مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۶۱ تا ۴٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
169 - 198
حوزههای تخصصی:
میانجیگری یکی از روش های جایگزین حل و فصل اختلاف (ADR) است که اکثر کشورهای جهان سعی در ترغیب و تشویق طرفین به حل اختلاف از این طریق دارند. مشکل اساسی که میانجیگری با آن مواجه است، لازم الاجرا نبودن موافقت نامه های ناشی از میانجیگری است. سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا برای رفع این مشکل تدابیری را به کار بسته اند که برجسته ترین آن تصویب دستورالعمل میانجیگری اتحادیه اروپا (2008) و تصویب کنوانسیون سنگاپور (2019) است. مهم ترین بحث در این دو مقرره، نحوه اجرای موافقت نامه ای است که در نتیجه میانجیگری حاصل می شود. در این مقاله با دیدگاهی تطبیقی تبیین شده است که یک موافقت نامه حل وفصل اختلاف مطابق کنوانسیون سنگاپور و دستورالعمل میانجیگری اتحادیه اروپا به چه نحو اجرا می شود. همچنین در این مقاله موضع حقوقی کشور سنگاپور به عنوان یکی از اولین تصویب کنندگان کنوانسیون بررسی و رویکرد نظام حقوقی ایران به موضوع، با توجه به لایحه دولت جهت الحاق به کنوانسیون سنگاپور بررسی شده است. در نهایت نیز پیشنهادهای مشخصی در زمینه انتخاب رژیم اجرایی موافقت نامه های حل وفصل اختلاف تجاری بین المللی ارائه شده است.
مفهوم گروه در سیاق جنایت نسل زدایی در چهارچوب اساسنامه رم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
75 - 108
حوزههای تخصصی:
با توجه به لزوم حمایت از سایر گروه ها و نیز توجه به این نکته که در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی و کنوانسیون نسل زدایی هیچ گونه تعریفی از گروه بیان نشده است، بررسی تعریف گروه از منظر دکترین، کنوانسیون پیشگیری و مجازات نسل زدایی، پیش نویس اساسنامه دیوان کیفری بین المللی، اساسنامه رم و نیز رویه قضایی دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق و روندا در درک بهتر گستره گروه و نیز در راستای امکان سنجی توسعه صلاحیت دیوان کیفری بین المللی در حمایت از سایر گروه ها ضروری می نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فقدان معیار و ضابطه مشخص و روشن در تمییز سایر گروه ها از جمله گروه های سیاسی و فرهنگی، ملاحظات دولت ها در برابر توسعه مفهوم گروه و نیز نگرانی های ابرازشده در خصوص امکان عدم تصویب اسناد مرتبط توسط دولت ها به دلیل گستره بیشتر جرم نسل زدایی، مهم ترین دلایل حمایت کیفری انحصاری از چهار گروه ملی، مذهبی، قومی و نژادی در کنوانسیون و اساسنامه رم بوده است.
The Arbitrator’s Jurisdiction in Uncovering Fraudulent Evidence: In Light of the Practices of the International Chamber of Commerce(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
When parties to a dispute select arbitration as their means of resolving the conflict, they relyon evidentiary materials to present claims or defenses. In this context, the likelihood of oneparty engaging in fraudulent practices in the presentation of evidence and utilizing fraudulentmaterials to influence the arbitration process is significant. According to the arbitration practicesof the International Chamber of Commerce (ICC), it has been established that an arbitratorlacks independent and direct authority to uncover such fraudulent evidence. However, whenthe opposing party challenges the evidence as fraudulent and raises allegations of fraud in thearbitration, the arbitrator is obliged to address this objection and examine the validity of eachpiece of evidence according to its nature. Failure by the arbitrator to consider such evidence canundermine the credibility and value of the arbitral award. When the award issued by the arbitrationauthority is tainted by falsehood and fraud, it loses its enforceability. Therefore, delineating thescope of the arbitrator’s authority in the face of fraudulent evidence is of paramount importance.Analyzing arbitration practices and the conduct of arbitrators, particularly within the frameworkof the ICC when confronted with fraudulent evidence, will ultimately contribute to theestablishment of a unified procedure. This article employs a descriptive-analytical methodology,utilizing library resources to address the question of what the scope of the arbitrator’s jurisdictionis in uncovering fraudulent evidence.
فراترکیب مطالعات هوش مصنوعی در سازمان ها با تأکید بر چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
119 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هوش مصنوعی در سازمان ها، ابزاری نوظهور برای بهبود عملکرد و تصمیم گیری است؛ اما با چالش هایی مانند محدودیت های فنی، داده ای و انسانی مواجه است. این مطالعه به بررسی و شناسایی این چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در سازمان ها می پردازد.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب به مرور مطالعات پرداخت. مقاله های مرتبط از پایگاه های معتبر داخلی و خارجی بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ شناسایی شدند. نتایج استخراج شده از تحلیل ها، در قالب ۴ تم اصلی و ۲۹ تم فرعی و در دسته های فرصت ها، چالش ها، کاتالیزورها و بازدارنده ها ارائه شده است.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، کاتالیزور مشتمل است بر شش گروه اصلی که عبارت اند از: کاتالیزورهای فناوری، عملکردی، هوشمندی، اخلاقی، کاربردی و عوامل غیرساختاری. این کاتالیزورها در تسهیل پذیرش و به کارگیری هوش مصنوعی در سازمان ها نقش مهمی دارند. همچنین، چالش های شناسایی شده در چهار دسته عمده طبقه بندی شدند که عبارت اند از: چالش های سازمانی، اخلاقی حقوقی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و منابع انسانی. از سوی دیگر، فرصت های استفاده از هوش مصنوعی مشتمل است بر: توسعه استراتژی های سازمانی، بهینه سازی فرایندها و زنجیره تأمین، مدیریت بحران و ریسک و افزایش دقت و کاهش خطاها. در نهایت، بازدارنده های اصلی عبارت اند از: نیاز به سرمایه گذاری، محدودیت های فناوری و زیرساخت و شکاف مهارتی میان نیروی انسانی و نیازهای جدید.
نتیجه گیری: این مطالعه بر پتانسیل هوش مصنوعی در بهبود کارایی سازمانی و کاهش هزینه ها تأکید می کند؛ اما همچنین نیاز به برنامه ریزی استراتژیک، حمایت مالی و توسعه زیرساخت های فناوری را نیز در کانون توجه قرار می دهد.
ریشه یابی علل بروز پدیده زنان کارگرکشاورزی دلفان با کاربست تکنیک RCA و پیشنهاد راهبردهای متناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
205 - 256
حوزههای تخصصی:
حضور بیش از ۶۰۰ زن کارگر روزمزد کشاورزی در میدان اصلی شهرستان دلفان استان لرستان ، به عنوان نمادی از وضعیت اشتغال نامناسب، توجه رسانه ها، نهادهای مدنی و مسئولان را برانگیخته و بیم آن می رود که در صورت بروز حادثه ای پیش بینی نشده، به بحرانی اجتماعی یا امنیتی تبدیل شود. هدف این مقاله ریشه یابی علل بروز پدیده است که برای این منظوراز تکنیک "تحلیل علل ریشه ای "استفاده شد. در ادامه راهبردهای متناسب بر اساس علل ریشه ای شناسایی شده عنوان شد.این مطالعه از نوع کاربردی و با روش تحقیق کیفی انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده ازروش کیفی از ابزار مصاحبه عمقی با 25 نفر از زنان کارگر کشاورزی و 19 نفر از صاحبنظران و کارشناسان حوزه توسعه،زنان،کار وکشاورزی انجام شد. افراد مورد مطالعه به صورت هدفمند و با نمونه گیری بارز انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد مهمترین علل ریشه ای مشترک بین زنان کارگر ، صاحبنظران و مسوولان مربوط به فقر، وضعیت خانوادگی زنان، کم توجهی متولیان به موضوع، فقدان مشاغل و درآمدهای جایگزین و تمایل به ساعت کار شناور بود. با این همه، زنان کارگر بیشتر بر ابعاد اقتصادی و احساس امنیت خود حین انجام این مشاغل تاکید داشتند و سایر موارد در اولویت های بعدی قرار داشت. از سوی دیگر، کارشناسان و مسوولان بر زمینه های فرهنگی- اجتماعی مانند چالش های فرهنگی گذار از فرهنگ سنتی و مردسالارانه و همچنین تمایلات مطالبه گری زنان متمرکز بودند. با توجه به اقدامات مقطعی ، پراکنده وسطحی نهادها و سازمانهای مرتبط در سطح ملی و منطقه ای راهبردهای پیشنهادی بر مبنای یافته ها حاکی از آن است که در قوانین بالا دستی جمهوری اسلامی ازجمله قانون اساسی، قانون کار و برنامه های توسعه ظرفیت های مناسبی برای کاهش آسیبهای این پدیده وجود دارد اما این راهبردها عمدتا" با اقدامات سطحی و غیر کارشناسی نادیده گرفته می شود و همین امر باعث تعمیق بیشتر مشکلات این قشر از کارگران زن بخش کشاورزی می شود.
واکاوی تأثیرات نظام اقتصادی صفوی بر سازمان دهی فضایی شهر اصفهان با رویکرد ارتباط معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
93 - 115
حوزههای تخصصی:
دوره صفوی به عنوان یکی از ادوار مهم و برجسته در تاریخ ایران، تحولات بنیادینی را در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی شهرهای ایران رقم زد. در این میان، شهر اصفهان که در جایگاه پایتخت صفویان قرار داشت، تجلی گاه عینی این تحولات و بازتاب دهنده نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم در آن عصر به شمار می آید. این شهر در دوران مذکور، تغییرات شگرفی را در سامان دهی فضایی خود تجربه نمود؛ با این وجود، بررسی نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر ساختار فضایی اصفهان در مقایسه با دیگر ابعاد، کمتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. پژوهش حاضر قصد دارد، به تحلیل و تبیین نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر سازمان فضایی شهر اصفهان از رهگذر بررسی پیوندهای میان معماری و شهرسازی در این دوره تاریخی بپردازد. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تاریخی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. به منظور دستیابی به نتایج دقیق تر، میدان نقش جهان و بافت پیرامونی آن به عنوان مطالعه موردی برگزیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای اقتصادی حاکم در این دوره به صورت مستقیم بر شکل گیری فضاهای عمومی، ساختار بازارها و نحوه استقرار محلات شهری اثرگذار بوده است. گسترش شبکه های تجاری و توسعه زیرساخت های ارتباطی و خدماتی در سایه سیاست های اقتصادی صفوی، تأثیرات عمیقی بر سازمان فضایی شهر اصفهان به جا گذاشت. نتیجه نهایی تحقیق حاکی از آن است که میان نظام اقتصادی و سازمان فضایی شهر اصفهان در دوره صفویه، ارتباطی تنگاتنگ و متقابل برقرار بوده است. هم پیوندی میان معماری و شهرسازی در فرآیند فضاسازی های شهری کاملاً مشهود بوده و همگرایی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل دهی به هویت بصری و فرم فضایی شهر اصفهان، نقشی محوری ایفا کرده است.
واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
43 - 52
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی صورت گرفت. نوع پژوهش کاربردی و روش کیفی است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 24 نفر (13 دختر و 11 پسر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد مصاحبه های نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. جهت تحلیل اطلاعات از روش کلایزی استفاده شد. از مجموع تحلیل مصاحبه های مشارکت کنندگان 4 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 14 مفهوم اولیه حاصل شد. عوامل برانگیزاننده مشارکت کنندگان از برقراری روابط متعدد با غیرهمجنس؛ اجتناب تجربه ای شامل فرار (فرار از شکست عاطفی، فرار از آسیب رابطه های شکست خورده و فرار از تنهایی)، نیاز به هیجان خواهی شامل رفع محرومیت هیجانی (تجربه هیجان های خوشایند و افزایش مهرورزی)، نیاز به بقاء شامل امنیت (نیاز جنسی، نیاز مالی و نیاز به صحبت با جنس متفاوت) و جبران (جبران اشتباهات و جبران کمبودهای روابط گذشته) و یادگیری مشاهده ای شامل همسویی با دوستان (دریافت تحسین و تمجید و تاییدطلبی) و همسویی با رسانه های اجتماعی (رفع احساس لجاجت و کینه ورزی سرگرمی و تفریح) بود. بنابراین کمبودهای زندگی افراد و جبران آنها، نیازهای طبیعی و مشاهده دیگران در شکل گیری انگیزه گرایش به تعدد روابط عاطفی نقش دارد.
بررسی تطبیقی اتحاد نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
269 - 294
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل پیچیده فلسفی، شناخت حقیقت انسان و به ویژه رابطه نفس با بدن است. اتحاد نفس و بدن از جمله مسائلی است که به دلیل تجرد نفس و مادی بودن بدن، نظر بسیاری از فلاسفه به ویژه فیلسوفان اسلامی را به خود جلب کرده است. موضوع این مقاله تحلیل آرای ابن سینا و ملاصدرا درباره اتحاد نفس و بدن است. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی - تحلیلی است. هر دو فیلسوف ایده قدیم بودن نفس، که از افلاطون به یادگار مانده است، را رد می کنند. ابن سینا نفس را در مقام ذات و در مرتبه فعل از زمانی که به بدن ملحق شده است، مجرد می داند، اما ملاصدرا نفس را در مقام ذات مجرد، ولی در مرتبه پیدایش، قائل به حدوث جسمانی آن است. در این مقاله نشان داده ایم که سخنان ابن سینا دارای قوت بیشتری است. زیرا اشکال تبدّل ماهیت، که برخی از محققان در فلسفه اسلامی به نظریه ملاصدرا گرفته اند، بر نظریه ابن سینا، که نفس را در پیدایش و پس از آن مجرد می داند، وارد نمی شود. ضمن اینکه رابطه نفس و بدن از نظر ابن سینا عرضی است، زیرا او نفس را مدبر بدن می داند، ولی ملاصدرا رابطه نفس و بدن را ذاتی و اتحادی می داند.
بررسی اهمیت؛ اسباب و آثار وحدت و وفاق در ساحت قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وحدت و وفاق از اصول بنیادین در اسلام است که تأثیر عمیقی بر حیات فردی و اجتماعی مسلمانان دارد. لذا با توجه به لزوم جلوگیری از وقوع اختلاف و تشتت در جامعه اسلامی، ضرورت دارد به بررسی اهمیت وحدت و وفاق در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و اسباب اتحاد جمعی و آثار آن پرداخته شود. بدین منظور این تحقیق با روشی توصیفی به تبیین مفهوم وحدت و وفاق؛ اسباب وحدت و اتحاد و آثار آن در ساحت آموزهای قرآن کریم و روایات معصومان (ع) پرداخته و یافته ها حاکی از آن است که تحقق وحدت و وفاق نه تنها سبب تحکیم امنیت، حل نزاع ها و اتحاد در جامعه اسلامی می شود بلکه زمینه ساز دستیابی به اهداف عالی انسانی نیز خواهد بود و آثاری همچون ارتقای عزت؛ خیر و رشد فردی و اجتماعی و تحقق تمدن اسلامی را نیز دارا می باشد.
تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.
اثربخشی آموزش تربیت مثبت مدرسه محور بر شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تربیت مثبت مدرسه محور بر شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان ایلخچی در سال تحصیلی 1405-1404 بودند که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه (اینلی و بورک، 1999؛ QOSL)، پرسشنامه شایستگی های اجتماعی- هیجانی (زو و ای، 2012؛ SECQ) بود. در این مطالعه، گروه آزمایش بسته آموزش تربیت مثبت مدرسه محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه تفاوت معناداری در سطح (001/0>P) وجود داشت. در نتیجه آموزش تربیت مثبت مدرسه محور می تواند به عنوان روش آموزشی مؤثر در جهت افزایش شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی مدل راهبردی مدیریت دانش در سازمان های ورزشی: مورد مطالعه اداره کل ورزش و جوانان استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که هدف پژوهش سنجش افکار، نگرش ها، باورها و برداشت های مسئولان سازمان ورزش و جوانان استان تهران است، مناسب ترین راه حل، مطالعه سیستماتیک ترکیبی مانند روش کیو است. هدف توصیفی- تبیینی با رویکرد کیفی- کمی انجام شده است. ابزار اولیه جمع آوری داده ها پرسشنامه کیو بود. شرکت کنندگان 56 نفر از استادان دانشگاه و کارشناسان سازمانی مرتبط با موضوع مورد مطالعه بودند که از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب آن ها استفاده شد. یافته ها 8 دسته موضوعی را نشان می دهد. براساس میزان توافق، می توان گفت که عامل مشارکت در تولید دانش با 70/27 درصد بیشترین میزان توافق را دارد و پس از آن عامل مدیریت دانش منابع انسانی با 23/5 درصد، عامل استفاده از فناوری های نوین با 30/4 درصد و عامل سرمایه اجتماعی با 30/4 درصد. عامل توسعه اقتصادی دانش بنیان با 20/4 درصد، عامل پایگاه داده بزرگ مقیاس با 73/1 درصد و ضریب ایجاد مکانیسم بازخورد دانش با 43/1 درصد به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفتند. در این مقاله نگاهی دقیق تر به این مدل نوآورانه شده است و راه هایی را که در آن بخش ورزش و جوانان استان تهران را متحول می کند، بررسی کرده ایم. از آموزش گرفته تا اطلاع رسانی و همکاری با جامعه، کلیه عناصر کلیدی این رویکرد جدید قدرتمند در توسعه ورزش و جوانان بررسی شده است.
خراسانیات (4): چو شمع سوزم و پروانه وار خاموشم
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
265 - 284
حوزههای تخصصی:
روزنامه «فکرآزاد» یکی از مجلاتی است که در اواخر دوره قاجار در مشهد به مدیریت احمد بهمنیار کرمانی منتشر می شد. از شماره پیشین در «خراسانیّات» اشعاری که در این مجله منتشر و در منابع دیگر درج نشده را استقصا و براساس ترتیب زمانی سلسله وار منتشر می کنیم.
وزن های سیمین بهبهانی: پیشنهاد انگاره ای برای طبقه بندی وزن های فرعی در اشعار فارسی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
647 - 710
حوزههای تخصصی:
فرض ما در این مقاله بر این است که تمام وزن های رایج و پرکاربرد شعر فارسی که خود به دسته وزن های اصلی و مشتق تقسیم می شوند، به سادگی در درون دستگاه وزن یا نظام طبقه بندی ابوالحسن نجفی می گنجند، اما تعدادی وزن عمدتاً جدید و در عین حال مطبوع باقی می مانند که به سادگی در نظام طبقه بندی ابوالحسن نجفی نمی گنجند که ما آنها را وزن های فرعی نامیده ایم. سیمین بهبهانی از وزن های فرعی بسیاری در اشعار خود استفاده کرده است، و ما در این مقاله در چارچوب قواعد و شیوه تقطیع ابوالحسن نجفی و نیز شیوه طبقه بندی علی اصغر قهرمانی مقبل، می کوشیم تا اولاً تمام آنها را استخراج و توصیف کنیم، و ثانیاً راهی برای گنجاندن آنها در درون نظام طبقه بندی ابوالحسن نجفی و درنتیجه طبقه بندی و نام گذاری آنها پیشنهاد کنیم.
تحلیل مسیر رابطه بین جنسیت، سطح تحصیلات و دینداری با عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در بین مسلمانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
235 - 268
حوزههای تخصصی:
دین، فرهنگ و استعاره های مفهومی با تعیین علل ارزشی و ضد ارزشی احساسات، به کنترل و ساماندهی احساسات و افزایش شادمانی کمک می کند؛ لذا، هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر جنسیت، تحصیلات و دین داری بر رابطه عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در مسلمانان ایرانی است. پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی بود. از بین کلیه مسلمانان ایرانی ۳۹۸ زن و مرد با سطوح تحصیلی مختلف به صورت در دسترس، پرسشنامه آنلاین دین داری گلاک و استارک (۱۹۶۵)، آزمون عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسشنامه نشاط اجتماعی را تکمیل کردند. یافته ها نشان می دهد که جنسیت، تحصیلات، و عمل به باور دینی تأثیر مثبت و معناداری بر نشاط اجتماعی و دین داری دارند (۰۵.>p). همچنین، دین داری بر نشاط اجتماعی و عمل به باور دینی بر تحصیلات و جنسیت نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵.>p). اثر عمل به باور دینی بر نشاط اجتماعی با میانجی گری جنسیت و تعدیل تحصیلات معنادار است (۰۱.>p)، اما با میانجی دین داری معنادار نیست (۰۵.<p). همچنین اثر عمل به باور دینی بر دین داری از طریق تحصیلات و جنسیت معنادار است (۰۵.> p). با این حال، تحصیلات و جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارند (۰۵.<p). همچنین، عمل به باورهای دینی از طریق دین داری یا جنسیت/تحصیلات، و نیز جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارد (۰۵.<p). در نتیجه، عمل به باورهای دینی، با فراهم کردن حمایت اجتماعی و احساس معنای زندگی، به طور مستقیم باعث افزایش نشاط اجتماعی می شود درحالی که باورهای دینی به طور غیرمستقیم و به ویژه تحت تأثیر عواملی مانند جنسیت و تحصیلات می توانند بر نشاط اجتماعی تأثیر بگذارند. تحصیلات و جنسیت بر شدت و نوع رابطه بین دین داری و نشاط اجتماعی تأثیر دارند.
الگوی مدیریت جهادی مبتنی بر تجربیات فرماندهان سپاه دوران دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
177 - 207
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی یعنی : فرا گرد به کارگیری منابع مادی و انسانی با نگاه، احساس، روحیه و حرکت جهادی با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت بر مبنای نظام ارزشی اسلامی(مقام معظم رهبری) (مدظله العالی ) هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت جهادی است. این پژوهش ازنظر هدف توسعه ای- کاربردی بوده و از نظر نحوه گرد آوری داده ها از نوع توصیفی- تحلیلی واز نظر روش اجرای تحقیق کیفی می باشد. روش نمونه گیری، غیر تصادفی هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری است. جمع آوری اطلاعات مورد نیاز به صورت بررسی کتابخانه ای و میدانی است و از ابزار مصاحبه با فرماندهان و صاحب نظران دوران دفاع مقدس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل محتوا و تحلیل مضمون و از نظام مقوله بندی مضامین فراگیر، سازماندهنده و پایه استخراج شد. اعتبار سنجی (روایی وپایایی) آن از طریق خبرگی و از طریق محاسبه ضریب توافق کاپا کوهن بدست آمد ، پس ازحذف، تعدیل و دسته بندی کردن، 4مضامین فراگیر با عنوان اعتقادی دارای دو سازمان دهنده (خدا محوری و ولایت مداری) وبا 15 مضمون پایه، فرگیر دوم با عنوان رفتاری دارای دو سازمان دهنده( رفتار فردی و ویژگی های شخصیتی) و با 12 مضمون پایه، فراگیر سوم با عنوان ساختاری دارای دو سازمان دهنده(تخصصی فنی و مهارتی، سازمانی مدیریتی) با 48 مضمون پایه و فراگیر چهارم با عنوان زمینه ای دارای 3 سازمان دهنده(مخاطبین (پیروان)، نیازها و منابع و شرایط و اقتضائات) با 27 مضمون پایه حاصل شد. در نهایت الگو نیز ترسیم گردید.
وفاق در سیره و مدیریت حضرت محمد(ص)؛ الگویی تمدنی برای جامعه معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
79 - 98
حوزههای تخصصی:
سیره شخصیتی و عملکرد مدیریتی رسول الله در پیشگیری از مسائل و بحران های مختلف سیاسی و اجتماعی عصر نبوی برای جامعه حال حاضر الگو و سرمشق محسوب می شود. در نگاه کلی نگر و با مطالعه سیره آن حضرت، کاهش تنش های اجتماعی و سیاسی عصر نبوی با محوریت برقراری وفاق از سوی پیامبر (ص) بوده است. براین اساس، در پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که از مصادیق وفاق در سیره رسول الله در عصر مدنی می توان چه الگویی برای جامعه معاصر اخذ کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ورود مسلمانان به مدینه و قرارگیری در فضای مدنی جدید، رسول الله را به این سمت سوق داد که زمینه اتحاد و وفاق اسلامی را از همان ابتدا و در ارکان مختلف جامعه اسلامی فراهم کند. ساخت مسجد با مشارکت همه مسلمانان، انعقاد پیمان نامه عمومی و عقد مواخاه در همان ابتدای حضور رسول الله در مدینه همدلی، اتحاد و وفاق را با تکیه بر علایق و منافع مشترک همچون تأمین امنیت عمومی، رفاه، آبادانی و ایجاد سازوکار تشکیلاتی برای دولت نبوی فراهم کرد. این پشتوانه موجب آن شد که رسول الله در غزوات و سرایا بتواند موفق عمل کند و با برقراری پیمان با قبایل در سال نهم هجرت پازل همدلی و وفاق اسلامی تکمیل شود. جستار حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع متقدم کتابخانه ای نگاشته شده است.
از تن مجازات شده تا روان نظارت شده: مطالعه ای بر بدن سیاسی در دوره ی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: از نظر فوکو، سوژه سرشت و ماهیتی از پیش موجود و بنیادین ندارد، بلکه محصول و برساخته تحولات تاریخی است. او تلاش کرد نشان دهد که چگونه انسان ها، در نتیجه قرار گرفتن درون شبکه پیچیده ای از روابط قدرت، تحت سیطره این قدرت شکل می گیرند. بر همین اساس، این پرسش مطرح می شود که از منظر اندیشگانی فوکو، چه نسبتی میان تن، روان و قدرت در دوران قاجار و پهلوی برقرار بوده است؟ در اندیشه فوکو، سوژه و بدن او در فرایند تحول سازوبرگ های قدرت، از قدرت آئینی به قدرت انضباطی و در نهایت به مرحله حکومت مندی و تولد قدرت سراسربین متحول می شود. در این سیر تاریخی، بدن همچنان آماج اصلی سرکوب، تعذیب و مجازات باقی می ماند، اما به تدریج ابژه اصلی قدرت از بدن به سوی روان متمایل می شود. هدف این پژوهش تبیین چگونگیِ تحول ساختارهای اجتماعی برای بهنجارسازیِ مردم و تبدیل ساختکارهای رعیت محور (با تمرکز بر تن رعایا) به شهروندمحور (با تمرکز بر روان رعایا) در دوره قاجار و پهلوی است. روش: در این مقاله، به جنبه ای از نوشتارها و مطالعات فوکو توجه شده که در آن ها به «تنانگی» و «نظریه های مربوط به بدن» اشاره شده است. فوکو و نظرگاه ویژه او درباره بدنِ سیاسی شده شهروندان، به عنوان نقطه تمرکز این پژوهش؛ زمینه را برای ارائه یک الگوی نظریِ محقق ساخته فراهم می کند که با استفاده از آن می توان به تبارشناسیِ قدرتِ اعمال شده بر بدنِ هستی های سیاسی پرداخت. یافته ها: در دوره قاجار، قدرت شاه بر اساس الگوی قدرت آیینی شکل گرفت که در آن سلطه از طریق نمایش خشونت بر بدن اجتماعی تثبیت می شد. مجازات های سنگین، همچون اعدام و قطع اعضای بدن، ابزاری برای تحکیم سلطه مطلق شاه بودند. اصلاحات عباس میرزا در سده نوزدهم به تدریج الگوهای سلطه را تغییر داد و از خشونت فیزیکی به سیاست های جدید بدن و تربیت سوژه های مطیع گرایش یافت. این تغییرات در دوران پهلوی اول تکمیل شد و به ایجاد نظمی نوین منجر گردید که هدف آن کنترل دقیق و مستمر بر سوژه ها بود تا مشروعیت سیاسی جدیدی برای حکومت فراهم شود. در این دوره، دولت با استفاده از تکنیک های حکمرانی مدرن، همچون ارتش و دیوان سالاری، کنترل اجتماعی را تشدید کرد. تشکیل ارتش دائمی، تأسیس زندان قصر و تصویب قوانین محدودکننده، از ابزارهای تحمیل نظم و انضباط بودند. این تغییرات، با همراهی ایدئولوژی مدرنیته، فضایی از ترس و سرکوب ایجاد کردند و هرگونه مخالفت را سرکوب کردند. سقوط حکومت رضاشاه نشان داد که تکنولوژی های انضباطی به تنهایی کافی نیستند و قدرت متمرکز نمی تواند از واکنش جامعه جلوگیری کند. در دوران محمدرضا شاه، گفتمان جدیدی شکل گرفت که بر حکومت داری سراسری و مشروعیت بخشی به سلطه تأکید داشت. در این دوره، فردیت و آزادی های فردی تهدید می شدند و بدن ها و ذهن ها تحت نظارت های مستمر قرار می گرفتند. حکومت، از طریق گفتمان های مختلف و استفاده از تاریخ باستان، تلاش کرد مشروعیت خود را تقویت کند و به تحمیل قدرت بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بپردازد. در نهایت، این تحولات به ایجاد جامعه ای مراقبتی انجامید که در آن افراد به ابژه هایی تحت نظارت و کنترل تبدیل شدند و خشونت و سرکوب به ابزاری برای حفظ نظم و امنیت بدل گردید. Bottom of Form نتیجه گیری: گفتمان قدرت در دوران قاجار با سلطه خشونت بار بر بدن رعایا آغاز می شود که از طریق قدرت آئینی و اعمال مستقیم خشونت تثبیت می شود. در دوران پهلوی اول، قدرت انضباطی با سلطه ای باواسطه و خشونت بار بر بدن ها شکل می گیرد و زمینه ساز حکومتمندی جدید می شود. با پیچیده تر شدن تکنولوژی های قدرت، بدن ها و ذهن ها در معرض خشونت ساختاری و نهادی قرار می گیرند. در دوران پهلوی دوم، علاوه بر بدن، روح و روان شهروندان نیز به طور کامل در اختیار دولت قرار می گیرد. این تحول باعث گشوده شدن دروازه های ذهنی و جسمی به سوی سلطه بی حدومرز می شود.
تأثیر شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه علم و فناوری:مطالعه موردی سنگاپور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
646 - 615
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه علم و فناوری، با تمرکز بر کشور سنگاپور، می پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که چگونه شاخص های حکمرانی خوب نظیر حاکمیت قانون، کنترل فساد و اثربخشی دولت، می توانند نقش مؤثری در پیشبرد توسعه علمی و فناورانه ایفا کنند. فرضیه پژوهش این است که اجرای اصول حکمرانی خوب می تواند به ایجاد زیرساخت های مناسب، جذب سرمایه گذاری خارجی و ارتقای نوآوری کمک کند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع کتابخانه ای و گزارش های بین المللی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که سنگاپور با بهره گیری از شاخص های حکمرانی خوب، توانسته به کشوری پیشرو در نوآوری های فناورانه تبدیل شود و رشد پایدار اقتصادی را تجربه کند. این پژوهش بر اهمیت تدوین راهبرد های عملیاتی و تقویت حکمرانی خوب در کشورهای در حال توسعه برای تسریع پیشرفت علم و فناوری تأکید دارد.
کاربرد شخصیت برند، مصرف کننده و صحه گذار در اثربخشی صحه گذاری ورزشکاران مشهور با رویکرد نظریه تجانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر شخصیت برند، مصرف کننده و صحه گذار بر اثربخشی صحه گذاری ورزشکاران مشهور با رویکرد نظریه تجانس بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل مصرف کنندگان محصولات ورزشی که به صورت نمونه گیری در دسترس 427 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد شخصیت برند، مصرف کننده، صحه گذار جونز و همکاران (۲۰۰۹)؛ شناسایی برند اسکالاس و بتمن (2003)، نگرش به برند پارک و همکاران (2010)، تعهد به برند فولرتون (2005) و تمایلات رفتاری پارک و همکاران (2010) استفاده شد که روایی و پایایی این پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار PLS4 و SPSS24 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که متغیر شخصیت برند به طور مستقیم دارای اثر مثبت و معناداری بر اثربخشی صحه گذار دارد و بعد شخصیت مصرف کننده و بعد شخصیت صحه گذار به صورت مستقیم بر اثربخشی صحه گذار تأثیرگذار نیست. سپس نتایج همخوانی نشان داد که تجانس شخصیت برند و مصرف کننده بر اثربخشی صحه گذار؛ تجانس شخصیت صحه گذار و مصرف کننده (از دیدگاه شخصیت مصرف کننده) بر اثربخشی صحه گذار؛ تجانس شخصیت صحه گذار و مصرف کننده (از دیدگاه شخصیت برند) بر اثربخشی صحه گذار و در نهایت تجانس شخصیت برند و مصرف کننده (از دیدگاه شخصیت صحه گذار) بر اثربخشی صحه گذار اثر معنادار دارد و سایر متغیرهای تعدیل گر بر اثربخشی صحه گذار معنی دار نبودند









