فرناز کشاورزی ارشدی

فرناز کشاورزی ارشدی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی مواجهه و بازداری از پاسخ (ERP) با درمان شناختی - رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCBT) بر نشانگان وسواس فکری - عملی و افسردگی در زنان مبتلا به اختلال وسواس

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه: پژوهش های مختلفی به بررسی اثربخشی درمان مواجهه و بازداری از پاسخ بر نشانگان وسواس فکری – عملی و افسردگی پرداخته اند اما کمتر پژوهشی این رویکرد را در یک کارآزمایی رقابتی با روش های دیگری مانند درمان شناختی - رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCBT) مورد بررسی قرار داده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو روش درمان شناختی – رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مواجهه و بازداری از پاسخ بر نشانگان وسواس فکری – عملی و نشانگان همبود افسردگی در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی انجام شد. روش: روش: طرح پژوهش حاضر کاربردی بوده و روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایش 1 و 2 و گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی زنان در گروه سنی 20 تا 45 ساله مراجعه کننده به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره آمنه و رایین در تهران در سال 1396 بود که از میان آن ها تعداد 36 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و در سه گروه آزمایش اول با روش شناختی – رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (12 نفر)، آزمایش دوم با روش مواجهه و بازداری از پاسخ (12 نفر) و گروه گواه (12 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه وسواس فکری – عملی ییل براون (گودمن، 1986) و پرسشنامه افسردگی بک 2 (بک، 1979) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS-21 انجام گرفت. یافته ها: در مرحله پس آزمون هر دو مداخله به صورت معناداری بر نشانگان وسواس و افسردگی تأثیر داشته است (0/05 <p). در مرحله پیگیری نیز دو مداخله به صورت معناداری موجب کاهش نشانگان وسواس و افسردگی شد اما درمان شناختی - رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCBT) تأثیر بیشتری داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی – رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مواجهه و بازداری از پاسخ می تواند در کاهش میزان نشانگان وسواس و افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی مورد استفاده قرار گیرد.
۲.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی بر گرایش به مواد در مردان تحت درمان نگهدارنده با متادون

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی بر گرایش به مواد در مردان تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد . روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش همه مردان تحت درمان نگهدارنده با متادون که به مجتمع خدماتی- حمایتی شهید ملت دوست وابسته به سازمان بهزیستی شهر تهران در سال ۱۳۹۸مراجعه کردند، بودند. از میان آن ها، نمونه ای به حجم ۴۵ نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با تخصیص تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل ( هر گروه ۱۵ نفر) قرار داده شدند. در ادامه پژوهش، 10 نفر از پژوهش خارج شدند. بدین ترتیب، در گروه طرح واره درمانی ۱۱ نفر، در گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی ۱۳ نفر، و در گروه کنترل ۱۰ نفر باقی ماند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه گرایش به مواد استفاده شدکه توسط افراد هر سه گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه تکمیل شد. گروه آزمایشی اول و دوم به ترتیب مداخله طرح واره درمانی و درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی را در ۱۷ جلسه ۴۵ تا ۶۰ دقیقه ای به صورت فردی دریافت کردند. گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و فقط تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله درمانی در کاهش گرایش به مواد موثر بودند و این اثرات پس از پیگیری دو ماهه باقی ماندند. همچنین، بین اثربخشی طرح واره درمانی و درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی در پایان درمان و پس از پیگیری دو ماهه تفاوت وجود داشت. درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی در مقایسه با طرح واره درمانی در کاهش میزان گرایش به مواد اثربخشی بیشتری داشت. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که طرح واره درمانی و درمان فراتشخیصی یکپارچه اختلالات هیجانی در کاهش گرایش به مواد موثر هستند و می توانند مورد استفاده درمانگران قرار گیرند.
۳.

مقایسه اثر بخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان وسواس فکری-عملی و احساس گناه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و پذیرش و تعهد درمانی بر نشانگان وسواس فکری_عملی و احساس گناه در بیماران مبتلا به اختلال وسواس_جبری بود. روش شناسی: روش پژوهش این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری سه گروهی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی_جبری در شهر دزفول در سال1397 بود. نمونه مورد مطالعه 45 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی_جبری بود. نمونه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری انتخاب شده است. آنها به طور تصادفی در یکی از سه گروه مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد ، طرحواره درمانی و کنترل (15 نفر در هر گروه) قرار گرفتند. سه گروهی که به این ترتیب تشکیل شد مشابه هم بوده و اندازه گیری برای هر دو گروه آزمایش در یک زمان صورت گرفت. ابزار پژوهش مقیاس نشانگان وسواس فکری-عملی پادوا (1980) و پرسشنامه احساس گناه کوگلر و جونز (1992) است. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد در کاهش نشانگان وسواس فکری- عملی در بیماران مبتلا به وسواسی-جبری بیشتر است (p <0.05). نتیجه گیری: اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس گناه بیش از طرحواره درمانی بود (p <0.05).
۴.

اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر کژکاری های جنسی زنانه مقاوم درمان

تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۶۰۵
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy یا ISTDP) در درمان زنان مبتلا به کژکاری های جنسی مقاوم به درمان های جنسی معمول (شناختی- رفتاری و زیستی- پزشکی) و بررسی نگهداری بهبودی در پیگیری بعدی انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه مبتنی بر طرح های پژوهشی تک آزمودنی بود و فرایند اجرای طرح از دو بخش غربالگری و مداخله تشکیل شد. نمونه 5 نفره تحقیق بر اساس ملاک های متعدد ورود و غربالگری درمانی، از میان درمانجویان زن مبتلا به کژکاری های جنسی در شهر تهران انتخاب شد و آزمودنی ها تحت ISTDP قرار گرفتند. داده ها با استفاده از شاخص کارکرد جنسی زنان (Female Sexual Function Index یا FSFI)، پرسش نامه کیفیت جنسی زندگی زنان (Sexual Quality of Life-Female یا SQOL-F) و مقیاس ارزشیابی ذهنی کارکرد جنسی همسر (Subjective evaluation of partner sexual function یا SEOPSF) جمع آوری گردید. یافته ها: روش ISTDP در مقایسه با سکس تراپی رایج، توانست منجر به بهبود کارکرد جنسی آزمودنی ها شود و آنان را به بالای خط برش بهنجار جابه جا کند. همچنین، این تغییر موجب ارتقای اساسی کیفیت جنسی زندگی آنان شد. روند تغییر در بازه ای که نخستین رخنه در ناهشیار برای یک آزمودنی خاص رخ داد، رشد قابل توجهی داشت که این امر می تواند شاهدی بر سبب شناسی پویشی کژکاری باشد. ارتقای ایجاد شده در کارکرد جنسی و کیفیت جنسی زندگی آزمودنی ها همچنان در جلسه پیگیری 8 هفته ای برجسته بود. نتیجه گیری: درمان های روان پویشی معاصر که ماهیتی یکپارچه نگر، فشرده و کوتاه مدت دارند، می توانند جایگزین شایسته ای برای سکس تراپی رایج در نظر گرفته شوند و در این راستا به نظر می رسد ISTDP بهترین گزینه باشد.
۵.

اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب بر سبک های حل تعارض و کیفیت رابطه زوج های ناسازگار

تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
هدف : این مطالعه باهدف اثربخشی زوج درمانی مبتنی برنظریه انتخاب بر سبک های حل تعارض وکیفیت رابطه زوجین صورت گرفت. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. از بین زوجینی که در بازه ی زمانی مهر الی دی ماه 1395 به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ناحیه 4 شهر مشهد مراجعه کرده بودند ؛تعداد30زوج که در پرسشنامه تعارض زناشوییMCQ-R) )، یک نمره انحراف معیار بالاتر از میانگین دریافت کرده بودند، انتخاب و به شیوه جایگزینی تصادفی 15 زوج در گروه آزمایش و15 زوج در گروه کنترل جایگزین شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ی راهبردهای حل تعارض وپرسشنامه ابعادرابطه ای زوجین استفاده شد. زوج های گروه آزمایش، مداخله ی هفتگی زوج درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب را طی8 جلسه ی 90 دقیقه ای دریافت کردند. یافته ها : یافته ها نشان داد که بین زوجین گروه آزمایش وگروه کنترل درمتغیرهای وابسته سبک های حل تعارض وکیفیت رابطه تفاوت معناداری درکوتاه مدت وبلندمدت وجوددارد. تنهادر سبک های حل تعارض گذشت وگفتگو این مداخله موثر نبوده است. نتیجه گیری : با توجه به اینکه مداخله زوج درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب با اصلاح وافزایش تعامل ها بین زوج ها باعث بهبود سبک های حل تعارض وکیفیت رابطه زناشویی آن ها می شود.از این رو توصیه می شود زوج درمانگران از این روش درمانی استفاده کنند. و استفاده ازاین رویکردبرای بهبودسبک های حل تعارض وکیفیت رابطه زوجین توصیه می شود.
۶.

بررسی رابطه میان شیوه های فرزندپروری والدین و رفتارهای پرخطر دانش آموزان ناشنوا

کلید واژه ها: دانش آموز آسیب دیده شنوایی سبک فرزند پروری رفتار پرمخاطره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۴۵۳
زمینه: یکی از عواملی که در گرایش فرزندان به سمت رفتارهای پرمخاطره می تواند تاثیرگذار باشد، نوع و روش تربیت فرزند توسط والدین است. هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه میان شیوه های فرزندپروری والدین دارای فرزند آسیب دیده شنوایی با رفتارهای پرمخاطره دانش آموزان بود. روش: از جامعه 83 نفری که در سال تحصیلی92-91 در مدارس ویژه ناشنوایان در شهر کرج مشغول به تحصیل بودند، 80 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه سبک فرزند پروری بامریند برای والدین و مقیاس خطر پذیری نوجوانان ایرانی برای دانش آموزان آسیب دیده شنوایی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان گرایش به رفتار پرمخاطره در دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.05) و همچنین رابطه ای میان سبک فرزند پروری والدین و گرایش به رفتارهای پرمخاطره در دانش آموزان آسیب دیده شنوایی وجود ندارد (p>0.05). نتیجه گیری: به نظر می رسد آموزش و پرورش به سبب ارتباط مستمر با دانش آموزان ناشنوا و والدین شان می تواند در دو حیطه تعامل مشاوران با دانش آموزان برای آگاهی بخشی از رفتارهای پرمخاطره و برگزاری جلسات آموزش خانواده بر والدین اثربخش باشد.
۸.

تاثیر سبک های تفکر و جنیست بر هوش هیجانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هوش هوش هیجانی
تعداد بازدید : ۱۹۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۷۳
به منظور بررسی تاثیر سبک های تفکر و جنسیت بر هوش هیجانی، 380 دانشجوی دختر و پسر، با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای خوشه ای انتخاب وبا پرسش نامه ی هوش هیجانی و پرسش نامه ی سبک های تفکر، مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین هوش هیجانی و سبک های تفکر دانشجویان، رابطه وجود دارد و سبک های تفکر، هوش هیجانی را پیش بینی می کنند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان