مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
اقتصاد و بانکداری اسلامی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
425-445
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از موارد شروط ضمن قرارداد در قراردادهای بانکی صرفاً با هدف تضمین منفعت بانک صورت می پذیرد و این شروط به صورت غیرمنصفانه حق هرگونه چانه زنی از مشتری را سلب نموده و مشتری را در شرایطی قرار می دهد که برای او در مسیر دریافت تسهیلات ، اضطرار به پذیرش مفاد قرارداد ایجاد گردد. با توجه به پژوهش، از جمله این شروط «شرط الزام به خرید حصه بانک «بود . مطابق این شرط، بانک شریک را ملزم می کرد که صرف نظر از ماحصل مشارکت ، حصه بانک را به قیمت اصل سهم الشرکه و سود آن خریداری نماید. شرط دیگر، «شرط تضمین سرمایه» بود . براساس این شرط بانک فارغ از نتیجه ی مشارکت واقعی ، شریک را ملزم به صلح سرمایه اولیه بانک به علاوه سود ابراز می نمود. شرط سوم، «شرط تضمین سود» بود که چنین شرطی در قرارداد مشارکت در مخالفت با اثر اصلی عقد بود و بانک را در یک مشارکت با سود ثابت وارد می کرد. در حالی که اشاعه طرفین در سود و زیان ناشی از مشارکت اثر اصلی مشارکت است و قرارداد تاب مقاومت در برابر چنین شرطی ندارد. برای مقابله با این شروط غیرمنصفانه باید از تدابیر منبعث از دکترین نامعقول بهره گرفت. چراکه این دکترین در برابر هر شکل سوءاستفاده از قدرت نابرابر معاملاتی، اعم از ماهوی و شکلی، از فرد حمایت می کرد و هدف آن جلوگیری از «ستم» و «غافل گیری ظالمانه» بود. با توجه به اینکه در حقوق ایران توجه چندانی به حقوق مشتریان در مقابل شروط غیرمنصفانه و نامعقول نشده بود لزوم پژوهشی در این زمینه حائز اهمیت بود. بدین منظور در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی سعی در تحلیل حقوقی-اقتصادی دکترین نامعقول در عقود مشارکتی بانکی شد.
تأثیر سرسختی ذهنی بر دلبستگی شغلی و هشداردهی حسابرسان
حوزههای تخصصی:
هدف: سرسختی ذهنی در هر شخصی متناسب با سن، جنسیت و موقعیت شغلی متفاوت بوده و افراد در طی مراحل مختلف زندگی از سرسختی ذهنی متفاوتی برخوردار می شوند. روش: جامعه آماری، کلیه حسابرسان مؤسسات حسابرسی تهران می باشد که تعداد 101 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه است. به منظور انجام تحلیل های آماری از نرم افزارهای Spss و Pls Smartاستفاده شده است.یافته ها: سرسختی ذهنی بر دلبستگی شغلی و هشداردهی می باشد. ولی تفاوت معناداری از لحاظ جنسیت، در روابط بین متغیرها مشاهده نشد.نتیجه گیری: حسابرسان با بهره مندی از سرسختی ذهنی و با تکیه بر ابعاد کنترل، تعهد و مبارزه طلبی، افشای تخلف شرکت های تحت حسابرسی را به عنوان یک اصل در حرفه خود مدنظر قرار داده و هنگام مواجه شدن با موارد تخلف، با احساس مسئولیت بیشتر، انگیزه بسیار زیادی جهت افشای تخلفات خواهند داشت.دانش افزایی: با توجه به حرکت بازار حسابرسی به سمت ادغام مؤسسه ها، توجه بیشتر به موضوع سرسختی ذهنی می تواند زمینه کاهش انگیزه های ترک حرفه را در پی داشته و در شرایط پرچالش فعلی می تواند برای حرفه حسابرسی بسیار مهم باشد.
تأثیر تنوع جنسیتی هیئت مدیره بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی: نقش تعدیل گر ارتباطات سیاسی
حوزههای تخصصی:
هدف: با هدف شناخت عواملی که موجب بهبود ایفا و گزارش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی (CSR) می گردد، این مطالعه قصد دارد به بررسی این موضوع بپردازد که آیا تنوع جنسیتی هیئت مدیره بر افشای CSR اثرگذار است یا خیر. همچنین، این موضوع نیز مورد بررسی قرار می گیرد که در صورت وجود این تأثیر، ارتباطات سیاسی اعضای هیئت مدیره چگونه این رابطه را تعدیل می نماید.روش: با در نظر گرفتن نظریه های نقش اجتماعی، جامعه پذیری جنسیتی، و وابستگی منابع، داده های مربوط به شرکت های بورسی فعال در صنایع پتروشیمی و فراورده های نفتی به عنوان صنایع آلاینده طی سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ با استفاده از مدل رگرسیون خطی مورد تحلیل قرار می گیرد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که تأثیر تنوع جنسیتی بر افشای CSR از نظر آماری معنادار نیست. یکی از علل احتمالی این نتیجه، کم بودن تعداد اعضای زن در هیئت مدیره شرکت های ایرانی می باشد. با این حال در حضور متغیر تعدیل گر ارتباطات سیاسی اعضای هیئت مدیره، تنوع جنسیتی تأثیر منفی بر افشای CSR دارد و ارتباطات سیاسی این رابطه را تعدیل می نماید. دانش افزایی: این پژوهش به بررسی افشای CSR در سطح کشور های در حال توسعه و بازار های نوظهور می پردازد و از این طریق کمبود ادبیات قابل توجهی در این حوزه را توسعه می دهد. همچنین، از نظریه هایی فراتر از نظریه های جامعه پذیری جنسیتی، نقش اجتماعی، نظریه نمایندگی، و وابستگی منابع استفاده کرده و بینش عمیق تری در این رابطه ارائه می دهد.
اثر سرمایه های انسانی و سرمایه های ساختاری بر کیفیت دارایی ها و نقدینگی بانک ها در ایران، با استفاده از رگرسیون چندکی
حوزههای تخصصی:
با عنایت به اهمیت سرمایه های انسانی و ساختاری به عنوان اجزای سرمایه های فکری درایجاد مزیت رقابتی در بنگاه ها، نقش آنها در تغییرات شاخص های عملکردی موضوع مطالعات بسیاری بوده است. بر این اساس، در تحقیق حاضر، اثر سرمایه های انسانی و ساختاری در صنعت بانکداری ایران و بر دو مولفه بسیارمهم در این صنعت، یعنی کیفیت دارایی ها(ریسک اعتباری) و نسبت تسهیلات به سپرده ها(به عنوان یکی از مولفه های ریسک نقدینگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با توجه به این که شکل تابع نیز می تواند در راهبری متغیر مستقل برای تنظیم متغیر وابسته مورد استفاده قرار گیرد، بررسی شکل تابع نیز از دیگر اهداف این تحقیق است.نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایه های انسانی در دهک های اول، دوم و نهم دارای ارتباط معنادار با کیفیت دارایی ها هستند. شکل تابع بصورت یو معکوس بوده و نقطه تغییر مسیر تابع نیز 4/44 صدم است. درحالی که سرمایه های ساختاری ارتباطی با کیفیت دارایی ها نداشته است. همچنین، سرمایه های انسانی دردهک های اول تا ششم و نهم دارای ارتباطمعنادار با نقدینگی است. شکل تابع بصورت یو بوده و نقطه تغییر مسیر تابع نیز 8/24 است. درخصوص سرمایه های ساختاری، در دهک های اول و دوم بر وضعیت نقدینگی اثرگذار بوده و شکل تابع آن نیز بصورت یو می باشد. نقطه تغییر مسیر تابع نیز 1/39 است.
A Scientific Framework of Automated Accounting and Auditing on the Blockchain Technology Platform(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The objective of this research is to contribute to the advancement of knowledge in the field of automated accounting and auditing, with a particular focus on the use of blockchain technology. Furthermore, the research will seek to establish a theoretical, conceptual and ethical framework for the aforementioned processes. This research employs a teleological approach, which is defined as a method of inquiry that seeks to identify the purpose or end result of a phenomenon. To this end, a systems approach in the modern approach of Future Technology Analysis (FTA) was used to examine the fundamental concepts underlying blockchain and its applications in accounting and auditing. The fundamental concepts underlying automated accounting and auditing on the blockchain platform were organized and explained within a scientific framework that includes theoretical, conceptual, and ethical considerations. Based on the aforementioned findings, a conceptual, theoretical, and ethical framework was developed and elucidated based on content analysis derived from an understanding of the essential elements of the topic, its underlying rationale, and its operational mechanics. This was accomplished through the use of coding in Atlas.ti v9 and ConceptDraw software. Blockchain capabilities provide a platform for automated accounting and auditing in a scientifically, practically, and logically rigorous manner. The evolution of this research was meticulously designed and presented as a conceptual, theoretical, and ethical framework. The features, alterations, and potentialities of automated accounting and auditing on the blockchain technology platform collectively reinforce the necessity for further investigation, as they demonstrate the significant advantages that this technology offers in comparison to traditional methods. This research takes a novel, forward-looking approach and envisions the use of automated accounting and auditing on the blockchain technology platform. It presents, for the first time, comprehensive scientific frameworks and a systematic model for integrating the understanding of concepts, foundations, processes, and norms.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
۱۰۲-۷۹
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه- آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مردان مصرف کننده تریاک مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد آوای ذهن شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آن ها با توجه به معیارهای ورود به مطالعه و با استفاده از نرم افزار G*Power، 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات علاوه بر چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی-فرم محقق ساخته، از آزمون رایانه ای استروپ و پرسش نامه خودکارآمدی ترک استفاده شد. جلسات درمان با توجه به پروتکل مارلات طی 12 جلسه (هر هفته یک جلسه 75 دقیقه ای) برای افراد گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نمرات کل عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری بهبود یافت و این تأثیرات مثبت در مرحله پیگیری نیز پایدار ماند. نتیجه گیری: می توان از درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات به منظور بهبود وضعیت رفتاری و کارکرد توجه در افراد مصرف کننده مواد به عنوان روش مداخله ای مؤثر سود جست.
واکاوی بایسته های کیفی و کمی ظنّ محقِّق لوث از منظر فقه و قانون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های فقهی تا اجتهاد سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
119 - 142
حوزههای تخصصی:
در نظام جزایی اسلام، قسامه به عنوان یکی از ادله اثبات جنایت در ردیف اقرار، شهادت، سوگند و علم قاضی معتبر دانسته شده و یکی از شرایط آن، وجود لوث -یعنی اماره ای که موجب ظن به صدق مدعی یا سوءظن به مدعی علیه می شود- معرفی شده است. تحقیق پیش رو بر بایسته های لازم در تحقق ظنِّ محققِ لوث تمرکز دارد. ارتباط وثیق بایسته های کیفی با ظن شخصی و نوعی، بازشناسی معنا و مقصود از ظن شخصی و نوعی و ارائه معانی و محتملات متناسب با ظن قاضی را ضروری می نماید. از رهگذر معناشناسی ظن شخصی و نوعی، چهار احتمال به دست می آید که عبارت اند از: متعارف بودن و متعارف نبودن ظن؛ فعلیت و عدم فعلیت ظن؛ قابل اثبات بودن یا قابل اثبات نبودن منشأ ظن؛ ظن کارشناسی یا معمولی. نویسنده اعتبار هر یک از این احتمالات را در تحقق ظنِّ لوثی از منظر روایات، کلمات فقیهان و قانون مجازات اسلامی بررسی نموده و برخی را در تحقق لوث معتبر دانسته است. در کنار بایسته های کیفی، توجه به بایسته های کمی نیز ضرورت دارد؛ به نظر می رسد در مشروعیّت قسامه، ظن به معنای احتمال بیش از 50 درصد لازم نیست و ظن اضافی یعنی احتمال راجح کافی است.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس عدم بخشش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
37 - 50
حوزههای تخصصی:
زمینه :هدف این مطالعه ساختار عاملی، پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس عدم بخشش در میان دانشجویان ایرانی بود. روش : پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها روش این پژوهش توصیفی- همبستگی بود؛ به این منظور ۴۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ انتخاب شدند و به مقیاس عدم بخشش پاسخ دادند. ساختار عاملی مقیاس از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، همسانی درونی ابزار توسط آلفای کرونباخ و روایی آن به روش همگرا و واگرا به ترتیب با استفاده از ابزار پرسشنامه کینه توزی و مقیاس صفت گذشت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: هر یک از شاخص های تحلیل عاملی تأییدی، ازجمله CFI، NFI، IFI و TLI مقدار مطلوب و مناسبی برای این مقیاس داشتند. ضریب آلفای کل مقیاس نیز 0/93به دست آمد که حاکی از همسانی درونی مطلوب مقیاس است. از نظر آماری بارهای عاملی تمام آیتم ها بالاتر از 0/55در سطح 0/001 معنادار بود. همبستگی پیرسون بین نمره کل این مقیاس با مقیاس کینه توزی 0/65و مقیاس صفت گذشت به مقدار 0/59- در سطح 0/001 معنادار گزارش شد که حاکی از روایی همگرا و واگرای مطلوب مقیاس است. نتیجه گیری: بنابراین باتوجه به برازش مطلوب مدل، روایی و پایایی مناسب و اعتبار بالای مقیاس عدم بخشش، می توان ازآن جهت بررسی و سنجش عدم بخشش بین فردی در جامعه ایرانی استفاده کرد.
گونه شناسی کج فهمی ها در روایات طبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایات طبی به مثابه سخنانی منسوب به اهل بیت علیهم السلام که با بهداشت، پیشگیری و درمان بشر سروکار دارد، از دیرباز تا کنون توجه عالمان حدیث و پژوهشگران علوم اسلامی را به خود معطوف داشته و ایشان را به سوی تألیف آثاری درباره فهم و استفاده از این آموزه های دینی سوق داده است. در این میان، گروهی از باورمندان به طب اسلامی با تکیه بر این آثار، رو به تجویزهای پزشکی آورده و توصیه های درمانی فراوانی را به دست داده اند. این در حالی است که مطالعه برخی از این کتب، از آسیب های بسیاری در فرایند فهم این روایات پرده برمی دارد. فارغ از اعتبارسنجی روایات و نقد سندی یا متنی آن ها، در جستار پیشرو با تمرکز بر آسیب های شایع به گونه شناسی مهمترین لغزشگاه های فهم از جمله «غفلت از تفاوت زبان روایات با زبان دانش پزشکی»، «عدول از ظاهر روایات»، «تعمیم نا به جای آن احادیث»، «جمود بر الفاظ آن ها»، «بی توجهی به شرایط محیطی و فردی مخاطبان»، «تأثیرپذیری بیشینه از گفتمان های عصری» و «فقدان منطق علمی روشمند» پرداخته شده و ضمن آن نمونه هایی شایع طبی مرتبط با هریک مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
پیامدهای فکری- فرهنگی دعوت مهدوی محمد احمد سودانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
26 - 44
حوزههای تخصصی:
خیزش ها و نهضت های اجتماعی به ویژه آن زمان که مبتنی بر باورهای دینی و معنوی باشند منشاء آثار و تحولات وسیعی در عرصه فکری و فرهنگی خواهند بود. پیامدها و آثاری که ممکن است با عناصر مختلف ملی، قومی و نژادی نیز اختلاط یافته و حتی پس از فروکش کردن نهضت نیز در قالب های مختلف فکری و فرهنگی انعکاس یافته باشند. دعوت محمد احمد سودانی(م1304ق) در سودان و آفریقای عربی از معدود خیزش های مهدوی است که در قرون اخیر توانست نهضتی را در سودان با پایه دعوت مهدوی رهبری نماید. این تحقیق تلاش دارد تا بر پایه منابع دست اول و مطالعات معاصر و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پیامدهای فکری-فرهنگی این دعوت بپردازد. عمر دعوت محمد احمد گرچه کمتر از دو دهه بود اما توانست تحول گسترده ای را در ساحت های مختلف فکری و فرهنگی همچون امتداد اندیشه های صوفیانه در عرصه های مختلف اجتماعی، تاثیر گذاری آموزه ها و منابع متصوفه در نظام های معرفتی و روش های استنباط، تقویت هویت ملی، بازنگری در سنت های فرهنگی و دینی، بازتعریف سبک زندگی اسلامی، توجه به مهدویت از سوی مستشرقان و خارج شدن مبحث مهدویت از چارچوب های منصوص اسلامی و اختلاط با تعالیم سایر ادیان ایجاد نماید.
فرایند ترجمه حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
3 - 24
حوزههای تخصصی:
این نوشته در پی تبیین فرآیند ترجمه حدیث و ارائه ده گام برای آن است. چهار گام در ناحیه زبان مبدأ و فهم متن و شش گام در عرصه بازگردان به زبان مقصد پیشنهاد شده است. چهارگام در مرحله دریافت محتوا عبارت اند از : دستیابی به معنای اصلی و کاربردی واژه های حدیث، فهم ساختار سخن، ریخت شناسی متن و توجه به فرامتن. شش گام ترجمه در عرصه بازگردان نیز شامل معادل یابی دقیق، بازتاب دادن بار ارزشی، انتقال ظرافت های معنایی، رعایت ساختار زبان مقصد، مقابله و اصلاح ترجمه و روان و زیباسازی آن است. کاربردی واژه های حدیث، فهم ساختار سخن، ریخت شناسی متن و توجه به فرامتن. شش گام ترجمه در عرصه بازگردان نیز شامل معادل یابی دقیق، بازتاب دادن بار ارزشی، انتقال ظرافت های معنایی، رعایت ساختار زبان مقصد، مقابله و اصلاح ترجمه و روان و زیباسازی آن است.
نقش الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری در پیش بینی خودکشی با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
102 - 114
حوزههای تخصصی:
خانواده یک کانون فرهنگی- اجتماعی مهم به شمار می آید و نقش مهمی در پیشگیری از مسائل آسیب زای افراد در آینده دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری گرایش به خودکشی، الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۲۳۷ نفر از زنان قربانی خشونت خانگی که به ۳ مرکز بهزیستی، اورژانس اجتماعی و اورژانس اجتماعی صدرا در استان فارس مراجعه کرده بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک های فرزندپروری (PSI)، الگوی های ارتباطی خانواده تجدید نظر شده (RFCP)، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پاسخ دادند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. طبق نتایج الگوی ارتباطی همنوایی، سبک های فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه از طریق افزایش افسردگی منجر به افزایش گرایش به خودکشی، و الگوی ارتباطی گفت وشنود، سبک فرزندپروری مقتدرانه از طریق کاهش افسردگی منجر به کاهش گرایش به خودکشی می شود. به نظر می رسد تعامل و روش های تربیت ناسازگاری که والدین برای فرزندانشان در نظر می گیرند اثرات مخربی را بر رفتار، انتظارات و افزایش ریسک گرایش به خودکشی در آینده می گذارد.
بررسی اثربخشی عکس درمانی بر احساس تنهایی و خودپنداره زنان مطلقه: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
262 - 271
حوزههای تخصصی:
عکس درمانی سبب برون ریزی احساسات و عواطف فروخورده افراد شده و به عنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات روان شناختی و جسمانی شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی عکس درمانی بر احساس تنهایی و خودپنداره در زنان مطلقه بود. برای این منظور چهار نفر از زنان طلاق گرفته شهر تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از طرح آزمایشی تک موردی با خطوط پایه چندگانه استفاده شد و مشارکت کنندگان در چند مرحله خط پایه، پنج جلسه مداخله درمانی و سه نوبت پیگیری شرکت کردند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه احساس تنهایی راسل و همکاران (UCLA) و مقیاس خودپنداره راجرز (SCQ) بودند. داده های حاصل از ابزارهای سنجش با استفاده از روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (0/05>P)، فرمول درصد بهبودی، تعیین اندازه اثر و تحلیل رگرسیون آمیخته بررسی شدند. نتایج نشان داد که عکس درمانی بر احساس تنهایی و خودپنداره زنان مطلقه اثر معناداری دارد؛ بنابراین عکس درمانی می تواند به عنوان روشی نوین و مداخله ای مؤثر بر احساس تنهایی و خودپنداره زنان مطلقه برای درمانگران و مشاوران مورداستفاده قرار گیرد.
بررسی مدل علّی خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب ریاضی، به عنوان یکی از عوامل بازدارنده یادگیری ریاضیات امروزه مورد توجه بسیاری از روان شناسان آموزشی و شناختی قرارگرفته است. هدف ازاین مطالعه بررسی روابط ساختاری اضطراب ریاضی برپایه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودپنداره ریاضی صدق پور و همکاران(۱۳۹۶)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز وهمکاران(2004)، مقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر(1982) وپرسشنامه راهبردهای یادگیری داوسون و م کاین ری(2004) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودپنداره ریاضی با راهبردهای یادگیری(583/0-R=) و اضطراب ریاضی(682/0-R=)؛ و همچنین بین اشتیاق تحصیلی با راهبردهای یادگیری(646/0R=) و اضطراب ریاضی(619/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخص های برازش مدل تأیید شد. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد اثر مستقیم خودپنداشت ریاضی به راهبردهای یادگیری(39/0=β)؛ خودپنداشت ریاضی به اضطراب ریاضی(49/0-=β)؛ اشتیاق تحصیلی به راهبردهای یادگیری(46/0=β)؛ و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی(44/0-=β) در سطح معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نرم افزار AMOS نشان داد که اثرات غیرمستقیم خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی از طریق راهبردهای یادگیری معنی دار است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی یک رابطه خطی ساده نیست.
واکاوی نقش اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی در گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
295 - 310
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: شرکت های بیمه ای، به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، نقشی محوری در مدیریت ریسک های اقتصادی و تأمین امنیت مالی برای اشخاص حقیقی و حقوقی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی و اثربخشی کمیته حسابرسی به عنوان سازوکار های نظارتی اصلی، علاوه بر نظارت بر سیستم های مالی و کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در ارتقای اعتبار و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام حکمرانی شرکتی، به طور مستقیم بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات ارائه شده در گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. کمیته حسابرسی نیز که نهاد نظارتی مستقل در ساختار حکمرانی شرکتی است، نقشی محوری در نظارت بر فرایندهای گزارشگری مالی و غیرمالی دارد. اثربخشی کمیته حسابرسی به طور مستقیم بر کیفیت گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. با توجه به اهمیت روزافزون مسئولیت پذیری اجتماعی در صنعت بیمه، این پژوهش به بررسی تأثیر اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه ای ایران پرداخته است. روش شناسی: روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . جامعه آماری شامل تمامی شرکت های بیمه ای در ایران است که به منظور دستیابی به هدف پژوهش ، دورهه زمانی بین سال های 1398 تا 1402، به عنوان نمونه انتخاب شده است . یافته ها : نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش ، بیانگر تأثیر معنادار و مستقیم (مثبت ) اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر بهبود گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. به طور مشخص، افزایش اثربخشی کمیته حسابرسی و ارتقای کیفیت حسابرسی داخلی به افزایش شفافیت، دقت، و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر می شود. این نتایج بیانگر آن است که ساختار حکمرانی شرکتی قوی، به ویژه از طریق عملکرد مؤثر کمیته های حسابرسی و واحدهای حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی اجتماعی و افزایش اعتماد ذی نفعان کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با ارائه شواهد تجربی جدید، به ادبیات موجود در حوزه گزارشگری مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی در صنعت بیمه کمک می کند. یافته های این پژوهش می تواند به مثابه مبنایی برای سیاست گذاران، مدیران، و نهادهای نظارتی در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت در شرکت های بیمه ای استفاده شود.
تأثیر سیاست پولی انقباضی بانک مرکزی بر ریسک پذیری بانک ها بر اساس رویکرد عامل بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های کاربردی اقتصاد سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
شبکه بانکی از موضوعات محبوب برای تحقیقات تجربی و روش شناختی است که از روش های هوش مصنوعی (AI) از جمله مدل سازی عامل بنیان استفاده می کنند. رویکرد عامل بنیان (ABM) نقش اساسی در ارزیابی عملکرد شبکه بانکی در معرض شوک های برونزا که ممکن است باعث شکست در شبکه عوامل شود، ایفا می کند. پژوهش حاضر با استفاده از این رویکرد، تأثیر سیاست پولی انقباضی بر ریسک پذیری سیستم بانکی از نظر میزان وام دهی آنها به بنگاه های بخش واقعی را بررسی می کند. مدل حاضر شامل پنج عامل بانک ها، سپرده گذاران، بانک مرکزی، بنگاه ها و مرکز پایاپای تسویه می باشد که دو عامل اول هوشمند و بقیه عوامل غیرهوشمند هستند. این مدل شامل 10 بانک بزرگ با اندازه هایی دارای توزیع یکنواخت شامل ملت، تجارت، سپه، مسکن، کشاورزی، آینده، پارسیان، پاسارگاد، صادرات و رفاه در دوره زمانی 1402- 1397 می باشد. در این بررسی از کل مبلغ وام به مشتریان بخش واقعی به عنوان نماینده ای برای ریسک بانک ها استفاده شده است. نتایج مقاله نشان می دهد که سیاست پولی انقباضی بانک ها را تحریک می کند تا ارزش وام به شرکت های بخش واقعی را کاهش دهند و ازین طریق ریسک های کمتری را متقبل شوند. اما از طرفی دیگر سهم وام های با ریسک بیشتر افزایش می یابد. همچنین، سیاست پولی انقباضی بانک مرکزی با پویاتر کردن بازار بین بانکی، معضل نقدینگی سیستم بانکی را رفع می کند. با این حال، افزایش سهم معاملات بین بانکی باعث سرایت بیشتر ریسک در شبکه بانکی می شود. بنابراین با چنین سیاستی، رفع کمبود نقدینگی شبکه بانکی منجر به سرایت بیشتر ریسک همراه با اعتبار کمتر به بخش واقعی اقتصاد خواهد شد.
الهیات مسیحی و اقتصاد سیاسی مدرن: با تأکید بر اندیشه سیاسی توماس آکویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
نوشتار پیش رو به بررسی تأثیر عمیق تحول نظریه قانون طبیعی، از تفاسیر کلاسیک تا مدرن، بر شکل گیری اقتصاد سیاسی مدرن می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تکوین نظریه مدرن حقوق طبیعی از درون دکترین سنتی قانون طبیعی است که درنهایت بستر فکری اندیشه اقتصادی کلاسیک را فراهم کرد. پژوهش حاضر بر نوآوری های فلسفی توماس آکویناس متمرکز است؛ او با تلفیق بی نظیر قانون طبیعی سنتی، اصول حقوق رومی و الهیات مسیحی، چارچوب فلسفی منسجمی ایجاد کرد. این سنتز مفهومی، نقش محوری در گذار به نظریه مدرن حقوق طبیعی ایفا نمود و بر متفکران بعدی همچون آدام اسمیت و دیوید ریکاردو تأثیر شگرفی گذاشت. آکویناس با ادغام عقل یونانی، حقوق رومی و الهیات مسیحی، دیدگاهی نو نسبت به انسان و جامعه ارائه داد. او با تأکید بر ظرفیت عقل انسانی در کشف نظم طبیعی و اخلاقی، برخلاف دیدگاه های صرفاً دینی، از نگرش های ایستا و اقتدارگرایانه قرون وسطایی فاصله گرفت و بستر را برای دگرگونی های آتی فراهم ساخت. در قرن هفدهم، جان لاک بر همین بنیان ها، نظریه لیبرالی حقوق طبیعی شامل حق حیات، آزادی و مالکیت را عرضه کرد. این نظریه نقش اساسی در پایه گذاری اقتصاد کلاسیک و فلسفه های فردگرا داشت. آدام اسمیت نیز، به عنوان بنیان گذار اقتصاد سیاسی، به روشنی از مفهوم «قانون طبیعی» برای توضیح نظم بازار، مفهوم «دست نامرئی» و ساختارهای اقتصادی بهره برد. این رویکرد، پایه و اساس بسیاری از تحلیل های اقتصادی مدرن را شکل داد. اگرچه در قرن نوزدهم، این نظریه با انتقاداتی از سوی متفکران فایده گرا مانند جرمی بنتام روبه رو شد که آن را انتزاعی و غیر کاربردی می دانستند؛ اما در قرن بیستم، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، با ظهور جنبش های حقوق بشر دوباره احیا شد. این احیا نشان از تداوم ارتباط و پویایی این نظریه در رویارویی با مسائل معاصر و جایگاه آن در گفتمان های حقوقی و اخلاقی دارد.
مدل سازی عوامل راهبردی تغییر رویکرد هلدینگ های اقتصادی به سمت اقتصاد دانش بنیان؛ مورد مطالعه: بنیاد بهره وری موقوفات آستان قدس رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اقتصادی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
139 - 176
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از جهت گیری های توسعه ای در بسیاری از صنایع، حرکت به سمت پیاده سازی رویکرد دانش بنیان است و به عنوان دغدغه ای اساسی محسوب می گردد از سوی دیگر هلدینگ های اقتصادی، دارای ظرفیتی قابل توجه در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور هستند لذا تغییر رویکرد حاکم این هلدینگ ها به سمت اقتصاد دانش بنیان می تواند امری راهگشا تلقی شود. پژوهش حاضر با روش تحقیق آمیخته به شناسایی و مدل سازی عوامل راهبردی تغییر رویکرد هلدینگ های اقتصادی جهت حرکت در مسیر اقتصاد دانش بنیان پرداخته است. گردآوری داده از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و همچنین مصاحبه های اکتشافی انجام شده و به منظور طبقه بندی مضامین مستخرج از روش تحلیل مضمون استفاده شده است، همچنین جهت مدل سازی و سطح بندی این مؤلفه ها از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد هشت مؤلفه در پنج سطح قابل دسته بندی است که در سطح اول مؤلفه انگیزش کارکنان و کار تیمی قرار می گیرند؛ سطح دوم به مؤلفه های منابع مالی سازمان و نظام جذب و ارتقای نیروی انسانی اختصاص می یابد، دو مؤلفه نظام حقوق و دستمزد نیروی انسانی و ارزش های شرکتی، سطح سوم را شکل می دهند و در نهایت مؤلفه های تیم مدیریت ارشد شرکت ها و تیم مدیریت ارشد سازمان به عنوان سطوح چهارم و پنجم انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاضر می تواند به عنوان دست مایه تغییر سیاست ها و رویکردها در هلدینگ های اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به سواد فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
101 - 125
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به حوزه های سواد فناورانه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمی بود و جامعه آماری شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی بوده است که با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشده و همه کتاب های درسی این دوره بررسی شده است. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده که روایی آن مورد تأیید کارشناسان و صاحبنظران بوده و پایایی آن با روش اندازه گیری مجدد 93 درصد محاسبه شده است. شیوه پردازش داده ها بر اساس روش آنتروپی شانون بوده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که در کتاب های درسی دوره دوم متوسط رشته علوم انسانی، در مجموع 152 مرتبه به حوزه های سواد فناورانه توجه شده است. در این دوره تحصیلی به ترتیب به حوزه های «سواد فرهنگی فناوری» با 48 فراوانی(6/31درصد)، «تاریخ فناوری» با 41 فراوانی (27درصد)، توجه بیشتر و به حوزه های «سواد انتقادی فناوری» با 26 فراوانی(1/17درصد)، «اخلاق فناوری» با 21 فراوانی(8/13درصد)، «آینده شناسی فناوری» با 16 فراوانی(5/10درصد) توجه کمتری مبذول شده است. از نظر شاخص ضریب اهمیت حوزه های «اخلاق فناوری» و «آینده شناسی فناوری» دارای ضریب اهمیت پایینی بوده و پراکندگی مناسبی در کتاب های درسی نداشته اند.
بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در برنامه درسی ریاضی دوره دوم ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
127 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در برنامه درسی ریاضی دوره دوم ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد توصیفی و به روش تحلیل محتوا انجام شد و جامعه آماری آن، کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به صورت تمام شمار مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، چک لیستی برگرفته از اسناد بالادستی آموزش و پرورش و پژوهش های معتبر داخلی بود که ابعاد اخلاق عمومی و پایه، اخلاق اجتماعی، اخلاق فردی، اخلاق اقتصادی و اخلاق سیاسی را دربر می گرفت. داده های حاصل از کدگذاری و شمارش فراوانی مؤلفه ها با استفاده از روش آنتروپی شانون تحلیل شد تا علاوه بر فراوانی، بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت هر مؤلفه نیز محاسبه گردد. یافته ها نشان داد که در هر سه کتاب، بیشترین توجه کمی به مؤلفه های اخلاق اقتصادی و سیاسی معطوف شده، اما از نظر بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت، مؤلفه های اخلاق عمومی و پایه و اخلاق اجتماعی در رتبه های بالاتری قرار دارند. برخی مؤلفه های اساسی مانند صداقت، صبر و بردباری، وفاداری و عفت تقریباً مغفول مانده اند. الگوی توزیع تربیت اخلاقی در سه پایه مورد بررسی، مشابه و نسبتاً نامتوازن است و در مجموع، توجه به تربیت اخلاقی در کتاب های ریاضی کمتر از حد انتظار و عمدتاً غیرنظام مند بوده است. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود برنامه ریزان و مؤلفان در بازنگری محتوای کتاب های ریاضی، به مؤلفه های مغفول و کم فراوان اما با اهمیت بالا توجه ویژه داشته و از روش های علمی و تطبیقی برای ارتقای تربیت اخلاقی دانش آموزان بهره گیرند.









