مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۷٬۴۴۱ تا ۵۷٬۴۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۵
63 - 85
حوزههای تخصصی:
نقشه های پهنه بندی سیلاب، یکی از اطلاعات پایه و مهم در مطالعات طرح های عمرانی در جهان محسوب می شوند. در روش مرسوم تهیه نقشه های پهنه بندی سیلاب، محاسبات بر اساس جریان دائمی با فرض بستر ثابت (بدون در نظر گرفتن انتقال رسوب) انجام می شود. هدف اصلی این تحقیق، بررسی تأثیر فرسایش و انتقال رسوب رودخانه بر روی پهنه بندی سیلاب رودخانه ها است. در این راستا محاسبات پهنه بندی سیلاب رودخانه آجی چای در مدل HEC-RAS در حالت مرسوم (جریان دائمی با بستر ثابت) محاسبه گردید. در گام بعدی، محاسبات پهنه بندی سیلاب با استفاده از جریان شبه غیردائمی با بستر متحرک انجام شد و با نتایج حاصل از مرحله قبل مقایسه گردید تا میزان تأثیر انتقال رسوب در پهنه بندی سیلاب مشخص گردد. مقایسه بین نتایج به دست آمده در دو حالت جریان دائمی (بستر ثابت) و جریان شبه دائمی با بستر متحرک نشان داد که در مقاطع رسوب گذار، عرض سطح آب در حالت جریان با بستر متحرک افزایش می یابد. بیشترین میزان این افزایش عرض، 19 درصد است؛ به عبارت دیگر در رودخانه مذکور، عرض پهنه بندی سیلاب در روش مرسوم کمتر محاسبه می شود. این موضوع ضرورت بررسی شرایط رودخانه از نظر فرسایش و رسوب گذاری را تأیید می نماید تا زمانی که رودخانه حالت رسوب گذاری دارد میزان پهنه سیلاب با دقت بیشتری تعیین شود. افزایش پهنه سیلاب در مقاطع رسوب گذار، به دلیل انباشت رسوبات در مقطع و به دنبال آن افزایش سطح جریان و عرض پهنه بندی سیل است؛ بنابراین پیشنهاد می شود در رودخانه های رسوب گذار از مدل شبه غیردائمی (بستر متحرک) جهت تهیه نقشه های پهنه بندی سیلاب جهت تأمین ایمنی بیشتر استفاده شود. نتایج این تحقیق نشان دهنده اهمیت ریخت شناسی رودخانه در تهیه نقشه های پهنه بندی سیلاب رودخانه ها به منظور مدیریت سیل است.
ارزیابی حساسیت زمین لغزش با استفاده از مدل های نسبت فراوانی و منطق فازی (مطالعه موردی: آزادراه خرم آباد-اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۵
103 - 116
حوزههای تخصصی:
پهنه بندی خطر زمین لغزش نقش مهمی در توسعه زیرساخت های ایمن و قابل دوام، شهرنشینی، کاربری زمین و برنامه ریزی زیست محیطی ایفا می کند. شناسایی و تعیین مناطق حساس و مستعد لغزش می تواند ضمن جلوگیری از بروز آسیب ها، زمینه را برای اجرای طرح های پایدارسازی دامنه ها فراهم سازد. هدف اصلی این مطالعه تهیه نقشه پراکنش زمین لغزش ها، شناسایی عوامل مؤثر بر لغزش و پهنه بندی خطر آن در آزادراه خرم آباد-اراک (قطعه خرم آباد تا بروجرد) است. بدین منظور با استفاده از تصاویر ماهواره ای و مطالعات میدانی نقشه پراکنش لغزش ها تهیه و با استفاده از مدل نسبت فراوانی (FR) عوامل مؤثر بر لغزش شامل شیب، لیتولوژی، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، کاربری زمین، بارندگی و فاصله از عوامل گسل و شبکه آبراهه ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. در این مطالعه به منظور پهنه بندی خطر زمین لغزش از روش منطق فازی (گامای 9/0) استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده نقشه خطر زمین لغزش حاصل به پنج طبقه، مناطق خطر بسیار کم (%55/18)، کم (%67/30)، متوسط (%51/26)، زیاد (%15/18) و بسیار زیاد (%12/6) تقسیم بندی و درنهایت با استفاده از منحنی Receiver Operating Characteristic (ROC) اعتبارسنجی شد. نتایج تحلیل منحنی ROC برای روش گامای فازی نشان داد که نقشه حساسیت زمین لغزش تهیه شده در منطقه موردمطالعه با سطح زیر منحنی 94/0AUC= دارای قدرت پیش بینی عالی است.
بررسی دقت و کارایی مدل های بازتحلیل شده هیدرولوژیکی در برآورد میزان تبخیر از مخازن سدها (مطالعه موردی: سد یامچی اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
47 - 62
حوزههای تخصصی:
امروزه با در دست داشتن مدل های باز تحلیل شده هیدرولوژیکی به راحتی می توان به مقادیر موردنیاز تبخیر در زمان و مکان دلخواه دست پیدا کرد. در مقاله حاضر به بررسی کارایی مدل های بازتحلیل شده هیدرولوژیکی SWBM، HTESSEL، HBV-SIMREG، Ensemble و LISFLOOD برای تخمین مقدار تبخیر از مخزن سد یامچی اردبیل پرداخته شد. جهت ارزیابی کارایی مقادیر تبخیر به دست آمده از مدل های باز تحلیل شده هیدرولوژیکی، از نتایج معادله تحلیلی پنمن و مقادیر هشت رابطه تجربی جهت تخمین تبخیر از سطح آزاد آب استفاده گردید. همچنین در کنار این دو روش، دقت مدل های بازتحلیل شده با روش عصبی پیش خور نیز مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که مقادیر تبخیر حاصل از مدل تحلیلی پنمن دارای ضریب همبستگی 90/0 با داده های به دست آمده از تشت تبخیر منطقه موردمطالعه است. از میان مدل های بازتحلیل شده هیدرولوژیکی بالاترین همبستگی با مقادیر تشت تبخیر توسط مدل LISFLOOD با مقدار 87/0 و RMSE برابر 37/1 میلی متر در روز به دست آمد. نتایج به دست آمده همچنین نشان داد که مقدار MAE مدل LISFLOOD با داده های ثبت شده توسط تشت تبخیر در تخمین تبخیر از مخزن سد یامچی در حدود 14/1 میلی متر در روز بوده است. با توجه به نتایج حاصله می توان بیان کرد که برای تخمین تبخیر از مخازن سد در صورت عدم دسترسی به داده های منطقه، مدل های بازتحلیل شده هیدرولوژیکی می تواند تخمین مناسبی در مقیاس تبخیر روزانه در اختیار کاربر قرار دهد.
ارزیابی اثرات تغییرات جهانی اقلیم بر عناصر اقلیمی دما و بارش در نواحی مختلف آب و هوایی ایران با استفاده از سناریوهای RCP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۳
63 - 71
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی یکی از اصلی ترین معضل کره زمین در عصر حاضر است بنابراین پیش بینی این تغییرات در آینده و اثرات آن بر منابع آب، محیط طبیعی، کشاورزی و اثرات زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین دلیل در پژوهش حاضر اثرات تغییر اقلیم جهانی بر نواحی مختلف آب وهوایی کشور در نواحی 12 گانه اقلیمی مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش از داده های NCEP و عناصر اقلیمی بارش، دمای بیشینه و کمینه در دوره پایه (2005-1961) برای ریزمقیاس نمایی آماری با مدل SDSM استفاده شد؛ و با استفاده از خروجی مدل CanEMS2 تحت سناریوهای RCP برای سه دوره آماری 2040- 2011، 2070-2041 و 2099-2071 تغییرات سالانه عناصر اقلیمی به دست آمد. برای ارزیابی عملکرد مدل از ضریب همبستگی، ضریب تعیین و شاخص های خطا سنجی RMSE، MSE و MAD استفاده شد و نتایج نشان داد که مدل SDSM عملکرد مناسبی برای تولید عناصر اقلیمی دارد. بااین حال نتایج به دست آمده نشان داد که دقت مدل در ایستگاه های مختلف متفاوت است. بدین صورت که هر مدل در شبیه سازی دمای کمینه و بیشینه از عملکرد مناسبی نسبت به بارش برخوردار است. همچنین نتایج بلندمدت سالانه نشان داد که بارش در تمامی نواحی اقلیمی مورد مطالعه در دهه های آتی کاهش پیدا خواهد کرد که بیشترین کاهش در نواحی بیابانی نیمه گرم داخلی (35 درصد) و خیلی مرطوب و معتدل (32 درصد) اتفاق خواهد افتاد؛ اما تغییرات دمای کمینه و بیشینه در نواحی مختلف اقلیمی متفاوت خواهد بود به طوری که تحت سناریوهای RCP در طول تمام دوره آماری در ایستگاه سبزوار و طبس تغییرات کمینه دما کاهشی خواهد بود ولی در دیگر نواحی اقلیمی روند تغییر دمای کمینه و بیشینه افزایشی خواهد بود. بیشترین افزایش کمینه و بیشینه دما بر اساس سناریوهای RCP تحت سناریوی RCP8.5 در دوره آماری 2099-2071 در ناحیه اقلیمی کوهستانی سرد به ترتیب با 03/3، 27/4 درجه سانتی گراد خواهد بود.
سنجش وضعیت زیست پذیری در قلمرو مسکن (مطالعه موردی: محله های محروم شهر زابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۴
81 - 93
حوزههای تخصصی:
مسکن ابتدایی ترین و حیاتی ترین نیاز هر موجود زنده ای در طبیعت، به معنا و مفهوم سرپناه است. مسکن در محله های کم برخوردار به دلیل خودرو بودن، نداشتن مجوز ساخت، استفاده از مصالح ناپایدار و ریزدانگی از کمیت و کیفیت مناسبی برخوردار نمی باشد. همین امر زیست پذیری مسکن را با چالش های اساسی روبرو می سازد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی زیست پذیری در قلمرو مسکن محله های کم برخوردار شهر زابل است. این پژوهش از نظر هدف «کاربردی» و به لحاظ ماهیت «توصیفی – تحلیلی» است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از میانگین شاخص ، ANOVA و همبستگی چند متغییره در نرم افزار spss، جهت نمایش محله های شهر زابل از لحاظ ابعاد زیست پذیری مسکن(اقتصادی، اجتماعی، کالبدی فضایی و زیست محیطی) از دورن یابی به روش IDW و همچنین تکنیک چند معیاره EDAS استفاده شده است. نتایج میانگین شاخص های پژوهش نشان می دهد مسکن محله های کم برخوردار شهر زابل از نظر ابعاد زیست پذیری براساس رتبه بندی اکونومیست، در شرایط غیرقابل قبول قرار گرفته است. به طوری که بعد کالبدی با امتیاز 47.91 نامناسب ترین و بعد اجتماعی با امتیاز 56.55 مناسب ترین می باشد. همچنین تحلیل رگرسیون در محله های مورد بررسی نشان می دهد که بین ویژگی های مسکن در ابعاد مختلف با زیست پذیری مسکن همبستگی بالایی وجود دارد به طوری که ضریب این همبستگی 673/0 است؛ در بین ابعاد نیز ضریب همبستگی ویژگی های کالبدی مسکن با زیست پذیری با 561/0 بیشترین ضریب و بعد اجتماعی با 189/0 کمترین ضریب همبستگی را دارد. نتایج حاصل از وضعیت ابعاد مختلف زیست پذیری مسکن در پهنه محله های کم-برخوردار شهر زابل براساس روش درون یابیIDW نشان می دهد که ناحیه 1 اکثر محله های مورد بررسی را در خود جای داده است و از نظر سرانه کاربری های مسکونی، فضای سبز و شبکه معابر نسبت به نواحی دیگر شهر زابل با کمبودهای شدید روبرو است. در بعد فیزیکی و کالبدی محله معصوم آباد و در بعد اقتصادی محله قاسم آباد پایین ترین امتیاز را دارا هستند.
بررسی تأثیر دمای سطح دریا در پیش بینی وقایع سفید شدن مرجان های خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۲۵
101 - 119
حوزههای تخصصی:
صخره های مرجانی ازنظر محیط زیستی جزء مهم ترین مناطق جهان هستند. در چند دهه اخیر این بوم سازگان با افزایش دمای اقیانوس ها به شدت توسط رویداد سفید شدن تهدید می شوند. با سفید شدن صخره های مرجانی این بوم سازگان تحت تنش بیشتری قرارگرفته و در معرض مرگ ومیر قرار خواهند گرفت. امروزه به منظور پیش بینی و شناسایی مناطق در معرض خطر سفید شدن مرجان ها از داده های مبتنی بر سنجش ازدور ماهواره ای و قابلیت های تحلیل روند استفاده می شود. در این پژوهش سعی شد با استفاده از روند داده های 35 ساله در بازه زمانی 1980 تا 2015 در قالب داده های چندبعدی، دمای سطح دریا در سال 2022 با به کار گیری ابزارهای ArcGIS Pro برای محدوده خلیج فارس پیش بینی شود و مناطقی که بیشتر در معرض تنش حرارتی منجر به سفید شدگی هستند شناسایی شوند. در این تحلیل برای برازش خط روند از روش هارمونیک استفاده شد. خط روند هارمونیک خطی منحنی است با تکرار دوره ای که بهترین استفاده را برای توصیف داده های دارای الگوی چرخه ای دارد. نتایج اولیه نشان داد که دمای سطح دریا در محدوده خلیج فارس از سال 1996 میانگین دمای بالاتری را تجربه کرده است. نقشه روند به دست آمده (1980 تا 2015)، بیانگر این بود که مناطق شمال غربی خلیج فارس و بخشی از جنوب آن بیشتر در معرض گرمای طولانی قرار دارند. دقت برازش روند داده ها توسط تابع رگرسیونی هارمونیک، پارامترهای آماری، 0.78= R2 و0.5 =RMSE را ارائه داد. در این مطالعه، ناهنجاری های موجود در داده ها محاسبه شد و مناطقی که دمای بالاتر از میانگین داشتند شناسایی شدند. در برش زمانی سالانه پیش بینی شده (2022)، شمال غربی و بخشی از جنوب منطقه خلیج فارس با تنش حرارتی منجر به سفید شدگی مواجه می شوند. نتایج به دست آمده با نقشه های سازمان نووآ در همان تاریخ مقایسه شدند و مورد تأیید قرار گرفتند. پیشنهاد می شود تا سازمان های مسئول برای ارزیابی وضعیت و تهیه نقشه خطر محدوده های مرجانی از روش های مبتنی بر سنجش ازدور و تحلیل روند استفاده کنند.
مهاجرت، انطباق و ماندگاری جمعیت در شهرستان های صنعتی- ساحلی ایران؛ مطالعۀ موردی: شهرستان کنگان استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
225 - 248
حوزههای تخصصی:
صنعتی شدن برخی شهرها به ویژه شهرهای ساحلی، شرایط و محیط جدیدی برای کسب وکار ایجاد می کند و اثرات آن در تمامی بخش های اقتصاد احساس می شود؛ بنابراین علاوه بر جابه جایی منابع مالی، جابه جایی و تحرک مکانی جمعیت را نیز به همراه دارد. هدف این مقاله مطالعه پایداری و ماندگاری جمعیت مهاجر در مناطق صنعتی-ساحلی با توجه به میزان انطباق (اجتماعی و طبیعی) است؛ از این رو با توجه به مفهوم ماندگاری در نظریات مهاجرت و نیز چارچوب نظری انطباق، ماندگاری مهاجران مورد تحلیل قرار می گیرد.تحقیق حاضر به روش پیمایش انجام شده است. حجم نمونه مورد مطالعه شامل 654 نفر مهاجر است که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شده اند. براساس نتایج متغیرهای چندمتغیری حاصل از رگرسیون لجستیک، در ماندگاری طولانی مدت یعنی تا پایان عمر، افرادی که انطباق بالایی در زمینه محیط طبیعی و اجتماعی دارند، ماندگار تر هستند و عوامل محیطی و اجتماعی اثرگذاری بیشتری در ماندگاری طولانی مدت افراد دارد. نتایج به دست آمده بر تعامل نظری و مفهومی ماندگاری، انطباق، عوامل اقتصادی- اجتماعی براساس نظریه های انطباق و دیدگاه های اقتصادی حوزه مهاجرت تأکید دارد.
تحلیل تغییرات مساحت تالاب های هامون و سایر پهنه های آبیِ منطقۀ سیستان با استفاده از تصاویر ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
139 - 165
حوزههای تخصصی:
منطقه سیستان یکی از مناطق استراتژیک کشور است که حیات آن وابسته به برقراری پایدار جریان آب رودخانه هیرمند است. در این تحقیق، روند تغییرات مساحت تالاب های هامون و سایر پیکره های آبی واقع در منطقه سیستان و عوامل مؤثر بر آن با استفاده از تصاویر و محصولات ماهواره ای، داده های هواشناسی و آزمون من-کندال و شیب سن مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از داده های هواشناسی دمای حداقل، دمای حداکثر، دمای میانگین، بارش و تبخیر ایستگاه زابل در بازه زمانی 2018-1985؛ محصولات ماهواره ای شامل پهنه های آبی مستخرج از تصاویر ماهواره ای لندست 2020-1985، شاخص تفاضلی پوشش گیاهی، شاخص شدت خشکسالی پالمر و همچنین تصاویر ماهواره ای سنتینل 2 و ثقل سنجی GRACE در بازه زمانی 2022-2000 استفاده شد. برای بررسی آخرین وضعیت و محاسبه پهنه های آبی منطقه سیستان، از شاخص اتوماتیک استخراج آب (AWEI) با استفاده از تصاویر سنتینل 2 در شهریور 1401 استفاده شد. نتایج حاصل نشان دهنده روند کاهشی معنی دار پارامترهای دمای حداقل، دمای حداکثر، دمای میانگین، بارش، مساحت پهنه های آبی و شاخص خشکسالی پالمر است. از طرفی تغییرات شاخص NDVI روندی افزایشی معنی دار را نشان داد که ناشی از توسعه کمّی اراضی زیر کشت کشاورزی در دشت سیستان است. فعالیت های کشور افغانستان در بالادست حوضه آبریز هیرمند نیز بر منابع آب ورودی این رودخانه به ایران تأثیرگذار است. نتایج حاصل از شاخص AWEI نشان داد پس از بهره برداری کامل از بند انحرافی کمال خان، مسیر طبیعی جریان آب رودخانه هیرمند به سمت گودزره منحرف شده، به نحوی که مانع از ورود آب به خاک ایران و باعث آبگیری شوره زار گودزره شده است؛ به گونه ای که مساحت آب جریان یافته در گودزره بیش از 34 هزار هکتار و مساحت آب پشت سد کمال خان معادل 2899 هکتار است. درحالی که مساحت آب ذخیره شده در مجموعه چاه نیمه ها معادل 3747 هکتار است که مؤید تأثیر بهره برداری سد کمال خان بر جریان طبیعی رودخانه هیرمند است.
تاثیر گردشگری خوراک در آفرینش فرصت های کارآفرینی شهرها؛ مطالعۀ موردی: شهرهای شرقی استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
166 - 192
حوزههای تخصصی:
گردشگری خوراک گونه ای از گردشگری است که مواد غذایی را یکی از عوامل ایجاد انگیزه برای سفر به شمار می آورد. استان گیلان در این زمینه قابلیت های منحصربه فرد و فراوانی دارد و می تواند با بسیاری از کشورهای مطرح در این صنعت رقابت کند؛ اما متأسفانه این مهم تا به امروز کمتر در استان گیلان مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر شناسایی اثر گردشگری خوراک بر خلق فرصت های کارآفرینی در شهرهای شرق استان گیلان است. شهرهای شرقی استان گیلان جغرافیای تغذیه مخصوص به خود را دارند. تنوع گسترده با منشأ گیاهی و نقش رنگ های مختلف غذا در بازارهای محلی ازجمله برجسته ترین ویژگی های عناصر فضایی در سفره غذایی شرق گیلان است. روش تحقیق مبنی بر دو بخش کیفی و کمّی است که در بخش کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان و در بخش کمّی با استفاده از پرسشنامه تحلیل یافته ها انجام شد. به منظور بررسی روابط بین متغیرها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار LISREL، SPSS صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که گردشگری خوراک بر خلق فرصت های کارآفرینی اثر مستقیمی دارد. در بین متغیرهای وابسته بیشترین تأثیرگذاری بر فرصت های کارآفرینی در حوزه اقامتی، پذیرایی است (P≤ 0/05). خلق فرصت کارآفرینی در حوزه سیاحتی، فرهنگی با ضریب بتا 72/0 در رتبه دوم و ایجاد مراکز تجاری، اداری با ضریب مستقیم 162/0 در مقام سوم قرار دارند؛ بنابراین نتیجه گیری براساس نتایج رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بیانگر تأثیرپذیری گردشگری خوراک بر خلق فرصت های کارآفرینی به ترتیب از چهار مؤلفه اقامتی، پذیرایی-سیاحتی، فرهنگی-تجاری، اداری و حمل ونقل عمومی بوده است. با توجه به بیشترین تأثیر گردشگری خوراک بر ایجاد کارآفرینی در حوزه اقامتی، پذیرایی، لزوم سرمایه گذاری بیشتر در این حوزه پیشنهاد می شود.
تسهیلگری فرایندهای اجتماع محور و نقش آن بر توسعۀ کالبدی محله های پیراشهری زابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
249 - 271
حوزههای تخصصی:
تسهیلگری اجتماع محور سازوکاری برای توسعه ازطریق همیاری مؤثر اجتماع محلی است که زمینه های رشد و توانایی افراد جامعه را فراهم می آورد و با کاربرد بیشتر در جوامع درحال توسعه، یکی از سازوکارهای موجود در کمک به توسعه آن ها است. با این نگرش، هدف مقاله حاضر بررسی نقش فرایندهای اجتماع محور بر توسعه کالبدی روستاهای ادغام شده در پیراشهر زابل است. این تحقیق با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی توسعه ای بوده و با توجه به روش انجام کار، از ماهیتی توصیفی-تحلیلی برخوردار است. روش گردآوری اطلاعات مورد نیاز از نوع اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق خانوارهای ساکن در پنج محله حاشیه شهر (9244 خانوار) است. سپس با توجه به تعداد خانوارهای موجود در محلات فوق، 369 خانوار، به عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح اطمینان ۹۵ درصد به دست آمد. درجهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون T تک نمونه ای و آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده شد. نتایج بیانگر آن است که بالاترین میانگین در مؤلفه کالبدی مربوط به محله رسالت با میانگین 25/3 و کمترین میانگین را محله حسین آباد با میانگین 87/2 دارا است و بین پنج محله از بُعد کالبدی تفاوت چندانی وجود ندارد که علت اصلی آن اقدامات مشابهی است که در پنج محله پیراشهری با رایزنی دفاتر تسهیلگری با نهادهای مربوط و نیز همکاری گروه های اقدام محلی انجام شده است. از آن جمله می توان به رایزنی دفاتر به همراه اعضای گروه های اقدام محلی درجهت آسفالت معابر، دیوارنویسی معابر بی نام، حل بخشی از مشکلات روشنایی معابر با رایزنی با اداره برق شهرستان زابل، جانمایی مخازن زابل در محلات پیراشهری با مشارکت مردم محلی اشاره کرد.
An Evidence-based Review of Test de Connaissance du Français (TCF): A French Competency Test for Non-native Speakers of French(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Test de Connaissance du Français (TCF), a French knowledge test for any non-native speakers of French, is an official language exam for the certificate of proficiency in French designed by France Éducation international (FIE) and accredited by le Ministère Français de l’Éducation Nationale, de la Jeunesse et des Sports (French Ministry of National Education, Youth and Sports). To meet the need triggered by American TOEFL and British IELTS, TCF was created in 2001 by FIE (formerly Centre International d'études Pédagogiques) and has been administrated in more than 120 countries by more than 700 centers around the world and has served for more than 2,000,000 candidates by the year 2022 for personal, academic or professional purposes (France Éducation International, n.d.). The increasing number of French learners worldwide and the growth of popularity French enjoyed give rise to the need of more reviews of test fairness and usefulness on recognized French competence tests such as TCF. However, unlike the large number of assessment practices focusing on English language testing, only a few studies available show awareness about the assessment on world languages other than English. With the hope to enrich the body of research in the field of language testing and to expand the scope of assessment on world languages, this review aims at examining the overall usefulness and fairness of TCF using Kunnan’s (2018) most recent theoretical framework of test fairness and justice. As a result, our review shows that TCF test developers have made great efforts on addressing core issues of validity, reliability, and authenticity, while there might be room for improvement to provide more meaningful and useful information to all stakeholders.
Moving toward a Democratic Assessment Framework: Iranian EFL Teachers' Critical Language Assessment Literacy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In spite of the resurgence of interest in teachers' language assessment literacy (LAL), teachers' critical language assessment literacy (CLAL) has not garnered satisfactory prominence. This constitutes a substantial void in the extant corpus of literature that this study will address. To this illumination, a cross-sectional survey research approach utilizing the Critical Language Assessment Literacy (CLAL) scale (Tajeddin et al., 2022) was employed to accomplish the stated purpose of the study. The current study conveniently selected 120 Iranian EFL teachers in different language institutes and universities in Tehran and Kermanshah province. To analyze data, descriptive (e.g., mean and standard deviation) and inferential statistics (e.g., one sample t-test) were employed to illustrate a comprehensive answer to the study's primary research question. The results of the one-sample t-test and the mean value for all CLAL items showed that teachers have moderate or low knowledge of CLAL factors. In addition, the findings signposted that effective teachers must retain high linguistic competence, teaching/learning cognition, and knowledge of critical language assessment literacy factors; this could be accomplished by including these factors in teacher training programs. These findings displaying shortcomings and gaps in the critical language assessment literacy (CLAL) level of Iranian EFL teachers hold many theoretical and pedagogical implications for teacher development in the realm of assessment and testing at the practice, policy, and professional development levels.
Six Years on: English Test for International Communication (ETIC)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۳, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۳
96 - 110
حوزههای تخصصی:
This paper presents a critical evaluation of the English Test for International Communication (ETIC), a large-scale, computer-based, and criterion-referenced English language proficiency test developed by the China Language Assessment in 2016. The ETIC test battery comprises five categories: Basic, Intermediate, Advanced, Superior, and Translation, with the goal of assessing test-takers’ oral and written communicative language abilities in workplace contexts. Given that a revised version of ETIC with many structural changes has been in use since 2021, and the recent growth of interest in assessing communicative language abilities, a critical review of ETIC is warranted. Drawing on Kunnan’s (2018) recent model of test fairness and justice, this review primarily evaluates the usefulness and fairness of ETIC Basic, ETIC Intermediate, and ETIC Advanced. Appraisals reveal that ETIC encompasses the philosophy of fairness, justice, and usefulness in the development, administration, and scoring procedures. There is, however, room for improvement in various areas, such as establishing a test inquiry and appeal service and keeping the channels of communication open. As reviewers, we hope this article will assist language testing researchers and practitioners, teachers and students, or even potential test-takers in better understanding the unique ETIC assessment scene in China and spark more discussions about communicative language testing worldwide.
The Impact of Rural Information and Communication Technology on Indicators of Development of Creative Villages in Iran (Case Study: Mashhad Suburban Settlements)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۱
93 - 115
حوزههای تخصصی:
Purpose- The use of Information and Communication Technology (ICT) has an effect on development of Creative Villages as a new approach in using the existing rural capabilities and capacities to revive the rural areas. This study seeks to analyze the impact of RICT on the indicators of development of Creative Villages in suburban settlements in Mashhad County.Design/methodology/approach- A descriptive-analytical research method was employed in this fundamental study, and documentary and survey methods have been used for collecting the data. The study population included households in 8 villages around Mashhad (N = 20813). These villages had a rural ICT office and a population of over 1,000 households. The sample was estimated using Cochran's formula; accordingly, 194 households were selected by systematic random sampling.Finding- Spatial analysis of the main variables was performed using Combined Compromise Solution and fuzzy gray analysis. The result showed that the villages of Gorji Sofla, Hosseinabad Gharghi, Dostabad and Dehroud have the highest, and the villages of Kal Zarkash and Chahar Borj have the lowest level of use of RICT services and the indicator of the Creative Village. Using the partial least squares (PLS) technique, among the research indicators, "promoting and training" with the coefficient of 0.591 had the most direct effect on the dependent variable. Also, variable dimension of "awareness of RICT services", considering the direct and indirect effects, with a coefficient of 0.816, has had a greater impact on the indicators of development of Creative Villages in rural settlements. Given the value of R2 (0.998), we concluded that RICT has a high-level impact on the indicators of development of Creative Villages.
بررسی ساختار بهینه سرمایه در سرمایه گذاری پروژه های گردشگری شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
155 - 172
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین چالش های سرمایه گذاری، تامین مالی و تهیه بودجه اجرایی برای انجام انواع پروژه ها می باشد. پروژه های گردشگری نیز برای انجام به موقع و مناسب نیاز به تامین منابع مالی دارند. لذا تعیین ساختار بهینه سرمایه به شناسایی ابزارهای مناسب تامین مالی در پروژه های گردشگری کمک خواهد کرد. هدف مطالعه حاضر تعیین ساختار بهینه سرمایه در پروژه های تفریحی شهر مشهد به کمک دو روش شامل؛ «محاسبه کارایی (DEA) از طریق مدل های ورودی محور، غیر شعاعی، بهره وری در مقیاس» و «تحلیل حداکثر بازده (EPS) و حداقل ریسک مالی (FL)» می باشد. جامعه آماری مطالعه، پروژه های تفریحی با ساختار سرمایه همگن در شهر مشهد می باشند که تعداد 10 پروژه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد با توجه به آنکه پروژه ای دارای ساختار سرمایه بهینه تر خواهد بود که به طور همزمان دارای ریسک مالی کمتر و بازده بیشتر باشد، لذا پروژه های شماره های 2 و 7 که به طور همزمان می-توانند دو آیتم ریسک کمتر و بازده بیشتر را پوشش دهند، دارای بهترین عملکرد در ساختار سرمایه خود، در مقایسه با سایر پروژه ها بوده و در انتخاب روشهای تامین مالی، موفق عمل نموده اند. پروژه شماره 2 پروژه ای است که سهم تامین مالی آن از روش «مشارکت عمومی- خصوصی و سرمایه شخصی و مشارکت با افراد حقیقی و حقوقی» بیشتر از سهم روش «تسهیلات بانکی» بوده و پروژه 7 نیز دارای زمین بوده و سهم تامین مالی آن از روش«سرمایه شخصی و مشارکت با افراد حقیقی و حقوقی» بیش از سهم روش «تامین مالی مشارکتی و تسهیلاتی» بوده است. با لحاظ نتایج محاسبه کارایی، باید گفت که در پروژه های تفریحی شهر مشهد، در حال حاضر روش هایی که نسبت «سرمایه به بدهی» را افزایش دهند، مناسب می باشند بنابراین از بین سه روش تامین مالی پرکاربرد در بین پروژه های تفریحی مورد مطالعه، یعنی روشهای «سرمایه شخصی و مشارکت با افراد حقیقی و حقوقی»، «تسهیلات بانکی» و «مشارکت عمومی- خصوصی»، تامین مالی از طریق افزایش سهم روش «سرمایه شخصی و مشارکت با افراد حقیقی و حقوقی » نسبت به دو روش دیگر سبب موفقیت بیشتر پروژه ها خواهد شد.
ارائه مدل اکوسیستم نوسازی استراتژیک با تأکید بر پایداری شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
248 - 272
حوزههای تخصصی:
هدف: نوسازی استراتژیکِ منجر به پایداری شرکتی، فرایندی دشوار، پیوسته و چالش برانگیز در کسب وکار است. پایداری شرکتی، در برقراری تعادل میان اهداف اجتماعی، اقتصادی و محیطی و همچنین، ارتقای موقعیت رقابتی با استفاده از فرصت ها نقش مهمی دارد؛ از این رو بسیاری از کسب وکارها، به دنبال نوسازی فرایندها و اقدام های خود در راستای پایداری شرکتی هستند. پژوهش حاضر نیز با هدف ارائه مدل اکوسیستم نوسازی استراتژیک با تأکید بر پایداری شرکتی اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای است، از لحاظ روش رویکرد کیفی دارد و بر اساس رویکرد فراترکیب اجرا شده است. مطالعات و پژوهش های انجام شده در حوزه پایداری شرکتی و نوسازی استراتژیک، جامعه پژوهش را تشکیل می دهند که در بازه 2000 تا 2021، در نشریه های معتبر علمی جست وجو شدند. در نهایت 46 مقاله از بین 397 مقاله برای نمونه انتخاب شد. پس از تحلیل محتوای آن ها، مقوله ها و مفهوم ها استخراج شدند و اولویت آن ها با استفاده از روش آنتروپی شانون تعیین شد. یافته ها: بر مبنای یافته های پژوهش، 55 مفهوم در قالب 8 مقوله شناسایی شد که در سه دسته عوامل درون سازمانی، برون سازمانی و محیطی قرار گرفتند. مقوله های مدیریت و رهبری مشارکتی، ذی نفعان داخلی و خارجی، شرایط و مقررات محیطی، عدم قطعیت محیطی، شبکه سازی و برقراری ارتباطات استراتژیک، فرهنگ سازمانی هدفمند، سازمان و مدیریت ساختار سازمانی و قابلیت های پویا، به ترتیب بیشترین ضریب اهمیت را داشتند. نتیجه گیری: نوسازی استراتژیک با توجه به ماهیت کارآفرینانه خود، بر سیاست های رشد پایدار اقتصادی تأثیر می گذارد و افزایش مسئولیت پذیری شرکت ها را به همراه می آورد. از سوی دیگر، دیدگاه اکوسیستمی در این پژوهش نشان داد که میان بازیگران اکوسیستم نوسازی استراتژیک، روابط به هم پیوسته ای وجود دارد و شرکت باید در تمام اقدام های خود، این بازیگران را به صورت یکپارچه و در کنار هم مدنظر قرار دهد تا به پایداری شرکتی دست یابد.
ارائه مدل ریاضی چندهدفه برای بهینه سازی تجهیز و تخصیص منابع مالی سیستم بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
272 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: بهینه سازی تجهیز و تخصیص منابع مالی در سیستم بانکی، به منظور کاهش هزینه های جمع آوری منابع مالی و نیز، افزایش درآمد ناشی از توزیع این منابع مالی در قالب انواع تسهیلات، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این پژوهش با معرفی یک مدل ریاضی چندهدفه، ضمن در نظرگرفتن محدودیت های مترتب بر مسئله، یک مدل ریاضی برای تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی ارائه شده است.
روش: پس از مرور ادبیات و بررسی مطالعات پیشین انجام شده در زمینه موضوع پژوهش، با بهره بردن از نظر خبرگان بانکی، توابع هدف بیشینه سازی درآمد ناشی از تخصیص منابع و کمینه سازی هزینه های ناشی از تجهیز منابع تعریف شد. در ادامه، محدودیت های حاکم بر مسئله با توجه به قوانین و مقررات بانک مرکزی و نیز، مقررات مالی حاکم بر کسب وکار سیستم بانکی تعریف شد. پس از تعریف وکدنویسی مدل، مسئله با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری ژنتیک چندهدفه، بهینه سازی ازدحام ذرات و فاخته حل شد و در نهایت، میزان کارایی الگوریتم ها در ارائه جواب مطلوب، مقایسه شد.
یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در صورت تجهیز و تخصیص علمی منابع سیستم بانکی، ریسک های اعتباری و عملیاتی بانک کاهش می یابد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که چنانچه در سیستم بانکی از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود، سودآوری سیستم بانکی در نتیجه تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی، به میزان چشمگیری افزایش می یابد.
طراحی مدل مدیریت کیفیت سبز در صنعت مواد غذایی با تأکید بر ارتقای عملکرد محیط زیستی (مطالعه موردی: استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسائل مربوط به حفاظت از محیط زیست و پایداری در بخش مواد غذایی در طی سال های اخیر موجب نگرانی های جهانی شده است. همچنین شرایط نه چندان مطلوب کشورمان از منظر نگهداشت محیط زیست و لزوم توجه به مفاهیم سبز در سطوح مدیریت سازمان ها، موجب شد پژوهش نوآورانه ای باهدف طراحی مدل مدیریت کیفیت سبز در صنعت مواد غذایی با تأکید بر ارتقای عملکرد محیط زیستی ارائه گردد. این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و ازلحاظ نوع روش، توصیفی- پیمایشی و دارای رویکرد کیفی بوده که با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد انجام گرفته است. برای گردآوری داده ها از روش مطالعات کتابخانه ای در حوزه ادبیات نظری موضوع و همچنین با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری با 16 نفر از مسئولین و کارشناسان شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی استان اردبیل، مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند انجام شده است. اطلاعات حاصل از دو فاز باهم تلفیق شده و تحلیل داده ها در فرآیند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیودا انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که الگوی پارادایمی مدیریت کیفیت سبز در صنعت مواد غذایی دارای 5 مؤلفه است: مدیریت سبز منابع انسانی (شرایط علی)، تفکر مدیریتی سبز (شرایط زمینه ای)، مدیریت فناوری و سیستم مدیریت محیط زیستی (شرایط مداخله گر)، نوآوری مدیریتی سبز (راهبردها)، زنجیره تأمین سبز (پیامدها) که موفقیت صنعت مواد غذایی در جهت ارتقای عملکرد محیط زیستی درگرو استقرار و اجرای صحیح مدل طراحی شده و مدیریت برتر این مؤلفه ها خواهد بود.
ملاحظات و ضرورت طراحی برنامه های کاربردی علم شهروندی برای پایش متغیرهای هیدروکلیمائی (مطالعه موردی: معرفی و بررسی کارایی برنامه کاربردی "پایش یار")(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، مردم در سراسر جهان تلفن های هوشمند و فناوری های آن را پذیرفته اند. برنامه های کاربردی در این دستگاه ها از جنبه های عملکرد و کاربری آسان شده اند. پروژه های علمی شهروندی که تلاش می کنند داده های ارزان و مقرون به صرفه را از افراد با پیشینه های مختلف جمع آوری کنند، نیازمند طراحی کاربرپسند و استفاده از فناوری با کاربری آسان است. در این پژوهش سعی شد تا با مرور جزییات مراحل طراحی یک برنامه علمی شهروندی در زمینه اقلیم و هیدرولوژی، به ملاحظات و ضرورت طراحی و انتشار یک برنامه کاربردی علمی شهروندی پرداخته شود. این برنامه که توسط نگارندگان طراحی شده است، با نام پایش یار معرفی می شود و با هدف پایش سه متغیر دما، بارش و تراز سطح آب رودخانه در روستاهای مرزی و دورافتاده استان گلستان طراحی شد. به منظور کسب تجربیات کافی، پس از قرار دادن ابزارهای سنجش ساده و ارزان قیمت در دسترس داوطلبان، به مدت پنج ماه (دی ماه 1400 تا اردیبهشت ماه 1401) از طرق مختلف از جمله پیامک، تماس تلفنی، فرم های کاغذی و شبکه های مجازی داده های مورد نیاز جمع آوری شد. پس از آن بازخوردها و نکات لازم ثبت گردید و مطابق با تجربیات کسب شده نسخه اولیه برنامه کاربردی پایش یار طراحی شد. بعلاوه در این پژوهش با مقایسه داده های جمع آوری شده از طریق این برنامه طی هشت ماه (خردادماه 1401 تا دی ماه 1401) و مقایسه آن با سایر روش های جمع آوری داده، نقاط ضعف و قوت آن برشمرده شد و کارایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها ارزیابی کارایی، مزایا، معایب، محدودیت ها و چالش های پایش یار نشان داد که یک برنامه کاربردی قابل نصب و اجرا در گوشی های هوشمند با طراحی خوب، جریان اطلاعات از کاربران به پایگاه های اطلاعاتی و محققان مربوطه را تسهیل می کند و به نظر می رسد برای ترویج و گسترش سامانه های پایشی و نظارتی بلندمدت علوم شهروندی ضروری است. به هرحال مسیرهای ارسال داده های اقلیمی و هیدرولوژی به سامانه های علمی شهروندی، زمینه ای است که به پژوهش های بیشتری نیاز دارد.
بررسی تصریح و پنهان سازی ایدئولوژی در روایت های رئالیسم سوسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
در متون مختلف، متغیّرهای واژگانی و بلاغی نقش برجسته ای در جهت دارکردن محتوا، و انتقال صریح یا پوشیده ی ایدئولوژی دارند. در پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی میزان صراحت یا پوشیده گویی نویسندگان، کارکرد چهار متغیّر سبکی و گفتمان مدار «دشنام و دشواژگان»، »واژگان متعلق به گفتمان های خاص»، «نمادپردازی و تداعی معانی» و «تمثیل روایی» در تعدادی از روایت های رئالیسم سوسیالیستی فارسی، که در فاصله ی سال های 1320 – 1332 نوشته شده اند، در چارچوب سبک شناسی انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اگرچه همه ی نویسندگان آثار مورد نظر در پی انعکاس روح حاکم بر زمانه و مشروعیت بخشیدن به ستیز علیه سلطه بوده اند، اما در انتقال این ایدئولوژی به مخاطب به دو شیوه ی متفاوت عمل کرده اند؛ نویسندگان حزبی که در ارتباط مستقیم با حزب توده بوده و آثار روایی خود را به سفارش این حزب تولید کرده اند، تمایل چندانی به استفاده از شگردهای پنهان سازی ایدئولوژی از جمله نمادپردازی و تداعی معانی و همچنین تمثیل نداشته ، بیشتر با استفاده از منغیر سبکی کاربرد واژگان متعلق به گفتمان های خاص، به انتقال عریان ایدئولوژی مورد نظر پرداخته اند؛ این در حالی است که نویسندگان انتقادی و مستقل از حزب توده، با استفاده از شگردهای بلاغی نمادپردازی و تداعی معانی و نیز تمثیل، سعی در عمق بخشیدن به متن، پنهان سازی ایدئولوژی و القای ضمنی آن به مخاطب داشته، مخاطب را در نه در رویارویی با قدرت ساختاری و سرکوبگر حاکم بر جامعه، بلکه در تقابل با ارزش های حاکم و سلطه ی هژمونیک آن ها قرار داده اند.





