این مقاله برنامه و برنامه ریزی درایران را با توجه به مؤلفه های اندیشه شکل گیری ‘پیدایش‘الگوی نظری برنامه ریزی توسعه‘اهداف‘استراتژی‘سازماندهی وعملکرد مورد بررسی و تحلیل قرارمیدهد.دراین ارتباط ایران دارای نیم قرن سابقه برنامه ریزی است که هفت برنامه عمرانی و توسعه(پنج برنامه قبل از انقلاب و دو برنامه بعد از انقلاب)را تهیه و اجرا نموده است وهم اکنون در مرحله اجرای برنامه سوم توسعه قرارداد.دوبرنامه هفت ساله اول و دوم به صورت غیر جامع و بدون هدف کمی رشد و تنها به صورت مجموعه ای از پروژه ها و در قالب جداول تخصیص منابع تهیه و اجراشده بود. برنامه های سوم و چهارم و پنجم قبل از انقلاب به ترتیب به متوسط رشد سالانه 5/8 درصد‘1/13 درصد‘3/16 درصد در تولید ناخالص ملی نایل آمدند. نکته مهم وابستگی تمام برنامه های قبل و بعد از انقلاب به درآمدهای نفتی است .
ایرانیان مقیم آسیای میانه اقوام متعددی راشامل می شوند که به دلیل موقعیت جغرافیایی سرزمین های آن حوزه و داد وستدهای جاده ابریشم‘ روابط گسترده ای با مردم خاور دوری داشته اند ‘ واز عهد اشکانیان تا دوره فرمانروایی ساسانیان ‘ گرایش به دیانت بودیسم در میان این اقوام ایرانی در حدی بوده که تعداد زیادی از آنها به عنوان مبلغین بودایی و عهده داران دیگر وظایف و مسئولیتهای مرتبط با تبلیغ وتدریس علوم دین بودا‘ از آسیای میانه به چین و سرزمین های آسیای جنوب شرقی رفتند ‘ و آئینی که درمحور فرهنگی و قومی شبه قاره هند در جنوب آسیا ظهور کرده بود ‘ از قرن دوم میلادی به بعد‘ به دلیل گرایش و ریاضت کشی و مطالعات و ترجمه های متداوم ایرانیان آسیای میانه ‘ بودیسمی در شاخه و کالبد ماهایانا و آمیخته به اعتقادات ایرانی شکل گرفته و این تأثیرات نقطه عطفی در تاریخ تحولات و توسعه این آئین در خاور دور بوده اند.
درپهندشت شمال مرکزی ایران ودر دشت قزوین که ایستگاه تحقیقاتی باستان شناسی دانشگاه تهران محسوب می گردد‘ تعداد کثیری سایتهای باستان شناختی ا زدوره های گوناگون وجوددارند. در عمده این سایت ها در اثر فرسایشهای طبیعی ویا شخم زدنهای متوالی مقدار قابل توجهی از بسترهای فرهنگی داخل سایت ها د رمعرض هوا قرار گرفته و دچار تخریب می گردند . در میان این آثار ‘ آثار سنگی که دارای مقاومت بیشتری هستند درهمه جای دشت بخصوص در روی سطح یا مجاورت تپه های باستانی به صورت پراکنشهایی با مقدار تنوعات گوناگون مشاهده می گردند. تجمعات ابزارهای سنگی یا بقایای آن ابزارها با مکانهای ویژه استقراری ارتباط دارند. برای یافتن مکانهای استقراری در روی پهندشتهای وسیع‘ بهترین و باصرفه ترین روش به کارگیری روشهای بررسی روشمند میدانی است . هدف اصلی این مقاله کوتاه مقدماتی ‘ بیان توانایی ها و محدودیت های اینگونه روشهاست که در شناخت و مکان یابی استقرارهای نو سنگی منطقه بکار گرفته شده است.
قم به دلیل دربرداشتن آرامگاه حضرت فاطمه معصومه ‘ دختر هفتمین پیشوای شیعیان جهان و نیز وجود حوزه علمیه قوی و پربار‘ همچنین به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه خود ‘ از دیرباز و به خصوص در80 سال اخیر‘ نقش مهمی در معادلات سیاسی ایران به عهده داشته است . در این مقاله کوشش شده با بررسی تحولات سیاسی دوران قاجار و پهلوی اول نقش سیاسی قم شفاف تر شود و میرزای قمی از فقیهان نام آور شیعه (م 1231 ه ق ) در دوران 20 ساله حضور خود در عصر حکومت فتحعلی شاه ‘ تأثیر به سزایی در کنترل قدرت او داشت . در نهضت مشروطیت نیز قم جایگاه مهمی یافت که مهاجرت علمای تهران به قم و پناهنده شدن به حرم حضرت معصومه و به دنبال آن صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه ‘ نمونه آن است . تأسیس حوزه علمیه قم با ورود حاج شیخ عبدالکریم حائری به این شهر در نوروز 1300 شمسی ‘ اندکی پس از کودتای رضاخان ‘ قم را به عنوان دومین مرکز بزرگ دینی شیعه پس از نجف قرارداد
انسان معاصر ‘ در عصر توسعه مدرنیته ‘ میان میراث انباشته با معانی قدسی و رهیافت دنیوی عصر جدید ‘ قرار گرفته و به میزان پیشرفت در زمینه غلبه بر طبیعت و تسخیر آفاق ‘ دچار سقوط معنویت گردیده است و با قرار گرفتن در یک وضعیت بینابین ‘ نیازمند پاسخگویی دین به مسایل وجودی انسان شامل : شکاکیت ‘ تناهی ‘ بیگانگی ‘ ابهام و معنای زندگی است . عرفان ‘ جریان روحانی عظیمی است که از میان همه ادیان می گذرد و در وسیعترین معنای خود به صورت وجدان (( حقیقت واحد )) معنا میشود . عرفان با هنر قرابتی تمام دارد . چرا که هر دو با عنصر عشق و محبت که در گذرگاه روح جریان دارد سرشته اند . هردو در پی کشف و ساختن دنیایی جدید برای آدمی هستند . هم عرفان و هم هنر هر دو از مقوله ابهام هستند که از عالمی عینی گرفته می شوند و به درجات قابلیت مظروف خویش ‘ چون سیالی جریان می یابند و هردو از جذبه و الهام سیراب می گردند . جذبه ای که تعین هویت انسانی و شخصی به کلی در آن از میان می رود .
مقالهء حاضر پژوهشى تحلیلى درگونه اى از اصطلاحات نحو عربى موسوم به ""اصل "" و""شبهه "" مى باشد. این اصطلاحات که بیشتر به صورت مستقل مورد استفاده قرار مى گیرند از تفاوتها ووجوه مشترک فراوانى برخوردارند. نویسنده بر آن است با بررسى موارد کاربرد ومعانى لغوى اصطلاحات مذکور، علل وجایگاه استفاده آن را بیان نماید. از برجسته ترین این اصطلاحات مى توان به ""جمله وشبه جمله ""، ""ظرف وشبه ظرف "" و""مضاف وشبه مضاف "" اشاره کرد.