مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۲۱.
۴۲۲.
۴۲۳.
۴۲۴.
۴۲۵.
۴۲۶.
۴۲۷.
۴۲۸.
۴۲۹.
۴۳۰.
۴۳۱.
۴۳۲.
۴۳۳.
۴۳۴.
۴۳۵.
۴۳۶.
۴۳۷.
۴۳۸.
۴۳۹.
۴۴۰.
مشارکت اجتماعی
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
17 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی پیشران های مؤثر بر انزوای شهری با رویکرد تحلیل ساختاری انجام شده است. روش پژوهش تبیینی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل ادبیات علمی مرتبط با انزوای شهری و نظرات متخصصان این حوزه است. داده ها با استفاده از تکنیک دلفی جمع آوری و برای تحلیل و رتبه بندی عوامل، از روش میک مک استفاده شد. این روش، روابط پیچیده بین متغیرها را تحلیل و نمودارهایی مانند نمودار تأثیر-وابستگی ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که بی ثباتی شغلی مهم ترین عامل مؤثر بر انزوای شهری است و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایر متغیرها تأثیر می گذارد. عدم اعتماد به دیگران، افزایش نرخ طلاق، تجربه فرهنگ فردگرایانه و ارائه ناکافی خدمات اجتماعی از دیگر عوامل مهم شناسایی شدند. یافته ها با ادبیات موجود در مورد انزوای شهری همسو بوده و بر نقش عوامل شخصی، اجتماعی-اقتصادی و محیطی در شکل گیری انزوا تأکید دارند. برای کاهش انزوا و بهبود کیفیت زندگی در شهرها، باید به طور هم زمان به این عوامل پرداخته شود. یافته های این تحقیق می تواند به ارتقای دانش و آگاهی در مورد انزوای شهری، شناسایی عوامل مؤثر بر انزوای شهری و ارائه راهکارهای کاهش این پدیده کمک کند. این امر می تواند زمینه ساز اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای مقابله با انزوای شهری و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها شود.
تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه اجتماعات محلی (مورد مطالعه: جامعه عشایری استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوامع عشایری از جمله جوامعی هستند که به دلیل ویژگی های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خاص خود، به عنوان یک واحد اجتماعی متمایز و پویا شناخته می شوند. این جوامع با تاریخ و فرهنگ خود، به یکی از عناصر مهم و اساسی در فرهنگ ایرانی تبدیل شده اند و نقش مهمی در توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه و کشور دارند. امروزه، نکته مهمی که برای توسعه جوامع محلی باید مورد توجه قرار گیرد، نقش سرمایه اجتماعی است.
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر توسعه اجتماعات محلی در جامعه عشایری صورت پذیرفته است.
روش شناسی تحقیق: جامعه آماری این پژوهش، عشایر استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد 264 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید و به منظور افزایش دقت در نهایت تعداد 300 نفر سرپرست خانوار عشایری مورد پرسشگری قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ، بررسی (73/0) و تایید شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند.
قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمروی جغرافیایی پژوهش حاضر، مناطق عشایری استان چهارمحال و بختیاری و به طور عمده در سطح ایل بختیاری می باشد.
یافته ها و بحث: بر اساس نتایج آزمون همبستگی، میان ویژگی های فردی، خانوادگی و اقتصادی پاسخگویان با برخی ابعاد مختلف توسعه اجتماع محلی جامعه عشایری همبستگی معنی داری وجود داشت. همچنین، مشخص گردید، در بین عوامل اجتماعی تعاملات، انسجام و همبستگی، مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی دارای تاثیر مثبت و معنی داری بر توسعه اجتماع محلی جامعه عشایری در استان چهارمحال و بختیاری بودند.
نتایج: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که سرمایه اجتماعی با تقویت همکاری، بهره وری و تاب آوری، نقش مهمی در توسعه جوامع محلی استان چهارمحال و بختیاری ایفا می کند. این امر جامعه ی عشایری را قادر می سازد تا بهره برداری، توسعه اجتماعی و اقتصادی و زیرساخت ها را از طریق همکاری متقابل بر اساس ارزش ها و هنجارهای مشترک با تمرکز بر سرمایه اجتماعی از طریق اشکال مختلف اشتراک گذاری و مشارکت در جامعه، جوامع محلی می تواند توسعه و ظرفیت بلندمدت خود را تضمین کند.
تبیین کارکرد تیزرهای تبلیغاتی شهرداری در توسعه فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی (نمونه کاوی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 12
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی، شهرداری ها نقش مهمی در ارتقای فرهنگ شهروندی و افزایش مشارکت اجتماعی دارند که یکی از ابزارهای مؤثر دراین زمینه، تیزرهای تبلیغاتی است. بااین حال، میزان اثرگذاری این تیزرها بر رفتار شهروندان و تقویت مشارکت اجتماعی به طور دقیق بررسی نشده است. این پژوهش با نمونه کاوی شهر اصفهان، به تحلیل نقش تیزرهای تبلیغاتی پرداخته و باهدف بررسی تأثیر آن ها بر تغییرات رفتاری شهروندان، همچنین ارزیابی نقششان در افزایش حس مسئولیت پذیری اجتماعی و تعاملات مدنی انجام شده است. دراین تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. داده های موردنیاز ازطریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده و با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی موردتبیین قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان می دهد که تیزرهای تبلیغاتی شهرداری اصفهان در ترویج فرهنگ شهروندی و تشویق به مشارکت اجتماعی تأثیرگذار بوده اند. این تأثیر به ویژه در حوزه های مسئولیت پذیری فردی، مشارکت در حفظ محیط شهری و همکاری در برنامه های جمعی مشهود است. بااین حال، میزان تأثیرگذاری این تیزرها به کیفیت پیام، شیوه ارائه، میزان تکرار و هم راستایی آن ها با نیازها و ارزش های شهروندان بستگی دارد. تیزرهای تبلیغاتی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر درجهت ارتقای فرهنگ شهروندی و افزایش سطح مشارکت اجتماعی مورداستفاده قرار گیرند. طوری که، برای بهبود اثربخشی آن ها، ضروری است که طراحی این تیزرها مبتنی بر تحلیل دقیق جامعه هدف، استفاده از پیام های متناسب با ارزش های فرهنگی و بهره گیری از تکنیک های خلاقانه تبلیغاتی باشد. همچنین، ارزیابی مستمر اثربخشی این تبلیغات می تواند به بهینه سازی و ارتقای کیفیت آن ها کمک کند.
مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن: مطالعه ای در شهرستان های جوانرود و روانسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن در شهرستان های کمترتوسعه یافته جوانرود و روانسر استان کرمانشاه انجام شده است. چهارچوب نظری تحقیق از آرا صاحب نظران مکتب نوسازی قدیم و روانشناسان اجتماعی گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی(کمی) است و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شهروندان ۱۸ سال به بالای ساکن در شهرستان های جوانرود و روانسر است. حجم نمونه این تحقیق ۳۸۴ نفر بوده که با روش نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیّری استفاده شده است. یافته های پژوهش، حاکی از میزان مشارکت اجتماعی متوسّط در شهرستان های جوانرود و روانسر است و رابطه معنا داری بین متغیّرهای مستقل (وابستگی به دولت و خیرِ محدود) با متغیّر وابسته (مشارکت اجتماعی) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد مقدار ضریب همبستگی چندگانه 260/0 می باشد و متغیّرهای مستقل، ۳/۶ درصد از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین می کنند و از بین عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی، فقط متغیّر وابستگی به دولت تأثیر داشته است. نتایج نشان داد در مناطق کمتر توسعه یافته مورد مطالعه که فرهنگ، باورها و ارزش های اجتماعی، دچار تغییرات چندانی نشده اند و جامعه در شکل سنّتی خود باقی مانده است، سنّت و عناصرخرده فرهنگ دهقانی باعث تقویت مشارکت اجتماعی می شود و دولت و صاحب نظران توسعه، باید بر این عناصر تکیه کنند تا مردم با مشارکت اجتماعی شان، به اهداف و برنامه های معیّن و از پیش تعیین شده برسند.
ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافه ها و رستوران ها، صرف نظر از نقش عملکردی، به عنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنش های میان فردی ایفای نقش می کنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها می تواند به طور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه های قابلیت های محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمه خصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل داده ها بر اساس شاخص های استخراج شده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ویژگی های فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطاف پذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روان شناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیت های محیطی می تواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.
بررسی بهزیستی اجتماعی و رابطه آن با نگرش نسبت به مصرف مواد در بین نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین بهزیستی اجتماعی با نگرش نوجوانان نسبت به مصرف مواد پرداخته است. پژوهش حاضر بر اساس روش و نحوه گردآوری اطلاعات، بر دو شیوه تحقیق اسنادی و پیمایشی استوار است. جامعه آماری تحقیق را سه گروه از نوجوانان عادی، پرخطر و سوءمصرف کننده (12-18 سال) شهر تهران تشکیل می دهد و مجموعاً 749 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای پاسخگوی پرسشنامه ها بودند. یافته ها حاکی از آن است که بهزیستی اجتماعی نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد متفاوت است. از سوی دیگر نمودار خط برازش بیانگر آن است که هرچه بهزیستی اجتماعی افزایش می یابد، نگرش نسبت به مواد کمتر و به عبارت دیگر منفی تر می شود. و این دو متغیر نسبت به هم رابطه معکوسی دارند. تحلیل رگرسیونی بهزیستی اجتماعی بیانگر آن است که در بین نوجوانان عادی51 درصد از تفاوت نگرش نسبت به مصرف مواد و در بین نوجوانان پرخطر 58.1 درصد به دلیل تفاوت بهزیستی اجتماعی است. در بین نوجوانان پرخطر، شاخصی که بیشترین رابطه را با نگرش مثبت به مصرف مواد داشت، به ترتیب عبارتند بودند از همدلی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی، احساس ارزشمندی اجتماعی، دوستی و همبستگی و رضایت از محیط زندگی. هرچه این شاخص ها بالاتر روند، نگرش مثبت نسبت به مصرف مواد پایین تر می آید. درخصوص نوجوانان عادی، شرکت در فعالیت های اجتماعی، رضایت از محیط زندگی، احساس ارزشمندی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، تعلق اجتماعی، دوستی و همبستگی و معنادار دانستن زندگی بیشترین رابطه را با نگرش نسبت به مواد داشتند.
چالش های مشارکت اجتماعی در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
347 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: چند صباحی است که افزایش مشارکت مردمی در جریان های نهادی و سازمانی به موجی گسترده تبدیل شده است. اما آنچه در این موج ناگفته مانده چالش های مشارکت است که مردم با اعمال فشار بر اعضای سازمان در پی تحمیل خواسته های خود هستند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی تجربه معلمان از شیوه های اعمال فشار والدین برای تحمیل خواسته هایشان بود.
روش پژوهش: برای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش آن دسته از معلمان مدارس ابتدایی در شهر سمنان بودند که اعمال فشار توسط والدین را تجربه کرده بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی و با تکیه بر اشباع نظری داده ها 16 نفر از آن ها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد والدین برای پیگیری و تعقیب خواسته های خود و اعمال فشار بر والدین از تاکتیک های ایجاد تنش و درگیری، استفاده از تهدید، شبکه سازی، ائتلاف موقت، و ترویج اخبار کذب و شایعه استفاده می کنند.
نتیجه: این یافته ها به صورت ضمنی نشان از آن داشتند که فشارهای مردم برای دخالت در سازکارهای سازمانی فشاری غیرنهادی است که مردم به صورت بی سازمان و هرج ومرج گونه به اعمال فشار بر اعضای سازمان می پردازند. ضعف نهادهای مدنی و روایتِ حاکم بر صنعت چاپ، که همواره روایتی به دور از تنش از سازمان ها ارائه می کند، سبب شده چالش های مشارکت نادیده انگاشته شود.
ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
230 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از اساتید خبره دانشگاهی و همچنین مدیران ارشد سازمان های بخش عمومی در ایران که زمینه علمی و تجربی آنان در حوزه مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی دارند, می باشد. روش جمع اوری داده ها بوسیله پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که مقوله "پیامدهای بهره وری منابع انسانی" در سطح اول مدل قرار گرفته است و این به معنای آن است که این مقوله تأثیرپذیرترین عامل می باشد که از همگی عوامل دیگر تأثیر پذیرفته و بر عاملی تأثیر نمی گذارد. همچنین مقوله "بهره وری منابع انسانی در بخش عمومی" در سطح دوم قرار گرفته است که بر مقوله سطح اول تأثیر گذاشته و از مقوله سطح سوم تأثیر می پذیرد. در عین حال، مقوله "کُنش گران بهره وری منابع انسانی" و مقوله "رفتارهای سیاسی" در سطح سوم مدل قرار گرفته اند که بر عوامل موجود در سطح دوم تأثیر می گذارند و از عوامل موجود در سطح چهارم اثر می پذیرند. در سطح چهارم نیز مقوله "پیشران های رفتارهای سیاسی" قرار گرفته اند که تأثیرگذارترین عوامل در بین عوامل موجود در مدل پژوهش می باشند.
ارائه مدل حکمرانی مشارکتی در حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی بر مبنای نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۹)
127 - 166
حفاظت جامع و پایدار از بناها و بافت های تاریخی، باتوجه به ارتباط ذاتی میراث فرهنگی و زمینه های اجتماعی-فرهنگی آن، مستلزم مشارکت فعال جامعه است. هدف این پژوهش دستیابی به مدل حکمرانی مشارکتی برای حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی مبتنی بر مشارکت ذی نفعان است. پژوهش به روش کیفی و ازطریق ابزار مصاحبه انجام شده و با تحلیل داده ها برمبنای روش داده بنیاد، مدل مربوط در قالب 26 مقوله اصلی ارائه شده ا ست. مشارکت کنندگان شامل متخصصان و مدیران این حوزه می شوند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در مدل ارائه شده، شرایط علّی، ماهیت چندوجهی و ارزش های هویتی میراث فرهنگی و ضرورت مشارکت فعال کنشگران اجتماعی را آشکار می سازد. شرایط زمینه ای در پنج بستر شامل بسترهای نهادی-مدیریتی، بستر های چالش برانگیز اجتماعی–اقتصادی و توسعه ای، بسترهای فرهنگی-هویتی و نظام حقوقی-مالکیتی و ظرفیت های توسعه پایدار اقتصادی – گردشگری تبیین پذیر است. شرایط مداخله گر نیز شامل تعارض سنت و مدرنیته، عوامل تسهیلگر و بازدارنده در ساختارهای حقوقی و قانونی، مشارکت اجتماعی و آگاهی عمومی، تعارض منافع ذی نفعان و موانع اعتمادسازی است. همچنین راهبردها در هفت محور شامل مدیریت دانش محور، توانمندسازی جامعه محلی، آموزش و ارتقای آگاهی، مدیریت یکپارچه تخصصی-مشارکتی، حفاظت، احیا و بهره وری پایدار، یکپارچه سازی و هم افزایی نهادی و توسعه شفافیت و اعتمادسازی شکل می گیرند. پیامدهای اجتماعی این مدل عبارت اند از: تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت فعال شهروندی، تقویت هویت محلی و حس تعلق به مکان و بهبود تعامل حاکمیت و جامعه. کاربست این مدل، ضمن افزایش اثربخشی اقدامات حفاظتی، موجب حفاظت جامع میراث فرهنگی، توسعه گردشگری پایدار، رونق اقتصادی محلی و ایجاد توازن میان حفاظت از میراث فرهنگی و پاسخ گویی به نیازهای معاصر می شود.
واکاوی تجربه برگزاری جشن عروسی در دوران کرونا در میان زوجین تازه ازدواج کرده در سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 152
حوزههای تخصصی:
همه گیری کرونا در سراسر جهان باعث به وجود آمدن شرایط ویژه ای در زمینه های مختلف اجتماعی شد. پژوهش حاضر، به واکاوی تجربه برگزاری جشن عروسی در میان زوجین در شرف ازدواج شهر سنندج در دوران کرونا پرداخت. این تحقیق، با رویکرد کیفی و به کمک مصاحبه عمیق با 10 نفر (یکی از زوجین) که در بازه زمانی اوج همه گیری، تجربه برگزاری یا تعویق جشن عروسی را داشتند، در سال 1399- 1400 انجام شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها به استخراج شش مضمون شامل محدودیت های پیش آمده یا شرایط محیطی، شرایط ذهنی و فرهنگی، نگرانی، معنای جایگزین امر تعویق شده، تأثیرپذیری روابط اجتماعی و تغییر سبک زندگی انجامید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که جمع شرایط محیطی و ذهنی برآمده از همه گیری در کنار نگرانی های برآمده از پیامدهای آن، باعث شده است افراد نسبت به برگزاری یا عدم برگزاری و یا تعویق جشن دست به انتخاب عقلانی زده و تصمیم گیری کنند. نتیجه این تصمیم به شکل تأثیر در روابط اجتماعی و عدم گسترش شبکه خویشاوندی بروز پیدا کرده و عامل سرکوب برخی خواسته ها و مکنونات قلبی افراد مانند آرزوی پوشیدن لباس عروس برای دختران شده است. در نتیجه آن ها تلاش می کنند امر به تعویق افتاده یا همان عامل معناساز زندگی که خلاء اش را احساس کرده اند، با کنش های جدید همچون برگزاری جشن با تشریفات محدودتر، کاهش سطح روابط اجتماعی و خویشاوندی، رفتن به آتلیه و گرفتن عکس یادگاری و هزینه کرد خرج عروسی برای دیگر ضروریات زندگی جایگزین کنند. این جایگزینی به شکل حذف آنچه آن ها، آن را امور غیرضروری می نامند، نمود پیدا می کند.
تبیین راهبردهای حفاظت از میراث معماری و شهری با رویکرد ارتقای مشارکت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اجتماعی به عنوان رویکردی مؤثر در حفاظت مکان های تاریخی، نقشی اساسی در پایداری اقدامات حفاظتی ایفا می کند. هدف پژوهش، تبیین راهبردهای کارآمد برای افزایش مشارکت اجتماعی در حفاظت از میراث فرهنگی با تأکید بر میراث معماری و شهری است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها ازطریق مصاحبه با مدیران و متخصصان گردآوری شده است. پژوهش حاضر، 7 راهبرد اصلی و 36 مقوله فرعی و مفاهیم زیرمجموعه آن ها را برای ارتقای مشارکت اجتماعی در حفاظت مکان های تاریخی تحلیل و تفسیر کرده است. یافته ها بیانگر این است که راهبردهای هفت گانه مشارکت اجتماعی می توانند در چهار سطح انگیزشی، توانمندسازی، نهادسازی و ارتباطی دسته بندی شوند. سطح انگیزشی با بسترسازی روانی-اجتماعی، سطح توانمندسازی با ارتقای قابلیت های جامعه محلی، سطح نهادسازی با ایجاد ساختارهای حمایتی و سطح ارتباطی با تسهیل تعاملات بین ذی نفعان، در قالب نظامی به هم پیوسته عمل می کنند. این سطوح چهارگانه در قالب شبکه ای پویا با یکدیگر تعامل دارند و راهبردها به طور هم زمان در چندین سطح تأثیرگذار هستند. موفقیت در حفاظت مشارکتی از میراث معماری و شهری نیازمند رویکردی جامع است که ابعاد علمی، اجتماعی، آموزشی، مدیریتی و نهادی را در بر گیرد و زمینه مشارکت فعال تمامی ذی نفعان را فراهم سازد. راهبردهای مشارکتی ارائه شده با تلفیق دانش تخصصی و تجارب محلی، ضمن حفظ اصالت و هویت مکان های تاریخی، چارچوبی برای درک و تسهیل فرایند مشارکت اجتماعی در حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی فراهم می کنند. این رویکرد یکپارچه نه تنها به حفظ ارزش های فرهنگی کمک می کند، بلکه موجب تقویت حس تعلق جامعه و پایداری طولانی مدت اقدامات حفاظتی می شود.
فراتحلیل مطالعات احساس امنیت اجتماعی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
97 - 126
حوزههای تخصصی:
تاکنون پژوهش های متعددی در ارتباط با احساس امنیت اجتماعی به انجام رسیده است؛ اما یافته های به دست آمده در این حوزه پراکنده، منفرد، متنوع و بدون ارتباط باهم است.به علاوه بسیاری از مطالعات تنها به یک یا دو عامل مؤثر بر احساس امنیت پرداخته اند و عوامل دیگر را نادیده گرفته اند. نظر به اهمیت چنین مسئله ای به منظور جمع بندی و همسو کردن نتایج پژوهش ها، تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که به طورکلی چه عوامل جامعه شناختی موثر بر احساس امنیت اجتماعی زنان کدامند و این عوامل به چه میزان آن را تبیین کرده است. مکانیسم اجرای پژوهش، فراتحلیل کمی با استفاده از نرم افزار CMA2 است. هدف این روش، انسجام بخشی، مرور نظام مند و یکدست سازی مطالعات صورت گرفته در یک حوزه معین پژوهشی است. جامعه آماری آن نیز 25 پژوهش انجام شده در دهه 1390 به دلیل داشتن شرایط آماری مورداستفاده در تحقیق، باهدف ترکیب و شناسایی میزان تأثیر متغیرها بوده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که احساس امنیت اجتماعی زنان به عنوان متغیر وابسته اصلی تأثیرپذیر از متغیرهایی نظیر استفاده از رسانه های جمعی، اعتماد اجتماعی، سرمایه فرهنگی، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، فقر و فرودستی زنان است و هر متغیر توانسته است سهمی از تغییرات ایجادشده در امنیت زنان را تبیین نماید.
مطالعه تطبیقی نقش فرهنگ ساز پلیس زن در امنیت اجتماعی با تأکید بر الگوی پلیس اجتماعی در کشورهای درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نیروی پلیس به عنوان یکی از نهادهای اصلی در جوامع، نقش بی بدیلی در حفظ امنیت، اجرای قوانین و شکل دهی به هنجارها ایفا می کند. این پژوهش به بررسی نقش فرهنگ ساز پلیس زن در امنیت اجتماعی با تأکید بر الگوی پلیس اجتماعی در کشورهای هند، رواندا و برزیل می پردازد. روش: پژوهش کاربردی حاضر از نظر ماهیت، تحلیلی توصیفی با استفاده از رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل مضمون انجام شده است و داده های پژوهش نیز از گزارش های رسمی دولتی و بین المللی، مقالات علمی و مطالعات موردی از برنامه های پلیس اجتماعی در کشورهای هدف استخراج شده است. به منظور افزایش اعتبار یافته ها، از سه روش اعتبارسنجی متخصصین پژوهش، مقایسه تحلیلی یافته ها با داده های خام پژوهش و بازرسی خارجی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مشارکت زنان در پلیس اجتماعی دارای کارکردهایی در پنج محور اصلی است که شامل «حمایت از گروه های آسیب پذیر»، «پیشگیری از جرم و کاهش خشونت»، «افزایش اعتماد عمومی به پلیس»، «مشارکت فعال جامعه» و «ارتقای جایگاه زنان در نیروی پلیس» است. نتایج: پلیس اجتماعی، به ویژه با حضور زنان، نقش مهمی را در افزایش امنیت عمومی، کاهش خشونت ها و ارتقای اعتماد عمومی به پلیس در جوامع مختلف ایفا می کند. برای ارتقای امنیت عمومی در ایران، تقویت پلیس اجتماعی، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، امری ضروری است و حضور زنان در نیروی پلیس اجتماعی، به طورحتم به بهبود امنیت کمک خواهدکرد. آموزش های تخصصی در زمینه های ارتباطی و حساسیت های جنسیتی برای افسران پلیس و نیز استفاده از فناوری هایی همچون نرم افزارهای تلفن همراه و همکاری با سازمان های مردم نهاد برای تقویت امنیت مؤثر است. همچنین، برای موفقیت پلیس اجتماعی، ایجاد زیرساخت های مناسب، هماهنگی نهادها و تمرکز بر پیشگیری بلندمدت از جرم، امری ضروری است.
رابطه ابعاد هویت فرهنگی جمعی با مشارکت اجتماعی شهروندان (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ابعاد هویت فرهنگی جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان تبریزی انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی بود و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد و معتبر جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر تبریز بود و حجم نمونه ۳۸۶ نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از روش های آماری شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که هویت فرهنگی جمعی به طور معناداری بر مشارکت اجتماعی تأثیر می گذارد. به طور خاص، هویت دینی و هویت قومی درون مرزی بیشترین تأثیر مثبت را بر مشارکت اجتماعی داشتند، درحالی که هویت جهانی تأثیر منفی بر مشارکت اجتماعی نشان داد. هویت ملی و هویت قومی برون مرزی تأثیر قابل توجهی بر مشارکت اجتماعی نداشتند. ضریب تعیین تعدیل شده مدل رگرسیون نشان داد که ابعاد هویت فرهنگی جمعی حدود ۳۱ درصد از واریانس مشارکت اجتماعی را تبیین می کنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت برخی از ابعاد هویت فرهنگی، به ویژه هویت دینی و هویت قومی درون مرزی، می تواند به افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان منجر شود. از سوی دیگر، هویت جهانی ممکن است. به دلیل ایجاد تعارض بین هویت محلی و جهانی، مانعی برای مشارکت فعال شهروندان باشد. این یافته ها اهمیت توجه به هویت فرهنگی جمعی را در برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی برای افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت انسجام اجتماعی در جوامع چندفرهنگی مانند تبریز نشان می دهد. برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی برای افزایش آگاهی شهروندان درباره اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش هویت فرهنگی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی می تواند مؤثر باشد.
نقش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان گیلان در دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
113 - 134
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار، زنان گیلان بیشتر در حاشیه خانواده و جامعه حضور داشتند و با محدودیت های سنتی و مشکلات اقتصادی مواجه بودند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحلیل منابع کتابخانه ای به بررسی وضعیت اجتماعی زنان گیلانی می پردازد. یافته ها نشان می دهد زنان شهری نسبت به زنان روستایی و عشایری نقش کمتری در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی داشتند، اما با گسترش مطبوعات و آموزش نوین، آگاهی اجتماعی و سیاسی آنان افزایش یافت. زنان در جنبش هایی مانند تحریم تنباکو مشارکت کردند و پس از آغاز مشروطه، با تأسیس مدارس دخترانه، حمایت نشریات محلی و تشکیل جمعیت هایی مانند «پیک سعادت نسوان»، وارد فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدند. آنان با نوشتن عریضه ها و شرکت در فعالیت های مدنی، از حقوق فردی و جمعی خود دفاع کرده و زندگی اجتماعی تازه ای را در گیلان آغاز کردند.
الگوی اشتغال پایدار افراد دچار ناتوانی روستایی: تحلیل زمینه های مرتبط و پیشنهادهای شغلی بر اساس نوع ناتوانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
67 - 96
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی زمینه های مرتبط با ایجاد الگوی اشتغال پایدار افراد دچار ناتوانی ساکن در مناطق روستایی استان کرمانشاه زیر پوشش برنامه توان بخشی اجتماع محور و ارائه الگوهای شغلی متناسب با نوع ناتوانی انجام شد. روش: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، کیفی و از نوع اکتشافی بود که با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. جامعه موردمطالعه را خبرگان دانشگاهی، خبرگان اداره بهزیستی و افراد کارآفرین دچار ناتوانی تشکیل دادند. نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا حصول قاعده اشباع نظری ادامه یافت. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق، داده های پژوهش گردآوری شدند. قابلیت اعتبار پژوهش از طریق روشهای درگیری طولانی مدت و مشاهده مداوم، انتخاب نمونه های مناسب، گردآوری و تحلیل هم زمان داده ها و بازنگری توسط مشارکت کنندگان موردتأیید قرار گرفت. قابلیت اعتماد پژوهش، از طریق روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: مقولات شبکه سازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسب وکار، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع ناتوانی، ظرفیت سازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی و شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغال آفرینی به عنوان مقولات اصلی الگوی توان بخشی اجتماع محور برای اشتغال پایدار افراد دارای ناتوانی، با توجه به نوع ناتوانی گروههای مختلف افراد دچار ناتوانی شناسایی شدند. بحث: ایجاد الگوهای اشتغال پایدار، همکاری همه جانبه خانواده های افراد دچار ناتوانی، جامعه، نهادهای دولتی و غیردولتی را می طلبد. در این راستا، توجه به نیازهای خاص هر فرد ناتوان و شناخت استعدادها و توانمندیهای او، نقش به سزایی در موفقیت برنامه های اشتغال و توان بخشی ایفا می کند.
تحلیل مشارکت اجتماعی در بین جوانان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
125 - 166
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با عنایت به ضرورت مشارکت اجتماعی جوانان در تحقق توسعه، مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مشارکت اجتماعی در بین جوانان کشور می پردازد. روش: روش شناسی تحقیق حاضر، کمّی و روش آن پیمایش بود. حجم نمونه شامل 4000 نفر از جوانان 18 تا 35 سال ساکن در نقاط شهری مراکز 15 استان کشور بود که برای دسترسی به آنها در سطح پهنه ها و استان های منتخب، از ترکیبی از روش های نمونه گیری های خوشه ای چندمرحله ای، طبقه بندی شده متناسب با حجم و دردسترس استفاده شد. یافته ها: میزان مشارکت اجتماعی کل در بین جوانان در سطح پایین است. بطوریکه حدود نیمی از آنها از مشارکت اجتماعی پایین برخوردار بوده و مشارکت اجتماعی در بین یک سوم آنها بالا بود. البته بخشی از میزان بالای مشارکت اجتماعی کل، بخاطر میزان نسبتاً بالاتر مشارکت اجتماعی ذهنی جوانان از مشارکت اجتماعی عینی آنهاست که منجر شد تا نسبت کل مشارکت اجتماعی آنها نیز افزایش یابد. در بین ابعاد مشارکت اجتماعی، میزان ابعادِ ارزیابی از اعتماد جامعه به جوانان برای مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی و نگرش به کار مشارکتی بیشتر از بقیه ابعاد است و کمترین میزان مربوط به ابعاد مشارکت اجتماعی رسمی، داوطلبانه گرایی و درگیری مدنی رسمی می باشد. بحث: یافته ها دلالت بر آن دارد که علیرغم یکسانی سطح پایین مشارکت اجتماعی در بین اقشار مختلف جوانان، دامنه این مشارکت الگوی متکثری دارد و متغیرهایی چون جنسیت، وضعیت اشتغال، نوع اشتغال، طبقه و سطح توسعه استان، دامنه آن را متعیّن می سازند.
سنجش وضعیت سلامت اجتماعی خانواده های حاشیه نشین شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۴ زمنستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
151 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، بررسی وضعیت سلامت اجتماعی خانواده های ساکن در مناطق حاشیه نشین شهر اهواز با تأکید بر مقوله های انسجام، همبستگی، پذیرش و مشارکت اجتماعی بود. روش این مطالعه، پیمایش است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه افراد بالای 18 سال ساکن مناطق حاشیه نشین شهر اهواز بود. تعداد 380 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای متناسب با حجم برآورد گردید و از ابزار تحقیق پرسشنامه استاندارد کییز و شاپیرو برای سنجش وضعیت سلامت اجتماعی استفاده شد، که روایی صوری و پایایی آن در سطح آلفای کرونباخ بالای 70/0 مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد که وضعیت سلامت اجتماعی ساکنان محله های حاشیه نشین شهر اهواز برحسب منطقه محل سکونت، متفاوت است. همچنین وضعیت شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی نیز در میان ساکنان محله های حاشیه نشین شهر اهواز برحسب منطقه محل سکونت، متفاوت بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفه های پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و همبستگی اجتماعی، مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی حاشیه نشینان بوده است.
نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط-زیست(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست است. محیط زیست به عنوان یک مسئله اجتماعی، از مهم ترین پدیده های طبیعی است که بحران در آن حیات انسان و حتی غیر انسان را با مشکل مواجه می کند. کمتر پدیده اجتماعی به گستردگی این پدیده وجود دارد که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و .... باشد. روش این پژوهش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری است. در این مطالعه، مصاحبه هایی با 24 نفر از صاحب نظران محیط زیستی به عمل آمده است. نحوه انتخاب مشارکت کنندگان هدفمند و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به اشباع داده ها تعیین شده است. یافته های پژوهش بعد از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج 795 کد بازشد. "اضمحلال کارکردی"، به عنوان پدیده محوری، اشاره به شرایط کنونی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست دارد که در آن، اقداماتی که صورت می گیرد، بدون برنامه ریزی دقیق و کارشناسی و مستمر بوده و این اقدامات نیز، خود دارای پیامدهای منفی برای محیط زیست و کاهش مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در زمینه زیست محیطی از جانب شهروندان است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، نقش دولت در آسیب زدن به محیط زیست بیش از نقش شهروندان بوده و دخالت دولت چه از طریق اعطای امتیاز بهره برداری و برداشت از منابع طبیعی به شرکت های خصوصی یا صاحبان رانت و چه در زمینه مدیریت و نظارت بر محیط زیست، موجب ناخرسندی جامعه و از بین رفتن سرمایه اجتماعی در خصوص نگهداری و حفظ محیط زیست و احساس تعلق به منابع و ثروت های ملی کشور شده است.
ارائه مدل اثرگذار مشارکت اجتماعی بر نگرش به توسعه سیاسی (مورد مطالعه: مردم شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۸
141 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تحت عنوان "ارائه مدل اثرگذار مشارکت اجتماعی بر نگرش به توسعه سیاسی" در بین شهروندان تهرانی بالای ۱۸ سال شهر تهران انجام گرفته است. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر اثرگذاری مشارکت اجتماعی و ابعاد چهارگانه آن بر نگرش نسبت به توسعه سیاسی و ابعاد سه گانه (رضایت از اوضاع سیاسی، احساس آزادی سیاسی و احساس تعلق به جامعه) می باشد. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش است و تکنیک جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. که پرسشنامه ها بین 724 نفر از افراد نمونه که بصورت کاملاً تصادفی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند، توزیع گردید. نتایج نشان داد که مشارکت اجتماعی و تمامی ابعاد چهارگانه آن (گرایش به نظم اجتماعی، حس مسئولیت پذیری افراد، حس امنیت اجتماعی و بسیج گروه ها برای مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی) بر روی نگرش شهروندان تهرانی نسبت به توسعه سیاسی تأثیر مثبت دارند.