مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۸۱.
۵۸۲.
۵۸۳.
۵۸۴.
۵۸۵.
۵۸۶.
۵۸۷.
۵۸۸.
۵۸۹.
۵۹۰.
۵۹۱.
۵۹۲.
۵۹۳.
۵۹۴.
قاجار
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77 - 91
حوزههای تخصصی:
ارتباط جدیِ بین ایران با اروپا و در پی آن تجددخواهی ایرانی از دوران قاجار آغاز شد و دستاوردهای مختلفی را به همراه داشت. شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم نوین به عنوان امر سیاسی و نیز آشنایی با صنعت چاپ و دستاوردهای تصویری آن، که هر دو ارتباط قوی با تحولات مدرن دارند، در این دوران سر برآوردند و به تَبَع همزمانی شان، بر روی یکدیگر تأثیر نهادند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی حضور دیداری گفتمان ناسیونالیسم، پاسخگوی این پرسش است که نقشِ دستاوردهای تصویری مبتنی بر صنعت چاپ در تولید دیداری ناسیونالیسم در ایران چگونه است؟ این پژوهش کیفی که به روش توصیفی-تحلیلی، گردآوری اطلاعات را از طریق اسناد کتابخانه ای جمع آوری نموده، پس از بررسی تحولات پیرامونی اندیشه ناسیونالیسم، روایت تاریخیِ شکل گیری و گفتمانی شدن آن را در ایران، مورد مطالعه قرار داده است. همچنین با توجه به این که ریشه یابی دیداری گفتمان ناسیونالیسم، وابسته به متون و نشانه های تصویری هستند که در بستر این گفتمان معنا می شوند، با رویکرد نشانه شناسی گفتمانی به تحلیل تصاویر تعدادی از روزنامه های اوایل و اواخر دوران قاجار پرداخته است، زیرا بنابر مستندات معتبر تاریخی، روزنامه بارزترین نمود ورود صنعت چاپ به ایران محسوب می شود. نتیجه چنین حاصل آورد که تغییر در اندیشه های گفتمانی ناسیونالیسم ایرانی، بازنمود دیداری آن را نیز متحول کرده، چنان که در این روزنامه ها، نگرش تصویری از ناسیونالیسم سیاسی (درباری) به ناسیونالیسم مردمی مبدل گردیده است.
جنبه های نمایشگری میدان توپخانه در دوران قاجار به عنوان صحنه نمایش با نظر به آرا هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میدان توپخانه ازجمله میدان های شهر تهران است که با کنشی نمادین توسط حکام قاجار هم زمان با توسعه کالبد شهر، شکل می گیرد. در این مسیر، میدان توپخانه به واسطه استقرار توپ هایی که نمادی از قدرت و اقتدار زمانه به شمار می روند به لحاظ کالبدی، میدانی سیاسی-نظامی تلقی می شود؛ این فضای وسیع به سرعت تبدیل به مکانی برای دیدن و دیده شدن می شود و کاربرد و کارکرد مکانِ میدان تغییر می کند و کاربردهایی همسان با صحنه نمایش پیدا می کند و در این مکان، مردم در نقش بازیگران و تماشاگران زندگی روزمره خود را دیگرگون به نمایش می گذارند. این روند مکانِ میدان را به مکانی برای نمایشگری اقتدار حکومت تبدیل می کند و معنایی فراتر از میدان پیدا می کند. در نظر هانا آرنت، میدان ، مکانِ مناسبی برای تعامل کنش های سیاسی-نمایشی انسان است. این عرصه در بسیاری از جوامع شرایط را برای آشکار شدن کنش های نمایشگری مهیا می سازد؛ به تعبیری هرگاه آرنت در حال سخن گفتن از سیاست است؛ او در حال بازسازی واقعیت ها و ویژگی های تئاتری انسان است. ازاین رو، در این پژوهش تلاش بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی به کنش های نمایشگری موجود در میدان توپخانه پرداخته شود و این نتیجه به دست آید که فعالیت های نمایشگری در میدان منجر به تبدیل آن به مکان ِ اجرا و در نهایت تغییر کاربری میدان می شود.
حاکمیت قاجار و تأثیر آن بر درون مایه قالی های تصویری ایران
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
315 - 366
حوزههای تخصصی:
به حکومت رسیدن قاجار برابر است با آشنایی ایرانیان با تحولاتی که جهان غرب را دگرگون نموده است و نیز موج تجددخواهی که بر اثر این آشنایی فضای سیاسی و فرهنگی کشور را در می گیرد. این موضوع زمینه های تغییر را در نقوش قالی های ایرانی فراهم می کند و موجب پدید آمدن سبکی نوپا در قالی ایرانی به نام قالی تصویری می گردد. سوال اصلی پژوهش آن است که تأثیر حاکمیت قاجار و تحولات این دوره تاریخی خاص بر درون مایه قالی های تصویری ایران چیست؟ هدف از این پژوهش درک چرایی پیدایش بافت قالی های تصویری با مضامین مختلف در قاجاریه است. روش استفاده شده در این پژوهش بر مبنای هدف بنیادین و بر مبنای ماهیت توصیفی تاریخی بوده و رویکردی تطبیقی دارد. نمونه های معرفی شده در این پژوهش از نوع سهمیه ای نمونه شاخص است که به روش اشباع نظری به گزین شده اند و بر مبنای روش کیفی تحلیل می شوند. یافته های این پژوهش بر مبنای مطالعات اسنادی نشان می دهند که برخی از سیاست های داخلی و خارجی قاجار به صورت مستقیم بر تعیین نقش قالی های تصویری تاثیر داشته و برخی از این نقش ها نیز متاثر از تحولات بین المللی بوده است. به طور کلی نتایج پژوهش بیانگر نشانه هایی از ظهور گفتمان تجدد در پیکره مطالعاتی است که می توان آن را انعکاس گفتمان مذکور در جامعه ایران دانست.
واکاوی چگونگی پوشش زنان در داخل و خارج از منزل و انعکاس آن در آثار نقاشی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره طولانی قاجار تاریخ پوشاک همواره بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ قاجار است که سهم مهمی در هویت فرهنگی ایران دارد؛ یکی از جنبه های مطالعاتی در زمینه پوشش زنان در دوره قاجار مطالعه لباس آنان در داخل و خارج از منزل است که در تصاویر نقاشی این دوره بازتاب داشته است. یکی از مسایل مهمی که در این دوره با فرهنگ و هویت اسلامی گره خورده است نحوه پوشش زنان است که در آثار نقاشی و عکاسی این دوره منعکس شده است. هدف از این مقاله بررسی نوع پوشش و بازنمایی شیوه پوشش زنان در بیرون از منزل و داخل آن است؛ این پژوهش با هدف معرفی فرهنگ پوشش و لباس زنان ایرانی با مطالعه متون و آثار مرتبط برجای مانده صورت پذیرفته است. سئوال اصلی پژوهش: پیکربندی پوشش زنان در لباس داخل و خارج از منزل چگونه بوده و شامل چه بخش هایی بوده است؟ روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی و تحقیق از نوع کیفی است و با توجه به متون نوشتاری و منابع تصویری این امر مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد پیکربندی پوشش زنان در دوره قاجار از بخش های مختلفی تشکیل شده است و نمونه های واقعی آن وجود دارد که قابل تطبیق با نمونه های عکاسی و نقاشی به عنوان اسناد تصویری این دوره است. زنان ایرانی در بیرون از منزل از آزادی و تنوع پوشش برخوردار بوده ولی در خارج از منزل این پوشش تنها به چادر محدود می شده است . زنان ایرانی در دوره قجار بر اساس شواهد همواره بر زیبایی پوشش خویش تاکید داشته و این امر در هنر نقاشی و عکاسی این دوره نیز نمود پیداکرده است.
بررسی تطبیقی حکمرانی عالمان شیعی؛ با تأکید بر حکومت های عصر صفوی و قاجاری
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
145 - 166
موقعیت علمای شیعه در تاریخ ایران، تابعی از تحولات ساختار اجتماعی-سیاسی بوده است. با تغییر این ساختارها، علما نیز به بازتعریف و تقویت پایگاه نفوذ و حکمرانی خود می پرداختند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که باتوجه به مقایسه حکمرانی علمای شیعه در دو دوره صفویه و قاجاریه، چه تحولاتی در موقعیت و گفتمان آنها به منظور تقویت زمینه های حکمرانی رخ داده است؟ این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تاریخی و بررسی تطبیقی، به مقایسه دو دوره یادشده می پردازد. همچنین بر این ادعا است که علمای شیعه در عصر صفوی با نزدیکی به حکومت، به حکمرانی «نهادی» دست یافتند و توانستند خود را در قالب یک «ساختار» منسجم صورت بندی کنند. این ساختار با تعریف نقش علما در «ساختار حاکمیت»، زمینه را برای ایفای «کارکردهای حکمرانی» فراهم می آورد. در عصر قاجار، روحانیت با بازتعریف موقعیت خود، استقلال از حکومت و نزدیکی به نیروهای اجتماعی، حکمرانی «اجتماعی» خود را تقویت کرد و از همکاری حداکثری با حکومت به گفتمان «تقابل-تعامل» تغییر جهت داد؛ به گونه ای که جریان کم رنگ «تقابلی» عصر صفوی در زمان مشروطه به شدت قوت گرفت و پررنگ شد. یافته ها نشان می دهد علمای شیعه توانستند «ساختار حکومت» را به تغییر بنیادین وادارند و رهبری مبارزه با «اختیارات» بی حدوحصر «سلطنت» را در انقلاب مشروطه به دست گیرند.
از تن مجازات شده تا روان نظارت شده: مطالعه ای بر بدن سیاسی در دوره ی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: از نظر فوکو، سوژه سرشت و ماهیتی از پیش موجود و بنیادین ندارد، بلکه محصول و برساخته تحولات تاریخی است. او تلاش کرد نشان دهد که چگونه انسان ها، در نتیجه قرار گرفتن درون شبکه پیچیده ای از روابط قدرت، تحت سیطره این قدرت شکل می گیرند. بر همین اساس، این پرسش مطرح می شود که از منظر اندیشگانی فوکو، چه نسبتی میان تن، روان و قدرت در دوران قاجار و پهلوی برقرار بوده است؟ در اندیشه فوکو، سوژه و بدن او در فرایند تحول سازوبرگ های قدرت، از قدرت آئینی به قدرت انضباطی و در نهایت به مرحله حکومت مندی و تولد قدرت سراسربین متحول می شود. در این سیر تاریخی، بدن همچنان آماج اصلی سرکوب، تعذیب و مجازات باقی می ماند، اما به تدریج ابژه اصلی قدرت از بدن به سوی روان متمایل می شود. هدف این پژوهش تبیین چگونگیِ تحول ساختارهای اجتماعی برای بهنجارسازیِ مردم و تبدیل ساختکارهای رعیت محور (با تمرکز بر تن رعایا) به شهروندمحور (با تمرکز بر روان رعایا) در دوره قاجار و پهلوی است. روش: در این مقاله، به جنبه ای از نوشتارها و مطالعات فوکو توجه شده که در آن ها به «تنانگی» و «نظریه های مربوط به بدن» اشاره شده است. فوکو و نظرگاه ویژه او درباره بدنِ سیاسی شده شهروندان، به عنوان نقطه تمرکز این پژوهش؛ زمینه را برای ارائه یک الگوی نظریِ محقق ساخته فراهم می کند که با استفاده از آن می توان به تبارشناسیِ قدرتِ اعمال شده بر بدنِ هستی های سیاسی پرداخت. یافته ها: در دوره قاجار، قدرت شاه بر اساس الگوی قدرت آیینی شکل گرفت که در آن سلطه از طریق نمایش خشونت بر بدن اجتماعی تثبیت می شد. مجازات های سنگین، همچون اعدام و قطع اعضای بدن، ابزاری برای تحکیم سلطه مطلق شاه بودند. اصلاحات عباس میرزا در سده نوزدهم به تدریج الگوهای سلطه را تغییر داد و از خشونت فیزیکی به سیاست های جدید بدن و تربیت سوژه های مطیع گرایش یافت. این تغییرات در دوران پهلوی اول تکمیل شد و به ایجاد نظمی نوین منجر گردید که هدف آن کنترل دقیق و مستمر بر سوژه ها بود تا مشروعیت سیاسی جدیدی برای حکومت فراهم شود. در این دوره، دولت با استفاده از تکنیک های حکمرانی مدرن، همچون ارتش و دیوان سالاری، کنترل اجتماعی را تشدید کرد. تشکیل ارتش دائمی، تأسیس زندان قصر و تصویب قوانین محدودکننده، از ابزارهای تحمیل نظم و انضباط بودند. این تغییرات، با همراهی ایدئولوژی مدرنیته، فضایی از ترس و سرکوب ایجاد کردند و هرگونه مخالفت را سرکوب کردند. سقوط حکومت رضاشاه نشان داد که تکنولوژی های انضباطی به تنهایی کافی نیستند و قدرت متمرکز نمی تواند از واکنش جامعه جلوگیری کند. در دوران محمدرضا شاه، گفتمان جدیدی شکل گرفت که بر حکومت داری سراسری و مشروعیت بخشی به سلطه تأکید داشت. در این دوره، فردیت و آزادی های فردی تهدید می شدند و بدن ها و ذهن ها تحت نظارت های مستمر قرار می گرفتند. حکومت، از طریق گفتمان های مختلف و استفاده از تاریخ باستان، تلاش کرد مشروعیت خود را تقویت کند و به تحمیل قدرت بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بپردازد. در نهایت، این تحولات به ایجاد جامعه ای مراقبتی انجامید که در آن افراد به ابژه هایی تحت نظارت و کنترل تبدیل شدند و خشونت و سرکوب به ابزاری برای حفظ نظم و امنیت بدل گردید. Bottom of Form نتیجه گیری: گفتمان قدرت در دوران قاجار با سلطه خشونت بار بر بدن رعایا آغاز می شود که از طریق قدرت آئینی و اعمال مستقیم خشونت تثبیت می شود. در دوران پهلوی اول، قدرت انضباطی با سلطه ای باواسطه و خشونت بار بر بدن ها شکل می گیرد و زمینه ساز حکومتمندی جدید می شود. با پیچیده تر شدن تکنولوژی های قدرت، بدن ها و ذهن ها در معرض خشونت ساختاری و نهادی قرار می گیرند. در دوران پهلوی دوم، علاوه بر بدن، روح و روان شهروندان نیز به طور کامل در اختیار دولت قرار می گیرد. این تحول باعث گشوده شدن دروازه های ذهنی و جسمی به سوی سلطه بی حدومرز می شود.
رویکرد حقوقی سیاسی دولت قاجار در تعامل با نهاد دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
1 - 27
حوزههای تخصصی:
روابط حاکم میان نهاد دین و دولت در عصر قاجاریه، ازآنجاکه زمینه ساز وقایع بسیار مهم تاریخی ازجمله تعیین خط مشیء رفتاری نهاد دین و دولت با یکدیگر بوده است، یکی از موضوعات مهم تاریخ ایران است که تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور برجای گذاشت. در این دوره، نهاد دین به ویژه مذهب شیعه، نقش کلیدی در شکل دهی به هویت ملی و سیاسی ایرانیان ایفا کرد. روحانیون و مراجع تقلید در عصر قاجاریه به عنوان نمایندگان دین، نفوذ زیادی بر جامعه داشتند. آن ها نه تنها در مسائل دینی، بلکه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز حضور چشمگیر و تعیین کننده داشتند. در این دوره ماهیتِ قدرت در نهاد مذهب، تغییرات بسیار مهمی داشت و کفه ترازوی قدرت به نفع علما سنگین بود. دولت قاجار برای حفظ مشروعیت خود نیازمند حمایت روحانیون بود. این حمایت معمولاً با اعطای امتیازات خاص به برخی روحانیون همراه بود. دولت تلاش می کرد تا با همکاری با برخی از علما، مشروعیت خود را تقویت کند و از نفوذ آن ها برای کنترل جامعه استفاده کند. در این میان علمای بزرگ شیعه غالباً دستِ همکاری به دولت نمی دادند و پادشاهان را غاصب حکومت دانسته و خود را شریک ظلم و استبداد حاکم نمی کردند.
سیاست راه سازی روسیه در ایران و واکنش قاجاریه؛ مطالعه موردی راه های شوسه شمال غرب و مسیر دریاچه ارومیه (۱۳۴۰-۱۲۸۷. ق/ ۱۹۲۲- ۱۸۷۰. م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
58 - 85
حوزههای تخصصی:
ازنیمه دوم قرن۱۹ روسیه با اتکا به راه آهن و راه های شوسه، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را درآسیای میانه و قفقاز گسترش داده بود و می خواست همان سیاست نفوذ تدریجی را درمرزهای ایران اجرا کند؛ که با مخالفت دولت های انگلیس و قاجار مواجه شد. این پژوهش با تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعاتی که به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآمده اند، درپی پاسخ به این سؤال است که نقش دولتین روسیه و ایران درفرآیند ساخت راه های ارتباطی- تجاری شمال غرب کشور دراواخر دوره قاجار(۱۳۴۰-۱۲۸۷.ق/۱۹۲۲-۱۸۷۰.م) چه بوده است؟ نتایج نشان می دهد مهم ترین ابزارنفوذ روسیه برایران ساخت«راه» بود اما ایران برای جلوگیری ازاین تسلط سال ها درمقابل پیشنهاد راه سازی روسیه مقاومت کرد ولی برای تسلط برکلیه نقاط کشور و نیاز به راه های نوین؛ امتیاز ساخت راه های شوسه شمال کشور به روسیه واگذار شد. توسعه طلبی قدرت های بزرگ کشتیرانی در دریاچه ارومیه را نیز درمعرض سیاست های آنان قرار داده بود. درپایان دوره قاجار کشور تقریباً بی بهره از ترابری مدرن داخلی بود و بااینکه ظواهر توسعه مانند راه های شوسه، خطوط تلگراف وبانک وجود داشت اما این توسعه نه درونی بلکه به دلیل نیاز نیروهای خارجی شکل گرفته بود تا اواسط جنگ جهانی اول (۱۳۲۶.ق/۱۹۱۷.م) درراه های ساخته شده وصول راهداری، عوارض و نظارت برعبور و مرور به دست روس ها بود. دراین دوره استفاده از راه های دریایی که وسیله ای ارزان و سریع در ترابری بود و ازنظر دفاعی نیز اهمیت راهبردی داشت، کمتر موردتوجه دولت ایران قرار گرفت.
بررسی مسائل اقتصادی و توسعه نیافتگی بلوچستان و سواحل مکران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه بلوچستان و سواحل مکرانِ ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ازجمله دسترسی به بنادر کشورهای شرق و غرب آسیا، نزدیکی به منابع انرژیِ خلیج فارس و نیز پل ارتباطی با ممالک آسیای میانه، دارای ظرفیت های مهم اقتصادی و تجاری بوده است. نکته برجسته تر اینکه سواحل مکران دروازه ورود ایران به آب های آزاد دنیا محسوب می شود. نزدیکی بلوچستان به هندوستان به عنوان مستعمره انگلیسی ها و حضور مداخله جویانه آنان بر اهمیت بلوچستان و مکران و تأثیر سیاسی منطقه بر تحولات سرزمینی ایران می افزود. اما علی رغم این موقعیت و نقش مهم این منطقه در تحولات عصر قاجار، چندان موردتوجه دولت نبوده و زندگی مردم با چالش ها و نابسامانی های متعددی چون ناامنی، فقر، بی کاری و کشمکش های عشایر و طوایف روبرو بوده است. مسئله اصلی پژوهش، بررسی علل عدم توسعه اقتصادی بلوچستان و سواحل مکران در عصر قاجار است. به تبعِ آن، سؤال پژوهش این است که چه عواملی در توسعه نیافتگی این منطقه در عصر قاجار مؤثر بوده است؟ توسعه نیافتگی از منظر داخلی متأثر از سیاست ها و عملکرد ناکارآمد اقتصادی دولت، دوری جغرافیایی از مرکز، خلأ قدرت دولت و ناامنی و نیز بی توجهی دولت به منطقه بود. ازنظر خارجی نیز باید به ادغام ایران در اقتصاد جهانی قرن نوزدهم و تحمیل قراردادهای تجاری اشاره کرد که درنتیجه رقابت قدرت های استعماری بر اقتصاد ایران و منطقه تأثیر منفی گذاشت. هدف مقاله جستجو و شناختِ علل عقب ماندگی سواحل مکران و بلوچستان است که با تأکید بر منابع تاریخی و نشریات و به روش تاریخی و شیوه توصیفی- تاریخی، مسائل اقتصادی منطقه را مورد بررسی قرار داده است.
واکاوی عناصر و ویژگی های کاروانسراهای عصر قاجار و ابعاد ژئوپلیتیک آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور پهناور ایران به دلیل اهمیت سوق الجیشی و قرار گرفتن آن در مسیر جاده ابریشم به عنوان شاهراهی حیاتی و اقتصادی، همواره مورد توجه کاروان های تجاری بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی ویژگی های کاروانسراهای دوره قاجار است. روش تحقیق در این پژوهش میدانی- تاریخی، تحلیلی است. بدین ترتیب ابتدا مطالعات تاریخی، به ویژه در سفرنامه ها به منظور دستیابی به راه های ارتباطی و خانه های میانی آن عصر انجام شده است. سپس بررسی میدانی با اطلاعات به دست آمده از منابع مکتوب تطبیق داده شده و سکونت گاه ها و مطالعات تاریخی مذکور عوامل معماری و ساختاری آثار را مورد تحلیل قرار داده اند. کاروانسرا به عنوان محل استقرار تجار و بازرگانان در ایجاد روابط تجاری نقش بسزایی داشت. کاروانسراها در بیشتر دوره های تاریخی ایران ساخته شده اند. در دوره قاجار اگرچه روابط تجاری با کشورهای مختلف از سر گرفته شد، اما هرگز به سطح روابط تجاری سابق نرسید. در این دوره، تعدادی کاروانسرا ساخته شد که به دلیل عجله در ساخت آنها و استفاده از مصالح بی کیفیت، به ویژه خشت، امروزه بیشتر این بناها تا حد زیادی تخریب شده یا به کلی ویران شده است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی کاروانسراهای دوره قاجاریه و ویژگی های معماری و ساختاری آنها، ویژگی های مشترک این کاروانسراها را بررسی کند.
مفهوم ودیعه در عصر صفوی؛ مبنایی در تحدید قدرت دولت در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1955 - 1969
حوزههای تخصصی:
اندیشه تحدید قدرت دولت سابقه ای تاریخی دارد و طی تاریخ، دچار تحولات بسیار شده است. برای فهم بهتر اندیشه تحدید قدرت دولت در دوره معاصر و اندیشه مشروطه خواهی، آگاهی از روند پیدایش، تکوین و گسترش این مفهوم ضرورت دارد. ودیعه به عنوان عقدی معین در فقه، در حقوق عمومی، مفهومی متفاوت دارد و مبنایی در جهت محدود کردن قدرت دولت است که در دوره قاجار و در آثار مکتوب آن عصر، ظهور بسیاری دارد. مفهوم ودیعه به مثابه مبنایی در تحدید قدرت دولت بر بنیانی استوار است که در عصر صفوی پی ریزی شده و در برخی آثار علمای عصر صفوی، سرنخ های مهمی از پیدایش این مفهوم وجود دارد. رفته رفته با کمرنگ شدن وجه فقهی این مفهوم، بر جنبه سیاسی آن افزوده شد و ودیعه به عنوان نظریه ای اساسی در حکمرانی به مفهومی در جهت تنظیم رابطه مردم و شاه بدل شد. این مقاله با روشی توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، درصدد بررسی مفهوم ودیعه و چگونگی پیدایش و تحول آن به عنوان مبنایی در جهت تحدید قدرت دولت در دوره قاجار و ریشه یابی آن در عصر صفوی بوده است.
فرایندهای تخریب کاشی های هفت رنگ حمام علی قلی آقا در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
47 - 64
حوزههای تخصصی:
حمام علی قلی آقا که در محله بیدآباد اصفهان واقع شده است توسط علی قلی آقا، یکی از درباریان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی، بنیان گذاشته شد. این حمام دارای کاشی کاری های هفت رنگ از دوره های صفوی و قاجار است که آسیب های قابل توجهی را متحمل شده اند. این آسیب ها شامل جدایش لایه لعاب از روی بدنه کاشی در تعداد قابل توجهی از کاشی های هفت رنگ دوره صفوی و رنگ باختگی در بین کاشی های دوره قاجار می شود. این تحقیق بر پایه مشاهدات میدانی و تحلیل داده های دوربین حرارتی نشان می دهد که رطوبت صعودی، نزولی و تعریقی ناشی از نزولات جوی، آبی های جاری در مجاورت حمام علی قلی آقا و همچنین فعالیت های درون بنا از دلایل اصلی تخریب کاشی های هفت رنگ صفوی و قاجار در بنای حمام علی قلی آقا است. در این تحقیق همچنین نوع نمک های محلول موجود در ساختار کاشی ها با روش های طیف بینی میکرورامان، آزمون های شیمی تر و ریزتجزیه انرژی پرتو ایکس پراکنده شده همراه با میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد شناسایی قرار گرفت. این نمک ها عمدتاً شامل نمک های نیتراته، کلریدی و سولفاته ناشی از فعالیت های قبلی و فعلی درون یا پیرامون مجموعه حمام علی قلی آقا شده و نقش قابل ملاحظه ای در تخریب کاشی های هفت رنگ بنا دارند. به علاوه، نوسانات دمایی درون بنا و اختلاف در ضریب انبساط حرارتی لعاب و بدنه کاشی های بنا نیز از دیگر عوامل آسیب رسان به آن ها تشخیص داده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تأثیر هم زمان چرخه های تبلور، انحلال و بازتبلور نمک های محلول در کنار عیوب ساختاری کاشی ها و نوسانات دمایی و رطوبتی اتصال لعاب به بدنه کاشی های حمام علی قلی آقا را سست و تخریب قابل ملاحظه ای را در لعاب این کاشی ها ایجاد کرده است.
اسباب و اثاثیه خانگی و نقش آن در بازتاب تمایزات اجتماعی ایران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران در عصر قاجار از تمایزات بسیاری در درون طبقات اجتماعی آکنده بود. این تمایزات اجتماعی در امور و مسائل مختلفی از ریز تا درشت و از پائین تا بالا وجود داشت. در این میان اسباب و وسایل خانگی اگرچه از ضروریات زندگی ایرانیان عصر قاجار بود، اما از این ظرفیت برخوردار بود تا اقشار فرادست جامعه بتوانند از طریق آن تشخّص و هویت طبقاتی خود را نمایان سازند. در این پژوهش با استفاده از منابع و متون تاریخی، با روش توصیفی-تحلیلی و با کاربست نظریه تمایز اجتماعی پیر بوردیو کوشش می گردد تا به این سوالات پاسخی درخور داده شود: طبقات فرادست و اشراف ایران در عصر قاجار چگونه از طریق اسباب و کالاهای خانگی، تمایزات خود را نسبت به دیگر طبقات جامعه منعکس می نمودند؟ آیا این طبقات صرفاً به دنبال رفع نیازهای خود در امر خرید یا تهیه وسایل خانگی بودند و یا اینکه در پی آن بودند تا از طریق این وسایل، تشخّص طبقاتی و هویت و منزلت اجتماعی خود را نیز بازتاب دهند؟ نگاه طبقات فرودست به مسئله اسباب و وسایل خانگی چه بود؟ این پژوهش بر این فرض اساسی قرار دارد که اگرچه طبقات پائین و فرودست جامعه در پی آن بودند تا در خرید و استفاده از وسایل خانه، تنها مسئله ضرورت و رفع نیاز را در نظر بگیرند، اما طبقات اعیان و اشراف علاوه بر مسئله ضرورت و رفع نیاز، بیشتر در پی آن بودند تا از طریق اسباب و وسایل خانگی تمایز و تفاخر طبقاتی و اشرافی خود را نیز منعکس نمایند.
گفتمان پزشکی و مناقشات امر جنسی پس از ورود مدرنیته به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
239-268
حوزههای تخصصی:
امر جنسی در جهان سنت ماهیت ایدئولوژیک داشت و بر مبنای تعارض حوزه های عمومی و خصوصی فهم می گردید .اما با ورود مدرنیته به ایران، امر جنسی به عنوان پدیده فرهنگی و اجتماعی ، محل مناقشات گفتمانی قرار گرفت.حال مساله این است که در فرآیند نفوذ مدرنیته به ایران چه رویکردهایی با بهره گیری از گفتمان پزشکی در راستای مدیریت و کنترل امر جنسی در جامعه به مناقشات نظری پرداختند و استراتژی هر یک از این رویکردها و گفتمانها در حل مشکلات جنسی در جامعه را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دین و مدرنیته به عنوان دو گفتمان رقیب با بهره گیری از گفتمان پزشکی به مناقشه درباره تنظیم ناهنجاری های جنسی پرداختند . این مناقشات با بیماری های مقاربتی آغاز گشت که در مواجهه با این بیماری دو گفتمان اصلی سربرآورد: گفتمان دینی که در آن تنانگی را دال بر فساد و فحشاء و مساله ای بیگانه قلمداد می کرد و دیگری گفتمان مدرن بود که بیماری های مقاربتی را از حوزه اخلاق و نگرش ایدئولوژیک خارج کرده و با استخدام معانی پزشکی آن را نه زیست مجرمانه ، بلکه عرصه بیماری تعبیر می کرد . هر چند پیوستگی و امتزاج دین با عرصه های سیاسی و اجتماعی در عصر قاجار نتوانست سایر رویکردها را از هژمونی گفتمان دینی برهاند اما همچنان عناصر مورد توافق دین مهمترین معانی طرد و برجسته سازی در مدیریت و کنترل بیماری های مقاربتی به شمار می آمدند .