مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
۵۱.
۵۲.
۵۳.
۵۴.
۵۵.
۵۶.
۵۷.
۵۸.
۵۹.
۶۰.
منطقه گرایی
حوزههای تخصصی:
اتحادیه اروپا یکی از مهمترین و منسجم ترین اتحادهای متشکل از دولت ها در ابعاد سیاسی اقتصادی است که پس از جنگ جهانی دوم گام های زیادی در جهت همگرایی و هماهنگی بیشتر و همچنین گسترش قلمرو خود برداشته است. اگرچه این اتحادیه مفهوم و برداشت جدیدی از همکاری و همگرایی میان دولت ها را وارد ادبیات روابط بین الملل نمود، ولی به واقع برای فهم جایگاه آن در نظام جهانی باید با تامل بیشتری نگریست. دو هدف عمده در این پژوهش دنبال شده است: نخست اختلاف نظرهای صورت گرفته میان اعضای اتحادیه اروپا چه تأثیری بر وضعیت فعلی این اتحادیه در نظام جهانی داشته است؟ و دوم، بررسی تداوم اختلاف نظر و تعارض دیدگاه ها میان اعضاء چه اثری بر آینده راهبردی و جایگاه اتحادیه اروپا که در نظام چندقطبی برای آن متصور شده اند خواهد داشت؟ پاسخ موقت به پرسش فوق بدین گونه خواهد بود که وجود اختلاف و تعارض دیدگاه ها میان اعضای اتحادیه اروپا در مسائل مختلف داخلی و بین الملی، این اتحادیه را با عدم هویت کارکردی مواجه و به سبب آن نقش و جایگاه استراتژیک آن در آینده جهانی را با تردیدهایی روبرو ساخته و آن را در سطح یک قدرت اقتصادی باقی خواهد گذارد.
منطقه گرایی چین محور در آسیای شرقی (2017-2001)
چین در پی رشد اقتصادی پایدار خود درصدد است تا خود را به یکی از قدرت های برتر اقتصادی جهان تبدیل کند و به افزایش مناسبات اقتصادی خود با کشورهای منطقه آسیای شرقی اقدام کند. درگیر بودن آمریکا در افغانستان و عراق سبب ایجاد شرایط مناسب تر برای چین به منظور افزایش حضور و تأثیرگذاری این کشور در منطقه آسیای شرقی شد. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال یافتن چگونگی گسترش تأثیرگذاری چین در نظم منطقه ای آسیای شرقی و ابتکارات این کشور در ایجاد نظم منطقه ای چین محور در منطقه است. چین با استفاده از ابزارهای اقتصادی موجب ایجاد گرایش بیشتر در کشورهای آسیای شرقی به سیاست های پکن شده است. همچنین در سال های اخیر بازیگری امنیتی این کشور در منطقه نیز رشد داشته است. منطقه آسیای شرقی بدلیل شرایط جغرافیایی خاص و رشد اقتصادی چشمگیر شاهد حضور بازیگران فرامنطقه ای نیز بوده است. اما تلاش چین برای ایفای نقش اصلی در منطقه کماکان ادامه دارد.
تأثیرجهانی شدن بر تقویت همگرایی در حوزه فرهنگی نوروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیراتجهانی شدن بر همگرایی منطقه ای در منطقه نوروز بوده و با طرح این سؤال که جهانی شدن چه تأثیری بر همگرایی در این منطقه خواهد داشت؟ با فرض اینکه یکی از اساسی ترین ویژگی های همگرایی منطقه ای، فرهنگ مشترک بوده و نظریه های همگرایی نیز کم و بیش بر آن تأکید ورزیده و منطقه گرایی مقدمه ای برای جهانی شدن است، نوروز می تواند عامل اصلی همگرایی میان کشورهای این حوزه باشد. پژوهش با نگاهی به روند تحول جهانی شدن و منطقه گرایی و نظریه های موجود مبتنی بر فرهنگ و همگرایی در روابط بین الملل، و با بررسی حوزه جغرافیایی، فرهنگی و تمدنی نوروز و اشتراکات موجود میان کشورهای منطقه به این نتیجه رسید که در صورت تعریف درست و شفاف منطقه مزبور و ایجاد ساز و کارهای مناسب می توان در راستای ایجاد نوعی خاص از همگرایی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گام برداشت، و موج گریزناپذیر جهانی شدن را در جهت مثبتِ همگرایی هدایت نموده و تأثیرات منفی آن را به حداقل رساند.
فرآیند دستیابی به زبانِ معماری واکنش گرا به بستر با بهره گیری از برنامه دهی دورک
حوزههای تخصصی:
کسی که فرآیند طراحی را به درستی درک کند، هر چند در عمل نتواند به ایده هایش برسد، قادر خواهد بود تلاش های ناموفق و موفق معماری را به درستی شناسایی و ارزش گذاری کند؛ همچنین هیچ ایده یِ جدیدی در معماری بدون ارجاع به منابع گذشته خلق نمی شود. معمارانی هستند که کارها را بر اساس یک «ایده» انجام می دهند و همین طور معماران دیگر که از الگوها و روال تجربه شده استفاده می کنند. معماری واکنش گرا به بستر، آگاهانه یا ناآگاهانه، با تاریخی که به بناها و شهرهای درون فرهنگ خود خوانایی می بخشد، رابطه دارد. از این رو در پژوهش حاضر، تعریف، پیشینه، واژه-شناسی و شناخت رویکردهای معماری واکنش گرا به بستر و راهبردهای طراحی بر اساس رویکرد کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در نهایت نیز طرح مطالعاتی که بر اساس این رویکرد و با بهره گیری از برنامه دهی دورک انجام شده است، به عنوان نتیجه گیری ارایه خواهد شد.
منافع ملی و عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان همکاری شانگهای به عنوان نمونه بارزی از منطقه گرایی نوین در آسیا، با هدف حل وفصل اختلافات مرزی و تقویت اعتماد متقابل میان اعضاء به وجود آمد که تدریجاً منجر به توسعه سازمان و توجه آن به موضوعات اقتصادی و بازرگانی و... گردید. ایران هم در سال 2004 عضو ناظر این سازمان منطقه ای شده و با توجه به این مسائل، مقاله حاضر با استفاده از رویکرد نظری منافع ملی و همگرایی و استعانت از روش توصیفی تحلیلی مترصد پاسخ به این سؤال است؛ اهداف و منافع ایران در عضویت دائم سازمان همکاری شانگهای چیست؟ این مقاله عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان را، منوط به موضع مثبت اعضا به ویژه روسیه و چین به عنوان موتور محرکه سازمان می داند و این گزاره را فرض می گیرد که استراتژی جمهوری اسلامی ایران در راستای سیاست های همکاری منطقه ای، کسب فرصت های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی و هم چنین بالا بردن قدرت چانه زنی در برابر غرب است؛ که ازجمله دلایل و منافع اصلی علاقه مندی ایران برای عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای بوده است. یافته های مقاله نشان می دهند که عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای، فرصت ها و دستاوردهای زیادی برای ایران در زمینه های اقتصادی، تجاری، سیاسی، امنیتی و فرهنگی داشته است و با توجه به پتانسیل و توانمندی های ایران، بر پیوند استراتژیک ایران و سازمان فوق الذکر افزوده شده است که با توجه به دگرگونی های بین المللی، ایران می تواند از پتانسیل های سازمان برای تأمین منافع ملی و ارتقاء جایگاه خود در سطح منطقه ای و بین المللی در راستای اهداف چشم انداز بیست ساله گام بردارد.
مطالعه شاخص های توسعه ای کشورهای ساحلی خزر در فرایند همگرایی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مؤلفه ها و پیش زمینه های منطقه گر ایی در دنیا متنوع است؛ اما همه از عوامل و شرایط مشابهی برخوردارند که از آن ها به این مؤلفه ها می توان اشاره کرد: جغرافیا، اندازه اقتصاد، اشتراک های فرهنگی، به ویژه اراده سیاسی. استفاده از ظرفیت های موجود و توسعه روابط، همکاری ها و روابط همه جانبه با کشورهای ساحلی خزر سرلوحه روابط منطقه ای ایران بوده است، به گونه ای که در تصمیم سازی های سیاستی، توسعه روابط و مناسبات با این کشورها اهمیت فراوانی یافته است. این مهم با برنامه ریزی و برخورداری از مؤلفه های اقتصاد کلان بین الملل، مناسب کشورهای حوزه خزر نمود شایان توجهی پیدا است. در نوشتار حاضر تلاش شده است تا به روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی کتابخانه ای در قالب نظریه های همگرایی و منطقه گرایی، ابعاد اثرگذاری مؤلفه های اقتصاد کلان بین المللی این کشورها بر توسعه همکاری های منطقه ای در فرایند تکاملی منطقه گرایی بیان شود. در واقع نظر به اهمیت فراوان توسعه روابط و همکاری های منطقه ای برای ایران به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هستیم که مؤلفه های اقتصاد کلان بین الملل چگونه می تواند در فرایند تکاملی منطقه گرایی و همگرایی ایران با این کشورها اثرگذار باشد؟ پاسخ به این پرسش، آن است که استفاده از ظرفیت های اقتصاد کلان بین المللی گامی بنیادین در توسعه روابط و گسترش همکاری ها و روابط درون منطقه ای و بین منطقه ای ایران و این کشورها بوده است و در صورت جدیت و اراده دو طرف در فراهم کردن زیرساخت های همه جانبه و ظرفیت های نهادی و در پی آن افزایش جریان مبادلات تجاری دوجانبه و منطقه ای، می توان آن را نقطه عطفی در فرایند تکاملی همگرایی منطقه ای ایران با این کشورها دانست.
نقش مولفه های انسدادی ساختاری در روند همگرایی منطقه ای ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال سوم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۱
27 - 51
حوزههای تخصصی:
بررسی روابط دولت های ایران و عراق، نشان دهنده این واقعیت است که گرچه پس از سقوط صدام فصل جدیدی در روابط این دو دولت گشوده شده است؛ اما با وجود تشابهات فرهنگی، تمدنی و دینی هم چنان دولت های ایران و عراق در بحث ایجاد همگرایی منطقه ای و همکاری های اقتصادی با مشکلات عدیده ای مواجه هستند. هرچند عوامل بیرونی موثری نظیر دخالت های آمریکا، اوضاع آشفته و بی ثبات سیاسیِ عراق را می توان از عوامل موثر بر واگرایی اقتصادی دو کشور دانست؛ اما به نظر می رسد مهم ترین مانع همگرایی اقتصادی را باید در ساختار دولت های مذکور جستجو کرد که در صورت عدم توجه کافی مانع از افزایش همکاری های اقتصادی این دو کشور مهمِ منطقه حتی پس از ثبات سیاسی عراق خواهد شد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که «مهم ترین مانع توسعه همگرایی اقتصادی دولت های ایران و عراق چیست؟» مقاله ضمن بهره گیری از آمار و داده های مستند، با روش توصیفی، تحلیلی و با رویکرد اقتصاد سیاسی، این فرضیه را مورد آزمون قرار خواهد داد که «به نظر می رسد پیامدهای حاصل از تداوم حاکمیت ساختار اقتصاد نفتی بر دولت های ایران و عراق از مهم ترین موانع همگرایی اقتصادی دو کشور می باشد». بر این اساس مقاله حاضر، در چارچوبی نظری و تلفیق شده از «نظریه دولت رانتیر» و «نظریه همگرایی» دولت ها، می کوشد تا امکان سنجی همگرایی دولت های ایران و عراق را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
تبیین زمینه های همگرایی در روابط ایران و جمهوری آذربایجان و چالش های آن (از 1991 تا 2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به نظر بسیاری از پژوهشگران، وجود اشتراک ها و ظرفیت های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و ژئوپلیتیک در روابط دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان، بسترهای مناسبی برای برقراری روابط نزدیک و همگرایی در عرصه های مختلف میان دو طرف است؛ اما روند رویدادها به گونه ای دیگر پیش رفت و چالش های متعددی در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و جهانی، عملکرد این دسته از عوامل را تحت تأثیر قرار داد. به گونه ای که روابط دو کشور با وجود زمینه های مناسب، فراز و فرود بسیاری را شاهد بوده است؛ بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که چه عواملی پس از استقلال جمهوری آذربایجان، بسترهای موجود در زمینه همگرایی ایران و جمهوری آذربایجان را تحت تأثیر قرار داده و بر فرصت برقراری روابط نزدیک و پایدار میان دو کشور تأثیر منفی گذاشته است؟ در این زمینه به دنبال تبیین چگونگی عملکرد عوامل همگرایی و در مقابل آن، چالش های موجود در این مسیر در روابط ایران و جمهوری آذربایجان هستیم و این فرضیه را مطرح می کنیم که باوجود برخورداری روابط دو کشور از پیوندهایی که همگرایی میان دوطرف را هموار کرده و می کنند؛ عملکرد عواملی که این روند را با چالش های فراوانی روبه رو ساخته اند، همگرایی دو همسایه را غیرعملی کرده است. در این نوشتار، از روش توصیفی- تحلیلی، تحلیل محتوا و بررسی تاریخی روابط دو کشور استفاده شده است.
منطقه گرایی نهادمحور در آسیای جنوبی: کارایی سنجی سارک، سپتا و سفتا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از جنگ دوم جهانی، موج منطقه گرایی و هم گرایی منطقه ای از اروپا شروع شد و به مرور زمان، به سایر مناطق گسترش یافت. همگام با گسترش منطقه گرایی، نظریه های مختلفی مانند کارکردگرایی، نوکارکردگرایی، وابستگی متقابل و نهادگرایی در پی توضیح این پدیده برآمدند. یکی از مناطقی که تحت تأثیر روندهای منطقه گرایانه قرار گرفت، آسیای جنوبی بود. از این رو، کشورهای این منطقه برای تسهیل هم کاری منطقه ای اقدام به ایجاد نهادهای منطقه ای کردند. هدف این مقاله، بررسی منطقه گرایی در آسیای جنوبی با تمرکز بر نقش نهادهای منطقه ای است. بنابراین، پرسش اصلی این است که نهادهای منطقه ای آسیای جنوبی چه نقشی در روند منطقه گرایی کشورهای عضو ایفا کرده اند؟ در پاسخ به این پرسش، باید میان کشورهای بزرگ آسیای جنوبی، یعنی هند و پاکستان و کشورهای ضعیف این منطقه، یعنی سریلانکا، نپال، بوتان، بنگلادش، مالدیو و افغانستان، تمایز قائل شد. در این چارچوب، فرضیه ای که مطرح می شود این است که نقش سارک، سپتاو سفتادر منطقه گرایی آسیای جنوبی از منظر اعضای بزرگ، ناکارامد و از منظر اعضای کوچک، کارامد بوده است. برای آزمون فرضیه، از نظریة نهادگرایی نئولیبرال و روش تبیینی کارکردی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند نهادهای منطقه ای آسیای جنوبی توفیقی در روند منطقه گرایی میان کل اعضا نداشته اند، اما کشورهای ضعیف منطقه از وضعیت موجود رضایت دارند و حضور همین نهادهای ضعیف را بر فقدان آن ها ترجیح می دهند.
بازخوانی مدل های مطالعات منطقه ای در تقویت مبانی کاربردی الگوی های روابط امنیتی بینامنطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق را می توان به شکل عینی با استفاده از داده های مربوط به نزدیکی جغرافیایی و تعاملات متقابل سیاسی - اقتصادی، ویژگی های کنشگران، ارزش ها و تجربیات مشترک مشخص کرد. در این میان، هرچند سه موج نظریه پردازی در مورد شکل گیری مناطق و گرایش منطقه ای دولت ها در نظام بین المللی ظهورکرده، ولی تاکنون اگر نگوییم هیچ، نادر دانش پژوهی در رشته مطالعات منطقه ای به طور آگاهانه و مستقیم به مطالعه ی نظری رفتار مناطق پرداخته است. این نوشتار با بهره گیری از روش توصیفی -تحلیلی و بازخوانی انباشته های نظری در رشته های روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، می کوشد یک مدل نظری ارائه دهد که بتواند هم روابط میان مناطق و هم تفاوت در رفتار مناطق در قبال یکدیگر در برهه های مختلف را تبیین کند. در این راستا، این پژوهش در پرتو درس های برآمده از ارزیابی آسیب شناسانه ی نظریه های کلان درباب رفتار منطقه ای و با توجه به پیشبرد هدف هنجاری در ضرورت پرداختن یک نظریه ی گلچینی، نتیجه می گیرد که در بافت های زمانی و مکانی مختلف، مناطق متفاوت، برحسب تأثیرپذیری از هریک از الزامات قدرت، منفعت و هویت، در سه سطح درون منطقه ای، بینامنطقه ای و فرامنطقه ای رفتارهای متفاوتی را از خود در قبال یکدیگر بروز می دهند.
تئوری سیستم ها و توسعه فراگیر شبکه ای با نظر به منطقه آسیای جنوب غربی
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین تغییرات در نظام نوین جهانی و ساختارهای مرتبط با آن افزایش بحث منطقه گرایی است. به بیان دیگر تلفیق مفاهیم جهانی شدن با دغدغه های بومی از یکسو و نگرانی به منظور ارائه طبقه بندی نوینی از مؤلفه های تأثیرگذار بر نظام کلی جهان رهیافت منطقه گرایی را به عنوان مناسبترین شیوه برگزیده است. لیکن مناطق مختلف براساس یک الگوی مناسب می بایست توسعه جمعی و تبادل نظام مند را در دستور کار خویش قرار داده تا به این تحولات جهانی پیوسته و از منافع آن بهره مند شوند. منطقه آسیای جنوب غربی نیز با در اختیار داشتن بسیاری از مؤلفه های استراتژیک از این قاعده مستثنی نبوده و رسیدن به یک آینده مطمئن در منطقه در گرو اتخاذ راهکارهای مناسب در این حوزه است. از سوی دیگر تغییرات و تحولات صورت پذیرفته در جهان امروز در منشاء به نظریه سیستم ها و رویکردهای وابسته به آن بازمی گردد و این رویکرد علاوه بر قدرت شناخت و درک محیط امکان تحلیل و استخراج این راهکارها را در اختیار ما قرار می دهد. در این مقاله تلاش شده است تا با بهره گیری از نظریه سیستم ها و ابزارهای متعلق به آن رویکرد نظام مندی به منظور تجرید و ارائه الگوی توسعه منطقه ای در قالب یک نظام شبکه ای تبیین و در مرحله تعبیر راهکارهای کلان در دو سطح منطقه و کشور ارائه گردد. مفاهیم اساسی بکار رفته در این نظام شبکه ای جغرافیایی مبتنی بر تعریف و مفاهیمی همانند تعادل و مرز در سیستم ها می باشد که کمک می کند تا روابط و تعاملات و سایر واژگان در قالب یک چارچوب یکپارچه معنی دار شود.
Geopolitics of Regionalism; Moving towards Regional Integration as a Means for Lasting Peace and Stability in the Middle East(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
280 - 293
حوزههای تخصصی:
From emergence of ancient civilizations in pre-history era to the dawn of early 21st century in contemporary history, the world has witnessed a variety of ways according to which members of international community tried to solve their disputes and find peaceful solutions for their conflicts. However, a very recent mechanism, which proved to be fruitful, is moving towards integration and convergence within the region they belong to. <br />Defining and drawing the lines of common interest is the first step in this long road. It is the objective of this paper to explore that how moving towards regional integration based on geographical closeness, cultural interaction, and economic cooperation can create the framework for a geopolitics in the Middle East leading to a new regional subsystem in international system ending decades of bloody wars and costly destruction and promising a better future with peace, stability and welfare for its nations. The paper also argues that a minimum level of mutual understanding, mutual trust, and political will, and less intervention by outsiders are among necessary preconditions for this process to begin. The paper finally evaluates the challenges facing this approach from an Iranian perspective. <br /> <br />
ایران، روسیه و همگرایی اوراسیایی؛ منافع منطقه گرایی فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار بررسی ابعاد و منافع مشارکت ایران در همگرایی اوراسیایی در تعامل با روسیه است. با وجود تأکیدهای نظری تاکنون به این مهم توجه عملی نشده است که نبود نگاه عینی به روندها و منافع، شناخت ناکافی ظرفیت ها، نبود راهبرد کلان اوراسیایی، نگاه دنباله رو به «روندساز»ها و روندهای برساخته در این حوزه از دلیل های اصلی این موفق نبودن هستند. این نوشتار با رویکرد قیاسی-تحلیلی به نظر و عمل تهران و مسکو در همکاری و همگرایی در اوراسیای بزرگ ابعاد این موضوع را با نگاهی آینده پژوهانه بررسی می کند. در این زمینه، تأکید می شود که اوراسیا منطقه ای پویا در گذار نظم های منطقه ای و بین المللی به نظم جدید و فرایند جدید منطقه ای شدن روابط بین الملل است که به واسطه ظرفیت های خود در آینده نظم بین الملل، جایگاهی محسوس خواهد داشت. تحول در مفاهیم هژمون و قدرت بزرگ و نیز منفعت محور و نه ارزش محوربودن این روند، بستر مناسبی برای همگرایی گزینشی و حاکمیتی برای کشورهای مختلف از جمله ایران فراهم می کند. برای نتیجه، ضمن تأکید بر منافع چندبعدی مشارکت ایران در همگرایی اوراسیایی، تصریح می شود که سیاست خارجی فعال و اثربخش در این بردار، نیازمند شناخت دقیق اوراسیا، ظرفیت ها و جایگاه آن در معادله های آتی منطقه ای و بین المللی، اجماع در داخل در خصوص راهبرد مشخص، به کارگرفتن رویکرد چندبرداری و تعامل متوازن با همه طرف های دخیل در همگرایی، تعامل با مسکو به عنوان بازیگر محوریِ این فرایند دست کم در میان مدت، دوری از تأکید غیرلازم بر متغیرهای «غرب»، «روسیه» و «چین» و هم زمان تلاش برای روندسازی است.
مدیریت محیط امنیتی و افق منطقه گرایی در سارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
625 - 642
حوزههای تخصصی:
«اتحادیه جنوب آسیا برای همکاری منطقه ای» سارک، در سال 1985، برای گسترش همکاری میان کشورهای جنوب آسیا تأسیس شد. سارک فارغ از فضای جنگ سرد، بر مبنای ملاحظات فنی و اقتصادی، مستقل، و خودجوش به وجود آمد، اما رونقی در همکاری و همبستگی آ ن ها پدیدار نشده است. در پاسخ به این سؤال که علی رغم برنامه های مختلف توسعه و گسترش سارک (1985-2014)، چه علل و شرایطی در تطویل ضعف و عدم پویایی آن دخیل بوده اند؟ در این مقاله، به تبیین این فرضیه می پردازیم که دگرگونی نظام امنیتی منطقه در جنوب آسیا از 1990 بیشترین تأثیر را در رخوت و عدم تعمیق منطقه گرایی در سارک داشته است. پویش های ملی ناهمساز کشورهای منطقه پس از جنگ سرد، الحاق افغانستان به سارک (از 2007) و رویکرد قدرت های بزرگ به منطقه، عقلانیت و عملکرد این سازمان را تحت الشعاع خود قرار داده است؛ به طوری که کشورهای منطقه توانایی مدیریت محیط امنیتی خود را نداشته اند و تعمیق منطقه گرایی نیز آینده روشنی ندارد.
راه ابریشم و ایران فرهنگی؛ مؤلفه هایی برای همگرایی منطقه ای در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
753 - 771
حوزههای تخصصی:
راه ابریشم در طول چند قرن پیونددهنده امپراتوری های بزرگ عصر خود بود و اگرچه اساساً بر مبنای دادوستد و سود اقتصادی شکل گرفته بود، به محملی برای تعاملات و ارتباطات فرهنگی و تمدنی تبدیل شد و میراث فرهنگی ماندگاری برای ایران، کشورهای آسیای مرکزی و به طور کل کشورهای غرب آسیا بر جای گذاشت. در این مقاله ضمن اشاره به پیشینه تاریخی راه ابریشم و پیامدهای اقتصادی و فرهنگی آن، به این موضوع می پردازیم که تلاش برای احیای راه ابریشم چگونه می تواند زمینه همگرایی در غرب آسیا را فراهم کند؛ مانع از شکل گیری بستر مناسب برای رشد افراطی گری در منطقه شود و به تقویت پایه های ایران فرهنگی و روح مدارای مندرج در آن کمک کند. به همین منظور از برخی از نظریه های مطرح در مطالعات منطقه ای به عنوان مبنای نظری کار استفاده شده است.
منطقه ای شدن در آمریکای شمالی: تفاوت ها و ناسازگاری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۸ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
889 - 906
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی روندی است که از اروپای غربی شروع شده و با گذشت زمان، تحولاتی را به خود دیده است. بنابراین نقطه آغاز مطالعات و نظریه پردازی های منطقه گرایی اغلب منطقه اروپای غربی بوده است. این واقعیت موجب شده که تلاش های نظری و عملی منطقه گرایی در اروپا معیاریبرای شناخت و ارزیابی منطقه گرایی در سایر مناطق جهان باشد. بر همین اساس از زمان برقراری موافقت نامه های همگرایی بین کشورهای آمریکای شمالی یعنی کاسفتا در سال 1989، نفتا در سال 1994 و سپس سازوکار امنیت و رفاه مشترک آمریکای شمالی (اس.پی.پی) در سال 2005 از منطقه آمریکای شمالی هم به عنوان یکی از مناطق دارای پیوندهای همگرایی منطقه ای نام برده می شود. با این حال موافقت نامه های منطقه گرایی یادشده چه از لحاظ عملی و چه از لحاظ مفاهیم به کارگرفته شده در آنها با منطقه گرایی های موجود در سایر نقاط دنیا تفاوت دارند. به نظر می رسد موافقت نامه های یادشده در منطقه آمریکای شمالی" منطقه ای شدن" را به وجود آورده اند که تفاوت های زیادی با منطقه گرایی دارد. بنابراین پرسش مقاله حاضر این است که چرا کشورهای آمریکای شمالی از منطقه ای شدن استقبال اما در برابر منطقه گرایی مقاومت می کنند؟
بررسی چالشهای منطقه گرایی و اتحاد در شورای همکاری خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال سوم بهار ۱۳۹۷ شماره ۹
10.22067/pg.v4i9.71887
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی یکی از سازوکارهای مهم برای همکاری و توسعه منطقه ای در میان کشورهای همجوار است که از نیمه دوم سده بیستم، مورد توجه قرار گرفت. در جنوب غرب آسیا، شورای همکاری خلیج فارس مهمترین سازمان منطقه ای است که اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و از ابتدای دهه 1980 متشکل از شش کشور جنوبی خلیج فارس یعنی عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عمان به وجود آمد. شورای همکاری علیرغم گذشت حدود چهار دهه از پیدایش آن، برای تکامل منطقه گرایی و اتحاد منطقه ای با چالشهای اساسی مواجه است. بر این اساس، این پژوهش به دنبال بررسی موانع و چالشهای فرا روی شورای همکاری در چارچوب منطقه گرایی است. این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی و با نگاه تاریخی انجام شده است و داده های مورد نیاز تحقیق به شیوه کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شورای همکاری خلیج فارس در فرایند منطقه گرایی، منطقه سازی ناقص را انجام داده و به منظور تکامل منطقه گرایی و اتحاد منطقه ای با چالشهای اساسی سیاسی، هویتی، امنیتی و اقتصادی مواجه است. بر این اساس،تکامل منطقه گرایی و اتحاد منطقه ای در شورای همکاری امری بعید و دور از دسترس است.
تبیین رویکرد بومی گرایی و منطقه گرایی ایران فرهنگی در فرآیند ج هاانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن از جمله مسائل مهمی است که در پرتو تعاملات فراملی و فراناحیه ای و پیشرفت روز افزون تکنولوژی و ارتباطات، کشورهای در حال توسعه را به چالش جدی کشانده است. این تغییر و تحولات، عرصه های گوناگون فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشورهای جهان را در بر گرفته است. بخشی از این فرایندها، اجتماعی است که در طی آن قید و بندهای جغرافیایی، که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می رود و انسان ها به طور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه می شوند. فرهنگ ها باید به ارزیابی خود بپردازند که چه انعکاسی از تمدن خود در جهت شناخت فرایندهای بین المللی دارند. در این راستا، ایران نیز به عنوان یک واحد جغرافیایی- سیاسی در منطقه خاور میانه که به صورت یک هسته قوی فرهنگی از لحاظ تاریخی، سیاسی و فرهنگی عمل می کند، از تحولات جهانی شدن بی تأثیر نمی تواند باشد. ایران دارای فرهنگ دیرینه ای است؛ فرهنگی که به سختی می توان سیستمی فراگیرتر، وحدت بخش تر و انعطاف پذیرتر از آن را از لحاظ ارزش ها و ایده آل ها جستجو کرد. ایران با توجه به موقعیت راهبردی منطقه ای و ظرفیت های فرهنگی– اسلامی، توان و گنجایش ورود فعال در عرصه بین الملل را داراست. از طرفی دیگر، ایران به عنوان یک کانون اصلی فرهنگی در خاورمیانه و آسیای مرکزی مطرح است که با هسته های فرهنگی موجود در کشورهای مجاور، تجانس و نزدیکی فرهنگی زیادی دارد. در داخل کشور هم وجود هسته های فرهنگی بومی تا حد زیادی در داخل استان ها سازماندهی شده اند. البته در اغلب موارد گستره فضایی آن ها به بیرون از مرزهای سیاسی کشور کشیده شده است. این امر قابلیت های فرهنگی بومی و منطقه ایی ایران را مضاعف کرده است که در صورت برنامه ریزی صحیح، دستاوردهای وسیع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را نصیب کشور خواهد نمود.این پژوهش از طریق منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و در پی شناخت و توضیح پتانسیل های بومی و منطقه ایی ایران فرهنگی از دیدگاه جغرافیای سیاسی است. هم چنین کدهای مناسبی را برای برنامه ریزی در این راستا ارائه می کند.
روند منطقه گرایی در عصر جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن و تشدید آن پس از جنگ سرد با گسترش اقتصاد و بازار آزاد، وابستگی متقابل کشورها و مناطق مختلف جهان، نقش تعیین کننده و انکارناپذیری در تکوین و تقویت فرایند منطقه گرایی ایفا کرده است. منطقه گرایی نوین طی دو دهه گذشته در نقاط مختلف جهان به روندی رو به رشد تبدیل شده، و در کنار فرایند جهانی شدن به یکی از دو جریان غالب اقتصاد سیاسی تبدیل شده است. ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺗﺠﻠﻲ و ﻧﻤﻮد ﻫﻤﻜﺎری ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ ﭘﺲ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ دوم در اروﭘﺎ آﻏﺎز ﺷﺪ؛ وﻟﻲ ﺑﻪﺗﺪرﻳﺞ اﻳﻦ ﻓﺮاﻳﻨﺪ در ﺣﻮزهﻫﺎی ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ دﻳﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﻣﺮﻳﻜﺎی ﻻﺗﻴﻦ و آﺳﻴﺎی ﺟﻨﻮب ﺷﺮﻗﻲ ﮔﺴﺘﺮش ﻳﺎﻓﺖ. با توجه به اهمیت فرایند منطقه گرایی در عصر جهانی شدن، این پژوهش ضمن بررسی برخی رویکردهای نظری دو مفهوم جهانی شدن و منطقه گرایی، در صدد برآمده است تا ارتباط این دو فرایند را مشخص نموده، دلایل و انگیزه های شکل گیری منطقه گرایی در عصر حاضر را مورد تحلیل قرار دهد و حوزه های مختلف منطقه گرایی را بررسی نماید. نتایج این تحقیق که با روش توصیفی – تحلیلی تدوین شده است، می تواند مشوقی برای شکل گیری منطقه گرایی در عصر جهانی شدن باشد.
نقش مناطق آزاد تجاری، بازرگانی و سیاسی در گسترش تجارت بین الملل و روابط سیاسی کشورها (مطالعه موردی منطقه آزاد قشم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارت بین المللی گسترده و روابط سیاسی وسیع و گسترده و استراتژیک با کشورها مهم ترین استراتژی دولت ها برای رسیدن به سطح مطلوب توسعه و رشد و پیشرفت و بهره مندی از تکنولوژی های روز دنیا به حساب می آید؛ اما مهم تر از هدف اتخاذ تاکتیک های مناسب برای رسیدن به این اهداف است. در سطح داخلی هم بایستی سعی کرد مقدماتی را برای این کار فراهم کرد که با توجه به شرایط هر کشوری نوع ان فرق می کند. ایجاد مناطق آزاد تجاری و اقتصادی یکی از مهم ترین این تاکتیک ها به شمار می رود. سؤال اصلی مقاله این است که نقش مناطق آزاد تجاری، بازرگانی و سیاسی در گسترش تجارت بین المللی و روابط سیاسی کشورها (مطالعه موردی منطقه آزاد قشم) چگونه است؟ از زمان اعلام قشم به عنوان منطقه آزاد بیش از ۷ سال مى گذرد و با تصویب قانون چگونگى اداره مناطق آزاد تجارى - صنعتى در شهریور ۱۳۷۲ و تأسیس سازمان منطقه آزاد قشم، فعالیت هاى گوناگونى به منظور فراهم آوردن زیربناهاى مورد نیاز براى توسعه همه جانبه جزیره قشم آغاز شد. بر اساس آمارهای موجود مناطق آزاد تجاری سه گانه ایران طی ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۰ تنها توانسته اند ۴۸۳ میلیون دلار درآمد ارزی کسب کنند که تنها ۷/۸۳ میلیون دلار آن از محل صادرات کالا به خارج از کشور بوده است. از این سهم منطقه آزاد چابهار ۷/۱۲ میلیون دلار، منطقه آزاد کیش حدود ۱۰۷ میلیون دلار و منطقه آزاد قشم حدود ۳۶۳ میلیون دلار بوده است. ارقام فوق بیانگر آن است که از مجموع صادرات کالا از مناطق آزاد تجاری کشور، منطقه آزاد قشم توانسته است تا ۹۵ درصد این میزان را به خود اختصاص دهد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. روش جمع آوری داده ها نیز کتابخانه ای و استفاده از مقالات علمی - پژوهشی است. ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری و استفاده از جداول و نمودارها و نیز نقشه ها است.