مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
۷۱.
۷۲.
۷۳.
۷۴.
۷۵.
۷۶.
۷۷.
۷۸.
۷۹.
۸۰.
کووید-19
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جرایم دولتی، هنجارهایی به ظاهر قانونی هستند که آشکارا سبب نقض حقوق بنیادین افراد می شود و ناکارآمدیِ قوانین در پیشگیری از ظهور آن ها، وجوب جرم انگاری چنین رفتارهایی را ایجاب می نماید. امروزه به رسمیت شناختن مفهوم نوظهور جرایم دولتی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفظ حقوق بنیادین بشر، از جمله حق بر سلامت شهروندان است؛ لکن محظوراتی مانع تحقق آن و فارق دانستن دولت ها از مسؤولیت کیفری در قبال ارتکاب رفتارهای غیرقانونی شده است. رفتارهایی از جمله نقض گسترد ه حق بر سلامت شهروندان، اعمال تبعیض ناروا در عرضه خدمات درمانی شایسته را می توان از جرایم غیرقانونیِ سلامت ستیز دولتی تعبیر نمود، در حالی که حق سلامت شهروندان در اسناد بین المللی و حقوق داخلی دولت ها مورد تأکید قرار گرفته و دولت ها متعهد به تأمین سلامت شهروندان شده اند. لکن با پیدایش کووید-19، بحرانی در حوز ه تأمین سلامت شهروندان، گریبانگیر دولت ها شده و مدیریت این بحران چالشی بی سابقه برای دولت ها رقم زده است. از این رو مقاله پیش رو درصدد ارزیابی اقدامات دولت وقت ایران در بحران یاد شده، در قالب جرایم دولتی می باشد . مواد و روش ها: روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی-تحلیلی، و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات انجام شده است . ملاحظات اخلاقی: در مقاله پیش رو، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته های تحقیق مبیّن بدمدیریتی هایی است که می تواند مصداق بارز جرایم دولتی قلمداد شود. رفتارهایی که هرچند علی رغم ضررهای جبران ناپذیر آن صریحاً جرم انگاری نشده است، لکن استناد به قانون مانع از مسؤولیت کیفری دولت به دلیل ارتکاب رفتارهای غیرقانونی نیست . نتیجه گیری: امروزه نقش دولت ها در حمایت از حقوق بنیادین شهروندان در ظهور بحران های فراگیر آشکار است و ظهور کووید-19 را می توان یکی از مهم ترین بحران ها دانست. اما در راستای مدیریت بحران یاد شده، اعمال سیاست گذاری های ناکارآمد، قصور در عرضه خدمات درمانی شایسته، رفتارهایی است که علی رغم نقض آشکار حق سلامت شهروندان، قابلیت اضرار عمومی آن بر کسی پنهان نیست. از این رو گزاف گویی نیست که مقتولان کووید-19 را از بزه دیدگان جرایم دولتی یاد کنیم .
پیش بینی بحران در بورس اوراق بهادار تهران با معیارهای آنتروپی و بررسی بحران های شناسایی شده مانند کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی مقدمه تصمیم گیری است. از این رو، بسیاری از سرمایه گذاران تمایل دارند از روند بازارها و تغییرات بازده قیمت ها آگاهی داشته باشند. بدین منظور، روش های متعددی در حوزه های مختلف استفاده شده است، اما در پژوهش پیشارو به بررسی توانایی پیش بینی بحران به وسیله معیارهای آنتروپی باقی مانده تجمعی و نوع تعمیم یافته آن یعنی آنتروپی باقی مانده تجمعی فراکتالی پرداخته شده است. داده های مورد استفاده در پژوهش شامل شاخص کل، حجم معاملات، ارزش معاملات، و نرخ ارز از مهر 1389 تا تیر 1400 است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو معیار توانایی پیش بینی بحران را دارند، اما معیار آنتروپی باقی مانده تجمعی فراکتالی در پیش بینی بحران بهتر از آنتروپی باقی مانده تجمعی عمل می کند. بحران ها به ترتیب در بازه زمانی 1392-1391، 1395-1393، 1398-1397، و 1400-1399 شناسایی شده اند. هر یک از بحران ها، ازجمله بحران کووید-19، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
حل و فصل دعاوی سرمایه گذاری ناشی از پاندمی ها : کووید-19 و حفظ منافع دولت میزبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی دوره سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
234 - 262
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه در وضعیت شیوع بیماری های فراگیر جهانی به خصوص در مورد کووید-19، تمام ظرفیت کشورها به مقابله با گسترش بیماری و حفظ سلامت عمومی جامعه اختصاص داده می شود، بدیهی است که دولت های میزبان در شرایط بحرانی نمی توانند مانند شرایط عادی به تمام تعهداتی که در خصوص حمایت از سرمایه گذار خارجی در معاهدات سرمایه گذاری پذیرفته اند پایبند باشد و حتی بعضی از اقدامات پیشگیرانه آن ها موجب ورود خسارت به سرمایه گذار می شود. رجوع سرمایه گذار به داوری در زمان شیوع بیماری و یا احتمال طرح دعوا توسط سرمایه گذار پس از کنترل بیماری، می-تواند دولت ها را در اقداماتی که باید برای حفظ جان شهروندان خود انجام دهند، محدود نماید. این مقاله با هدف تمرکز دولت های میزبان بر حفظ جان شهروندان و سلامت عمومی جامعه، با روش توصیفی-تحلیلی به این سؤال پاسخ می دهد که دولت میزبان در دعاوی سرمایه گذاری ناشی از بیماری های فراگیر جهانی از جمله کووید-19 بر اساس معاهدات سرمایه گذاری چه دفاعیات شکلی و ماهوی جهت حفظ منافع اساسی خود در اختیار خواهد داشت.
استناد دولت ها به عوامل رافع مسئولیت بین المللی در قبال نقض تعهدات حقوق بشر در همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
351 - 377
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کووید -19 (کرونا) بر اجرای تعهدات بین المللی دولت ها به ویژه در عرصه حقوق بشر تأثیرات چشمگیری گذاشت. در این میان، حق بر سلامت بیش از سایر حقوق نقض شد. به علاوه اگرچه قرنطینه سازی، فاصله گذاری اجتماعی، منع یا محدودسازی رفت وآمد و دسترسی به اطلاعات به منظور حفظ سلامت عمومی صورت گرفتند، در همین خصوص هم واکنش ناکارامد برخی دولت ها به نقض حق آزادی رفت وآمد و دسترسی به اطلاعات منتج شد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی عملکرد دولت ها در اجرای سه حق مذکور به این پرسش پاسخ می دهد که دولت ها برای توجیه نقض های ارتکابی، امکان استناد به کدام یک از عوامل رافع مسئولیت بین المللی را دارند؟ به نظر می رسد با توجه به آستانه بالای اثبات قوه قاهره، همه گیری کرونا تمامی الزامات این عامل همچون غیرممکن شدن اجرای تعهدات به نحو مادی را برآورده نمی کند. اما استناد به اضطرار و ضرورت بسیار محتمل است. البته نظر به تفاوت میان دولت ها از حیث میزان شیوع بیماری و ظرفیت های مقابله با آن، نمی توان این عوامل را قاطعانه نسبت به همه دولت ها قابل اعمال دانست.
بررسی تأثیرات بیماری کرونا بر نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با رویکرد گراف R-تاپسیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
7 - 36
حوزههای تخصصی:
سازمان های دفاعی نیاز به هوشمندی برای افزایش آمادگی و چابکی خود در مقابل تهدیدها و پیامدهای مختلف دارند، مخصوصاً در مواردی که یک اتفاق منجر به سلسله ای از پیامدهای گوناگون می شود. یکی از این موارد هوشمندی، دانستن میزان تغییرات و متغیرهای مورد علاقه سازمان به دلیل رخداد حوادث گوناگون می باشد. در این موارد، آگاهی از این میزان تغییرات، برنامه ریزی مناسبی را جهت کاهش آن در اختیار مدیران قرار می دهد. روش های مختلفی برای تحلیل سناریو در ادبیات موضوع موجود می باشد که دارای نقاط ضعف و قوت خود می باشند. در این پژوهش، یک چارچوب تحلیل سناریو بر مبنای روش علّی گراف R و روش تاپسیس برای بررسی تأثیرات بیماری کرونا بر نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) ارائه می گردد. نتایج بدست آمده نشان می دهد به دلیل رخداد کرونا، بیشترین اهمیت در بین متغیرها مرتبط با عامل اختلال در آموزش های مهارت محور می باشد و کمترین اهمیت متعلق به متغیر هزینه ی کل می باشد. بر پایه این نتایج بدست آمده، مدیران راهبردی می توانند سیاست های مناسب را جهت کاهش این پیامدها پایه ریزی کنند.
مطالعه نقش لجستیک نظامی در مدیریت بحران های زیستی ویروسی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
85 - 119
حوزههای تخصصی:
کارشناسان پیش بینی نموده اند با روند فعلی، کووید-19 آخرین همه گیری یک بیماری واگیردار ویروسی نخواهد بود، بلکه زنگ خطری برای بحران های همه گیری خطرناک آینده است. از مهمترین امکانات هر کشور جهت مقابله با انواع بحران ها ازجمله بحران های زیستی، نیروهای مسلح است. براین اساس، هدف تحقیق حاضر مطالعه نقش لجستیک نظامی در مدیریت بحران های زیستی ویروسی آینده و استخراج عوامل بهبود آن در یک رویکرد اکتشافی است. تحقیق به لحاظ روش، ترکیبی (فراترکیب-پیمایشی (از نوع دلفی فازی)) است. جامعه آماری در مرحله اول مقالات مرتبط با موضوع تحقیق بودند که با غربالگری 16 مقاله معتبر به عنوان نمونه انتخاب شد و در مرحله دوم نیز خبرگان در دسترس بودند که با روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. بر اساس نتایج مرحله فراترکیب، عوامل بهبود عملکرد لجستیک نظامی در مدیریت بحران همه گیری ویروسی، در چهار مؤلفه شامل توسعه تشکیلات لجستیکی، تقویت پتانسیل زنجیره تأمین، توسعه علمی تخصصی و تبیین جایگاه حاکمیتی دفاع غیرنظامی در مدیریت زنجیره تأمین، کاربردهای لجستیک نظامی در مدیریت بحران نیز در دو مؤلفه شامل حمایت از دولت در مدیریت بحران و کمک های اضطراری بشردوستانه و همچنین ضرورت به کارگیری لجستیک نظامی در مدیریت بحران در دو مؤلفه شامل چابکی عملیات امداد و نجات و پتانسیل لجستیکی استخراج گردید. در مرحله دلفی فازی نیز بر طبق نظرات خبرگان ضمن حذف پنج مفهوم و مولفه «تبیین جایگاه حاکمیتی دفاع غیرنظامی»، پنج مفهوم و یک مؤلفه جدید تحت عنوان «طرح عملیات دفاع زیستی منطقه ای» به «عوامل بهبود عملکرد لجستیک در مدیریت بحران های زیستی» اضافه گردید.
بررسی علل گردشگری خانه های دوم شهری در ایام شیوع کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
63 - 78
حوزههای تخصصی:
ویروس کرونا به دلیل جدید بودن، سهولت و سرعت انتقال همراه با پوشش گسترده رسانه ها موجب اضطراب بین المللی و اعمال محدودیت های مسافرتی توسط سازمان بهداشت شد. در ایران از مردم خواسته شد تا سفرهای غیرضروری را لغو کنند اما با شروع تعطیلات گردشگران بسیاری به شهرهای گردشگر پذیر ازجمله شهرستان رامسر در استان مازندران سفر کردند؛ با توجه به تعطیلی مراکز اقامتی و گردشگری، بخش غالب گردشگران ورودی به شهرستان رامسر گردشگرانی بودند که مالک خانه دوم در این شهر هستند و گردشگران خانه های دوم محسوب می شوند، اگرچه نظریه ها و دیدگاه های مختلفی در زمینه گردشگری خانه های دوم وجود دارد در پژوهش حاضر سعی شد تا انگیزه های تمایل به گردشگری خانه های دوم در زمان شیوع ویروس کرونا موردبررسی قرار بگیرد؛ در این راستا با توجه به بررسی ادبیات نظری این حوزه متغیرهای مالکیت، شرایط اقلیمی، ویژگی های شخصیتی که از عوامل مهم تمایل به گردشگری خانه های دوم هستند و همچنین بررسی تأثیر وضع قوانین و مقررات محدودکننده سفر بر گردشگری خانه های دوم در شهرستان رامسر به عنوان یکی از مکان های پرتردد در استان مازندران پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش گردشگرانی بودند که در بهار و تابستان 1399 با توجه به شیوع ویروس کرونا به شهرستان رامسر سفر کردند. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد و به منظور بررسی روایی محتوای پرسشنامه با کارشناسان مربوطه حوزه گردشگری مشورت های لازم صورت گرفت و برای بررسی پایایی از روش آلفای کرونباخ شد، که برابر با 8/0 بود. برای تحلیل داده ها و اولویت بندی متغیرها از نرم افزار SPSS22 استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که مالکیت خانه های دوم، قوانین و مقررات، ویژگی های شخصیتی و ویژگی های منطقه به ترتیب بیشترین شدت ارتباط را با گردشگری خانه های دوم در ایام قرنطینه داشتند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل شکست رستوران های زنجیره ای در بحران کووید-19 با استفاده از روش بهترین- بدترین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله قصد دارد مهم ترین عواملی را که باعث شکست رستوران های زنجیره ای در بحران کووید-19 می شود، با رویکرد مبتنی بر منابع شناسایی و اولویت بندی کند تا بتوانند تصویری روشن از این عوامل برای عبور از چالش های این بحران داشته باشند. روش: روش این پژوهش از نوع آمیخته و جامعه آماری این پژوهش رستوران های زنجیره ای هستند که در مرحله اول که به صورت کیفی انجام شده است، پس از بررسی مقاله های گذشته و شناسایی تعدادی عوامل، برای صحت سنجی آنها و یافتن عوامل دیگر با خبرگان مصاحبه صورت گرفت، خبرگان به صورت هدفمند از میان مدیران و مشاوران رستوران ها انتخاب شدند و عوامل شناسایی شده در سه گروه مدیریت، فرهنگ و منابع دسته بندی شدند، با استفاده از آزمون t میانگین عوامل به دست آمد و در مرحله دوم که به صورت کمی انجام شده است، با طراحی پرسش نامه با استفاده از روش بهترین- بدترین مقایسه زوجی بین شاخص ها انجام و عوامل رتبه بندی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که عامل عدم انعطاف پذیری به عنوان زیرمجموعه فرهنگ با وزن 0/155 در درجه اول اهمیت قرار دارد، پس از آن عامل عدم بهره وری با وزن 0/140 به عنوان زیرمجموعه مدیریت و در نهایت عامل کاهش سرمایه گذاری با وزن 0/042 به عنوان زیرمجموعه منابع قرار دارند.
پیش بینی سلامت روانی براساس مقیاس ذهن آگاهی، سن و جنس در ورزشکاران استان گیلان در زمان شیوع COVID-19(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شیوع جهانی COVID-19 بر سلامت روان اثر گذاشته و پیامدهای روان شناختی بسیاری به ویژه برای ورزشکاران به همراه داشته است؛ بنابراین، هدف از این پژوهش پیش بینی سلامت روان براساس مقیاس ذهن آگاهی، سن و جنس در ورزشکاران استان گیلان در زمان شیوع COVID-19 می باشد. مواد و روش ها: روش تحقیق توصیفی همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق را ورزشکاران نخبه استان گیلان در سال 1400 تشکیل دادند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی و براساس معیارهای ورود و خروج با مراجعه به باشگاه های ورزشی و ادارات تربیت بدنی 95 نفر تعیین شد. ابزارهای تحقیق را ذهن آگاهی براون و رایان MMAS)) در سال 2007 و پرسشنامه SCL-90-Rدراگوتیس و همکارانش در سال 1999 تشکیل داد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و شاخص های پراکندگی و همچنین آمار توصیفی و آزمون های آماری همبستگی مانند پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه روش گام به گام استفاده شد. از نرم افزار SPSS نسخه 25 با سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین مقیاس ذهن آگاهی و سلامت روان در ورزشکاران مرد و زن استان گیلان روانی با توجه به سن ارتباط وجود دارد (001/0≥ P). همچنین متغیر ذهن آگاهی پیش بینی کننده سلامت روان با توجه به جنسیت در ورزشکاران استان گیلان می باشد (001/0≥ P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که ذهن آگاهی می تواند پیش بینی کننده سلامت روان در مردان و زنان ورزشکار باشد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا (گزارش موردی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شیوع و دنیاگیری کووید-19 علاوه بر تعداد زیاد ابتلا و مرگ و میر فراوان، منجر به مشکلات روانشناختی از جمله اضطراب کرونا شده که زنان بیش از مردان در معرض این اضطراب قرار دارند. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع گزارش موردی با خط پایه چندگانه و پیگیری دوماهه بود. سه بیمار زن به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های تعیین شده برای ورود به پژوهش از جامعه آماری مورد نظر انتخاب شدند و به مدت 15 جلسه بر اساس پروتکل درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی تحت درمان قرار گرفتند. شرکت کنندگان سه بار در مرحله خط پایه و در جلسات 3، 6، 9، 12 و 15 و همچنین در جلسات پیگیری ماهیانه به مدت دوماه با تکمیل مقیاس اضطراب بیماری کرونا، پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا و پرسشنامه ابعاد نگرانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب کرونای زنان از نظر بالینی و به لحاظ آماری موثر بوده است (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی می تواند یک مداخله موثر برای کاهش نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا باشد.
طراحی مدل گردشگری پزشکی در دوران کوئید ۱۹ با استفاده از رویکرد ترکیبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی، شکل جدیدی از توریسم است که تا قبل از پاندمی کوئید ۱۹ به طور فزاینده ای رشد پیدا کرده بود. گردشگری پزشکی ب ه منظور بهبود سلامتی افراد و در مک انی خ ارج از محل سکونت آن ها انجام می شود. هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل گردشگری پزشکی در دوران کوئید ۱۹ با استفاده از رویکرد ترکیبی است. مواد و روش ها: در این تحقیق پژوهشگر از رویکرد ترکیبی استفاده کرده است. برای این منظور، در مطالعه اول، برای شناخت مؤلفه های بازاریابی گردشگری پزشکی از رویکرد داده بنیاد و در مطالعه دوم، به آزمون مدل با استفاده از روش کمی پرداخته شده است. ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز در مطالعه اول، پروتکل و مصاحبه عمیق، با بیست مدیر مرکز گردشگری و در مرحله بعد، داده های مورد نیاز بین 384 بیمار مرکز گردشگر توزیع و نتایج توسط نرم افزار ایموس تحلیل شده است. یافته ها: محقق با انجام پانزده مصاحبه به اشباع نظری و در نهایت 100 کد باز استخراج و بر اساس ادبیات نظری اقدام به کدگذاری محوری و انتخابی کرده و نتایج را در قالب شش بعد اصلی و سی و یک بعد فرعی ارائه کرده است. نتیجه گیری: محقق تحقیق خود را در قالب یک مدل شامل شش بعد: رضایت از برند مرکز گردشگری، اعتماد به برند درمانی مرکز گردشگری پزشکی، تنوع خدمات درمانی، بازاریابی گردشگری پزشکی، بسته درمانی مناسب، وفاداری به برند مرکز درمانی؛ و سی و یک بعد فرعی ارائه کرده است. نتایج تحقیق نشان داده است که کم هزینه ترین اقدام جهت بهبود وضعیت صنعت توریسم پزشکی، برنامه ریزی و ضرورت بخشی به ارائه خدمات حرفه ای در خور نیاز بیماران خارجی و همراهان آنها توسط افراد متخصص این حوزه باشد.
ارائه الگوی مولفه های شخصیتی و عوامل روان شناختی موثر بر تدریس معلمان در زمان شیوع کووید-19(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده است که نظام های آموزشی و تدریس معلمان می تواند متأثر از بحران های اجتماعی مانند کووید-19 باشد بنابراین هدف از این مطالعه ارائه الگوی مؤلفه های شخصیتی و عوامل روان شناختی مؤثر بر تدریس معلمان در زمان شیوع کووید-19 می باشد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی همبستگی و تحلیل مسیر با استفاده از معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مقطع ابتدایی ناحیه 2 مشهد که در سال تحصیلی 98 -97 مشغول به تدریس می باشند که با بررسی های صورت گرفته مشخص شد که 873 نفر در مقاطع ابتدایی مشغول به تدریس هستند که 329 نفر زن و 544 نفر مرد بودند. ابزار به کاررفته در پژوهش حاضر عبارت اند از پرسشنامه تدریس تحول آفرین، پرسشنامه عوامل اجتماعی و پرسشنامه عوامل شخصیتی هگزاکو که با رعایت اصول اخلاقی پژوهش، توسط اعضای نمونه تکمیل شد. داده های به دست آمده با بهره گیری از معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با بهره مندی از نرم افزار لیزرل تحلیل شد. یافته ها: یافته های آماری نشان دهنده برازش مطلوب مدل و تأیید معنادار مدل پژوهشگر بود (001/0≥P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که توجه به مؤلفه های شخصیتی عامل مهمی در ارائه تدریس در زمان شیوع کووید-19 می باشد.
تحلیل کیفی عوامل موثر بر استرس بیماری کووید-19 با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل کیفی عوامل موثر بر استرس کووید -19 با استفاده از نظریه داده بنیاد بوده است. نمونه پژوهش حاضر 40 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-98 بوده و جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند بهره گرفته شد. داده ها از 29 مرداد تا 29 مهر سال 1399 جمع آوری و رویکرد تحلیل داده ها، براساس نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) با اتکا بر روش اشتراوس و کوربین (1990) بوده است. یافته ها نشان داد عواملی همچون خطر آلودگی (03/48 درصد)، ترس از غریبه ها (13/24 درصد)، بررسی مداوم (31/15 درصد)، پیامدهای اقتصادی (50/6 درصد) و علائم استرس آسیب زا (03/6 درصد) در بازه زمانی ذکر شده، مهم ترین عوامل در ایجاد استرس نسبت به کووید-19 بوده اند. مطابق یافته های پژوهش؛ براساس فراوانی و درصد مشاهده شده، از بین 5 عامل ذکر شده، عامل مهم ایجاد کننده استرس نسبت به کووید-19 در درجه اول خطر آلودگی؛ در درجه دوم ترس از غریبه ها، سپس بررسی مداوم شناخته شده اند و بیماری همه گیر کووید-19 می تواند به طور جدی بر ابعاد مختلف زندگی افراد نقش داشته باشد. بنابراین ارائه مشاوره های مطلوب به خانواده ها می تواند نقش مهمی در بهبود این بحران داشته باشد.
رشد پس از سانحه در زنان بهبودیافته از کوید19:یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم دی ۱۴۰۰ شماره ۱۰ (پیاپی ۶۷)
۱۰۸-۹۷
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی پدیده رشد پس از سانحه در زنان بهبودیافته از بیماری کووید-19 بود. روش تحقیق در این مطالعه روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود بدین منظور 14 زن بهبودیافته از بیماری کووید-19 بالای 18 سال از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های به دست آمده، داده های ثبت شده با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه با شکل گیری واحدهای معنایی همراه بود که با توجه به اشتراکات و سیر منطقی موجود در 18 زیرمضمون دسته بندی شدند و در نهایت تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شکل گیری 7 مضمون اصلی شامل: 1- مغتنم شماری زندگی، 2- تغییر در فلسفه ی زندگی، 3- افزایش توانمندی فردی، 4- بهبود روابط بین فردی، 5- رشد معنوی، 6- اهداف و اولویت های جدید و 7- راهبردهای مقابله ای سازگارانه شد. نتایج به دست آمده تأکید بر لزوم بررسی و پرداختن به پدیده ی رشد پس از سانحه توسط مشاوران و روانشناسان، جهت ارتقا و تسهیل این پدیده در افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19 و همچنین تدوین جلسات مشاوره ای، مراقبتی و روان شناختی برای بهبود سلامت روان و تسهیل پدیده ی رشد پس از سانحه در این افراد دارد.
اضطراب ریاضی در دانش آموزان پسر دبیرستان در دوره ی کووید-19: نقش راهبردهای انگیزشی یادگیری و تاب آوری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
۱۴۰-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، میزان شیوع اضطراب ریاضی در دانش آموزان پسر دبیرستانی در دوره ی کووید-19 و نقش راهبردهای انگیزشی یادگیری ریاضی (شناختی، فراشناختی، مدیریت منابع غیراطلاعاتی و اطلاعاتی) و تاب آوری ریاضی در تمیز دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی بالا و پایین بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کل دانش آموزان پسر (621N=) دبیرستانی شهرستان بهار از توابع استان همدان تشکیل دادند. نمونه ی پژوهش شامل 247 دانش آموز پسر بود که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس های راهبردهای یادگیری ریاضی (لیو و لین، 2012)، تاب آوری ریاضی (کوکن و همکاران، 2016) و اضطراب ریاضی (بای و همکاران، 2009) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل تشخیص گام به گام استفاده شد. نتایج توصیفی نشان داد که 21/67 درصد دانش آموزان در دوره ی کووید-19 دارای اضطراب ریاضی بالا بودند. براساس آزمون t تک نمونه ای دانش آموزان از نظر استفاده از راهبردهای یادگیری ریاضی و تاب آوری ریاضی در وضعیت پایین و از نظر اضطراب ریاضی در وضعیت بالایی قرار داشتند. بین راهبردهای یادگیری ریاضی (شناختی، فراشناختی، مدیریت منابع غیراطلاعاتی و اطلاعاتی) با اضطراب ریاضی رابطه ی منفی وجود داشت. همچنین تنها نقش راهبردهای فراشناختی و تاب آوری ریاضی در پیش بینی عضویت گروهی دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی بالا و پایین معنادار بود. آموزش راهبردهای یادگیری ریاضی و تاب آوری ریاضی به دانش آموزان و گنجاندن روش تدریس ریاضی مبتنی بر راهبردهای یادگیری ریاضی و تاب آوری ریاضی در برنامه های ضمن خدمت برای معلمان ریاضی در جهت کاهش اضطراب ریاضی دانش آموزان در دوره ی کووید-19مفید خواهد بود.
رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی با نقش میانجی سلامت وجودی کارمندان شهر تهران در دوره شیوع بیماری کرونا
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی با نقش میانجی سلامت وجودی کارمندان شهر تهران در دوره شیوع بیماری کرونا بود. بر این اساس، روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی کارمندان شهر کتاب شهر تهران در سال 1400 در نظر گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و براساس روش نمونه گیری هدفمند، 155 نفر از کارمندان برآورد شد. داده ها در دو بخش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شد. در بخش میدانی با استفاده از سه پرسشنامه کیفیت زندگی (1996) (WHOQL-100)، سلامت معنوی پولوتزین والیسون (1982) و افسردگی بک(1988)، داده ها جمع آوری شد. برای سنجش روایی از روایی ظاهری، محتوایی و سازه استفاده شد که نشان از روا بودن ابزار داشت. همچنین پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که نتایج بیانگر پایا بودن ابزار اندازه گیری بود. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) انجام پذیرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که سلامت وجودی به صورت منفی و معنادار رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی را در کارمندان شهر تهران میانجی گری می کند
تأثیر تکنیک های ذهن آگاهی گسلیده بر روی استرس ادراک شده و کیفیت خواب بیماران مبتلا به کووید-19
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماران مبتلا به کووید-۱۹ سطح بالایی از استرس و کیفیت خواب پایین را به دلیل مجزا سازی درمان تجربه می کنند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ذهن آگاهی گسلیده بر روی استرس ادراک شده و کیفیت خواب بیماران مبتلا به کووید-۱۹ انجام شد. روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به کووید-۱۹ شهرستان خوی در سال ۱۴۰۰ بود. از لیست افراد دارای تست تشخیص مولکولی مثبت ۳۰ بیمار به طور هدفمند انتخاب شده، سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS) و پرسشنامه کیفیت خواب (PSQI) در پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شده و سپس با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که ذهن آگاهی گسلیده بین دو گروه در میزان استرس ادراک شده با ۳۸/۶۹=F در سطح ۰/۰۰۱ و کیفیت خواب با ۵۹/۳۶=F در سطح ۰/۰۰۱ تفاوت معناداری ایجاد کرده است؛ اندازه اثر ذهن آگاهی گسلیده برای کاهش استرس ادراک شده (۰/۵۹) و بهبود کیفیت خواب (۰/۵۰) بدست آمده است. نتیجه گیری: براساس یافته های نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی گسلیده می تواند استرس ادارک شده بیماران را کاهش داده و کیفیت خواب بیماران مبتلا را بهبود ببخشد. پس اجرای برنامه های مداخلات روانشناختی می تواند از تداوم مسائل روانشناختی در بیماران جلوگیری به عمل آورد.
نامه به سردبیر استیگما در جریان همه گیری کووید-19: مهم اما مغفول
حوزههای تخصصی:
بیماری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ به عنوان یک پاندمی اعلام گردید و به اصلی ترین اولویت حکومت ها و سیستم های بهداشتی و درمانی در جهان مبدل شد. این بیماری دارای پیامدهای شدید از نظر بیماری زایی و مرگ و میر، اثرات اقتصادی چشمگیر و تغییرات اجتماعی و فرهنگی گسترده است. این پیامدها موجب شده که بیشتر تلاش ها در زمینه مطالعه بیماری، درمان آن و همچنین پاسخگویی به پیامدهای اقتصادی ناشی از همه گیری صورت گیرد. بااین حال پیامدهای روانی ناشی از بیماری از جمله استیگمای کووید-۱۹ مغفول مانده است. این در حالی است که استیگما مرتبط با بیماری کووید-۱۹ گروه های مختلف از جمله بیماران، بهبود یافته گان، کارکنان بهداشت و درمان و سایر گروه های در معرض خطر را تهدید می کند. امکان انتقال انسان به انسان، شکاف دانشی در مورد بیماری، ترس ناشی از ابهام و ناآگاهی و تغییر مداوم قوانین و توصیه های مربوطه، سبب استیگمای مرتبط با کووید-۱۹ می شود. استیگما پیامدهای منفی متعدد نظیر پنهان کاری در زمینه بیماری، تأخیر در اقدام به دریافت خدمات سلامت، امتناع از بروز رفتارهای پیشگیرانه، رنج ناشی از تنش های روانی و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی مرتبط را به دنبال دارد؛ لذا باید تمهیدات لازم در این زمینه اندیشیده شود و بخصوص از طریق اقداماتی در راستای آگاهی بخشی و تضمین دسترسی به اطلاعات موثق، از شیوع استیگما پیشگیری شود.
بررسی رابطه ی اضطراب ناشی از کووید-19 و اضطراب سلامت: نقش میانجی مؤلفه ی نگرانی جسمانی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدل های فعلی مؤلفه ی نگرانی جسمانی حساسیت اضطرابی را به عنوان متغیری اساسی مرتبط با پیامدهای روانشناختی ناشی از همه گیری کووید-۱۹ نشان می دهند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی اضطراب ناشی از کووید-۱۹ و اضطراب سلامت با میانجی گری مؤلفه ی نگرانی جسمانی در طول پاندمی کووید-۱۹ انجام شد. روش: این مطالعه از نوع پژوهش های توصیفی- مقطعی و داده ها به صورت اینترنتی جمع آوری شد. بدین منظور ۵۵۴ نفر از بزرگسالان شهر تهران به وسیله یک پرسشنامه آنلاین از ۱ تا ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، به صورت ناشناس به روش نمونه گیری در دسترس مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزارهای این مطالعه شامل سیاهه اضطراب کرونا ویروس، پرسشنامه اضطراب سلامت و پرسشنامه حساسیت اضطرابی بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری توسط نسخه ۲۵ نرم افزار SPSS و نسخه ۸/۸۰ نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: دامنه سنی شرکت کنندگان بین ۱۸ تا ۶۵ سال با میانگین و انحراف معیار ۱۲/۲۱±۳۸/۰۳ بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که مؤلفه ی نگرانی جسمانی و اضطراب سلامتی رابطه مثبت و معنی داری با اضطراب ناشی از کووید-۱۹ دارد (۰/۰۵>P). نتایج معادلات ساختاری نشان داد مسیر مستقیم معناداری از اضطراب سلامت به اضطراب ناشی از کووید-۱۹ برقرار است همچنین مسیر غیرمستقیم معناداری از اضطراب سلامت به اضطراب ناشی از کووید-۱۹ به واسطه مؤلفه ی نگرانی جسمانی با ضریب مسیر ۰/۱۶ درصد برقرار است. نتیجه گیری: مؤلفه ی نگرانی جسمانی ارتباط بین اضطراب سلامتی و اضطراب ناشی از کووید-۱۹ را در نمونه ی ایرانی میانجی گری می کند. این یافته ها می تواند در پیشگیری مؤثر و تبیین اثرات روانشناختی همه گیری کووید-۱۹ کمک کند.
تحلیل احساسات توئیت های مرتبط با کرونا در ایران با استفاده از شبکه عصبی عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۷
109 - 134
حوزههای تخصصی:
با همه گیر شدن بیماری کووید-19، قرنطینه شدن مردم و فاصله گذاری اجتماعی، افراد بیش از پیش نظرات خود درباره ویروس کرونا را در شبکه های اجتماعی مانند توئیتر منتشر می کنند. با این حال، هنوز مطالعه ای برای تحلیل نظرات برخط افراد به منظور درک احساسات آن ها در مورد همه گیری کووید-19 در ایران گزارش نشده است. در این پژوهش به تحلیل احساسات موجود در نظرات مردم ایران در شبکه اجتماعی توییتر در طول بحران کرونا پرداخته می شود. برای این منظور یک مدل شبکه عصبی عمیق ارائه می شود. با توجه به این که داده های برچسب گذاری شده از توئیت های مرتبط با کرونا در دسترس نیست، مدل پیشنهادی ابتدا روی مجموعه داده Sentiment140 دانشگاه استنفورد شامل یک میلیون و ششصدهزار توئیت آموزش داده شده، سپس برای طبقه بندی دوکلاسه ی احساسات موجود در توئیت های جمع آوری شده مرتبط با کرونا در ایران استفاده می شود. نتایج نشان می دهد درصد توئیت ها دارای احساسات منفی نسبت به توئیت های مثبت به شکل معنی داری بیشتر است. همچنین، تغییر احساسات منفی افراد در ماه های مختلف متناسب با تغییر در آمار بیماران می باشد.