مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۸۱ تا ۴٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
پژوهش در ورزش تربیتی (دانشگاهی) بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
65 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از محورهای بسیار مهم ورزش، ورزش تربیتی است و فرایند توسعه ورزش از ورزش تربیتی آغاز می شود؛ بنابراین هدف این پژوهش تدوین سناریوهای ورزش تربیتی کشور عراق در افق 2033 بود. پژوهش حاضر از منظر مبانی، تفسیرگرایی، از لحاظ رهیافت پژوهش، استقرایی و از حیث ماهیت، ترکیبی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش ذی نفعان ورزش تربیتی کشور عراق (معلمان، اساتید دانشگاه، دانش آموزان و دانشجویان) بودند که به صورت هدفمند و برمبنای اشباع نظری 20 نفر از آنان به عنوان نمونه بخش کیفی و 14 نفر به عنوان نمونه بخش کمی پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل ساختاری و تحلیل بالانس اثرات متقابل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که سه سناریو با امتیاز بالا و احتمال وقوع بیشتر در شرایط پیش روی ورزش تربیتی کشور عراق در افق 2033 متصور هستند که از میان آن ها سناریوی اعتلا، شرایط امیدوارکننده و مطلوب را نشان می دهد. سناریوی نوسان شرایط بینابینی و سناریوی تضعیف شرایط بحرانی و ناامیدکننده را نشان می دهد. با توجه به نتایج، سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه ورزش تربیتی در عراق باید برنامه های ورزش تربیتی را با توجه به نرخ رشد اقتصادی کشور عراق، جهت گیری سیاست داخلی در کشور عراق، ضریب نفوذ فناوری در کشور عراق، سبک زندگی شهروندان عراقی و وضعیت گفتمان زیست محیطی در کشور عراق طراحی کنند و سناریوهای مختلف را برای طراحی برنامه های خود مدنظر قرار دهند.
Comparative Study of Sportspersonship, Competitive Anger and Aggression among Professional and Recreational Female Football Players(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective : This study aims to provide a comparative analysis of Sportspersonship, competitive anger, and aggression among professional and recreational female football players in Iran. Method: Utilizing an applied, causal-comparative design, data were collected from 330 participants—150 professional players from the Iranian Women’s Premier League and 180 recreational players active in Tehran. Three validated instruments were employed: the Sportspersonship Questionnaire Vallerand and Brière (1), the Competitive Anger Scale Maxwell and Moores (2) and the Aggression Questionnaire Buss and Perry (3). statistical analyses were conducted using SPSS 24. One Sample T-Test and independent t-test were used. Results : The findings of the study showed that the levels of aggression, anger, and violence in professional and recreational female soccer players are significantly higher than average. There is a significant difference between the levels of anger and violence among professional and recreational female soccer players. The results revealed that professional players exhibited significantly higher levels of competitive anger than recreational players. However, no significant differences were found between the two groups in terms of Sportspersonship. Conclusions : These findings underscore the need for targeted psychological and behavioral interventions to address competitive anger and promote ethical behavior, particularly in professional women’s football. Emphasizing Sportspersonship and ethical conduct can contribute to a healthier sporting culture and mitigate the normalization of aggressive behaviors in both competitive and recreational contexts.
تأثیر تماس زبانی بر مؤلفه هایی از ترتیب واژه در گویش عربخانه: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
205 - 230
حوزههای تخصصی:
در این مقاله آرایش واژه ها در گونه عربیِ منطقه عربخانه در 90 کیلومتری جنوب بیرجند (خراسان جنوبی) از منظر رده شناسی آرایش واژه درایر مطالعه شده است. در این راستا، ویراست جدید کتاب رده شناسی زبان های ایرانیِ دبیرمقدم جهت بررسی رده شناختی الگو قرار گرفت. گونه عربیِ عربخانه، گویشی است آمیخته از عربی و فارسی که در همه سطوح (آوایی، واژگانی و دستوری) تأثیر زیادی از فارسیِ پیرامون پذیرفته است. در مورد مدت تعامل این زبان ها در منطقه مزبور اختلاف نظر وجود دارد. در پژوهش حاضر سؤالی که ذهن نویسندگان را به خود معطوف داشت این بود که گویش عربخانه در چه مؤلفه هایی از الگوهای رده شناختی عربیِ معیار دور شده و در کدام مؤلفه ها به الگوهای رده شناختی فارسی نزدیک شده است. در این پژوهش با تعداد 10 گویشور بومی کم سواد (5 مرد و 5 زن) بالای 60 سال مصاحبه شد و سپس داده ها بر مبنای الگوی IPA واج نویسی و نهایتاً بر اساس مؤلفه های مورد نظر تحلیل شدند. در بررسی داده ها، رفتار رده شناختی گویش عربخانه نشان داد که در مؤلفه هایی از عربی معیار فاصله گرفته و در مؤلفه های دیگری به فارسی معیار نزدیک شده است. همچنین در مؤلفه هایی که عربی معیار دو نوع رفتار زبانی را پذیراست گویش عربی عربخانه گونه مشترک با فارسی معیار را پذیرفته و نسبت به کاربرد گونه دوم تمایلی نشان نداده است.
Representation of Iranian Islamic Culture In High School English Textbooks: The Case of Vision Series
حوزههای تخصصی:
This study aimed to critically examine the representation of Iranian Islamic culture in English language textbooks, specifically the Vision series used in high schools, within Iran's socio-political context. Employing a mixed-methods approach, data were collected from 60 EFL teachers through questionnaires and semi-structured interviews. Analysis of textbook content revealed that while the series includes references to various Iranian ethnicities, there is a notable emphasis on regional representation, particularly in Vision 2. Quantitative findings indicated that teachers acknowledged the importance of integrating artistic and cultural elements of Iranian identity, supported by a statistically significant mean score reflecting their appreciation for such content. Qualitative insights highlighted diverse attitudes among teachers; some expressed satisfaction with cultural representation, whereas others emphasized the need for more Islamic elements. This variation corresponded with the educators' experience levels and familiarity with the curriculum. Overall, the study underscores that a balanced approach to English language instruction can enhance linguistic proficiency while fostering cultural identity, advocating for the development of educational materials that respect local cultural contexts and contribute to a meaningful language learning experience for Iranian students.
ویژگی های مربّی و متربی در برنامه درسی مبتنی بر رهیافت حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
99 - 126
حوزههای تخصصی:
براساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش ، نقش مربّی به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرایند تعلیم وتربیت، و مؤثرترین عامل در تحقق یافتن مأموریت های نظام تعلیم وتربیت رسمی کشور اهمیت فراوان دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های مربّی و متربی در رویکرد تعلیم وتربیت مبتنی بر حیات طیبه بوده و مطالعه با بهره گیری از رویکرد پژوهش کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی ازنوع استقرایی انجام شده است. در این پژوهش، متون اسلامی ( قرآن ، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ) و همچنین اسناد بالادستی موردتوجه بوده و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. برای اعتباریابی داده های کیفی از معیار قابل قبول و معتبربودن استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مربّی در برنامه درسی مبتنی بر رویکرد حیات طیبه، نقش تسهیل گر، هدایت گر و روشنگر را در فرایند تعلیم وتربیت ایفا می کند و عامل و الگوی اخلاقی، معنوی، فکری، علمی و رفتاری به شمار می آید. وی ارتباطاتی استعلایی و تعالی بخش با متربیان دارد و از ویژگی محبوبیت و مقبولیت برخوردار است. مربّی کارگزار و اندیشه ورز برای ارتقای صفات حرفه ای خود می کوشد. از سوی دیگر، متربی، یادگیرنده فعال و اخلاق مدارِ دارای نیروی اختیار و مسئولیت پذیر در فرایند تربیت قلمداد می شود. نتایج پژوهش بر ایجاد یک دیدگاه جامع و مبتنی بر حیات طیبه درخصوص ویژگی های مربّی و متربی با توجه به نقش الگوییِ پیامبران و امامان در شکل دهی شخصیت و رفتار انسان ها تأکید می کند.
ماهیت و کاربرد شبکه های اجتماعی در فرآیند آموزش از دیدگاه اساتید: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
33 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با گسترش فناوری های نوین ارتباطی، شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصه های گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته اند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکه های اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است.
داده ها و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه آماری، شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بیرجند بودند و نمونه مدنظر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای ملاک های ازپیش تعیین شده انتخاب شدند. فرایند گردآوری داده ها با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون تحلیل گردید.
یافته ها: بر اساس ادراک مشارکت کنندگان، شبکه های اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه اساتید شبکه های اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالت های سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه اساتید این شبکه ها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالش هایی همچون نگرش منفی برخی اساتید و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراج شده بود. بر مبنای یافته های این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاست گذاری ها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگ سازی آموزشی، توسعه زیرساخت ها و تدوین رویه های روشن برای بهره گیری هدفمند از شبکه های اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر می رسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکه های اجتماعی می توان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادام العمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در آموزش نیازمند توجه به ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی دارد و توجه صرف به یک بُعد منجر به استفاده مناسب از این رویه آموزشی نمی شود.
«حکایت» و ماهیت بین رشته ای تاریخ گرایی نو از دیدگاه گرین بلت و گالاگر(مقاله علمی وزارت علوم)
تاریخگرایی نو در مطالعات ادبی، یعنی پیش گرفتن رویکردی پساساختارگرا در خوانش متن. این رویکرد که مبتنی است بر اندیشه های پست مدرنیستی، ماهیتی کاملاً بینارشته ای دارد. هدف این پژوهش بررسی و تبیین روشمند و علمی ماهیت بینارشته ای آن با روشی توصیفی- تحلیلی است. برای دست یافتن به این خواسته و البته به منظور درنگ بیشتر در نکته ای دقیق و باریک، در این جستار کار به شناختن و شناساندن یکی از اصطلاحات کلیدی این رویکرد، یعنی «حکایت» بر اساس مقاله «ضدتاریخ و حکایت» نوشته استیون گرین بلت و کاترین گالاگر محدود شده است. استفاده از حکایت، افزون بر آن که یکی از وجوه بینارشته ای این رویکرد را آشکار می کند، نوع متن گرایی آن را نیز به روشنی نشان می دهد: این رویکرد، بر خلاف نقد نو بر یک متن خاص تمرکز نمی کند؛ تاریخگرایی نو متن ادبی را با متون حاشیه ای، یعنی حکایت می بیند و می خواند. این روش باعث می شود خوانش متن با احساس رضایتمندی بیشتری همراه شود؛ رضایتمندیِ برآمده از خوانشی متفاوت و کامل تر در سنجش با دیگر رویکردها و روش های نقد. حکایت که ماهیتی ضدتاریخی دارد، می تواند از خاطرات زندگی خود منتقد و یا از متون حاشیه ای ، چه ادبی، چه غیر ادبی؛ خواه مکتوب، خواه غیر مکتوب برآید. تاریخگرایان نو حکایت را به کار می گیرند تا توالی و سیر اندیشه ی کلان روایت را تخریب کنند و آنچه را کلان روایت، واقعیت می داند، زیر سؤال ببرند. آن ها اینگونه، روایتی نو برمی سازند و واقعیتی دیگرگونه آشکار می کنند.
تحقق دوگانه نظم/آشوب (کاسموس/خائوس) در ویژگی های بصری روزنامه ایران در دوره ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم/ آشوب از مهم ترین مفاهیم دیالکتیکی نشانه شناسی لوتمان است که تعلق نظام های نشانه ای را به فرهنگ و نا- فرهنگ آشکار می کند. هدف این پژوهش دریافتن چگونگی به تصویر درآمدن این نشانه ها در سپهر نشانه ای روزنامه های دوره ناصری و مطالعه ویژگی های بصری روزنامه ایران با توجه به این دو مفهوم است. بدین منظور با ارائه الگویی تحلیلی برای درک مفاهیم مذکور و تبیین ویژگی های بصری روزنامه ی ایران، در پی پاسخ به این پرسش ها است که: کنش متقابل نظم و آشوب در یک سپهر نشانه ای چگونه باعث فهم پذیری عناصر فرهنگی می شود؟ و دوگانه ی مذکور چگونه در ویژگی های بصری روزنامه ایران منعکس شده است؟ این مقاله از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش تجزیه و تحلیل توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی لوتمان است. شیوه گردآوری اطلاعات به روش اسنادی، جامعه آماری آن تمام شمارگان روزنامه ایران و انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های بصری روزنامه ایران در یک فرآیند تاریخی و در پی کنش میان نظم و آشوب در سپهر نشانه ای ایران تثبیت شد و در این صیرورت با عبور از برخی هنجارهای پیشین در انتشار روزنامه ها به هویتی آمیخته دست یافت که از نزدیکی به «دیگری» فرهنگی و آمیزش با خود-الگوهای فرهنگی پدید آمده اند.
تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
97-106
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
فمینیسم عربی در مدار سنت و مدرنیته با تأملی در دیدگاه های عایشه تیمور و می زیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
481-497
حوزههای تخصصی:
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را به دست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنت گرای مصری و «می زیاده» نویسنده نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادی خواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشه این دو نویسنده می پردازد و به این پرسش پاسخ می گوید که این جنبش چه فرازوفرودهایی پیموده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد در جهان عرب، دو جریان فکری این موضوع را به چالش کشیده اند. یکی سنت گرای افراطی و مخالف با هرگونه حضور زنان در جامعه و دیگری جریانی که پیشرفت زنان را فقط در آزادی بی قیدوشرط از سنت های پیشین و تقلید از غرب می دانست. در این میان، یک رویکرد اعتدالی توسط عایشه تیمور و می زیاده به وجود آمد که نقطه بهینه این جنبش را در ترکیبی متعادل از سنت و مدرنیسم، با رعایت شئون زندگی اجتماعی می دانست. هرچند خاستگاه فکری این دو به کلی متفاوت بود، یکی در سنت اسلامی ریشه داشت و دیگری یک مسیحی متأثر از غرب و متمایل به مدرنیته بود، اما به باور آن ها، ایجاد دگرگونی در نگاه به زن و رفتار با او، یک ضرورت تاریخی شمرده می شد؛ بنابراین، هرگاه بحث از حقوق تضییع شده زنان به میان می آمد، این دو با هم یک صدا می شدند و این امر، نقشی بسیار مؤثر در پیشرفت این جنبش در جهان عرب بر جای گذاشت.
بررسی و امکان سنجی تحقق مسئولیت مدنی پیشگیرانه با تکیه بر قوانین حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین حقوق اداری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲
57 - 77
حوزههای تخصصی:
پیشگیری از وقوع خسارت، یکی از رویکردهای نوین در مسئولیت مدنی است. براساس رویکرد پیشگیرانه، مسئولیت مدنی در زمینه های مختلف به جای آنکه منتظر وقوع خسارت باشد به سوی پیشگیری از ایجاد خسارت گرایش می یابد و به جای اینکه همانند مسئولیت مدنی سنتی، نگاهی قهقرایی و ناظر به گذشته داشته باشد در رویکرد نوین، نگاهی مبتنی بر آینده نگری داشته و در صدد است تا از پیدایش یا تداوم خسارت در آینده جلوگیری نماید. از اینرو در این مطالعه با استفاده روش توصیفی -تحلیلی و استفاده از منابع حقوقی معتبر به بررسی وضعیت تحقق نظام مسئولیت مدنی پیشگیرانه دولت در ایران می پردازد. اساسا، مسئولیت مدنی دولت از مباحث نوین در حقوق اداری ایران است و پذیرش مسئولیت مدنی پیشگیرانه برای دولت نیز با کاستی-هایی از حیث مقررات موجود روبه رو است. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد با رعایت پاره ای از اصول اساسی مسئولیت مدنی پیشگیرانه، همچنان فضای مناسبی جهت تحقق کامل این رویکرد نوین وجود دارد که می تواند مرزهای محدود مسئولیت مدنی سنتی را درنوریده و ضمن پیشگیری، از ایجاد خسارت به شکل جدی تر نیز جلوگیری نماید. البته به رسمیت شناختن مسئولیت مدنی پیشگیرانه دولت مستلزم اصلاح قوانین موجود است.
واکاوی ویژگی های کالبدی مؤثر بر سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد مطالعه موردی شهرک اندیشه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقشار کم درآمد جامعه به طورمعمول در زمینه برخورداری از امکانات مطلوب مسکونی مورد غفلت قرارگرفته اند. این در حالی است که تأثیر عوامل محیطی نظیر مسکن، ازجمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانی ساکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به مؤلفه های ارتقای سلامت روانی در مسکن قشر کم درآمد می باشد. حال این پرسش مطرح می گردد که نقش مسکن در سلامت ساکنان چیست و چگونه می توان از این رویکرد در مطالعه مسکن قشر کم درآمد استفاده نمود. برای پاسخگویی به این پرسش در پژوهش ترکیبی حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، به منظور گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای–اسنادی و همچنین روش میدانی به صورت پرسش نامه و انجام مصاحبه از ساکنان شهرک اندیشه شهر تبریز از طریق روش پس کاوی بر اساس مدل استخراجی در محدوده هدف مطالعه استفاده شده است. بدین ترتیب که نخست ابعاد، مؤلفه و سنجه های کالبدی مسکن در کنار ابعاد سلامت روانی استخراج شده، سپس در محدوده موردمطالعه، مورد آزمون قرارگرفته شده است تا نهایتاً پیشنهاد اصلی ارائه گردد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که ارتقا سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد منوط به مجموع ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردی و ساختاری می باشد. این ابعاد به عنوان عوامل کلیدی، دارای نقش اساسی در برنامه ریزی و طراحی مسکن قشر کم درآمد ایفا می کنند، لذا از طریق دخالت دادن ابعاد استخراجی در برنامه ریزی ها و طراحی مسکن قشر کم درآمد، شاهد روندی مثبت و مؤثر در سلامت روانی ساکنین بخصوص در مسکن اقشار آسیب پذیر خواهیم بود.
مسئولیت کیفری ناشی از مداخلات پزشکی زیست شناختی در جنایات جنگی و موانع آن (با تأکید بر اساسنامه دیوان کیفری بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوقی بین المللی سال ۴۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
57 - 80
حوزههای تخصصی:
جنایات جنگی زیست شناختی (بیولوژیکی) ارتکاب یافته در طول مخاصمات مسلحانه، ازجمله سوء استفاده های متخصصان علوم زیستی و پزشکی در جهت پیروی از اهداف دولت متبوع برای پیروزی در جنگ یا دستیابی به پیشرفت های علمی و زیست شناختی است. ارتکاب جنایات جنگی در قالب پزشکی و درمانی، این پرسش را مطرح می کند که به موجب اساسنامه دیوان کیفری بین المللی، مداخلات پزشکی و زیست شناختی کادر درمان در طول مخاصمات مسلحانه در چه شرایطی برای ایشان مسئولیت کیفری ایجاد می کند و چه دفاعیاتی به عنوان موانع مسئولیت در محاکم بین المللی کیفری قابل طرح است. در این راستا مقاله پیش رو تبیین می نماید که علی رغم تصریح اساسنامه بر برخی از مصادیق جنایات جنگی به عنوان موارد نقض حق بر سلامت اشخاص مانند ایراد نقص جسمانی، آزمایش های زیست شناختی خطرناک، عقیم سازی و حاملگی اجباری، سایر مداخلات پزشکی نیز به موازات پیشرفت دانش پزشکی و با توجه به اصول اساسی و عرف بین الملل که منبع الهام بخش حقوق بین الملل محسوب می شوند، قابل مجازات هستند. در این صورت و با احراز مسئولیت کیفری مرتکبین، پذیرش دفاعیات آن ها و اثبات موانع مسئولیت کیفری با توجه به سطح علمی و دانش تخصصی پزشکان در نوع رفتار ارتکابی و التزام آن ها به رعایت اصول اخلاق پزشکی، گاه غیرممکن و گاه با دشواری بسیار همراه است.
تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.
واکاوی کیفی جلسات قرآن هفتگی زنانه در کاشمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 400
حوزههای تخصصی:
مناسک دینی یکی از عناصر فرهنگ دینی در هر جامعه ای است. جلسات قرآن هفتگی زنانه به عنوان یکی از این مناسک دینی قدمت زیادی دارد و به دلیل کارکردهایی که داشته بازتولید شده است. هدف این مطالعه، واکاوی کیفی جلسات قرآن هفتگی زنانه در کاشمر است تا انگیزه برگزاری و شرکت در این جلسات و ابعاد مختلف جلسات قرآن هفتگی، پیامدها، دیدگاه های دیگران و راهبردها بررسی شود. داده های این پژوهش کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 زن شرکت کننده در این جلسات گردآوری و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد عوامل گوناگونی در پدیدآوری مقوله مرکزی، یعنی «بازنمود ساختار هویت دینی مجالس مذهبی زنانه» نقش داشته است. شرایطی که موجب حضور زنان در این مجالس می شود، باورهای راستینشان به خداوند و دین اسلام است. عوامل زمینه ای، همسویی فکری و عوامل مداخله گر، برساخت هویت مجالس مذهبی زنانه و شرایط حضور و پایداری این جلسات را فراهم می کند. راهبردهایی مانند اخلاق مداری و تکریم انسانی و بهبود مشارکت در مجالس مذهبی زنانه سبب گرایش بیشتر زنان به این مجالس مذهبی می شود. این مجالس مذهبی پیامدهای گوناگونی مانند بازاندیشی در تعین ساختارهای دین و تجربه های منفرد دینی دارد. تمامی این عوامل تلاشی است برای بازنمود ساختار هویت دینی مجالس مذهبی زنانه که مقوله مرکزی مدل پارادایمی این پژوهش است.
دراسة كيفية تمثيل الحروف الغائبة في الإملاء العربي(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهدت العربیه فی الوقت الحاضر تحدیات کثیره جدیده فرضت على أبنائها التعامل مع دول وشعوب شتى وعلى کافه الأصعده، فکان على لغتهم العربیه أن تستجیب لکافّه تلک المستجدات، وقد استجابت لها. لکن بقیت بعض الثغرات التی کان من المفروض ألا تکون لو أنّ أبناء العربیه استوعبوا کافه طاقات لغتهم واستخدموها فی أماکنها الصحیحه. وأول تلک الطاقات المهمله فی اللغه هی الاستفاده من اللهجات العامیه کرافد یرفد الفصحى ویغذّیها، خاصه بالنسبه للأعلام الأعجمیه، حیث أدّت مسأله عدم وجود مقابل لخمسه من الأصوات الأعجمیه فی الأبجدیه العربیه، هی: الباء المثلّثه (پ)، الفاء المثلّثه (ڤ)، الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) إلى إیجاد بلبله وتخبط فی کتابه تلک الأصوات. ثلاثه من تلک الأصوات الخمسه موجوده فی اللهجات العربیه قدیماً وحدیثاً، أی أنها لیست غریبه على الأذن العربیه إلا أنها لم تُکتب لاختصاصها ببعض اللهجات وقله التحدیات التی واجهت العربیه آنذاک. هدف الدراسه هو إیجاد نظام واحد فی طریقه کتابه تلک الحروف الخمسه عن طریق إضافه رموز إلى الأبجدیه العربیه لثلاثه منها، هی: الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) واستبدال الآخرَین بأقرب معادل لهما، أی الباء والفاء. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی، حیث ناقشت طریقه العربیه فی التعامل مع الکلمات الأعجمیه، وشواهد من الکتابات المعاصره على طریقه کتابه الحروف الغائبه، وإثبات تواجد ثلاثه من الحروف الغائبه فی اللهجات العربیه القدیمه. وتوصلت إلى أنّ الحلّ یکمن فی استعاره ثلاثه رسوم من الفارسیه التی تشارک العربیه فی الإملاء والأبجدیه وإضافتها إلى الأبجدیه العربیه. ولیست تلک إضافه بقدر ما هی ترمیم وتکمیل للأبجدیه العربیه، فالأصل هو عربیه تلک الأصوات.
کارکرد تعین بخش روایت شناسی «نظریه ژار ژنت» در داستان کوتاه رئالیستی -با تکیه بر مجموعه داستان کوتاه«غریبه هاو پسرک بومی» احمد محمود-(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
262 - 287
حوزههای تخصصی:
روایت آنجا معنا و مفهوم مهمی می یابد که انسان برای درک پدیده های فردی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خویش نیازمند به شناخت آن می شود. روایت به طور خاص یک داستان است؛ داستانی که مجموعه ای از رخدادها در زنجیره زمانی در آن شکل می گیرد.در واقع، روایت آن چیزی است که داستان را بازگوید یا نمایش دهد و این نمایش یا بازگویی براساس نظریه روایت ژار ژنت(۱۹۳۰- ۲۰۱۸ ) باید در برهه ای از زمان باشد.روایت در داستان کوتاه به دلیل تمایل فراوان نویسندگان معاصر به روایت سوژه های اجتماعی تحت تاثیر مکتب رئالیسم است.این مکتب از جمله مکاتب مطرح و تاثیر گذار در ادبیات داستانی خصوصاَ داستان کوتاه معاصر ایرانی است. از مولفه های مهم این مکتب، نگرش ایدئولوژیک، زبان محاوره، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، تأویل و تفسیر وقایع تلخ جامعه، نمود طبیعی، ایراد عبارت های فلسفی، برجسته کردن امور عاطفی، وقایع سیاسی، نقدِ عملکرد دولتمردان، تشریح جزئیات وقایع و تبیین علل و عوامل حوادث را می توان نام برد. در جستار پیش رو، درصددیم که نظریه روایت شناسی ژرار ژنت در مولفه های رئالیسم موجود در مجموعه داستان کوتاه «غریبه ها» که دارای داستانی به همین نام و دو داستان کوتاه دیگر با عنوان های «آسمان آبی دز» و «با هم» اثر احمد محمود(۱۳10-۱۳81) را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در نظریه روایت شناسی ژنت سطوح گفتمان (مفهوم زمان و زیر شاخه های آن، وجه و لحن) و ترامتنیت مهمترین ویژگی های تمایز داستان و روایت دانسته شده این ویژگی ها به شکلی گسترده و ترکیبی با مولفه های رئالیسم قابل ارائه به مخاطب است
آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی معرفت شناختی صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
137 - 158
حوزههای تخصصی:
در معرفت شناسی صدرایی میان فلسفه و حکمت تمایز قاطعی هست که فلسفه فعالیتی بشری و استداللی است و حکمت کشف و شهود حقایق است؛ پرسشی که اینجا مطرح می شود امکان آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی صدرا است.بر اساس مبانی صدرا نهایت و غایت باید حکمت باشد و فلسفه راه رسیدن به آن است.این موضوع معرفت شناختی امکان آموزش فلسفه را با مشکلی بغرنج مواجه می کند؛زیرا کشف و شهود شخصی و فردی است و قابل آموزش و تعلیم نیست.سوای آن حتی در صورتی که امکان آموزش فلسفه را در نظر نگیریم، موضوعات مهم دیگری بی پاسخ خواهد ماند که از مهمترین آنها می توان به معیار سنجش مدعیات حکمی و عمومیت آنها اشاره کرد.از طرف دیگر، مبانی معرفتی صدرایی مدعی حفظ و تضمین عینیت، خصوصا عینیت ذهن/عین، هستند که دلیل آن مبنی بر عینیت و یکسانی ذاتی میان وجود عینی و ذهنی است.در حالی که اصل مبنا، یکسانی وجودات عینی و ذهنی، با ایرادات جدی مواجه است که به نظر نمی رسد به سادگی قابل ارتفاع باشد
شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۵
161 - 205
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
نقش اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۵
277 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین تاثیر اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. این پژوهش از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار می آید و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع علی است. جامعه آماری این تحقیق را 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 209 نفر از آن ها به عنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونه گیری تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) و برای سنجش نگرش فردی و کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه (اوزارالی و رونبرگ،2016)و برای پشتیبانی های اقتصاد دیجیتال از مقیاس های توسعه داده شده در بررسی بن یوسف و همکاران (2020) استفاده شد. پایایی پرسشنامه با محسابه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. روایی پرسشنامه با دو روش روایی صوری-محتوایی و روایی سازه تایید شد. یافته ها نشان دادند که نگرش فردی و کنترل رفتاری عوامل تعیین کننده ی اصلی قصد کارآفرینی هستند؛ به طوری که کنترل رفتاری درک شده تأثیر قوی تری نسبت به نگرش های فردی دارد. همچنین مدل ساختاری نشان داد که این دو عامل حدود 88 درصد از کل واریانس را تبیین می نمایند . بر اساس نتایج بدست آمده توصیه می شود که دانشگاه ها توجه و تمرکز بیشتری بر آموزش ها و تقویت مهارت های علمی و تجربی دانشجویان داشته باشند.









