هانا ویسی

هانا ویسی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱ مورد از کل ۱ مورد.
۱.

روایتی پدیدارشناسانه از نگرش به بدن: مطالعه دختران دانشگاه رازی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
هد ف در جامعه امروزی، ظاهر زیبا اهمیت بیشتری پیدا کرده است و زنان و دختران دنبال ظاهری جذاب هستند. امروزه نگرش ها نسبت به گذشته تغییر کرده است. زنان دیگر به بدن به عنوان یک امر طبیعی نگاه نمی کنند، بلکه آن را به عنوان یک محصول فرهنگی و اجتماعی می بینند. در چنین حالتی، بدن همانند ابژه ی زیبایی شناختی اهمیتی اجتماعی قابل توجه یافته است، چون می تواند همانند چیزی رنگ آمیزی شده یا حکاکی شده، دچار دست کاری شود. حتی زنان با وجود جنس واحد، در طبقات و نژادهای مختلف، تجربه های متفاوتی نسبت به بدن زنانه دارند و زندگی شخصی و اجتماعی خود را به اشکال مختلفی تجربه می کنند. با این همه، زندگی آن ها حاوی مؤلفه ها و تجربیات مشترکی است؛ تجربیاتی چون داشتن موقعیت فرودست در برابر مردان، احساس عدم تعلق به دنیای مردانه، هراس از دنیای مردان، عدم امکان خودبیانگری، ترس از تعرض و خشونت، در معرض نگاه خیره مردان بودن و از این قبیل. با توجه به مباحث مطرح شده، این پژوهش در پی این مسئله است که ادراک زنان از بدن خویش چگونه است و چه زمینه یا مقوله هایی نوع ادراک زنان از بدن را که در بستر تجربیات زیسته اند شکل می دهد؟ بنابراین این مطالعه با هدف بررسی نگرش به بدن در میان دختران دانشگاه رازی کرمانشاه و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. روش   روش پژوهش حاضر کیفی و پدیدارشناسانه است. زمانی که هدف از روش تحقیق کیفی بررسی تجربه زیسته افراد در مورد پدیده ای باشد، از روش پدیدارشناسی استفاده می شود. روش پدیدارشناسی در پژوهش حاضر انتخاب شده است زیرا هدف مطالعه، بررسی تجربه زیسته و درک عمیق نگرش دختران دانشجو نسبت به بدن خود است. فرآیند تحلیل کیفی در پدیدارشناسی به شرح ذیل و با استفاده از روش کدگذاری انجام شد: انجام مصاحبه با افراد مورد مطالعه که به وسیله روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این مطالعه، ابتدا داده های ضبط شده شرکت کنندگان مکرراً شنیده شد و اظهارات آن ها کلمه به کلمه روی کاغذ ثبت شد. برای درک احساسات و تجارب شرکت کنندگان، مطالب چند بار مطالعه شد و پس از مرور تمام توصیف های شرکت کنندگان، زیر اطلاعات با معنا و داده های مرتبط با پدیده مورد بحث خط کشیده شد و جملات مهم مشخص گردید و سپس کدگذاری ها انجام شد. در پژوهش حاضر، معیار ورود به پژوهش شامل دانشجوی دختر بودن، داشتن توانایی و آمادگی برای بازگو کردن تجربه زیسته درباره نگرش به بدن و تمایل به مشارکت در مصاحبه عمیق بود و افرادی که همکاری لازم نداشتند یا از ادامه مصاحبه انصراف دادند از مطالعه خارج شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت تا تمام ابعاد پدیده شناسایی شود. نهایتاً تعداد 16 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. برای این کار، از قبل با افراد هماهنگی های لازم انجام شد و با هر فرد مصاحبه ای 90 دقیقه ای صورت گرفت. به افراد مورد مصاحبه اطمینان داده شد که اطلاعات آن ها محرمانه می ماند. اطلاعات جمعیت شناختی همانند سن، تحصیلات و رشته تحصیلی پرسیده شدند. کدگذاری اولیه شامل خواندن خط به خط متن مصاحبه ها، استخراج مفاهیم و جملات اصلی و شکل دادن مقولات و طبقات اولیه انجام شد و سپس کدگذاری ثانویه شامل طبقه بندی اطلاعات، مشخص کردن زیرطبقه ها و تشکیل طبقات نهایی صورت گرفت. برای تحلیل اطلاعات، مصاحبه های ضبط شده تایپ شدند و سپس کدگذاری آزاد انجام شد و از طریق کدگذاری باز، مفاهیم اولیه استخراج گردید، سپس مقوله ها به دست آمدند و نهایتاً تفسیر و تحلیل شدند. یافته ها   یافته ها بیانگر آن است که نگرش به بدن تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی قرار دارد و هر یک از این عوامل در تعامل با یکدیگر، معنا و اهمیت خاصی به بدن و ظاهر زنان می بخشند. یکی از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فضای مجازی بود و شرکت کنندگان تجربه های متنوعی از تعامل با این فضا و تأثیر آن بر نگرش خود نسبت به بدن بیان کردند. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فشار اجتماعی بود که شرکت کنندگان تجربه کردند و آن را در نگرش و رفتار خود نسبت به پوشش و ظاهر گزارش دادند. این تجربه ها نشان می دهند که هر فرد با فشارهای اجتماعی مواجهه متفاوتی دارد و این فشارها بر انتخاب پوشش و نگرش او نسبت به بدن تأثیر می گذارد. برخی شرکت کنندگان تأکید کردند که نیاز به هماهنگی با انتظارات جامعه باعث تغییر رفتار و نگرش آن ها شده است، در حالی که تجربه برخی دیگر کمتر تحت تأثیر فشارها قرار گرفته است. یکی از مقوله های شناسایی شده، تصور از بدن آرمانی بود که شرکت کنندگان آن را از جنبه های مختلفی تجربه و توصیف کردند. برخی افراد بدن آرمانی را با سلامت جسمانی مرتبط می دانستند. این یافته ها نشان می دهند که تصور از بدن آرمانی چندبعدی و فردی است و هر شرکت کننده بسته به تجربه زیسته و نگرش شخصی، جنبه های متفاوتی را در نظر می گیرد؛ از سلامت جسم و روان، ورزش، تغذیه، آرایش و مراقبت پوستی تا ویژگی های ظاهری مانند رنگ مو و وضعیت پوست. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده، تأثیر هزینه های اقتصادی بر نگرش و اهمیت دادن به بدن بود. شرکت کنندگان بیان کردند که محدودیت های مالی مانع دست یابی به ایده آل های مدنظر آن ها می شود و برخی از این ایده آل ها تنها جنبه ذهنی دارند. این یافته ها نشان می دهند که دختران ایده آل هایی برای بدن خود دارند، اما محدودیت های مالی خانواده و نبود درآمد مستقل مانع رسیدگی به بدن به شکل دلخواه می شود. فضای دانشگاه و محیط خوابگاه از جمله مقوله های شناسایی شده بودند که با سنت ها و ارزش های خانوادگی در ارتباط نزدیک قرار داشتند و می توانند به مرور زمان اثرات قابل توجهی بر نگرش و پوشش دختران داشته باشند. نگرش جنس مخالف و مقبولیت اجتماعی از جمله مقوله هایی هستند که بر نگرش دختران به بدن اثرگذارند. زیرمؤلفه های این مقوله شامل جذابیت زنان آرایش کرده برای مردان، نظردهی مردان بر پوشش و ظاهر، تأثیرپذیری از جنس مخالف و افزایش شانس ازدواج است. نگرش دختران نسبت به عمل جراحی و پوشش شامل دیدگاه های مثبت و منفی است. دیدگاه های مثبت شامل انجام عمل جراحی برای رفع مشکلات جسمی، افزایش اعتمادبه نفس و اصلاح نقص های فردی است. نتیجه   به طور کلی، تجربه زیسته دختران نشان می دهد که نگرش به بدن حاصل تعامل پیچیده میان خودآگاهی فردی، جامعه، فرهنگ، رسانه ها و منابع اقتصادی است و این نگرش در حال تغییر و تطابق با محیط های مختلف اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین، بررسی نگرش به بدن به ویژه در نسل جوان، نیازمند نگاه چندبعدی و فهم عمیق تجربه زیسته افراد است و هرگونه سیاست گذاری، آموزش یا مداخله در این حوزه باید با درک واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان