مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۹٬۴۰۱ تا ۱۲۹٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
حقوقی دادگستری سال هشتاد و پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۱۵
285 - 306
حوزههای تخصصی:
تعیین مبنای مسئولیت مدنی ارائه دهندگان خدمات حرفه ای (نظیر پزشکی، وکالت و مهندسی) همواره یکی از دغدغه های نظام های حقوقی مختلف بوده است. مشکل در تعیین مبنای مسئولیت مدنی این اشخاص، از یک سو تفاوت هایی است که ارائه خدمات حرفه ای با تولید و عرضه کالا داشته و نمی توان مبانی مسئولیت مدنی کالاها را در خصوص این اشخاص توسعه و تعمیم داد و از طرفی مراجعین به این اشخاص به دلیل عدم برخورداری از دانش و مهارت تخصصی، یارای اثبات تقصیر در برابر آنان را ندارند. تعیین مبنای مسئولیت مدنی ارائه دهندگان خدمات حرفه ای به این دلیل دشوارتر است که این اشخاص عموماً یک رسالت اجتماعی را برعهده دارند. در هر یک از نظام های حقوقی فرانسه و کامن لا، اگرچه مبنای اصلی مسئولیت ارائه دهندگان خدمات حرفه ای مبتنی بر تقصیر است، اما برای حمایت از مراجعین به این اشخاص، راهکارهایی برای اعمال مسئولیت محض در مواردی ارائه شده است که با استفاده از این راهکارها و با بومی سازی آن می توان قاعده عام مبنای مسئولیت مدنی این اشخاص در حقوق ایران را تبیین نمود. در حقوق ایران، برای حل مشکل پیش گفته و ایجاد توازن بین مسئولیت و رسالت اجتماعی اشخاص حرفه ای می توان در فرضی که ارائه خدمات منتهی به تولید کالا می گردد نظیر معمار یا پزشک داروساز، مبانی اتلاف و تسبیب را نظیر تولید کننده کالاها اعمال نمود و در فرضی که خدمات به صورت صِرف ارائه می گردد، در برابر طرف قرارداد و در خصوص تعهدات به نتیجه، مبنای مسئولیت بدون تقصیر و در خصوص تعهدات به وسیله و هم چنین در خصوص اشخاص ثالث که فاقد رابطه قراردادی هستند، مسئولیت مبتنی بر تقصیر را برقرار نمود.
نظریه بدیع علامه طباطبایی در باب تمایز نفس ملکوتی و نفس حاصل از اشتداد، بستری برای تحوّل در انسان شناسی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه حدوث جسمانی و بقای روحانی نفس انسانی، از ابداعات جناب صدرالمتألهین بود. ایشان بر این اساس، مسائل فراوانی در حیطه قوس صعودی سیر انسانی را حل و فصل کرد و برای آنها تقریرهای عمیق فلسفی یافت. امّا دیدگاه او در تبیین روشن قوس نزولی انسان و مراحلی که دین از آن ها سخن گفته همچون عالم ذر، امتحان انسان پیش از ورود به طبیعت، مسأله هبوط و...، توفیق چندانی نیافت. علامه طباطبایی، رحمه الله علیه، به عنوان فیلسوفی چیره بر حکمت صدرایی و مأنوس با آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، راهی نو پیش روی انسان شناسی فلسفی گشود. بر اساس تحلیل و تبیین بدیع ایشان که تمام انسان شناسی جناب صدرا بایستی بر اساس آن بازنگری و تدقیق گردد، هر موجودی، نفسی ملکوتی دارد که محور موجودیتش همان است و آنچه حدوث جسمانی دارد، در پرتوی این حقیقت، تحقق دارد. تبیین علامه، که این نوشتار متکفّل تبیین و تشریح آن است، هم عوالم وجودی انسان را به روشنی تبیین میکند، هم عهده دار تشریح قوس نزول انسان و احکام آن می شود و هم تبیین دقیق تری از قوس صعود ارائه می دهد.
رابطه امور متغیّر عالم با علم ثابت خداوند در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
103 - 115
حوزههای تخصصی:
علم خداوند به عالم، عین ذات اوست و همانگونه که ذات الهی ثابت و لایتغیّر است، علم او نیز ثابت و لایتغیّر است، از سویی همواره شاهد تغییر مداوم در جهان متکثر مادی هستیم. مسأله این است که چگونه تغییر در امور جزئی و متکثر عالم موجب تغییر در صفت علم الهی و در نتیجه تغییر در ذات یگانه و ثابت خداوند نمی گردد؟ فلاسفه اسلامی علم خداوند را به گونه ای تبیین نموده اند که در رابطه علمی ذات ثابت و یگانه خداوند با موجودات متغیّر هیچگونه تغییر و تکثری در ذات الهی لازم نیاید. لذا فیلسوفان علم خداوند را علم تفصیلی بعد از ذات یعنی زاید بر ذات دانستند، ابن سینا این نحو علم ثابت به معلومات مادی متغیّر را علم به جزئی متغیّر به نحو کلی نامید. غزالی با رد نظر فلاسفه آنان را تکفیر کرد. اشکال غزالی به فلاسفه این بود که در اینصورت اگر چه خداوند به همه امور جزئی عالم است، اما علم او بدانها تنها به نحو کلی خواهد بود و علم خداوند محدود به کلیات و مفاهیم عام می شود. ملاصدرا علم اجمالی در عین کشف تفصیلی خداوند را اثبات و به اشکال غزالی پاسخ داد. براساس قاعده بسیط الحقیقه علم خداوند به موجودات متغیّر و متکثر ، حضور اشیاء نزد حق است. خداوند در مرتبه ذات علم به اشیاء دارد، بدون آنکه کثرتی در مرتبه ذات باشد و معلومات با همه کثرات و تفصیلات به وجود واحد بسیط موجودند و از حیثی که کثرت در آن نیست آشکار و منکشف هستند.
تبیین رویکرد سازه گرایی زیباگرایانه در تربیت اسلامی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش معرفی رویکرد سازه گرایی زیباگرایانه به عنوان رویکرد نوینی در حوزه ی مطالعات تعلیم و تربیت اسلامی است. به این منظور و در ذیل معرفی این رویکرد، به بررسی گزاره های قرآن در باب تربیت، انسان و مفهوم زیبایی و دلالت های آن در گزاره های مبنایی تربیت اسلامی پرداخته شده است. در فلسفه ی اسلامی، تربیت به معنای ربوبی شدن یا خداگونگی و در قرآن، انسان نماینده ی خداوند در زمین و خدا صاحب نام های زیبا، منشأ زیبایی و دوستدار آن معرفی شده است. از این منظر، در قرآن کریم، زیبایی به اهداف غایی حیات انسان گره خورده است. نیل به زیبایی در قرآن، بالاترین مرتبه ی کمال و دلیل آفرینش حیات و مرگ آدمی، آزمودن او از نظر میزان زیبایی اعمال او بیان شده است. بر اساس این نگاه ویژه و این جایگاه بنیادین است که تبیین گزاره های مبنایی مفهوم زیبایی در قرآن و دلالت های آن در تعلیم و تربیت اسلامی از اهمیتی ویژه ای برخوردار است. در راستای این هدف، در این پژوهش، با استفاده از سه روش تحلیل محتوای کیفی، تحلیل شبه استعلایی و تحلیل و تفسیر مفهومی، به تبیین رویکرد سازه گرایی زیباگرایانه، به عنوان یک رویکرد جدید در حوزه ی مطالعات تعلیم و تربیت اسلامی پرداخته شده است. این ایده نتیجه ی توسعه ی رویکرد جدید سازه گرایی واقع گرایانه، در حوزه ی مباحث مربوط به زیبایی شناسی در آموزه های قرآن است. از این منظر و بر اساس آموزه های اسلام در قرآن، به لحاظ وجودشناسی، زیبایی ها در جهان، مستقل از ادراک و توجه آدمی وجود دارند. این پیش فرض، همچنین، شامل وجود خداوند به عنوان زیبایی مطلق می شود. از منظر معرفت شناسی، در ایده ی سازه گرایی زیباگرایانه، زیبایی امری قابل دستیابی، برخوردار از معیارهای قابل تعریف و بنابراین قابل انتقال و قابل تعلیم است. از منظر انسان شناسی، مهم ترین بخش رویکرد سازه گرایی زیباگرایانه، خصیصه ی عاملیت در انسان است که به عنوانی موجودی عامل، مختار و تصمیم گیرنده، قادر است به هدف نیل و تشبه به زیبایی مطلق، در حد موجودیت خود و در مسیر آن، بر حسب ادراک، احساس، زبان و بافت ویژه ای که در آن زیست می کند، سازه های ذهنی خود را از آن زیبایی مطلق خلق کند و گام به گام به هدف نهایی آدمی که تشبه به زیبایی مطلق است نزدیک تر شود.
بازشناسی نقش علامه طباطبایی در تکوین دال «استقلال» در گفتمان انقلاب اسلامی 1357 ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۰
1 - 30
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد برای نخستین بار، با استفاده از نظریه گفتمان لاکلائو و موفه، فوکو، رابرت وسنو و رندل کالینز نقش مبهم و ناشناخته علامه طباطبایی در تکوین دال استقلال در «گفتمان» انقلاب اسلامی 1357 ایران را آشکار سازد و ذیل این مسئله، به این پرسش پاسخ دهد که نقش اندیشه علامه طباطبایی در تکوین دال استقلال در گفتمان انقلاب اسلامی 1357 ایران چیست و سازوکارهای اجتماعی انتشار و پیوند اندیشه علامه با تکوین گفتمان انقلاب اسلامی کدامند؟ نتایج تجزیهوتحلیل حاضر نشان میدهد که علامه طباطبایی اگرچه در عرصه انقلاب فاقد راهبرد سیاسی و انقلابی بوده است؛ اما با محوریت نظریه ادراکات اعتباری به احیای موقعیت سوژگی «فیلسوف مفسر» مبادرت کرده و با شرکت در منازعات گفتمانی دهه 30 تا دهه 50، نقش «سوژگی سیاسی» بیواسطه (تولید اندیشه) و سوژگی سیاسی باواسطه (از طریق شاگردان، حلقه های فکری و اجتماعات گفتمانی) از خود نشان داده و از مجرای تقریر فلسفی- اجتماعیِ آموزه «الاسلام هوالحلّ»، تبیین مفهوم استقلال سیاسی و استقلال فرهنگی و طرح تقدم استقلال فکری فرهنگی بر استقلال سیاسی، عملاً در تکوین دال استقلال در معنای موردنظر گفتمان انقلاب اسلامی، نقش ایفا کرده است.
بررسی راهبردهای افزایش علاقه دانش آموزان به درس قرآن
منبع:
مطالعات کارورزی در تربیت معلم سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳
165 - 189
حوزههای تخصصی:
دوران تحصیلی ابتدایی مهم ترین مرحله در زندگی کودکان است که ضرورت توجه به عواطف آنها بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد چراکه این دوره در راستای شکل گیری شخصیت دانش آموزان و از حساس ترین مقاطع سنی محسوب می گردد. از نظر کارشناسان، این دوران بهترین زمان برای انس بیشتر دانش آموزان با متون دینی و قرآنی است. بنابراین، اهمیت آموزش در پایه ابتدایی و نیز شکل گیری شخصیت انسانی در مرحله ی کودکی و تلاقی این دو، حاکی از نقش فوق العاده ی شان در حیات انسانی شخص و بالتّبع زندگی اجتماعی اوست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی راهبردهای افزایش علاقه دانش به درس قرآن، به روش مبتنی بر رویکرد اقدام پژوهی، در یکی از مدارس ابتدایی شهرستان بابل انجام پذیرفت. در این پژوهش پس از کشف علل بی علاقگی دانش آموزان به درس قرآن، منجر به تدوین راه حل ها پیشنهادی برای برون رفت از این مشکل و سپس به مرحله اجرا راه حل های پیشنهادی در محیط واقعی کلاس درس منجر گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که به کارگیری روش های ترکیبی و نوین تدریس در درس قرآن، محیط کلاس را از حالت کسل کننده به فعال تغییر و میزان علاقه دانش آموزان به درس قرآن را به حد مطلوب رسانده است.
سنجش زیست پذیری محلات شهری در راستای توسعه پایدار از دیدگاه شهروندان، موردمطالعه: محله شهر کهنه و شهرک سیدمرتضی-کاشمر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
123 - 140
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری محلات شهری و سنجش رضایت ساکنین آن در ابعاد اجتماعی، فیزیکی و اقتصادی، از مباحث مهم در ادامه حیات و توسعه بافت های شهری است. به طوری که افزایش زیست پذیری تأثیر بسزایی در پایداری محلات ایفا می کند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تطبیقی و مقایسه شاخص های زیست پذیری در محلات قدیمی و جدید شهر کاشمر بوده و جامعه آماری موردبررسی شامل ساکنین محلات سید مرتضی و شهر کهنه هست. این پژوهش از نوع کاربردی و برمبنای راهبرد پژوهش، از نوع پیمایشی است و از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. حجم نمونه درمجموع 200 نفر بوده و از هر محله 100 نفر با روش صورت نمونه گیری تصادفی پرسشگری شده اند. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (996/0) به دست آمد. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره، آماره تی تک نمونه ای استفاده شد. نوآوری تحقیق مقایسه تطبیقی محلات قدیم و جدید شهر در ابعاد مختلف زیست پذیری شهری و با تاکید بر شاخص های توسعه پایدار شهری است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی شهروندان و زیست پذیری ارتباط مستقیمی وجود دارد. میزان رضایت از شاخص های کلی زیست پذیری در شهر کهنه پایین است و رضایت نسبی از شاخص اقتصادی در شهر کهنه با میانگین 43/2 وجود دارد که شاخص کلی زیست پذیری در شهرک سیدمرتضی (35/0) بالاتر از میانگین کمتر از میانگین متوسط است. در شهرک سیدمرتضی شاخص اقتصادی با میانگین 47/3 بیشترین رضایت و شاخص فیزیکی کمترین رضایت مندی را دارند.
پایش نقشه های گسترش سیلاب با استفاده از تصاویر راداری (SAR) (مطالعه موردی: سیل فروردین 1398، شهرستان آق قلا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیلاب ها از مهم ترین مخاطراتی هستند که بسته به شدت بارندگی ها و سایر عوامل موثر سبب وارد آمدن خسارات زیادی به نواحی شهری و روستایی می شوند. استفاده از داده های راداری یکی از جدیدترین و موثرترین روش ها در مطالعه سیلاب است. می توان جزییات دقیق سیلاب ها را مطالعه و حد گسترش آن را مشخص کرد تا در برنامه ریزی های آتی بتوان از آن استفاده کرد. در این تحقیق به شناسایی مناطق سیل زده شهرستان آق قلا و روستاهای اطراف آن به وسیله داده های سنتینل1 از تاریخ 23 مارس تا 4 آوریل پرداخته شده است. هدف پژوهش حاضر تولید نقشه هایی است که گسترش سیلاب را از تصاویر راداری(SAR) استخراج و محدوده گسترش سیلاب را در فروردین 1398 نشان می دهد. از نرم افزار SNAP ، ARCGIS و ENVI به عنوان ابزارهای تحقیق استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد در محدوده مورد مطالعه در تاریخ23 مارس، 115 کیلومتر مربع و در تاریخ 29 مارس، 107 کیلومتر مربع در اثر سیل فروردین 98 به زیر آب رفته است. همچنین نتایج بررسی تصاویر راداری و بازدید های میدانی نشان داد دلایل اصلی سیلابی شدن منطقه ، بارندگی شدید طی چند روز، پر شدن سد وشمگیر، شیب کم منطقه، عدم لایروبی رودخانه، وجود پل های زیاد بر روی رودخانه و ارتفاع کم پل ها و درصد بالای رس در خاک منطقه بوده است.
مقایسه روش های تعیین ساختار عاملی آزمون براساس داده های تجربی: مورد آزمون سراسری ورود به دانشگاه 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مقایسه روش های تعیین تعداد ابعاد براساس داده های آزمون های سراسری و تعیین تعداد ابعاد موجود در این داده هاست.روش پژوهش: پس از بررسی پیشینه نظری و تجربی، از داده های آزمون های ریاضی (گروه ریاضی)؛ شیمی (گروه تجربی)؛ و فلسفه-منطق (گروه انسانی) سال 1395 برای تحلیل استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها با یازده روش تحلیل ابعاد، 34 شاخص مبتنی بر این روش ها و نیز روش های نموداری تحلیل خوشه سلسله مراتبی، تحلیل شبکه اکتشافی و نقشه حرارتی نشان داد که روش های مختلف بسته به ماهیت، عامل یا عوامل کلی، اختصاصی و یا خوشه های سوال موجود در آزمون ها را منعکس می کنند. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان داد تک بعدی بودن ضروری (essential unidimensionality) در اکثر موارد به معنی دقیق آن برقرار نیست و دست کم در آزمون های تخصصی سراسری سال 1395 ساختار از نوع عامل دوگانه (bifactor) است. با این تفاوت که ساختار دوگانه حاصل با مشخصات مدل دوگانه موجود در پیشینه همخوانی ندارد. یعنی هر سوال علاوه بر عامل کلی با بیش از یک عامل اختصاصی ارتباط دارد که به ساختار پیچیده یا نسبتا پیچیده منجر می شود.نتیجه گیری: براساس نتایج تحلیل عاملی کل داده ها و تحلیل عاملی غیرخطی افزایش تدریجی مجانب پایین باعث کاهش تعداد ابعاد می شود. پیشنهاد می شود برای تعیین ابعاد آزمون های سراسری از ترکیب چند روش استفاده شود. به علاوه به هنگام تحلیل میزان اشباع عامل کلی، که در میزان همبستگی بین سوال ها منعکس می شود، لحاظ کردن مجانب پایین، نوع برخورد با پاسخ های سفید و مقایسه نتایج حاصل از کل داده ها با داده های کامل (داده های بدون پاسخ سفید) می تواند در این خصوص مفید باشد. به علاوه میزان برازش عامل های حاصل از روش های مختلف اکتشافی به داده ها با استفاده از روش های تاییدی نیز بررسی شده و در نهایت به تفسیرپذیری مدل حاصل نیز توجه گردد.
استفاده از تحلیل داده های شبکه ای در بهبود الگوریتم آزمون های انطباقی کامپیوتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: روش شناسی شبکه امکان مطالعه همزمان چندین هدف را میسر می سازد و قابلیت هایی دارد که منجربه ارائه ابزارهای تحلیلی مناسب می گردد. پژوهش هایی در خصوص استفاده از تحلیل داده های شبکه در حوزه سنجش تربیتی وجود دارد اما کمتر پژوهشی است که بصورت عملی به ساخت آزمون انطباقی مبتنی بر نظریه شبکه و یا ارائه الگوریتم آن پرداخته باشد. آیا امکان استفاده از علم شبکه در ساخت آزمون های انطباقی وجود دارد؟ هدف: این مطالعه با هدف بهبود الگوریتم آزمون های انطباقی مبتنی بر تحلیل داده های شبکه بر روی زبان آموزان مراکز و مؤسسات آموزش زبان شهر تهران انجام شد. روش : این پژوهش از نوع توصیفی و تمرکز اصلی آن بر تحلیل سؤالات آزمون با تکنیک تحلیل داده های شبکه بود. جامعه آماری کلیه زبان آموزان ده مؤسسه برتر آموزش زبان شهر تهران در سال 1398 بود که قابلیت خواندن زبان انگلیسی را در حداقل سطح داشتند. از میان آنان 1556 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون 140 سؤالی خزانه لغات انگلیسی (VST) (نیشن و وارینگ، 1997) بود. تحلیل سؤالات آزمون از طریق نظریه کلاسیک، نظریه سؤال - پاسخ و تحلیل شبکه مبتنی بر الگوریتم فراچترمن - رینگولد انجام شد. یافته ها : پارامترهای سؤالات آزمون بر اساس نظریات کلاسیک و سؤال - پاسخ محاسبه گردید. نقشه ارتباط بین سؤالات مبتنی بر الگوریتم فراچترمن - رینگولد، بر اساس آزمون آماری همبستگی تفکیکی با تعدیل آلفا (0/01< P) ترسیم شد، شاخص های مرکزیت شبکه و الگوریتم انطباقی آزمون استخراج گردید. نتیجه گیری: استفاده از مزایای تکنیک تحلیل داده های شبکه ای مانند قابلیت دیداری سازی نتایج، ارائه گزارش های ساده و جامع و در نظر گرفتن اهمیت سؤالات در ساختار شبکه ارتباطی بین سؤالات به ارتقاء روش های آزمون سازی انطباقی منجر شده است.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (خرداد) ۱۴۰۰ شماره ۹۹
439-452
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات مداخله ای مختلفی با هدف ارتقاء شاخص های سلامت روان زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شده است، اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه پژوهش متشکل از تمامی زنان مطلقه سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) منطقه 19 شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه این مطالعه 36 زن بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. برای گروه آزمایشی اول، درمان شناختی وجودی ( کیسان، 2004، 2009 ) و برای گروه آزمایشی دوم درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، 2009، 2014) در 8 جلسه 120 دقیقه ای برگزار گردید، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت باعث افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی، تسلط بر محیط) در پایان مداخلات و دوره پیگیری شده بودند. همچنین درمان شناختی - وجودی در مقایسه با درمان متمرکز بر شفقت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن داشت (0/01 > p ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده توصیه می گردد روانشناسان و مشاوران از این دو رویکرد درمانی جهت کاهش مشکلات روانشناختی زنان سرپرست خانوار استفاده نمایند.
راه های ایجاد محبت به اهل بیت (علیهم السلام) در کودکان و نوجوانان
حوزههای تخصصی:
ایجاد محبت اهل بیت (علیهم السلام) یکی از آموزه های اصیل اسلامی در تربیت فرزندان است.چه اینکه بخشی از دینداری ما منوط به محبت آنها و بیزاری از دشمنانشان است، لذا تنها درخواست پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از امت به عنوان پاداش رسالت، مودت نسبت به اهل بیت است. این راه میانبر، سالک راه حق را زودتر به مقصد می رساند. در دوره ی آخر الزمان که فتنه های سیاسی و اعتقادی، از هر سو فرزندان مسلمان را تهدید می کند بهترین راه حل برای نجات از این فتنه ها، آشنایی فرزندان با سیره و تفکرات اهل بیت است، زیرا اگر فرزندان ما با سیره ی اهل بیت آشنا شوند، عشق و محبت تمام قلب شان را فرا می گیرد، سره را از ناسره تشخیص می دهند و این تشخیص دادن، مسیر حرکتشان را به سوی رستگاری تنظیم می کند. بنابراین ارائه ی راهکارهایی برای ایجاد محبت نسبت به اهل بیت در کودکان و نوجوانان در عصر حاضر بسیار ضروری و مهم می باشد. در گردآوری مطالب در این پژوهش از روش کتابخانه ای استفاده شده و روی آورد پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی می باشد. از جمله راه های نظری ایجاد محبت نسبت به اهل بیت در کودکان و نوجوانان عبارتند از: معرفت اهل بیت، شناساندن جایگاه و حقوق و فضایل اهل بیت و آموزش چگونگی توسل به اهل بیت، و از جمله راه های عملی ایجاد محبت نسبت به اهل بیت عبارتند از: مراقبت های ویژه زمان انعقاد نطفه و دوران جنینی، تغذیه پاک و حلال، بزرگداشت ایام وفات و ولادت ائمه، آشنایی فرزندان با سرزمین های مقدس و زیارت ائمه. پژوهش حاضر، مجموعه راهکارهای نظری و عملی برای تربیت فرزندان در مسیر اهل بیت است. آرزومندیم خداوند متعال ما را از امانت داران شایسته در تربیت و نگهداری فرزندان مان قرار دهد.
تفسیر پیشگفتار هگل بر کتاب فلسفه حق و بررسی مؤلفه های اساسی فلسفه سیاسی او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۴
41 - 62
حوزههای تخصصی:
نگارنده، پیشگفتار فلسفه حق هگل را با توجه به سه شکافی که هگل در اندیشه و فرهنگ آلمانی یافته است به گونه ای بازسازی می کند که نه تنها دلیل نوشتن کتاب فلسفه حق روشن شود بلکه حتی ضرورت گسست از این شکاف ها توضیح داده شود. هگل نخست در ساحت فلسفه نظری و عملی با ایده آلیسم سوبژکتیو که صرفاً به تعینات سوژه معتقد است و جهان خارج را به عنوان امری ناشناختی رها می کند و به منطق درونی آن توجهی ندارد، مبارزه می کند و گسست سوژه و ابژه را رفع می کند. سپس در نسبتی اینهمان با فلسفه سوبژکتیو با جنبش های ملی گرای آلمانی که در پی مقاصد سودجویانه و خودسرانگی های احساسی خویش هستند، مقابله می کند و فهم «هست» یا امر بالفعل را به جای «باید»های خودسرانه فلسفه و اعتقادات سیاسی سوبژکتیو جایگزین می کند. در این راستا نه تنها با روش منطق خود، تضاد میان«سوژه/ابژه» و «هست/باید» را بر می دارد بلکه با برداشتن شکاف امر عقلانی و واقعیت خارجی به تعینات خارجی اعتبار تاریخ تحقق ایده را می دهد؛ از این طریق او می تواند فهمی جدید از دولت ایجاد کند که دربردارنده تمامی دیالکتیک های ذکر شده باشد و از این دولت در سرتاسر پیشگفتار در برابر اراده خودسرانه ای که ملی گرایی آلمانی و فلسفه سوبژکتیو به آن منجر می شوند، دفاع می کند.
تأثیر شیوه های مختلف تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی بر یادگیری مهارت پرتاب از زیر شانه کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (مهر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۳
1193-1213
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر تأثیر انواع مختلف تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی بر یادگیری مهارت حرکتی بسته، همچنین ارتباط بین توانایی وضوح تصویرسازی و عملکرد حرکت می باشد. روش: به همین منظور90 دانش آموز دختر راست دست 8 تا 10 سال به صورت تصادفی در 6 گروه 15 نفرِ تمرین فیزیکی ( PPG )، تصویرسازی دیداری ( VIG )، تصویرسازی حرکتی ( KIG )، ترکیب تمرین فیزیکی و تصویرسازی دیداری ( VIPPG )، ترکیب تمرین فیزیکی و تصویرسازی حرکتی ( VIPPG ) و گروه کنترل ( CG ) تقسیم شدند. میزان توانایی وضوح تصویرسازی آزمودنی ها از طریق پرسشنامه وضوح تصویرسازی حرکتی (VMIQ) اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مرکب ( مرحله)3× (گروه)6 ، تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته ها: در پس آزمون (یادداری) عملکرد گروه های مختلف تصویرسازی ( VIG,KIG,VIPPG,KIPPG ) با گروه تمرین فیزیکی ( PPG ) برابر بود. نتایج مرحله انتقال نشان داد که ترکیب تصویرسازی ذهنی با تمرین فیزیکی ( KIPPG,VIPPG ) به طور قابل ملاحظه ای عملکرد بالاتری نسبت به گروه های دیگر داشتند. گروه های تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی عملکرد برابری را در مراحل انتقال و یادداری نشان دادند ( KIG=VIG و KIPPG=VIPPG ). نتایج تحقیق هیچ گونه ارتباطی بین میزان توانایی وضوح تصویرسازی و عملکرد حرکتی نشان نداد. نتیجه گیری: ازجمله دستاوردهای این پژوهش هنگام آموزش مهارت های حرکتی کودکان می توان از تصویرسازی ذهنی استفاده کرد و کودکان نیز مانند بزرگ سالان توانایی تصویرسازی ذهنی مهارت های حرکتی را دارند. اما کودکان (8 تا10 سال) توانایی جداسازی تصویرسازی دیداری و حرکتی را ندارند.
رابطه رهبری تحول آفرین با فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هشتم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۹
121 - 136
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه رهبری تحول آفرین با فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش انجام شد. جامعه آماری شامل 380 نفر از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 191 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی بود. گردآوری داده های پژوهش از طریق سه پرسشنامه رهبری تحول آفرین، فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش انجام شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها، از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و برای سنجش پایایی، از طریق روش آلفای کرونباخ موردتأیید قرار گرفتند. برای تحلیل داده های به دست آمده نیز از نرم افزار آماری SPSS-22 به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین رهبری تحول آفرین و تسهیم دانش (469/0r=) در سطح 99 درصد وجود دارد. هم چنین بررسی ها نشان داد همبستگی مثبت و معنی داری بین رهبری تحول آفرین و فرهنگ یادگیری سازمانی (573/0r=) در سطح 99 درصد وجود دارد. با توجه به اینکه در خصوص ارتباط دوسویه متغیرها با هم، پژوهش هایی انجام شده است اما تاکنون پژوهش جامعی درخصوص ارتباط بین سه متغیر مذکور انجام نشده است و برای اولین بار رابطه رهبری تحول آفرین با فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش موردبررسی قرار می گیرد. بطور کلی نتایج پژوهش حاضر با پژوهش های انجام گرفته همسو است و می توان چنین برداشت کرد که در جامعه و نمونه تحت بررسی، بین رهبری تحول آفرین با فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش رابطه معنی داری وجود دارد. لذا مدیران سازمان ها باید برای این موضوع در دنیای رقابتی امروز، اهمیت بسزایی قائل شوند.
رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نگرانی و کیفیت زندگی کاری معلمان آموزش و پرورش شهرستان سوادکوه شمالی
پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نگرانی و کیفیت زندگی کاری معلمان، انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان آموزش و پرورش شهرستان سوادکوه شمالی در سال تحصیلی 00 – 1399 بود که تعداد 165 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های استاندارد اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی حسن زاده و اولادزاد (1394)، نگرانی مه یر و همکاران (1990) و کیفیت زندگی کاری والتون (1973) بود. پایایی پرسشنامه ها طبق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 86/0، 88/0 و 85/0 بود. در سطح اطمینان 95 درصد (05/0=)، آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معنی داری بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نگرانی معلمان وجود دارد. هم چنین، رابطه منفی معنی داری بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با کیفیت زندگی کاری معلمان وجود دارد.
ارزیابی جواز اشتغال به سرگرمی در فقه امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، ضمن تبیین جایگاه اشتغال به سرگرمی از دیدگاه روانشناسی، به بررسی اقتضائات فقهی این موضوع پرداخته شده و حکم جواز اشتغال به آن استنباط می شود؛ از نگاه استدلالی، اولاً منعی در خصوص سرگرمی در ادله یافت نمی شود؛ ثانیاً عناوین لهو و لعب بر آن منطبق نمی شوند تا صغرای استدلال منع از سرگرمی را فراهم آورند. خصوصاً که ممنوعیت مطلق لهو و لعب مورد تردید بوده و کبرای استدلال غیرقابل اثبات است. از سوی دیگر، برخی ادله نقلی و مؤیدات عقلی، علاوه بر جواز اشتغال به سرگرمی، بر مطلوبیت آن دلالت دارند.
A Review of Pathogen Identification through the Behavioral Immune System(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۴, Issue ۴ - Serial Number ۱۰, December ۲۰۲۱
9 - 16
حوزههای تخصصی:
Objective: Pathogen disgust has evolved as a psychological adaptation in response to the avoidance of disease-causing organisms. Recently, evolutionary social psychologists have proposed the existence of a behavioral immune system that has evolved to avoid pathogens as a psychological adaptation. However, researchers claim that the concept of a behavioral immune system is not the same as pathogen avoidance. Therefore, in this study, the aim is to investigate whether the behavioral immune system is the same as the pathogen avoidance system or has a broader meaning. Method: using Google Scholar database keywords such as disease avoidance, pathogen disgust, the behavioral immune system were searched. PubMed for the behavioral immune system, system over perception disease cues, and disease over perception bias was investigated. All-time periods were used for this review study and more than two hundred documents were reviewed and extracted according to the criteria. Results: The findings show that there are three main mechanisms involved in the behavioral immune system. This system includes the emotional, cognitive, and behavioral mechanisms. Therefore the results showed that the behavioral immune system has a broader meaning than the pathogen avoidance system. Conclusion: Research on physiological correlations with emotional experiences shows that disgust is evoked in response to pathogen-related stimuli and is associated with unique patterns of autonomic nervous system and neural activity. However little is known about the functional connections between anatomical structures, neurochemical processes, and various cognitive and behavioral phenomena that are the manifestations of the behavioral immune system, and more studies are needed in this area.
تحلیل جنسیت از نگاه مولانا بر مبنای نظریات انسان شناسی (با تا کید بر فیونا بوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال هجدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
193 - 214
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی، اندیشه های مولانا در باب جنسیت را بر مبنای انسان شناسی دین از منظر فیونا بوی بررسی کرده ایم. این پژوهش نشان می دهد که مولانا نیز از منظر انسان شناسی دینی و عرفانی به مساله جنسیت نگریسته و مباحث زیبایی از آن را مطرح کرده است بعلاوه منظر اندیشه های مولانا باتوجه به برخورداری از غنای مکتب اسلام و عرفان اسلامی از وسعت بیشتر و معیارهای افزونتری برخوردار است. فیونا بوی، زن را با وجود خصوصیاتی چون مادر بودن و زایندگی، نماد طبیعت و زمین همراه دانسته و مولانا نیز او را نماد نفس انسانی می داند. و مرد را با وجود ویژگی هایی چون استواری و استقامت، نماد فرهنگ می داند. و مولانا مرد را نماد عقل انسان می داند که هردو(زن و مرد) دارای سویه های منفی و مثبت هستند یعنی گاهی متعالی و گاهی به سبب خواست های نابایسته، به سوی ضلالت پیش می روند. نگاه قدسی به جنسیت از وجوه مشترک آنهاست.
حقوق کیفری تضمین گر در دولت حداقلی؛ چالش ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی بخش اساسی ارزشهای هر جامعه را تشکیل می دهد لذا تعهدات هر جامعه نسبت به این امر، باید از نظر اعتقادی و اخلاقی در اعماق نظام کلی آن جامعه ریشه بگستراند، بنابراین پیش بینی منابع قانونی که دائر بر حفظ منافع و حقوق شهروندان باشد اهمیتی به سزا دارد. نحوه واکنش جامعه به جرم تا حدود زیادی مرتبط با مفاهیم و ایدئولوژیهای سیاسی است و اصولاً مبانی ایدئولوژیک در تعیین مسیر و نحوه اقدام حقوق کیفری جهت دهنده و تعیین کننده بوده و در تضییق و توسیع قلمرو حقوق کیفری موثر می باشد. بسته به نوع نظام سیاسی میزان دخالت دولت در آزادیهای فردی و زندگی خصوصی متفاوت می باشد و افزایش یا کاهش قلمرومداخله دولت در این حوزه می تواند موجب قبض یا بسط جرم انگاری ها شود. نظریه دولت حداقلی اعتقاد دارد که افراد بدون دخالت دولت می توانند مشکلات اجتماعی خود را رفع نمایند. همچنین به جایگزینی ضمانت اجراهای غیرکیفری نیز حکم نمی کند؛ چه بسا وجود آنها دربرخی موارد، حتی بیشتر از کیفر حقوق و آزادیهای فردی را قربانی کند. در این مقاله به جهت تاکید بر حقوق و منافع شهروندان و نقش آنان در روند عدالت کیفری، به جایگاه حقوق کیفری تضمین گرانه در دولت حداقلی؛ چالش ها و راهبردهای موثر در جهت این امر که حقوق و آزادی های اساسی شهروندان به گونه ای مطلوب، تامین و تضمین شود، پرداخته شده است.







