مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
خستگی ذهنی، یک چالش رایج در میان کارکنان فضای درمانی در طول شیفت های طولانی، ممکن است بر نحوه درک و سازگاری افراد با محیط حرارتی خود تأثیر بگذارد, همینطور کارکنان به دلیل سطوح مختلف فعالیت، الزامات تجهیزات حفاظتی و نیاز به حفظ شرایط سخت محیطی برای مراقبت از بیمار، چالش های حرارتی را تجربه می کنند.از این هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و بررسی نقش خستگی ذهنی در پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است.این تحقیق با استفاده از یک طرح آزمایشی کنترل شده در امکانات آزمایشگاهی یک کلینیک تخصصی واقع در شهر ایلام انجام شد. نمونه شامل 20 پرسنل پزشکی بود که محیط کار آنها یک آزمایشگاه زیرزمینی بود. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی به دو شرایط آزمایشی ,قرار گرفتن در معرض 1100 PPM CO2 با تهویه مکانیکی و 1800 PPM CO2 بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند. به طور همزمان، پارامترهای فیزیولوژیکی (ضربان قلب) و ارزیابی آسایش حرارتی (پرسشنامه استاندارد ASHRAE) و خستگی (پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت شد. بخش اول یافته ها از طریق برازش مدل رگرسیون لوجستیک و بخش دوم یافته ها از طریق آنالیز واریانس دوطرفه(دوفاکتوری) در نرم افزار SPSS27 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.یافته ها نشن داد, احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی حین انجام کار در سطح خطای یک درصد آزمون معنی دار است (P<0.05) و این متغیر تاثیر معنی داری بر احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارد (P<0.05). متغیرهای سطح CO2 (1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی) و عملکرد شناختی و ضربان قلب، تأثیر معنی داری بر احتمال سازگاری حرارتی نداشتند(P>0.05). بر اساس آنالیز واریانس دو طرفه, فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا تاثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارند (P<0.05). همچنین فاکتور جنسیت کارکنان و اثر متقابل سطوح فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا و جنسیت کارکنان به ترتیب با مقادیر (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) و (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی تاثیر معنی داری ندارند(P>0.05).نتایج نشان داد خستگی ذهنی بر سازگاری حرارتی کارکنان پزشکی تأثیر می گذارد، در حالی که سطوح CO2، عملکرد شناختی و ضربان قلب تأثیری ندارد. علاوه بر این، سطوح CO2 برآسایش حرارتی تأثیر می گذارد، در حالی که جنسیت و تعامل آن با سطوح CO2 تأثیری ندارد.بنابراین ضرورت در ارزیابی آسایش حرارتی و درک نقش خستگی روانی در پیش بینی سازگاری حرارتی کارکنان مراقبت های بهداشتی نهفته است.
محوطه شهداد و تپه یحیی؛ دو چهره از مناسبات تجاری-فرهنگی هزاره سوم پیش ازمیلاد: مطالعه ساختارهای فرهنگی و تجاری براساس یافته های باستان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
۱۱۳-۸۳
حوزههای تخصصی:
بررسی برهمکنش های فرهنگی و اقتصادی در جنوب شرقی فلات ایران طی هزاره سوم پیش ازمیلاد یکی از مباحث مهم در شناخت فرآیندهای شکل گیری شبکه های مبادله فرامنطقه ای و پیدایش جوامع شهری اولیه است. دو محوطه باستانیِ شَهداد در دشت تکاب و تپهحیی در دشت سوغان، به دلیل موقعیت جغرافیایی راهبردی خود در مسیرهای ارتباطی میان آسیای مرکزی، دره سند و بین النهرین، نقش های متمایز اما مکملی در این شبکه ها ایفا کرده اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین جایگاه اقتصادی و فرهنگی هر یک از این دو مرکز در ساختار مبادلاتی عصر مفرغ و تحلیل ماهیت روابط میان آن ها با حوزه های پیرامونی است. هدف مطالعه، ارائه تحلیلی تطبیقی از داده های باستان شناختی به منظور بازشناسی الگوهای تولید، توزیع و انتقال عناصر فرهنگی در جنوب شرقی ایران است. پرسش های تحقیق بر این محور استوار است که تفاوت در مسیرهای ارتباطی چگونه بر سازمان اقتصادی، فناوری تولید، و بیان های فرهنگی در این دو محوطه تأثیر نهاده است. فرضیه پژوهش بر آن است که شَهداد، در پیوند مستقیم با فرهنگ بلخی-مروی (BMAC)، به عنوان مرکز واسطه ای میان آسیای مرکزی و فلات ایران عمل می کرد؛ درحالی که تپه یحیی، به سبب تولید گسترده ظروف کلوریتی و شواهد اداری نظیر لوح های پروتوایلامی و مُهرهای نوع خلیج فارس، مرکز کارگاهی و تجاری مهمی در مسیر جنوبی مبادلات به شمار می رفت. روش تحقیق برمبنای تحلیل تطبیقی و تفسیر میان رشته ای داده های باستان شناختی است که از هر دو محوطه و مناطق هم زمان همجوار به دست آمده اند. نتایج نشان می دهد تفاوت های فرهنگی و مادی میان شَهداد و تپه یحیی حاصل مشارکت آن ها در دو نظام ارتباطی و تجاری متفاوت است؛ بدین ترتیب، شَهداد بازتاب نفوذ مستقیم عناصر فرهنگیِ آسیای مرکزی است، درحالی که تپه یحیی پیوندهای ساختاری خود را با جهان ایلامی، بین النهرین و دره سند حفظ کرده است. این یافته ها بیانگر آن است که جنوب شرقی فلات ایران در هزاره سوم پیش ازمیلاد عرصه تلاقی سیستم های فرهنگی مستقل، اما درهم تنیده، بوده است.
سنجش فرآیند برخورد سرپیکان به زره با روش (FEM) اجزاء محدود، مطالعه موردی: سرپیکان های عصر آهن II و III گورستان قره تپه سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به هزاره نخست پ.م و پررنگ تر شدن کمانداری در ارتش های خاورنزدیک، شمار سرپیکان های کشف شده در گورستان ها، استقرارگاه ها و استحکامات عصر آهنی در غرب فلات ایران و مناطق همجوار افزایش یافت. در کنار این افزایش، فرم های گوناگون و گاهاً نوظهور همچون سه پره سوکتی در منطقه پدیدار می شوند که نمی تواند برای سلاح پرمصرفی چون تیر ویژگی عادی تلقی شود، و چرایی آن می تواند درک مهمی از قابلیت های مهندسی و طراحی جنگ افزار در این دوره را در اختیار قرار دهد. از این رو با استفاده از نرم افزار شبیه سازی آباکوس بر پایه روش اجزاء محدود، آزمونی طراحی شد که بازسازی عملکرد سلاح های آن دوره را در شرایط گوناگون امکان پذیر می سازد. بدین منظور سه گونه شاخص سرپیکان برنزی از یافته های کاوش های 1395 و 1396 گورستان شرقی قره تپه سگزآباد، و یک گونه نیز از یافته های تخت جمشید انتخاب شدند. در مجموعِ 16 تیراندازی شبیه سازی شده به دو پوشش دفاعی مرسوم در این دوره، زره پولکی و کتانی در دو بازه سرعت نهایی متفاوت از کمان های زاویه دار (2/74 - 2/63 m/s) و B شکل (3/64 تا 7/54 m/s) در فواصل 5/7، 15 و30 متری گونه های منتخب مورد مطالعه قرار گرفتند. براساس نتایج، با در نظر گرفتن توانایی سوراخ سازی به عنوان معیار سنجش سرپیکان در شرایط شبیه سازی، خواص هندسی سرپیکان و خواص مکانیکی زره، عوامل تعیین کننده بودند. به این ترتیب تنها سرپیکان زبانه دار با تیغه هرمی به واسطه فرم خاص خود توانست در فرآیند سوراخ سازی، بهترین بازده را ثبت کند. سه نمونه دیگر در مقابل زره کتانی موفق به تکمیل فرآیند شدند و سوراخ هایی با مساحت بیش از 2mm30 ایجاد کردند، اما هیچ یک تهدیدی جدی برای سرباز مجهز به زره پولکی به حساب نمی آمدند. از جامعه آماری سرپیکان های انتخابی چنین بر می آید که کمیت اندک گونه هرمی در مقابل سه گونه دیگر، علارغم عملکرد مناسب در برابر اهداف زرهی، احتمالاً می تواند بیانگر کم بودن سربازان و اهداف زرهی نسبت به نیروهای غیر زرهی در ارتش های منطقه، حداقل تا قرن 6 پ.م باشد.
واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
نقد ترجمه ومعادل یابی اصطلاحات و مفاهیم نظامی با تکیه بر نظریّه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه و معادل یابی واژگان و اصطلاحات نظامی چالش های مخصوص خود را دارد. اختلاف درجات نظامی کشورهای عربی با ایران، تفاوت سازمانی و ساختاری و اختلاف در طبقه بندی اطلاعات حسّاس موضوعاتی است که پژوهشگران این مقاله به دنبال نقد و بررسی ترجمه و معادل یابی اصطلاحات و مفاهیم مربوط به آن ها هستند. ترجمه، معادل یابی و فهم دقیق درجات نظامی، ساختار سازمانی برخی نهادها و همچنین کیفیت طبقه بندی اطلاعات در کشورهای عربی و ایران می تواند حتّی در سرنوشت دو ملّت تأثیرگذار واقع شود. از آن جایی که نویسندگان این پژوهش معتقدند این مضامین بایست بر اساس کفوّیت و جایگاهشان در کشور مبدأ و مقصد ترجمه شوند، نظریه پیتر نیومارک از مهم ترین نظریاتی است که در این باب مطرح شده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه نیومارک و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی درصدد نقد ترجمه و معادل یابی های صورت گرفته در حوزه های سه گانه است. بخشی از نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهتر است درجه ملازم به ستوان دوُم، ملازم اوّل به ستوان یکم، عمید به سرتیپ دوّم، لواء به سرتیپ، فریق به سرلشکر و فریق أوّل به سپهبد ترجمه گردد چنانکه توصیه می شود مترجم با دقت نظر بسیار بالایی طبقه بندی اطلاعات دیگر کشورها را مطالعه کند و بر مبنای حساسیّت اطلاعات و تعریفی که از محرمانگی در دو کشور ارائه می گردد آن ها را طبقه بندی کند.
تحلیل مناقب هفت رنگ ابن حسام خوسفی در مدح امام زمان (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسالت شعر آیینی بیان مسائل اعتقادی است. هر شاعر در انجام این رسالت سبک و روش خاصی دارد. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی شگردهای بلاغی ابن حسام خوسفی در «ترکیب بند مناقب هفت رنگ امام زمان (ع)» را بررسی می کند. ابتدا به بررسی جداگانه زیبایی ها و بن مایه های معنایی هفت بند شعر می پردازد؛ سپس نتیجه گیری نهایی را ارائه می دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعر قالب ترکیب بند هفت بندی با محوریت رنگ ها را برگزیده و به ترتیب در هر بند رنگ های سفید، سرخ، زرد، سبز، کبود، بنفش و سیاه را در جایگاه ردیف قرار داده و به ترتیبِ بسامد، با بهره گیری از واج آرایی، تکرار، جناس، استعاره مصرّحه، تناسب، کنایه، تشبیه بلیغ اضافی، تشخیص، تشبیه مفصل، حسن تعلیل، تلمیح، تشبیه بلیغ اسنادی، ایهام، تشبیه تفضیل، تضاد، پارادوکس، به ترتیب بندها به بیان این موضوعات محوری پرداخته است: روشنی عالم به نور امام زمان (ع)، عظمت یافتن دین با مبارزات آن حضرت، مقابله با دشمنان و بی عدالتی و مبارزه مسلحانه، ادامه راه پیامبر و امام علی (ع) و امام حسین (ع) و خون خواهی ایشان و جنگاوری و مبارزه با بی دینان، محو سیاه کاران و شفاعت از شاعر که از پیروان راستین آن حضرت است. شاعر با آشنایی زدایی و قاعده افزایی و خلاقیت، با موفقیت به بیان مؤثر و زیبای مفاهیم موردنظر خود نایل آمده است.
زیبایی شناسی آیات جهاد طبق نظریه انسجام متنی مایکل هالیدی
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
1-19
حوزههای تخصصی:
انسجام یکی از عناصر زیبایی شناسی است که زیبایی شناسان برای زیبایی متن وجود آن را ضروری دانسته اند. تأثیر انسجام آنگاه آشکار می شود که متن بدون آن زیبایی و تأثیر خود را از دست داده و معنا مبهم می گردد. در متن عناصر معنایی، پیوندی، دستوری و واژگانی، روابطی را می آفرینند که سبب تمایز متن منسجم از عبارت های آشفته می شوند. این جستار درصدد واکاوی انسجامِ آیات جهاد با روش توصیفی - تحلیلی و نظریه هالیدی است. طبق نتایج، انسجام در آیات جهاد سبب ایجاد پیوند ساختاری و عوامل درون متنی شده که از طریق آن عبارات این آیات، معنادار شده است. گونه های مختلف انسجام در آیات جهاد سبب انتقال بهتر معنا به مخاطب و تثبیت آن در ذهن وی و زیبایی آیات گردیده است و بیانگر مناسبت های معنایی است که به کلام الهی وحدت و یکپارچگی می بخشد. انسجام واژگانی در آیات جهاد از طریق وحدت واژگان زیبا و کمال معانی و تناسب آنها با معانی حاصل شده و موجب آفرینش بافتی گوش نواز و منسجم شده است. انسجام دستوری در چارچوب حذف، ارجاع و جانشینی، جهت زیبایی متن و وضوح معنا به کار رفته است. ارجاع، پیوندی محکم را میان کلمات و آیه ها ایجاد کرده است و سبب وضوح معنا گردیده و از ابهام متن جلوگیری کرده است. انسجام پیوندی در آیات جهاد اغلب از طریق واو عطف جهت ارتباط بین جمله ها و وضوح معنا، ایجاد شده است. تکرار نیز با تفهیم مطلب و قرار دادن چیز تکرار شده در مرکز توجه انسجام آفریده، از ابهام متن جلوگیری کرده و باعث روشنی مقصود می گردد.
مدل سازی سیاست گذاری توسعه ورزش تربیتی در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جهش دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
59 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود محرز بودن ضرورت برنامه ریزی برای حوزه ورزش تربیتی و همچنین تعیین اهداف و برنامه در امر توسعه ورزش تربیتی کشور آن چنان که در برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت کشور مد نظر است، رشد و شکوفایی شکل نگرفته است که این ضرورت بررسی سیاست گذاری گذشته و اصلاح سیاست گذاری آینده را می طلبد که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدل سازی سیاست گذاری توسعه ورزش تربیتی در ایران انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر زمان مقطعی و از نظر نوع داده ها، کمی است که در آن از روش پیمایشی استفاده شده و به بررسی اعتبار مدل پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران، رؤسا و نائب رئیسان وزارت ورزش و جوانان، ادارات ورزش و جوانان و هیأت های ورزشی استان ها، تربیت بدنی دانشگاه های کشور و وزارت آموزش و پرورش هستند که تعداد آن ها بسیار گسترده بود و بر اساس نرم افزار جی پاور و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، 136 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. از آنجایی که پژوهش حاضر مستخرج از رساله دکتری می باشد، ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی رساله بود. برای توصیف، جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات به دست آمده از نمونه، از آمار توصیفی در نرم افزار spss23 و جهت برازش مدل پژوهش از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار smartpls3.1.1 استفاده شد. تمامی تجزیه و تحلیل ها در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که شرایط علی تأثیر معنی داری بر پدیده محوری (001/0=p؛ 620/13=t) و پدیده محوری نیز تأثیر معنی داری بر راهبردها (001/0=p؛ 580/4=t) دارد. همچنین شرایط زمینه ای (004/0=p؛ 691/2=t) و شرایط مداخله گر (004/0=p؛ 923/2=t) تأثیر معنی داری بر راهبردها دارند و راهبردها نیز تأثیر معنی داری بر پیامدها دارد (001/0=p؛ 542/20=t).
نتیجه گیری: توسعه ورزش تربیتی تنها با تمرکز بر یک عامل مانند منابع مالی یا آموزش محقق نمی شود، بلکه نیازمند تعامل و هم افزایی میان عوامل مختلف مدیریتی، اقتصادی، آموزشی و فرهنگی است.
دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۴
31-53
حوزههای تخصصی:
مسئله دیرپای ذهن -بدن که طی قرون در قالب دوگانه انگاری دکارتی تبیین می شد امروزه در فلسفه ذهن به بن بست هایی نظری انجامیده است. پدیدارشناسی، با نقد مبانی دوگانه انگارانه، چشم اندازی نو برای تبیین شناخت بدنمند گشوده و منظومه ای از مفاهیم پیش می نهد. بااین حال، این مفاهیم اغلب به صورتِ مجموعه ای از بینش های پراکنده معرفی شده اند. این پژوهش، در بازخوانی ساختاری پروژه پدیدارشناسی شناخت بدنمند، در پی کشف منطقی درونی است که این مفاهیم را به یکدیگر پیوند می دهد و استدلال می کند که این اصل وحدت بخش در قالب انقلابی پارادایمی نهفته است: گذار از تبیین های علّی به توصیف های تقویمی از شناخت. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، با بهره گیری از تمایز میان تبیین «علّی» و «تقویمی» در فلسفه علم معاصر، به تحلیل ساختار درونی پدیدارشناسی می پردازد. یافته های این پژوهش در دو سطح آشکار می شود: نخست، تحلیل ما نشان می دهد که این مفاهیمِ پراکنده همگی تجلیات مختلفِ یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در سه قلمرو ی اصلی یعنی بازتعریف «عامل شناختی»، «جهان شناختی» و «مرزهای شناخت» ردیابی می شود. سپس، در سطحی عمیق تر، استدلال می شود که پدیدارشناسی، با بازتعریف تقویم به عنوانِ فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت، از تمایز استاندارد علّی-تقویمی فراتر می رود و مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می کند. اهمیت این یافته ها نه تنها در ارائه چارچوبی منسجم برای پدیدارشناسی شناخت بدنمند بلکه در فراهم آوردن ابزاری مفهومی برای مداخله در مناظرات محوری فلسفه ذهن و حل چالش های آن با چارچوبی غیرتقلیل گرایانه است.
تحلیل انتقادی ایده «بیلدونگ» به روایت هومبولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
471-494
حوزههای تخصصی:
هدف: نوشته پیش رو به تحلیل و ارزیابی انتقادی مفهوم «بیلدونگ» در اندیشه ویلهلم فون هومبولت می پردازد و می کوشد بنیان های لازم برای درک درست این ایده را بر پایه آثار اصلی او فراهم آورد. در آغاز، دشواری های تفسیر و ترجمه مفهوم «بیلدونگ» بررسی می شود تا نشان داده شود که این مفهوم، به دلیل عمق فلسفی و فرهنگی خود، به سادگی قابل انتقال به زبان ها و زمینه های دیگر نیست و نیازمند رویکردی دقیق و متناسب با بستر فکری هومبولت است. بحث و نتیجه گیری: در این بخش، برای عبور از دشواری های مرتبط با مسأله ایده یا مفهوم «بیلدونگ»، روشی مبتنی بر تحلیل مفهومی با تعدیلاتی جزئی پیشنهاد شده است. سپس اندیشه هومبولت در صورت بندی و ارائه ایده «بیلدونگ» در بستر چهارچوب های کلان فکری و تاریخی زمانه او بررسی می شود؛ زیرا به باور ما، فهم دقیق دیدگاه های او بدون توجه به این زمینه ها ممکن نیست. در ادامه، بر پایه برخی آثار هومبولت، بنیان ها و ساختار مفهوم «بیلدونگ» توضیح داده می شود و نشان داده می شود که وحدت و انسجام اندیشه هومبولت تنها در پرتو آنچه می توان «متافیزیک بیلدونگ» نامید قابل درک است؛ نگرشی فلسفی که می کوشد ماهیت و جایگاه مقولات بنیادینی چون انسان، جهان، دانش و کنش انسانی را به صورت مابعدالطبیعی و منسجم تبیین کند.
مسدودسازی شماره ملی اشخاص در راستای اجرای محکومیت های مالی و کیفری؛ اقدامی قانونی یا اعدامی مدنی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
173 - 200
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت فراگیر تکنولوژی در دنیای امروز و ضرورت کاربرد ابزارهای نوین و موثر در مدیریت بهینه ساختارهای مختلف جوامع بشری و از جمله دادگستری، استفاده از کارت هوشمند ملی به عنوان ابزار کارآمد شناسایی و تشخیص هویت و حتی تعیین اقامتگاه اشخاص، مورد توجه قرار گرفته است. از آن جا که معمولاً محکومان مالی و کیفری رغبتی به اجرای داوطلبانه حکم ندارند، دستگاه قضایی در این زمینه با مشکلات عدیده ای در پرونده های اجرایی مواجه است، لذا ایده انسداد شماره ملی محکومان از جانب دستگاه قضایی کشور به صورت کلی مطرح شده و حتی در بازه ای مورد اجراء قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی، انسداد شماره ملی اشخاص در راستای اجرای محکومیت های مالی و کیفری امکان سنجی شود. پژوهشگران مزایا و چالش های انسداد شماره ملی اشخاص از نظر مبانی حقوقی را تحلیل کرده و ضمن بیان برخی تجارب از سایر نظام های حقوقی در این زمینه، تلاش کرده اند راه حلی متعادل در زمینه کاربرد این ابزار هوشمند در موضوع مورد بحث ارائه نمایند. گفتنی است مسدودسازی شماره ملی و محرومیت از همه حقوق مبتنی بر آن، به هیچ وجه مورد تائید محققان واقع نشده و متناقض با حقوق غیرقابل سلب شخصیتی افراد است و از نظر راقمان سطور، به نوعی اعدام مدنی محکومان محسوب می شود؛ چرا که حیات مدنی و زندگی اجتماعی ایشان در جامعه ناممکن خواهد شد.
رییس طبقه روحانیت زرتشتی و جایگاه او در نظام سیاسی دوران ساسانی
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
29 - 46
حوزههای تخصصی:
روحانیان زرتشتی یکی از مهم ترین نهادها و طبقات دوران ساسانی بودند که تقریباً برای خود حق مداخله در تمامی شئون زندگانی مردم را از پایین ترین سطوح تا عالی ترین سطوح این جامعه قائل بودند. باوجوداین به درستی شناخته نشده اند و مجهولات بسیاری درباره آنها وجود دارد. درمقاله پیش رو که اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است، در دو بخش در جهت روشن ساختن گوشه هایی از وضعیت این طبقه مهم به پژوهش پرداخته شده است. در بخش نخست این باور به چالش کشیده شده است که رییس طبقه موبدان زرتشتی حق عزل شاهان را دارا بوده و در مسئله تعیین شاه تأیید نهایی با او بود و در بخش دوم با نگاهی به چگونگی ارتباط میان روحانیان زرتشتی و مبلغان روبه افزایش مسیحی نشان داده شده که عملاً دین زرتشتی که دین رسمی شاهنشاهی هم بود بازیچه دست سیاست و سیاستمداران دوران ساسانی بوده است و روحانیان و به ویژه رییس و بزرگ آنها گاه برخلاف مصالح مذهبی برای حفظ منافع طبقه ممتاز جامعه، که خود هم جزوی از آن بود، از دغدغه های مذهبی و دینی صرف نظر می کرد.
گرمابه قلعه محمدخان دشتی خورموج بوشهر
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
107 - 123
حوزههای تخصصی:
محمد خانِ حاجی خانِ جمال خان دشت حاکم دشتی در بوشهر بود. او در سال ۱۲۴۶ قمری در شُنبه زاده شد. این خان دشتی به ساخت عمارت حکومتی، قنات، قلعه و بنای کاخ حکمرانی خود در خورموج پرداخت. دژی که او ساخت چهار حصار و چهار قلعه داشت. در کنار دژ، گرمابه ای نیز ساخت که این گرمابه در سال های دهه 1360 خورشیدی ویران و با خاک یکسان شده بود. نویسندگان در این مقاله به گرمابه خورموج خواهند پرداخت که از پس کاوش های باستان شناسی از دل خاک بیرون آمد.
ساختار جنسیت و مردانگی در ادبیات شفاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
39 - 56
حوزههای تخصصی:
در راستای شناخت مؤلفه های مردانگی مرد ایرانی و به عنوان حوزه ای از مطالعات مردان، می توان به فرهنگ شفاهی و مثل ها پرداخت. مطالعات مردان یکی از حوزه های نوظهور مطالعات جامعه شناسی و جنسیت است که در جهت شناخت بیشتر مردان و بررسی رفتار، انتظارات، انتسابات و هویت ذاتی مردانه گام مؤثری برداشته است. بررسی مثل ها از آن جهت اهمیت دارد که پل ارتباطی میان محقق و فرهنگ عامه و شناخت هرچه بیشتر عقاید اعضای یک جامعه است. این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این پژوهش 803 مثل با کلیدواژه های مرد، شوهر، برادر، دایی، عمو، پدر، پسر و داماد انتخاب و بررسی شدند. تحلیل محتوای مثل ها به تعداد هفتادوهشت زیرمؤلفه از ده مؤلفه کلی منجر شد و در نهایت با محوریت مؤلفه کلی «مردانگی به مثابه امر متناقض» به سرانجام رسید. امر متناقض مردانگی خصوصیاتی دارد که از جمله آن می توان به آغاز آن از وضعیتی غیرروشن اشاره کرد. ناروشنی و ابهام مردانگی به آن معناست که مشخص نیست از چه زمانی مردان به این صفات متصف شده اند و آیا زمانی بوده است که مردان رفتار مردانگی متفاوتی با زنان داشته باشند. وجه دوم مردانگی به عنوان امر متناقض تقابل و تخالف با زنان است. این مهم از آن جهت محل بررسی است که به چه دلیل و در چه فرایندی متفاوت بودن به معنای دوری حداکثری فهم است و درنهایت آنچه تفاوت فهم شده به تقابل تبدیل شده و برای آن شواهد متعددی نیز ارائه شده است.
نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در کتیبهکوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۹
16 - 35
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسجد و قدمگاه توران پشت، دارای محرابی سنگی است که اکنون در گالری فریر آمریکا نگهداری می شود. این محراب سنگی، دارای کتیبه هایی به خط کوفی و ثلث است. با توجه به تاریخی که در این محراب سنگی نوشته شده، این اثر متعلق به سال (۵۴۹ ه .ق) و دوره سلجوقی است. می توان گفت که دوره سلجوقی یکی از دوره هایی است که تنوع طراحی و توجه به جزییات در کتیبه های کوفی به اوج شکوفایی رسید. کتیبه کوفی این محراب سنگی، شامل آیات (۱۷) تا (۱۹) سوره آل عمران است. سؤال پژوهش پیش رو این است که نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در این کتیبه کوفی چگونه است؟ این پژوهش با هدف یافتن نقشه طراحی به تحلیل تناسبات و اصول طراحی در کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت می پردازد.روش پژوهش: این پژوهش به بررسی اصول طراحی و سیستم های تناسبات حاکم بر کتیبه کوفی محراب سنگی دوره سلجوقی (۵۴۹ ه.ق/۱۱۵۴ م) در مسجد و قدمگاه توران پشت یزد می پردازد. با استفاده از روش های کیفی و تاریخی-تحلیلی، یک نقشه طراحی ساختاریافته مبتنی بر واحدهای تناسبی (۱/۴۴ و ۱/۵۶) شناسایی شد که چیدمان، فرم حروف و نقوش گیاهی کتیبه را نظام مند می کند.یافته ها: در طراحی یا اجرای کتیبه کوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت هنرمند کتیبه نگار از نقشه طراحی بر پایه تناسبات استفاده کرده است. که این موضوع بر بکارگیری ویژگی های بصری آن نیز تاثیر گذار بوده است.نتیجه گیری: تحلیل های پژوهش نشان می دهد که کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت دارای نقشه طراحی است و این نقشه طراحی با توجه به تناسبات پایه ای و شکل گرفته است. براساس این تناسبات، خطوط راهنمای اصلی، خطوط راهنمای میانی و جدول بندی ها این کتیبه کوفی به صورت قاعده مند و با توجه به تناسبات پایه ای به اجرا در آمده است. طراحی و اتصالات حروف نیز براساس این نقشه طراحی صورت گرفته و هیچ کلمه ای خارج از این نقشه، طراحی نشده است.
میزان انطباق الگوی توسعه روستایی استان لرستان با خصیصه های رویکرد سرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
185 - 232
حوزههای تخصصی:
مناطق روستایی لرستان رویکردهای برنامه ریزی متفاوتی را تجربه کرده اند. هدف اکثر این برنامه ها، رفع چالش های توسعه ای و پویایی فعالیت های اقتصادی بوده است لیکن در عمل موفقیت چندانی نداشته اند. حال آن که توسعه سرزمینی در نوع خود استراتژی جدیدی به توسعه روستایی است زیرا نگاه آن تحول تولیدی و تغییر نهادی- سازمانی است؛ براین اساس هدف از پژوهش حاضر ارزیابی سطح انطباق الگوی توسعه روستایی لرستان با ویژگی های مورد نظر این رویکرد بوده است تا میزان پوشش نظام برنامه ریزی منطقه از این رویکرد مشخص شود. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی و بعضاً توسعه ای است. ابزار گردآوری آن نیز اطلاعات اسنادی، کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و پرسش نامه بوده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای تحلیل آماری (پارامتریک) استفاده شده است. یافته ها نشان از آن است که خصوصیات ساختاری توسعه روستایی این استان به میزان خیلی کمی مطابق با ویژگی های رویکرد توسعه سرزمینی روستایی است؛ بنابراین نوع حاکمیت توسعه در قالب ابعاد ترویج کشاورزی، توسعه یکپارچه، بالا به پائین و پائین به بالا بوده است. در مقابل کمترین توجه این نظام به ابعاد توانمندسازی، بازیگرمحوری، هوشمندسازی و توسعه شبکه ای بوده است؛ لذا پیشنهاد می شود که در برنامه ریزی های آتی توسعه روستایی این استان، در درجه اول چهارچوب توسعه در قالب قلمروها طرح ریزی شود، سپس تأکید و توجه صرف به رفع کمبودهای داخلی، توسعه خدمات و تأمین نهاده های تولید، تأکید بر برنامه ها و طرح های افزایش تولید و از این دست مسائل کاهش یابد
India's Policy towards Latin America: Development Stages and Future Possibilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
191 - 218
حوزههای تخصصی:
Latin America has witnessed radical transformations for the first time since the collapse of the Soviet Union in the early 1990s. The most important features of the transformations revolve around the orientations of India’s policies. The most important of these differences is the abandonment by most of these countries of the centrality of the ideology of hostility to Western imperialism, and the adoption of an approach based on reforming the global system to serve their interests, and a pragmatism supporting multilateralism (as opposed to non-alignment) to confront multidimensional threats, through multilateralism and building coalitions across ideology, in addition to strategic hedging and resistance to joining alliances under the umbrella of the great powers. This new global environment, and the rise of the influence of the major powers in the global south and their efforts to promote their national interests as a strategic priority, created geopolitical, economic and value complexities for India, which produced an approach to its orientations to compete towards the Latin continent.
بررسی تعیین کننده های مؤثر بر رضایتمندی سکونتی در توحید شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
157 - 194
حوزههای تخصصی:
خانه و محیط کالبدی و اجتماعی پیرامون آن، بخش عمده ای از زندگی افراد را احاطه کرده است. میزان رضایت افراد از این فضاها، نقشی تأثیرگذار بر رضایتمندی افراد از زندگی شان دارد و بر این اساس، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی افراد از محیط مسکونی شان مهم می باشد. در این راستا، هدف این پژوهش بررسی رضایتمندی سکونتی و عوامل تأثیرگذار بر آن در محدوده توحید شهر سبزوار است. شناخت عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی سکونتی، میزان اهمیت هر یک از آن ها و بررسی تأثیر متغیرهای زمینه ای بر رضایتمندی سکونتی، از مهمترین پرسش های پیش روی این پژوهش هستند. این مطالعه، پژوهشی مقطعی و موردی از نوع کاربردی است که با روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل تمامی خانوارهای ساکن در محدوده توحیدشهر و نمونه آماری آن برابر با 316 نفر می باشد. نتایج نشان داد که مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی سکونتی عبارتند از: سرمایه اجتماعی، کیفیت مسکن، امکانات و خدمات، احساس امنیت، خوانایی محیط، حس تعلق به محیط، راحتی داخلی، نما و منظر، بی نظمی محیط، کیفیت محیط، حریم و اشراف و شرایط اقتصادی. این عامل ها 43/60 درصد از تغییرات رضایتمندی سکونتی را تبیین نموده اند. با تفیکیک عوامل به دو گروه تعیین کننده های عینی و ذهنی محیط، نتایج نشان داد که تعیین کننده های ذهنی 02/35 درصد و تعیین کننده های عینی 41/25 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرده اند. بررسی ها نشان داد که میان تعیین کننده های ذهنی و تعیین کننده های عینی رضایتمندی سکونتی، همبستگی مستقیم و معنی داری وجود دارد. بر مبنای نتایج، متغیرهای زمینه ای؛ نوع مالکیت و سن، تعداد اتاق در واحد مسکونی، زیربنای مفید واحد مسکونی، مساحت عرصه و اعیان واحد مسکونی و سابقه سکونت در محله، بر رضایتمندی سکونتی افراد تأثیرگذار بوده اند. در تحلیل نهایی از میان این متغیرها، سه متغیر؛ مساحت عرصه و اعیان، سابقه سکونت و سن در تحلیل نهایی در مدل باقی ماندند و توانستند بر روی هم 6/15 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که رابطه بین تعیین کننده های عینی و ذهنی در رضایت از مسکن موضوعی پیچیده است. هر دو نقش حیاتی دارند اما اهمیت آن ها بسته به زمینه و شرایط خاص زندگی متفاوت است.
بررسی و تحلیل نقش تاب آوری نهادی در مواجه با اثرات تغییرات اقلیمی بر شهرها (مورد پژوهی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه خطرات تغییرات اقلیمی و تاثیر آن بر شهرها که محل زیست بیش از نیمی از جمعیت جهان هستند، به یکی از چالش های جدی برای شهرهای جهان، مسئولان و مدیران شهری تبدیل شده است. این مسئله نیاز شهرها را به چاره اندیشی در رابطه با نحوه محافظت از شهروندان در راستای مقابله، کنترل یا کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و به تأویلی بهتر، تاب آوری آن ها مشهود ساخته است. دراین بین، نظام مدیریت شهری و نهادهای مؤثر در توسعه شهر، در صف نخست رویارویی با پیامدهای تغییرات اقلیمی هستند؛ بنابراین پژوهش حاضر به دنبال بررسی وضعیت و میزان تأثیرگذاری تاب آوری مدیریت شهری مشهد در راستای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی در سطح این شهر است. به این ترتیب، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و پرسشگری از 40 نفر از متخصصان و کارکنان مجموعه مدیریت شهری مشهد، به این نتیجه رسیده که هرچند بین مؤلفه های تاب آوری مدیریت شهری مشهد و کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، همبستگی مثبت و قوی وجود دارد اما مدیریت شهری این شهر، در مواجه با اثرات تغییرات اقلیمی، تاب آوری لازم را ندارد و در این زمینه نیاز به آگاهی بخشی و آموزش نیروی انسانی در باب پدیده تغییر اقلیم، بالا بردن کارایی و اثربخشی اقدامات سازگاری، تعامل و همکاری با مردم و نهادهای دولتی در امر اقدامات سازگاری، به روز نمودن دستورالعمل ها و مقررات در باب سازگاری با اثرات تغییرات اقلیمی و تلاش در راستای تأمین منابع مالی و اطلاعاتی در مواجه با کاهش اثرات تغییرات اقلیمی در سطح شهر مشهد دارد.
بهینه سازی فرم شهری پایدار با استفاده از الگوریتم های چندمعیاره (مورد مطالعه: شهر بهارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شهرنشینی و محدودیت در زمین و منابع زیست محیطی، ضرورت توسعه پایدار در کلان شهرها را نمایان می کند. شکل پایدار شهر یکی از راه های دست یافتن به این ضرورت است. در همین راستا، این مقاله به ارائه الگوریتمی جهت ساماندهی شکل شهر و تحلیل دریافت نور خورشید در طرح ایجادشده و با هدف حداکثر کردن میزان زیربنا و مساحت حیاط برای بلوک های مسکونی تولیدشده توسط همین الگوریتم به مدل سازی یک منطقه شهری در شهر بهارستان اصفهان می پردازد. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‑توسعه ای و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی، تحلیلی و مدل سازی است که با 5000 مدل سازی با الگوریتم چندمعیار والاسی ایجاد می شود و نتایج شبیه سازی های طرح به دست آمده نشان می دهد که این روش توانایی بالایی در ایجاد فضای های شهری با بهره مندی بسیار بالا از شاخص های انرژی تابشی خورشید، با دسترسی 95 درصد مناطق از انرژی بیش از 1000 کیلو وات ساعت بر مترمربع، میزان دسترسی به گنبد آسمان در فضای باز شهری و فضاهای داخلی ساختمان ها بیش از 70 درصد و میزان ساعت برخورداری از نور خورشید بیش از 35 ساعت در کوتاه ترین ماه سال را دارد و دارای پتانسیل بالایی در تسهیل طراحی برای کارشناسان حوزه شهری است.









