مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۷٬۴۰۱ تا ۵۷٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۲ (جلد ۲)
251 - 268
حوزههای تخصصی:
حسابرسی داخلی در مسیری قرار دارد که در چند سال آینده نیاز خواهد بود استاندارهای جدیدی در رابطه با کارایی آن ایجاد شود یکی از شاخص های مهم در این حوزه، اندازه حسابرسی داخلی می باشد که بر اساس ویژگی های شرکت و خصوصیات صنعت قابل تغییر است بر همین اساس این پژوهش به دنبال تاثیر ویژگی های شرکت بر اندازه حسابرس داخلی با تاکید بر عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. در این پژوهش تعداد 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1400-1394 بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیونی خطی پانل استفاده شده، یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های شرکت از جمله تعداد کارکنان، دارای شرکت فرعی و درصد فروش های خارجی، هم به صورت انفرادی و هم بر صورت تعاملی با متغیر عدم تقارن اطلاعاتی بر اندازه حسابرسی داخلی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
بررسی توان استراتژیک بر محافظه کاری حسابداری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۳ (جلد ۳)
290 - 300
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی توان استراتژیک بر محافظه کاری حسابداری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به انجام رسید. جهت انجام این پژوهش تعداد 143 شرکت بین سال های 1391 تا 1400 در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه آماری بررسی گردید. فرضیه پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون ترکیبی در نرم افزار EViews10 تجزیه وتحلیل گردید. نتایج حاصل از تحلیل فرضیه پژوهش با استفاده از روش تخمین EGLS در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد که توان استراتژیک شرکت تاثیر منفی و معناداری بر محافظه کاری حسابداری شرکت دارد، لذا با افزایش توان استراتژیک شرکت، محافظه کاری حسابداری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران کاهش خواهد یافت. توان استراتژیک، ممکن است باعث شود که شرکت به دنبال رشد و توسعه بیشتری باشد و به همین دلیل، ممکن است محافظه کاری حسابداری شرکت کاهش یابد.
الگوی راهبردی مدیریت آموزش عالی با تاکید بر مفهوم حکمرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
125 - 143
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد ارائه الگویی است که بر اساس آن بتوان جذب و اثرگذاری دانش آموختگان مدیریت آموزش عالی را در نظام حکمرانی آموزش عالی در ایران تبیین نمود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی -پیمایشی می باشد و در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق و غیرساختار یافته بوده و به منظور گردآوری داده ها با به کارگیری روش نمونه گیری نظری با 18 نفر از خبرگان، مدیران و صاحب نظران آموزش عالی مصاحبه انجام شد. پس از طی کدگذاری های سه گانه باز، محوری و انتخابی، مدل مفهومی تحقیق براساس الگوی زاویه ای طراحی شد. یافته های تحقیق بیانگر آنست که این مدل در قالب 25 مقوله اصلی و 82 متغیر شامل جذب و به کارگیری دانش آموختگان به عنوان هسته یا مقوله اصلی مدل؛ متغیرهای علّی (عوامل سازمانی، عوامل فراسازمانی، آمادگی برای جذب و به کارگیری، شایستگی های درون فردی، شایستگی های شخصی و شایستگی های کارآفرینی)؛ متغیرهای زمینه ای (زمینه کاری، اسناد بالادستی)؛ شرایط مداخله گر (فرهنگ اشتغال زایی، پایداری سیستم های موجود کشف استعدادها، مسولیت پذیری)؛ مقولات راهبردی (نهادینه سازی سیستم مدیریت استعداد کارآفرینانه، طراحی فرایند مدیریت استعداد کارآفرینانه چندگانه و طراحی نظام تخصیص منابع) و نهایتاً مقولات پیامدی (اشتغال زایی، ارزش آفرینی و مزیت رقابتی چندگانه، ایجاد تضمین کیفیت در نظام آموزش عالی) قرار گرفت.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
102 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخله گر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
عوامل مؤثر بر شکل گیری فرهنگ برند در کشت و صنعت مغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
177 - 208
حوزههای تخصصی:
شرکت کشت و صنعت مغان یکی از مهمترین قطب های کشاورزی در شمالغرب کشور است که تولید کننده محصولات زراعی، باغی و دامی و سایر محصولات وابسته می باشد هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری فرهنگ برند در کشت و صنعت مغان است. بنابراین این پژوهش در دو مرحله کیفی و کمی به اجرا رسید جامعه آماری در مرحله کیفی مدیران و کارشناسان ارشد این شرکت بودند و در مرحله دوم کلیه کارکنان شرکت کشت و صنعت مغان حاضر بودند حجم نمونه در مرحله کیفی 25 نفر وبه شیوه هدفمند انتخاب شدند و حجم نمونه در مرحله کمی 289 نفر به شیوه تصادفی ظبقه ای بود. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله اول مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و در مرحله دوم پرسشنامه محقق ساخته منتج از مرحله اول به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات معرفی گردید که روایی و پایایی آن با استفاده از آزمونهای مختلف به تایید رسید. در مرحله اول از روش تحلیل تم استفاده گردید که در نهایت 5 عامل موثر بر شکل گیری فرهنگ برند (ویژگیهای محصول، مدیریت ارتباط با مشتری، بازارگرایی، توانمندی های سازمانی و شایستگی های منابع انسانی) در کشت و صنعت مغان شناسایی شدند و در مرحله دوم با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS و تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم در نرم افزار Lisrel برازش مدل مفهومی مناسب ارزیابی گردید و در پایان نیز با توجه به عوامل به دست آمده پشنهاداتی به مدیران شرکت کشت و صنعت مغان ارائه گردید.
الگوی رقابت پذیری برندهای پوشاک ورزشی ایرانی برای ورود به بازارهای بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن، اهمیت رقابت پذیری در صنعت پوشاک ورزشی را دوچندان کرده است. در کشور ما برند های پوشاک ورزشی بسیاری وجود دارند که به علت عدم توانایی رقابت با برندهای خارجی، در عرصه تجارت بین المللی فعالیت ندارند. از این رو پژوهش حاضر درنظر دارد الگوی رقابت پذیری برندهای پوشاک ورزشی ایرانی برای ورود به بازارهای بین لمللی را شناسایی کند. در این پژوهش روش آمیخته(کیفی و کمی) به کار گرفته شد. جامعه آماری شامل خبرگان در صادرات پوشاک ورزشی و تعداد 200 تولیدکننده برندهای پوشاک ورزشی در سراسر کشور بودند. 3 برند به عنوان نمونه از جامعه اول به صورت هدفمند و 132 نفر از جامعه دوم براساس جدول مرگان و به صورت تصادفی انتخاب شدند. با انجام مطالعات میدانی، مؤلفه های مژثر بر رقابت پذیری شناسایی شدند و پس از تأیید در دور دوم دلفی، مدل استخراج شده از پژوهش ارائه و درنهایت پرسشنامه دارای 5 گویه و 74 سؤال براساس طیف لیکرت آماده شد. روایی پرسشنامه توسط اساتید و متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز در یک نمونه اولیه 30 نفری ضریب با آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمد. جهت مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار Spss و Smart Pls استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد مؤلفه های صادرات، تمایز برند، گرایش بازاریابی و گرایش استراتژیک، بر رقابت پذیری برندهای پوشاک ورزشی ایرانی برای ورود به بازارهای بین المللی تأثیرگذارند.
شناسایی چالش های کارآفرینی با رویکرد ورزشی و تفریحی (مطالعه موردی: استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های کارآفرینی با رویکرد ورزشی و تفریحی استان لرستان بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش اکتشافی و از جمله تحقیقات آمیخته به حساب می آید. در این تحقیق از دو نوع جامعه دلفی برای شناسایی چالش های کارآفرینی ورزشی و جامعه برای اکتشاف و دسته بندی عوامل نهایی استفاده شد. در این پژوهش در گروه دلفی با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند 15 نفر و در بخش کمی با تکیه بر فرمول حجم نمونه کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی ساده با تخصیص متناسب 328 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. در ادامه پس از مرور ادبیات نظری مرتبط با تحقیق و مصاحبه های نیمه ساختار یافته، با استفاده از روش دلفی در دو دور، چالش های کارآفرینی با رویکرد ورزشی و تفریحی شناسایی شد و در نهایت با توزیع پرسشنامه دسته بندی این چالش ها در جامعه موردنظر صورت گرفت. نتایج نشان داد که چالش های کارآفرینی ورزشی استان لرستان از 10 عامل و 107 گویه تشکیل شده است. این عوامل به ترتیب اولویت شامل عوامل آموزشی (26 گویه)، عوامل مدیریتی (12 گویه)، عوامل زیرساختی (9 گویه)، عوامل عدم شایسته سالاری (5 گویه)، عوامل قانونی (7 گویه)، عوامل اقتصادی (9 گویه)، عوامل دولتی بودن (5 گویه)، عوامل سیاسی (4 گویه)، عوامل فرهنگی (5 گویه) و عوامل رسانه ای (2 گویه) بود.
الگوی پارادایمی عوامل موثر بر سیاست گذاری داده حکومتی باز در صنعت ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داده حکومتی باز موضوعی نو و جدید است که در دستور کار نهادهای بین المللی و دولت های توسعه یافته قرار گرفته و به دنبال بهره گیری از ظرفیت های مردمی در عرصه سیاستگذاری است. دستیابی به این مهم مستلزم شناسایی وضع موجود، تبیین وضع مطلوب و تحلیل شکاف بین دو وضع مطلوب و موجود است. یکی از حوزه های مهمی که نیازمند بهره گیری از داده باز است، حوزه ورزش قهرمانی ایران است که در پژوهش های پیشین به این حوزه توجه محدودی شده است، لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی پارادایمی عوامل موثر بر سیاست گذاری داده حکومتی باز در صنعت ورزش ایران انجام شده است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و از لحاظ هدف توسعه ای-کاربردی است و از لحاظ ماهیت و شکل اجراء به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیات علمی، سیاست گذاران و تصمیم گیران ورزش کشور در سطح کلان است و نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی صورت گرفت و در نهایت با 15 مصاحبه اشباع نظری رخ داد. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و جهت تحلیل مصاحبه های تخصصی از کدگذاری و روش تئوری داده بنیاد استفاده شد. بر اساس یافته ها، الگوی عوامل موثر بر سیاست گذاری داده حکومتی باز در صنعت ورزش ایران، طراحی شد. نتایج حاکی از آن است که این مدل دارای 6 بعد اصلی شامل شرایط علی (عدم توسعه ورزش، مشارکت پایین، ضعف خلاقیت و سیاست گذاری و...)، مداخله گرها (عوامل نهادی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، کانال های توزیع اطلاعات، و...)، شرایط زمینه ای (عوامل محیطی، عوامل قانونی و حقوقی، زیرساخت فنی ورزش ایران و...)
تبیین چشم انداز پذیرش «کنواسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری» از منظر امنیت فرهنگی برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
67 - 89
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین چشم انداز پذیرش کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری از منظر امنیت فرهنگی برای جمهوری اسلامی ایران انجام شد و به دنبال آن بود تا راهبرد مناسب در قبال پذیرش این کنوانسیون متناسب با نیازهای روز جامعه ایران با محوریت کشف ابعاد مؤثر بر امنیت فرهنگی در این کنواسیون را ارائه کند. در این راستا نخست منابع موجودی که به ابعاد کنوانسیون برن در ایران پرداخته بودند شناسایی و 330 مورد از مضامین و استدلال های موافقان و مخالفان این کنوانسیون از بستر این منابع استخراج شدند. در ادامه مضامین مستخرج در قالب پانزده مضمون فراگیر با رویکرد تحلیل مضمون دسته بندی شدند و به عنوان زیربنایی برای بررسی توصیفی و تحلیلی چشم انداز پذیرش کنوانسیون برن برای جمهوری اسلامی از منظر امنیت فرهنگی قرار گرفتند. در این راستا نظرات موافقان و موافقان با رویکرد امنیت فرهنگی در هفت بعد دسترسی فرهنگی، مصرف و سرانه فرهنگی، مقاومت در برابر امپریالیسم فرهنگی، حفاظت از منافع ملی، استقلال و خودکفایی فرهنگی، نوآوری و خلاقیت، و نیز مباحث فقهی ناظر به پذیرش کنوانسیون برن بررسی شد. در نهایت جمع بندی آن شد که در شرایط حاضر کشور، پذیرش کنوانسیون برن با تقویت هویت ملی، ممانعت از تهاجم فرهنگی، تأمین منافع ملی و تقویت حکمرانی و اقتصاد فرهنگی کشور می تواند در تحقق امنیت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نقش مؤثری ایفا کند.
Globalization and the Conduct of Hindu Radicalism in Authority(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۲, spring ۲۰۲۳
353 - 386
حوزههای تخصصی:
Following the partition of the Indian subcontinent in 1947, the sociopolitical rivalry between Hindu religious nationalists and secular democratic nationalists that arose during the independence struggles and whose intolerance precipitated the conflict persists to this day. Following an extended period of dominance as one of the two major political parties in India, the Indian National Congress Party (INC), which espouses Indian secularism rooted in Gandhian socialism, social democracy, secularism, and democratic socialism, has been at the helm of Indian politics for over three decades. However, Hindu nationalism will soon supplant INC's political preeminence, which forms the foundation of the Bharatiya Janata Party's (BJP) political ideology. This article aims to shed light on the voting patterns of supporters of radical Hindu political parties over a three-decade period (1980-2014). Additionally, it will examine the impact of globalization on the dynamics of interaction between radical Hindus and adherents of other religious minorities in India, including Islam and Christianity. The primary research inquiry of the article is as follows: To what extent has globalization influenced the voting patterns of radical Hindu political party supporters? Furthermore, what impact has globalization had on the dynamics of interaction between adherents of Hinduism and other faiths in India?
سناریو چالش های آینده پیش روی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
43 - 66
حوزههای تخصصی:
حوادث و اتفاقات در طول حیات انقلاب اسلامی بسیار عدیده و گاهاً با شدت و ضعف های زیادی روبرو بوده است، بررسی این رویدادها می تواند بینش خوبی جهت حل مشکلات کنونی و ترسیم نگاه به آینده را درپی داشته باشد. دنیای امروز دنیای پرتلاطمی است و در این فضا شناخت آن بسیار حائز اهمیت است و با آشنایی هرچه بیشتر می توان از آسیب ها جلوگیری یا از فرصت ها کمال استفاده را برد. انقلاب اسلامی ایران چالش های متعددی در داخل و خارج دارد که از آن جمله می توان به چالش های برخورد جریانات سیاسی، محیط زیستی، قومیتی، اقتصاد، زنان، امنیتی، فرقه های نوظهور، رسانه و فضای مجازی و... اشاره کرد. هدف این است که هرکدام از این مولفه ها چه تاثیری در آینده انقلاب دارند، فرضیه های مطرح در این مقاله برآن است که آینده پیش رو دارند و حول یک چالش مطرح اگر اتفاقی حول یکی از چالش های مطرح شده بیفتد چه سناریویی باید در جهت مقابله ی با آن پیاده سازی شود. روش تحقیق کتابخانه ای_ اینترنتی بکارگرفته شده است. انقلاب اسلامی ایران با چالش های قدیمی خود دسته پنجه نرم می کند ولی ماهیت ارزشی آن باعث شده است که از همه انقلاب ها مستثنی باشد، اما نگاه رو به جلو و تحلیل سناریوهای مختلف در همه ابعاد آینده های"ممکن"،"محتمل" و "مطلوب" باید مورد واکاوی قرار بگیرد که در این پژوهش قصد داریم با بررسی چالش های داخلی و خارجی پیش روی آن به درک تقریبی از آینده نگری صحیح برسیم.
تاثیر هشت هفته برنامه آماده سازی فوتبال و مصرف مکمل بتاولگاریس بر محتوای پروتئین های OPA1 و MFN1 بازیکنان فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : از آنجا که خستگی جسمی ناشی از انجام فعالیت ورزشی طاقت فرسا، بر ساختار و عملکرد سیستم ایمنی تاثیر منفی می گذارد؛ اتخاذ تدابیر تغذیه ای برای تعویق خستگی و ممانعت از افت عملکرد سیستم ایمنی، پیشنهاد می شود. به همین منظور در این پژوهش؛ اثر هشت هفته برنامه آماده سازی فوتبال و مصرف مکمل بتاولگاریس بر محتوای پروتئین های OPA1 و MFN1 سلول های ایمنی تک هسته ای محیطی خون بازیکنان فوتبال مرد جوان، مورد مطالعه قرار گرفت. روش تحقیق : تعداد 30 بازیکن فوتبال مرد با میانگین سن 72/1±1/20 سال که در دو سال قبل از مطالعه به طور منظم در تمرینات و مسابقات شهرستان شیراز شرکت داشتند، به دو گروه تمرینی همراه با مصرف مکمل بتاولگاریس (15 نفر) و گروه تمرینی همراه با مصرف دارونما (15 نفر) تقسیم شدند و یک برنامه تمرین آماده سازی فوتبال هشت هفته با تکرار سه جلسه در هفته شامل: تمرینات تناوبی، مقاومتی، سرعتی، پلایومتریک و بازی در گروه های کوچک را اجرا کردند. قبل از هر جلسه تمرین، ۵۰ گرم مکمل بتا ولگاریس حاوی ۱۳/۶ میلی مول نیترات حل شده در نیم لیتر آب، به هر بازیکن داده شد. قبل و بعد از مداخله، محتوای پروتئین های OPA1 و MFN1 سلول های ایمنی تک هسته ای با روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری در سطح معنی داری کمتر از 0/05 مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : مقادیر پروتئین MFN1 در گروه تمرین- مکمل (0/001= p) و تمرین - دارونما (0/009=p) افزایش معنی داری داشت. مقادیر پروتئین OPA1 تنها در گروه تمرین - مکمل افزایش معنی دار داشت (0/001=p)، اما در گروه تمرین - دارونما معنی دار نبود (0/72=p). نتیجه گیری : به نظر می رسد تمرینات فوتبال و مصرف مکمل بتاولگاریس، هر کدام با مکانیزمی جداگانه، با افزایش محتوای پروتئین های OPA1 و MFN1 بتوانند از ایجاد اختلال در فرآیند بایوژنز میتوکندریایی جلوگیری کنند.
اثر مشارکت خستگی عضلانی مرکزی و محیطی ناشی از انقباضات زیربیشینه مچ پا بر همکوشی های عضلانی و کنترل قامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۱
67 - 90
حوزههای تخصصی:
اگر چه اثر خستگی عضلانی مچ پا بر تغییرات کنترل قامت و همکوشی های عضلانی بررسی شده است، اما نیاز به بررسی بیشتر مشارکت ابعاد خستگی عضلانی (محیطی و مرکزی) بر تغییرات کنترل قامت و همکوشی عضلات می باشد. بنابراین هدف این پژوهش تعیین اثر انقباضات عضلانی زیربیشینه بر تغییرات کنترل قامت و همکوشی های عضلانی بود. دوازده شرکت کننده ۳۳-۲۵ سال) به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. ابتدا تحریک های الکتریکی بر عصب درشت نئی اعمال شد تا موج M، خستگی مرکزی و خستگی محیطی شرکت کننده ها طی انقباضات ارادی بیشینه اندازه گیری شوند. سپس شرکت کنندگان نوسان جلو-عقب بر روی صفحه نیرو انجام دادند تا میزان همکوشی های عضلانی ده عضله و مرکز فشار آنها ثبت شوند. شرکت کننده ها پروتکل خستگی عضلانی حاصل از انقباضات زیربیشینه را بر روی دینامومتر انجام دادند و پس از آن متغیرهای مربوط به قبل از خستگی مجددا اندازه گیری شدند. اثر خستگی عضلانی با آزمون آماری تی وابسته و تعداد هم انقباضی ها با آزمون زد فیشر آزمون شد. خستگی حاصل از انقباضات زیربیشینه موجب افزایش معنادار ناحیه نوسان مرکز فشار شد. واریانس فعالیت عضلات، همکوشی های عضلانی بعد از خستگی عضلانی کاهش و تعداد هم انقباضی های عضلانی نیز به طور معناداری افزایش یافتند. همچنین خستگی مرکزی (۶۴/۱۶ درصد) به طور معناداری مشارکت بیشتری نسبت به خستگی محیطی (۳۲/۲ درصد) بعد از انقباضات زیربیشینه داشت. بنابراین با توجه به نتایج این مطالعه د بررسی مکانیسم های محیطی و مرکزی حاصل از خستگی عضلات مچ پا می تواند برای برنامه ریزی تمرینات توانبخشی و تعادلی مفید باشد.
تحلیل مولفه های تاثیرگذار بر کیفیت ساختمان های مسکونی لوکس در ایران با تاکید بر تاب آوری با رویکرد BWM فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
36 - 52
حوزههای تخصصی:
الگوهای کاربری اراضی نقش بسزایی در تاب آوری یک شهر ایفا می کنند. اما نباید از اهمیت ساختمان به عنوان یکی از عوامل اصلی شکل دهنده شهر و تأثیر آن در تاب آوری شهر غافل شد. یکی از موانع عمده در مسیر تاب آوری ساختمان ها، موضوع کیفیت آنها می باشد. که این موضوع با توجه به رشد شهر نشینی و تجمل گرایی در ساختمان های مسکونی لوکس نموده ویژه ای پیدا کرده است. از طرفی در سال های اخیر به دلیل تغییرات زیاد مفهومی، لوکس بودن به موضوعی بسیار پیچیده تبدیل شده است. این مطالعه عوامل تاثیر گذار بر کیفیت ساختمان های مسکونی لوکس را مورد بررسی قرار داده است. روش بکار گرفته شده BWM فازی می باشد که این روش یک مقایسه ساختاری سازگار با عوامل از طریق بهترین و بدترین معیارها را فراهم می کند. برای تعیین وزن معیارهای فازی شناسایی شده از مسئله بهینه سازی غیرخطی با محدودیت استفاده شده است. که این معیارها شامل: استحکام و پایداری، آسایش فیزیکی و آرامش روانی، تناسب بصری و زیبایی، ایمنی، امنیت و زیست محیط و رفاه و سلامت می باشد.نتایج تحقیق نشان می دهد که بهترین و بدترین معیار به ترتیب تناسب بصری و زیبایی و رفاه و سلامت می باشد که می توانند بهبود کیفیت را تسهیل کنند و همچنین وزن های بهینه تعیین شده در این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنما برای ارتقاء کیفیت ساختمان های مسکونی لوکس با تأکید بر تاب آوری در مواجهه با چالش های محیطی و غیرعامل مورد استفاده در تحقیقات بعدی قرار گیرد.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های نظام آموزش اثربخش برای مدیران دوره ی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۸
136-153
حوزههای تخصصی:
هر قدر نظام آموزشی بهتر و بیشتر بتواند توانایی های بالقوه کارکنان را به فعل درآورد نه تنها، انسان در خود اعتبار و ارزش والاتری می بیند بلکه جامعه نیز بر او ارج بیشتری می نهد و این خود از هر جهت تقویت کننده ی روح و روان انسان است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفه های نظام آموزش اثربخش برای مدیران دوره ی ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد (خودظهور) انجام شده است. جامعه آماری شامل صاحبنظران حوزه ی علوم تربیتی و مدیریت آموزشی، در حوزه ی آموزش و پرورش است که شیوه انتخاب آن ها هدفمند از نوع گلوله برفی بود. در مجموع با 30 نفر متخصص و دست اندرکار حوزه ی آموزش و پرورش، مصاحبه به عمل آمد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری و حداکثر اطلاعات ادامه یافت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. که در قالب الگوی مفهومی بدین صورت شکل گرفت: شرایط علی (رهبری و خط مشی گذاری، ساختار مدیریتی)، مقوله اصلی (آموزش اثربخش)، شرایط زمینه-ای (مدیریت اجرایی)، شرایط مداخله گر (الزامات اجرایی)، راهبردها (طراحی آموزشی، برنامه ریزی آموزشی) و پیامد (ارزشیابی و پایش) است که به عنوان ابعاد آموزش اثربخش نقش مهمی در تحقق رسالت مدیران مدارس ایفا می کنند. در نهایت نیز بر مبنای یافته ها و نتایج به دست آمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائه شده است.
Physical activity and apoptosis, a brief review of previous findings(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Sport Sciences and Health Research, Volume ۱۵, Issue ۱,۲۰۲۳
137 - 144
حوزههای تخصصی:
Background: Physical activity affects the health of the body's organs through several processes. Apoptosis is one of the important cellular processes that play a role in maintaining the balance between cell death and tissue growth.
Aim: The aim of the present study was to examine the previous findings regarding the effect of physical activity and exercise on apoptosis in order to obtain a relatively comprehensive knowledge of this effect by summarizing and analyzing the data.
Materials and Methods: To collect the information of the articles, a search was made from PubMed, MEDLINE, SID, IranMedex, IranDoc, Magiran and Medlib databases. More than 80 scientific articles from 2000 to 2023 were reviewed. The keywords used were: physical activity, aerobic exercise, endurance exercise, apoptosis and cell suicide. After the review, finally 26 articles were selected. Then, the selected items were fully studied and finalized, and the items that were more complete than the others were selected as references.
Conclusion: Physical activity and exercise, especially aerobic exercise, as a safe, cheap and accessible method, can reduce apoptosis through several mechanisms. The breadth of studies in this field, and the overlapping of many data, allows us to confidently introduce exercise and aerobic activity as one of the best methods of regulating body homeostasis and reducing apoptosis.
سنجش اثرگذاری توسعه گردشگری شهری بر سطح کیفیت زندگی ساکنین مناطق شهری کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
142 - 157
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کیفیت زندگی مفهومی پیچیده، چندبُعدی و فرارشته ای است که از دهه 1960 به طور گسترده توسط رشته های مختلف علوم بهداشتی و علوم اقتصادی و اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. کیفیت زندگی (QOL) به رفاه عمومی زندگی افراد اشاره دارد و اساساً از طریق مفاهیم بهزیستی عینی و ذهنی ساختار یافته است. مطالعات قبلی رابطه بین کیفیت مکان و گردشگری را از دو جنبه مورد بحث قرار دادند: صحنه ها و امکانات رفاهی. نخست، سبک زندگی که توسط صحنه ها حمل می شود، جاذبه اصلی گردشگری فرهنگی است. شرکت کنندگان یا ناظران صحنه ها به عنوان گردشگر نیز شناخته می شوند و گردشگران در تجربه اصیل و منحصر به فرد خود در صحنه ها غوطه ور می شوند. دوم، امکانات رفاهی مانند کیفیت چشم انداز، تئاتر، پارک ها، موزه ها، رستوران ها و فرصت های خرید می تواند از نظر روان شناختی برای گردشگران جذاب باشد، که این نیز به دلیل سبک زندگی ارائه شده توسط امکانات رفاهی است. با مصرف امکانات، افراد سبک زندگی خود را حفظ می کنند که می تواند هویت آن ها را منعکس کند. گردشگران و ساکنان بلندمدت با انگیزه مصرف امکانات رفاهی به عنوان مهاجران رفاهی شناخته می شوند. شهرهای پر از امکانات رفاهی به «شهرهای جشنواره» و «ماشین های سرگرمی» تبدیل شده اند. این شهرها نه تنها طبقه خلّاق، بلکه گردشگران را نیز جذب می کنند. بنابراین یکی از بخش هایی که می توان گفت عامل ایجاد تغییرات اساسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شهرها است و امروزه به عنوان یک صنعت پویای اقتصادی از آن نام برده می شود، گردشگری است؛ که نقش کلیدی در بهبود کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیرات توسعه گردشگری شهری بر سطح کیفیت زندگی شهروندان در مناطق شهری کلان شهر تبریز را است.مواد و روش هاپژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی و از نظر گردآوری داده ها، رویکرد پیمایشی بود. جامعه آمار شامل کلیه ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز (برابر با 1.773.033 نفر) بود که بر اساس فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه مشخص شد. روش توزیع پرسشنامه ها به شیوه تصادفی خوشه ای بر اساس تراکم جمعیت در هر منطقه بود. برای جمع آوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) بهره گرفته شد. ابزار سنجش شامل دو پرسشنامه کیفیت زندگی ویر و شربون (1992) با 25 گویه و توسعه گردشگری شهری محقق ساخته با 15 گویه بود. درخور یادآوری است که روایی پرسشنامه محقق ساخته به تأیید اساتید همکار در انجام پژوهش رسیده است. در این پژوهش، پایایی (تعیین اعتماد) پرسشنامه یا قابلیت اعتماد آن با استفاده از روش اندازه گیری آلفای کرونباخ که در محیط نرم افزاری SPSS نسخه 24 انجام شد. آزمون آلفای کرونباخ پرسشنامه کیفیت زندگی با 50 گویه برابر با (0/869) و آزمون آلفای کرونباخ پرسشنامه توسعه گردشگری با 23 گویه برابر با (0/876) به دست آمد که این امر نشان دهنده پایایی بسیار زیاد پرسشنامه های پژوهش بود. شیوه تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزار SPSS صورت گرفت. آزمون آماری شامل آزمون های آماری همبستگی و رگرسیون بودند.به منظور ارزیابی مکانی توسعه گردشگری و اثرات آن بر کیفیت زندگی شهروندان تعداد 15 عامل مؤثر بر توسعه گردشگری به صورت لایه های مکانی با فرمت رستری تهیه شد، به طوری که کلیه معیارهای اسمی نام برده شده در مطالعه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به بعد مکانی تبدیل شده و نقشه های رستری هم مقیاس به منظور مدل سازی پتانسیل های گردشگری شهری تولید شدند. به منظور تحلیل داده های مکانی از روش های کمی، محاسباتی و نرم افزاری استفاده شد. با توجه به اینکه واحد سنجش هریک از لایه ها منحصربه فرد و متفاوت از هم است، برای هم مقیاس یا هم واحد کردن آن ها از فرایند استانداردسازی عوامل براساس تأثیر هر یک بر افزایش یا کاهش پتانسیل گردشگری در بازه ای بین 1 تا 5 استاندارد شدند.یافته هابر اساس یافته های پژوهش؛ ضریب همبستگی بین عوامل توسعه گردشگری شهری با کیفیت زندگی شهروندان مناطق ده گانه کلان شهر تبریز برابر با 0/235 و در سطح معنا داری (0/05 P< ) است که نشان دهنده وجود رابطه معنا دار بین این دو متغیر است. علاوه بر این، ضریب همبستگی توسعه گردشگری شهری با سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز برابر با 0/588 است که نشان دهنده وجود همبستگی بین دو متغیر یادشده است. لذا می توان گفت که با افزایش میزان توسعه گردشگری شهری، میزان سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز افزایش پیدا می کند.همچنین، نتایج نشان داد ضریب همبستگی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی توسعه گردشگری شهری با سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز به ترتیب برابر با 0/376، 0/466، 0/265 و 0/292 است که وجود همبستگی بین دو متغیر یادشده به تفکیک ابعاد را نشان می دهد. از این رو، می توان نتیجه گرفت که با افزایش میزان ابعاد توسعه گردشگری شهری میزان سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز افزایش پیدا می کند. در واقع، بیشترین تأثیر توسعه گردشگری شهری بر سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز ناشی از بُعد اقتصادی است.در نهایت، نتایج نشان داد ضریب همبستگی توسعه گردشگری شهری با سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق 10گانه کلان شهر تبریز به ترتیب برابر با 0/293؛ 0/376؛ 0/284؛ 0/402؛ 0/384؛ 0/102؛ 0/417؛ 0/296؛ 0/098 و 0/412 است که وجود همبستگی بین دو متغیر یادشده به تفکیک مناطق را نشان می دهد. براساس یافته های پژوهش، مناطق 6 و 9 دارای کمترین سطح کیفیت زندگی و مناطق 1 تا 5، 7، 8 و 10 دارای بیشترین سطح کیفیت زندگی در سطح مناطق 10گانه کلان شهر تبریز هستند.نتیجه گیریبی شک توسعه گردشگری باید بر اساس فرایند برنامه ریزی جامع صورت گیرد تا بتواند بر بهبود کیفیت زندگی ساکنان تأثیرگذار باشد. سیاست گذاران ملی ملزم به اجرای اقدامات و مقررات کافی برای توسعه گردشگری شهری برای بهبود خدمات و فعالیت های گردشگری هستند که در نهایت در کیفیت زندگی ساکنان محلی منعکس خواهد شد. این مطالعه اهمیت ادراک جامعه محلی، دلبستگی جامعه و کیفیت زندگی درک شده به مدیران مقصد مسئول برنامه ریزی و توسعه پروژه های گردشگری آینده را برجسته می کند. از نظر ساکنان، شاخص های مختلف کیفیت زندگی در سطح قوی و معناداری مثبت با توسعه گردشگری قرار دارند. این نشان دهنده درک زیاد شهروندان از سطح کیفیت زندگی در کلان شهر تبریز است. یافته ها نشان داد بین عوامل توسعه گردشگری شهری باکیفیت زندگی شهروندان مناطق 10گانه کلان شهر تبریز رابطه معنا دار وجود دارد. توسعه گردشگری شهری با واریانس 34/4 درصد تأثیرات مثبتی بر سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز داشته است. به نظر می رسد که بیشترین تأثیر توسعه گردشگری شهری بر سطح کیفیت زندگی ساکنان مناطق شهری کلان شهر تبریز ناشی از بُعد اقتصادی با واریانس 26/4 درصد بوده است. توسعه گردشگری شهری بر سطح کیفیت زندگی مناطق 1 تا 5، 7، 8 و 10 کلان شهر تبریز تأثیرگذار است.
پیشران های بازاریابی الکترونیک در نواحی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان خوشاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تجارت در بستر اینترنت به پدیده ای جهانی تبدیل شده است که در پی آن شاهد رشد سریع بازاریابی الکترونیک هستیم. روستاها که به عنوان یکی از ارکان اصلی تولید مطرح هستند، پتانسیل زیادی در بهره گیری از خدمات تجارت الکترونیک دارند. با توجه به جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات در عرصه جهانی و وجود مشکلات زیاد در نواحی روستایی از جمله عرضه محصولات تولیدی، راهکار بازاریابی الکترونیک یکی از رهیافت های توسعه در این زمینه است. در پژوهش حاضر، پیشران های موثر بر بازاریابی الکترونیک در نواحی روستایی شهرستان خوشاب شناسایی شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ روش گردآوری و تحلیل داده ها، روش ترکیبی و از نظر ماهیت، توصیفی تحلیلی است. پس از واکاوی ادبیات و پیشینه پژوهش در منابع، داده های لازم با روش دلفی در سه مرحله گردآوری شد و برای تحلیل آن از روش تحلیل ساختاری میک مک بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان پژوهش (روش دلفی) 26 نفر از خبرگان و متخصصان بازاریابی و توسعه روستایی بودند. 18 متغیر اولیه در ابعاد موثر اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، زیرساختی محیطی و سیاسی نهادی شناسایی شد. در ادامه، متغیرهای اولیه در چارچوب ماتریس اثر متقاطع در نرم افزار میک مک تعریف شد. وضعیت صفحه پراکندگی متغیرها نشان دهندهء ناپایداری سیستم بازاریابی الکترونیک در محدوده است که بیشتر متغیرها در اطراف محور قطری صفحه پراکنده اند؛ بر همین اساس، پنج دسته متغیر شناسایی شد. در نهایت، با توجه به امتیاز بالای تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم، 11 عامل اصلی به مثابهء پیشران های کلیدی تاثیرگزار در ایجاد بازاریابی الکترونیک در نواحی روستایی شهرستان خوشاب شناخته شد. از بین این عوامل، تلاش دولت برای دسترسی بدون تبعیض به فناوری اطلاعات و بازاریابی الکترونیک در مرتبه اول، تصویب قوانین لازم و مهیانمودن زیرساختار حقوقی و قانونی، کیفیت و سهولت دسترسی به نهادهای پشتیبان، رقابتی شدن بازار کشاورزی و افزایش سهم معاملات الکترونیک، افزایش اعتماد به این نوع بازاریابی، امنیت شبکه بازاریابی الکترونیک و ... به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
تاثیر برخی ویژگی های فردی بر میزان تمایل شهروندان در استفاده از کمربندسبز به منظور گذراندن اوقات فراغت در کوه پارک مشهد
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به منظور پاسخگویی به تقاضای روز افزون ساکنان شهری برای استفاده تفریحی از فضای سبز شهری، کارکرد اصلی کمربندهای سبز از صرفاً اکولوژیکی به ترکیبی از اکولوژیکی و تفریحی تبدیل شده است. هدف تحقیق حاضر بررسی ویژگی های فردی و تاثیر آن بر میزان تمایل شهروندان در استفاده از کمربند سبز جنوبی شهر مشهد به منظور گذراندن اوقات فراغت است.روش بررسی: در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی و پیمایشی استفاده شد. جامعه ی آماری این بررسی کلیه بازدید کنندگان از کوه پارک واقع در کمربند سبز جنوبی شهر مشهد بود. حجم نمونه تعداد 383 نفر بود. ابزار گرداوی اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن توسط خبرگان مورد تائید قرار گرفت. پرسشنامه در دو بخش ویژگی های جمعیت شناختی و سوالات تحقیق می باشد . پایایی پرسشنامه برابر 0.814 به دست آمد و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ضرایب همبستگی پیرسون و نیز آزمون آماری تی از نرم افزار SPSS ver.22 استفاده شد.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، بین شغل، جنسیت و سن با استفاده از کوه پارک در گذراندن اوقات فراغت همبستگی معنی داری وجود ندارد درحالیکه بین تحصیلات و تمایل در استفاده از کوه پارک رابطه معنی داری مشاهده شد. بیشترین دلیل انتخاب کوه پارک جهت گذراندن اوقات فراغت توسط شهروندان ایجاد آرامش و کاهش استرس و همچنین برقراری ارتباط و تعاملات اجتماعی مشاهده گردید. نتایج نشان می دهد کوه پارک مشهد فرصت مناسبی را برای توسعه گردشگری و گذراندن اوقات فراغت برای شهروندان ایجاد کرده است.
تحلیل فضایی و اجتماعی پروژه های حمل ونقل کلان شهری با رویکرد توسعه پایدار شهری؛ مورد مطالعه: تقاطع های غیر همسطح کلان شهرکرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد کالبدی شهرهای بزرگ ایران، مدیریت شهری را ناچار به توسعه پروژه های شهری به ویژه در حوزه حمل ونقل کرده است. این پروژه ها عموماً با نگاهی ترافیکی و در راستای توسعه کالبدی و ایجاد زیرساخت و تسهیلات برای حرکت خودروها تعریف می شوند و دیدگاه مسائل اجتماعی و کیفیات فضایی بررسی نمی شود. ازاین رو بسیاری از این پروژه ها به ویژه در شهر کرج به دلیل تبعات مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی و محیطی با انتقادات گسترده ای روبه رو بوده اند. با توجه به تضاد آرا در این حوزه، بررسی سازگاری این پروژه ها با شاخص های توسعه پایدار شهری بسیار ضروری است. این مقاله به ارزیابی سه پروژه تقاطع غیرهمسطح شهر کرج بر اساس ابعاد چهارگانه توسعه پایدار شامل «شکوفایی اقتصادی»، «سرزندگی فرهنگی»، «ارتقای اجتماعی» و «تاب آوری زیست محیطی» می پردازد. داده های پژوهش کمی است و به وسیله پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شده است. تحلیل نتایج با استفاده از تکنیک چرخه های پایداری، نشان داد که پروژه های تقاطع های غیرهمسطح شهری کرج در غالب شاخص های مدنظر برای پایداری، به خصوص ابعاد اجتماعی و محیطی نامطلوب هستند. ناسازگاری اجتماعی و فضایی، بسنده و خوش بینی به مسائل فنی و در اجرای پروژه، بی توجهی به خواست ساکنان و طراحی پایدار از دلایل عدم موفقیت این پروژه ها است.







