بنابر یک نظریه سیاسى که ریشه در نظریات امام خمینى و شهید مطهرى دارد، بهتر است که روحانیت از عهدهدار شدن مسؤولیت ریاست جمهورى و کادر اجرایى کشور پرهیز کند و از طریق شوراى نگهبان، قوه قضائیه و مجلس و در رأس همه، از طریق ولایت فقیه به وظیفه اصلى خود که هدایت، ارشاد و جلوگیرى از انحراف نظام است بپردازد. این نظریه آثار و لوازم مثبت زیادى در پى دارد.
ویژگىهاى اخلاق در جهان پیش از دوران پستمدرن و رویکردهاى پستمدرن به اخلاق محور اصلى این مقاله است. نویسنده در پایان مقاله آورده است که نظام اخلاقى پستمدرن در تقابل با اخلاق افلاطونى و نوافلاطونى است.
در این مقاله، فرایند توسعه تأمین اجتماعی چین تا شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1978 تبیین شده و سپس اهمیت عناصر تشکیل دهنده این اصلاحات اقتصادی و تحولات اجتماعی مربوط مورد بحث قرار گرفته است. آثار تأمین اجتماعی، ضرورت اصلاحات آن در شهر و روستا، و تحولاتی که در زمینه تأمین دوران بازنشستگی و سالمندی، بیماری، بیکاری، تأمین مسکن، آموزش های پایه و خدمات اجتماعی صورت گرفته از دیگر موضوعات مطرح شده در این مقاله اند. نویسنده مدعی است نظام جامع تأمین اجتماعی چین با در نظر گرفتن اولویت ها برای مناطق پیشرفته برنامه ریزی می کند. برای مناطقِ کم تر توسعه یافته، شبکه تأمین محدود به گروه های نیازمندتر، سالمندان، معلولان ذهنی و در شرایط اضطراری در مرکز ثقل قرار می گیرد. در مناطق فقیر نیز فعالیت اجتماعی در طیف برنامه های توسعه و کمک های جوابگو به حوادث غیرمنتظره، مورد هدف است. نویسنده معتقد است با آن که اصلاحات اقتصادی و تحولات اجتماعی چین باعث تغییرات مثبت در شرایط رفاهی مردم گردیده، اما این کشور را با مسائل متعدد روبه رو ساخته است و از همین رو، نظام تأمین اجتماعی چین را محتاج تحول و بازتدوین دانسته است.
در این پژوهش، صنایع کشور، برحسب طبقهبندی بینالمللی فعالیتهای صنعتی به نهگروه صنعتی، و در یک طبقهبندی دیگر به سه گروه صنایع مصرفی، واسطهای و سرمایهای، وهمچنین براساس طبقهبندی سیرکین و چنری به سه گروه صنایع آغازین، میانی و پایانی تقسیمشده و شاخصهای بهرهوری مربوط به هر کدام محاسبه گردیده است. شاخصهای بهرهوری دردو گروه شاخصهای بهرهوری جزئی و بهرهوری کل عوامل تولید بررسی شده است. در گروهشاخصهای جزئی، بهرهوری نیروی کار و سرمایه به صورت نسبت تولید به نهاده مورد نظر ودر گروه شاخصهای بهرهوری کل، رشد تولید در ارتباط با مجموعهای از عوامل تولید بااستفاده از شاخصهای ابتدایی، سولو، کندریک و دیویژیا اندازهگیری و بررسی شده است. برای برآورد موجودی سرمایه در گروههای صنایع، از روشهای متفاوتی نظیر روشجستجوی شبکهای در فواصل مختلف نرخ استهلاک، روش نمایی و روش تعدیل استفاده شدهو روش تعدیل که از نتایج بهتری در مقایسه با روشهای دیگر برخوردار بوده، انتخاب گردیدهاست. نتایج حاصل از محاسبه شاخصهای بهرهوری نشان میدهد که بهرهوری جزئی نیروی کار،در مجموع، رشدی معادل 48/9 درصد و بهرهوری سرمایه رشدی منفی معادل 13 درصد درطول دوره داشته است. بررسی بهرهوری جزئی به تفکیک فعالیتهای صنعتی حاکی از آن استکه بهرهوری نیروی کار، بجز صنایع غذایی و صنایع کاغذ و مقوا، در بقیه صنایع رو به افزایشبوده است. ولی بهرهوری سرمایه فقط در صنایع محصولات کانی غیرفلزی، فلزات اساسی وصنایع متفرقه افزایش داشته و در بقیه صنایع با کاهش مواجه بوده است. روند تغییرات مثبت بهرهوری، نیروی کار و تغییرات منفی بهرهوری سرمایه در صنایعآغازین، میانی، پایانی و همچنین صنایع مصرفی و سرمایهای نیز حاکم بوده است. روند تغییرات شاخصهای بهرهوری کل عوامل تولید نشان میدهد، بجز صنایع متفرقه کهدارای روند صعودی بوده و همچنین صنایع نساجی و پوشاک که ابتدا روندی صعودی و سپسنزولی داشته، در سایر گروههای صنایع، براساس شاخصهای محاسبه شده، روند مشخصینداشته است و بدین روی نمیتوان در مورد آنها به