مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مباحث جدی در مطالعات هویت، موضوع تغییرات هویت از منظر کالایی شدن می باشد که پیامدهای مختلفی را بر ساختار نظام فرهنگی برجای می گذارد. در این پژوهش، مقوله کالایی شدن هویت با توجه به گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی مجازی و با تاکید بر اندیشه های تئودور آدورنو بررسی و تحلیل شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد پژوهش یک تحقیق کیفی بود، که با بهره گیری از روش داده بنیاد مبتنی بر رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه متخصصان و خبرگان حوزه فرهنگ و فضای مجازی در شهر تهران بودند، که با توجه به ماهیت روش داده بنیاد و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی و برای تعیین حجم نمونه از معیار اشباع نظری استفاده شد که در مجموعه داده های تحقیق با 14 مصاحبه به اشباع نظری رسید.. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از کدگذاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ الگوی کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی شامل: شرایط علی(رسانه ها و شبکه های اجتماعی، انقلاب اطلاعات و ...)، مقوله مرکزی(کالایی شدن هویت)، بسترها(مشکلات اقتصادی، بیکاری و ...)، عوامل مداخله گر(تحریم های بینالمللی و ...)، راهبردها(هدفمندی اجتماعی و ...) و پیامدها(تغییر ارزش ها و نظامی معنایی و ...) می باشد که طبق نظر خبرگان آن را می توان به عنوان الگویی مناسب برای شناخت کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی به شمار آورد.
رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک: نقش واسطه ای باورهای غیر منطقی و عملکرد تأملی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
77 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک و نقش واسطه ای باور های غیرمنطقی و عملکرد تأملی مادر بود. روش: این پژوهش بر حسب روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و همبستگی بود. شرکت کنندگان این پژوهش را کلیه مادران کودکان دبستانی شهر مشهد، در سال تحصیلی ۱۴۰۰ - ۱۳۹۹ تشکیل دادند. در نهایت ۳۰۸ مادر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش چک لیست تنظیم هیجانی (ERC)، پرسش نامه عملکرد تأملی والدینی (PRFQ)، پرسش نامه دلبستگی بزرگسال (RAAS) و پرسش نامه باور های منطقی و غیرمنطقی والدین (P-RIBS) مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل های آماری از نرم افزار SPSS. ۲۷ و AMOS. ۲۴ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دلبستگی اضطرابی و اجتنابی و باور های غیرمنطقی اثر مستقیم و منفی بر تنظیم هیجانی کودک دارند. دلبستگی اجتنابی در مقایسه با دلبستگی اضطرابی اثر مستقیم بیشتری بر تنظیم هیجانی کودک دارد. عملکرد تأملی نیز اثر مستقیم مثبت بر تنظیم هیجان کودک دارد. بررسی اثرات غیرمستقیم نیز نشان می دهد که اثر غیرمستقیم دلبستگی اضطرابی بر تنظیم هیجان کودک به واسطه باور های غیرمنطقی صورت گرفته و منفی است. اثر غیرمستقیم دلبستگی اجتنابی بر تنظیم هیجان کودک نیز به واسطه عملکرد تأملی مادر و به صورت منفی است. نتیجه گیری: دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادر با ایجاد بستری برای شکل گیری باور های شناختی ناکارآمد و ظرفیت تأملی پایین در او می تواند منجر به بد تنظیمی هیجانی در کودک شود؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند در آموزش والدین و روابط با فرزندان کاربرد داشته باشد.
نقدی بر ادله مشهور در شرط توارث زوجین در ازدواج موقت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۱
285 - 314
حوزههای تخصصی:
از جمله آثاری که بر ازدواج بار می شود، توارث بین زوجین است، لکن بر اساس نظریه مشهور فقهای امامیه در ازدواج موقت، توارث بین زوجین ثابت نیست. از دیگر سو، قاعده فقهی کلی این است که بسیاری از شرایط را می توان در ضمن عقود گنجاند و پس از تکمیل عقد وفای به آن شرایط هم لازم است. حال سؤال این است که اگر طرفین در ضمن این عقد، شرط توارث کردند، از یکدیگر ارث خواهند برد؟ در صورتی که موجبات و اسباب ارث شرعی باشد، این شرط، توریث شخصی که وارث نیست نخواهد بود یا خیر؟ تحقیق حاضر، به شیوه کتابخانه ای و مبتنی بر روش تحلیلی-توصیفی به این نتیجه رسیده است که اولاً عقد ازدواج مقتضی توارث نیست، لکن در صورت اشتراط ارث زوجین در عقد موقت، شرط توارث صحیح است و بر اساس عمومیت آیه ارث، روایت «المؤمنون عند شروطهم» و سایر روایات، معتبر و نافذ خواهد بود.
تأثیر معنویت درمانی بر نشخوار فکری و تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف مادران کودکان با فلج مغزی به دلیل وجود کودک مبتلا به فلج مغزی، مستعد فشارهای هیجانی مانند استرس و افسردگی هستند که به فعال شدن طرح واره های هیجانی مانند نشخوار فکری و احساس گناه منجر می شود. این باورهای منفی در مورد هیجانات سبب افکار ناکارآمد و کاهش تاب آوری در مادر می شود. در این صورت انجام مداخله هایی همچون معنویت درمانی می تواند تاب آوری و نشخوار فکری در مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را بهبود بخشد. مواد و روش ها در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که بر روی 60 نفر از مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله معنویت درمانی قرار گرفتند. مادران قبل و 1 ماه بعد از مداخله پرسش نامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو و پرسش نامه تاب آوری کانور دیویدسون را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در گروه مداخله بعد از معنویت درمانی، نشخوار فکری در همه ابعاد، کاهش و تاب آوری افزایش یافته بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (001/P<0) اما در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در کاهش نشخوار ذهنی و افزایش تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثر باشد. بااین حال، به دلیل محدودیت های مطالعه، تعمیم این نتایج به سایر روش های معنویت درمانی یا جمعیت های دیگر مستلزم احتیاط است.
استراتژی های زیستی ساکنان مرسین چال در نیمۀ دوم هزاره اول پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
95 - 113
حوزههای تخصصی:
گورستان مرسین چال در شرق روستای تلاجیم در بخش پشتکوه، شهرستان مهدی شهر در شمال استان سمنان در فلات مرکزی ایران واقع شده است. منطقه تلاجیم دارای قابلیت های بالقوه زیستی و معیشتی گسترده ای است که موجب دسترسی مردمان مرسین چال به طیف متنوعی از پوشش گیاهی و جانوری می شده است. این موضوع بر اهمیت مطالعه بقایای اسکلتی گورستان مرسین چال به عنوان بخشی از داده های باستان شناسی که منبع اطلاعاتی بسیار مهمی در جهت مطالعات دیرین تغذیه، عادات و رفتار غذایی، تبیین میزان انطباق و سازگاری با محیط زیست، مدل سازی وضعیت معشیتی و روشن نمودن تفاوت های جنسیتی در سطح تروفیک (نوع تغذیه) هستند، می افزاید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی زیستی-معیشتی ساکنین این گورستان در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد ازطریق مطالعات زیست باستان شناسی موردمطالعه قرار گرفت. برای دستیابی به هدف مذکور پرسشی مطرح شد، مبنی بر این که، براساس مطالعات آنالیز ایزتوپ پایدار بر روی داه های بیولوژیکی به دست آمده از کاوش های باستان شناختی گورستان مرسین چال، چگونه می توان رژیم غذایی مردمان منطقه موردمطالعه را مشخص نمود؟ در راستای پاسخ گویی به پرسش مذکور، پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات آماری و روش تحلیلی-آزمایشگاهی مطالعات آنالیز ایزوتوپ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، بقایای اسکلت های انسانی 12 گور از 49 تدفین کاوش شده گورستان مرسین چال را موردمطالعه قرار می دهد. طبق مطالعات انسان شناسی فیزیکی، بقایای اسکلتی موردمطالعه متعلق به افراد بالغ بوده و شامل هر دو جنسیت زن و مرد می باشند؛ هم چنین برمبنای آنالیز ایزوتوپ های پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، الگوهای رژیم غذایی ساکنان مرسین چال در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد موردمطالعه قرار گرفت و به عن وان نتیج ه نهای ی مشخص گردید که با توجه به پتانسیل های زیستی محدوده مورد پژوهش، جامعه مرسین چال دارای رژیم غذایی ترکیبی مبتنی بر گیاهان C3 و C4 بوده و منابع پروتئینی خود را از به طور گسترده از علف خواران و به میزان اندکی از گوشت خواران تأمین می نمودند.
نقش عوامل زیست محیطی در پراکنش و شکل یابی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در منظر فرهنگی هلیل رود در دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان شناسی در جنوب شرقی حوزه فرهنگی هلیل رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم چنین به واسطه ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ رو بوده است. در نتیجه دو فصل بررسی باستان شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهه گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش ازتاریخی در این پهنه فرهنگی سبب شد برونداد بررسی های باستان شناختی در محوطه های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی که پرسش هایی درباره نقش و تأثیر عوامل زیست محیطی بر نحوه پراکنش استقرارگاه ها و شکل گیری سازمان های معیشتی بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، برای نخستین بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته های دو فصل بررسی باستان شناسی، مطالعات کتابخانه ای و تهیه و تفسیر نقشه های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ گذاری نسبی به دو بازه زمانی «سده های نخست تا قرون میانه اسلامی» و «سده های متأخر (از سده 10 ه .ق. به بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصه تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بنیادی ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل رود در دشت و منبع آب قنات در بخش های پیرامونی، راه تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری های شمال و شمال شرقی به منظور بهره مندی از قابلیت بالقوه دامداری، بوده است.
اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
61 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه: دیابت یک بیماری مزمن است که یا به دلیل کمبود انسولین یا به دلیل مقاومت سلول ها نسبت به انسولین به وجود می آید. ابتلا به این بیماری در دوره نوجوانی، فرد را با تهدیدهای گوناگونی مواجه می سازد؛ لذا، در پژوهش حاضر، جهت کاهش بار روانی- اجتماعی دیابت در نوجوانان از ISTDP بهره برده شد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه و آزمایش بود. نمونه ی پژوهش حاضر شامل 40 نفر از نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 بود که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران واقع در تهران مراجعه نمودند که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس از طریق جایگزینی تصادفی در هر گروه 20 نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه ISTDP دریافت نمودند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ارزیابی سازگاری با دیابت (ابراهیمی و همکاران، 2016)، پرسشنامه تبعیت از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) و آزمایش خون FBS بود؛ همچنین جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: باتوجه به نتایج اثر زمان (01/0 P<)، اثر مداخله (05/0 P<)، و اثرثبات (01/0 >P) می توان بیان نمود که ISTDP موجب بهبود سازگاری با بیماری، تبعیت از درمان و FBS در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱ گشته و این نتایج در دوره پیگیری نیز ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این درمان منجر به بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 می شود. پیشنهاد می گردد که از ISTDP جهت کاهش معضلات جسمی -روانی- اجتماعی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 استفاده شود.
Phenomenology of the Ethical Dimensions of Electronic Educational Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)
Introduction: With the paradigm shift in education, assessment methods will inevitably change as well. To conduct ethically grounded assessments, addressing ethical considerations is essential. Recognizing the importance of this issue, the present study was conducted with the aim of exploring the lived experiences of ethics in electronic educational evaluation. Material and Methods: This study employed a qualitative approach of the phenomenological type. The research population included all faculty members of the Department of Educational Sciences at Bu-Ali Sina University who had teaching experience, as well as all master’s students of Educational Sciences (2019 and 2020) who had experience with virtual learning. Purposeful sampling was used, with the criterion of having completed two semesters virtually and being accessible. The data collection tool was in-depth semi-structured interviews. All accessible faculty members of the department were interviewed, and student interviews continued until theoretical saturation was achieved, which occurred after 10 interviews. The data collected were coded and categorized using MAXQDA software. Results: Analysis of the findings resulted in 28 sub-categories and 6 main categories. Conclusion: To conduct ethically grounded assessments, instructors need to understand the essence of electronic education in order to develop a better perspective on electronic assessment. Instructors with pedagogical competence utilize a variety of tools for electronic assessment. According to faculty perspectives, a constructivist approach to electronic assessment emphasizes attention to the process. From the students’ perspective, a learner-centered approach in assessment serves as a means for self-awareness, skill development, and critical thinking enhancement. From both faculty and student perspectives, a process-oriented approach and designing questions at higher cognitive levels reduce the challenges of assessment
طراحی و تبیین الگوی راهبردی تعالی منابع انسانی دانشگاه های علوم پزشکی کلانشهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و تدوین الگوی راهبردی تعالی منابع انسانی دانشگاه های علوم پزشکی کلانشهرهای ایران با رویکردی آمیخته انجام شد. در بخش کیفی این مطالعه، با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان و بکارگیری نرم افزار Atlasti 9 اقدام به مطالعه دقیق منابع پژوهش و استخراج کدهای مرتبط با موضوع پژوهش بر مبنای طرح نظام مند استراوس کوربین کدگذاری و نتایج در چارچوب الگوی نظری پژوهش ارائه شده است. بر این اساس عوامل موثر بر شکل گیری الگوی تعالی منابع انسانی دانشگاه علوم پزشکی در 5 دسته ذیل شامل: 1) عوامل علی (تعهد به اصول، ارزش ها و اخلاق حرفه ای، شایستگی های عمومی اعضای هیات علمی، نگرش و حمایت مدیران عالی از برنامه های تعالی اعضای علمی دانشگاه برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر توسعه حرفه ای اعضای هیأت علمی در راستای اهداف و رسالت های دانشگاه)؛ 2) عوامل زمینه ای (پیاده سازی برنامه ها و فرایندهای مدیریت دانش سازمانی، جبران خدمات و پاداش دهی متناسب با عملکرد اعضا و شایستگی های حرفه ای اعضای هیأت علمی)؛ 3) عوامل مداخله گر(شایستگی های فردی و رفتاری اعضای هیأت علمی)؛ 4) راهبردها (توانمند سازی و توسعه اعضای علمی، شناسایی، مدیریت و پرورش استعداد اعضای علمی و استقرار نظام ارزشیابی عملکرد مستمر و انعکاسی) و 5) پیامدها (بهبود و توسعه عملکرد آموزشی، پژوهش و خدماتی دانشگاه علوم پزشکی، تعالی حرفه ای اعضای هیات علمی، توسعه فردی اعضای هیات علمی و مرجعیت علمی برای دانشگاه)، طبقه بندی شدند. در بخش کمی جهت برازش و آزمون مدل حاصله در جامعه آماری 591 نفری اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 233 نفر تعیین و با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری و بکارگیری نرم افزارهای SPSS27، AMOS 24 مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده مؤید برازش مدل پژوهش بود.
نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
63 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی 18 تا 24 سال دانشگاه های آزاد سطح شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. از این جامعه تعداد 410 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابرازهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) اندروز و همکاران (1993)، مقیاس خطرپذیری (RS) زاده محمدی و احمدآبادی (1387) و پرسشنامه ذهنی سازی (MQ) فوناگی و همکاران (1998) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشا دهنده معناداری اثرمستقیم مکانیزم های دفاعی و ذهنی سازی بر گرایش به رفتارهای پرخطر بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر غیرمستقیم مکانیزم های دفاعی رشدیافته و رشدنایافته (05/0<P) و عدم معناداری مکانیزم های دفاعی روان آزرده (05/0<P) بر گرایش به رفتارهای پرخطر با میانجی گری ذهنی سازی بود. این نتایج نشان می دهد که ذهنی سازی با توجه به نقش مکانیزم های دفاعی می تواند تبیین کننده گرایش به رفتارهای پرخطر دانشجویان باشد.
تحول آگاهی ملی در ایران: نقدی بر نقش روشنفکران قاجار در شکل گیری هویت ملی مغایر با فرهنگ و تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
73 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش جاری نقش روشنفکران دوره قاجاریه را در برساخت هویت ملی در چارچوب نظریه ساخت گرایی و ناسیونالیسم روان شناسانه مورد مطالعه قرار می دهد و به این پرسش اساسی پاسخ می گوید که روشنفکران دوره قاجاریه چه نقشی در فرایند برسازی هویت ملی در دوره پهلوی اول داشته اند؟ فرضیه اصلی بر این مبناست که برخی از روشنفکران آن زمانه، متأثر از ناسیونالیسم اروپایی، با توسعه فرایندهای آگاهی بخشی فرهنگی و سیاسی، زمینه های ذهنی لازم را فراهم کردند تا دولت رضاشاه با ابتناء بر ملی گرایی باستان گرایانه به مثابه «ایدئولوژی ناسازگار»، «هویت ملی جعلی» که با متن و محتوای جامعه اسلامی ایران، هماهنگی و سازگاری نداشت را برسازی کند. ناسیونالیسم روان شناسانه موجب دست کاری سیاسی ذهن و احساسات مردم برای هویت بخشی به مفهوم ملت با اوهام عظمت طلبانه باستانی متعارض با فرهنگ دینی و مذهبی کشورمان گردید. این پژوهش بر اساس رویکرد تاریخی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
تحلیلی نو از انگیزه حضرت ابراهیم(ع) به درخواست احیای مردگان از نظر مفسران فریقین و با تاکید بر روایات اهل بیت(ع) ذیل آیه ۲۶۰ سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
141 - 164
حوزههای تخصصی:
انسان کامل و ولایت اعطایی به وی از طرف الله، نه تنها در حوزه اعتقادی، بلکه در عرصه عمل و تأثیرگذاری در جهان مادی نیز نمود می یابد، از جمله نمودهای این ولایت، داستان زنده شدن چهار پرنده توسط حضرت ابراهیم (ع) در آیه ۲۶۰ سوره بقره و درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خداوند برای نشان دادن کیفیت احیای مردگان است؛ دیدگاه های مفسران در تبیین انگیزه ی این درخواست متفاوت است، برخی از این احتمالات با تدبر در آیات قرآن و بررسی نکات صرفی و نحوی به دست آمده اند و برخی حاصل بررسی روایات ناظر به آیات می باشد؛ با مقایسه و ارزیابی این دیدگاه ها، پژوهش به این نتیجه دست یافته است که نزدیک ترین تحلیل به بافت قرآنی و شأن حضرت ابراهیم (ع)، انگیزه ی وی برای اطمینان قلبی از برگزیده شدن به عنوان خلیل الله در کسوت خلیفه اللهی است که از روایات اهل بیت(ع) استخراج شده است؛ مقامی که در آن عبد، در مسیر ولایت تکوینی الهی، به مراتبی از شهود و علم حضوری دست می یابد.
چالشهای آموزش خط بریل در آسیب دیدگان بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
125 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های آموزش خط بریل در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حسب مفهوم و ماهیت، آمیخته بوده و از روش توصیفی بهره گرفته است. حوزه مورد مطالعه تمامی معلمان دوره ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. مشارکت کنندگان با روش هدفمند گزینش و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه تا اشباع نظری داده ها با 19 نفر از معلمان انجام گرفت. به منظور تایید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و در صورت نیاز مورد بازنگری و تکمیل مشارکت کنندگان قرار گرفت. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج چالش های پنج گانه فردی، خانوادگی، آموزشی، تکنولوژیک و فرهنگی- اجتماعی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر چالش های شناسایی شده بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع چالشهای فراگیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روشها و برنامه های آموزشی به کمک تکنولوژی های نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
53 - 62
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این تحقیق متشکل از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1403 بود که تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015)، مقیاس ذهن آگاهی (MAAS؛ ریان و براون، 2003) و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شاور، 1987) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج اثرات مستقیم نشان داد که سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت مثبت و معنادار و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر داشتند (05/0>P). همچنین ذهن آگاهی به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج دیگر گویای این بود که دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی به طور منفی و دلبستگی ایمن به طور مثبت بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اضطرابی، اجتنابی و ایمن به طور معنادار با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر غیر مستقیم داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر دارند.
نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی
حوزههای تخصصی:
مهرهای هخامنشی از مهم ترین شواهد باستان شناختی دوره ای هستند که در آن هنر و سیاست در خدمت جهان بینی شاهنشاهی قرار گرفت. این مهرها علاوه بر کارکرد اداری و تجاری، بستری برای بازنمایی مفاهیم سیاسی، دینی و آیینی فراهم کرده اند. نقوش مهرهای هخامنشی همچون متنی تصویری، بازخوانی اندیشه و باور دینی، مفهوم فرّه ایزدی و رابطه ی انسان و الوهیت در این دوره ی تاریخی را امکان پذیر ساخته اند. همچنین مطالعه ی نمادشناسانه ی این نقوش می تواند در فهم بهتر پیوند میان دین و سیاست و چگونگی مشروعیت بخشی پادشاهان هخامنشی نقش موثری ایفا نماید. هدف پژوهش، خوانش مفاهیم نماد شناسانه در نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی است و می کوشد لایه های معنایی پنهان در پس این تصاویر را آشکار سازد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که نقوش آیینی به کار رفته در مهرهای هخامنشی چه مفاهیم نمادین را بازتاب می دهند؟ ماهیت پژوهش حاضر توسعه ای و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نمادشناسی است. گردآوری اطلاعات به شیوه ی کتابخانه ای-اسنادی و بر اساس منابع مکتوب و اسناد موجود در آرشیو موزه ها انجام شده است. پس از بررسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی از منظر نمادشناسی، این نتیجه حاصل شد که بسیاری از مهرها، صحنه های آیینی-نیایشی، حضور ایزدان، موجودات ترکیبی، اجرام آسمانی و نقوش گیاهی را به تصویر کشیده اند که ضمن ریشه داری در باورهای ایرانی، تحت تاثیر عناصر هنری میان رودان و سایر ملل باستان شکل گرفته اند. در این نقوش پرتکرارترین مفاهیم اقتدار، شکوه، برکت، زندگی و پایبندی به باورها و مقدسات، بوده و هنرمند هخامنشی با به تصویر کشیدن نقوش آیینی بر روی مهرها، سعی در ثبت و نمایش مراسم آیینی داشته است.
سرایت تکانه های ارزی به بازار مسکن: کاربرد مدل های APARCH ،EGARCH و DCC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدل سازی اقتصادی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی سرایت تکانه های ارزی بر قیمت مسکن در ایران است . بدین منظور نخست رفتار نوسانات ارزی و قیمت مسکن با استفاده از مدل های APARCH و EGARCH مدلسازی و سپس همبستگی شرطی پویای تصادفی بین دو بازار، با استفاده از مدل DCC در دوره زمانی 1400-1372 ارزیابی شد. یافته ها نشان می دهد نوسانات بازار ارز و مسکن نامتقارن بوده و تکانه های منفی بیش از تکانه های مثبت بر نوسانات این دو بازار موثرند. افزون بر این نتایج نشان می دهد همبستگی قوی بین نوسانات دو بازار وجود داشته و پایدار است و نوسانات دوره گذشته نرخ ارز بر نوسانات جاری موثر است حتی میزان اثرگذاری آن بیش از نوسانات ارزی جاری است. بنابراین نوسانات ارزی به شدت به بازار مسکن سرایت می کند. در این راستا، مدیریت بهینه نوسانات ارزی به همراه اجرای سیاست مالیات بر عایدی سرمایه در بازار مسکن به ثبات قیمت مسکن کمک خواهد کرد.
ارائه مدل مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی با رویکرد ارزش آفرینی و چابکی سازمانی در صنعت گردشگری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
40 - 65
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری با بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی توانسته است نوع جدیدی از بازاریابی مبتنی بر ارزش آفرینی را خلق کنداین پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای است که درصدد ارائه مدل ارائه مدل مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی با رویکرد ارزش آفرینی و چابکی سازمانی در صنعت گردشگری است. براساس شیوه گردآوری داده ها یک پژوهش غیرآزمایشی (توصیفی) است که با شیوه پیمایش مقطعی انجام گردید. جامعه مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل مدیران باسابقه صنعت گردشگری است. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و با 12 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل گردشگران کشور است که براساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید و روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای تحلیل مصاحبه های تخصصی از روش تحلیل کیفی مضمون ونرم افزار Maxqda استفاده شد و داده های حاصل از پرسشنامه نیز با روش مدل یابی معادلات ساختاری و AMOS تجزیه وتحلیل شد. براساس مدل پژوهش مشخص گردید مدیریت گردشگری بر چابکی سازمانی، شخصی سازی خدمات گردشگری و ارزش آفرینی تاثیر گذاشته و در نهایت به تصویر برند مقصد و مدیریا ارتباط با مشتری اجتماعی منتهی می شوند. این مدل نشان می دهد که برای موفقیت در پیاده سازی SCRM در صنعت گردشگری، لازم است سازمان ها علاوه بر بهبود قابلیت های خود در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری، بر روی مدیریت داده ها، چابکی سازمانی و ایجاد ارزش برای مشتریان تمرکز کنند. همچنین، یافته ها بر اهمیت استفاده استراتژیک از رسانه های اجتماعی تأکید دارند و پیشنهاد می شود که کسب وکارهای گردشگری از این بسترها نه تنها برای تبلیغات، بلکه برای تحلیل رفتار مشتریان، ارائه خدمات شخصی سازی شده و ایجاد تعاملات معنادار استفاده کنند.
بررسی تاثیر مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی سبک زندگی با رویکرد سبز( مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
139 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی سبک زندگی با رویکرد سبز بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان بودند، که تعداد آن ها 660 نفر بود که استفاده از فرمول کوکران 242 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد مدیریت منابع انسانی سبز حمید و همکاران (2020(، پرسش نامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی سبز هوی( 2022) و پرسش نامه استاندارد سبک زندگی سبز فلورنتال (2011) بود که روایی پرسش نامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 ، 91/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر مثبت دارد که ضریب تاثیر آن 75/0 بود و سبک زندگی در رابطه بین مدیریت منابع انسانی با رفتار شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد.
اثر همدلی در کاهش علائم بانوان مبتلا به اختلال های سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
53 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه اثر همدلی در کاهش علائم بانوان مبتلا به اختلال های سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی در شهر تهران بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دختر جوان دانشگاه یادگار امام خمینی (ره)، دانشکده واحد ابوالفتوح رازی بود. برای رسیدن به این هدف، نمونه های مورد نظر با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، تعداد60 نفر از دانشجویان خانم این دانشکده که در سال تحصیلی 1404 در حال تحصیل بودند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ی این پژوهش، مقیاس همدلی مهرابیان و اپستن (1972) و پرسشنامه استاندارد علایم سندرم پیش از قاعدگی احمدی (1395)، پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی سیه بازی و همکاران (1390) می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش از دو روش آمار توصیفی و استنباطی و روش همبستگی پیرسون، و از نرم SPSS استفاده شد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که بین همدلی و سندرم پیش از قاعدگی و همچنین سندرم ملال پیش از قاعدگی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و به این معناست که با افزایش نمره همدلی، نمره سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی با هم کاهش می یابد. نتایج این پژوهش می تواند به سازمان های بهداشتی و درمانی کمک کند تا برنامه های درمانی و پیشگیری را بر اساس یافته ی این تحقیق تدوین کنند. بدین ترتیب انجام این پژوهش در زمینه ی دریافت اهمیتی که همدلی، جهت کاهش و سازش با نشانه های آسیب زننده ی دوران پیش از قاعدگی دارد، از ضرورت و اهمیت برخوردار است.
تحلیل عوامل سازمانی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمان های آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
86 - 107
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی نقش عوامل سازمانی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمان های آموزشی انجام شده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و اکتشافی و ازنظر روش به صورت آمیخته کیفی - کمی می باشد. جامعه آماری در مرحله کیفی اساتید دانشگاه و خبرگان آموزش وپرورش استان لرستان و جامعه آماری در مرحله کمی شامل اداره کل و ادارات آموزش وپرورش استان لرستان به تعداد 1222نفر می باشد. در بخش کیفی جامعه نمونه تعداد 15 نفر به روش هدفمند برای انجام تکنیک دلفی فازی و در بخش کمی تعداد 292 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی پرسشنامه محقق ساخته و در مرحله کمی پرسشنامه حاصل از نظر خبرگان در مراحل دلفی فازی بوده است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از فراترکیب و دلفی فازی و در مرحله کمی از معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. الگوی رهبری مبتنی بر علوم اعصاب با 5 بعد، 63 مؤلفه و 205 شاخص تأیید و تدوین گردید. که در بعد عوامل سازمانی11 عامل اصلی شناسایی شد. بر اساس بررسی مدل اندازه گیری بعد عوامل سازمانی مؤلفه های آزادی عمل ، اعتماد متقابل ، ارتباطات سازنده و صمیمی ، تعهد و تعلق سازمانی ، ارتقای هویت سازمانی، امیدبخشی ، خلاقیت ، مشارکت ، سرمایه اجتماعی ، تسهیم دانش و ترویج استفاده از رویکردهای نوین بر رهبری مبتنی بر علوم اعصاب تأثیر مثبت داشتند . یافته های این پژوهش می تواند معیار مناسبی در اختیار مدیران و رهبران آموزش وپرورش قرار دهد. استفاده از این مؤلفه ها در سازمان های آموزشی باعث می شود مدیران و رهبران سازمان ها هدفمند تر منابع انسانی خود را در مسیر پیشرفت قرار دهند.









