می دهد و صورت و آوا را به هم پیوند می دهد: . در این نظریه، واژگان پسانحوی است و نحو مسئول ساخت همه عناصر زبانی از تکواژ تا جمله است و بازنمون، عملیاتی است که درخت های ساخته شده از رهگذر نحو را با درختچه های ذخیره شده در درون مدخل های واژگانی مطابقت می دهد. این نوشتار، ساخت نحوی-معنایی پیرااضافه های زبان کردی (سورانی) را بررسی می کند. زیرا  بر مبنایِ اصلِ بازتاب بیکر، پیچیدگی ساختواژی نشاندهنده پیچیدگی نحوی است و بر عکس. چرا که در شماری از زبان ها رابطه بین تکواژها و هسته های نحوی/مؤلّفه های معنایی نماینده آن ها، یک رابطه یک به یک است، در حالی که در ساخت نحوی زیرین همه زبان ها، باید این رابطه وجود داشته باشد. بر این اساس، بررسی پیرا اضافه های l{...(d)a، l{...{w{، w{/b{...(d)a و  w{/b{...{w{نشان داد که این پیرا اضافه ها، به ترتیب دارایِ یک (مکان)، سه (مکان، مبدأ و بست)، چهار (مکان، مبدأ، مقصد و مسیر) و یک (مکان) مؤلفه معنایی و به تبع آن همین شمار هسته نحوی در نمودار درختی هستند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد این پیرااضافه ها ساخت پایگانی دارند که شیوه چینش مولفه های آن ها را در نمودار درختی نشان می دهد.
۱۴.

ساختار موضوعی اسامی محمولی متناظر با افعال دومفعولی در کردی هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۸۳
هدف از مقاله حاضر بررسی ساختار موضوعی یعنی مقوله بتدی، آرایش نحوی و بازنمایی معنایی و آوایی اسم واره های متناظر با افعال دومفعولی در کردی هورامی از زبان های ایرانی شمال غربی است. این مقاله پس از توصیف و طبقه بندی این اسم واره ها به دو نوع ملکی و عاملی از روش برنامه کمینه گرایی/ صرف توزیعی ( MP/DM ) برای تحلیل و مقایسه آن ها با افعال دومفعولی متناظر استفاده می کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که آرایش نحوی اسامی حاوی مقوله فعلی واژگانی ( VP ) برای ادغام مشخصه کنش رو و مقوله الحاقی پایین ( ApplP low ) برای معرفی هدف مملوک یا مکان است . فاعل جمله در نقش مالک مقوله اضافه ملکی ( EzafP poss ) در اسم واره ملکی و در همان نقش عامل مقوله جهت ( VoiceP ) در اسم واره عاملی ترکیب می شود. هسته مقوله زمان ( TP ) و مقوله متمم ( CP ) مقوله فعلی کوچک ( vP ) را گزینش می کنند و جمله ساز هستند؛ ولی هسته های مقوله شمار ( NumP ) و مقوله اضافه محمولی PEP) ) مقوله اسمی کوچک ( nP ) را انتخاب می کنند؛ زیرا اسم ساز هستند. مشخصه V در اسم واره ملکی و تمام ( VP ) در اسم واره عاملی به v و سپس برای بازبینی مشخصه اسمی به nP و PEP حرکت می کند . اسم واره عاملی مشخصه های اسمی بیشتری دارد و نشانه جمع، معرفگی، ملکی و صفت شمارشی می گیرد و با قید حالت نمی آید. آرایش نحوی حاصل نمود حصولی یا غایتمند جمله و اسم واره ملکی را به کنشی محدود در اسم واره عاملی تبدیل می کند. بنابراین، بررسی ساختار موضوعی اسامی متناظر با افعال دومفعولی در چارچوب رویکرد نحو محور مقاله نشان می دهد که آرایش نحوی موتور محرک مقوله بندی، بازنمایی آوایی و بازنمایی معنایی انتقال مالکیت یا مکانی در هر دو اسم واره و جمله متناظر است.
۱۵.

رویکردی شناختی به بازنمایی رویداد حرکت در زبان هَورامی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۸
حرکت، یکی از بنیادی ترین تجارب بشر است؛ بنابراین، به نظر می رسد این رویداد به صورت مفهومی جهانی در همه زبان های دنیا بازنمایی شود. بر اساس نظریه الگوهای واژگانی شدگی تالمی (۱۹۸۵ و ۲۰۰۰)، زبان ها به لحاظ بازنمایی رویداد حرکت به دو رده تقسیم می شوند: فعل بنیاد و تابع بنیاد. در زبان های فعل بنیاد، جزء هسته ای رویداد حرکت، یعنی مسیر در فعل و شیوه حرکت در تابع بازنمایی می شوند؛ امّا در زبان های تابع بنیاد، عکس این اتّفاق می افتد. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه زبان هَورامی در رده شناسی دوگانه تالمی است. بدین منظور، ۱۴۰ فعل حرکتی (ساده و غیر ساده) هورامی از طریق مصاحبه با ۲۰ گویشور بومی بالای ۳۰ سال گردآوری و تحلیل شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که زبان هورامی، رده شناسی دوگانه تالمی را به چالش می کشد؛ زیرا عناصر معنایی مسیر و شیوه، تقریباً به یک اندازه در ریشه فعل واژگانی می شوند؛ به عبارت دیگر، هورامی هم ویژگی زبان های فعل بنیاد و هم تابع بنیاد را دارد؛ لذا نمی توان آن را به طور قطع در یکی از دو رده پیشنهادی تالمی قرار داد. بهتر است رفتار آن را در بازنمایی رویداد حرکت با توجّه به پیوستار برجستگی شیوه (اسلوبین، 2004) و پیوستار برجستگی مسیر (ایبارتس - آنتونانو، 2004) ارزیابی کرد. به این ترتیب، هورامی در بخش های میانی این دو پیوستار قرار می گیرد، به علاوه، از آنجا که الگوی (حرکت + مسیر + شیوه) سوّمین الگوی واژگانی شدگی پربسامد در هورامی است، این زبان، دارای ویژگی زبان های دو قطبی (اسلوبین، 2004) نیز است.
۱۶.

رویکرد پیکره بنیاد به استعاره های شناختی در زبان فارسی: مطالعه ی حوزه ی مقصد ترس

کلید واژه ها: زایایی نظریه ی استعاره ی مفهومی حوزه ی مقصد ترس روش پیکره بنیاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۹ تعداد دانلود : ۸۷۷
در اثر حاضر مفهوم سازی استعاری حوزه ی مقصد ترس در زبان فارسی براساس نظریه ی استعاره ی مفهومی موردبررسی قرار می گیرد. بدین منظور، روش پیکره بنیاد تحلیل الگوی استعاری برروی پیکره ی همشهری 2 به کار بسته می شود و پس از تجزیه وتحلیل داده ها، 39 حوزه ی مبدأ برای «ترس» شناسایی می گردد. مشخص شدن زایایی هر یک از حوزه های مبدأ برحسب مشخصه ی «فراوانی وقوع» آن ها در پیکره از دیگر نتایج پژوهش حاضر است. همچنین، پس از مقایسه ی میان نتایج به دست آمده از این پژوهش و پژوهش هایی که با روش سنتی به گردآوری داده های حوزه ی ترس در زبان فارسی پرداخته اند، برتری روش پیکره ای پژوهش حاضر تأیید می گردد. مشخص شدن مدل های پیش نمونه ای و غیرپیش نمونه ای حوزه ی مقصد ترس در زبان فارسی از دیگر نتایج مهم پژوهش حاضر به شمار می رود.
۱۷.

تبیین تناوب همکردها در افعال مرکب فارسی براساس نظریة واژگان زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۴۱۳
در این مقاله به بررسی و تبیین علل تناوب یا جانشینیِ همکردها (افعال سبک) در افعال مرکب فارسی از منظر نظریة واژگان زایشی (Pustejovsky, 1995) می پردازیم. مطالعة انواع مختلف تناوب و جانشینی همکردها در کنار عنصر پیش فعلی واحد در افعال مرکب فارسی نشان می دهد که اطلاعات رمزگذاری شده در ساختارهای مختلفِ معنایی واژگانی (شامل ساخت موضوعی، ساخت رویدادی و ساخت کیفی) عناصر پیش فعلیِ اسمی و همکردها ازجمله علل جانشینی همکردها در کنار یک عنصر پیش فعلی معیّن است. این اطلاعات انواع موضوع های رمزگذاری شده در ساختِ موضوعیِ پیش فعل هایِ محمولی و ویژگی های نمودی هریک از همکردها را، ازجمله آغازگر، گذاری، لحظه ای یا دیرشی بودن آن ها را، در بر می گیرد. روش این پژوهشْ توصیفی تحلیلی است و داده های بررسی شده شامل افعال مرکب فارسی حاصل از ترکیب عناصر پیش فعلی ِ اسمی با چهار همکردِ «کردن»، «زدن»، «کشیدن» و «دادن» است و از فرهنگ بزرگ سخن(انوری، 1381) استخراج شده است.
۱۸.

واژگانی شدگی ابعاد معنایی وجهیت در صفات وجهی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وجهیت واژگانی شدگی صفات وجهی نیروی وجه پایه وجه منبع ترتیب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۶ تعداد دانلود : ۸۱۷
در این مقاله، سه بُعد معنایی نیروی وجه، پایه وجه و منبع ترتیب در صفات وجهی فارسی بررسی می شوند و نشان داده می شود که در صفات وجهی فارسی سه نیروی وجه الزام (برای مثال در صفت «قطعی»)، امکان (برای مثال در صفت «ممکن») و امکان قوی (برای مثال در صفت «احتمالی») واژگانی شده اند و نیروهای وجه الزام ضعیف، امکان ضعیف و امکان قوی تر در این صفات واژگانی نشده اند. پایه های وجه معرفتی (برای مثال در صفت« احتمالی») و وضعیتی (برای مثال در صفت« قابل اعتماد») نیز در صفات وجهی فارسی واژگانی شده اند مگر در صفت «ممکن» که در مدخل واژگانی آن پایه وجه نامشخص است و جایگاه نحوی آن تعبیر معرفتی یا غیرمعرفتی آن را تعیین می کند. منابع ترتیب کلیشه ای، گزارشی، اعتقادی، تکلیفی، هدفمند و درخواستی، هیچ یک در صفات وجهی فارسی واژگانی نشده اند و بافت تعیین کننده آنهاست.
۱۹.

بررسی چندمعنایی فعل سبک «زدن» از دیدگاه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چندمعنایی فعل سبک معنی شناسی واژگانیِ شناختی شبکة شعاعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۲ تعداد دانلود : ۷۲۳
مقولة فعل مرکب در زبان فارسی در دهه های اخیر مورد توجه و توصیف بسیاری از دستورنویسان و زبان شناسان ایرانی و غیر ایرانی با رویکردهای مختلف و در حوزه های گوناگون نحو، ساخت واژه و به شکلی محدود در معنی شناسی قرار گرفته است. با این وجود، معنی این افعال بر مبنای معنی شناسی شناختی چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. این مقاله با هدف بررسی چندمعناییِ فعل سبک «زدن» بر مبنای نظریة «معنی شناسی واژگانیِ شناختی» نگاشته شده است و در واقع به دنبال نشان دادن آن است که چندمعناییِ فعل سبک «زدن» بر مبنای بررسی فعل سنگین متناظر آن، پدیده ای نظام مند بوده و سازوکارهای شناختی نظیر مقوله بندی، استعارة مفهومی و طرح واره های تصویری در شکل گیری معانی مختلف این عنصر زبانی در قالب یک مقولة شعاعی نقش اساسی دارند. از یافته های ضمنی این مقاله نشان دادن تأثیر معنای فعل سبک بر باهمایی این افعال با عناصر پیش فعلی در ساخت افعال مرکب فارسی می باشد.
۲۰.

مجهول در کرمانجی و سورانی بر پایه دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مجهول کردی کرمانجی دستور نقش و ارجاع کردی سورانی موضوع نحوی - ترجیحی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۸ تعداد دانلود : ۴۴۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی تطبیقی- تحلیلی ساخت مجهول در کردی سورانی و کردی کرمانجی است که بر اساس رویکرد ""دستور نقش و ارجاع"" تحلیل می شود. سورانی و کرمانجی به ترتیب مجهول تصریفی و ترکیبی را در نظام زبانی خود متجلی می سازند. این فرایند در سورانی گونه مهابادی از طریق افزودن تکواژ -rǎ/rě به ریشه فعلی و در کرمانجی از طریق فعل کمکی hǎtin ""آمدن"" و مصدر فعل حاصل می شود. برایند حاصل از داده ها نشان می دهد که علی رغم آنکه، کرمانجی و سورانی در بند متعدی گذشته به ترتیب نظام زبانی ارگتیو ساختواژی و غیرفاعلی-مفعولی را در نظام زبانی خود متجلی می سازند، مجهول زمان- مبنا نیست. بدان معنا که پدیده مجهول در هر دو گویش در زمان حال و گذشته، هر دو، از نظام زبانی فاعلی- مفعولی پیروی می کند. علاوه بر این، نشان داده می شود که مجهول هر دو مرحله مندرج در ""اصل همگانی تقابل جهت"" یعنی تغییر موضوع نحوی- ترجیحی (PSA) و تغییر موضوع را که ون ولین (2007) مطرح نموده است دربرمی گیرد، اما رویکرد دستور نقش و ارجاع تبیینی روشن برای ساخت های غیرمعلومی که از برخی افعال مرکب ناگذرا شکل می گیرد، ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان