تأثیر معماری زیست دوست بر کاهش استرس و افزایش کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
طول عمر دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
۱-۱۷
حوزههای تخصصی:
طراحی های مبتنی بر زیست دوست (ادغام عناصر طبیعت در فضاهای ساخته شده) به عنوان راهکاری بالقوه برای کاهش استرس و ارتقای کیفیت زندگی مطرح شده اند، اما شواهد آزمایشی کنترل شده و کمّی شده درباره اثربخشی آنان در بافت های داخلی محدود است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر یک مداخله استانداردشده زیست دوست بر استرس ادراک شده و کیفیت زندگی در بزرگسالان بود. این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی طراحی شد. شرکت کنندگان بزرگسال (۱۸–۶۵ سال) ساکن استان اصفهان که حداقل ۲۰ ساعت در هفته در فضای مورد مطالعه حضور داشتند، به صورت تصادفی به گروه مداخله (فضای اصلاح شده با گیاهان، افزایش نور طبیعی و مصالح/نماهای طبیعی؛ n=64) یا گروه کنترل (فضای بدون تغییر؛ n=64) اختصاص یافتند. دوره مداخله ۸ هفته بود. متغیرها تنها با ابزارهای خودگزارشی اندازه گیری شدند: استرس ادراک شده با Perceived Stress Scale-10 (PSS-10) و کیفیت زندگی با WHOQOL-BREF. تحلیل ها شامل مدل های خطی مختلط (LMM) برای آزمون تعامل گروه×زمان و مقایسه تغییرات پیش –پس (Δ) بود. در پایه میانگین PSS در گروه کنترل 18.7±6.1 و در گروه مداخله 18.4±6.0 بود. پس از مداخله میانگین PSS به ترتیب 17.8±6.3 و 14.1±5.2 شد. تعامل گروه×زمان برای PSS معنادار بود (β = −3.20, SE = 0.80, t = −4.00, p < .001; 95% CI = [−4.80, −1.60]). میانگین تغییر ΔPSS در گروه مداخله −4.3 (SD = 5.0) و در گروه کنترل −0.9 (SD = 4.8) بود (تفاوت بین گروهی = −3.4; 95% CI = [−5.0, −1.8]; p < .001; Cohen’s d ≈ 0.68). برای WHOQOL-BREF نیز تعامل گروه×زمان معنادار بود (β = +4.50, SE = 1.40, t = 3.21, p = .0016; 95% CI = [+1.70, +7.30])؛ میانگین ΔWHOQOL در مداخله +6.1 (SD = 8.0) و در کنترل +1.0 (SD = 7.6) بود (تفاضل = +5.1; 95% CI = [+2.0, +8.2]; p = 0.0016; Cohen’s d ≈ 0.45). در این نمونه انتخابی، یک مداخله عملی و نسبتاً ساده زیست دوست در بسترهای داخلی بعد از ۸ هفته منجر به کاهش معنادارِ استرس ادراک شده و بهبود کیفیت زندگی گردید. یافته ها نشان می دهد که ادغام عناصر طبیعی در طراحی داخلی می تواند به عنوان یک راهکار مؤثر و عملی برای ارتقای رفاه روانی مورد توجه قرار گیرد. پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر، پیگیری بلندمدت و سنجش های فیزیولوژیک و رفتاری لازم است تا سازوکار های اثر و پایداری نتایج به روشنی روشن شود.